جنگ احد: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ مارس ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'دست' به 'دست'
جز (جایگزینی متن - 'سواره نظام' به 'سواره‌نظام')
جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
خط ۴۸: خط ۴۸:
رفته‌ رفته [[دشمن]]، خود را به [[رسول خدا]] {{صل}} رسانیدند و با پرتاب سنگ، [[دندان پیشین]] ایشان را شکستند و لب و صورتش را مجروح ساختند. بر اثر ضربت [[شمشیر]] لیثی، گونه [[پیامبر]] {{صل}} شکافته شد به حدی که حلقه‌های کلاه‌خود حضرت، در آن فرو رفت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۵.</ref>.
رفته‌ رفته [[دشمن]]، خود را به [[رسول خدا]] {{صل}} رسانیدند و با پرتاب سنگ، [[دندان پیشین]] ایشان را شکستند و لب و صورتش را مجروح ساختند. بر اثر ضربت [[شمشیر]] لیثی، گونه [[پیامبر]] {{صل}} شکافته شد به حدی که حلقه‌های کلاه‌خود حضرت، در آن فرو رفت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۵.</ref>.


با این حال، انتشار خبر کشته شدن [[پیامبر]] {{صل}} [[خیال]] [[قریش]] را راحت کرده بود. آنان در میان کشتگان در جستجوی جنازه [[پیامبر]] {{صل}} بودند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۶-۲۳۷.</ref> و این [[فرصت]] مناسبی را برای محافظان اندک [[پیامبر]] {{صل}} فراهم آورده بود تا ایشان را به سوی کوه [[احد]] منتقل کنند. [[یاران پیامبر]] {{صل}} نیز چنین [[مصلحت]] دیدند که خبر کشته شدن [[پیامبر]] {{صل}}، [[تکذیب]] نشود تا او بتواند همراه [[یاران]] خود به سوی دره کوه، حرکت کند. در این مسیر، حضرت در میان گودالی افتاد که [[ابوعامر]] بر سر راه [[مسلمانان]] کنده بود و دو زانویش زخمی شد. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}[[دست]] ایشان را گرفت و به کمک [[طلحه]]، حضرت را از آنجا بیرون کشید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۳.</ref>.
با این حال، انتشار خبر کشته شدن [[پیامبر]] {{صل}} [[خیال]] [[قریش]] را راحت کرده بود. آنان در میان کشتگان در جستجوی جنازه [[پیامبر]] {{صل}} بودند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۶-۲۳۷.</ref> و این [[فرصت]] مناسبی را برای محافظان اندک [[پیامبر]] {{صل}} فراهم آورده بود تا ایشان را به سوی کوه [[احد]] منتقل کنند. [[یاران پیامبر]] {{صل}} نیز چنین [[مصلحت]] دیدند که خبر کشته شدن [[پیامبر]] {{صل}}، [[تکذیب]] نشود تا او بتواند همراه [[یاران]] خود به سوی دره کوه، حرکت کند. در این مسیر، حضرت در میان گودالی افتاد که [[ابوعامر]] بر سر راه [[مسلمانان]] کنده بود و دو زانویش زخمی شد. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}دست ایشان را گرفت و به کمک [[طلحه]]، حضرت را از آنجا بیرون کشید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۳.</ref>.


اولین نفر از [[مسلمانان]] که [[رسول خدا]] {{صل}} را زنده دید و خبر آن را به دیگران [[بشارت]] داد، [[کعب بن مالک انصاری]] بود؛ پس فریاد زد: "ای [[مسلمانان]] [[بشارت]]! این [[رسول]] خداست". اما [[پیامبر]] {{صل}} به او اشاره کرد که ساکت باشد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. [[مسلمانان]] با دیدن [[رسول خدا]] {{صل}}، ایشان را در بر گرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. سپس حضرت بر فراز کوه [[احد]] رفت و در آنجا کمی استراحت کرد. [[علی]] {{ع}} برای حضرت، [[آب]] آورد و ایشان با آن [[آب]]، [[خون]] را از سر و صورت خویش شست<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۶-۱۲۷؛ [[لطف‌الله خراسانی|خراسانی، لطف‌الله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
اولین نفر از [[مسلمانان]] که [[رسول خدا]] {{صل}} را زنده دید و خبر آن را به دیگران [[بشارت]] داد، [[کعب بن مالک انصاری]] بود؛ پس فریاد زد: "ای [[مسلمانان]] [[بشارت]]! این [[رسول]] خداست". اما [[پیامبر]] {{صل}} به او اشاره کرد که ساکت باشد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. [[مسلمانان]] با دیدن [[رسول خدا]] {{صل}}، ایشان را در بر گرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال الصحابه، ج۳، ص۲۱۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. سپس حضرت بر فراز کوه [[احد]] رفت و در آنجا کمی استراحت کرد. [[علی]] {{ع}} برای حضرت، [[آب]] آورد و ایشان با آن [[آب]]، [[خون]] را از سر و صورت خویش شست<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۸۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۲۶-۱۲۷؛ [[لطف‌الله خراسانی|خراسانی، لطف‌الله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش