|
|
| خط ۳: |
خط ۳: |
| == چیستی [[لطف]] == | | == چیستی [[لطف]] == |
| * [[لطف]] در لغت یعنی [[نرمی]] در کار و [[کردار]]، [[مدارا]]، خوش [[رفتاری]]، [[مودت]]، نیکویی و نیکوکرداری<ref>مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۰؛ لغتنامه دهخدا، ۱۲/ ۱۷۳۷۶. </ref>. اما در اصطلاح یعنی [[انگیزه]] ای که [[مکلف]] را به [[طاعت]] [[خداوند]] نزدیکتر و از معصیتش دور میسازد، به طوری که [[مکلف]] با [[اختیار]] و میل قلبی تکلیفش را انجام دهد<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۰. </ref>. | | * [[لطف]] در لغت یعنی [[نرمی]] در کار و [[کردار]]، [[مدارا]]، خوش [[رفتاری]]، [[مودت]]، نیکویی و نیکوکرداری<ref>مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۰؛ لغتنامه دهخدا، ۱۲/ ۱۷۳۷۶. </ref>. اما در اصطلاح یعنی [[انگیزه]] ای که [[مکلف]] را به [[طاعت]] [[خداوند]] نزدیکتر و از معصیتش دور میسازد، به طوری که [[مکلف]] با [[اختیار]] و میل قلبی تکلیفش را انجام دهد<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۰. </ref>. |
|
| |
| == برآیند بحث [[وجوب بعثت نبی]]، بر مبنای قاعده لطف ==
| |
| * بر اساس مفروضات بیان شده در [[وجوب لطف بر خداوند]] برای [[هدایت]] [[انسان]] و [[عبث]] نبودن [[خلقت]] او، میتوان از قاعده لطف برای [[اثبات نبوّت عامه]] نیز استفاده کرد و چنین نتیجه گرفت:
| |
| # وجود [[نبی]] و [[رسول الهی]] [[لطف]] است (صغری)؛
| |
| # [[لطف]] بر [[خدا]] [[واجب]] است (کبری)؛
| |
| * نتیجه آنکه: وجود [[نبی]] و [[بعثت]] او بر [[خداوند]] [[واجب]] است.
| |
| * [[اثبات]] صغرای [[قیاس]] به این ترتیب است که [[انسان]] از طریق تحصیل [[علوم]] متعارف نمیتواند به همه [[کمالات معنوی]] [[دست]] یابد؛ زیرا راه [[آگاهی]] و [[درک عوالم غیب]] برای انسانهای عادّی بسته است و اطّلاع از آن تنها از [[طریق وحی]] و [[شرایع الهی]] محقّق میشود؛ چنانکه فرمود: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>
| |
| * معنای ذیل [[آیه]] اِشعار به آن دارد که سنخ [[تعالیم]] [[انبیاء]] {{عم}} به گونهای است که هرگز برای [[بشر]] عادی با ابزار [[عقل]] و تجربه و [[استدلال]] قابل دسترسی نیست: {{متن قرآن|يُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>.
| |
| * بنابراین، اگر کمال [[انسان]] بدون [[ارسال رسل]] و سایر شیوهها برای انجام [[تکالیف الهی]] محقّق نمیشود، بر [[خداوند حکیم]] [[واجب]] است که [[الطاف]] خود، یعنی شیوههای انجام [[تکالیف]] از سوی مکلّف را برای او فراهم کند؛ که در غیر این صورت، [[نقض غرض]] از [[خلقت انسان]] حاصل میشود و این عقلاً [[قبیح]] است و [[فعل قبیح]] از [[خداوند حکیم]] محال است.
| |
| * و اما [[اثبات]] تلازم میان صغری و کبرای [[قیاس]] نیز به این ترتیب است: [[لطف الهی]] به بندهاش به معنای فراهم کردن اسباب [[توفیق]] در اجرای امور است. در مورد [[اطاعت خداوند]]، لُطف امری است که به واسطه آن راه [[اطاعت]] خداوندی [[بندگان]] هموار میشود.
| |
| * از سوی دیگر، همانطور که بیان گردید، [[خداوند حکیم]] [[خالق]] [[انسان]] است و [[هدف]] او از [[خلقت]]، کمال بخشیدن به [[انسانها]] بوده است. نیز میدانیم که کمال [[انسان]] تنها در مادّیات و فربه شدن [[جسم]] [[دنیوی]] (همانند حیوانات) خلاصه نمیشود؛ بلکه او علاوه بر بعد مادّی، دارای بعدی [[معنوی]] نیز هست و برای ابدیّت و سیر به سوی [[زندگی]] دائمی در [[عالم آخرت]] [[خلق]] شده است. بنابراین، کمال او در سایه [[کمالات معنوی]] از قبیل [[تحصیل علم]] و [[ایمان]] و [[معرفت]] به [[توحید]] و سایر [[فضائل]] [[توحیدی]] تعریف شده است. پس میباید راه برای طیّ این مسیر برای [[انسان]] باز باشد؛ تا هر کس خواست، با [[علم]] و [[اختیار]] خود و بسته به [[میزان]] تلاش و همّتش، به کسب [[کمالات معنوی]] بپردازد.
| |
| * بدین ترتیب، کبرای [[قیاس]]، که قاعده لطف درباره [[انسان]] میباشد، نیز ثابت میشود؛ یعنی فراهم نمودن اسباب رسیدن [[انسان]] به کمال [[معنوی]] - که همان [[لطف]] است - بر [[خداوند]] [[واجب]] است.
| |
| * '''نکته مهم در همه تعاریف آنکه:''' در قاعده لطف، قید "[[اختیار]]" در همه موارد ذکر شده است. بر این اساس، در هر دو [[لطف]] [[مقرّب]] و محصّل، عنصر "[[اختیار]]" از جمله اجزاء اصلی تعریف است و اگر [[اجبار]] و اکراهی در کار باشد، تقرّبی برای مکلّف در پی نخواهد داشت. لذا قاعده لطف با [[شرایع الهی]] و لوازم آن گره خورده است؛ وگر نه همه موجودات عالم، از ملائک گرفته تا حیوان و نبات و جماد، جبراً در حال [[امتثال]] [[اوامر الهی]] و انجام [[تکالیف]] [[تکوینی]] خود هستند<ref>در قرآن کریم اشارات فراوانی پیرامون عبادت و تسبیح و تقدیس موجودات وجود دارد؛ مثلاً درباره تسبیح موجودات میفرماید: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}، «آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴. و درباره اطاعت همه موجودات از اوامر الهی میفرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}} «سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref>؛ در حالی که هرگز قاعده لطف درباره آنها جاری نشده است.
| |
| * نتیجه آنکه: بر [[خداوند]] [[واجب]] است که هادیان خود را در همه زمانها برای [[هدایت]] [[خلق]] و ارائه طریق کمال به سوی [[مردم]] بفرستد تا انسانهایی که طالب [[هدایت]] [[توحیدی]] هستند، بتوانند با [[اختیار]] خود طریق کمال را طی نمایند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۱۵۷-۱۵۹.</ref>.
| |
|
| |
|
| == دیدگاههای متفاوت درباره [[قاعدۀ لطف]] == | | == دیدگاههای متفاوت درباره [[قاعدۀ لطف]] == |