پرش به محتوا

شب قدر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
یکی از مباحث مهم در [[معارف اسلامی]]، «[[شب قدر]]» است که در [[قرآن کریم]] درباره آن سخن به میان آمده است. [[مفسران]] و [[اندیشمندان اسلامی]] بر اهمیت شب قدر و [[شب زنده‌داری]] در آن تأکید دارند. عرفا در آثار خود به‌تفسیر [[عرفانی]] از شب قدر پرداخته و [[اسرار]] و حقایقی از آن را بیان کرده­اند.
یکی از مباحث مهم در [[معارف اسلامی]]، «[[شب قدر]]» است که در [[قرآن کریم]] درباره آن سخن به میان آمده است. [[مفسران]] و [[اندیشمندان اسلامی]] بر اهمیت شب قدر و [[شب زنده‌داری]] در آن تأکید دارند. عرفا در آثار خود به‌تفسیر [[عرفانی]] از شب قدر پرداخته و [[اسرار]] و حقایقی از آن را بیان کرده‌اند.


[[امام خمینی]] در آثار خود به مباحث عرفانی [[لیلةالقدر]] پرداخته و به [[تفسیر]] [[سوره قدر]] توجه ویژه‌ای داشته و اهمیت خاصی برای شب قدر قائل بوده و همگان را به استفاده از [[برکات]] آن برای [[تربیت نفس]] [[دعوت]] می‌کرد. ایشان شب قدر را شب جمع میان [[قرآن]] مکتوب و قرآن [[حقیقی]] می‌داند که همان [[حقیقت محمدیه]] است و این دو قرآن در [[عالم طبیعت]] که عالم فرق است، در این شب به هم پیوسته­‌اند.
[[امام خمینی]] در آثار خود به مباحث عرفانی [[لیلةالقدر]] پرداخته و به [[تفسیر]] [[سوره قدر]] توجه ویژه‌ای داشته و اهمیت خاصی برای شب قدر قائل بوده و همگان را به استفاده از [[برکات]] آن برای [[تربیت نفس]] [[دعوت]] می‌کرد. ایشان شب قدر را شب جمع میان [[قرآن]] مکتوب و قرآن [[حقیقی]] می‌داند که همان حقیقت محمدیه است و این دو قرآن در عالم طبیعت که عالم فرق است، در این شب به هم پیوسته­‌اند.


[[زمان]] شب قدر در [[روایات]] به صورت صریح بیان نشده است اما امام خمینی با بیان برخی روایات در این زمینه به روایتی اشاره می‌کند که شب قدر را خصوص شب [[بیست و سوم ماه رمضان]] می‌‌شمارد. ایشان همچنین در بحث لیلةالقدر به کیفیت [[نزول قرآن]] و [[نزول فرشتگان]] و [[روح]] پرداخته و تنزل [[فرشتگان]] را بر ولی [[الهی]] به صورت نقل و انتقال مکانی و تجافی از محل خود نمی‌داند و تنزل آنها را در شب قدر به صورت [[تمثل]] [[ملکوتی]] می‌داند.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ۶۰۴.</ref>
[[زمان]] شب قدر در [[روایات]] به صورت صریح بیان نشده است اما امام خمینی با بیان برخی روایات در این زمینه به روایتی اشاره می‌کند که شب قدر را خصوص شب [[بیست و سوم ماه رمضان]] می‌‌شمارد. ایشان همچنین در بحث لیلةالقدر به کیفیت [[نزول قرآن]] و نزول فرشتگان و [[روح]] پرداخته و تنزل [[فرشتگان]] را بر ولی [[الهی]] به صورت نقل و انتقال مکانی و تجافی از محل خود نمی‌داند و تنزل آنها را در شب قدر به صورت تمثل [[ملکوتی]] می‌داند<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ـ ۶۰۴.</ref>.


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
«لیل» به «شب» گفته می‌شود<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۱۲/۱۷۵۴۲.</ref> که زمان بین [[غروب]] [[آفتاب]] تا [[طلوع فجر]] است<ref>ازدی، کتاب الماء، ۳/۱۱۶۶؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۵۶۱؛ زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ۱۵/۶۷۷.</ref> و «قَدْر» به معنای [[حکم]] و [[قضای الهی]]، آنچه [[خداوند]] مقدر می‌کند <ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۵/۶۲؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۵/۷۴؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۴۹۲.</ref> و [[منزلت]] و [[شرف]]<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۳/۴۴۸.</ref> است. همچنین به معنای اندازه و تنگی نیز به کار می‌رود.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ۵/۷۶ ـ ۷۷؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۴۹۲.</ref> برخی دلیل نام‌گذاری [[شب قدر]] را به اعتبار معانی گوناگون قدر دانسته‌اند. شب قدر در [[اسلام]] بافضیلت‌ترین شب‌های [[ماه رمضان]] است که [[قرآن]] در آن نازل شده، [[فرشتگان]] و [[روح]] در آن شب فرود می‌آیند و امور [[بندگان]] در آن شب برای یک سال مقدر می‌شود.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱/۶۴ و ۴/۴۰۳؛ قرشی، قاموس قرآن، ۵/۲۵۱ ـ ۲۵۴.</ref> [[امام خمینی]] نیز شب قدر را شب تنزل فرشتگان، [[نزول وحی]] و وصال [[نبی ختمی]]{{صل}}، می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۶.</ref> که دارای صورت و [[ملکوت]] [[غیبی]] است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ۶۰۴.</ref>
«لیل» به «شب» گفته می‌شود<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۱۲/۱۷۵۴۲.</ref> که زمان بین [[غروب]] [[آفتاب]] تا طلوع فجر است<ref>ازدی، کتاب الماء، ۳/۱۱۶۶؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۵۶۱؛ زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ۱۵/۶۷۷.</ref> و «قَدْر» به معنای [[حکم]] و [[قضای الهی]]، آنچه [[خداوند]] مقدر می‌کند <ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۵/۶۲؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۵/۷۴؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۴۹۲.</ref> و [[منزلت]] و [[شرف]]<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۳/۴۴۸.</ref> است. همچنین به معنای اندازه و تنگی نیز به کار می‌رود.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ۵/۷۶ ـ ۷۷؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۴۹۲.</ref> برخی دلیل نام‌گذاری [[شب قدر]] را به اعتبار معانی گوناگون قدر دانسته‌اند. شب قدر در [[اسلام]] بافضیلت‌ترین شب‌های [[ماه رمضان]] است که [[قرآن]] در آن نازل شده، [[فرشتگان]] و [[روح]] در آن شب فرود می‌آیند و امور [[بندگان]] در آن شب برای یک سال مقدر می‌شود.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱/۶۴ و ۴/۴۰۳؛ قرشی، قاموس قرآن، ۵/۲۵۱ ـ ۲۵۴.</ref> [[امام خمینی]] نیز شب قدر را شب تنزل فرشتگان، [[نزول وحی]] و وصال نبی ختمی{{صل}} می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۶.</ref> که دارای صورت و [[ملکوت]] [[غیبی]] است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ـ ۶۰۴.</ref>


