قاعده عام اخلاقی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه == به نظر بسیاری از فیلسوفان، انسان حیوانی اخلاقی است. اخلاق، فصل ممیّز آدمی از دیگر جانداران به شمار میرود. در اروپا اخلاق، مقولهای مهم از مقولات ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = قرآن| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه == | ==مقدمه == | ||
به نظر بسیاری از [[فیلسوفان]]، [[انسان]] [[حیوانی]] [[اخلاقی]] است. [[اخلاق]]، فصل ممیّز [[آدمی]] از دیگر جانداران به شمار میرود. در اروپا [[اخلاق]]، مقولهای مهم از مقولات [[فلسفه]] بوده و هست. سوفیستها ([[قرن پنجم]] پیش از میلاد)، سقراط، [[افلاطون]] و ارسطو در یونان، مباحث اخلاقی را ارزشمندتر از دیگر آموزههای فلسفه میشمردند. از آن [[زمان]] تا امروز، [[اهل فلسفه]] همواره به مباحث اخلاقی و یافتن مبنا و قاعدهای [[استوار]] برای [[رفتار]] درست، اهتمام تام داشتهاند. در عالم [[اسلام]]، چنین وضعیتی پیش نیامده است و مطرح کنندگان مباحث اخلاقی، بیشتر [[عالمان دینی]] یا [[عارفان]] بودهاند. اگر [[ابن مسکویه]] ([[قرن سوم]] ه.ق) یا [[خواجه نصیر]] ([[قرن هفتم]]) در این موضوع به [[نگارش]] پرداختهاند، تحت تأثیر فلسفه [[ایران]] کهن یا یونان بودهاند. در آثار اخلاقی موجود [[جهان اسلام]]، هرگز نمیتوان اثری یافت که به اخلاق، همچون مقولهای [[فلسفی]] نگریسته باشد و مبانی یا قواعدی برای فعل اخلاقی به دست داده باشد. در آثار موجود، تنها شرح مصادیق اخلاقی و برشمردن [[فضائل]] و [[رذائل]] آمده است. از دیرباز، جملهای در میان تمام [[ملل]] رایج بوده است: «آنچه را بر خود نمیپسندی بر دیگری روا مدار». بعدها کانت ([[قرن]] هجدهم) با تدوین [[نظریه اخلاقی]] خود، به نوعی همین قاعده طلایی اخلاق را، مستدل و مستند به [[تجربه]] ساخت و به عنوان گزارهای ترکیبی، نوشت: «همواره چنان عمل کن که بتوانی بخواهی که دستور عمل تو برای همه کس و همه وقت و همه جا، قاعده کلی باشد<ref>سیر حکمت در اروپا، ص۵۰۱.</ref>. | به نظر بسیاری از [[فیلسوفان]]، [[انسان]] [[حیوانی]] [[اخلاقی]] است. [[اخلاق]]، فصل ممیّز [[آدمی]] از دیگر جانداران به شمار میرود. در اروپا [[اخلاق]]، مقولهای مهم از مقولات [[فلسفه]] بوده و هست. سوفیستها ([[قرن پنجم]] پیش از میلاد)، سقراط، [[افلاطون]] و ارسطو در یونان، مباحث اخلاقی را ارزشمندتر از دیگر آموزههای فلسفه میشمردند. از آن [[زمان]] تا امروز، [[اهل فلسفه]] همواره به مباحث اخلاقی و یافتن مبنا و قاعدهای [[استوار]] برای [[رفتار]] درست، اهتمام تام داشتهاند. در عالم [[اسلام]]، چنین وضعیتی پیش نیامده است و مطرح کنندگان مباحث اخلاقی، بیشتر [[عالمان دینی]] یا [[عارفان]] بودهاند. اگر [[ابن مسکویه]] ([[قرن سوم]] ه.ق) یا [[خواجه نصیر]] ([[قرن هفتم]]) در این موضوع به [[نگارش]] پرداختهاند، تحت تأثیر فلسفه [[ایران]] کهن یا یونان بودهاند. در آثار اخلاقی موجود [[جهان اسلام]]، هرگز نمیتوان اثری یافت که به اخلاق، همچون مقولهای [[فلسفی]] نگریسته باشد و مبانی یا قواعدی برای فعل اخلاقی به دست داده باشد. در آثار موجود، تنها شرح مصادیق اخلاقی و برشمردن [[فضائل]] و [[رذائل]] آمده است. از دیرباز، جملهای در میان تمام [[ملل]] رایج بوده است: «آنچه را بر خود نمیپسندی بر دیگری روا مدار». بعدها کانت ([[قرن]] هجدهم) با تدوین [[نظریه اخلاقی]] خود، به نوعی همین قاعده طلایی اخلاق را، مستدل و مستند به [[تجربه]] ساخت و به عنوان گزارهای ترکیبی، نوشت: «همواره چنان عمل کن که بتوانی بخواهی که دستور عمل تو برای همه کس و همه وقت و همه جا، قاعده کلی باشد<ref>سیر حکمت در اروپا، ص۵۰۱.</ref>. | ||