پرش به محتوا

آزادی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


آزادی، [[اختیار انسان]] در [[گزینش]] و انجام کنش‌های فردی و [[اجتماعی]] است.
آزادی، [[اختیار انسان]] در [[گزینش]] و انجام کنش‌های فردی و [[اجتماعی]] است.
== مقدمه ==
آزادی عبارت است از رفع مانع، نپذیرفتن [[سلطه]] و [[حق]] [[فطری]] در تمام [[شئون زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[بشر]]. آزادی معادل واژه «[[حریت]]» در [[عربی]] و واژه «Freedom» و «Liberty» در [[انگلیسی]] است. مفهوم آزادی از سه عنصر و مؤلفه«فاعل ـ عامل»، «مانع ـ رادع» و «[[هدف]] [[غایت]]» تشکیل شده است. بر این اساس، آزادی عبارت است از، [[رهایی]] چیزی یا کسی از چیزی یا مانعی برای انجام دادن کاری و یا برخورداری از چیزی <ref>Maccallum, G. C. , Negative and Positive Freedom, in Philosophical Review, Vol, ۷۹.۱۹۶۷, p۱۱.</ref>. تأکید بر یک یا چند عنصر از عناصر مذکور، برداشت‌های مختلف و متعددی را شکل می‌دهد. این برداشت‌ها که تحت تأثیر مبانی نظری و پیش‌داوری‌های گوناگون صورت گرفته، موجب تعاریف متعددی از آزادی در [[مکاتب فکری]] مختلف می‌گردند. آزادی به عنوان فقدان مانع و رادع، آزادی به عنوان [[اختیار]] و برخورداری از حق [[انتخاب]]، آزادی به عنوان [[قدرت]] و برخورداری از توان مؤثر و کارا، آزادی به عنوان [[شأن]] و [[منزلت اجتماعی]]، آزادی به عنوان خودمختاری و [[استقلال]] فردی، آزادی به عنوان اباحیت و انجام دادن آنچه که فرد می‌خواهد و آزادی به عنوان [[صاحب اختیار]] و ارباب خود بودن، برخی از مهم‌ترین برداشت‌ها و تعاریفی هستند که تاکنون ارائه شده‌اند<ref>Gray, Tim, Freedom, Humanities press International Inc, Atlantic Highlands, n, J, ۱۹۹۱, p۱۷-۸۸؛ ر. ک: آربلاستر، آنتونی، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، ص۸۲-۸۷؛ میراحمدی، منصور، آزادی در فلسفه سیاسی اسلام، ص۲۸-۴۱.</ref>.
آزادی یکی از بنیادهای [[اسلام]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۲۴۲.</ref> و [[آزادی‌خواهی]] از مؤلفه‌های اساسی اسلام است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۰.</ref> که از آن، به حق اولیه و فطری و مطلق بشر یاد شده<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۵۱۰؛ ۴، ص۱۱۴؛ ۱۴، ص۶۹؛ خامنه‌ای، سیدعلی، بیانات، ۲۳/۸/۱۳۹۱.</ref> و در تمام ابعاد به [[ترویج]] آن پرداخته شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۵۷.</ref>. "[[آزادی]]" در [[انقلاب اسلامی ایران]]، به معنای [[رهایی]] از [[سلطه]] و دخالت [[زورگویان]] و [[بیگانگان]]<ref>خامنه‌ای، سیدعلی، بیانات، ۲۱/۳/۱۳۷۷.</ref>، [[استقلال]] [[فکر]] و بیان و عدم [[تقلید]]<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و به مثابه [[حق]] [[فطری]] در تمام [[شئون زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[بشر]]، تلقی می‌گردد<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۲۴/۷/۱۳۹۰.</ref>.
آزادی از مقولات مهم و مؤکّد در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] [[ائمه معصومین]] {{عم}} به شمار می‌رود<ref>خامنه‌ای، سیدعلی، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> که زاییده تفکر و [[معارف]] والای [[پیغمبران]] است<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۱۰/۳/۱۳۸۴.</ref>. با نگاهی به [[تاریخ اسلام]]، بارقه‌های آزادی و [[آزادی‌خواهی]]، به عنوان یک [[ارزش والای انسانی]]، در قاب [[قیام عاشورا]] متجلی است<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۲۶/۱/۱۳۷۹.</ref>. در [[اندیشه]] [[انقلاب اسلامی]]؛ [[اسلام]]، متضمن آزادی و مردم‌سالاری است<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۱۲/۸/۱۳۸۰؛ ۲۵/۱۰/۱۳۸۵؛ همو، مکتوبات، ۱۸/۱۱/۱۳۸۱.</ref> و در پرتو اسلام است که آزادی [[انسان]] در محیط اجتماعی، از فشارهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و [[تعصبات]] جاهلانه پدیدار می‌گردد<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۱۳/۳/۱۳۸۰.</ref> و بدین جهت اسلام هرگونه [[استبداد]] و [[دیکتاتوری]] فردی و اجتماعی را [[نفی]] می‌کند و فقدان آزادی را، فاجعه‌ای برای [[جوامع بشری]] قلمداد می‌کند<ref>خامنه‌ای، سید علی، بیانات، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>.
آزادی و فقدان مانع در رسیدن به [[رشد]] و [[تکامل]]، یکی از لوازم [[حیات]] و از نیازهای موجود زنده است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار، ج۲۳، ص۴۳۵-۴۳۶؛ ۲۵، ص۱۶۸-۱۶۹؛ [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، یادداشت‌ها، ج۱، ص۶۷، ۷۶-۷۷.</ref>. آزادی دارای جایگاه بس رفیعی است که در شمار بزرگ‌ترین [[نعمت‌ها]] و [[موهبت‌های الهی]] برای بشر به شمار می‌آید<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۱۴۶؛ [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، یادداشت‌ها، ج۱، ص۶۰.</ref>. در تعریفی دیگر، آزادی، نبودن مانع و قید و بند در جلوی تجلیات [[فکری]] و عملی بشر<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۱۴۷؛ [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، یادداشت‌ها، ج۱، ص۶۰.</ref> و [[مسئولیت]] [[انتخاب]] در عمل است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مرتضی، یادداشت‌ها، ج۷، ص۷۸-۸۱.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱.</ref>
=== معناشناسی ===
آزادی به [[حریت]]، [[اختیار]]، خلاف [[بندگی]] و [[قدرت]] عمل یا ترک عمل، معنا شده است<ref>علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ج۱، ص۷۷.</ref> و [[رفتار]] و کنشی را که [[انسان]] بر اساس خواسته برآمده از میل و [[اراده]] خود محقق می‌کند، آزادی گویند<ref>محمد محمدرضایی، «آزادی از دیدگاه کانت»، مجله نامه مفید، ۱۳۸۰ش، شماره ۲۵، ص۱۲۴.</ref>. این وصف گاهی به [[توانایی]] فرد در [[رهایی]] از دخالت دیگران برای انجام عمل یا [[احتراز]] از آن تعلق می‌گیرد<ref>جان لاک، تحقیق در فهم بشر، تلخیص پرینگل پتیسون، ترجمه رضا زاده شفق، ص۱۴۷؛ آربلاستر، ص۸۴.</ref> که در این صورت به برداشت [[فلسفی]] از مفهوم قدرت، یعنی صدور آگاهانه و اختیاری فعل از سوی فاعل<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۶، ص۳۰۷- ۳۰۸؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، نهایة الحکمه، ص۲۹۷ – ۲۹۸.</ref>، بسیار نزدیک است؛ اما گاهی به فقدان مانع در انجام خواسته‌های خردورزانه و هدفمند و دارای [[غایت]] ارزشی نظر دارد<ref>آیزایا برلین، چهار مقاله درباره آزادی، ترجمه محمدعلی موحد، ص۲۶۶ - ۲۶۷؛ احمد واعظی، «امام خمینی و مبحث آزادی»، مجله حکومت اسلامی، شماره ۱۲، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۹ ـ ۱۲۰.</ref> که از این منظر، آزادی در محدوده‌ای از [[هنجارها]] و [[قوانین]] قرار می‌گیرد<ref>ایمانوئل کانت، درس‌های فلسفه اخلاق، ترجمه منوچهر صانعی دره‌بیدی، ص۵۶؛ احمد واعظی، «امام خمینی و مبحث آزادی»، مجله حکومت اسلامی، شماره ۱۲، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۶.</ref> و با [[برپایی حکومت]]، پیوند می‌یابد<ref>آیزایا برلین، چهار مقاله درباره آزادی، ترجمه محمدعلی موحد، ص۲۷۲.</ref>؛ بدین ترتیب، برای تعریف مفهوم آزادی فرد<ref>فرهنگ رجایی، در آزادی، به بهانه درگذشت آیزیا برلین، مجله اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شماره ۱۲۵ - ۱۲۶، ۱۳۷۶ش، ص۲۲.</ref> باید به دو شاخص اصلی یعنی فقدان مانع و امکان بروز خواسته توجه شود<ref>محمدتقی جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص۳۶۳.</ref>. [[اندیشمندان]] معتقدند [[فهم]] معنای آزادی و به تبع آن ارائه تعریف جامع و مانع از آن، بسیار دشوار یا ناممکن است<ref>علی شیرخانی، آزادی از نگاه اسلام شیعی، ص۱۱۷ – ۱۱۸.</ref>. در متون [[سیاسی]]، [[آزادی]]، [[حق]] افراد [[جامعه]] برای شرکت در امور [[حکومت]] و [[تعیین سرنوشت]] است. این آزادی‌ها در قالب آزادی [[انتخاب حاکم]]، حکومت، مجلس، آزادی [[احزاب]] و مانند آن تحقق می‌یابد<ref>علی شیرخانی، آزادی از نگاه اسلام شیعی، ص۲۵۳ – ۲۵۴.</ref>.
در [[آموزه‌های اسلامی]]، مفهوم آزادی و [[بندگی]] با هم [[ارتباط]] دارند و نخستین مبنای آزادی و [[خداشناسی]] و [[بندگی خدا]]<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۱۳۹.</ref>، دوری از «بندگی دیگران» است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>. در واقع [[یکتاپرستی]]، [[انسان]] را از [[سرسپردگی]] در برابر هر موجود دیگری می‌رهاند<ref>سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۱۷۵ - ۱۷۶؛ حمید فاضل قانع، ظرفیت‌های تمدنی اسلام، ص۱۳۴.</ref>. آزادی در [[اسلام]]، علاوه بر [[رهایی]] از آمریت [[دنیایی]] دیگران، شامل رهایی از تمنیات درونی و وسوسه‌های مادی و در یک [[کلام]] رهایی از هرچه رنگ تعلق داشته باشد نیز می‌شود<ref>فرانس روزنتال، مفهوم آزادی از دیدگاه مسلمانان، ترجمه منصور میراحمدی، ص۱۵۶ - ۱۶۸؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۳، ص۳۰۷- ۳۰۹.</ref>؛ زیرا [[آدمی]] تنها در پرتو آزادی [[نفسانی]] و درونی بر [[حفظ]] [[انسانیت]] خویش توانا خواهد بود<ref>سیدمحمدباقر صدر، نقش پیشوایان شیعه در بازسازی جامعه اسلامی و آزادی در قرآن، ترجمه علی اسلامی، ص۲۴.</ref> و از این رهگذر، زمینه‌ساز آزادی [[پایدار]] [[اجتماعی]] می‌گردد؛ از این رو [[گرایش]] به سوی رهایی مطلق و نبود مانع در برابر [[خواسته‌های نفسانی]] در [[آموزه‌های قرآن کریم]] [[نکوهش]] شده است<ref>{{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}} «بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۵؛ {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}} «آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا چنین رویکردی، [[بردگی]] [[انسان]] را در پی خواهد داشت<ref>عبدالله جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.</ref>؛ به همین دلیل در [[آموزه‌های اسلامی]] هم بر جهت و [[غایت]] [[آزادی]] {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}} <ref>«ما به او راه را نشان داده‌ایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳</ref>؛ {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا * وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا * كُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا}} <ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو می‌دهیم سپس برای او دوزخ را می‌گماریم که در آن نکوهیده رانده درآید * و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد * به هر یک از آنان و اینان از دهش پروردگارت یاری می‌رسانیم و دهش پروردگارت بازداشته نیست» سوره اسراء، آیه ۱۸-۲۰.</ref> و هم بر رفع موانع درونی به کمک [[پرهیزگاری]] و [[خویشتنداری]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}} <ref>«ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره انفال، آیه ۲۹</ref>؛ {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنْفِقُوا خَيْرًا لِأَنْفُسِكُمْ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} <ref>«هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید و سخن نیوش باشید و فرمان برید و (در راه خداوند) هزینه کنید که برای خودتان بهتر است؛ و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref> تأکید شده است<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۳، ص۴۴۲- ۴۴۳.</ref>. رهاورد این بنیان [[معرفتی]] آن است که [[آزادی]] از دیدگاه [[اسلام]] نه یک [[هدف]] نهایی، بلکه یک کمال ابزاری است<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۳، ص۳۰۶.</ref>.
[[امام خمینی]] در تعریف آزادی، این مفهوم را تنها در قلمرو تعیین شده [[اسلامی]] معتبر می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۴۸۷؛ ج۱۲، ص۲۸۳.</ref> و همین را آزادی [[حقیقی]] می‌نامید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۳۲؛ ج۱۵، ص۱۶۸ ـ ۱۶۹.</ref> که تلاش برای دستیابی به آن، [[ضرورت]] دارد و باید به [[بهترین]] وجه فراهم گردد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۳۵۶.</ref>.
== مفهوم آزادی ==
[[آزادی]] در شمار لوازم و ضروریات [[حیات]] و [[تکامل]] [[آدمی]] است. موجودات برای تکامل و [[رشد]] به سه عنصر [[تربیت]]، [[امنیت]] و [[حریت]] نیازمندند. تربیت عبارت است از عواملی که موجود زنده برای تداوم بقا به آنها محتاج است. برای مثال موجود زنده برای رشد و نمو به عناصری چون [[نور]]، آب، [[غذا]]، و افزون بر اینها، [[انسان]] به [[تعلیم و تربیت]] [[نیازمند]] است. امنیت یعنی آنچه موجود زنده در [[اختیار]] دارد، همانند حیات، [[ثروت]] و [[سلامت]] از او سلب نشود<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۴.</ref> و در نهایت آزادی است که در تعریف آن باید به ابعاد مختلفی اشاره کرد.
=== سلب و ایجاب ===
در بحث از مفهوم آزادی می‌توان به مفهوم «آزادی منفی» و «آزادی مثبت» اشاره کرد<ref>بحث آزادی منفی و آزادی مثبت را آیزایا برلین به طور مبسوط در کتاب خود مورد بحث قرار داده است. مشخصات کتاب‌شناختی این اثر عبارت است از: چهار مقاله درباره آزادی، ترجمه محمدعلی موحد، چاپ نخست، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۸.</ref>. آزادی منفی را در [[فارسی]] باید «[[رهایی]]» یا «آزادی از» ترجمه کنیم. آزادی از، یعنی [[آزاد]] بودن از یک رشته منع‌ها و زنجیرها و زورها؛ آزادی از [[بیگانگان]]، آزادی از [[سلطان]] [[جبار]]، آزادی از ارباب و آزادی از زنجیرهایی که بر دست‌و‌پای آدمی بسته شده است. کسی که در [[زندان]] است و طالب آزادی است، طالب «آزادی از» است. طالب آزادی منفی است. می‌گوید در زندان را باز کنید تا از زندان بیرون بروم. آزادی مثبت و به تعبیری «آزادی در» پس از آزادی منفی فرا می‌رسد. وقتی موانع از مقابل افراد برداشته شد؛ وقتی در زندان بازگردید و هنگامی که [[شر]] یک ارباب از سر برده‌ای کوتاه گشت، «آزادی منفی» محقق می‌شود و از اینجا به بعد نوبت آزادی مثبت یا «آزادی در» فرا می‌رسد<ref>برای توضیح بیشتر بنگرید به: شریف لک‌زایی، «رابطه آزادی و اخلاق با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله مطهری»، فصلنامه علوم سیاسی، شماره ۲۳، پاییز ۱۳۸۲.</ref>.
بر اساس دو مفهوم [[آزادی]] منفی و مفهوم آزادی مثبت تعریفی که می‌توان از آزادی ارائه داد به طور دقیق هر دو جنبه مثبت و منفی آزادی را یک‌جا لحاظ کرده است. از این‌رو باید گفت آزادی یعنی نبودن مانع، نبودن [[جبر]] و نبودن هیچ قیدی در سر راه [[انسان]]. از این‌رو انسان [[آزاد]] است و می‌تواند [[راه کمال]] را طی کند. نه اینکه چون آزاد هست به کمال رسیده است<ref>انسان کامل، ص۳۴۹.</ref>. آزادی یعنی فقدان مانع. انسان‌های آزاد، انسان‌هایی هستند که با موانعی که در جلو [[رشد]] و تکاملشان وجود دارد، [[مبارزه]] می‌کنند. انسان‌هایی هستند که تن به وجود مانع نمی‌دهند<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۴.</ref>.
فقدان مانع، که در تعریف آمده است، اشاره به مفهوم منفی آزادی دارد. اما این آزادی منفی، به خودی خود [[ارزشمند]] و کامل نیست و از این‌رو پای آزادی مثبت نیز به تعریف مذکور گشوده می‌شود و از این‌رو آزادی در رشد و کمال [[آدمی]] می‌بایست مورد توجه و بهره‌مندی قرار گیرد. در تعریفی دیگر از آزادی باید گفت انسان در جمیع [[شئون]] حیاتی خود باید آزاد باشد. به این معنا که مانع و [[سدی]] برای پیشروی و جولان او وجود نداشته باشد و سدی برای پرورش هیچ یک از استعدادهای او در کار نباشد<ref>پیرامون جمهوری اسلامی، ص۹۱.</ref>.
این تعریف از آزادی، و توجه به ابعاد مثبت و منفی آزادی، می‌تواند هم درونی و شخصی تلقی شود- چنان که تعریف‌های فوق به آن اشاره و تأکید دارد - و هم می‌تواند جنبه [[اجتماعی]] و عمومی بیابد. در واقع در تعریف آزادی نباید تنها به بعد شخصی آزادی توجه کرد، بلکه برای کامل کردن تعریف آزادی بر بُعد جمعی و عمومی آن نیز باید تأکید کرده و ابعاد آزادی مثبت و منفی را یک‌جا [[مشاهده]] کرد.
از این‌رو [[بشر]] باید در [[اجتماع]] از ناحیه سایر افراد آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در [[راه رشد]] و [[تکامل]] او نباشند، او را محبوس نکنند که جلو فعالیتش گرفته شود، دیگران او را [[استثمار]] نکنند، [[استخدام]] نکنند، استعباد نکنند، یعنی تمام [[قوای فکری]] و جسمی او را در جهت [[منافع]] خودشان به کار نگیرند<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۴.</ref>.
فقدان [[حبس]] و استثمار و استخدام و استعباد و [[نفی]] به‌کارگیری قوای [[آدمیان]] در راه [[هدف‌ها]] و خواسته‌های خود در حوزه عمومی و عرصه [[اجتماعی]]، نشان‌دهنده وجه [[آزادی]] منفی و به‌کارگیری [[استعداد]] و ظرفیت خود در [[راه رشد]] و [[تکامل]] در حوزه عمومی، نشان‌دهنده وجه آزادی مثبت است.
برای تعریف مفهوم آزادی می‌توان به پاره‌ای از [[آیات قرآن]] نیز استناد جست. برای مثال [[آیه]] ۶۴ [[سوره آل عمران]] می‌گوید: هیچ کدام از ما دیگری را [[بنده]] و برده خود قرار ندهد و هیچ کس هم فرد دیگری را ارباب و آقای خودش نگیرد، یعنی [[نظام]] آقایی و نوکری، استثمار و [[نابرابری]] ملغا<ref>گفتارهای معنوی، ص۱۷.</ref>.
این تعریف از آزادی، در قالب برخی نظریه‌ها<ref>در این باره نظریه «مک کالوم» قابل بررسی و ارائه است. ر. ک: شریف لک‌زایی، «رابطه آزادی و اخلاق با تأکید بر دیدگاه آیت‌الله مطهری».</ref> نیز قابل ارائه است. به این معنا که [[انسان]]، یعنی فاعل آزادی - اگر خواستار آزادی باشد- با سعی و تلاش، موانع پیش روی خود را از میان می‌برد و پس از آن در راستای شدن و رسیدن به [[هدف]] خاصی تلاش و استعدادهایش را در آن زمینه هزینه می‌کند. البته در اینجا افزون بر اینکه فقدان موانع، شرط آزادی شمرده می‌شود از سوی دیگر هدف نیز به طور مصداقی مشخص و تصریح می‌شود؛ رسیدن به تکامل و بروز و ظهور استعدادها که دارای بار ارزشی ویژه‌ای در [[اندیشه]] [[دینی]] است.
به هر حال آنچه از مباحث مذکور می‌توان [[استنباط]] کرد، [[همراهی]] دو مفهوم مثبت و منفی آزادی است. اهمیت این همراهی از آن رو است که تا آزادی در بُعد منفی تحقق نیابد نمی‌توان از آزادی مثبت سخن گفت. در این صورت، جایی برای [[دین و اخلاق]] هم باقی نخواهد ماند. از این وضعیت می‌توان تقدم [[آزادی]] را بر [[اخلاق]] [[استنباط]] کرد. در واقع تا آزادی، به عنوان عنصری از [[فضائل اخلاقی]]، تحقق نیابد نمی‌توان بحثی از سایر فضائل اخلاقی و [[اخلاقیات]] به میان آورد. آزادی در بعد منفی گرچه در ابتدا نمود می‌یابد، اما از سویی آزادی مثبت معطوف [[تکامل]] و [[سعادت]] است و به منزله مهم‌ترین [[هدف اخلاق]] به شمار می‌آید<ref>[[شریف لک‌زایی|لک‌زایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۱۶.</ref>.
باید توجه داشت مقوله آزادی در [[فلسفه سیاسی]] [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]]، از مفاهیم اساسی و پیچیده است. بر خلاف بسیاری از متفکران، آزادی تنها [[پدیده اجتماعی]] یا [[سیاسی]] یا صرفاً یک امتیاز [[حقوقی]] نیست تا در قبال [[دولت]] [[حاکم]] و [[نظام سیاسی]] موجود تعریف شود. آزادی با دو رویکرد ایجابی (برخورداری از [[حقوق انسانی]] و [[شهروندی]]) و سلبی ([[رهایی]] از قیود و موانع) قابل طرح است و در [[اندیشه]] ایشان به هر دو معنا وارد شده است. در معنای نخست [[اعتقاد]] به آزادی و تأمین [[حقوق شهروندی]] در مسائل [[اجتماعی]] را ریشه‌دار و دارای مبنای [[دینی]] معرفی می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان نظام، ۱۵/۵/۱۳۸۲.</ref> و به این [[واقعیت]] ایجابی تصریح دارند که هر کسی که [[معتقد]] به [[وحدانیت]] خداست و [[توحید]] را قبول دارد، باید [[انسان]] را [[آزاد]] بداند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۹/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. اما با رویکرد سلبی آزادی را در مقابل دو نوع موانع درونی و بیرونی قرار می‌دهند و آن را به معنای رها شدن از قید و بند [[شهوات]] و [[طاغوت‌ها]] و امکان حرکت و پرواز به سوی اهداف متعالی [[معنوی]] و [[الهی]] در سایه یک [[نظام]] عادلانه اجتماعی و [[اقتصادی]] معرفی می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۲/۹/۱۳۶۱.</ref>. از نظر ایشان دو نوع [[سلطه]] [[ضد]] آزادی وجود دارد. یکی سلطه قوای سیاسی اجتماعی و دوم سلطه [[قوای غضبیه]] و شهویه؛ و آزادی یعنی رهایی از این دو نوع سلطه و در مقابل، [[انسانی]] که بر اثر [[ضعف]]، [[ترس]]، [[طمع]]، [[حرص]] و بر اثر شهوات [[نفسانی]] مجبور می‌شود تحمیلاتی را و محدودیت‌هایی را قبول کند آن انسان در [[حقیقت]] آزاد نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. ایشان با اشاره به مبنای [[اعتقادی]] خویش در مورد آزادی، منشأ آن را در [[نصوص دینی]] و [[رسالت]] [[انبیاء]] می‌داند و [[بعثت]] را به معنای رهاننده انسان و آزاد کننده [[انسان]] معنا می‌کنند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۳۰/۱/۱۳۶۴.</ref>. به تبع این [[بعثت]]، معتقدند [[اسلام]] از همان آغاز همه [[بشریت]] و [[پیروان ادیان]] قبلی را به [[آزادی]] [[دعوت]] نمود و به [[صراحت]] اعلام کرد: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. بیایید هیچ کدام از ما، دیگری را ارباب و [[سرور]] خودمان قرار ندهیم. فقط [[خدای متعال]] سرور همه ما باشد. این [[شعار]] اسلام و منشور جهانی اسلام است. آزادی [[اسلامی]]، یعنی آزادی از غیر [[خدا]] و اسلام، که انسان را [[بنده]] خدا می‌داند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۹/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. بر اساس مبنای فوق، حرکت علیه آزادی یک حرکت علیه یک پدیده [[الهی]] است و [[مبارزه]] برای آزادی یک [[تکلیف]] است. چون مبارزه برای یک [[امر الهی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. پس آزادی از منظر ایشان هم آزادی در محیط [[زندگی]] و برخوردار از همه مواهب زندگی و [[حقوق شهروندی]] است و هم آزادی از قدرت‌های دیکتاتور و [[مستبد]]، آزادی از [[خرافات]] و جهالت‌ها، آزادی از تعصب‌های [[جاهلانه]] و کج‌فکری‌ها؛ و هم آزادی از کمند [[قدرت]] [[استکبار]]، کمند [[اقتصادی]] قدرت‌ها و فشار [[سیاسی]] قدرت‌ها است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با میهمانان داخلی و خارجی مراسم سالگرد حضرت امام، ۱۲/۳/۱۳۷۸.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۸۱۱.</ref>


