سلم در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
امّا در [[سوره]] [[محمد]] [[شأن نزول]] و خطاب توبیخیِ [[آیات]] آن، متوجه [[منافقان]] و سُست ایمانان است که از [[جنگ]] و درگیری با [[کفار]] و [[مشرکان]] به [[دلیل]] [[ترس از مرگ]]، [[خویشاوندی]] با [[مشرکان]] [[مکّه]] یا [[منافع]] مادی و [[مصالح]] شخصی [[کراهت]] داشتند و ضمن [[تضعیف]] [[روحیه]] [[مسلمانان]] با شایعه پردازی و افشای [[اسرار]] [[مسلمانان]]، [[دعوت]] به [[صلح]] و [[مسالمت]] میکردند. [[خداوند]] چنین صلحی را [[نفی]] کرده و به [[منافقان]] و سُست عنصران هشدار داده است که [[اسرار]] پشت پرده آنان را افشا خواهد کرد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ}}<ref>«بیگمان، شیطان (کفر را) در چشم آنان که به گذشته خود- پس از آنکه رهنمود برایشان روشن شد- بازگشتند، آراست و به آنان میدان داد این از آن روست که آنان به کسانی که فرو فرستادههای خداوند را نمیپسندیدند، میگفتند: در برخی کارها از شما فرمان خواهیم برد و خداوند پنهانکاری آنان را میداند» سوره محمد، آیه ۲۵-۲۶.</ref>؛ بنابراین در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ}}<ref>«پس، سستی نکنید و (دشمنان را) به سازش فرا مخوانید در حالی که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز از (پاداش) کردارهایتان نمیکاهد» سوره محمد، آیه ۳۵.</ref> اولاً پیشنهاد دهنده [[صلح]] [[مسلمانان]] [[سُست عنصر]] و [[منافقان]] هستند؛ در حالی که [[مشرکان]] و [[کفار]] در موضع [[نقض عهد]] و [[جنگ]] هستند؛ ثانیاً خطاب توبیخی به جهادگریزان و [[منافقان]] است، نه [[مؤمنان]] و [[پیامبر]] {{صل}}. حاصل اینکه [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>. [[منسوخ]] نشده و در میان [[آیات جهاد]]، به عنوان اصل عملی اولیه برای [[مسلمانان]] معتبر است، با شرایطی که برخی در [[قرآن کریم]] و بخشی در [[احادیث]] و [[روایات]] بدان اشاره شده است.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۳۴۶-۳۴۹.</ref> | امّا در [[سوره]] [[محمد]] [[شأن نزول]] و خطاب توبیخیِ [[آیات]] آن، متوجه [[منافقان]] و سُست ایمانان است که از [[جنگ]] و درگیری با [[کفار]] و [[مشرکان]] به [[دلیل]] [[ترس از مرگ]]، [[خویشاوندی]] با [[مشرکان]] [[مکّه]] یا [[منافع]] مادی و [[مصالح]] شخصی [[کراهت]] داشتند و ضمن [[تضعیف]] [[روحیه]] [[مسلمانان]] با شایعه پردازی و افشای [[اسرار]] [[مسلمانان]]، [[دعوت]] به [[صلح]] و [[مسالمت]] میکردند. [[خداوند]] چنین صلحی را [[نفی]] کرده و به [[منافقان]] و سُست عنصران هشدار داده است که [[اسرار]] پشت پرده آنان را افشا خواهد کرد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ}}<ref>«بیگمان، شیطان (کفر را) در چشم آنان که به گذشته خود- پس از آنکه رهنمود برایشان روشن شد- بازگشتند، آراست و به آنان میدان داد این از آن روست که آنان به کسانی که فرو فرستادههای خداوند را نمیپسندیدند، میگفتند: در برخی کارها از شما فرمان خواهیم برد و خداوند پنهانکاری آنان را میداند» سوره محمد، آیه ۲۵-۲۶.</ref>؛ بنابراین در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ}}<ref>«پس، سستی نکنید و (دشمنان را) به سازش فرا مخوانید در حالی که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز از (پاداش) کردارهایتان نمیکاهد» سوره محمد، آیه ۳۵.</ref> اولاً پیشنهاد دهنده [[صلح]] [[مسلمانان]] [[سُست عنصر]] و [[منافقان]] هستند؛ در حالی که [[مشرکان]] و [[کفار]] در موضع [[نقض عهد]] و [[جنگ]] هستند؛ ثانیاً خطاب توبیخی به جهادگریزان و [[منافقان]] است، نه [[مؤمنان]] و [[پیامبر]] {{صل}}. حاصل اینکه [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>. [[منسوخ]] نشده و در میان [[آیات جهاد]]، به عنوان اصل عملی اولیه برای [[مسلمانان]] معتبر است، با شرایطی که برخی در [[قرآن کریم]] و بخشی در [[احادیث]] و [[روایات]] بدان اشاره شده است.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۳۴۶-۳۴۹.</ref> | ||
==[[سلم]]== | |||
واژۀ سلم و [[سلامت]] و [[سلام]] در لغت به معنای برکنار بودن از آفات و بیماریهای ظاهری و [[باطنی]] آمده است. [[قلب سلیم]] در {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد» سوره صافات، آیه ۸۴.</ref> به معنای [[سلامتی]] [[قلب]] از آفاتی چون [[شک]]، [[حسد]]، [[کفر]]، و [[ریاست]]؛ و راههای سلام (سبلالسلام) عبارت از راهی است که در آن آفتی چون [[ناامنی]] و خطر وجود نداشته باشد {{متن قرآن|يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ}}<ref>«خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند» سوره مائده، آیه ۱۶.</ref> و نیز دارالسلام در {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref> جایگاه امنی است که به دور از آفات و خطرات باشد. | |||
