مقاصد شرع: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
[[سیفالدین آمدی]] نیز در کتاب "الاحکام فی اصول الأحکام"، حصر [[مصالح ضروری]] را در این موارد پنجگانه، ناظر به واقعیت میداند و وجود مقصد ضروریای را که خارج از این موارد باشد، عادتاً منتفی میشمارد. | [[سیفالدین آمدی]] نیز در کتاب "الاحکام فی اصول الأحکام"، حصر [[مصالح ضروری]] را در این موارد پنجگانه، ناظر به واقعیت میداند و وجود مقصد ضروریای را که خارج از این موارد باشد، عادتاً منتفی میشمارد. | ||
اصحاب این نظریه معتقدند که واقعیت خارجی در تحدید مقاصد شریعت، با عقل و نص هماهنگ است؛ زیرا [[جهان طبیعت]] و شریعت، از نظر نگاهی [[توحیدی]] در امتداد یکدیگرند؛ نه در عرض هم [[سنت]] [[خدا]] در [[آفرینش]] و شریعت یکی است و از هم متفاوت و مختلف نیست؛ زیرا همانگونه که خدا در [[جهان هستی]] سنتهای ثابتی دارد، سنتهای [[شرعی]] [[اجتماعی]] مستقری هم دارد و این امر به شکل واضح، از [[وحدت]] [[اراده الهی]] در سطوح [[آفرینش]] و [[تشریع]] حکایت میکند و [[هماهنگی]] و [[انسجام]] میان [[قوانین طبیعی]] و [[قوانین]] [[شرعی]] را تحقق میبخشد و تناقض، تضاد، اصطکاک و [[بیهودگی]] را از آن دو حوزه، دور میکند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۵۹۹.</ref> | اصحاب این نظریه معتقدند که واقعیت خارجی در تحدید مقاصد شریعت، با عقل و نص هماهنگ است؛ زیرا [[جهان طبیعت]] و شریعت، از نظر نگاهی [[توحیدی]] در امتداد یکدیگرند؛ نه در عرض هم [[سنت]] [[خدا]] در [[آفرینش]] و شریعت یکی است و از هم متفاوت و مختلف نیست؛ زیرا همانگونه که خدا در [[جهان هستی]] سنتهای ثابتی دارد، سنتهای [[شرعی]] [[اجتماعی]] مستقری هم دارد و این امر به شکل واضح، از [[وحدت]] [[اراده الهی]] در سطوح [[آفرینش]] و [[تشریع]] حکایت میکند و [[هماهنگی]] و [[انسجام]] میان [[قوانین طبیعی]] و [[قوانین]] [[شرعی]] را تحقق میبخشد و تناقض، تضاد، اصطکاک و [[بیهودگی]] را از آن دو حوزه، دور میکند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۵۹۹.</ref> | ||
==بازنگری در مقاصد== | |||
از مسائلی که توجه [[پژوهشگران]] [[اندیشه]] مقاصدی را به خود جلب کرده، بازنگری در شمار مقاصد پنجگانه مشهور است. دکتر احمد ریسونی [[معتقد]] است که [[حصر]] مقاصد ضروری [[شریعت]] در این موارد پنجگانه، با وجود شبه [[اجماعی]] بودن آن، به بازنگری نیاز دارد؛ زیرا این حصر، بنابر [[اجتهاد]] است و از قدیم نیز مواردی به این مقاصد پنجگانه افزوده شده است. اجمالاً مقاصدی که علمای معاصر بر مقاصد پنجگانه مشهور افزودهاند، عبارت است از [[حفظ]] [[فطرت]]، [[نظام]]، [[مساوات]]، [[آزادی]] و [[عدالت]]، [[کرامت]]، [[حق]]، [[امنیت]]، وحدت، [[اخلاق]]، [[صلح]]، [[شناسایی]] متقابل و... | |||
مقاصد یاد شده از خلال نوشتههای [[ابن عاشور]]، علال الفاسی، طه [[عبدالرحمن]]، احمد ریسونی و جمالالدین [[عطیه]] استخراج شده است. | |||
در اینکه این افزودهها مقاصدی شرعی و معتبرند و دارای اهمیتی ویژه در [[حفظ نظام]] شریعت و تأمین [[مصالح مردم]] هستند، اختلافی نیست. [[اختلاف]] بر سر این است که آیا این مقاصد، ضروری هستند یا خیر؟ | |||
به هر روی، افزودن مقاصد جدید بر مقاصد پنجگانه باید به [[ادله]] [[قوی]] مستند باشد. در [[ادبیات]] مقاصادی جدید سه رویکرد متفاوت در بحث مقاصد ضروری وجود دارد: | |||