== رابطه مفهومی آزادی با سایر مفاهیم اساسی ==
== رابطه مفهومی آزادی با سایر مفاهیم اساسی ==
خط ۵۲: خط ۱۲:


=== آزادی و شریعت ===
=== آزادی و شریعت ===
اصل جدایی‌ناپذیری [[دین]] و [[سیاست]]، ایجاب می‌کند که آزادی به عنوان یکی از سیاست‌های خارجی و داخلی [[ملت ایران]]، تنها در چهارچوب دین و شریعت پدیدار گردد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۸/۲/۱۳۷۵؛ ۱۳/۱۲/۱۳۸۱.</ref>. در واقع آزادی، [[هدیه]] دین به یک [[ملت]] است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و نقش این عنصر، در تأمین و [[رشد]] آزادی [[جوامع]]، مهم و غیرقابل [[انکار]] می‌باشد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۲۰/۱۱/۱۳۷۴؛ ۲۳/۱/۱۳۷۸؛ ۱۱/۲/۱۳۸۴.</ref>.
اصل جدایی‌ناپذیری [[دین]] و [[سیاست]]، ایجاب می‌کند که آزادی به عنوان یکی از سیاست‌های خارجی و داخلی [[ملت ایران]]، تنها در چهارچوب دین و شریعت پدیدار گردد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۸/۲/۱۳۷۵؛ ۱۳/۱۲/۱۳۸۱.</ref>. در واقع آزادی، [[هدیه]] دین به یک [[ملت]] است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و نقش این عنصر، در تأمین و [[رشد]] آزادی [[جوامع]]، مهم و غیرقابل [[انکار]] است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۲۰/۱۱/۱۳۷۴؛ ۲۳/۱/۱۳۷۸؛ ۱۱/۲/۱۳۸۴.</ref>.


در [[نظام اسلامی]]، [[مردم]] و [[مسلمانان]] در دایره مقررات [[شرعی]]، آزادند و بعد از آنکه [[موازین شرعی]] را رعایت نمودند، کسی [[حق]] سلب [[آزادی]] را از آنها ندارد و در واقع، وضع [[قوانین]] و [[موازین شرع]]، برای محدود کردن و [[هدایت]] کردن آزادی [[تکوینی]] [[انسان]] و [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت]] است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۷۳؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>؛ در این مسیر، [[انسانی]] تحت لوای آزادی [[تشریعی]]، دارای حق و [[تکلیف]] است و فرد [[آزاد]]، واجد [[حقوقی]] بوده که در انجام آن آزاد است و دیگران نیز ملزم به رعایت این [[حقوق]] هستند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>؛ به عنوان مثال؛ در [[نظام سیاسی اسلام]]، [[مشارکت]] در امور که در زمره [[آزادی‌های سیاسی]] است؛ حق انسان محسوب می‌شود و [[دولت]] نیز ملزم به فراهم کردن زمینه آن است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. در نگرش [[انقلاب اسلامی]] [[شریعت]]، محور اصلی تمامی امور است و [[ایران]] آباد و آزاد تنها در صورت بهره‌مندی از ارزش‌های [[اسلامی]] و تحت لوای شریعت [[مقدس]] [[اسلام]] است که باعث صدور [[انقلاب]] به سایر [[کشورهای اسلامی]] خواهد شد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۸/۴/۱۳۶۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۳.</ref>
در [[نظام اسلامی]]، [[مردم]] و [[مسلمانان]] در دایره مقررات [[شرعی]]، آزادند و بعد از آنکه [[موازین شرعی]] را رعایت نمودند، کسی [[حق]] سلب [[آزادی]] را از آنها ندارد و در واقع، وضع [[قوانین]] و [[موازین شرع]]، برای محدود کردن و [[هدایت]] کردن آزادی [[تکوینی]] [[انسان]] و [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت]] است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۷۳؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>؛ در این مسیر، [[انسانی]] تحت لوای آزادی [[تشریعی]]، دارای حق و [[تکلیف]] است و فرد [[آزاد]]، واجد [[حقوقی]] بوده که در انجام آن آزاد است و دیگران نیز ملزم به رعایت این [[حقوق]] هستند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>؛ به عنوان مثال؛ در [[نظام سیاسی اسلام]]، [[مشارکت]] در امور که در زمره [[آزادی‌های سیاسی]] است؛ حق انسان محسوب می‌شود و [[دولت]] نیز ملزم به فراهم کردن زمینه آن است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. در نگرش [[انقلاب اسلامی]] [[شریعت]]، محور اصلی تمامی امور است و [[ایران]] آباد و آزاد تنها در صورت بهره‌مندی از ارزش‌های [[اسلامی]] و تحت لوای شریعت [[مقدس]] [[اسلام]] است که باعث صدور [[انقلاب]] به سایر [[کشورهای اسلامی]] خواهد شد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۸/۴/۱۳۶۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۳.</ref>
خط ۸۴: خط ۴۴:
در [[جهان‌بینی اسلامی]] آزادی ریشه‌ای [[الهی]] دارد و حرکت علیه آن، حرکت علیه یک پدیده الهی است<ref>ر. ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۴۴۵.</ref>، چنانکه نقطه مقابل آن [[تکلیف]] است<ref>ر. ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۱، ص۴۲.</ref>، برخلاف [[لیبرالیسم]] غربی که آزادی در آن منهای حقیقتی به نام [[دین]] و [[خدا]] است. در [[اسلام]] [[ارزش‌های اخلاقی]] مسلم و [[ثابت]] است و حرکت در جهت آنها ارزش‌آفرین و کمال است، در نتیجه آزادی با این [[ارزش‌ها]] محدود می‌شود؛ درحالی که در [[نظام اخلاقی]] غربی ارزش‌های اخلاقی نسبی است و نمی‌توان کسی را که به این ارزش‌ها تعرض می‌کند مورد [[سرزنش]] قرار داد<ref>ر. ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۹۷؛ ج۹، ص۳۳۴؛ ج۱۷، ص۱۶۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. از سوی دیگر در اسلام، آزادی همراه با تکلیف است و [[انسان]] از آن جهت که [[مکلف]] است [[آزاد]] است تا در میان [[انگیزه‌ها]] و [[غرایز]] متضاد [[راه کمال]] را بپیماید. چنانکه [[حیات]] وی برای این منظور بوده است، {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>آزادی نیز مقدمه‌ای برای [[عبودیت]] است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱، ص۴۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ آزادی.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی]]، ص ۶۸.</ref>
در [[جهان‌بینی اسلامی]] آزادی ریشه‌ای [[الهی]] دارد و حرکت علیه آن، حرکت علیه یک پدیده الهی است<ref>ر. ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۴۴۵.</ref>، چنانکه نقطه مقابل آن [[تکلیف]] است<ref>ر. ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۱، ص۴۲.</ref>، برخلاف [[لیبرالیسم]] غربی که آزادی در آن منهای حقیقتی به نام [[دین]] و [[خدا]] است. در [[اسلام]] [[ارزش‌های اخلاقی]] مسلم و [[ثابت]] است و حرکت در جهت آنها ارزش‌آفرین و کمال است، در نتیجه آزادی با این [[ارزش‌ها]] محدود می‌شود؛ درحالی که در [[نظام اخلاقی]] غربی ارزش‌های اخلاقی نسبی است و نمی‌توان کسی را که به این ارزش‌ها تعرض می‌کند مورد [[سرزنش]] قرار داد<ref>ر. ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۹۷؛ ج۹، ص۳۳۴؛ ج۱۷، ص۱۶۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. از سوی دیگر در اسلام، آزادی همراه با تکلیف است و [[انسان]] از آن جهت که [[مکلف]] است [[آزاد]] است تا در میان [[انگیزه‌ها]] و [[غرایز]] متضاد [[راه کمال]] را بپیماید. چنانکه [[حیات]] وی برای این منظور بوده است، {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>آزادی نیز مقدمه‌ای برای [[عبودیت]] است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱، ص۴۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ آزادی.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی]]، ص ۶۸.</ref>