==پیشینه==
== پیشینه ==
یکی از مباحث مهم در [[معارف اسلامی]]، شب قدر است که در [[قرآن کریم]] درباره آن سخن به میان آمده {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ}}<ref>«که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بی‌گمان ما بیم‌دهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> و [[سوره قدر]] نیز دراین‌باره نازل شده است. در برخی [[روایات]] بر اهمیت شب قدر و [[لزوم]] [[شب‌زنده‌داری]] در آن تأکیده شده و برای این شب، [[اعمال]] گوناگونی ذکر شده است.<ref>صدوق، من لایحضر، ۲/۱۵۵؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۸/۲۱.</ref> برخی روایات، این شب را از شب‌هایی می‌شمارند که روزی و [[اجل]] افراد در آن نوشته می‌شود.<ref>صدوق، علل الشرائع، ۱/۲۷۰.</ref> [[مفسران]] و [[اندیشمندان اسلامی]] بر اهمیت شب قدر و شب‌زنده‌داری در آن تأکید دارند. این شب نزد عموم [[مسلمانان]] از اهمیّت خاصی برخوردار است و در [[شریعت]] نیز بر [[عبادت]] در این شب و احیای آن تأکید شده است.<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۰/۳۰۳ و ۳۵۴.</ref> بسیاری از مفسران در ضمن [[تفسیر]] سوره قدر به اهمیت آن نیز پرداخته و این [[سوره]] را به همراه [[تفسیر آیات]] دیگر یا به صورت مستقل [[تفسیر]] کرده‌اند.<ref> آقابزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ۴/۳۴۲.</ref> عرفا در آثار خود به [[تفسیر عرفانی]] از [[شب قدر]] پرداخته و [[اسرار]] و حقایقی از آن را بیان کرده‌اند.<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷؛ آملی، تفسیر المحیط، ۵/۵۴؛ گنابادی، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العباده، ۴/۲۶۷.</ref> [[ابن‌عربی]] از نخستین کسانی است که به تفسیر این [[سوره]] بر اساس مبانی [[عرفانی]] پرداخته است.<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷.</ref>
یکی از مباحث مهم در [[معارف اسلامی]]، شب قدر است که در [[قرآن کریم]] درباره آن سخن به میان آمده {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ}}<ref>«که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بی‌گمان ما بیم‌دهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> و [[سوره قدر]] نیز دراین‌باره نازل شده است. در برخی [[روایات]] بر اهمیت شب قدر و [[لزوم]] [[شب‌زنده‌داری]] در آن تأکیده شده و برای این شب، [[اعمال]] گوناگونی ذکر شده است.<ref>صدوق، من لایحضر، ۲/۱۵۵؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۸/۲۱.</ref> برخی روایات، این شب را از شب‌هایی می‌شمارند که روزی و [[اجل]] افراد در آن نوشته می‌شود.<ref>صدوق، علل الشرائع، ۱/۲۷۰.</ref> [[مفسران]] و [[اندیشمندان اسلامی]] بر اهمیت شب قدر و شب‌زنده‌داری در آن تأکید دارند. این شب نزد عموم [[مسلمانان]] از اهمیّت خاصی برخوردار است و در [[شریعت]] نیز بر [[عبادت]] در این شب و احیای آن تأکید شده است.<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۰/۳۰۳ و ۳۵۴.</ref> بسیاری از مفسران در ضمن [[تفسیر]] سوره قدر به اهمیت آن نیز پرداخته و این [[سوره]] را به همراه [[تفسیر آیات]] دیگر یا به صورت مستقل [[تفسیر]] کرده‌اند.<ref> آقابزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ۴/۳۴۲.</ref> عرفا در آثار خود به [[تفسیر عرفانی]] از [[شب قدر]] پرداخته و [[اسرار]] و حقایقی از آن را بیان کرده‌اند.<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷؛ آملی، تفسیر المحیط، ۵/۵۴؛ گنابادی، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العباده، ۴/۲۶۷.</ref> [[ابن‌عربی]] از نخستین کسانی است که به تفسیر این [[سوره]] بر اساس مبانی [[عرفانی]] پرداخته است.<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷.</ref>


[[امام خمینی]] به نخستین حضور خود در مجلس درس استاد خود [[محمدعلی شاه‌آبادی]] اشاره کرده که ایشان [[حقیقت لیلةالقدر]] را توضیح می‌داد.<ref>امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> ایشان در کتاب‌های خود مانند [[شرح حدیث جنود عقل و جهل]]،<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود، ۲۷۵.</ref> شرح [[چهل حدیث]]،<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۶۵۸.</ref> [[مصباح الهدایه]]<ref>امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> و تعلیقات علی شرح [[فصوص الحکم]]،<ref>امام خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص، ۶۱ ـ ۶۲.</ref> به مباحث عرفانی [[لیلةالقدر]] پرداخته است. ایشان در کتاب [[آداب الصلاة]]، پس از تفسیر [[سوره توحید]]، به طور مفصل، [[سوره قدر]] را تفسیر کرده و در ضمن بحث از [[حقیقت]] شب قدر به مباحث دیگری چون اقسام [[فرشتگان]]، [[روح]] اعظم، قوس صعود و [[نزول]] عالم و حقیقت [[قیامت]] نیز اشاره کرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۱۸ ـ ۳۳۳.</ref> ایشان در این کتاب با اینکه به بیان [[آداب]] [[قلبی]] [[نماز]] اهتمام داشته، بر تفسیر عرفانی سوره قدر تأکید کرده و به بحث‌های لغوی و [[روایی]] نیز اشاره کرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۱۸ ـ ۳۴۶.</ref> ایشان مانند استاد خود، شاه‌آبادی <ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۸ ـ ۷۶</ref> به تفسیر سوره قدر توجه ویژه‌ای داشته و اهمیت خاصی برای شب قدر قائل بوده و همگان را به استفاده از [[برکات]] آن برای [[تربیت نفس]] [[دعوت]] می‌کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۵۰۰ ـ ۵۰۱.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ۶۰۴.</ref>
[[امام خمینی]] به نخستین حضور خود در مجلس درس استاد خود [[محمدعلی شاه‌آبادی]] اشاره کرده که ایشان [[حقیقت لیلةالقدر]] را توضیح می‌داد.<ref>امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> ایشان در کتاب‌های خود مانند [[شرح حدیث جنود عقل و جهل]]،<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود، ۲۷۵.</ref> شرح [[چهل حدیث]]،<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۶۵۸.</ref> [[مصباح الهدایه]]<ref>امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> و تعلیقات علی شرح [[فصوص الحکم]]،<ref>امام خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص، ۶۱ ـ ۶۲.</ref> به مباحث عرفانی [[لیلةالقدر]] پرداخته است. ایشان در کتاب [[آداب الصلاة]]، پس از تفسیر [[سوره توحید]]، به طور مفصل، [[سوره قدر]] را تفسیر کرده و در ضمن بحث از [[حقیقت]] شب قدر به مباحث دیگری چون اقسام [[فرشتگان]]، [[روح]] اعظم، قوس صعود و [[نزول]] عالم و حقیقت [[قیامت]] نیز اشاره کرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۱۸ ـ ۳۳۳.</ref> ایشان در این کتاب با اینکه به بیان [[آداب]] [[قلبی]] [[نماز]] اهتمام داشته، بر تفسیر عرفانی سوره قدر تأکید کرده و به بحث‌های لغوی و [[روایی]] نیز اشاره کرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۱۸ ـ ۳۴۶.</ref> ایشان مانند استاد خود، شاه‌آبادی <ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۸ ـ ۷۶</ref> به تفسیر سوره قدر توجه ویژه‌ای داشته و اهمیت خاصی برای شب قدر قائل بوده و همگان را به استفاده از [[برکات]] آن برای [[تربیت نفس]] [[دعوت]] می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۲/۵۰۰ ـ ۵۰۱.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ـ ۶۰۴.</ref>


