اخلاص در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
واژه [[اخلاص]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشه [[خلوص]] و خلاص بهمعنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است.<ref>لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، "خلص"؛ ترتیبالعین، ج۱، ص۲۳۷، "خلص".</ref> [[خالص]]، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به "صافی" دارد با این تفاوت که صافی به جنسی نیز که از همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق میشود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه پستتر باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود.<ref> مفردات، ص۲۹۲؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۹؛ مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۰۸، "خلص".</ref> لغویان برای خلوص، معانی دیگری نیز بر شمردهاند؛ مانند رسیدن، [[نجات]] یافتن، [[کنارهگیری]] کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن که در هر یک از این معانی، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد.<ref> تاجالعروس، ج۷، ص۵۶۲؛ لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴، "خلص".</ref> "اخلاص" بهمعنای خالص کردن، پاک گردانیدن و [[برگزیدن]] است<ref>لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۶۹، "خلص".</ref>و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خدااست.<ref>مصطلحات التصوف، ص۲۶؛ لغتنامه، ج۱، ص۱۲۹۴، "اخلاص".</ref> اخلاص در دانشهای گوناگون [[اسلامی]] مانند [[فقه]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]] بررسی، و در فقه، شرط صحّت [[واجبات]] و [[مستحبات]] تعبّدی دانسته شده است. آن دسته از [[تکالیف]] که قصد [[تقرّب به خداوند]]، شرط صحّت آنها است، تعبّدی نامیده میشود در برابر توصّلی که صحّت آن به قصد [[تقرّب]] مشروط نیست؛ ازاینرو هر چیزی که موجب از بین رفتن اخلاص در اینگونه اعمالشود، جایز نبوده، عمل را [[باطل]] میکند؛ مانند اجرت گرفتن بر انجام آنها <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۲، ص۲۰۹ـ۲۱۰.</ref> یا [[ریا]] کردن در آنها یا در بخشی از آنها؛<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۵۵ـ۱۵۷؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۱۴۲.</ref> البتّه اجرت گرفتن بر کارهایی که همراه و مقارن با [[عبادت]] انجام میشود، مانند اجرت بر [[نیابت]]، عمل را باطل نمیکند.<ref>کتاب الطهاره، ج۲، ص۴۲۲.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]]، اگر اصل عملِ [[عبادی]]، برای [[خدا]] باشد، قصد بعضی از بهرههای [[دنیایی]] بهصورت تبعی، با [[حقیقت]] [[اخلاص]] منافات نداشته، باعث [[باطل]] شدن عمل نمیشود؛ مانند اینکه کسی از [[روزه]] گرفتن، قصد [[سلامت]] و [[بهداشت]] نیز داشته باشد یا در [[وضو]] گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از [[خواندن نماز]] [[شب]]، قصد بهدست آوردن روزی بیشتر نیز داشته باشد.<ref>القواعدوالفوائد، ج۱، ص۷۹ـ۸۰؛ المبسوط، ج۱، ص۱۹؛ المعتبر، ج۱، ص۱۴.</ref> همچنین اگر [[عمل]] عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از اینکه در برابر دیدگان [[مردم]] باشد، [[خشنود]] شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمیشود.<ref>العروةالوثقی، ج۱، ص۶۱۷ـ۶۱۸؛ التحریروالتنویر، ج۲۳، ص۳۱۹ـ۳۲۰؛ وسائلالشیعه، ج۱، ص۷۵.</ref> و نیز [[پرستش]] [[خداوند]] برای [[خوف]] از عقوبت الهی یا به انگیزه [[امید]] به [[ثواب]] و [[نعمت]] [[پروردگار]]، اخلاص در عمل را از بین نمیبرد؛ البتّه در [[اعمال]] توصّلی نیز اخلاص، شرط [[پاداش]] [[آخرتی]] است و اگر [[انسان]]، اعمال [[مباح]] را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،<ref>النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.