رویکرد نخست، رویکرد ابن عاشور و علال الفاسی است. رویکرد دوم را احمد ریسونی و طه عبدالرحمن و جمالالدین عطیه [[نمایندگی]] میکنند و رویکرد سوم از آن طه جابر العلوانی است که نظریهای متفاوت با عنوان نظریه مقاصد و الای شرعی [[حاکم]]، دارد و شمار مقاصد را از پنج به سه مورد تقلیل داده است. این سه مقصد عبارت است از: [[توحید]]، [[تزکیه]] و [[عمران]] ([[آبادانی]]). | |||
۱. رویکرد ابن عاشور و علال الفاسی: | |||
طاهر بن عاشور و علال الفاسی به [[توسعه]] دایره مقاصد شرعی و تداوم [[اجتهادی]] متناسب با مقاصد [[شارع]] در این مبحث [[معتقد]] هستند، تا بتواند [[مصالح]] [[امت]] را تحقق بخشد؛ اما این دو هیچگاه خواهان بازنگری در اصل [[حصر]] پنجگانه مقاصد ضروری نبودند. طاهر بن [[عاشورا]] در باب استحصال و مبناپردازی برای شماری از مقاصد [[شرعی]] که دارای دلالتها و ابعاد مصلحتی [[تمدنی]] در [[حفظ نظام]] [[شریعت]] و مصالح امت است، تلاش بسیاری کرد. مهمترین مقاصدی که وی برمیشمارد، عبارت است از: [[حفظ]] [[فطرت]]، [[نظام]]، [[مساوات]]، [[آزادی]] و [[حقوق مردم]]، وی صفتی ضروری، بر این مقاصد نمیافزاید؛ نه ضروری به معنای متداول در کتاب «[[مقاصد الشریعة]] الاسلامیة» و نه به معنایی که خود وی شخصاً تعریف کرده است. وی در تعریف مقاصد ضروری چنین میگوید: {{عربی|فالمصالح الضرورية هي التي تكون الامة بمجموعها و آحادها في ضرورة الى تحصيلها بحيث لا يستقيم النظام باختلافها فاذا انحزمت تؤول حالة الامة الى فساد و تلاش، و لست اعني باختلال النظام هلاكها و اضمحلالها لان هذا قد سلمت منه اعرق الامم في الوثنية و الهمجية ولكني اعني ان تصير احوال الامة شبيهة باحوال الانعام بحيث لا تكون على الحالة التي اراد الشارع منها و قد مثل الغزالي في المستصفى و ابن الحاجب و القرافي و الشاطبي هذا القسم الضروري بحفظ الدين و النفوس و العقول و الاموال و الانساب}}. | |||
[[مصالح ضروری]] همان است که مجموعه و افراد امت، به کسب و تحصیل آنها نیاز ضروری دارند، به گونهای که نظام ([[جامعه]]) در صورت اختلال به این مصالح، سامان نمییابد و در صورت [[پریشانی]] حال امت رو به [[تباهی]] و [[فروپاشی]] خواهد نهاد. مقصودم از [[اختلاف]] در نظام امت، [[هلاکت]] و اضمحلال نیست؛ زیرا مشرکترین و آشوبزدهترین [[ملتها]] از چنین چیزی در اماناند؛ اما مقصودم این است که احوال امت، همانند احوال [[چارپایان]] شود؛ به گونهای که آنگونه که شارع از او خواسته است نباشد. غزالی در المستصفی و ابن [[حاجب]] و القرافی و [[شاطبی]] این قسم ضروری را [[حفظ دین]] و نفس و [[عقل]] و [[مال]] و [[نسل]] دانستهاند. | |||
تعریفی که [[ابن عاشور]] ارائه میدهد، به مجموع مقاصد احتیاجی صرف منطبق است؛ زیرا هرگاه چنین مقاصدی مختل شود، [[حیات]] [[امت]]، شبیه حیات [[چارپایان]] میشود؛ اما مقاصد ضروری پنجگانه چنین نیست؛ زیرا هرگاه این مقاصد دچار اختلال شوند، احوال [[بشر]] در حد معینی از [[تباهی]] متوقف نمیشود؛ بلکه به فنای کلی میانجامد. | |||
علال الفاسی متفکر اسلامگرای [[مغربی]] نیز، همانند ابن عاشور، همان مقاصد یاد شده را به شمار مقاصد [[شریعت]] میافزاید و همانند وی صفت ضروری را برای این مقاصد اضافی ذکر نمیکند؛ به هر روی نمیتوان تمام آنچه را بن عاشور و الفاسی افزودهاند، از مقاصد ضروری شمرد؛ زیرا برای مثال، [[حفظ]] [[فطرت]] همان حفظ دین است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | |||