==وجه نام‌گذاری==
== وجه نام‌گذاری ==
[[مفسران]] وجوهی را در نامیده‌شدن این شب به [[شب قدر]] ذکر کرده‌اند. گروهی بر این باورند که قدر به معنای [[شرف]] و [[فضیلت]] است و شب قدر، شبی با فضیلت و [[منزلت]] است که در آن، قرآنِ صاحب‌ منزلت توسط [[فرشته]] صاحب‌ منزلت بر [[رسول]] صاحب قدر و منزلت نازل می‌شود.<ref> فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۳۲/۲۲۹؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۴.</ref> برخی این نام‌گذاری را به سبب تقدیر امور یک‌ ساله [[بندگان]] در آن شب<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۰/۳۸۵؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۵/۳۵۱.</ref> و یا به جهت [[شرافت]] و قدر و منزلت نزد [[خداوند]]<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ۲۰/۳۴۳.</ref> دانسته‌اند؛ همچنین گفته شده است از آنجاکه [[زمین]] در این شب، از حضور و فراوانی [[فرشتگان]] تنگ می‌شود، آن را شب قدر نامیده‌اند.<ref> فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۳۲/۲۲۹.</ref> [[امام خمینی]] به این وجوه اشاره کرده و دلیل ترجیح هر یک از آنان را بیان می‌کند. ایشان قدر به معنای شرف و منزلت را به سبب وقوع وصال [[پیامبر]]{{صل}} به [[محبوب]] خود و فنا و [[قرب]] [[حقیقی]] ایشان در این شب می‌داند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۶.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ۶۰۴.</ref>
[[مفسران]] وجوهی را در نامیده‌شدن این شب به [[شب قدر]] ذکر کرده‌اند. گروهی بر این باورند که قدر به معنای [[شرف]] و [[فضیلت]] است و شب قدر، شبی با فضیلت و [[منزلت]] است که در آن، قرآنِ صاحب‌ منزلت توسط [[فرشته]] صاحب‌ منزلت بر [[رسول]] صاحب قدر و منزلت نازل می‌شود.<ref> فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۳۲/۲۲۹؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۴.</ref> برخی این نام‌گذاری را به سبب تقدیر امور یک‌ ساله [[بندگان]] در آن شب<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۰/۳۸۵؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۵/۳۵۱.</ref> و یا به جهت [[شرافت]] و قدر و منزلت نزد [[خداوند]]<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ۲۰/۳۴۳.</ref> دانسته‌اند؛ همچنین گفته شده است از آنجاکه [[زمین]] در این شب، از حضور و فراوانی [[فرشتگان]] تنگ می‌شود، آن را شب قدر نامیده‌اند.<ref> فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۳۲/۲۲۹.</ref> [[امام خمینی]] به این وجوه اشاره کرده و دلیل ترجیح هر یک از آنان را بیان می‌کند. ایشان قدر به معنای شرف و منزلت را به سبب وقوع وصال [[پیامبر]]{{صل}} به محبوب خود و فنا و [[قرب]] [[حقیقی]] ایشان در این شب می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۶.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ـ ۶۰۴.</ref>


==[[حقیقت]] شب قدر==
== [[حقیقت]] شب قدر ==
گروهی از [[اهل معرفت]]، حقیقت شب قدر را [[حقیقت انسان کامل]] [[ختمی مرتبت]] می‌دانند که [[برتر]] از همه موجودات است و از آن به {{عربی|"أَلفِ شَهر"}} تعبیر شده است.<ref>ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۴/۴۴.</ref> بعضی نیز شب قدر را وجود اول به معنای وجود [[علمی]] در [[صقع ربوبی]] در برابر وجود عینی خارجی دانسته‌اند.<ref>آملی، جامع الاسرار، ۲۶۳.</ref>
گروهی از اهل معرفت، حقیقت شب قدر را حقیقت انسان کامل [[ختمی مرتبت]] می‌دانند که [[برتر]] از همه موجودات است و از آن به {{عربی|"أَلفِ شَهر"}} تعبیر شده است<ref>ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۴/۴۴.</ref>. بعضی نیز شب قدر را وجود اول به معنای وجود [[علمی]] در صقع ربوبی در برابر وجود عینی خارجی دانسته‌اند<ref>آملی، جامع الاسرار، ۲۶۳.</ref>.


امام خمینی [[معتقد]] است برای هر شیء و صورتی در این عالم، حقیقت و [[باطنی]] [[ملکوتی]] و [[غیبی]] است. ایشان همسو با برخی دیگر از اهل معرفت<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۹ ـ ۷۲.</ref> از مراتب [[قوس نزول]] عالم ـ به اعتبار پنهان‌شدن [[خورشید]] [[حقیقت]] ([[حق‌تعالی]]) در افق تعینات خلقی ـ به «لیل» و از مراتب قوس صعود ـ به اعتبار طلوع آن از آن افق ـ به «[[یوم]]» تعبیر می‌کند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸ ـ ۳۲۹ و ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> ایشان [[قوس نزول]] را «[[لیلةالقدر]] [[محمدی]]{{صل}}» و قوس صعود را «یوم‌القیامه [[احمدی]]{{صل}}» می‌نامد؛ زیرا این دو قوس عالم امتداد [[نور]] [[فیض منبسط]] و [[حقیقت محمدیه]] است که نخستین تعین [[اسم اعظم]] [[الله]] می‌باشد و همه تعینات ظهور این حقیقت می‌باشند و در نظر [[وحدت]]، عالم بیش از یک شب و یک [[روز]] نیست و آن لیلةالقدر محمدی{{صل}} و [[روز قیامت]] احمدی{{صل}} است و کسی که این حقیقت در او پیاده شود، همیشه [[شب قدر]] و روز قیامت برای او محقق است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸ ـ ۳۲۹.</ref> بر این اساس شب قدر، شبی است که [[خورشید]] حقیقت (حق‌تعالی) با همه [[اسما]] و صفات خود در بنیه و تعیّن [[انسان کامل]] غروب می‌کند و پنهان می‌شود؛<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> از این‌رو انسان کامل، منطبق بر شب قدر است و [[فجر]] لیلةالقدر، وقتی است که [[شمس]] حقیقت در روز قیامت از پس پرده تعینات خارج شود.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> ریشه تحلیل [[عرفانی]] ایشان از شب قدر را می‌توان در [[کلام]] استاد [[امام خمینی]]، [[محمدعلی شاه‌آبادی]] دانست<ref> امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> که انطباق شب قدر بر تعین محمدی{{صل}} را به سبب فنای آن حضرت در [[احدیت]]، و «[[طلوع فجر]]» شب قدر را بقای پس از فنای آن حضرت و «طلوع شمس» را [[طلوع]]حقیقت حق‌تعالی از افق انسان کامل می‌شمارد.<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۷۱.</ref>
امام خمینی [[معتقد]] است برای هر شیء و صورتی در این عالم، حقیقت و [[باطنی]] [[ملکوتی]] و [[غیبی]] است. ایشان همسو با برخی دیگر از اهل معرفت<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۹ ـ ۷۲.</ref> از مراتب قوس نزول عالم ـ به اعتبار پنهان‌شدن [[خورشید]] [[حقیقت]] ([[حق‌تعالی]]) در افق تعینات خلقی ـ به «لیل» و از مراتب قوس صعود ـ به اعتبار طلوع آن از آن افق ـ به «[[یوم]]» تعبیر می‌کند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸ ـ ۳۲۹ و ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> ایشان قوس نزول را «[[لیلةالقدر]] محمدی{{صل}}» و قوس صعود را «یوم‌القیامه احمدی{{صل}}» می‌نامد؛ زیرا این دو قوس عالم امتداد [[نور]] فیض منبسط و حقیقت محمدیه است که نخستین تعین [[اسم اعظم]] [[الله]] می‌باشد و همه تعینات ظهور این حقیقت می‌باشند و در نظر [[وحدت]]، عالم بیش از یک شب و یک [[روز]] نیست و آن لیلةالقدر محمدی{{صل}} و [[روز قیامت]] احمدی{{صل}} است و کسی که این حقیقت در او پیاده شود، همیشه [[شب قدر]] و روز قیامت برای او محقق است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۸ ـ ۳۲۹.</ref>. بر این اساس شب قدر، شبی است که [[خورشید]] حقیقت (حق‌تعالی) با همه [[اسما]] و صفات خود در بنیه و تعیّن [[انسان کامل]] غروب می‌کند و پنهان می‌شود<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref>؛ از این‌رو انسان کامل، منطبق بر شب قدر است و [[فجر]] لیلةالقدر، وقتی است که [[شمس]] حقیقت در روز قیامت از پس پرده تعینات خارج شود<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref>. ریشه تحلیل [[عرفانی]] ایشان از شب قدر را می‌توان در [[کلام]] استاد [[امام خمینی]]، [[محمدعلی شاه‌آبادی]] دانست<ref> امام خمینی، مصباح الهدایه، ۲۷.</ref> که انطباق شب قدر بر تعین محمدی{{صل}} را به سبب فنای آن حضرت در [[احدیت]]، و «[[طلوع فجر]]» شب قدر را بقای پس از فنای آن حضرت و «طلوع شمس» را [[طلوع]]حقیقت حق‌تعالی از افق انسان کامل می‌شمارد<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۷۱.</ref>.