در اندیشه انقلاب اسلامی، اخلاق نیز از دیگر مفاهیمی است که بر مدار آن، قلمرو آزادی تعیین می‌گردد. از این‌رو، آزادی تا جایی است که مبانی و [[آموزه‌های اخلاقی]] [[تأیید]] می‌کند. در این دیدگاه آزادی در برخورداری و استفاده از تمامی مظاهر [[تمدن]] غربی تا جایی است که با آموزه‌های اخلاقی مغایرت نداشته باشد. به همین دلیل آزادی در چهارچوب اخلاق مورد تأکید قرار می‌گیرد و نه آزادی بی‌بندوبار<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۹۷، ۳۳۹، ۳۵۴، ۵۱۵-۵۱۷؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. بر این اساس، [[فساد اخلاقی]] به مثابه آزادی شدیداً مورد [[انتقاد]] قرار می‌گیرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار، ج۱۳، ص۷۸۲؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۸۲، ۱۰۵، ۳۴۴.</ref>. به همین دلیل، در این گفتمان، مفهوم "[[اخلاق سیاسی]] - [[اجتماعی]]" مطرح می‌گردد که بر اساس آن [[آزادی سیاسی]] - اجتماعی در چهارچوب [[اخلاق]] پذیرفته می‌شود. به عنوان نمونه پدیده‌ای به نام [[تقلب]] انتخاباتی که در امر [[انتخاب]] به عنوان یک امر [[سیاسی]] صورت می‌گیرد، "خلاف اخلاق سیاسی و اجتماعی" دانسته می‌شود<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۷۶.</ref>. بنابراین، اخلاق، هم در زمینه عمل فردی و هم در زمینه عمل اجتماعی کاربرد پیدا می‌کند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳/۱۰/۱۳۷۶.</ref>. در زمینه عمل فردی ارزش‌های موجود در [[جامعه]] همانند [[حجاب]]، [[امربه معروف و نهی از منکر]]، [[پرهیز از رذائل اخلاقی]] و نظایر آن معیار سنجش قرار می‌گیرد.
در اندیشه انقلاب اسلامی، اخلاق نیز از دیگر مفاهیمی است که بر مدار آن، قلمرو آزادی تعیین می‌گردد. از این‌رو، آزادی تا جایی است که مبانی و [[آموزه‌های اخلاقی]] [[تأیید]] می‌کند. در این دیدگاه آزادی در برخورداری و استفاده از تمامی مظاهر [[تمدن]] غربی تا جایی است که با آموزه‌های اخلاقی مغایرت نداشته باشد. به همین دلیل آزادی در چهارچوب اخلاق مورد تأکید قرار می‌گیرد و نه آزادی بی‌بندوبار<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۹۷، ۳۳۹، ۳۵۴، ۵۱۵-۵۱۷؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. بر این اساس، [[فساد اخلاقی]] به مثابه آزادی شدیداً مورد [[انتقاد]] قرار می‌گیرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار، ج۱۳، ص۷۸۲؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۸۲، ۱۰۵، ۳۴۴.</ref>. به همین دلیل، در این گفتمان، مفهوم "[[اخلاق سیاسی]] ـ [[اجتماعی]]" مطرح می‌گردد که بر اساس آن [[آزادی سیاسی]] ـ اجتماعی در چهارچوب [[اخلاق]] پذیرفته می‌شود. به عنوان نمونه پدیده‌ای به نام [[تقلب]] انتخاباتی که در امر [[انتخاب]] به عنوان یک امر [[سیاسی]] صورت می‌گیرد، "خلاف اخلاق سیاسی و اجتماعی" دانسته می‌شود<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳۱/۲/۱۳۷۶.</ref>. بنابراین، اخلاق، هم در زمینه عمل فردی و هم در زمینه عمل اجتماعی کاربرد پیدا می‌کند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۳/۱۰/۱۳۷۶.</ref>. در زمینه عمل فردی ارزش‌های موجود در [[جامعه]] همانند [[حجاب]]، [[امربه معروف و نهی از منکر]]، [[پرهیز از رذائل اخلاقی]] و نظایر آن معیار سنجش قرار می‌گیرد.
بنابراین، در [[اندیشه]] [[انقلاب اسلامی]] مفهوم [[آزادی اخلاقی]] قابل طرح می‌نماید که به موجب آن [[آزادی]] در مدار اخلاق قرار گرفته و قلمرو آن براساس اخلاق تعیین می‌گردد<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۶.</ref>.
بنابراین، در [[اندیشه]] [[انقلاب اسلامی]] مفهوم [[آزادی اخلاقی]] قابل طرح می‌نماید که به موجب آن [[آزادی]] در مدار اخلاق قرار گرفته و قلمرو آن براساس اخلاق تعیین می‌گردد<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۶.</ref>.


خط ۹۸: خط ۵۸:
=== آزادی و پیشرفت ===
=== آزادی و پیشرفت ===
[[تقلید]] و [[تبعیت]] از الگوهای بیگانه، عامل وابستگی و عقب‌ماندگی [[جوامع]] و باز شدن راه [[سلطه]] و [[فرهنگ]] [[اجنبی]] بر جوامع خواهد بود. چنانکه در سال‌های پیش از [[انقلاب]]، [[جامعه]] [[ایران]]، جامعه‌ای سراسر وابستگی بود که در [[تصمیم‌ها]] و امور مملکت آزادی نداشت و همین امر، سد راه پیشرفت [[کشور]] بود. اما به [[برکت]] آزادی و [[استقلال]]، ایران پیشرفت‌های زیادی را تجربه نمود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۴۸۵، ۵۸۸؛ ج۶، ص۱۷۸؛ ج۷، ص۳۳۹-۳۴۰؛ ج۸، ص۲۶۴؛ ج۲۱، ص۴۰۶؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۱/۸/۱۳۷۳؛ ۲۴/۱۱/۱۳۸۲.</ref>. به همین جهت آزادی و پیشرفت [[ارتباط]] تنگاتنگی با یکدیگر دارند و [[مردم ایران]]، [[مردم]] مترقی و خواستار آزادی و [[حقوق]] خود هستند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۶، ۶۹.</ref>. در ایران در یک محیط [[آزاد]] [[اسلامی]]، به [[انسان‌ها]] امکان پیشرفت داده شده است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۳/۳/۱۳۷۸.</ref>. توسعه هر ملتی، نسبت معکوس با [[نفوذ]] [[بیگانگان]] خواهد داشت<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۱/۸/۱۳۷۹.</ref>. در یک جامعه آزاد، رکود و [[سکون]] و توقف، عامل [[جمود]] و [[تحجر]] و کهنگی است و این شاخصه‌ها، [[مخالف]] با اصول توسعه و [[ترقی]] است و اساس پیشرفت، در [[رشد]]، [[نوآوری]] و حرکت رو به جلو بر پایه ارزش‌های اسلامی و انقلابی است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۲۳/۱/۱۳۷۹؛ ۲۷/۷/۱۳۹۰.</ref>. در این زمینه، آزادی [[فکری]] و مطرح کردن [[اندیشه‌ها]]، یکی دیگر از عواملی است که منجر به ایجاد میدان‌های [[پیشرفت]] بشری خواهد شد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۰۹؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۶/۱۳۸۴؛ ۲۹/۳/۱۳۸۵؛ ۶۸، ۶/۸/۱۳۸۸؛ ۱۳/۱۱/۱۳۸۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۹.</ref>
[[تقلید]] و [[تبعیت]] از الگوهای بیگانه، عامل وابستگی و عقب‌ماندگی [[جوامع]] و باز شدن راه [[سلطه]] و [[فرهنگ]] [[اجنبی]] بر جوامع خواهد بود. چنانکه در سال‌های پیش از [[انقلاب]]، [[جامعه]] [[ایران]]، جامعه‌ای سراسر وابستگی بود که در [[تصمیم‌ها]] و امور مملکت آزادی نداشت و همین امر، سد راه پیشرفت [[کشور]] بود. اما به [[برکت]] آزادی و [[استقلال]]، ایران پیشرفت‌های زیادی را تجربه نمود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۴۸۵، ۵۸۸؛ ج۶، ص۱۷۸؛ ج۷، ص۳۳۹-۳۴۰؛ ج۸، ص۲۶۴؛ ج۲۱، ص۴۰۶؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۱/۸/۱۳۷۳؛ ۲۴/۱۱/۱۳۸۲.</ref>. به همین جهت آزادی و پیشرفت [[ارتباط]] تنگاتنگی با یکدیگر دارند و [[مردم ایران]]، [[مردم]] مترقی و خواستار آزادی و [[حقوق]] خود هستند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۶، ۶۹.</ref>. در ایران در یک محیط [[آزاد]] [[اسلامی]]، به [[انسان‌ها]] امکان پیشرفت داده شده است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۳/۳/۱۳۷۸.</ref>. توسعه هر ملتی، نسبت معکوس با [[نفوذ]] [[بیگانگان]] خواهد داشت<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۱/۸/۱۳۷۹.</ref>. در یک جامعه آزاد، رکود و [[سکون]] و توقف، عامل [[جمود]] و [[تحجر]] و کهنگی است و این شاخصه‌ها، [[مخالف]] با اصول توسعه و [[ترقی]] است و اساس پیشرفت، در [[رشد]]، [[نوآوری]] و حرکت رو به جلو بر پایه ارزش‌های اسلامی و انقلابی است<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۲۳/۱/۱۳۷۹؛ ۲۷/۷/۱۳۹۰.</ref>. در این زمینه، آزادی [[فکری]] و مطرح کردن [[اندیشه‌ها]]، یکی دیگر از عواملی است که منجر به ایجاد میدان‌های [[پیشرفت]] بشری خواهد شد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۰۹؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۶/۱۳۸۴؛ ۲۹/۳/۱۳۸۵؛ ۶۸، ۶/۸/۱۳۸۸؛ ۱۳/۱۱/۱۳۸۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۱۹.</ref>
=== نسبت [[آزادی]] و [[استقلال]] ===
آیا جامعه‌ای که مستقل است می‌تواند [[آزاد]] باشد؟ حضرت امام معتقدند که [[ارزش]] [[حیات انسان]] در یک [[جامعه]] به این دو مقوله مهم بستگی دارد؛ یعنی داشتن استقلال و آزادی<ref>صحیفه نور، ج۶، ص۲۱۹.</ref>. استقلال همان [[اراده]] ملی برای [[اداره امور]] داخلی و خارجی خود، مستقل از دیگران است که از خلال [[سازمان سیاسی]] [[دولت]] پدیدار می‌شود<ref>علی بابایی، ج۲، ص۴۴ – ۴۵.</ref>. [[امام خمینی]] معتقدند که اراده [[ملت ایران]]، آزادی و استقلال در یک [[حکومت عدل]] است<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۲۰۲.</ref>. البته [[حکومت]] عدلی که متکی بر [[دین اسلام]] و [[کتاب خدا]] [[قرآن]] باشد؛ چراکه [[اسلام]] و [[قرآن]] بیانگر آزادی و استقلال است<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۲۴.</ref>. از نظر ایشان آزادی [[حقیقی]] در چارچوب [[تعالیم اسلام]] معنا پیدا می‌کند و آزادی مانند دیگر مفاهیم ارزشی همچون [[عدالت]] و استقلال و... باید در چارچوب اسلام و [[قوانین]] آن ترسیم و تبیین شود. ایشان معتقدند ما آزادی را در [[پناه]] اسلام می‌خواهیم؛ استقلال را در پناه اسلام می‌خواهیم؛ چراکه اساس مطلب، اسلام است<ref>صحیفه نور، ج۶، ص۲۵۹.</ref>؛ و همین اسلام برای القای [[عقیده]]، [[تحمیل]] را رد می‌کند و آزادی اعلام می‌کند. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> یعنی در [[انتخاب]] [[راه هدایت]] آزادی وجود دارد.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۹۱.</ref>


== پیشینه بحث از آزادی ==
== پیشینه بحث از آزادی ==
خط ۲۱۸: خط ۱۸۱:
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] با اشاره به آزادی‌ای که در [[بینش]] [[غرب]] هست، آن را [[ضد]] آزادی می‌دانند که انسان را [[خوار]] و [[ذلیل]] و برده و [[اسیر]] هوا و [[هوس‌ها]] می‌کند. [[روح]] [[آزادگی]] و [[حریت]] را از انسان می‌گیرد. ایشان این آزادی ظاهری را «[[اسارت]] درونی» می‌دانند؛ زیرا اگر کسی اسیر [[تمایلات]] [[دل]] خودش هست و برده هوس‌ها و شهوت‌های خودش هست، این آزادی نیست. این اسارت است، این [[بردگی]] است. بنابراین، هیچ عاملی از بیرون نمی‌تواند یک انسان را آن [[جور]] برده کند که یک [[شهوت]] درونی، یک [[هوا و هوس]] درونی او را برده می‌کند او را اسیر می‌کند»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۸۱۹.</ref>
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] با اشاره به آزادی‌ای که در [[بینش]] [[غرب]] هست، آن را [[ضد]] آزادی می‌دانند که انسان را [[خوار]] و [[ذلیل]] و برده و [[اسیر]] هوا و [[هوس‌ها]] می‌کند. [[روح]] [[آزادگی]] و [[حریت]] را از انسان می‌گیرد. ایشان این آزادی ظاهری را «[[اسارت]] درونی» می‌دانند؛ زیرا اگر کسی اسیر [[تمایلات]] [[دل]] خودش هست و برده هوس‌ها و شهوت‌های خودش هست، این آزادی نیست. این اسارت است، این [[بردگی]] است. بنابراین، هیچ عاملی از بیرون نمی‌تواند یک انسان را آن [[جور]] برده کند که یک [[شهوت]] درونی، یک [[هوا و هوس]] درونی او را برده می‌کند او را اسیر می‌کند»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۸۱۹.</ref>