[[تأمین عدالت]] و [[آزادی]] و [[حقوق انسانها]] و مانند آنها قابل ارجاع به اصول و مقاصد ضروری، مانند [[حفظ نفس]] و [[حفظ مال]] است؛ | |||
۲. رویکرد ریسونی، [[طه عبد الرحمن]] و [[جمال عطیه]]: | |||
هر سه متفکر یاد شده؛ مدعی افزودن پارهای مقاصد به مقاصد ضروری پنجگانه هستند؛ اما یک نگرهای متفاوت دارند. احمد ریسونی خواهان بازنگری در «مبدأ [[حصر]] پنجگانه» مقاصد ضروری است و طه [[عبدالرحمن]] نسبت به این مبدأ متعرض است و جمالالدین عطیه به اقدامی نظری در بازنگری در مبدأ یاد شده، دست زده است. احمد ریسونی تنها به [[دعوت]] به بازنگری در مقاصد پنجگانه ضروری اکتفا ورزیده و آن را تنها مسئلهای [[اجتهادی]] دانسته و متمرکز شده که نباید مقاصد دیگری را که اهمیتی کمتر از مقاصد ضروری پنجگانه ندارند، نادیده بگیریم. وی به نظر احمد خملیشی اشاره میکند که [[عدالت]] و [[حقوق]] فرد را در ضمن مقاصد ضروری شریعت قرار داده است. | |||
اما دکتر طه عبدالرحمن [[اعتراضات]] روش [[شناختی]] متفاوتی به تقسیم و ترتیببندی ارزشهای [[شرعی]] دارد. وی تقسیمبندی علمای اصول از [[ارزشها]] به سه دسته ضروری، احتیاجی و تحسینی (تجملی) را نمیپذیرد و [[معتقد]] است که این تقسیمبندی به شرط تباین که از شروط تقسیمبندی است، اخلال وارد کرده است؛ زیرا ارزشهایی که بخش مقاصد ضروری از آن تشکیل شده است، یعنی [[دین]]، نفس، [[عقل]]، [[نسل]] و [[مال]]، با این تقسیمبندی مستقل نخواهند بود، بلکه دو بخش دیگر مقاصد، یعنی مقاصد احتیاجی و تحسینی نیز در آن مشارکت دارد. و مثال آن [[احکام]] سهگانه مربوط به [[تحریم]] [[زن]] است، که حکمی شمرده میشود که ارزشی ضروری را محقق میکند و [[حکم]] تحریم نگاه به عورت زن که آن ارزشی احتیاجی را محقق میکند و تحریم [[تبرج]] زن که [[ارزش]] تحسینی است و همه آنها در [[حفظ نسل]] مشترک هستند. | |||
[[اعتراض]] خاصی که بر ارزشهای ضروری وارد است اینکه به شرایط تقسیم اخلال وارد ساخته است؛ زیرا شرط «تام بودن [[حصر]]» در این تقسیم رعایت نشده است. اصولیان این ارزشها را در پنج مورد استقرا شده محصور کردهاند: [[حفظ دین]]، [[حفظ نفس]]، [[حفظ]] عقل، حفظ نسل و [[حفظ مال]]؛ درحالیکه مانع ارزشهای دیگری نیز مانند [[حفظ آبرو]]، حفظ [[عدالت]]، حفظ [[آزادی]]، حفظ [[تکامل]] و دیگر مواردی که مقتضی تحولات [[زندگی]] [[انسان]] است نمیشود. شرط تباین هم رعایت نشده است؛ زیرا یکی از این ارزشها با دیگر ارزشها تباین ندارد. حفظ مال بیحفظ عقل میسر نیست، بنابراین عقل بخشی از مال است و حفظ نسل جز با حفظ نفس میسر نیست؛ بنابراین نفس نیز جزیی از نسل است و حفظ نفس نیز بدون حفظ دین ممکن نیست، بنابراین دین بخشی از نفس است». | |||