امام خمینی در [[تفسیر]] دیگری از شب قدر، آن را شب جمع میان [[قرآن]] مکتوب و قرآن [[حقیقی]] می‌داند که همان حقیقت محمدیه است و این دو قرآن در [[عالم طبیعت]] که عالم فرق است، در این شب به هم پیوسته‌اند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۳.</ref> ایشان با استناد به برخی [[روایات]] که [[شب قدر]] را در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} بر آن حضرت و پس از ایشان بر [[امامان معصوم]]{{ع}} و [[حضرت فاطمه]]{{س}} منطبق می‌کند،<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۵/۷۱۴.</ref> این احتمال را تقویت می‌کند که مراد از شب قدر، تمام دوره [[محمدیه]]{{صل}} است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۹ ـ ۳۳۰.</ref> همچنین در برخی روایات، [[لیلةالقدر]] به [[فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است.<ref>کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۵۸۱.</ref> به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] آن حضرت دارای [[مقامات معنوی امامان]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۵۴.</ref> بنابراین شب قدر، [[شب]] توجه کامل [[ولیّ]] و [[امام]] هر عصر و ظهور [[سلطنت]] [[ملکوتی]] او است. ایشان این شب را در [[عصر غیبت]] منطبق بر [[امام زمان]]{{ع}} می‌داند که [[تغییر]] و تبدیل در جزئیات [[عالم طبیعت]] و تقدیر امور آن به دست اوست و هر رزقی را بخواهد [[توسعه]] دهد و یا تنگ کند؛ زیرا [[اراده]] او، همان اراده[[حق]] است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ۶۰۴.</ref>
امام خمینی در [[تفسیر]] دیگری از شب قدر، آن را شب جمع میان [[قرآن]] مکتوب و قرآن [[حقیقی]] می‌داند که همان حقیقت محمدیه است و این دو قرآن در عالم طبیعت که عالم فرق است، در این شب به هم پیوسته‌اند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۳.</ref> ایشان با استناد به برخی [[روایات]] که [[شب قدر]] را در زمان رسول خدا{{صل}} بر آن حضرت و پس از ایشان بر [[امامان معصوم]]{{ع}} و [[حضرت فاطمه]]{{س}} منطبق می‌کند،<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۵/۷۱۴.</ref> این احتمال را تقویت می‌کند که مراد از شب قدر، تمام دوره [[محمدیه]]{{صل}} است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۹ ـ ۳۳۰.</ref> همچنین در برخی روایات، [[لیلةالقدر]] به [[فاطمه]]{{س}} [[تفسیر]] شده است.<ref>کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۵۸۱.</ref> به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] آن حضرت دارای [[مقامات معنوی امامان]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۵۴.</ref> بنابراین شب قدر، [[شب]] توجه کامل [[ولیّ]] و [[امام]] هر عصر و ظهور [[سلطنت]] [[ملکوتی]] او است. ایشان این شب را در [[عصر غیبت]] منطبق بر [[امام زمان]]{{ع}} می‌داند که [[تغییر]] و تبدیل در جزئیات عالم طبیعت و تقدیر امور آن به دست اوست و هر رزقی را بخواهد [[توسعه]] دهد و یا تنگ کند؛ زیرا [[اراده]] او، همان اراده[[حق]] است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ ـ ۶۰۴.</ref>


==[[فضیلت]] و ویژگی‌ها==
== [[فضیلت]] و ویژگی‌ها ==
[[قرآن کریم]] شب قدر را [[برتر]] از هزار ماه می‌شمارد {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref> در برخی روایات نیز عمل در شب قدر برتر از هزار ماه شمرده شده است.<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۰/۳۵۱.</ref> امام خمینی همانند دیگر [[مفسران]]،<ref>ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۰/۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ۱۵/۴۱۳ ـ ۴۱۸؛ گنابادی، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العباده، ۴/۲۶۷.</ref> در تفسیر [[برتری]] شب قدر از هزار ماه، به برخی روایات در این زمینه مانند روایاتی که هزار ماه را با مدت سلطنت [[بنی‌امیه]] تطبیق کرده،<ref>کلینی، الکافی، ۴/۱۵۹.</ref> اشاره می‌کند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۷.</ref> و از آنجاکه اهتمام ایشان در تفسیر، بیشتر متوجه معانی [[باطنی]] [[آیات]] است، تفسیر تأویلی برخی [[اهل معرفت]]<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷.</ref> را مبنی بر اینکه مراد از [[شب قدر]]، [[انسان کامل]] و مراد از هزار ماه، انواع موجودات است، بیان کرده و خود، [[تأویل]] دیگری از [[آیه]] ارائه می‌کند. ایشان شب قدر را [[مظهر اسم اعظم]] (تعیّن [[محمدیه]]) می‌داند و [[معتقد]] است مراد از هزار ماه، [[مظهر]] اسمای دیگر [[الهی]] است؛ زیرا [[اسم اعظم]] مشتمل بر همه [[اسمای الهی]] است؛ از این‌رو لیلة‌القدر نیز [[برتر]] از هزار ماه شمرده شده و این بدان سبب است که [[خداوند]] هزار و یک اسم دارد که یکی از آنها [[اسم مستأثر]] در [[علم غیب]] شمرده می‌شود و شب قدر [[محمدی]]{{صل}} نیز همان اسم مستأثر و پنهان است؛ از این‌رو [[آگاهی]] بر اسم مستأثر، تنها برای خداوند و [[خاتم پیامبران]]{{صل}} امکان‌پذیر است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۷.</ref> [[امام خمینی]] [[ماه رمضان]] را جلوه شب قدر می‌داند که تمام [[حقایق]] و معانی در آن جمع است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۸.</ref> و تمام [[سعادت]] عالم در آن شب نازل شده است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۳/۳۶.</ref>
[[قرآن کریم]] شب قدر را [[برتر]] از هزار ماه می‌شمارد {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref>«شب قدر از هزار ماه بهتر است» سوره قدر، آیه ۳.</ref> در برخی روایات نیز عمل در شب قدر برتر از هزار ماه شمرده شده است.<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۰/۳۵۱.</ref> امام خمینی همانند دیگر [[مفسران]]،<ref>ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۰/۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ۱۵/۴۱۳ ـ ۴۱۸؛ گنابادی، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العباده، ۴/۲۶۷.</ref> در تفسیر [[برتری]] شب قدر از هزار ماه، به برخی روایات در این زمینه مانند روایاتی که هزار ماه را با مدت سلطنت [[بنی‌امیه]] تطبیق کرده،<ref>کلینی، الکافی، ۴/۱۵۹.</ref> اشاره می‌کند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۷.</ref> و از آنجاکه اهتمام ایشان در تفسیر، بیشتر متوجه معانی [[باطنی]] [[آیات]] است، تفسیر تأویلی برخی [[اهل معرفت]]<ref>ابن‌عربی، تفسیر، ۲/۴۴۷.</ref> را مبنی بر اینکه مراد از [[شب قدر]]، [[انسان کامل]] و مراد از هزار ماه، انواع موجودات است، بیان کرده و خود، [[تأویل]] دیگری از [[آیه]] ارائه می‌کند. ایشان شب قدر را [[مظهر اسم اعظم]] (تعیّن [[محمدیه]]) می‌داند و [[معتقد]] است مراد از هزار ماه، [[مظهر]] اسمای دیگر [[الهی]] است؛ زیرا [[اسم اعظم]] مشتمل بر همه [[اسمای الهی]] است؛ از این‌رو لیلة‌القدر نیز [[برتر]] از هزار ماه شمرده شده و این بدان سبب است که [[خداوند]] هزار و یک اسم دارد که یکی از آنها [[اسم مستأثر]] در [[علم غیب]] شمرده می‌شود و شب قدر [[محمدی]]{{صل}} نیز همان اسم مستأثر و پنهان است؛ از این‌رو [[آگاهی]] بر اسم مستأثر، تنها برای خداوند و [[خاتم پیامبران]]{{صل}} امکان‌پذیر است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۷.</ref> [[امام خمینی]] [[ماه رمضان]] را جلوه شب قدر می‌داند که تمام [[حقایق]] و معانی در آن جمع است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۸.</ref> و تمام [[سعادت]] عالم در آن شب نازل شده است<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۳/۳۶.</ref>.