=== حدود آزادی ===
== حدود آزادی ==
یکی از ابعاد آزادی که در [[فلسفه سیاسی]] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آن توجه شده است حدود و مرزهای آزادی است. ایشان با طرح این سؤال که «مرز آزادی کجاست؟ یعنی [[انسان‌ها]] تا چه حد و در چه محدوده‌ای و در چه چارچوبی آزادند و به کجا که رسیدند آزادی آنها باید محدود بشود و جلوی آزادی آنها گرفته بشود»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>، معتقدند که در هیچ یک از مکتب‌ها و [[فرهنگ‌ها]] و نظرات [[فلسفی]] و [[اجتماعی]] از آزادی مطلق طرفداری نشده است و در [[جامعه بشری]] این نوع آزادی ممکن هم نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. پس آزادی مطلق یک جایی باید محدود بشود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. در [[آموزه‌های اسلامی]]، آزادی‌های [[مردم]] در چهارچوب مقررات و [[ضوابط اسلامی]] پذیرفته شده است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۷/۹/۱۳۵۹.</ref>. بنابراین [[آزادی]] یک محدوده معینی دارد، [[اسلام]] معین کرده آن محدوده را. هیچ کس [[حق]] ندارد از آزادی خود به نحوی استفاده کند که به [[مردم]]، به [[جامعه]]، به [[دین]]، به [[نظام اسلامی]] ضرر و زیانی برسد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۷/۹/۱۳۵۹.</ref>. پس محدودیت‌های آزادی بر اساس معیار و ارزش‌هایی است که بر اساس آن ارزشیابی و تحدید می‌شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۸۱۹.</ref>
یکی از ابعاد آزادی که در [[فلسفه سیاسی]] حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آن توجه شده است حدود و مرزهای آزادی است. ایشان با طرح این سؤال که «مرز آزادی کجاست؟ یعنی [[انسان‌ها]] تا چه حد و در چه محدوده‌ای و در چه چارچوبی آزادند و به کجا که رسیدند آزادی آنها باید محدود بشود و جلوی آزادی آنها گرفته بشود»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>، معتقدند که در هیچ یک از مکتب‌ها و [[فرهنگ‌ها]] و نظرات [[فلسفی]] و [[اجتماعی]] از آزادی مطلق طرفداری نشده است و در [[جامعه بشری]] این نوع آزادی ممکن هم نیست<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. پس آزادی مطلق یک جایی باید محدود بشود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۵/۱۰/۱۳۶۵.</ref>. در [[آموزه‌های اسلامی]]، آزادی‌های [[مردم]] در چهارچوب مقررات و [[ضوابط اسلامی]] پذیرفته شده است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۷/۹/۱۳۵۹.</ref>. بنابراین [[آزادی]] یک محدوده معینی دارد، [[اسلام]] معین کرده آن محدوده را. هیچ کس [[حق]] ندارد از آزادی خود به نحوی استفاده کند که به [[مردم]]، به [[جامعه]]، به [[دین]]، به [[نظام اسلامی]] ضرر و زیانی برسد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۷/۹/۱۳۵۹.</ref>. پس محدودیت‌های آزادی بر اساس معیار و ارزش‌هایی است که بر اساس آن ارزشیابی و تحدید می‌شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[محسن مهاجرنیا|مهاجرنیا، محسن]]، [[نظام سیاست اسلامی - مهاجرنیا (مقاله)|مقاله «نظام سیاست اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۸۱۹.</ref>


خط ۲۴۰: خط ۲۰۳:
بدین ترتیب عامل [[موفقیت]] در [[خودسازی]] افراد جوامع در [[درجه]] نخست، محیط [[خانواده]] است که در تمام ابعاد نگرشی، گرایشی و [[رفتاری]] از والدین تأثیر می‌پذیرد. دوم، [[الگو]] قرار گرفتن متصدیان امر [[آموزش]] یعنی معلمان هستند که می‌بایستی با خودسازی و تقویت [[کمالات]] و وارستگی‌های [[علمی]] و عملی خویش و [[متوسل]] نشدن به خشونت، در جذب افراد و پدیدار شدن [[جامعه اسلامی]] کوشا باشند. سوم، محیط‌های [[مدیریتی]] و مسئولان هستند که با [[سعه صدر]] در مواجهه با انتقادات و [[باور]] به [[ارزش]] آزادی در جامعه به نشر [[فرهنگ]] آزادی کمک می‌کنند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، کتاب چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی (آزادی)، ص۴۵۹.</ref>. [[دین اسلام]]، [[دین]] آزادی است و در پرتو [[جامعه اسلامی]] و مهذب و دارای [[تعلیم و تربیت]] صحیح است که به [[انسان‌ها]]، [[شخصیت]] و [[آزادی]] خود آگاهانه داده خواهد شد<ref>ر. ک: [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، نقش آزادی در تربیت کودکان، ص۱۶۰-۱۶۲؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۲۲.</ref>
بدین ترتیب عامل [[موفقیت]] در [[خودسازی]] افراد جوامع در [[درجه]] نخست، محیط [[خانواده]] است که در تمام ابعاد نگرشی، گرایشی و [[رفتاری]] از والدین تأثیر می‌پذیرد. دوم، [[الگو]] قرار گرفتن متصدیان امر [[آموزش]] یعنی معلمان هستند که می‌بایستی با خودسازی و تقویت [[کمالات]] و وارستگی‌های [[علمی]] و عملی خویش و [[متوسل]] نشدن به خشونت، در جذب افراد و پدیدار شدن [[جامعه اسلامی]] کوشا باشند. سوم، محیط‌های [[مدیریتی]] و مسئولان هستند که با [[سعه صدر]] در مواجهه با انتقادات و [[باور]] به [[ارزش]] آزادی در جامعه به نشر [[فرهنگ]] آزادی کمک می‌کنند<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، کتاب چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی (آزادی)، ص۴۵۹.</ref>. [[دین اسلام]]، [[دین]] آزادی است و در پرتو [[جامعه اسلامی]] و مهذب و دارای [[تعلیم و تربیت]] صحیح است که به [[انسان‌ها]]، [[شخصیت]] و [[آزادی]] خود آگاهانه داده خواهد شد<ref>ر. ک: [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، نقش آزادی در تربیت کودکان، ص۱۶۰-۱۶۲؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۲۲.</ref>


=== [[فرایندسازی]] ===
=== فرایندسازی ===
فرایندسازی، فعالیت‌های مرتبط و متوالی برای رسیدن به محصول خاص است. به طوری که فعالیت‌هایی چون باورمندی و قانون‌مندی و [[فرهنگ‌سازی]] از شیوه‌های دستیابی به محصول آزادی است. [[انقلاب]] [[ایران]]، انقلاب توحیدمحور و بر مبنای [[قانون اساسی]] است که در بطن آن، [[فرهنگ]] [[نقدپذیری]]، [[آزادی بیان]] و [[انتخابات]] [[آزاد]] نهادینه شده است که اصول و سیاست‌های آن نیز، بر همین محورها صورت می‌پذیرد. بدین منظور، تبیین و اتخاذ سیاست‌های کلی [[نظام]]، با جهت‌گیری‌ها و خط‌مشی‌های [[قوای سه‌گانه]] در قالب اختیارات خود و تعامل آنها با یکدیگر، پدیدار می‌گردد<ref>ر. ک: [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۴/۶/۱۳۸۶.</ref>. بر اساس [[وظایف]] قوای سه‌گانه در [[جمهوری اسلامی ایران]] سه مقوله "[[قانون]]"، "[[اجرا]]" و "[[نظارت]]" در این مسیر مورد تأکید قرار می‌گیرد. طبق فرایند معقول و منطقی، [[اداره امور]] اجرایی توسط [[قوه مجریه]] و در مرحلۀ [[قانون‌گذاری]]، توسط [[قوه مقننه]] و در مرحله نظارت بر عملکردها و تعقیب متخلفان از قانون و [[احقاق حق]] و جلوگیری از [[ظلم]]، توسط [[قوه]] قضاییه محقق می‌شود<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۸/۱۳۸۰؛ ۲۶/۹/۱۳۸۲.</ref>. در این مسیر، ساز و [[کارها]] و خط‌مشی‌های [[قوای سه گانه]] و عملکرد آنها در [[تدابیر]] امور مملکتی، می‌بایستی طبق اصول قانون اساسی، انجام گیرد و در این راستا، هرگونه اظهار نظر و نقد مغرضانه و [[اختلاف]] سلیقه شخصی و دو دستگی میان مسئولین، که باعث فضاسازی و فرهنگ‌سازی ناصحیح و [[گمراهی]] [[افکار]] عمومی گردد، امری غلط و برخلاف [[مصالح]] [[کشور]] تلقی می‌گردد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۸/۱۳۸۴؛ ۱۷/۷/۱۳۸۶؛ ۱۶/۱/۱۳۸۹.</ref>. بنابراین طراحی جامع این فرایند و تعیین نقش دقیق و هماهنگ قوای سه گانه در راستای تحقق [[اهداف]] [[انقلاب اسلامی]] و گسترش آزادی‌های [[مشروع]] و قانونی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای ارائه یک [[الگوی مطلوب]]، [[ضرورت]] می‌یابد و به عنوان یک شیوه کلان و اساسی باید مد نظر قرار گیرد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، کتاب چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی (آزادی)، ص۴۶۰.</ref>. رهنمودهای بنیان‌گذار [[انقلاب اسلامی]] و [[مقام معظم رهبری]] در زمینه فرایند [[آزادی]] که با [[ارتباط]] و تعامل مؤثر [[قوای سه گانه]] به دست می‌آید، همواره بیانگر این شیوه بوده است<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۲۳.</ref>.
فرایندسازی، فعالیت‌های مرتبط و متوالی برای رسیدن به محصول خاص است. به طوری که فعالیت‌هایی چون باورمندی و قانون‌مندی و [[فرهنگ‌سازی]] از شیوه‌های دستیابی به محصول آزادی است. [[انقلاب]] [[ایران]]، انقلاب توحیدمحور و بر مبنای [[قانون اساسی]] است که در بطن آن، [[فرهنگ]] [[نقدپذیری]]، [[آزادی بیان]] و [[انتخابات]] [[آزاد]] نهادینه شده است که اصول و سیاست‌های آن نیز، بر همین محورها صورت می‌پذیرد. بدین منظور، تبیین و اتخاذ سیاست‌های کلی [[نظام]]، با جهت‌گیری‌ها و خط‌مشی‌های [[قوای سه‌گانه]] در قالب اختیارات خود و تعامل آنها با یکدیگر، پدیدار می‌گردد<ref>ر. ک: [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۴/۶/۱۳۸۶.</ref>. بر اساس [[وظایف]] قوای سه‌گانه در [[جمهوری اسلامی ایران]] سه مقوله "[[قانون]]"، "[[اجرا]]" و "[[نظارت]]" در این مسیر مورد تأکید قرار می‌گیرد. طبق فرایند معقول و منطقی، [[اداره امور]] اجرایی توسط [[قوه مجریه]] و در مرحلۀ [[قانون‌گذاری]]، توسط [[قوه مقننه]] و در مرحله نظارت بر عملکردها و تعقیب متخلفان از قانون و [[احقاق حق]] و جلوگیری از [[ظلم]]، توسط [[قوه]] قضاییه محقق می‌شود<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۸/۱۳۸۰؛ ۲۶/۹/۱۳۸۲.</ref>. در این مسیر، ساز و [[کارها]] و خط‌مشی‌های [[قوای سه گانه]] و عملکرد آنها در [[تدابیر]] امور مملکتی، می‌بایستی طبق اصول قانون اساسی، انجام گیرد و در این راستا، هرگونه اظهار نظر و نقد مغرضانه و [[اختلاف]] سلیقه شخصی و دو دستگی میان مسئولین، که باعث فضاسازی و فرهنگ‌سازی ناصحیح و [[گمراهی]] [[افکار]] عمومی گردد، امری غلط و برخلاف [[مصالح]] [[کشور]] تلقی می‌گردد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۸/۸/۱۳۸۴؛ ۱۷/۷/۱۳۸۶؛ ۱۶/۱/۱۳۸۹.</ref>. بنابراین طراحی جامع این فرایند و تعیین نقش دقیق و هماهنگ قوای سه گانه در راستای تحقق [[اهداف]] [[انقلاب اسلامی]] و گسترش آزادی‌های [[مشروع]] و قانونی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای ارائه یک [[الگوی مطلوب]]، [[ضرورت]] می‌یابد و به عنوان یک شیوه کلان و اساسی باید مد نظر قرار گیرد<ref>[[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، کتاب چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی (آزادی)، ص۴۶۰.</ref>. رهنمودهای بنیان‌گذار [[انقلاب اسلامی]] و [[مقام معظم رهبری]] در زمینه فرایند [[آزادی]] که با [[ارتباط]] و تعامل مؤثر [[قوای سه گانه]] به دست می‌آید، همواره بیانگر این شیوه بوده است<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۲۳.</ref>.


خط ۳۲۸: خط ۲۹۱:


تلاش جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه [[رهبران]] آن، تحقق آزادی به گونه خاص است که از آن به آزادی "منطقی" تعبیر شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۸۳.</ref>. آزادی منطقی، آزادی در چهارچوب [[اسلام]] و [[قانون]] است. آزادی منطقی، آزادی در مسیر [[رشد]] و تعالی [[جامعه]] است که در این صورت حرکت [[ایران]] در این مسیر مستمر بوده و در "هیچ جا متوقف نخواهد شد"<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۸۳؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۹/۱۱/۱۳۸۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۳۶.</ref>
تلاش جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه [[رهبران]] آن، تحقق آزادی به گونه خاص است که از آن به آزادی "منطقی" تعبیر شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۸۳.</ref>. آزادی منطقی، آزادی در چهارچوب [[اسلام]] و [[قانون]] است. آزادی منطقی، آزادی در مسیر [[رشد]] و تعالی [[جامعه]] است که در این صورت حرکت [[ایران]] در این مسیر مستمر بوده و در "هیچ جا متوقف نخواهد شد"<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۸۳؛ [[سید علی حسینی خامنه‌ای|حسینی خامنه‌ای، سید علی]]، بیانات، ۱۹/۱۱/۱۳۸۸.</ref>.<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۳۶.</ref>
== جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ==
اسلام آزادی را به رسمیت شناخته و در متون و [[ادبیات]] [[اندیشمندان مسلمان]] نیز، به ویژه در دوران جدید مورد توجه قرار گرفته است. آموزه‌هایی چون [[توحید]] و [[خداباوری]]، [[اختیار]] و [[اراده انسان]] و [[نفی سلطه]] مهمترین مبانی آزادی در [[اندیشه]] [[انقلاب اسلامی]] است که بر پایه آنها انواع آزادی در گونه‌های آزادی [[فرهنگی]]، [[آزادی سیاسی]] [[اجتماعی]]، [[آزادی اقتصادی]] و آزادی اندیشه و [[فکر]] قابل تبیین می‌باشد. در اندیشه انقلاب اسلامی آزادی فرهنگی به مفهوم [[رهایی]] [[انسان]] از [[هوی و هوس]] در راستای [[رشد]] و تعالی انسان است. [[آزادی سیاسی]] - [[اجتماعی]] در مصادیقی چون [[آزادی]] قلم، بیان، [[رأی]] و شرکت در انجمن‌ها بروز یافته و [[آزادی اقتصادی]] در پرتو [[ارزش‌ها]] و مفاهیم [[اسلامی]] تبلور داشته و آزادی [[فکر]] و [[اندیشه]] در قالب ایده آزاداندیشی مطرح شده و آزادی مذهبی به مفهوم [[حق اقلیت‌های دینی]] نسبت به عمل بر طبق آئین [[دینی]] خود و به رسمیت شناخته شدن آنان است. آزادی در این اقسام با سایر مفاهیم [[سیاسی]] [[زندگی]] در اندیشه [[انقلاب اسلامی]] همچون [[شریعت]]، [[قانون]]، [[عدالت]]، [[اخلاق]]، [[امنیت]] و [[پیشرفت]]، [[ارتباط]] معنایی دارد که به نوعی اینها اصول [[حاکم]] بر آزادی‌های مطلوب در گفتمان [[فکری]] انقلاب اسلامی به حساب می‌آیند. این اندیشه شیوه‌ها و راهبردهایی خاص برای تحقق آزادی مطرح می‌کند که باورمندی و قانون‌مندی دو شیوه و [[راهبرد]] اصلی آن به حساب می‌آید. از این دیدگاه، آزادی با آسیب‌ها و چالش‌هایی نیز روبه‌رو است که [[ناامنی]]، [[تفرقه]]، [[توطئه]]، [[قانون‌شکنی]]، [[فساد]]، [[ترویج]] [[باطل]] و [[تحریف]] [[عقاید]]، فتنه‌گری، [[بی‌بندوباری]]، [[نفوذ]] [[بیگانگان]]، استحاله [[نظام]] و [[انحرافات اخلاقی]] و اجتماعی مهمترین آسیب‌ها و چالش‌ها به نظر می‌رسند. اندیشه انقلاب اسلامی با توجه به آنچه گذشت، از تمایز اساسی با دیگر [[اندیشه‌ها]] درباره آزادی برخوردار است که به اختصار می‌توان آن را در آموزه "[[جامعیت]]، تعالی و کمال" خلاصه کرد. رویکرد اندیشه انقلاب اسلامی به آزادی از این‌رو از جامعیت برخوردار است که همزمان به دو جنبه مادی و [[معنوی]] آزادی توجه می‌کند و فقدان یکی از این دو جنبه را در تحقق آزادی، نامطلوب می‌داند. این ویژگی، [[خصلت]] ویژه‌ای به آزادی در اندیشه انقلاب اسلامی بخشیده است که با استفاده از [[ادبیات]] [[رهبران]] [[انقلاب اسلامی ایران]] می‌توان از آن به تعابیر مختلفی از جمله "آزادی منطقی"، "آزادی قانونی" و "آزادی مسئولانه" تعبیر کرد. این تعبیر حکایت از نظریه خاص انقلاب اسلامی درباره آزادی دارد. در [[اندیشه]] [[انقلاب اسلامی]] [[آزادی]] با [[مسئولیت]] پیوندی تنگاتنگ دارد. این مسئولیت از دو بعد فردی و [[اجتماعی]] برخوردار است. در این اندیشه [[انسان]] [[آزاد]] است؛ اما نسبت به [[سرنوشت]] خود و دیگران [[مسئول]] شناخته می‌شود<ref>[[منصور میراحمدی|میراحمدی، منصور]] و [[رجبعلی اسفندیار|اسفندیار، رجبعلی]]، [[آزادی - میراحمدی (مقاله)| مقاله «آزادی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ص ۳۶.</ref>.


== [[ضرورت]] [[آزادی]] ==
== [[ضرورت]] [[آزادی]] ==
آزادی همواره از دو جنبه [[ارزش]] و [[حق]] طبیعی [[انسان]] بودن، مورد توجه [[اندیشمندان]] بوده است. انسان از اول [[خلقت]]، [[آزاد]] [[آفریده]] شده است و باید آزاد باشد و آزادی حق خدادای او است؛ لذا در [[انکار]] و منع این حق از انسان نیاز به [[مدرک]] و [[دلایل]] مستدل خواهد بود. البته اینکه آیا آزادی ارزش مطلق است مافوق آن ارزش دیگری نیست یا نه؟ و اینکه [[دولت]] چگونه می‌تواند با [[پاسداشت]] [[حق آزادی]] [[شهروندان]] [[اقتدار]] خود را [[حفظ]] کند، مطالبی است که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۷۶.</ref>
آزادی همواره از دو جنبه [[ارزش]] و [[حق]] طبیعی [[انسان]] بودن، مورد توجه [[اندیشمندان]] بوده است. انسان از اول [[خلقت]]، [[آزاد]] [[آفریده]] شده است و باید آزاد باشد و آزادی حق خدادای او است؛ لذا در [[انکار]] و منع این حق از انسان نیاز به [[مدرک]] و [[دلایل]] مستدل خواهد بود. البته اینکه آیا آزادی ارزش مطلق است مافوق آن ارزش دیگری نیست یا نه؟ و اینکه [[دولت]] چگونه می‌تواند با [[پاسداشت]] [[حق آزادی]] [[شهروندان]] [[اقتدار]] خود را [[حفظ]] کند، مطالبی است که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۷۶.</ref>.
 
== چیستی آزادی ==
آزادی (Freedom - Liberty) در لغت به معنای [[رهایی]]، خلاصی و [[حریت]] و...<ref>فرهنگ فارسی، دکتر معین، ص۳۵.</ref> در اصطلاح همانند سایر مفاهیم [[سیاسی]] مناقشه‌بردار بوده و [[تفاسیر]] مختلفی از آن شده است؛ به گونه‌ای که اذهان زیادی را متوجه خود ساخته است و هیچ کلمه‌ای به اندازه آن، معانی مختلف به خود ندیده است<ref>روح القوانین، مونتسکیو، ج۴، ص۲۹۲.</ref>؛ مثلاً [[فارابی]] آن را به مثابه یک کار معتادلی می‌داند که در دو طرف آن [[افراط]] و [[تفریط]] است؛ پس می‌تواند همانند [[کرم]] یک [[فعل خیر]] باشد؛ چراکه در یک طرف آن حالتی از [[غرور]] و [[خودپسندی]] و در طرف دیگر خساست است<ref>روح القوانین، مونتسکیو، ج۴، ص۲.</ref>. مونتوسکیو تعریفی [[اجتماعی]] - سیاسی ارائه می‌دهد. به تعبیر وی آزاد کسی است که حق داشته باشد کاری را که [[قانون]] مجاز می‌داند انجام دهد و آن کاری را که قانون ممنوع کرده مجبور نشود. یا آربلاستر آزاد کسی را می‌داند که میل به انجام کاری داشته باشد و [[قدرت]] و [[ذکاوت]] آن را دارا بوده و با مانع و رادعی مواجه نشود<ref>ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، آربلاستر، ص۸۵.</ref>.
با توجه به تعاریف متفاوت ذکر شده نباید از نظر دور داشت که مفهوم آزادی در جهان‌بینی‌های مختلف معانی متفاوتی به خود گرفته است و همین امر خود دلیل بر [[اختلاف]] در اصطلاحات شده است که شرح آن خواهد آمد. ولی باید دانست قدر متیقن [[جهان‌بینی]] [[غرب]] و [[اسلام]] در مورد [[آزادی]] جواب به سه [[پرسش]] است که عبارت‌اند از آزادی از چه، آزادی برای چه و آزادی برای که؟ برای نمونه، [[رهایی]] از [[ترس]] نمودی از آزادی از چه است و [[آزادی بیان]] نمودی از آزادی برای چه و [[تشخص]] افراد برخوردار از آزادی نمونه‌ای از آزادی برای که است.
بار عمده غالب متون آزادی به ویژه در لیبرال‌ها اختصاص به آزادی از آزادی برای چه دارد<ref>ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، آربلاستر، ص۸۵.</ref> که به اختصار و تناسب محل به آن می‌پردازیم:
 
== آزادی منفی (آزادی از) ==
آزادی منفی (Negativ freedom) به معنای فقدان موانع، قیود و [[اجبار]] هر نوع عمل است به همین دلیل این نوع آزادی را (آزادی از) (freedom from) تلقی می‌کنند یعنی محفوظ ماندن از مداخلات غیر<ref>چهار مقاله درباره مفهوم آزادی، آیزایا برلین، ص۲۳۹.</ref>. آزادی منفی، ایده [[لیبرالیسم]] اروپایی است و معتقدین به [[اومانیسم]] و فردگرایان مدافع آن هستند. لیبرال‌ها آزادی را به معنای رهایی [[انسان]] از تحمیلات خاص و بیرونی افراد دیگر برای رسیدن به خواسته خویش تعریف می‌کنند. [[جان]] استورات میل در کتاب خود با عنوان (On Liberty) در باب آزادی به خوبی آن را تبیین می‌کند. بر اساس این تعریف، هر نوع اجباری که سد راه خواسته‌های [[بشر]] باشد به خودی خود بد است؛ هر چند این اجبار برای جلوگیری افراد از ارتکاب به [[شرّ]] بزرگ‌تری استفاده شود، و [[عدم مداخله]] که نقطه مقابل اجبار است، فی نفسه خوب است هر چند تنها امر خوب نیست<ref>مایکل ساندل، لیبرالیسم و منتقدان آن، ص۳۴.</ref>.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۷۸.</ref>
 
== آزادی مثبت حداقلی (آزادی برای چه) ==
در ربع پایانی قرن بیستم، لیبرالیسم با تعریف نویی از آزادی روبرو شد و طرفدارانی پیدا کرد. از آزادی مثبت (Positive freedom) به آزادی برای (Freedom For) نیز تعبیر می‌کنند. آنها معتقدند که صرف فقدان فشار و اجبار بیرونی، تأمین کننده [[آزادی]] [[بشر]] نیست؛ چراکه ممکن است فشار و اجباری از خارج توسط دیگران بر [[انسان]] [[تحمیل]] نشود ولی باز انسان [[آزاد]] نباشد. حتی به تعبیر هربرت ساموئل [[فقر]] و [[عدم امنیت]] نیز می‌تواند مانع آزادی خوانده شود. در واقع طرفداران آزادی مثبت صرف عدم موانع و [[عدم مداخله]] دیگران در راستای رسیدن به آزادی را کافی نمی‌دانند بلکه معتقدند که فراهم بودن علل و اسباب طبیعی برای آزادی نیز لازم است.
همان‌طور که بیان شد [[اندیشه]] آزادی مثبت حداقلی، آزادی را یک [[ارزش]] و نیاز مثبت برای [[لذت]] بردن فرد و رسیدن او به [[هدف]] می‌داند. یعنی آزادی عین هدف است<ref>ظهور و سقوط لیبرالیسم، آنتونی آربلاستر، ص۸۳.</ref>. ارزش و نیازی که در سایه تأمین وسایط و علل، فقدان موانع طبیعی و [[اجبار]] اشخاص حاصل می‌شود. البته باید توجه داشت که این نوع آزادی به شرایط [[اجتماعی]] برای همگان فراهم شود تا همه به اهداف‌شان برسند وگرنه [[انسان‌ها]] آزاد نیستند، اگر چه از بیرون به آنها چیزی تحمیل نشود.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۷۸.</ref>
 
== آزادی حداکثری مثبت ==
ایده آزادی مثبت حداقلی به دو امر مهم کاری ندارد، نخست آزادی چه کسی؟ دوم اهداف و غایات افراد [[جامعه]] در پرتو آزادی. با توجه به قلمرو سه‌گانه [[اسلام]] در خصوص آزادی و اینکه در دیدگاه اسلام آزادی وسیله‌ای است برای وصول به سعادتمندی و اشخاص برخوردار از آن باید از این [[موهبت]] در [[راه کمال]] خود استفاده کنند، این نوع آزادی را می‌توان ایده آزادی مثبت حداکثری نامید.
ایده آزادی مثبت حداکثری قدمی فراتر نهاده و غایات خاصی را معین می‌کند و آزادی بشر را برای وصول به آن غایات می‌داند. در واقع این نوع نگرش با آزادی مثبت حداقلی در اصل جهت‌گیری مشترک است. اما تفاوت دو دیدگاه در این است که ایده آزادی مثبت حداکثری می‌گوید هدفی چون [[تکامل نفس]] یا خود [[شکوفایی]] (self realization) که اهم غایات است، [[کمال انسان]] شمرده می‌شود. بنابراین آزادی انسان در سایه وصول به این کمال تعریف می‌شود.
به تعبیر [[شهید مطهری]] اگر [[آزادی]] نباشد [[انسان]] نمی‌تواند به کمال خودش برسد. [[خدا]] او را طوری [[خلق]] کرده است که به کمال خودش از راه آزادی و [[انتخاب]] برسند<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۳۴۷.</ref>.
 
آزادی مثبت حداکثری مبتنی بر [[انسان‌شناسی]] است. در واقع این ایده [[پرسش]] اول را نیز بی‌جواب نمی‌گذارد. پرسش از اینکه چه کسانی می‌توانند از این آزادی برخوردار شوند؟ (آیا هر کسی دیوانه، مغرض، [[جاهل]] و...) یا طیف خاصی؟ آیا همگان حتی کسانی که خواسته [[انسانی]] ندارند هم از این [[حق]] برخوردارند؟
این ایده، من انسانی را فراتر از من غریزی و شهری می‌داند؛ بدین بیان که «اگر آزادی را به ارباب خود بودن و [[بنده]] دیگری نبودن [[تفسیر]] کنیم در مرحله بعد این بحث مهم پیش می‌آید کدام خود؟ هگل و [[افلاطون]] و طرفداران آنان با در نظر گرفتن خود طبیعی و [[پست‌تر]] و خود [[معنوی]] و [[برتر]]، از چیزی به نام [[بردگی]] [[طبیعت]] یاد می‌کنند»<ref>آیزایا برلین، چهار مقاله در باب مفهوم آزادی، ص۲۵۱.</ref> امروزه در [[غرب]] به این مهم کمتر پرداخته شده یا اصلاً توجهی نشده است و همین امر بیان‌گر تفاوت اصلی آزادی [[اسلامی]] و آزادی غرب شده است یعنی در غرب [[لیبرال]]، آزادی برای آزادی خواسته می‌شود ولی در دیدگاه [[اسلام]] آزادی برای [[سعادت]] نهایی [[بشر]].<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۷۹.</ref>
 
== انواع آزادی ==
ریشه تفاوت آزادی در تعریف غربی و اسلامی، به نگرش آن دو دیدگاه به انسان و اهداف او باز می‌گردد. در دیدگاه اسلام، آزادی موهبتی [[الهی]] است و [[خداوند]] انسان را در این عالم [[آزاد]] [[آفریده]] است؛ حتی اینکه عده‌ای زیر یوغ دیگران باشند و بر دیگران [[بندگی]] و بردگی کنند را نیز منع کرده است. در [[آموزه‌های دین اسلام]] درباره جایگاه و اهمیت خاص این نوع آزادی آمده است {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. با توجه به این [[آیه]] ادعای [[ربوبیت]] از غیر [[خدا]] منع شده است و عده‌ای که خود را [[بنده]] دیگری بدانند [[توبیخ]] کرده است. با این دیدگاه، [[آزادی]] [[حق]] [[تکوینی]] [[انسان]] نشان داده شده است و [[خداوند]] انسان را به شکستن [[غل]] و زنجیرهایی که دیگران بر پای او بستند [[دعوت]] کرده است و از این حیث از مأموریت‌های مهم [[پیامبر]] خویش، چنین قرار داده است تا مانع [[اسارت]] آنها شوند. {{متن قرآن|يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف)‌های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>.
 
بنابراین پیامبر آمده است که بندهای [[بندگی]] از دست و پای انسان بگشاید و آنها را به سوی آزادی فرا بخواند و از بندگی‌های غیر خدایی [[نهی]] کند و انسان را به شکستن این بندگی فرا خواند و بگوید فقط خدا را [[ارج]] نهید {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> بگو فقط من ارباب شما هستم که این عمل عین آزادی و [[آزادگی]] است. در همه [[آیات]] مانند آیات {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}} <ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} <ref>«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانی‌تان به کفر فرمان می‌دهد؟» سوره آل عمران، آیه ۸۰</ref>؛ {{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}} <ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند» سوره توبه، آیه ۳۱</ref> به این امر تأکید شده است که [[خدا]] [[انسان]] را از پذیرش هر ربی جز خودش [[نهی]] کرده و همه عبودیت‌ها را [[شرک]] و [[گناه]] [[عظیم]] شمرده است.
 
در [[حدیثی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۱۴.</ref> [[بنده]] و برده هیچ کس مباش؛ چراکه [[خداوند]] تو را [[آزاد]] [[آفریده]] است. یعنی نه اینکه [[آزادی]] یک نیاز است، بلکه اصلاً [[سرشت]] و خمیرمایه انسان با آزادی است و انسان به گونه‌ای با آزادی ممزوج گردیده که نمی‌توان بین آن دو گسست ایجاد کرد. یا اینکه در [[کلام]] دیگر می‌فرمایند: {{متن حدیث|النَّاسُ كُلُّهُمْ أَحْرَارٌ}}<ref>کلینی، کافی، ج۷، ص۴۲۰.</ref> یعنی [[مردم]] همه آزادند.
بنابراین [[حدیث]] در جامعه‌ای که بعضی [[انسان‌ها]] [[عبد]] و [[بنده]] هستند، با توجه به اصل [[آزادی]] [[انسان‌ها]] از [[بردگی]] و [[بندگی]]، اگر در مورد فرد غیر بالغی که اقرارش [[ارزش حقوقی]] ندارد، [[نزاع]] شود و دو نفر که او را در [[اختیار]] دارند، [[اختلاف]] کنند و یکی آن فرد غیر بالغ را برده و دیگری [[آزاد]] بداند، حرف نفر دوم پذیرفته می‌شود مگر اینکه نفر اول دلیل محکم ارائه دهد. از این رو [[حضرت]] در ادامه [[حدیث]] می‌فرماید: {{متن حدیث|إِلَّا مَنْ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بِالرِّقِّ وَ هُوَ مُدْرِكٌ وَ مَنْ أَقَامَ بَيِّنَةً عَلَى مَنِ ادَّعَى مِنْ عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ فَإِنَّهُ يُدْفَعُ إِلَيْهِ يَكُونُ لَهُ رِقّاً}}<ref>کلینی، کافی، ج۷، ص۴۲۰.</ref>.
مگر کسی که خودش به بنده بودن [[اقرار]] کند در حالی که به بلاغ [[عقلی]] رسیده باشد یا دیگری بر بنده بودن او [[بینه]] و دلیل معتبر ارائه کند که در این صورت بندگی فرد مورد ادعا پذیرفته می‌شود.
 