</ref> [[استحقاق]] دریافت ثواب و [[فیض الهی]] را خواهد یافت. یکی از تفاوتهای [[فقه]] و [[حقوق]] نیز این است که در فقه بحث اخلاص مطرح میشود؛ ولی در علم حقوق، جایگاهی برای اخلاص وجود ندارد؛ زیرا [[هدف]] در حقوق آن است که [[حق]] به صاحب آن داده شود و صاحب حق به حق خویش برسد و [[الهی]] بودن یا نبودن انگیزه مورد نظر نیست؛ ولی در فقه الهی، وجود انگیزه و تعالی [[انسانها]] و [[تقرّب]] آنان به خداوند نیز مورد نظر است. این مطلب، بطلان دیدگاه کسانی را روشن میسازد که برای فقه فقط نقش مدیریّتی قائل بوده و آن را با علم حقوق همسان پنداشتهاند.<ref>قصّه ارباب معرفت، ص۳۷ـ۵۴.</ref> در [[اخلاق]]، به [[نیّت]] اهمیّت ویژهای داده شده و از آن بهصورت رکن و پایه [[رفتار]] و [[روح]] عمل یادشده است؛ بهگونهای که نبودن [[نیّت]] درست باعث بیارزش شدن عمل میشود <ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶ـ۲۶۹.</ref> [[اخلاص]] بر تارک همه [[فضیلتها]] قرار داشته، ملاک پذیرش و [[درستی]] رفتارها است و [[رهایی]] از چنگال [[شیطان]] فقط با اخلاص امکان دارد.<ref>جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۵ـ۴۰۶.</ref> در نگاهی [[فلسفی]]، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر تکامل نفس و [[سعادت ابدی]] [[انسان]]، تأثیری طبیعی و [[تکوینی]] است، نه قرار دادی.<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.</ref> عمل بدون نیّت [[خالص]]، کالبد بیجان است و این انگیزه است که بین [[رفتار]] بیرونی و [[جان]] و روح فاعل، پیوند برقرار میکند. | واژه [[اخلاص]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشه [[خلوص]] و خلاص بهمعنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است.<ref>لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، "خلص"؛ ترتیبالعین، ج۱، ص۲۳۷، "خلص".</ref> [[خالص]]، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به "صافی" دارد با این تفاوت که صافی به جنسی نیز که از همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق میشود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه پستتر باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود.<ref> مفردات، ص۲۹۲؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۹؛ مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۰۸، "خلص".</ref> لغویان برای خلوص، معانی دیگری نیز بر شمردهاند؛ مانند رسیدن، [[نجات]] یافتن، [[کنارهگیری]] کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن که در هر یک از این معانی، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد.<ref> تاجالعروس، ج۷، ص۵۶۲؛ لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴، "خلص".</ref> "اخلاص" بهمعنای خالص کردن، پاک گردانیدن و [[برگزیدن]] است<ref>لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۶۹، "خلص".</ref>و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خدااست.<ref>مصطلحات التصوف، ص۲۶؛ لغتنامه، ج۱، ص۱۲۹۴، "اخلاص".</ref> اخلاص در دانشهای گوناگون [[اسلامی]] مانند [[فقه]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]] بررسی، و در فقه، شرط صحّت [[واجبات]] و [[مستحبات]] تعبّدی دانسته شده است. آن دسته از [[تکالیف]] که قصد [[تقرّب به خداوند]]، شرط صحّت آنها است، تعبّدی نامیده میشود در برابر توصّلی که صحّت آن به قصد [[تقرّب]] مشروط نیست؛ ازاینرو هر چیزی که موجب از بین رفتن اخلاص در اینگونه اعمالشود، جایز نبوده، عمل را [[باطل]] میکند؛ مانند اجرت گرفتن بر انجام آنها <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۲، ص۲۰۹ـ۲۱۰.</ref> یا [[ریا]] کردن در آنها یا در بخشی از آنها؛<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۵۵ـ۱۵۷؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۱۴۲.</ref> البتّه اجرت گرفتن بر کارهایی که همراه و مقارن با [[عبادت]] انجام میشود، مانند اجرت بر [[نیابت]]، عمل را باطل نمیکند.<ref>کتاب الطهاره، ج۲، ص۴۲۲.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]]، اگر اصل عملِ [[عبادی]]، برای [[خدا]] باشد، قصد بعضی از بهرههای [[دنیایی]] بهصورت تبعی، با [[حقیقت]] [[اخلاص]] منافات نداشته، باعث [[باطل]] شدن عمل نمیشود؛ مانند اینکه کسی از [[روزه]] گرفتن، قصد [[سلامت]] و [[بهداشت]] نیز داشته باشد یا در [[وضو]] گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از [[خواندن نماز]] [[شب]]، قصد بهدست آوردن روزی بیشتر نیز داشته باشد.<ref>القواعدوالفوائد، ج۱، ص۷۹ـ۸۰؛ المبسوط، ج۱، ص۱۹؛ المعتبر، ج۱، ص۱۴.</ref> همچنین اگر [[عمل]] عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از اینکه در برابر دیدگان [[مردم]] باشد، [[خشنود]] شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمیشود.<ref>العروةالوثقی، ج۱، ص۶۱۷ـ۶۱۸؛ التحریروالتنویر، ج۲۳، ص۳۱۹ـ۳۲۰؛ وسائلالشیعه، ج۱، ص۷۵.</ref> و نیز [[پرستش]] [[خداوند]] برای [[خوف]] از عقوبت الهی یا به انگیزه [[امید]] به [[ثواب]] و [[نعمت]] [[پروردگار]]، اخلاص در عمل را از بین نمیبرد؛ البتّه در [[اعمال]] توصّلی نیز اخلاص، شرط [[پاداش]] [[آخرتی]] است و اگر [[انسان]]، اعمال [[مباح]] را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،<ref>النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.</ref> [[استحقاق]] دریافت ثواب و [[فیض الهی]] را خواهد یافت. یکی از تفاوتهای [[فقه]] و [[حقوق]] نیز این است که در فقه بحث اخلاص مطرح میشود؛ ولی در علم حقوق، جایگاهی برای اخلاص وجود ندارد؛ زیرا [[هدف]] در حقوق آن است که [[حق]] به صاحب آن داده شود و صاحب حق به حق خویش برسد و [[الهی]] بودن یا نبودن انگیزه مورد نظر نیست؛ ولی در فقه الهی، وجود انگیزه و تعالی [[انسانها]] و [[تقرّب]] آنان به خداوند نیز مورد نظر است. این مطلب، بطلان دیدگاه کسانی را روشن میسازد که برای فقه فقط نقش مدیریّتی قائل بوده و آن را با علم حقوق همسان پنداشتهاند.<ref>قصّه ارباب معرفت، ص۳۷ـ۵۴.</ref> در [[اخلاق]]، به [[نیّت]] اهمیّت ویژهای داده شده و از آن بهصورت رکن و پایه [[رفتار]] و [[روح]] عمل یادشده است؛ بهگونهای که نبودن [[نیّت]] درست باعث بیارزش شدن عمل میشود <ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶ـ۲۶۹.</ref> [[اخلاص]] بر تارک همه [[فضیلتها]] قرار داشته، ملاک پذیرش و [[درستی]] رفتارها است و [[رهایی]] از چنگال [[شیطان]] فقط با اخلاص امکان دارد.<ref>جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۵ـ۴۰۶.</ref> در نگاهی [[فلسفی]]، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر تکامل نفس و [[سعادت ابدی]] [[انسان]]، تأثیری طبیعی و [[تکوینی]] است، نه قرار دادی.<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.</ref> عمل بدون نیّت [[خالص]]، کالبد بیجان است و این انگیزه است که بین [[رفتار]] بیرونی و [[جان]] و روح فاعل، پیوند برقرار میکند. | ||
در [[عرفان]]، اخلاص به [[پیراستگی]] عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده <ref> شرح منازلالسائرین، ص۶۸؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۹۶.</ref> و یکی از منازل [[سلوک]] ([[منزل]] بیست و چهارم) دانسته شده است.<ref>شرح منازلالسائرین، ص۱۲ـ۱۴.</ref> برخی گفتهاند: اگر [[دین]] را که مجموعه [[معارف الهی]] و مسائل [[اخلاقی]] و احکام عملی است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی میشود و آن اخلاص است؛ یعنی که انسان، ذات و صفات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی آنها برای [[خداوند]] واحد قهّار است.<ref>المیزان، ج۳، ص۱۶۲.</ref> در [[نهجالبلاغه]] از [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[نقل]] شده است که کمال اخلاص، [[نفی]] صفات از [[حقتعالی]] است.<ref>نهجالبلاغه، خ ۱، ص۱۴.</ref> شارحان نهجالبلاغه، مقصود از این جمله را نفی صفات زاید بر ذات الهی که بهگونهای، باعث محدود ساختن خداوند میشود، دانستهاند؛<ref>شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج۱، ص۶۴؛ ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج۲، ص۵۶ـ۵۸؛ شرح نهجالبلاغه، ابنمیثم، ج۱، ص۹۱.</ref> بنابراین اخلاص در نقل مذکور، معنایی غیر از معنای اخلاص مورد بحث در این مقاله دارد<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، | در [[عرفان]]، اخلاص به [[پیراستگی]] عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده <ref> شرح منازلالسائرین، ص۶۸؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۹۶.</ref> و یکی از منازل [[سلوک]] ([[منزل]] بیست و چهارم) دانسته شده است.<ref>شرح منازلالسائرین، ص۱۲ـ۱۴.</ref> برخی گفتهاند: اگر [[دین]] را که مجموعه [[معارف الهی]] و مسائل [[اخلاقی]] و احکام عملی است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی میشود و آن اخلاص است؛ یعنی که انسان، ذات و صفات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی آنها برای [[خداوند]] واحد قهّار است.<ref>المیزان، ج۳، ص۱۶۲.</ref> در [[نهجالبلاغه]] از [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[نقل]] شده است که کمال اخلاص، [[نفی]] صفات از [[حقتعالی]] است.<ref>نهجالبلاغه، خ ۱، ص۱۴.</ref> شارحان نهجالبلاغه، مقصود از این جمله را نفی صفات زاید بر ذات الهی که بهگونهای، باعث محدود ساختن خداوند میشود، دانستهاند؛<ref>شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج۱، ص۶۴؛ ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج۲، ص۵۶ـ۵۸؛ شرح نهجالبلاغه، ابنمیثم، ج۱، ص۹۱.</ref> بنابراین اخلاص در نقل مذکور، معنایی غیر از معنای اخلاص مورد بحث در این مقاله دارد<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص۳۴۵ ـ ۳۴۷؛ [[سید محمد صادق شاهمیری|شاهمیری، سید محمد صادق]]، [[اخلاص - شاهمیری (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>. | ||
== [[اخلاص]] در [[قرآن]] == | == [[اخلاص]] در [[قرآن]] == | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
# '''[[ایمنی]] از اغوای [[ابلیس]]:''' ابلیس، [[باطل]] یا [[گناهان]] را برای [[انسانها]] [[زینت]] میدهد تا آنها را [[گمراه]] سازد؛ ولی از آنجا که [[قلوب]] مخلَصین بهطور کامل برای [[خدا]] [[خالص]] شده و جز او کسی در آن راه ندارد، ابلیس نمیتواند آنها را گمراه کند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۴ـ۱۶۵.</ref> | # '''[[ایمنی]] از اغوای [[ابلیس]]:''' ابلیس، [[باطل]] یا [[گناهان]] را برای [[انسانها]] [[زینت]] میدهد تا آنها را [[گمراه]] سازد؛ ولی از آنجا که [[قلوب]] مخلَصین بهطور کامل برای [[خدا]] [[خالص]] شده و جز او کسی در آن راه ندارد، ابلیس نمیتواند آنها را گمراه کند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۴ـ۱۶۵.</ref> | ||
# '''[[ستایش]] شایسته:''' خداوند از هر آنچه [[کافران]] یا مطلق انسانها او را بدان وصف میکنند، منزّه است و فقط [[بندگان]] مخلَص [[الهی]] میتوانند او را آنگونه که شایسته است، وصف کنند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref><ref> المیزان، ج۱۷، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> | # '''[[ستایش]] شایسته:''' خداوند از هر آنچه [[کافران]] یا مطلق انسانها او را بدان وصف میکنند، منزّه است و فقط [[بندگان]] مخلَص [[الهی]] میتوانند او را آنگونه که شایسته است، وصف کنند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref><ref> المیزان، ج۱۷، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> | ||
# '''برخورداری از [[رزق]] معلوم:''' گرچه جزای انسانها در [[آخرت]]، نفس عمل آنان است، مخلَصین از این قاعده مستثنایند و برای آنها، بالاتر از جزای عملشان، رزقی معلوم است. مقصود از رزق معلوم، رزقی خاص و جدا از رزق دیگران و بالاتر از آنها است: {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید مگر بندگان ناب خداوند، که آنان را روزی شناختهای است» سوره صافات، آیه ۳۹-۴۱.</ref>.<ref>المیزان، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، | # '''برخورداری از [[رزق]] معلوم:''' گرچه جزای انسانها در [[آخرت]]، نفس عمل آنان است، مخلَصین از این قاعده مستثنایند و برای آنها، بالاتر از جزای عملشان، رزقی معلوم است. مقصود از رزق معلوم، رزقی خاص و جدا از رزق دیگران و بالاتر از آنها است: {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید مگر بندگان ناب خداوند، که آنان را روزی شناختهای است» سوره صافات، آیه ۳۹-۴۱.</ref>.<ref>المیزان، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref>.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۲ ـ ۳۵۳.</ref> | ||
از نظر [[عرفانی]]، سالکان [[راه خدا]] نیز باید دقیقاً به [[اخلاص]] در [[نیت]] توجه داشته باشند که آیا هدف [[اصلاح]] خویشتن و [[تکامل]] جنبههای [[اخلاق]] و رسیدن به [[مقام]] [[قرب الی الله]] است یا هدف رسیدن به [[کرامات]] خارق عادات و [[برتریجویی]] بر [[مردم]] از این طریق میباشد؛ زیرا [[ارزش اعمال]] به [[نیتها]] بستگی دارد و سعی کنند که از [[راه]] اخلاص به [[مقام مخلَصین]] برسند. از نظر [[اخلاقی]] هم، [[اخلاص]] نمیگذارد که [[انسان]] مرتکب جرایم و [[رذائل اخلاقی]] بشود، بلکه او را متخلق به [[فضائل اخلاقی]] میکند. اخلاص باعث میشود که هم خود انسان تلاش کند که دارای فضائل اخلاقی بشود و هم [[خداوند]] به او در [[راه]] رسیدن به [[فضائل]] کمک مینماید. | از نظر [[عرفانی]]، سالکان [[راه خدا]] نیز باید دقیقاً به [[اخلاص]] در [[نیت]] توجه داشته باشند که آیا هدف [[اصلاح]] خویشتن و [[تکامل]] جنبههای [[اخلاق]] و رسیدن به [[مقام]] [[قرب الی الله]] است یا هدف رسیدن به [[کرامات]] خارق عادات و [[برتریجویی]] بر [[مردم]] از این طریق میباشد؛ زیرا [[ارزش اعمال]] به [[نیتها]] بستگی دارد و سعی کنند که از [[راه]] اخلاص به [[مقام مخلَصین]] برسند. از نظر [[اخلاقی]] هم، [[اخلاص]] نمیگذارد که [[انسان]] مرتکب جرایم و [[رذائل اخلاقی]] بشود، بلکه او را متخلق به [[فضائل اخلاقی]] میکند. اخلاص باعث میشود که هم خود انسان تلاش کند که دارای فضائل اخلاقی بشود و هم [[خداوند]] به او در [[راه]] رسیدن به [[فضائل]] کمک مینماید. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
از نظر [[اجتماعی]] اخلاص باعث میشود که توقعات بیجا که بسیاری از [[مشکلات]] اجتماعی را در پی دارد به وجود نیاید و به علاوه توقعات به مورد را نیز تحت کنترل انسان قرار میدهد، زیرا کسی که کاری را برای [[خدا]] انجام میدهد، انتظاری از دیگران ندارد و اگر دیگران [[خدمت]] او را جبران نکنند، برایش مشکلی به وجود نمیآید. | از نظر [[اجتماعی]] اخلاص باعث میشود که توقعات بیجا که بسیاری از [[مشکلات]] اجتماعی را در پی دارد به وجود نیاید و به علاوه توقعات به مورد را نیز تحت کنترل انسان قرار میدهد، زیرا کسی که کاری را برای [[خدا]] انجام میدهد، انتظاری از دیگران ندارد و اگر دیگران [[خدمت]] او را جبران نکنند، برایش مشکلی به وجود نمیآید. | ||
از نظر [[فقهی]]، اخلاص به معنای ترک [[ریا]] است، زیرا ریا موجب بطلان [[عبادت]] و اخلاص در [[عبادات]]، شرط [[صحت]] آنها است و در غیر عبادات هم [[مستحب]] است که انسان در تمام نیات و کارهای خود اخلاص داشته باشد<ref> [[سید محمد صادق شاهمیری|شاهمیری، سید محمد صادق]]، [[اخلاص - شاهمیری (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]] | از نظر [[فقهی]]، اخلاص به معنای ترک [[ریا]] است، زیرا ریا موجب بطلان [[عبادت]] و اخلاص در [[عبادات]]، شرط [[صحت]] آنها است و در غیر عبادات هم [[مستحب]] است که انسان در تمام نیات و کارهای خود اخلاص داشته باشد<ref> [[سید محمد صادق شاهمیری|شاهمیری، سید محمد صادق]]، [[اخلاص - شاهمیری (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||