ازجمله معارفی که از برخی [[روایات]] درباره [[سوره قدر]] به دست می‌آید، نسبتی است که میان این شب با [[اهل‌بیت]]{{ع}} برقرار است؛<ref>صفار، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{عم}}، ۲۲۰ ـ ۲۲۵؛ کلینی، الکافی، ۱/۲۴۷ ـ ۲۵۳ و ۵۳۲ ـ ۵۳۳.</ref> زیرا [[نزول فرشتگان]] به [[امر الهی]] و تقدیر امور در شب قدر ـ به [[اتفاق مسلمانان]] ـ در هر سال استمرار دارد و این [[نزول]]، بر شخصی است که [[شایستگی]] این را دارد که محل نزول فرشتگان قرار گیرد. این شخص نمی‌تواند کسی جز [[ولیّ امر]] [[معصوم]]{{ع}} در هر دوره‌ای باشد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۳.</ref>
از جمله معارفی که از برخی [[روایات]] درباره [[سوره قدر]] به دست می‌آید، نسبتی است که میان این شب با [[اهل‌بیت]]{{ع}} برقرار است<ref>صفار، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{عم}}، ۲۲۰ ـ ۲۲۵؛ کلینی، الکافی، ۱/۲۴۷ ـ ۲۵۳ و ۵۳۲ ـ ۵۳۳.</ref>؛ زیرا نزول فرشتگان به [[امر الهی]] و تقدیر امور در شب قدر ـ به اتفاق مسلمانان ـ در هر سال استمرار دارد و این نزول، بر شخصی است که شایستگی این را دارد که محل نزول فرشتگان قرار گیرد. این شخص نمی‌تواند کسی جز [[ولیّ امر]] [[معصوم]]{{ع}} در هر دوره‌ای باشد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۳.</ref>.


امام خمینی [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref>«آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است» سوره قدر، آیه ۵.</ref> را نیز [[سلامت]] اولیای کامل از تصرفات [[شیاطین]] در این شب می‌داند که آغاز آن، از ابتدای [[عالم طبیعت]] تا مطلع‌الفجر [[روز قیامت]] است و این مطلب، بیان و تقریر دیگری از [[عصمت امامان]]{{ع}} است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۴۷.</ref> ایشان در بیان دیگری از این [[آیه]]، [[سلامت]] را سلامت [[انسان کامل]] از آغاز ورود در حجاب‌های خلقی می‌داند که برای ولی مطلق [[لیلةالقدر]] است تا [[زمان]] [[طلوع فجر]] مطلق، یعنی زمان کناررفتن این حجاب‌ها و رسیدن او به [[مقام قاب قوسین]] است.<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۲۷۵.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>
امام خمینی [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref>«آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است» سوره قدر، آیه ۵.</ref> را نیز [[سلامت]] اولیای کامل از تصرفات [[شیاطین]] در این شب می‌داند که آغاز آن، از ابتدای عالم طبیعت تا مطلع‌الفجر [[روز قیامت]] است و این مطلب، بیان و تقریر دیگری از [[عصمت امامان]]{{ع}} است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۴۷.</ref>. ایشان در بیان دیگری از این [[آیه]]، [[سلامت]] را سلامت [[انسان کامل]] از آغاز ورود در حجاب‌های خلقی می‌داند که برای ولی مطلق [[لیلةالقدر]] است تا [[زمان]] طلوع فجر مطلق، یعنی زمان کناررفتن این حجاب‌ها و رسیدن او به مقام قاب قوسین است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۲۷۵.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>


==[[نزول قرآن]]==
== [[نزول قرآن]] ==
برخی از [[اندیشمندان]]، نزول قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} را به دو گونه دفعی و تدریجی می‌دانند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲/۱۵ ـ ۱۹.</ref> از ویژگی‌های [[شب قدر]]، [[نزول دفعی قرآن]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در آن است؛ چنان‌که در مدت ۲۳ سال به صورت تدریجی بر پیامبر{{صل}} نازل شده است.<ref>سیوطی، ۱/۱۵۶؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲/۱۵ ـ ۱۹.</ref>
برخی از اندیشمندان، نزول قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} را به دو گونه دفعی و تدریجی می‌دانند<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲/۱۵ ـ ۱۹.</ref>. از ویژگی‌های [[شب قدر]]، نزول دفعی قرآن بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در آن است؛ چنان‌که در مدت ۲۳ سال به صورت تدریجی بر پیامبر{{صل}} نازل شده است<ref>سیوطی، ۱/۱۵۶؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲/۱۵ ـ ۱۹.</ref>.