پس وقتی همه انسان‌ها آزاد متولد شده‌اند و اصل بر آزادی انسان‌هاست، کسی [[حق]] ندارد به صورت محسوس یا غیر محسوس آزادی آنها را بگیرد و مخدوش کند.
بر پایه همین اصل است که [[تصمیم]] بر [[هدایت]] [[انسان]] گرفته می‌شود {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان داده‌ایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>. بنابراین [[آیه]]، اگر استفاده مطلوب از [[موهبت الهی]] آزادی شود، این انسان [[شایسته]] و سزاوار آزادی است. در واقع [[اسلام]] آزادی را برای انسان و [[رهایی]] او از من غریزی و [[حیوانی]] تعریف می‌کند و انسان آزاد و [[آگاه]] نیز از این آزادی به عنوان لازمه [[حیات]] و [[سیر]] [[تکامل]] خودش استفاده می‌کند<ref>مطهری، گفتار‌های معنوی، ص۲۳۶.</ref>. در اینجا [[کمال انسان]] همان من [[واقعی]] اوست و آن کسی است که از این آزادی به خوبی استفاده می‌کند.
در حدیث آمده است {{متن حدیث|مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا أَعْتَقَ نَفْسَهُ وَ أَرْضَى رَبَّه}}<ref>غررالحکم، ج۲، ص۲۱۶.</ref>. کسانی که بدون [[حرام]] کردن [[اموال]] [[دنیایی]] و زاهدانه [[زندگی]] کردند آنها [[آزادی]] فردی را دارا هستند و خدای خود را [[راضی]] کردند. بنابراین عده‌ای از این آزادی استفاده نمی‌کنند که یا در [[عبودیت]] غیرخدایی می‌مانند یا با استفاده از آزادی [[اسیر]] نفس خود شده و [[سیر کمال]] ندارند. اما آنان که عبودیت خدایی کردند آزادگان‌اند. [[امیرالمؤمنین]] در وصف این افراد می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ قَامَ بِشَرَائِطِ الْعُبُودِيَّةِ أُهِّلَ لِلْعِتْقِ}}. [[اسلام]] نه تنها صرف آزادی را [[حق]] [[انسان]] می‌داند بلکه قدم را فراتر نهاده و [[انسانیت]] او را با آزادی تعریف می‌کند و تمام اسباب و علل را برای این [[آزادگی]] می‌خواهد {{متن حدیث|إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ وَ ذَخِيرَةُ مَعَادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ}} [[تقوی]] آزادی از هر نوع [[وابستگی]]، [[بندگی]]، [[بردگی]] و تعلق به چیزی است.
 
اینجاست که تفاوت دیدگاه [[غرب]] با اسلام به وضوح روشن می‌شود و آن این است که از نظر غرب ریشه و منشأ آزادی انسان [[تمایلات]] و خواسته‌های اوست و آنچه این آزادی را محدود می‌کند آزادی [[امیال]] دیگران است. در واقع می‌توان گفت در غرب کلاسیک هیچ فرقی بین انسان و [[حیوان]] گذاشته نمی‌شود<ref>آیزایا برلین، چهار مقاله در باب مفهوم آزادی، ص۲۴۰.</ref>.
در غرب پس از رنسانس انسان را فقط با آزادی می‌شناسند و بقیه مؤلفه‌های [[انسانی]] را از آن [[پاک]] می‌کنند. به طور مثال ژان پل سارتر (درگذشت ۱۹۸۰) انسان را تنها با آزادی معرفی می‌کند و به همین دلیل حتی منکر [[خدا]] می‌شود چون خدا را محدود کننده آزادی انسان می‌داند. نیچه (درگذشت ۱۹۰۰) نیز [[معتقد]] است [[مسیحیت]] انسان را له کرده است و انسان برای تبدیل شدن به فرا انسان و رفتن به فراسوی [[نیک]] و بد باید خدا، [[اخلاق]] و [[ارزش‌ها]] را کنار بگذارد.
از دیدگاه [[اومانیسم]]، [[اراده]] و خواست [[بشر]] [[ارزش]] اصلی بلکه منبع ارزش‌گذاری محسوب می‌شود و [[ارزش‌های دینی]] که در عالم [[اعلی]] تعیین می‌شوند تا سر حد اراده انسانی [[سقوط]] می‌کنند؛ حتی برخی از اومانیست‌ها مانند مارکس هرمان از مطرح کنندگان [[اندیشه]] فردگرایانه، معتقدند [[مردم]] را نباید طبق [[قوانین اجتماعی]] مانند [[قوانین]] [[علمی]] سامان داد و [[نظام]] مند ساخت<ref>تونی دیویس، اومانیزم، ترجمه عباس مخبر، ص۳۴.</ref>.
[[آزادی]] در [[اندیشه سیاسی]] [[غرب]] معمولاً به دو نوع آزادی مذکور تعریف و تقسیم می‌گردد که در اساس با [[اندیشه سیاسی اسلام]] متفاوت است؛ اما در جغرافیای [[بینش]] [[اسلامی]] می‌توان در سه قلمرو [[فکری]]، [[عاطفی]] و [[رفتاری]] به آزادی دست پیدا نمود.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۸۰.</ref>
 
=== [[آزادی اندیشه|آزادی فکری - اعتقادی]] ===
 
=== [[آزادی اخلاقی|آزادی اخلاقی - گرایشی]] ===
 
=== [[آزادی فقهی]] - کنشی ===
 
=== محدودیت‌های [[شرعی]] و [[فقهی]] ===
[[اسلام]] [[انسان]] را به صورت [[تکوینی]] [[آزاد]] می‌داند اما یک انسان [[مؤمن]] از حیث آزادی [[تشریعی]] باید در چارچوب [[تکالیف شرعی]] و [[الهی]] عمل کند؛ تکالیفی که محدود کننده ذاتی و فقهی هستند، مانند [[حرمت]] [[خمر]] و [[ریا]] و یا محدود کننده‌های ثانویه باشند که هنگام [[تعارض]] و [[تزاحم]] با [[احکام]] دیگر بروز می‌کنند؛ مانند [[قاعده لاضرر]] و همچنین اگر متعلق آزادی به ضرر خود فرد باشد، در این جا [[تکالیف]] اسلام اجازه داشتن چنین آزادی را به فرد نمی‌دهد. بنابر این سه رویکرد تعریف شده، اسلام آزادی را نه یک [[هدف]] بلکه وسیله‌ای [[ارزشمند]] برای رسیدن به هدفی متعالی می‌داند و به تعبیر [[شهید مطهری]] انسان بدون آزادی اصلاً [[قدرت]] و راهی برای وصول به آن [[هدف متعالی]] یعنی کمال ندارد<ref>مجموعه گفتارها، شهید مطهری، انسان کامل.</ref>.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۸۶.</ref>
 
== جایگاه آزادی در منظومه فکری [[امام خمینی]] ==
با [[کاوش]] در مکتوبات و سخنان [[حضرت امام خمینی]] می‌توان در دو حوزه [[فلسفی]] و [[حقوقی]] - تجویزی به بحث آزادی دست پیدا نمود. [[آزادی فلسفی]] [[امام]] در حوزه [[جبر و اختیار]] است. نظر ایشان دیدگاه معروف [[امامیه]] است که مشهور است به {{عربی|بَلِ الْأَمْرُ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ}}. [[خدا]] را فاعل مستقل معرفی می‌کند و باقی [[مخلوقات]] عین ربط هستند و در وجود عین [[فقر]] و تعلق می‌باشند؛ همه در ظل [[مشیت خداوند]] هستند. [[مشیت]] انسان ممکن را همان مشیت خدا می‌داند<ref>امام خمینی، طلب و اراده، ص۷۴.</ref>. بعد از آن به [[آزادی]] [[حقوقی]] - تجویزی می‌پردازد که همان آزادی در محدوده [[آزادی رفتاری]] – [[اخلاقی]] است<ref>آزادی در اندیشه سیاسی امام، پژوهشنامه متین، ش۲، ص۱۲۰.</ref>.
به [[عقیده]] [[امام خمینی]] آزادی [[حق]] اولیه [[بشر]] است که از آغاز [[خلقت]] از طرف [[خداوند]] به او داده شده است<ref>صحیفه نور، ج۱۲، ص۱۳۰.</ref>. آزادی در [[کلام]] آن بزرگوار با تعابیر [[نعمت]] بزرگ [[الهی]] و [[هدیه]] آسمانی و [[امانت الهی]] آمده است و امتیازی نیست که [[حکومت]] یا دولتی آن را اعطا کند یا قصد گرفتن آن را داشته باشد<ref>صحیفه نور، ج۲، ص۶۷.</ref>؛ بلکه حقی است که [[انسان]] قبل از به وجود آمدن [[جامعه سیاسی]] از آن برخوردار بوده است و حکومت موظف به [[پاسداری]] آن است. امام خمینی ضمن به رسمیت شناختن انواع [[آزادی‌های فردی]]، [[سیاسی]]، [[اندیشه]] و... شرکت [[مردم]] در [[تصمیم‌گیری‌ها]]، مواردی چون [[شرع]]، [[عقل]]، [[اخلاق]] و [[قانون]] را [[حدود آزادی]] تعریف می‌کند. دیدگاه ایشان در خصوص مفهوم آزادی حاکی از [[واقعیت]] موجود است نه مفهوم آزادی در [[مغرب زمین]]<ref>صحیفه نور، ج۱۲، ص۱۱۵.</ref>. از آنجا که [[جهان‌بینی]] امام خمینی [[جهان‌بینی توحیدی]] و [[اسلامی]] است؛ لذا دیدگاه‌های دیگر را به شدت مورد [[انتقاد]] قرار می‌دهد. نگاه انتقادی ایشان به آزادی در [[غرب]] بر سه محور است؛ الف) آزادی سه مطرح در آنجا مخالف سنت‌های بشری و مخالف اخلاق است و هیچ قاعده و قانونی را بر نمی‌تابد<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۱۸۱.</ref>. ب) اگر هم اسمی از [[آزادی برده]] می‌شود، ظاهری و صوری است؛ چراکه هر دو دیدگاه مدرن امروزین یعنی [[مارکسیسم]] و [[لیبرالیسم]] به دلیل وجود از فقدان [[دیکتاتوری]] در [[حزب]] [[کمونیسم]] و [[استبداد]] نژادپرستانه [[اکثریت]] لیبرالیسم، نشان از فقدان آزادی در این جهان‌بینی دارد<ref>صحیفه نور، ج۱۲، ص۱۱۵.</ref>. در واقع سخنان و مکتوبات حضرت امام واکنشی در مقابل عاریه‌ای بودن این پدیده در [[ایران]] است. از نگاه ایشان واژه امروزین آزادی مفهوم جدیدی است که از [[زمان]] [[مشروطه]] به بعد وارد ایران شده است و با مفهوم بومی، [[دینی]] و [[اسلامی]] بودن آن متفاوت است.
 
برای آن بزرگوار مفهوم و عناصر [[آزادی]] غربی مطرح نیست؛ بلکه [[انتقاد]] ایشان به ورود برخی نمادهای فسادانگیز آزادی به [[ایران]] بود که در سایه [[دولت]] [[مستبد]] شاه با [[هویت]] [[ایرانی]] و هنجارهای دینی - اسلامی آن به شدت مقابله می‌کرد<ref>نامه امام به هویدا، ۲۷ / ۱ / ۴۶.</ref>. ایشان در راستای [[نقد]] واژه آزادی این مفهوم را وارد حوزه [[اخلاقی]] - دینی نموده و از زاویه [[تشریع]] از معایب این آزادی وارداتی سخن راند و مفهوم جدیدی برای آن بیان کرد.
در هامش اخلاقی دیدگاه ایشان، [[بشر]] باید از [[قدرت]] [[شهوات]] و هوس‌های [[دنیایی]] بیرون بیاید وگرنه [[اسارت]] او در آن ورطه مسجل بوده و هنوز طعم آزادی را نچشیده است. ایشان [[حریت]] و آزادی نفس از تمنیات بیرونی را نشان [[قدرتمندی]] و بزرگ منشی می‌دانند. در نگاه [[اقتصادی]] به [[غرب]] نیز آزادی در غرب را مخالف با [[اخلاق]] و سنت‌های [[انسانی]] می‌داند<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۱۲.</ref>.
ایشان معتقدند که اگر در غرب مصادیق مفید آزادی هم باشد ولی به اقتضای [[طبیعت]] خود چیز مفیدی به [[جامعه]] ایرانی نمی‌دهد؛ مصادیقی از آن را سرازیر می‌کند که باعث [[تباهی]] ما می‌شود<ref>صحیفه نور، ج۱۰، ص۵۵.</ref>.
[[امام خمینی]] در بیانات متعددی آزادی لیبرالی غربی یعنی همان آزادی به تعبییر اول را طرد می‌کند. از نظر ایشان [[رهایی]] و به خود وانهادگی [[انسان]] در هیچ جا مطلوب نیست،؛ چراکه آزادی به شکل غربی آن موجب تباهی انسان به‌خصوص [[نسل جوان]] می‌شود و از نظر [[عقل]] و [[وحی]] محکوم است<ref>صحیفه نور، ج۲۱، ص۱۹۵.</ref>.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۸۷.</ref>
 
=== نسبت بین آزادی، [[معنویت]] و [[عدالت]] ===
در اینجا سؤالی که پیش می‌آید این است که بین آزادی و مفاهیم ارزشی دیگر چون عدالت، معنویت، [[امنیت]] و [[استقلال]] چه نسبتی می‌توانیم برقرار کنیم.
معنویت از دیدگاه [[اسلام]] یعنی اینکه انسان در عین برخورداری از [[دنیا]] و تعلقات آن، نباید تبدیل به مملوک آنها شود. به تعبیر دیگر [[احساس]] [[وابستگی]] درونی و بیرونی به اشیاء معنای دیگر [[بندگی]] و مملوک بودن آنهاست. ؛ چراکه [[انسان]] این گونه صفتی دارد که اگر [[احساس]] [[دارایی]] و [[توانایی]] و [[قدرت]] و کمال کرد، غالباً در درونش اثر گذاشته و او را خراب می‌کند و به او احساس [[بی‌نیازی]] از [[خدا]] دست داده و به [[طغیان]]، [[فساد]] و [[فسق]] می‌گراید. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref>.
مطابق با [[دستورات]] [[دینی]] سعادتمندانه‌ترین زندگی‌ها آن است که انسان سرمایه‌ای به اندازه [[کفاف]] [[زندگی]] کسب کند؛ چراکه همین که اگر به طور مثال ثروتی اندوخته شد و جنبه [[سودجویی]] به خود گرفت، وسیله‌ای برای [[انحراف]] انسان و [[اسارت]] او به [[تمایلات نفسانی]] می‌شود. همین طور است دیگر اندوخته‌ها مانند [[هنر]] و [[صنعت]] و.... بنابراین باید از اسارت و مملوکیت [[آزاد]] شود. راه آزاد شدن از این مملوکیت نیز بندگی است. بندگی به حقیقتی که جزء [[فطرت انسان]] است و انسان [[عاشق]] آن است یعنی [[بندگی خدا]].
 
[[غلام]] [[همت]] آنم که زیر چرخ کبود *** زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
قرآن کریم حتی علت [[خلقت انسان]] را همین بندگی و [[عبودیت]] می‌داند: {{متن قرآن|مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>... البته ناگفته نماند که بندگی [[وابستگی]] نیست؛ چراکه وابستگی به امر محدود تعلق می‌گیرد و انسان را هم محدود می‌کند؛ ولی تکیه به خدا عین [[وارستگی]] و عدم محدودیت است.
 