سلام که [[شعار]] و [[درود]] [[اسلامی]] است {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما!» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref> به معنای آرزوی سلامتی و به دور بودن [[زندگی]] از آفات و بلیات و خطرات است، و تحیتی است که [[خداوند]] به کسانی ارزانی میدارد که از گذرگاه [[صبر]] و [[استقامت]] گذشته باشند {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>. | |||
هنگامی که شخصی به دیگری سلام میگوید در [[حقیقت]] مفهوم آن، [[دعا]] و خواستن سلامت و [[امنیت]] از خداوند برای اوست، یعنی سلامت و امنیت باد از خداوند بر تو، و این دعا و تحیت موجب [[نزول]] [[برکات]] و [[پاکی]] است. {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref> و آنگاه که از جانب خداوند متوجه [[انسان]] میشود {{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«و درود بر پیامبران» سوره صافات، آیه ۱۸۱.</ref> به معنای برخورداری [[انسان]] از [[عنایات خاص الهی]] و مصونیت وی است {{متن قرآن|لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.</ref>. | |||
[[قرآن]] [[سلام]] را [[درود]] متعارف بین [[بهشتیان]] و سلام [[واقعی]] را از خصایص [[زندگی بهشتی]] میداند {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا * إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}<ref>«در آن سخن یاوه و گناهآلودی نمیشنوند * (هیچ سخنی نشنوند) جز گفته: درود، درود» سوره واقعه، آیه ۲۵-۲۶.</ref> و آن نوع [[زندگی]] را عاری از هر نوع عوامل تعرض میشمارد. | |||
سلام به عنوان [[شعار]] [[صلح]]، تنها در برابر انسانهای طالب صلح گفته نمیشود، بلکه در مقابل کسانی که با برخورد [[جاهلانه]]، صلح را به مخاطره میافکنند، نیز سلام گفته میشود {{متن قرآن|وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>. | |||
قرآن در برابر کسانی که شعار سلام را بر زبان میآورند، [[درشتی]] و ناباوری و [[بدگمانی]] را نمیپذیرد. {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا}}<ref>«و به کسی که به شما ابراز اسلام میکند نگویید: تو مؤمن نیستی» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>. | |||
سلام بیانگر مطلوبترین حالتی است که انسان به هنگام ورود در [[بهشت]] و دریافت سند [[جاودانگی]]، آن حالت را [[احساس]] میکند {{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ}}<ref>«بدان با سلامتی درآیید که این روز جاودانگی است» سوره ق، آیه ۳۴.</ref>. | |||
ارزشمندترین و بزرگترین و مفیدترین لحظات در سال، [[شب قدر]] است که قرآن از آن به سلام یاد میکند {{متن قرآن|سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref>«آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است» سوره قدر، آیه ۵.</ref>. | |||
سلام از نامهای [[مقدس]] [[الهی]] است؛ زیرا [[مبین]] والاترین [[نعمت الهی]] است {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ}}<ref>«اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه راستین، پیروز کامشکن بزرگ منش» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref>. | |||
[[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] میگوید معنای اینکه [[خداوند]] [[سلام]] است، این است که [[بندگان]] از [[ظلم]] او در امانند؛ و [[صدوق]] در کتاب [[توحید]] آن را به معنی [[سلامت]] و امنیتدهنده [[تفسیر]] کرده، و برخی نیز به معنای سالم از هر نوع [[نقص]] و [[عیب]] و آفت دانستهاند؛ و [[علامه طباطبائی]] در [[تفسیر المیزان]] نام سلام را به معنای بیآزار تفسیر نموده و گفته است سلام کسی است که رفتارش با تو به سلامت و [[عافیت]] و به دور از ضرر و [[شر]] باشد<ref>قاموس القرآن، ج۳، ص۲۹۹.</ref>. | |||
[[سلم]] (بر وزن [[علم]]) مترادف با [[صلح]] و به معنای [[مسالمت]] است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً}}<ref>«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید» سوره بقره، آیه ۲۰۸.</ref>؛ و همچنین سلم (بر وزن [[عقل]]) به معنای [[سازش]] عادلانه و [[همزیستی]] است. {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>؛ و [[اسلام]] به معنی [[انقیاد]]، و [[تسلیم]] به معنی سر فرود آوردن؛ و [[دین الهی]] از آن جهت اسلام نامیده شده {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>، چون [[دین]] [[واقعی]]، انقیاد در برابر خداست، و سلامت و مسالمت و صلح واقعی در نهاد و [[ضمیر آدمی]] هنگامی تحقق مییابد که [[انسان]] به انقیاد کامل از [[خدا]] رسیده باشد {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و واژۀ سلم هم به همین معنا آمده است {{متن قرآن|وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ}}<ref>«و در آن روز به (درگاه) خداوند سر تسلیم فرود میآورند» سوره نحل، آیه ۸۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۵۵ – ۳۵۳.</ref><ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۴۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']] | |||
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||