اعتراضات طه [[عبدالرحمن]] بر تقسیمبندی مقاصد [[شریعت]] بیپاسخ نمانده است عبدالنور بزا این اعتراضات را ناوارد دانسته است. وی در پاسخ به اعتراض نخست و کلی طه عبدالرحمن میگوید: اندراج احکام مربوط به ارزشهای احتیاجی و تحسینی تحت ارزشهای ضروری پنجگانه، زیانی به [[حصر]] ارزشهای ضروری در موارد پنجگانه نمیرساند؛ زیرا ارزشهای ضروری پنجگانه، قاعده اصلیاند و دیگر ارزشهای احتیاجی و تحسینی تابع آن و [[خادم]] آن و موجب تقویت آن هستند. همین امر موجب شده تا [[تحریم]] نگاه به عورت [[زن]]، ارزشی احتیاجی و [[ارزش]] تحریم [[تبرج]] (جلوهگری) زن، ارزشی تحسینی باشد و این هر دو در ارزش [[حفظ نسل]] ادغام میشوند که ارزشی ضروری است؛ زیرا هر ارزشی احتیاجی و تحسینی با مقدمه با همراه با تابع ارزش ضروری است. وی در پاسخ به [[اعتراض]] خاص نسبت به ارزشهای ضروری میگوید: این اعتراض هم با همان [[منطق]] پاسخ قبل پاسخ گفته میشود؛ زیرا [[حفظ آبرو]] و [[عدالت]] و [[آزادی]] و دیگر مقاصد جدید و قدیم، شرط تطابق کامل با ارزشهای ضروری را ندارند؛ چراکه فقدان این [[ارزشها]] و مانند آن، فقدان [[حیات]] را به یکباره از پی ندارد و از این حیث، این ارزشها متفاوت از ارزشهای ضروری پنجگانهاند و نبود آنها، در نهایت موجب [[رنج]] و [[مشقت]] و [[سختی]] و تنگنا است. | |||
اعتراض دوم طه [[عبدالرحمن]] هم فاقد [[برهان]] است؛ زیرا روشن است که هر یک از ارزشهای پنجگانه، بر ارزشهای دیگری مبتنی است؛ ولی تلازم وجودی میان [[مصالح دنیا]] و [[آخرت]] و برای مثال تلازم وجودی میان [[عقل]]، تدین، نفس، [[نسل]] و..، به معنای عدم تباین جنس این ارزشها در واقع نیست، وگرنه میتوان همه آنها را یک ارزش و یک [[مصلحت]] دانست؛ درحالیکه مشخص است که همه این [[مصالح]] و مقاصد ضروری پنجگانه، یکی نیستند و روشن است که برای مثال [[دین]] چیزی است و نفس چیزی دیگر و همینگونه است بقیه مقاصد. | |||
اما دکتر جمالالدین [[عطیه]] اصل حصر پنجگانه مقاصد را بازنگری کرده، از مقاصد پنجگانه به حوزههای چهارگانه منتقل شده است. وی چهار حوزه را برای مقاصد تعریف میکند: حوزه فرد، حوزه [[خانواده]]، حوزه [[امت اسلام]] و حوزه کل [[بشریت]]. | |||
٣. رویکرد طه جابر العلوانی: | |||
استاد طه جابر العلوانی متفکر برجسته عراقی و [[مدیر]] مرکز جهانی [[اندیشه]] [[اسلامی]]، رویکردی متفاوت از دو رویکرد یاد شده دارد. وی به جای آنکه چیزی بر مقاصد [[شریعت]] بیفزاید، آن را به سه مقصد اساسی کاهش داده است: وی در کتاب «[[مقاصد الشریعه]]، نظریه و مقاصد عالیه و [[حاکم]] شریعت» را تأسیس کرده و آنها را کلیات مطلق [[قطعی]] دانسته که منابع آنها استقرای تام [[محکمات]] [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] صحیح و تلقی موافقانه [[عقول]] است. این سه مقصد اساسی عبارت است از [[توحید]]، [[تزکیه]] و [[آبادانی]]. | |||
وی این سه مقصد را [[مشترکات]] مندرج تحت مفهوم [[عبادت]] میداند؛ زیرا توحید مغز و اساس عبادت است و تزکیه [[هدف]]، مقصد و [[غایت]] آن و آبادانی ([[عمران]]) آیینه توحید و ثمره تزکیه است. این مقاصد سهگانه عالیه، ضرورتاً دیگر سطوح مقاصد، مانند [[عدالت]]، [[آزادی]] و [[برابری]] را میطلبد، چنانکه تمرکز اصولیان و [[فقیهان]] را بر مسئله مقاصد شریعت میطلبد. از نظر علوانی طبقهبندی مقاصد به سه دسته ضرروریات، حاجیات و تحسینیات، نتوانسته است منظومهای از [[احکام]] مورد نیاز ما را برای [[پوشش]] دادن [[مسائل مستحدثه]] (نو پدید) [[تولید]] کند، بلکه به بیان [[حکم شریعت]] و [[تشریع]] و فوائد آنکه به سه دسته یاد شده، بازمیگردد، اکتفا کرده است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۰۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||