خلاص [[حافظ]] از آن زلف تاب دار مباد *** که بستگان کمند تو رستگاران‌اند
[[حق]]، خطاب به انسان می‌فرماید: {{متن حدیث|يَا بنَ آدَمَ خَلَقتُ الأَشياءَ لِأَجلِك و خَلَقتُكَ لِأَجلي}} ای فرزند [[آدم]] همه چیز را در [[خدمت]] تو آفریدم و تو را برای خودم. بنابراین تا [[آزادی معنوی]] و درونی نباشد، [[آزادی]] بیرونی حاصل نمی‌شود و آزادی معنوی و درونی هم حاصل [[برقراری عدالت]] [[اجتماعی]] است؛ یعنی [[معنویت]] بدون [[عدالت]] ممکن نیست. [[آزادی]] با دو بال عدالت و معنویت تحقق پیدا می‌کند. عدالت نیز علت نهایی تشکیل [[نظام اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[اسلامی]] است؛ یعنی [[عبودیت]] و [[قرب الهی]] به دست نمی‌آید مگر با [[تشکیل حکومت]] [[عدل]]. پس رابطه دو [[طرفه]] است و همین‌ها هم رابطه‌ای تنگاتنگ با آزادی [[انسان]] دارند؛ چراکه یکی از اساسی‌ترین و الزامی‌ترین اصل [[برپایی عدل]] در [[جامعه]] این است که [[حقوق عمومی]]، [[فطری]] و طبیعی در جامعه به صورت برابر [[حاکم]] باشد و شرط اصولی برخورداری از این [[حقوق]] آزادی و معنویت است. [[امام خمینی]]، نیز با توجه به [[جهان‌بینی توحیدی]] و [[الهی]] خود، آزادی را در [[پناه]] [[معنویات]] اصل [[سعادت بشر]] می‌دانند<ref>صحیفه امام، ج۷، ص۵۳۳.</ref>.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۸۹.</ref>


=== نسبت بین آزادی و [[امنیت]] ===
== ادب آزادی ==
در نسبت بین آزادی و امنیت نیز همین رابطه و قاعده برقرار است؛ به طوری که می‌توان گفت [[غایت خلقت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]، بهره‌برداری انسان از آنها با کمال امنیت و [[آرامش]] است و این نمی‌شود مگر اینکه انسان با توجه به دارا بودن [[حق آزادی]] در [[حکومت عدل]] از [[حق امنیت]] خود که شرط تحقق [[عدالت اجتماعی]] است برخوردار باشد. اگر حق آزادی و امنیت در یک جامعه کم‌رنگ شود، راه وصول انسان به عبودیت و [[بندگی]] که [[غایت]] سعادتمندی [[بشر]] است کم‌رنگ می‌شود. بنابراین برای وصول به این [[هدف]] با تشکیل [[حکومت عدل اسلامی]]، حقوق مذکور نهادینه می‌شود یعنی مورد [[تأیید]] رسمی و قانونی [[مردم]] و [[دولت]] قرار می‌گیرد تا هم استناد [[شرعی]] داشته باشد و هم [[نقص]] آنها [[جرم]] تلقی شده و استیفای این حقوق از طریق حاکم [[عادل]] صورت گیرد. به همین دلیل امام خمینی [[معتقد]] بودند تشکیل حکومت عدل اسلامی مورد [[خواست مردم]] است تا با تشکیل حکومت عادل صحیح، همه چیز اداره شود<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۱۲۰.</ref>؛ چراکه استیفای حقوق آزادی و امنیت را در پرتو چنین [[حکومتی]] می‌دانند و معتقدند مردم با تشکیل چنین [[حکومتی]] خود را در [[آسایش]] خواهند دید و هر لحظه مورد [[هجوم]] و بازداشت ناگهانی عمّال [[حکومت جور]] قرار نخواهند گرفت و به این [[اعتقاد]] پیدا خواهند کرد که در [[جامعه عادل]] این بزهکاران هستند که در بند خواهند بود<ref>صحیفه نور، ج۱۰، ص۴۳۱.</ref>.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۹۰.</ref>
 
=== نسبت [[آزادی]] و [[استقلال]] ===
آیا جامعه‌ای که مستقل است می‌تواند [[آزاد]] باشد؟ حضرت امام معتقدند که [[ارزش]] [[حیات انسان]] در یک [[جامعه]] به این دو مقوله مهم بستگی دارد؛ یعنی داشتن استقلال و آزادی<ref>صحیفه نور، ج۶، ص۲۱۹.</ref>. استقلال همان [[اراده]] ملی برای [[اداره امور]] داخلی و خارجی خود، مستقل از دیگران است که از خلال [[سازمان سیاسی]] [[دولت]] پدیدار می‌شود<ref>علی بابایی، ج۲، ص۴۴ – ۴۵.</ref>. [[امام خمینی]] معتقدند که اراده [[ملت ایران]]، آزادی و استقلال در یک [[حکومت عدل]] است<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۲۰۲.</ref>. البته [[حکومت]] عدلی که متکی بر [[دین اسلام]] و [[کتاب خدا]] [[قرآن]] باشد؛ چراکه [[اسلام]] و [[قرآن]] بیانگر آزادی و استقلال است<ref>صحیفه نور، ج۷، ص۲۴.</ref>. از نظر ایشان آزادی [[حقیقی]] در چارچوب [[تعالیم اسلام]] معنا پیدا می‌کند و آزادی مانند دیگر مفاهیم ارزشی همچون [[عدالت]] و استقلال و... باید در چارچوب اسلام و [[قوانین]] آن ترسیم و تبیین شود. ایشان معتقدند ما آزادی را در [[پناه]] اسلام می‌خواهیم؛ استقلال را در پناه اسلام می‌خواهیم؛ چراکه اساس مطلب، اسلام است<ref>صحیفه نور، ج۶، ص۲۵۹.</ref>؛ و همین اسلام برای القای [[عقیده]]، [[تحمیل]] را رد می‌کند و آزادی اعلام می‌کند. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> یعنی در [[انتخاب]] [[راه هدایت]] آزادی وجود دارد.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۹۱.</ref>
 
==مسأله [[آزادی]]==
مسأله آزادی چیست؟ در سال‌های اخیر، مسأله آزادی موضوع یکی از مهم‌ترین [[منازعات]] [[سیاسی]] در [[ایران]] در ساحت [[اندیشه]] و عمل بود. با این حال، به نظر می‌رسد این مسأله بیش از آنکه به عنوان یک مسأله [[فلسفی]] طرح شود، به عنوان یک [[شعار]] سیاسی و [[ایدئولوژی]] مورد توجه قرار گرفته و به همین جهت نقش سازنده و بنیادهای حِکمی [[دینی]] آن مغفول واقع گشته یا به بدفهمی دچار شده است. در دوره معاصر، آزادی در میان [[ملل]] دیگر هم [[ارزش]] و جایگاه زیادی پیدا کرده و [[جنبش‌ها]]، [[انقلاب‌ها]]، [[جنگ‌ها]] و [[فعالیت‌های سیاسی]] بسیاری برای آزادی ایجاد شده است. هر چند اهمیت مسأله آزادی در عرصه‌های دیگری چون [[علم]]، [[فرهنگ]]، [[تربیت]] و [[اخلاق]] کمتر از اهمیت آن در [[سیاست]] نیست؛ اما مسأله آزادی در حوزه [[اجتماع]] و سیاست به شدت برجسته شده است. به همین جهت، در چنین مباحثی اموری چون [[آزادی معنوی]] موضوع بحث نیستند و مسأله آزادی به [[آزادی‌های اجتماعی]] و سیاسی محدود است؛ یعنی آزادی به مثابه یک [[حقّ]] [[انسانی]] برای [[اندیشیدن]]، گفتن، [[انتخاب]] کردن و امور دیگری از این قبیل<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. همچنین، مسأله آزادی غیر از مسأله [[کلامی]] فلسفی [[اختیار]] است. در مسأله کلامی فلسفی اختیار سخن از [[تکوین]] انسانی است: آیا [[اراده انسان]] بر فعل تحت [[سیطره]] و [[مالکیت]] او است یا دیگری او را به سوی فعل سوق می‌دهد و نیز آیا برای او امکان اختیار خوب یا بد هست یا نه؟ اما در مسأله آزادی سخن از جواز یا تأمین امکانات و شرایط برای عملی است که هر فرد می‌خواهد انجام دهد.
منشأ طرح مسأله آزادی چیست؟ در دوره معاصر، آزادی در میان [[جهان]] ارزش و جایگاه زیادی پیدا کرده و جنبش‌ها، انقلاب‌ها، جنگ‌ها و فعالیت‌های سیاسی بسیاری برای آزادی ایجاد شده است. اگرچه [[فلاسفه سیاسی]] بیشتر به مسأله آزادی توجه داشته‌اند؛ اما نباید نتیجه گرفت که مسأله [[آزادی]] تنها در عرصه [[سیاست]] مهم است. اهمیت این مسأله در عرصه‌های دیگری چون [[تربیت]] و [[اخلاق]] شاید بیش از اهمیت آن در سیاست باشد.
در میان [[اندیشمندان سیاسی]] امروز، لیبرال‌ها بیش از دیگران سنگ آزادی را به سینه می‌زنند. آنان آزادی را به عنوان [[ارزش]] اساسی گرفته و آن را محور [[ایدئولوژی سیاسی]] خود قرار داده‌اند؛ به حدی که [[پیروان]] این [[مکتب]] گاهی به [[صراحت]] ابراز می‌کنند که [[امنیت]]، [[عدالت]] و حتی [[خانواده]] را می‌توان هزینه آزادی کرد. منشأ اساسی [[گرایش]] لیبرال‌ها به این [[عقیده]] [[اومانیسم]] فردگرایانه آنان است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. اما [[انسان]] [[دین‌مدار]] هم انسان را [[فقیر]] محض در برابر [[حق‌تعالی]] شناخته و هم با قول به [[حقیقت]] مشترک [[انسانیت]]، نومینالیسم را نمی‌پذیرد. پس نمی‌تواند ملتزم به چنین گرایشی باشد.
 
منشأ اعتبار آزادی در [[جامعه دینی]]، [[کمال‌گرایی]] [[دینی]] است. در [[دین اسلام]] کمال برای فرد فرد [[انسان‌ها]] تعریف می‌شود؛ نه برای افراد یا گروه‌های خاص و نه برای انسان کلی [[ذهنی]]. همچنین بنا بر مبانی برگرفته از [[قرآن]] و [[سنت]]، این کمال جز با [[حُسن]] [[اختیار]] افراد به دست نمی‌آید. به تعبیر دیگر، اهمیت آزادی در نگرش دینی در رابطه آزادی و کمال نهفته است و این امر اهمیت آن را از [[حقوق]] عادی چون [[حق مسکن]] یا [[حق]] [[انتخاب]] بالاتر برده و در ردیف [[حق حیات]] قرار می‌دهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. این نکته اساس اهمیت مسأله آزادی در جامعه دینی است. البته اعتبار آزادی آثار بسیار دیگری هم دارد که می‌تواند در اعتبار آن مورد لحاظ باشد؛ از جمله [[حفظ]] و تعمیق [[مشروعیت حکومت]] و [[رشد]] جامعه دینی؛ اما محور اساسی همان کمال‌گرایی است. اما از آنجا که این آزادی برای حقیقت [[انسانی]] تعریف می‌شود و تحقق آن وابسته به اختیار فردی است، نقش [[جامعه سیاسی]] در تحقق و تضمین [[آزادی]] نیاز به تبیین دارد. بنابراین، تضمین آن آزادی از شرایط اساسی [[جامعه دینی]] است و بالاترین مرتبه آن آزادی در [[جامعه مهدوی]] حاصل خواهد شد. تمهید آزادی وابسته به [[تدبیر]] [[حکومت]] است و حکومت [[مسئول]] [[حفظ]] آن است؛ اما مراحل پس از آزادی وابسته به حسن [[اختیار]] افراد است. حکومت تمهیدات لازم را فرا می‌آورد؛ اما اگر [[مردم]] با [[سوء]] اختیار، مانند [[رسوم]] بی‌حکمت دست و پاگیر خودشان راه آزادی را ببندند و خود را در [[غل و زنجیر]] هواها گرفتار سازند، [[آزادی اجتماعی]] [[سیاسی]] حاصل نخواهد شد و جویندگان آزادی نیز [[آزار]] خواهند دید. اما آزادی [[حقیقی]] وابسته به اختیار خود فرد است و هیچ‌کس نمی‌تواند در آن دخیل باشد، آن را از شخص بگیرد یا به او عطا نماید؛ آزادی حقیقی را با حسن اختیار می‌توان در تنگ‌ترین سیاه‌چال یا در اوج [[قدرت]] داشت و ممکن است با سوء اختیار در همان حال از دست داد.
چرا تحلیل نظر [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] درباره آزادی مهم است؟ چنان‌که آمد، مسأله آزادی موضوع یکی از مناقشات مهم سیاسی در سال‌های اخیر بوده است. اما اغلب با [[انفعال]] در برابر نظریه‌های لیبرالی نسبت به آزادی موضع گرفته‌اند. گروهی با پذیرش [[لیبرالیسم]]، موضعی [[افراطی]] در برابر آزادی داشته‌اند و گروه دوم، با [[نفی]] لیبرالیسم، موضعی [[تفریطی]] داشته و آزادی را در برابر [[دین‌داری]] خوانده‌اند. اما موضع حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هیچ یک از این دو نیست. وی اساساً موضع مسأله آزادی را [[تغییر]] می‌دهد. او در طول بیش از دو دهه سخنرانی‌ها، پیام‌ها و ابلاغ‌های خود بارها از آزادی سخن گفته و وجوه مختلفی از آن را تشریح کرده است ورود ایشان به مسأله آزادی، تنها یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه به عنوان یک پژوهشگر سیاسی است. اما به لحاظ سیاسی نیز ایشان [[پرچمدار]] [[امت اسلامی]] در گذر از این پیچ [[عظیم]] [[تاریخی]] است. از این جهت نیز [[ضرورت]] دارد گزارشی دقیق از آرای ایشان در باب [[آزادی]] در دست باشد. این نوشتار گزارشی از آرای [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] در باب [[فرهنگ]] است. در این گزارش دو مسأله مورد توجه بوده است: (۱) دقت در گزارش (۲) [[حفظ]] [[ادبیات سیاسی]] ایشان.<ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۱۳۳.</ref>
 
==چیستی آزادی==
مفهوم [[اجتماعی]] - [[سیاسی]] آزادی از مفاهیم اعتباری ارزشی است که در اعتبار آن باید وجوه متنوعی را لحاظ کرد؛ مانند
#«آزادی از چه چیزی» [[ارزش]] است؟
#«آزادی برای چه چیزی» ارزش است؟ به تعبیر دیگر، آزادی به چه هدفی روی دارد؟
#آزادی در چه چارچوبی قابل تعریف است؟
#آزادی [[حقّ]] چه کسی است؟
#[[مسئول]] تأمین آزادی کیست؟
#آیا آزادی مستلزم تحدید [[قدرت]] است؟ اگر چنین است، حد [[اعتدال]] آن دو چیست؟ اگر چنین نیست، چه رابطه‌ای میان قدرت و آزادی وجود دارد؟
#آیا آزادی با [[مسئولیت]] رابطه‌ای دارد؟ اگر چنین است با مسئولیت در برابر چه کسی؟
#آزادی حد و قید دارد؟ اگر چنین است، چه حدود و قیودی؟
مفهوم [[بدوی]] آزادی از مفاهیم [[بدیهی]] است و نمی‌توان آن را با مفاهیم دیگری روشن‌تر کرد. اما با توجه به مفاهیم هم‌خانواده و متضاد با آن، [[فهم]] بهتری از این مفهوم به دست می‌آید. از معانی هم‌خانواده با آزادی می‌توان به [[اختیار]]، [[حریت]]، [[رهایی]]، دارندگی، [[انتخاب]]، خلاصی، جدایی و از معانی متضاد با آن می‌توان به [[اضطرار]]، [[اکراه]]، [[اجبار]]، [[بندگی]] و [[اسارت]] اشاره کرد. در زبان [[انگلیسی]] واژه freedom و واژه Liberty از ریشه لاتینی(libertas (libertatبرای این معنا به کار می‌رود.
با وجود [[بداهت]] معنای آزادی، [[اختلاف]] نظر در تعریف آن بسیار زیاد است. در دیگر مفاهیم حوزه [[علوم انسانی]] نیز این مشکل وجود دارد. اما این [[اختلافات]] ناشی از ابهام در موضوع نیست؛ بلکه ناشی از اختلاف مبانی [[معرفتی]] و ارزشی است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان، ۱۲/۲/۱۳۸۸.</ref>. اساساً این نوع تعریف‌ها برای روشن کردن موضوع نیست؛ بلکه در این نوع تعریف‌ها، نظریه‌پرداز مواضع [[معرفتی]] و ایدئولوژیک خود را به [[صراحت]] در تعریف پیشنهادی خود لحاظ می‌کند بنابراین، این تعریف‌ها موضعِ نظریه‌پرداز نسبت به موضوع را روشن می‌کنند؛ نه خودِ موضوع را.
[[آزادی]]، فی حد نفسه، معنای گسترده‌ای دارد و این معنا به نحو مطلق مراد هیچ‌کس نیست. اما می‌توان آن را با حرف اضافه «از» [[مقید]] کرد؛ مانند «آزادی از [[اسارت]]»، «آزادی از [[اخلاق]]»، «آزادی از [[نفوذ]] مبنی بر [[سوء]] استفاده»، «آزادی از [[قوانین]]»<ref>همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر، ۳۰/۷/۱۳۷۶.</ref>. همچنین ممکن است آزادی را با قید «برای» مقید کرد؛ مانند «آزادی برای [[رشد]] [[علمی]] و رشد عملی و [[رشد اخلاقی]]» و «آزادی برای [[فساد]] و [[فحشا]] و اشاعه [[گناه]] و اشاعه خلاف»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۰/۶/۱۳۸۸.</ref>. موضع ایدئولوژیک دقیقاً روشن می‌کند آزادی مطلوب «آزادی از چه چیز» و «آزادی برای چه چیز» است. مراد از مفهوم آزادی تعیین این نحوه قیود است.
 
بسیاری از [[روشنفکران]] در بحث از مفهوم آزادی و مفاهیم بسیار دیگری، به غرب تکیه دارند و گفته‌های آنان را چون [[وحی]] [[منزل]] می‌پندارند. در واقع، حتی در بحث از آزادی نیز آزاداندیش نبوده و گرفتار [[خودباختگی]] و تقلیدند که آسیبی اساسی است. بنابراین، یکی از توصیه‌های اکید، [[استقلال]] در [[اندیشیدن]] به آزادی و [[فهم]] مفهوم آن است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. مسأله آزادی پایه بسیاری از مسائل و پیشرفت‌ها است و [[تقلید]] در تعریف آن فقط از دریچه [[تفکرات]] [[غربی]] خطای بزرگی بوده و نتیجه تلخی خواهد داشت<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.
روشن است که هر فقیهی مفهوم آزادی را در چارچوب [[آموزه‌های اسلامی]] و [[قرآنی]] قابل تعریف می‌داند و [[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] از این امر مستثنا نیست. آزادی با قید «از.».. به معنای [[رهایی]] است و نگرش [[فقهی]] ایجاب می‌کند که تبیین آن با استناد به [[قرآن کریم]] باشد. قرآن کریم یکی از مأموریت‌های [[رسول خدا]]{{صل}} را چنین بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و بار (تکلیف)‌های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. «[[اصر]]» یعنی تعهدات تحمیلی بر [[انسان‌ها]] که شامل بسیاری از [[عقاید]] [[باطل]] و [[خرافی]] و بسیاری از قیود [[اجتماعی]] غلطی که دست‌های [[استبداد]] یا [[تحریف]] یا [[تحمیق]] بر [[مردم]] [[تحمیل]] کرده بود، می‌شود و «[[اغلال]]» هم به معنای [[غل]] و رنجیرها است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ‌التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و هرگونه [[گرفتاری]] است که مانند زنجیر مانع حرکت [[انسان]] شود. در این چارچوب، موضوع رهایی یا همان «[[آزادی]] از.».. چنین تعیین می‌شود: «آزادی از [[سلطه]] [[زورگویان]] و قدرت‌های دیکتاتور و [[مستبد]] و کمند [[قدرت اقتصادی]] و فشار [[سیاسی]] [[استکبار]] (همان اصل نه شرقی و نه [[غربی]])، آزادی از دخالت و [[نفوذ بیگانگان]]، آزادی از دخالت‌های عناصری که هر جا دخالت کرده‌اند، [[شر]] و [[فساد]] و [[بدبختی]] و حتی [[فقر]] و نکبت به وجود آورده‌اند، آزادی از [[خرافات]] و [[جهالت‌ها]]، آزادی از تعصب‌های [[جاهلانه]] و کج‌فکری‌ها»<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۶۹؛ دیدار جمع کثیری از مردم، آمل، ۲۱/۳/۱۳۷۷؛ دیدار میهمانان داخلی و خارجی دهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۲/۳/۱۳۷۸.</ref>.
 
اما رهایی تنها معیار آزادی نیست؛ بلکه میدان [[انتخاب]] و [[فرصت]] نیز معیار آزادی است. اگر فردی در برابر خود جز یک راه نبیند [[آزاد]] نیست؛ حتی اگر سلطه [[زورگویی]] بر سر او نباشد. در همان چارچوب [[آموزه‌های اسلامی]]، موضوع «آزادی برای» یا همان میدان انتخاب و فرصت، اموری از قبیل [[علم]] و [[معرفت]] و [[تربیت]] و [[اخلاق]] و [[پیشرفت]] و [[شکوفایی استعدادها]] شمرده شده و کمبود چنین میدان و فرصت‌هایی را کمبود آزادی به شمار می‌آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر، ۳۰/۷/۱۳۷۶.</ref>. به همین جهت، [[رشد]] [[اندیشه‌ها]] و [[شکوفایی استعدادها]] وابسته به [[آزادی]] قلمداد شده و [[استبداد]] [[ضد]] [[استعداد]] شناخته می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. به همین جهت است که حداکثر استفاده از آزادی لازم می‌آید<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ دیدار جوانان در مصلای بزرگ تهران، ۱/۲/۱۳۷۹.</ref>.
در این مبنا، [[ملت]] [[آزاد]] و مستقل، ملتی است که بتواند روی پای خود بایستد، با امکانات خود کار کند و با [[اراده]] خود با [[وحدت]] جمعی، در جهت صحیح مطابق با [[صلاح]] خود که [[آینده]] او را تأمین کند، برای خود حرکت کند و البته برای چنین ملتی آینده‌ای موفق [[پیش‌بینی]] می‌شود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمع کثیری از مردم آمل، ۲۱/۳/۱۳۷۷.</ref>. وقتی آزادی بر این اساس معنا شود، خروج از حدود آن را نمی‌توان آزادی خواند؛ بلکه این تعریف معیار تمییز آزادی [[حقیقی]] از [[توطئه]]، [[خیانت]]، [[اضلال]] و اشاعه [[یأس]] در میان [[مردم]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران، ۲۴/۶/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۱۳۶.</ref>
 
==ادب آزادی==
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] بر آن است که [[ادب]] استفاده از [[آزادی]] در [[حفظ]] آزادی بسیار اهمیت دارد. به نظر او، آزادی [[آداب]] و [[فرهنگی]] دارد که باید آن را آموخت و بدون آن، آزادی برای هیچ کس و هیچ جامعه‌ای، چنان که [[شایسته]] است، نه تنها فراهم نخواهد شد؛ بلکه از دست خواهد رفت که از نظر [[اسلام]] این برای یک [[جامعه]] [[فاجعه]] است. ندانستن ادب استفاده از آزادی [[هرج و مرج]] به وجود می‌آورد و در نتیجه آن [[مردم]]، [[تشنه]] یک [[استبداد]] [[قدرتمند]] می‌شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. استفاده بد، غلط و غیر متعهدانه از آزادی [[بازی]] با [[افکار]]، [[احساسات]]، [[ایمان]]، دلبستگی‌های مردم و نیازهای جامعه بوده و نتیجه آن [[خروش]] مردم است. کسانی که پایبند و [[متعهد]] به [[فرهنگ]] آزادی نیستند، [[دشمنان]] آزادی و خانن به آزادی‌اند و نباید [[تحمل]] شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. [[آموختن]] این ادب نیز [[وظیفه]] [[جمهوری اسلامی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای انجمن اهل قلم، ۷/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.
[[حضرت آیت‌الله خامنه‌ای]] بر آن است که [[ادب]] استفاده از [[آزادی]] در [[حفظ]] آزادی بسیار اهمیت دارد. به نظر او، آزادی [[آداب]] و [[فرهنگی]] دارد که باید آن را آموخت و بدون آن، آزادی برای هیچ کس و هیچ جامعه‌ای، چنان که [[شایسته]] است، نه تنها فراهم نخواهد شد؛ بلکه از دست خواهد رفت که از نظر [[اسلام]] این برای یک [[جامعه]] [[فاجعه]] است. ندانستن ادب استفاده از آزادی [[هرج و مرج]] به وجود می‌آورد و در نتیجه آن [[مردم]]، [[تشنه]] یک [[استبداد]] [[قدرتمند]] می‌شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. استفاده بد، غلط و غیر متعهدانه از آزادی [[بازی]] با [[افکار]]، [[احساسات]]، [[ایمان]]، دلبستگی‌های مردم و نیازهای جامعه بوده و نتیجه آن [[خروش]] مردم است. کسانی که پایبند و [[متعهد]] به [[فرهنگ]] آزادی نیستند، [[دشمنان]] آزادی و خانن به آزادی‌اند و نباید [[تحمل]] شوند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. [[آموختن]] این ادب نیز [[وظیفه]] [[جمهوری اسلامی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار اعضای انجمن اهل قلم، ۷/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.
چنان که روشن شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اصل [[آزادی فکر]] و بیان تردیدی ندارد؛ اما بر ادب استفاده از آن تأکید دارد. آزادی، [[اخلاق]] و [[منطق]] باید با هم باشند تا [[خلاقیت]] [[علمی]] و [[تفکر]] بالنده [[دینی]] ممکن گردد. [[آزادی بیان]] تنها [[مقید]] به «منطق و اخلاق و [[حقوق معنوی]] و مادی دیگران» بوده و به هیچ چیز دیگری مقید نیست و این باید به فرهنگ [[اجتماعی]] و [[حکومتی]] تبدیل گردد. همچنین، [[هدف]] [[انقلاب]] این بود که این آزادی در کنار [[تعادل]]، [[عقلانیت]] و [[انصاف]] فرهنگ غالب باشد، تا همه [[اندیشه‌ها]] در همه حوزه‌ها فعال و برانگیخته گردند و «زاد و ولد فرهنگی» که به تعبیر [[روایات پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان{{عم}}، محصول «تضارب آراء و [[عقول]]» است، [[عادت]] ثانوی [[نخبگان]] و اندیشه‌وران گردد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.
چنان که روشن شد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اصل [[آزادی فکر]] و بیان تردیدی ندارد؛ اما بر ادب استفاده از آن تأکید دارد. آزادی، [[اخلاق]] و [[منطق]] باید با هم باشند تا [[خلاقیت]] [[علمی]] و [[تفکر]] بالنده [[دینی]] ممکن گردد. [[آزادی بیان]] تنها [[مقید]] به «منطق و اخلاق و [[حقوق معنوی]] و مادی دیگران» بوده و به هیچ چیز دیگری مقید نیست و این باید به فرهنگ [[اجتماعی]] و [[حکومتی]] تبدیل گردد. همچنین، [[هدف]] [[انقلاب]] این بود که این آزادی در کنار [[تعادل]]، [[عقلانیت]] و [[انصاف]] فرهنگ غالب باشد، تا همه [[اندیشه‌ها]] در همه حوزه‌ها فعال و برانگیخته گردند و «زاد و ولد فرهنگی» که به تعبیر [[روایات پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان{{عم}}، محصول «تضارب آراء و [[عقول]]» است، [[عادت]] ثانوی [[نخبگان]] و اندیشه‌وران گردد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.


این [[رأی]] [[صاحب‌نظران]] که این [[آزادی]] «[[حمایت]] [[حکومت اسلامی]]» و «[[هدایت]] [[علماء]] و صاحب‌نظران» را لازم دارد تا [[تولید علم]] و [[اندیشه]] [[دینی]] و در نتیجه، [[تمدن‌سازی]] و [[جامعه]] پردازی ممکن و میسور شود؛ قابل [[تأیید]] است و حمایت از [[آزادی بیان]] در چارچوب [[قانون]] و [[تولید]] نظریه در چارچوب [[اسلام]] و نهادینه کردن آن، بهترین راه علاج هتاکی‌ها و مهار [[هرج و مرج]] [[فرهنگی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>. این یک [[پیروزی]] و دستاورد است که در حالی که [[نسل]] حاضر از دو طرف [[افراط]] و [[تفریط]] [[رنج]] می‌برد، با گذر از «[[جمود]] و [[تحجر]]» و «[[خودباختگی]] و [[تقلید]]»، راه [[ترقی]] و [[تکامل]] در [[نشاط]] [[اجتهادی]] و تولید [[فکر]] [[علمی]] و دینی دانسته شده است. در [[حقیقت]] یافتن نقطه [[تعادل]] میان «هرج و مرج» و «[[دیکتاتوری]]» آغاز دوران جدید است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>. از مهم‌ترین ویژگی‌های [[آزادی فکر]] [[انقلاب اسلامی]] [[نقد]] و [[اصلاح]] هم «[[فرهنگ]] [[خفقان]] و سرجنبانیدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادی بی‌مهار و خودخواهانه [[غربی]]» است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.
این [[رأی]] [[صاحب‌نظران]] که این [[آزادی]] «[[حمایت]] [[حکومت اسلامی]]» و «[[هدایت]] [[علماء]] و صاحب‌نظران» را لازم دارد تا [[تولید علم]] و [[اندیشه]] [[دینی]] و در نتیجه، [[تمدن‌سازی]] و [[جامعه]] پردازی ممکن و میسور شود؛ قابل [[تأیید]] است و حمایت از [[آزادی بیان]] در چارچوب [[قانون]] و [[تولید]] نظریه در چارچوب [[اسلام]] و نهادینه کردن آن، بهترین راه علاج هتاکی‌ها و مهار [[هرج و مرج]] [[فرهنگی]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>. این یک [[پیروزی]] و دستاورد است که در حالی که [[نسل]] حاضر از دو طرف [[افراط]] و [[تفریط]] [[رنج]] می‌برد، با گذر از «[[جمود]] و [[تحجر]]» و «[[خودباختگی]] و [[تقلید]]»، راه [[ترقی]] و [[تکامل]] در [[نشاط]] [[اجتهادی]] و تولید [[فکر]] [[علمی]] و دینی دانسته شده است. در [[حقیقت]] یافتن نقطه [[تعادل]] میان «هرج و مرج» و «[[دیکتاتوری]]» آغاز دوران جدید است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>. از مهم‌ترین ویژگی‌های [[آزادی فکر]] [[انقلاب اسلامی]] [[نقد]] و [[اصلاح]] هم «[[فرهنگ]] [[خفقان]] و سرجنبانیدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادی بی‌مهار و خودخواهانه [[غربی]]» است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۶/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.
آزادی نعمتی بزرگ است که [[حفظ]] و تداوم آزادی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از مبارزان شیعه لبنان، گروهی از خانواده‌های معظم شهدا و اقشار مختلف مردم تهران، ۱/۶/۱۳۶۸.</ref>. مطالبه آزادی، به ویژه از سوی [[جوانان]]، باید همیشگی بوده و از یاد نرود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار جوانان استان اصفهان، ۱۲/۸/۱۳۸۰.</ref>. هرچند آزادی از سویی دادنی است و [[حاکمان]] [[اجازه]] ندارند آزادی‌های قانونی را از کسی سلب کنند، بلکه تلاش برای آزادی همه [[مردم]]، از هر طبقه [[وظیفه]] آنان است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهر امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۸۰.</ref>؛ اما از سوی دیگر «[[آزادی]] گرفتنی است»، یعنی هر [[انسان]] [[آگاه]] و با شعوری در [[جامعه]] باید با [[حق آزادی]] و حدود خودش آشنا باشد و آن را مطالبه کند و بخواهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. علاوه بر این، حداکثر استفاده از آزادی نیز برای [[حفظ]] آن ضروری است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و [[تحجر]] و محدود کردن آزادی به بهانه [[دفاع]] از [[ارزش‌ها]] درست نیست<ref>دیدار اعضای انجمن [[اهل]] قلم، ۷/۱۱/۱۳۸۱.</ref><ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۱۸۴.</ref>
 
آزادی نعمتی بزرگ است که [[حفظ]] و تداوم آزادی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از مبارزان شیعه لبنان، گروهی از خانواده‌های معظم شهدا و اقشار مختلف مردم تهران، ۱/۶/۱۳۶۸.</ref>. مطالبه آزادی، به ویژه از سوی [[جوانان]]، باید همیشگی بوده و از یاد نرود<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار جوانان استان اصفهان، ۱۲/۸/۱۳۸۰.</ref>. هرچند آزادی از سویی دادنی است و [[حاکمان]] [[اجازه]] ندارند آزادی‌های قانونی را از کسی سلب کنند، بلکه تلاش برای آزادی همه [[مردم]]، از هر طبقه [[وظیفه]] آنان است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهر امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۸۰.</ref>؛ اما از سوی دیگر «[[آزادی]] گرفتنی است»، یعنی هر [[انسان]] [[آگاه]] و با شعوری در [[جامعه]] باید با [[حق آزادی]] و حدود خودش آشنا باشد و آن را مطالبه کند و بخواهد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر، ۹/۱۲/۱۳۷۹.</ref>. علاوه بر این، حداکثر استفاده از آزادی نیز برای [[حفظ]] آن ضروری است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref> و [[تحجر]] و محدود کردن آزادی به بهانه [[دفاع]] از [[ارزش‌ها]] درست نیست<ref>دیدار اعضای انجمن [[اهل]] قلم، ۷/۱۱/۱۳۸۱.</ref>.<ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۲]] ص ۱۱۸۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۳٬۰۰۷

ویرایش