به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] چگونگی نزول قرآن و [[حقیقت]] آن، یکی از [[اسرار]] [[معارف الهی]] است که جز [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و اولیایی که به کمک ایشان به این [[حقایق]] [[دست]] می‌یابند، کسی [[توانایی]] [[درک]] آن را ندارد و این از اموری نیست که با [[ریاضت]] و [[شهود]] بتوان به آن دست یافت.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ امام خمینی، الطلب و الاراده، ۴۴.</ref> ایشان با استناد به برخی [[روایات]]<ref>کلینی، الکافی، ۲/۶۲۹.</ref> نزول قرآن بر پیامبر{{صل}} را به صورت دفعی در [[بیت]] معمور و به صورت تدریجی در طول ۲۳ سال [[دعوت]] ایشان در [[مکه]] و [[مدینه]] می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۳ ـ ۳۴۴.</ref> و [[معتقد]] است [[خداوند]] در شب قدر، درِ [[رحمت]] خویش را به روی موجودات گشود، و با نزول قرآن، تمام [[اسما]] و صفات را به صورت جمعی و یکباره از طریق انسان کامل در دسترس [[بشر]] گذاشته است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ۳/۵۶؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref>. ایشان با بیان شاهدی از [[کلام]] [[ملاصدرا]]<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۳۰ ـ ۳۱.</ref> بر این نکته تأکید دارد که [[حقیقت قرآن]] با هفتاد هزار [[حجاب]] از [[عالم غیب]] نازل شده و به صورت الفاظ درآمده تا [[قلوب]] [[انسانی]] تاب [[تحمل]] آن را داشته باشد.<ref>امام خمینی، دعاء السحر، ۵۷ ـ ۵۸.</ref>
به [[اعتقاد]] [[امام خمینی]] چگونگی نزول قرآن و [[حقیقت]] آن، یکی از [[اسرار]] [[معارف الهی]] است که جز [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و اولیایی که به کمک ایشان به این [[حقایق]] [[دست]] می‌یابند، کسی [[توانایی]] [[درک]] آن را ندارد و این از اموری نیست که با [[ریاضت]] و [[شهود]] بتوان به آن دست یافت.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ امام خمینی، الطلب و الاراده، ۴۴.</ref> ایشان با استناد به برخی [[روایات]]<ref>کلینی، الکافی، ۲/۶۲۹.</ref> نزول قرآن بر پیامبر{{صل}} را به صورت دفعی در [[بیت]] معمور و به صورت تدریجی در طول ۲۳ سال [[دعوت]] ایشان در [[مکه]] و [[مدینه]] می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۳ ـ ۳۴۴.</ref> و [[معتقد]] است [[خداوند]] در شب قدر، درِ [[رحمت]] خویش را به روی موجودات گشود، و با نزول قرآن، تمام [[اسما]] و صفات را به صورت جمعی و یکباره از طریق انسان کامل در دسترس [[بشر]] گذاشته است.<ref>امام خمینی، تقریرات، ۳/۵۶؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref>. ایشان با بیان شاهدی از [[کلام]] [[ملاصدرا]]<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۳۰ ـ ۳۱.</ref> بر این نکته تأکید دارد که [[حقیقت قرآن]] با هفتاد هزار [[حجاب]] از [[عالم غیب]] نازل شده و به صورت الفاظ درآمده تا [[قلوب]] [[انسانی]] تاب [[تحمل]] آن را داشته باشد<ref>امام خمینی، دعاء السحر، ۵۷ ـ ۵۸.</ref>.


[[امام خمینی]] همانند استاد خود شاه‌آبادی<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۸ ـ ۷۲.</ref> با تحلیلی [[عرفانی]]، مراتب [[نزول قرآن]] را هفت مرتبه می‌شمارد و آن را منطبق بر مراتب هفت‌گانه عالم می‌داند و [[معتقد]] است برای [[قرآن]]، حقیقتی است که از [[شئون]] و [[حقایق]] [[علمی]] در حضرت [[واحدیت]] شمرده می‌شود؛ این [[حقیقت]] [[غیبی]] در هر نشئه از نشئاتِ هفت‌گانه عالم، ظهور و بروزی دارد و [[رسول خدا]]{{صل}} در هر نشئه‌ای از این نشئات ـ به گونه‌ای مناسب آن نشئه ـ آن را [[ادراک]] می‌کند و ممکن است مفاد برخی [[روایات]] را که قرآن بر [[هفت حرف]] نازل شده است،<ref>مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ۸۹/۸۳.</ref> بر همین معنا حمل کرد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۳.</ref> ایشان در تعیین این منازل هفت‌گانه، بیانی متفاوت با استاد خود دارد. شاه‌آبادی این منازل را مرتبه [[هویت]] غیبی[[حق]]، مرتبه فنای حضرت، مرتبه بقای بعد از فنا، مرتبه [[عقل]] بسیط، مرتبه [[عقل تفصیلی]] و مرتبه [[وهم]]، مرتبه [[خیال]] آن حضرت و در نهایت مرتبه الفاظ و صوت می‌داند؛<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۷۱ ـ ۷۲.</ref> ولی امام خمینی این منازل را حضرت علمیه، حضرت اعیان ثابته، حضرت [[اقلام]]، حضرت [[الواح]]، حضرت مثال، [[حس]] مشترک و [[شهادت]] مطلقه معرفی می‌کند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref>
[[امام خمینی]] همانند استاد خود شاه‌آبادی<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۶۸ ـ ۷۲.</ref> با تحلیلی [[عرفانی]]، مراتب [[نزول قرآن]] را هفت مرتبه می‌شمارد و آن را منطبق بر مراتب هفت‌گانه عالم می‌داند و [[معتقد]] است برای [[قرآن]]، حقیقتی است که از [[شئون]] و [[حقایق]] [[علمی]] در حضرت [[واحدیت]] شمرده می‌شود؛ این [[حقیقت]] [[غیبی]] در هر نشئه از نشئاتِ هفت‌گانه عالم، ظهور و بروزی دارد و [[رسول خدا]]{{صل}} در هر نشئه‌ای از این نشئات ـ به گونه‌ای مناسب آن نشئه ـ آن را [[ادراک]] می‌کند و ممکن است مفاد برخی [[روایات]] را که قرآن بر [[هفت حرف]] نازل شده است،<ref>مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ۸۹/۸۳.</ref> بر همین معنا حمل کرد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۳.</ref> ایشان در تعیین این منازل هفت‌گانه، بیانی متفاوت با استاد خود دارد. شاه‌آبادی این منازل را مرتبه [[هویت]] غیبی[[حق]]، مرتبه فنای حضرت، مرتبه بقای بعد از فنا، مرتبه [[عقل]] بسیط، مرتبه [[عقل تفصیلی]] و مرتبه [[وهم]]، مرتبه [[خیال]] آن حضرت و در نهایت مرتبه الفاظ و صوت می‌داند؛<ref>شاه‌آبادی، رشحات البحار، ۷۱ ـ ۷۲.</ref> ولی امام خمینی این منازل را حضرت علمیه، حضرت اعیان ثابته، حضرت [[اقلام]]، حضرت [[الواح]]، حضرت مثال، [[حس]] مشترک و [[شهادت]] مطلقه معرفی می‌کند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref>.


امام خمینی نزول قرآن را از امور مهمی می‌داند که [[غایت]] و [[هدف بعثت]] را تشکیل می‌دهد و [[انگیزه]] این [[نزول]]، در دسترس قرارگرفتن حقایق آن برای [[مردم]] است که هر کس به اندازه وسعت وجودی خویش از آن بهره می‌برد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۸۷ ـ ۳۸۸.</ref> به [[باور]] ایشان [[پیامبران الهی]]{{ع}}، [[وحی]] را پیش از نزول آن توسط [[جبرئیل]]{{ع}}، [[شهود]] می‌کنند و در مراحل بعد، با تنزل به مراحل [[پایین‌تر]]، حقایق وحی را در [[عوالم]] پایین‌تر [[مشاهده]] می‌کنند. ایشان مشاهده و [[شهود]] [[پیامبران]]{{ع}} را از قسم [[سفر]] سوم و چهارم از اسفار اربعه در منازل سالکان می‌داند که سالک در [[سیر]] «الی‌الله» و «فی‌الله» به [[مقام فنا]] رسیده و با [[رجوع]] به [[خلق]]، [[وظیفه]] تکمیل [[بندگان]] و [[سعادت]] آنها را بر عهده می‌گیرد. در این مرحله است که به [[مقام نبوت]] می‌رسد. اگرچه به [[اعتقاد]] ایشان، شهود [[انبیا]]{{ع}} در [[شرایع]] گوناگون، متفاوت است و به مظهریت آنها از [[اسمای الهی]] و [[غلبه]] آن اسم بر آنها بر می‌گردد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ امام خمینی، مصباح الهدایه، ۸۸ ـ ۸۹.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>
امام خمینی نزول قرآن را از امور مهمی می‌داند که [[غایت]] و [[هدف بعثت]] را تشکیل می‌دهد و [[انگیزه]] این نزول، در دسترس قرارگرفتن حقایق آن برای [[مردم]] است که هر کس به اندازه وسعت وجودی خویش از آن بهره می‌برد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۸۷ ـ ۳۸۸.</ref>. به [[باور]] ایشان [[پیامبران الهی]]{{ع}}، [[وحی]] را پیش از نزول آن توسط [[جبرئیل]]{{ع}}، [[شهود]] می‌کنند و در مراحل بعد، با تنزل به مراحل پایین‌تر، حقایق وحی را در [[عوالم]] پایین‌تر مشاهده می‌کنند. ایشان مشاهده و [[شهود]] [[پیامبران]]{{ع}} را از قسم [[سفر]] سوم و چهارم از اسفار اربعه در منازل سالکان می‌داند که سالک در [[سیر]] «الی‌الله» و «فی‌الله» به [[مقام فنا]] رسیده و با [[رجوع]] به [[خلق]]، [[وظیفه]] تکمیل [[بندگان]] و [[سعادت]] آنها را بر عهده می‌گیرد. در این مرحله است که به [[مقام نبوت]] می‌رسد. اگرچه به [[اعتقاد]] ایشان، شهود [[انبیا]]{{ع}} در [[شرایع]] گوناگون، متفاوت است و به مظهریت آنها از [[اسمای الهی]] و [[غلبه]] آن اسم بر آنها بر می‌گردد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۲۱ ـ ۳۲۲؛ امام خمینی، مصباح الهدایه، ۸۸ ـ ۸۹.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>


==[[زمان]] [[شب قدر]]==
== [[زمان]] [[شب قدر]] ==
زمان شب قدر در [[روایات]] به صورت صریح تعیین نشده است؛ برخی روایات، آن را شب نوزدهم، بیست و یکم یا [[بیست و سوم ماه رمضان]] دانسته‌اند و معین‌ نکردن آن را برای [[تشویق]] بر انجام [[اعمال]] در هر سه شب بیان کرده‌اند.<ref>کلینی، الکافی، ۴/۱۵۶؛ ابن‌طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنه، ۱/۱۴۸.</ref> [[اندیشمندان اسلامی]] نیز در تعیین شب قدر [[اختلاف]] داشته و برخی نُه نظر در این زمینه ذکر کرده‌اند.<ref>ابن‌العربی، احکام القرآن، ۴/۱۹۶۵.</ref> ازجمله این نظرها عبارت‌اند از:
زمان شب قدر در [[روایات]] به صورت صریح تعیین نشده است؛ برخی روایات، آن را شب نوزدهم، بیست و یکم یا [[بیست و سوم ماه رمضان]] دانسته‌اند و معین‌ نکردن آن را برای [[تشویق]] بر انجام [[اعمال]] در هر سه شب بیان کرده‌اند.<ref>کلینی، الکافی، ۴/۱۵۶؛ ابن‌طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنه، ۱/۱۴۸.</ref> [[اندیشمندان اسلامی]] نیز در تعیین شب قدر [[اختلاف]] داشته و برخی نُه نظر در این زمینه ذکر کرده‌اند.<ref>ابن‌العربی، احکام القرآن، ۴/۱۹۶۵.</ref> ازجمله این نظرها عبارت‌اند از:
#شب قدر، تنها شب [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} است که تکرار نشده است.
#شب قدر، تنها شب [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} است که تکرار نشده است.
#شب قدر در سال‌های [[زندگی پیامبر]]{{صل}} بوده است.
#شب قدر در سال‌های [[زندگی پیامبر]]{{صل}} بوده است.
#شب قدر هر سال تکرار می‌شود؛ ولی ممکن است در ماه‌های گوناگون واقع شود.
#شب قدر هر سال تکرار می‌شود؛ ولی ممکن است در ماه‌های گوناگون واقع شود.
#شب قدر، تنها در [[ماه رمضان]] واقع می‌شود و یک شب است.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲۰/۳۳۰ ـ ۳۳۱.</ref>
#شب قدر، تنها در [[ماه رمضان]] واقع می‌شود و یک شب است<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۲۰/۳۳۰ ـ ۳۳۱.</ref>.


[[امام خمینی]] با بیان برخی روایات در این زمینه، به روایتی از اقبال [[سید بن‌ طاووس]] اشاره می‌کند که شب قدر را خصوص شب بیست و سوم ماه رمضان می‌شمارد و نشانه [[تمایل]] وی به پذیرش این قول است. ایشان در جمع میان اقوال و اخباری که در تعیین [[شب قدر]] وارد شده، به نکته‌ای [[عرفانی]] اشاره می‌کند که ممکن است [[اختلاف روایات]] در تعیین این شب به [[اختلاف]] این شب‌ها در مظهریت آنها از [[حقیقت]] شب قدر و کمال و [[نقص]] آنها برگردد؛ بدین معنا که همه این شب‌ها، شب قدر هستند؛ ولی برخی شریف‌تر و کامل‌تر هستند.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۱ ـ ۳۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>
[[امام خمینی]] با بیان برخی روایات در این زمینه، به روایتی از اقبال [[سید بن‌ طاووس]] اشاره می‌کند که شب قدر را خصوص شب بیست و سوم ماه رمضان می‌شمارد و نشانه [[تمایل]] وی به پذیرش این قول است. ایشان در جمع میان اقوال و اخباری که در تعیین [[شب قدر]] وارد شده، به نکته‌ای [[عرفانی]] اشاره می‌کند که ممکن است اختلاف روایات در تعیین این شب به [[اختلاف]] این شب‌ها در مظهریت آنها از [[حقیقت]] شب قدر و کمال و نقص آنها برگردد؛ بدین معنا که همه این شب‌ها، شب قدر هستند؛ ولی برخی شریف‌تر و کامل‌تر هستند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۱ ـ ۳۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>


==[[نزول فرشتگان]] و [[روح]]==
== نزول فرشتگان و [[روح]] ==
برخی [[متکلمان]] نزول فرشتگان را نزولی [[جسمانی]] دانسته‌اند که سبب تنگی [[زمین]] می‌گردد.<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۲۴/۴۵۳.</ref> از دیدگاه [[حکما]] [[فرشتگان]] مجرد بوده و [[نزول]] آنها نزول جسمانی نیست و آنان فوق [[زمان]] و مکان می‌باشند.<ref>اخوان‌الصفاء، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، ۴/۲۱۵ ـ ۲۱۶؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۶۳.</ref> برخی معتقدند نزول فرشتگان به [[امر الهی]] به [[عالم خلق]]، در حقیقت تنزل حقایقی است که در عالم بالا وجود دارند و آنچه نازل می‌شود، [[رقیقه]] آن حقیقت بالا است.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۸/۱۲۷ ـ ۱۲۸.</ref> مراد از روح در [[سوره قدر]] از دیدگاه بسیاری از [[مفسران]] [[جبرئیل]]{{ع}} است<ref>شوکانی، فتح القدیر، ۵/۵۷۶.</ref> و طبق بعضی [[روایات]] [[روح]]{{ع}} از فرشتگان بوده و [[برتر]] از جبرئیل{{ع}} است.<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۵/۳۵۳.</ref>
برخی [[متکلمان]] نزول فرشتگان را نزولی جسمانی دانسته‌اند که سبب تنگی [[زمین]] می‌گردد<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ۲۴/۴۵۳.</ref>. از دیدگاه حکما [[فرشتگان]] مجرد بوده و نزول آنها نزول جسمانی نیست و آنان فوق [[زمان]] و مکان می‌باشند<ref>اخوان‌الصفاء، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، ۴/۲۱۵ ـ ۲۱۶؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۶۳.</ref>. برخی معتقدند نزول فرشتگان به [[امر الهی]] به عالم خلق، در حقیقت تنزل حقایقی است که در عالم بالا وجود دارند و آنچه نازل می‌شود، رقیقه آن حقیقت بالاست<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۸/۱۲۷ ـ ۱۲۸.</ref>. مراد از روح در [[سوره قدر]] از دیدگاه بسیاری از [[مفسران]] [[جبرئیل]]{{ع}} است<ref>شوکانی، فتح القدیر، ۵/۵۷۶.</ref> و طبق بعضی [[روایات]] [[روح]]{{ع}} از فرشتگان بوده و [[برتر]] از جبرئیل{{ع}} است<ref>فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۵/۳۵۳.</ref>.


[[امام خمینی]] مانند بسیاری از [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>میرداماد، القبسات، ۴۰۱؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۶۳.</ref> [[معتقد]] به تجرد فرشتگان بوده و اینکه تجرد آنان از بسیاری از [[آیات]] و روایات [[اثبات]] می‌شود و گفته برخی [[محدثین]]<ref>مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ۵۶/۲۰۲ ـ ۲۰۳ و ۵۸/۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref> در مجرد نبودن آنان را بسیار [[ضعیف]] شمرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۸ ـ ۳۳۹.</ref> به این جهت ایشان چگونگی [[تنزّل]] فرشتگان را بر [[ولی امر]] به صورت نقل و انتقال مکانی و تجافی از محل خود نمی‌داند؛ زیرا آنان از لوازم [[جسم]] و ماده [[منزه]] هستند و تنزّل آنان در [[شب قدر]] یا غیر آن در مرتبه [[قلب]] یا صدر یا [[حس]] مشترک ولی به صورت [[تمثل]] [[ملکوتی]] است، چنان‌که [[تنزّل]] [[جبرئیل]]{{ع}} بر [[حضرت مریم]]{{س}} در [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> به تمثل تعبیر شده است و این تنزّل بر ولی ممکن نیست مگر با خروج از قیود [[طبیعت]] و تناسب آنها با [[عوالم]] بالا و مادامی که نفس مشغول [[تدبیر]] این عالم است، این تمثلات برای او رخ نمی‌دهد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۲ ـ ۳۴۳.</ref> به [[اعتقاد]] ایشان گاهی اولیای کامل [[الهی]]{{ع}} با انسلاخ از عوالم، [[فرشتگان]] و [[روح]] اعظم را [[مشاهده]] می‌کنند و گاهی به [[قدرت]] خود [[ولیّ]] کامل، تنزّل فرشتگان حاصل می‌شود.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۲۸۵.</ref>
[[امام خمینی]] مانند بسیاری از [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>میرداماد، القبسات، ۴۰۱؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۶۳.</ref> [[معتقد]] به تجرد فرشتگان بوده و اینکه تجرد آنان از بسیاری از [[آیات]] و روایات [[اثبات]] می‌شود و گفته برخی [[محدثین]]<ref>مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار{{ع}}، ۵۶/۲۰۲ ـ ۲۰۳ و ۵۸/۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref> در مجرد نبودن آنان را بسیار [[ضعیف]] شمرده است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۳۸ ـ ۳۳۹.</ref> به این جهت ایشان چگونگی [[تنزّل]] فرشتگان را بر [[ولی امر]] به صورت نقل و انتقال مکانی و تجافی از محل خود نمی‌داند؛ زیرا آنان از لوازم [[جسم]] و ماده [[منزه]] هستند و تنزّل آنان در [[شب قدر]] یا غیر آن در مرتبه [[قلب]] یا صدر یا [[حس]] مشترک ولی به صورت [[تمثل]] [[ملکوتی]] است، چنان‌که [[تنزّل]] [[جبرئیل]]{{ع}} بر [[حضرت مریم]]{{س}} در [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد  و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> به تمثل تعبیر شده است و این تنزّل بر ولی ممکن نیست مگر با خروج از قیود [[طبیعت]] و تناسب آنها با [[عوالم]] بالا و مادامی که نفس مشغول [[تدبیر]] این عالم است، این تمثلات برای او رخ نمی‌دهد.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۲ ـ ۳۴۳.</ref> به [[اعتقاد]] ایشان گاهی اولیای کامل [[الهی]]{{ع}} با انسلاخ از عوالم، [[فرشتگان]] و [[روح]] اعظم را [[مشاهده]] می‌کنند و گاهی به [[قدرت]] خود [[ولیّ]] کامل، تنزّل فرشتگان حاصل می‌شود<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۲۸۵.</ref>.


[[فلاسفه]]، [[روح]]{{ع}} را نخستین طبقه و جبرئیل{{ع}} را آخرین طبقه فرشتگان کروبیین می‌دانند و جبرئیل{{ع}} را [[روح‌القدس]] می‌نامند.<ref>ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۳۴۰؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۰.</ref> [[امام خمینی]] در [[سوره قدر]] دو احتمال برای روح ذکر می‌کند: مراد از روح، روح‌الامین و جبرئیل{{ع}} است و اینکه مراد روح اعظم است که طبق برخی [[روایات]] اعظم از فرشتگان و جبرئیل{{ع}} است.<ref>کلینی، الکافی، ۱/۲۷۳.</ref> این روح را به اعتبار اینکه قلم تدوین در عالم وجود است، [[قلم اعلی]] و به اعتبار اینکه همه [[حقایق]] در آن جمع است، [[عقل اول]] می‌نامند. طبق برخی روایات روح اعظم با [[رسول خدا]]{{صل}} بود و با [[ائمه]]{{ع}} هست و از [[ملکوت]] است.<ref>کلینی، الکافی، ۱/۲۷۳.</ref> روح در [[قرآن]] کاربرد دیگری نیز دارد و آن [[روح انسانی]] یا روح [[اولیا]]{{ع}} است که اعظم از فرشتگان است.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۰ ـ ۳۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>
[[فلاسفه]]، [[روح]]{{ع}} را نخستین طبقه و جبرئیل{{ع}} را آخرین طبقه فرشتگان کروبیین می‌دانند و جبرئیل{{ع}} را [[روح‌القدس]] می‌نامند.<ref>ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۳۴۰؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۰.</ref> [[امام خمینی]] در [[سوره قدر]] دو احتمال برای روح ذکر می‌کند: مراد از روح، روح‌الامین و جبرئیل{{ع}} است و اینکه مراد روح اعظم است که طبق برخی [[روایات]] اعظم از فرشتگان و جبرئیل{{ع}} است.<ref>کلینی، الکافی، ۱/۲۷۳.</ref> این روح را به اعتبار اینکه قلم تدوین در عالم وجود است، قلم اعلی و به اعتبار اینکه همه [[حقایق]] در آن جمع است، عقل اول می‌نامند. طبق برخی روایات روح اعظم با [[رسول خدا]]{{صل}} بود و با [[ائمه]]{{ع}} هست و از [[ملکوت]] است.<ref>کلینی، الکافی، ۱/۲۷۳.</ref> روح در [[قرآن]] کاربرد دیگری نیز دارد و آن روح انسانی یا روح [[اولیا]]{{ع}} است که اعظم از فرشتگان است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۴۰ ـ ۳۴۱.</ref>.<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[لیلة القدر - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «لیلة القدر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۸، ص۵۹۸ – ۶۰۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۲: خط ۷۲:


[[رده:شب قدر]]
[[رده:شب قدر]]
[[رده:مدخل‌های در انتظار تلخیص]]
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش