دنیاداری: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==دنیاداری دینی== انسان تربیت یافته دین، چگونه در دنیا زندگی میکند؟ آیا دنیاداری او با دنیاداری انسانهای بیدین متفاوت است؟ الگوی دنیاداری دینی چیست؟ چن...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
ثانیاً مراد از دنیا در مقابل آخرت، دنیای بازدارنده از آخرت است که پیش از این توضیح داده شد. پس، از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} دنیا یا از آخرت باز میدارد که در مقابل آن قرار دارد و نکوهیده است؛ یا بازدارنده نیست که در این صورت، یا مددکار آخرت است که پسندیده است و به آن آخرت میگویند؛ یا نه بازدارنده است و نه مددکار (در حد مباحات به معنای اخص) که در کنار دنیا، است نه مقابل آن؛ نه نکوهیده است و نه [[ستایش]] شده. | ثانیاً مراد از دنیا در مقابل آخرت، دنیای بازدارنده از آخرت است که پیش از این توضیح داده شد. پس، از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} دنیا یا از آخرت باز میدارد که در مقابل آن قرار دارد و نکوهیده است؛ یا بازدارنده نیست که در این صورت، یا مددکار آخرت است که پسندیده است و به آن آخرت میگویند؛ یا نه بازدارنده است و نه مددکار (در حد مباحات به معنای اخص) که در کنار دنیا، است نه مقابل آن؛ نه نکوهیده است و نه [[ستایش]] شده. | ||
۴. آنچه بر ستایش [[فقر]] دلالت دارد: فقر در برخی روایات، خوب یا نشانه امری پسندیده شناسانده شده است؛ مانند سخن [[امام صادق]]{{ع}} که افزایش ایمانِ [[بنده]] را موجب بیشتر شدن تنگ دستیاش در معاش معرفی کرده<ref>بحارالانوار، ج۶۹ ص۹، به نقل از اصول کافی؛ البته امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْمَصَائِبُ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ}}؛ (تحف العقول، ص۱۵۳) و این بدان معنا است که هر کس به نوعی مصیبت دارد یکی در فقر و دیگری در چیز دیگر.</ref>، یا گفتار [[حضرت رسول]]{{صل}} در [[نکوهش]] [[انسان]] که چرا [[فقر]] را [[دوست]] ندارد؛ در حالی که باعث آسان شدن حساب در [[آخرت]] است<ref>بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۹، به نقل از الخصال.</ref>. [[پیامبر]] فقر را [[فخر]] خود دانسته است.<ref>بحار الانوار، ج۷۰، ص۱۰۷، به نقل از المجالس.</ref> افزون بر این، پاداشی که به [[صبر]] و [[رضا]] و [[شکر]] در برابر فقر داده میشود<ref>خود فقر ثواب ندارد؛ بلکه ثوابهای مذکور، از آن صبر و رضا و شکر است؛ زیرا ثواب به فعل اختیاری تعلق میگیرد؛ با وجود این، شاید بتوان گفت: گرچه فقر موجب ثواب نیست، سبب کاهش عذاب میشود؛ چنان که حضرت امیر{{ع}} درباره مرض و بیماری فرمود: «خدا آنچه را از آن شکایت داری، موجب کاستن گناهانت قرار داد؛ چه در بیماری پاداشی نیست؛ | ۴. آنچه بر ستایش [[فقر]] دلالت دارد: فقر در برخی روایات، خوب یا نشانه امری پسندیده شناسانده شده است؛ مانند سخن [[امام صادق]]{{ع}} که افزایش ایمانِ [[بنده]] را موجب بیشتر شدن تنگ دستیاش در معاش معرفی کرده<ref>بحارالانوار، ج۶۹ ص۹، به نقل از اصول کافی؛ البته امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْمَصَائِبُ بِالسَّوِيَّةِ مَقْسُومَةٌ بَيْنَ الْبَرِيَّةِ}}؛ (تحف العقول، ص۱۵۳) و این بدان معنا است که هر کس به نوعی مصیبت دارد یکی در فقر و دیگری در چیز دیگر.</ref>، یا گفتار [[حضرت رسول]]{{صل}} در [[نکوهش]] [[انسان]] که چرا [[فقر]] را [[دوست]] ندارد؛ در حالی که باعث آسان شدن حساب در [[آخرت]] است<ref>بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۹، به نقل از الخصال.</ref>. [[پیامبر]] فقر را [[فخر]] خود دانسته است.<ref>بحار الانوار، ج۷۰، ص۱۰۷، به نقل از المجالس.</ref> افزون بر این، پاداشی که به [[صبر]] و [[رضا]] و [[شکر]] در برابر فقر داده میشود<ref>خود فقر ثواب ندارد؛ بلکه ثوابهای مذکور، از آن صبر و رضا و شکر است؛ زیرا ثواب به فعل اختیاری تعلق میگیرد؛ با وجود این، شاید بتوان گفت: گرچه فقر موجب ثواب نیست، سبب کاهش عذاب میشود؛ چنان که حضرت امیر{{ع}} درباره مرض و بیماری فرمود: «خدا آنچه را از آن شکایت داری، موجب کاستن گناهانت قرار داد؛ چه در بیماری پاداشی نیست؛ لکن گناهان را میبرد و آنها را چونان برگ پاییزی میریزد. همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با گامها و دستان است». (نهج البلاغه، حکمت ۴۲، ص۶۳۲) نیز ر.ک: بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۴ و ۱۹.</ref>، برای غیر [[فقیر]] قابل دستیابی نیست. | ||
[[حضرت علی]]{{ع}} در برخورد با [[علاء بن زیاد]] [[حارثی]] که [[خانه]] بسیار مجلل و بزرگی داشت فرمود: | [[حضرت علی]]{{ع}} در برخورد با [[علاء بن زیاد]] [[حارثی]] که [[خانه]] بسیار مجلل و بزرگی داشت فرمود: | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
این [[آیات]] و [[روایات]]، [[طلب دنیا]] در حد [[کفاف]] را [[نیکو]] میداند؛ اما مطلوب بودن آن بیش از حد کفاف را [[اثبات]] نمیکند. روایاتی وجود دارد که از آنها مطلوب بودن دنیا بیش از حد کفاف استفاده شده است. این روایات که از [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} رسیده، به دو دسته قابل تقسیم است: | این [[آیات]] و [[روایات]]، [[طلب دنیا]] در حد [[کفاف]] را [[نیکو]] میداند؛ اما مطلوب بودن آن بیش از حد کفاف را [[اثبات]] نمیکند. روایاتی وجود دارد که از آنها مطلوب بودن دنیا بیش از حد کفاف استفاده شده است. این روایات که از [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} رسیده، به دو دسته قابل تقسیم است: | ||
دسته نخست، طلب دنیا را به [[انگیزه]] [[احسان]] به [[همسایگان]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱، ح۵، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، انجام [[کارهای نیک]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، [[آینده نگری]] برای [[خانواده]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، و ترک [[بیکاری]] و [[پرهیز]] از معایب بیکاری<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، سفارش کرده است. در این [[روایات]]، اولاً [[طلب دنیا]] به [[انگیزه]] کارهای دیگری مطلوب شمرده شده و مطلوبیت آن، غیری است و ثانیاً در هیچ یک از این روایات، [[مصرف]] به اندازه [[رفاه]] سفارش نشده؛ بلکه [[دارایی]] بیش از حد [[کفاف]] به دلیل مصرف در امور دیگر یا مصرف در [[آینده]] توصیه شده است. | دسته نخست، طلب دنیا را به [[انگیزه]] [[احسان]] به [[همسایگان]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱، ح۵، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، انجام [[کارهای نیک]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، [[آینده نگری]] برای [[خانواده]]<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، و ترک [[بیکاری]] و [[پرهیز]] از معایب بیکاری<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۶، ح۴، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، سفارش کرده است. در این [[روایات]]، اولاً [[طلب دنیا]] به [[انگیزه]] کارهای دیگری مطلوب شمرده شده و مطلوبیت آن، غیری است و ثانیاً در هیچ یک از این روایات، [[مصرف]] به اندازه [[رفاه]] سفارش نشده؛ بلکه [[دارایی]] بیش از حد [[کفاف]] به دلیل مصرف در امور دیگر یا مصرف در [[آینده]] توصیه شده است. | ||
دسته دوم، نفس طلب دنیا بیش از کفاف را مطلوب دانسته است. | دسته دوم، نفس طلب دنیا بیش از کفاف را مطلوب دانسته است. محمد بن عذافر میگوید: | ||
[[امام صادق]]{{ع}} هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و فرمود: با آن برای من [[تجارت]] کن و من به [[سود]] آن رغبتی ندارم با آنکه سود، خواستنی و مرغوب است؛ اما دوست دارم [[خدای عزیز]] و جلیل مرا ببیند در پی فوایدی میروم که او قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶، ح۱، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>. | [[امام صادق]]{{ع}} هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و فرمود: با آن برای من [[تجارت]] کن و من به [[سود]] آن رغبتی ندارم با آنکه سود، خواستنی و مرغوب است؛ اما دوست دارم [[خدای عزیز]] و جلیل مرا ببیند در پی فوایدی میروم که او قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶، ح۱، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>. | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
خوشا به حال کسی که به یاد [[معاد]] باشد، برای [[حسابرسی]] [[قیامت]] کار کند، با [[قناعت]] [[زندگی]] کند و از [[خدا]] [[راضی]] باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴ ص، ۶۳۴؛ نیز ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۴۳، ص۶۳۴.</ref>. | خوشا به حال کسی که به یاد [[معاد]] باشد، برای [[حسابرسی]] [[قیامت]] کار کند، با [[قناعت]] [[زندگی]] کند و از [[خدا]] [[راضی]] باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴ ص، ۶۳۴؛ نیز ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۴۳، ص۶۳۴.</ref>. | ||
از سوی دیگر، گردآوری [[مال]] بیش از حد [[کفاف]] را [[نکوهش]] فرموده، آن را انبارداری دیگران خوانده است<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ}}؛ (نهج البلاغه، حکمت ۱۹۲، ص۶۷۰).</ref>. از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} بهترین [[الگوی مصرف]] برای [[مردم]]، زندگی در حد کفاف است. آری، [[رهبران دینی]] و [[سیاسی]] بهتر است در حد پایینترین مردم زندگی کنند<ref>پیشتر توضیح داده شد که با بهتر شدن سطح عمومی معاش یک جامعه، حد کفاف نیز بالاتر میرود؛ لذا چنین نیست که سخن مذکور فقط در جامعه فقر زده جاری باشد.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۳۸-۴۴۸.</ref> | از سوی دیگر، گردآوری [[مال]] بیش از حد [[کفاف]] را [[نکوهش]] فرموده، آن را انبارداری دیگران خوانده است<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ}}؛ (نهج البلاغه، حکمت ۱۹۲، ص۶۷۰).</ref>. از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} بهترین [[الگوی مصرف]] برای [[مردم]]، زندگی در حد کفاف است. آری، [[رهبران دینی]] و [[سیاسی]] بهتر است در حد پایینترین مردم زندگی کنند<ref>پیشتر توضیح داده شد که با بهتر شدن سطح عمومی معاش یک جامعه، حد کفاف نیز بالاتر میرود؛ لذا چنین نیست که سخن مذکور فقط در جامعه فقر زده جاری باشد.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۳۸-۴۴۸.</ref> | ||
===الگوی [[دینی]] کار و [[ثروت]]=== | |||
حال که بهرهمندی از [[دنیا]] به اندازه کفاف، الگوی مصرف در [[اسلام]] شناسانده شد، این [[پرسش]] مطرح میشود که کار و در پی آن ثروت در اسلام به چه مقدار مطلوب است؟ [[انسان]] [[تربیت یافته]] [[دین]]، چه مقدار در [[کسب و کار]] و تحصیل ثروت میکوشد؟<ref>در این بحث، قرار دادن سرمایه در جریان تولید نیز کار به شمار میآید و از آنجا که کار، مولد ثروت است، در طرح الگو برای یک مالک مطرح میشود.</ref> در اینجا سه الگوی [[فقر]]، [[غنا]] و کفاف مطرح میشود. در بحث پیشین، دیدگاه حضرت امیر{{ع}} در نکوهش فقر اختیاری بیان شد، و به این نتیجه رسیدیم که فقر، هرگز به صورت الگوی ثروت توصیه نمیشود. اکنون به بررسی دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} در غنا و کفاف به صورت الگوی کار و ثروت میپردازیم. | |||
'''کفاف''': از آنچه در باب کفاف به صورت الگوی مصرف ذکر شده، مطلوبیت کار و ثروت به اندازه کفاف نیز ثابت میشود؛ اما برای این که [[کفاف]] به صورت الگوی [[ثروت]] نیز شناسانده شود، باید افزون بر آن، [[ناپسند]] بودن کار و ثروت بیش از حد کفاف نیز که به آن [[غنا]] گفته میشود، [[اثبات]] گردد. از برخی [[سخنان امام علی]]{{ع}} به دست میآید که کار و ثروت بیش از حد کفاف مطلوب نیست. این سخنان را میتوان در عناوین ذیل دستهبندی کرد. | |||
۱. کار و ثروت بیش از کفاف، کوششی [[بیهوده]] است: | |||
ای فرزند [[آدم]]! روزی دو گونه است: آنچه تو آن را میجویی و آنچه تو را میجوید که اگر به سراغش نروی، به سوی تو میآید؛ پس، [[اندوه]] سال خود را بر اندوه امروزت منه که برطرف کردن اندوه هر [[روز]] از [[عمر]] تو را کافی است. اگر سال [[آینده]] در شمار عمر تو باشد، همانا [[خدای بزرگ]]، در هر روز سهم تو را خواهد داد، و اگر از شمار عمر تو نباشد، تو را با اندوه آنچه کار است؟<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۷۹، ص۷۲۲ و ۷۲۱؛ غررالحکم، ج۶، ص۳۲۹، ح۱۰۳۹۶. نیز ر.ک: غررالحکم، ج۶، ص۳۲۳، ح۱۰۳۸۲.</ref>. | |||
ای فرزند آدم! آنچه را بیش از نیاز خود فراهم کنی، برای دیگران اندوختهای<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۹۲، ص۶۷۰؛ نهج السعاده، ج۸، ص۲۳۵. {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَكْتَسِبَ شَيْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلَّا كُنْتَ فِيهِ خَازِناً لِغَيْرِكَ}}.</ref>. | |||
اولاً این [[روایات]] به کار و ثروت برای [[مصرف]] ناظر است، و [[ثروت اندوزی]] برای مصرف بیشتر از کفاف و پسانداز را [[نکوهش]] کرده؛ اما در کار و ثروت برای امور دیگر [[سکوت]] میکند. | |||
ثانیاً [[سیره عملی]] خود حضرت در الگوی کار، با آن مخالف است. کاشت صد هزار [[نخل]] و حفر چندین حلقه [[چاه]]<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج۴۱، ص۳۲، به نقل از مناقب آل ابی طالب.</ref>، به قطع، بیش از کفاف وی بوده است؛ در حالی که مصرف او همواره [[پایینتر]] از حد کفاف بود. | |||
۲. ثروت بیش از کفاف [[فساد]] آور است: | |||
کار و ثروت به اندازه کفاف، [[انسان]] را از [[مفاسد]] [[فقر]] [[رهایی]] میبخشد، و [[ثروت]] بیش از [[کفاف]]، او را به [[فساد]] میکشاند. گرچه خود ثروت، هرگز مصداق فساد خوانده نشده، باعث آن شناسانده شده است. [[قرآن]]، [[فراوانی نعمت]] را باعث [[رویگردانی]] از [[خدا]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ}} «و چون به آدمی نعمت دهیم روی برمیتابد و با تکبّر کناره میجوید و چون بدی بدو رسد ناامید میگردد» سوره اسراء، آیه ۸۳.</ref> و [[عصیان]]<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ}} «و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ میداشت در زمین سرکشی میورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازهای فرو میفرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref> میداند. [[حضرت علی]]{{ع}} نیز میفرماید: «کسی که به نوایی رسید، [[تجاوز]] کار شد»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱۶، ص۶۷۴؛ غررالحکم، ج۵، ص۱۴۰، ح۷۶۶۸.</ref>. حال که [[دارایی]] بیش از کفاف [[انسان]] را به [[طغیان]] میکشد، بهتر است ثروت نیز به اندازه کفاف باشد هم معایب فقر گریبانگیر او نشود و هم از [[مفاسد]] [[غنا]] به دور ماند. | |||
ثروت، نه خود [[نکوهیده]] است و نه الزاماً فسادی به دنبال میآورد. آنچه باعث فساد میشود، [[نفس آدمی]] است. ثروت، مانند هر وسیله دیگر میتواند در جهت خیر یا [[شر]] به کار گرفته شود؛ از این رو، قرآن [[احساس]] [[بینیازی]] موجود در [[نفس انسان]] را علت طغیان میداند: «به [[یقین]] انسان طغیان میکند، از اینکه خود را [[بینیاز]] ببیند»<ref>علق، آیه ۷-۶.</ref>. [[حضرت امیر]]{{ع}} نیز مستی ثروت را خطرناک دیده، [[مردم]] را از آن برحذر میدارد: «از مستی ثروت به خدا [[پناه]] [[برید]] که به زودی نمیپرد»<ref>غررالحکم، ج۲، ص۲۶۲، ج۲۵۵۵، نیز فرمود: {{متن حدیث|... ذَاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرَابٍ بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَ النَّعِيمِ... مَا أَطْوَلَ هَذَا الْعَنَاءَ وَ أَبْعَدَ هَذَا الرَّجَاءَ}}؛ (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۷، ص۳۶۸).</ref>. | |||
این [[آیه]] و [[روایت]] میتواند مقصود از [[آیات]] و روایاتی را که [[مال]] را سبب فساد شناسانده است، روشن سازد؛ پس، راه [[پرهیز]] از این [[مفاسد]]، ترک [[غنا]] نیست؛ چراکه غنا علت این مفاسد به شمار نمیرود؛ بلکه راه [[نجات]] در [[اصلاح نفس]] است؛ زیرا مستی غنا و [[احساس]] [[بینیازی]] از [[خداوند]]، از بیماریهای نفس است؛ لذا [[حضرت امیر]]{{ع}} [[مال]] را «ماده» ی [[شهوات]] نامید<ref>{{متن حدیث|الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ}}؛ (نهج البلاغه حکمت ۵۸، ص۶۳۶) به عبارت دقیقتر، حتی خود شهوت نیز نه فساد است و نه الزاماً فساد آور؛ بلکه طغیان یا رکود شهوت و خروج آن از اعتدال، فسادآور است و شاید مقصود از شهوت، حالت طغیان این خواست باشد.</ref>، نه خود [[شهوت]]. شهوت [[انسان]] را به [[طغیان]] میکشد. اگر از مال، درست بهرهبرداری شود، هرگز شهوات را برنمیانگیزد، آری، طی مسیر [[اعتدال]] در حالت غنا، دشوار است و پویندگان آن اندکند<ref>{{متن حدیث|قَلِيلٌ مِنَ الْأَغْنِيَاءِ مَنْ يُوَاسِي وَ يُسْعِفُ}}؛ (غرر الحکم، ج۴، ص۴۹۹، ح۶۷۳۹).</ref>. ثروتی که [[حضرت علی]]{{ع}} با آن هزار [[بنده]] را [[آزاد]] کرد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۲، ج۱، به نقل از الکافی فی الفروع و التهذیب.</ref>، و موقوفاتی<ref>بحار الانوار، ج۴۱، ص۳۲ به نقل از مناقب آل ابی طالب.</ref> که محل آن هم اکنون نیز به نام او باقی است، ثروتی اندک نبوده و [[برکات]] آن فراوان بوده است؛ با وجود این، [[معیشت]] شخصی حضرت، نه تنها از حد [[کفاف]] [[تجاوز]] نکرد، بلکه در سطح [[فقیران]] [[زمان]] خود بود. | |||
آنچه گفته شد، به دست میدهد که کار و [[ثروت]]، اگر برای [[مصرف]] بیشتر از کفاف ([[رفاه]]) باشد، گرچه در مواردی جایز است، مطلوب نیست؛ اما به هیچ وجه [[ناپسند]] بودن ثروت بیش از کفاف را ثابت نمیکند؛ حتی از آنچه در باب رفاه (بند ۱-۱-۲) گفته شد، مطلوبیت غیری ثروت بیش از کفاف ثابت میشود؛ از این رو، در باب غنا به این مسئله خواهیم پرداخت که با ثروت بیش از کفاف چه باید کرد. | |||
'''غنا''': چنانکه در پیش گفته آمد، [[اندیشه]] حضرت علی{{ع}} در مطلوب بودن غنا ثابت شد؛ اما با توجه به اینکه [[الگوی مصرف]] از دیدگاه حضرت، [[کفاف]] است، [[ثروت]] زاید بر آن را چه باید کرد؟ [[شناخت]] انگیزههایی که [[حضرت علی]]{{ع}} برای کار و ثروت بیش از کفاف سفارش میکند، با [[اهداف]] [[اقتصادی]] [[اسلام]] [[ارتباط مستقیم]] دارد. اینک به آن بخش از اهداف اقتصادی اسلام که روشنگر این [[انگیزهها]] هستند، اشاره میکنیم: | |||
۱. [[فقرزدایی]]: از آنجا که اسلام، [[فقر]] را [[نکوهیده]] و مایه [[تباهی]] میداند، برنامه فقرزدایی و رساندن [[جامعه]] به کفاف عمومی را در دستور کار خود قرار داده است. برای این منظور، دستگاه [[حکومتی]] اسلام و هم یکایک افراد جامعه [[مسئول]] خواهند بود. [[امام]]، هم [[نمایندگان]] خود را به هزینه کردن بخشی از [[بیت المال]] برای فقرزدایی [[فرمان]] میدهد و هم [[ثروتمندان]] را به [[احسان]] به دیگران [[دعوت]] میکند. حضرت در فرمان خود به [[مالک اشتر]] میفرماید: | |||
ای مالک! بدان که [[مردم]] از گروههای گوناگونند... قشر دیگر، طبقه پایین از [[نیازمندان]] و مستمندانند که باید به آنها [[بخشش]] و [[یاری]] کرد. برای تمام این قشرها [= [[نظامیان]]، [[کاتبان]] عمومی و خصوصی، قاضیان، [[کارگزاران]]، [[جزیه]] دهندگان و [[مالیات]] دهندگان، تاجران و بازرگانان، صاحبان صنایع و پیشهوران و نیازمندان] در پیشگاه [[خدا]] گشایشی است، و همه آنان به مقداری که امورشان [[اصلاح]] شود بر [[زمامدار]] حقی مشخص دارند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۵۷۴ - ۵۷۲؛ تحف العقول، ص۹۳. {{متن حدیث|وَ فِي اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِحُهُ}}؛</ref>. | |||
او درباره [[مسئولیت]] ثروتمندان میفرماید: | |||
خدا را بندگانی است که برای [[سود]] رساندن به دیگران؛ نعمتهای خاصی به آنان بخشیده تا آنگاه که دست [[بخشنده]] دارند، [[نعمتها]] را در دستشان باقی میگذارد، و هر گاه از بخشش دریغ کنند، نعمتها را از دستشان گرفته، به دیگران خواهد داد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۵، ص۷۳۲؛ غررالحکم، ج۲، ص۵۱۰، ج۳۴۶۹. {{متن حدیث|ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ}}. نیز فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ}}؛ (نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸، ص۷۰۸).</ref>. | |||
اشکال: شاید اشکال شود که در این سخن و مانند آن، حضرت [[ثروتمندان]] را به کمک [[مستمندان]] [[دعوت]] میکند؛ اما غیر ثروتمندان را به [[ثروتمندی]]، سپس [[احسان]] آن دعوت نکرده است و آنچه ما در پی آنیم، دومی است، نه اولی. | |||
پاسخ: اولاً [[سیره عملی]] حضرت که خود برای احسان به دیگران و [[فقرزدایی]] کار میکرد، در [[اثبات]] این مطلب کافی است. ثانیاً تأکید بر [[مسئولیت همگانی]] در برابر همه [[بندگان]] میرساند که از دیدگاه [[حضرت امیر]]{{ع}} هر کس [[توانایی]] کسب [[ثروت]] و [[رفع حوایج]] [[نیازمندان]] را داشته باشد و در این مورد کوتاهی کند، [[مسئول]] خواهد بود. [[امام]] فرمود: | |||
درباره [[بندگان خدا]] و سرزمینهای آنان [[تقوا]] پیشه کنید؛ زیرا شما در پیشگاه [[خدا]] حتی در برابر [[خانهها]] و حیوانات مسئول هستید. از خدا [[پیروی]] کنید و از [[فرمان خدا]] سر باز مدارید. اگر خیری دیدید، برگزینید، و اگر [[شر]] و [[بدی]] دیدید، از آن دوری کنید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷، ص۳۲۰. حضرت رسول{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|كُلُّكُمْ رَاعٍ و كُلَّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه}}. (بحار الانوار، ج۷۲، ص۳۸) نیز ر.ک: علی اکبریان، حسن علی، ارزش دنیا، ص۵۲.</ref>. | |||
پیش از این به روایاتی نیز از صادق و [[امام باقر]]{{عم}} اشاره کردیم که در آن، به طور صریح، به کار بیش از [[کفاف]] برای احسان به دیگران [[ترغیب]] شده بود. | |||
۲. کار برای [[استقلال]] و [[قدرت اقتصادی]] [[حکومت]]: از [[آیات قرآن]] به دست میآید که [[حکومت اسلامی]] در تمام زمینهها، نه تنها باید مستقل و غیر وابسته به [[بیگانگان]] باشد<ref>{{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}} «آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، بلکه باید با [[تجهیز]] همه توان خود، قدرتی به دست آورد که دشمنانش را به [[هراس]] اندازد تا مبادا به [[سرزمین اسلامی]] [[چشم]] [[طمع]] دوزند<ref>{{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ}} «و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید (اما) خداوند آنان را میشناسد؛ و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. | |||
انجام این مهم به کار و [[کوشش]] همه افراد [[جامعه]] نیاز دارد. تأمین این [[هدف]] اقتضا میکند که هر فرد [[مسلمان]]، تمام کوشش خود را در جهت [[رشد اقتصادی]]، بلکه همه جانبه جامعه به کار گیرد؛ گرچه [[ثروت]] حاصل از آن به مراتب بیش از حد [[کفاف]] او باشد. این هدف حتی زمانی که [[جامعه اسلامی]] به کلی از مشکل [[فقر]] رها شده نیز به قوت خود باقی است. در چنین جامعهای، ارتقای سطح کفاف در جامعه اسلامی<ref>باید توجه داشت که وقتی سطح کفاف در جامعه اسلامی به دلیل رشد اقتصادی جامعه و سطح معیشت عموم مردم ارتقا مییابد، عنوان رفاه بر آن صدق نمیکند و هنوز در سطح کفاف است.</ref> و مصارف [[بشر]] دوستانه [[اسلام]] برای ممالک غیر [[اسلامی]] به منظور تقویت [[الفت]] [[قلوب]] آنان با اسلام و [[مسلمانان]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref>، مصارف مطلوب [[ثروت]] خواهد بود. | |||
'''محدودیتهای الگوی [[دینی]] کار''': اهدافی که برای کار در [[جامعه اسلامی]] ذکر شد، شاید موهم این باشد که [[مسلمان]] باید تمام [[کوشش]] خود را معطوف کار و [[فعالیت اقتصادی]] کند؛ از این رو، توجه به محدودیتهای الگوی دینی کار [[ضرورت]] دارد. این محدودیتها عبارتند از: | |||
۱. کار برای [[مصرف]] نباید چنان شتابزده و حرصآلوده باشد که شبیه [[دنیاپرستان]] شود. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: | |||
باید کوشش تو برای معاش، [[برتر]] از کسب کسی باشد که ضایع و تباه میسازد، و کمتر از کوشش [[آزمندی]] باشد که به دنیایش [[خشنود]] و دلبسته است<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۰، ج۲، به نقل از الکافی فی الفروع.</ref>. | |||
این [[روایت]] میفهماند کسی که میخواهد حاصل کار خود را فقط خود مصرف کند، باید به اندازه [[کفاف]] خود، کار کند؛ اما درباره کسی که میخواهد از حاصل کار خود در مصارف خیر نیز هزینه کند، سخنی نمیگوید. | |||
۲. کار نباید مانع [[عبادت]] شود؛ چراکه [[هدف]] اصلی از [[آفرینش انسان]] عبادت<ref>{{متن قرآن|مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>، و هدف اصلی از معاش نیز تحصیل نیروی عبادت و [[بندگی]] است و حتی تأمین کفاف عمومی و تعدیل ثروت ([[عدالت اقتصادی]]) و [[قدرت]] [[حکومت اسلامی]] - گرچه هدفند- در مقایسه با هدف اصلی [[دین]] که عبادت و [[بندگی خدا]] به شمار میرود، مقدمه و زمینه سازند<ref>ر.ک: همین نوشتار، بند ۱-۲-۳.</ref>؛ پس کوشیدن برای معاش و حتی برای [[برقراری عدالت]] [[اقتصادی]] هرگز نباید مانع از [[پرستش]] [[خداوند]] شود<ref>{{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ}} «مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد؛ از روزی میهراسند که دلها و دیدهها در آن زیرورو میشوند» سوره نور، آیه ۳۷.</ref>. | |||
۳. کار و عبادت نباید تمام وقت [[انسان]] را به خود اختصاص دهد؛ چراکه [[خستگی]] و [[افسردگی]] وجود [[انسان]] [[ضعیف]] را فرا میگیرد و او را هم از کار و هم از [[عبادت]] باز میدارد؛ از این رو، [[حضرت علی]]{{ع}} سفارش میکند که برای [[نشاط]] و [[آمادگی]] بیشتر برای کار و عبادت، انسان بخشی از وقت خود را به [[تفریح]] و بهرهوری از [[حلال]] بپردازد. [[حضرت امیر]]{{ع}} فرمود: | |||
[[مؤمن]] باید شبانه [[روز]] خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای [[نیایش]] و عبادت [[پروردگار]]، زمانی برای تأمین [[هزینه زندگی]]، و زمانی برای واداشتن نفس به لذتهایی که حلال و مایه [[زیبایی]] است. [[خردمند]] را نشاید جز آنکه در پی سه چیز حرکت کند: [[کسب حلال]] برای تأمین [[زندگی]]، یا گام نهادن در راه [[آخرت]]، یا به دست آوردن لذتهای حلال<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹۰، ص۷۲۴؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۱۴۶. {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ، لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ، وَ سَاعَةٌ يَخْلُو فِيهَا بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا...}}.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۴۸-۴۵۵.</ref> | |||
===نگاهی دیگر به دنیاداری [[دینی]]=== | |||
آنچه تا به حال درباره دنیاداری دینی گفته شد، به روش مأنوس طرح این مسئله، از [[زاویه]] [[اقتصادی]] و تحلیل دینی الگوهای [[مصرف]] و کار بود. حضرت امیر{{ع}} با روشی دیگر، دنیاداری دینی و غیر دینی را از یکدیگر جدا کرده است. این روش از معایب روش نخست، [[پاک]] است و همه [[شئون زندگی]] [[دنیایی]] را در بر میگیرد. حضرت فرمود: | |||
پس و [[مردم]] در [[دنیا]] دو گونه کار میکنند: یکی آنکه در دنیا برای دنیا کار میکند، دنیایش او را از آخرتش باز میدارد. او از تهیدستی بازماندگان خویش [[هراس]] دارد؛ اما از تهیدستی خویش در [آخرت] [[احساس]] خطر نمیکند؛ زندگانی خود را در راه [[سود]] دیگران از دست میدهد. و دیگری آنکه در دنیا برای آخرت کار میکند، و سهم او از نعمتهای دنیا بدون [[کوشش]] به او روی میآورد؛ پس بهره هر دو [[جهان]] را چشیده، مالک هر دو سرا میشود و چنان [[آبرویی]] در پیشگاه [[خدا]] مییابد که هر نیازی را از او بخواهد برآورده میسازد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ص۶۹۴.</ref>. | |||
[[آگاه]] باشید! [[دنیا]] خانهای است که [[ایمنی]] در آن، جز با [[زهد]] به دست نمیآید و هرگز آنچه برای خود دنیا باشد، [[رهایی]] بخش نخواهد بود. [[مردم]] به وسیله دنیا [[آزمایش]] میشوند؛ پس هر چیزی از دنیا را برای دنیا به دست آورند، از کفشان بیرون میرود و بر آن [[محاسبه]] خواهند شد، و آنچه را در دنیا برای [[آخرت]] تهیه کنند، به آن خواهند رسید، و با آن خواهند ماند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۴، ص۱۱۲. در نسخه نهج البلاغه، {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا}}؛ بدون «بالزهد» آمده؛ ولی در غرر الحکم، ج۲، ص۲۳، ۲۷۶۲، {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسَلَّمُ مِنْهَا إِلَّا بِالزُّهْدِ فِيهَا}}؛ و غرر الحکم، ج۲، ص۶۶۱، ۳۶۹۸، {{متن حدیث|إِنَّ الدُّنْيَا لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا بِالزُّهْدِ فِيهَا...}} بیان شده است.</ref>. | |||
در این بیان، آنچه دنیاداری [[دینی]] را از غیر دینی جدا میکند، [[هدف]] دنیاداری است. اگر دنیا برای دنیا [[طلب]] شود، [[ناپسند]]، و اگر برای آخرت باشد، [[پسندیده]] است. آری، [[طلب دنیا]] برای آخرت به طور قطع در شیوههایی خاص و الگوهایی معین تجلی مییابد و طلب دنیا برای دنیاً حتما به گونهای مشخص ظهور مییابد. این نگاه، ملاک جدایی دنیاداری دینی را از دنیاداری غیر دینی در هدف دنیاداری میداند، و روش نخست، آن را در شکل دنیاداری که تجلی هدف است.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۵.</ref> | |||
==دنیاداری غیر [[دینی]]== | |||
پس از بیان دنیاداری دینی، خود به خودف [[دنیا]] داری غیر دینی روشن میشود؛ با وجود این، معیارهایی برای دنیاداری غیر دینی در سخنان [[حضرت امیر]]{{ع}} وجود دارد که از دو جهت مکمل این بحث است: جهت نخست اینکه برخی از معیارهای دنیاداری دینی را که در بحث پیش ذکر نشد<ref>به ویژه در روش اول که دنیاداری دینی بیشتر از زاویه اقتصادی مطرح شده بود.</ref>، تکمیل میکند. جهت دوم اینکه بر معیارهای دنیاداری غیر دینی به طور مستقیم تصریح مینماید. این معیارها گاه در دنیاداری فرد و گاه در دنیاداری [[جامعه]] است. در اینجا بدون جدایی میان این دو، مؤلفههای مذکور را در عناوین ذیل بررسی میکنیم. | |||
===مشغول شدن به دنیا و [[غفلت]] از [[آخرت]]=== | |||
[[امام]] در تقسیم [[مردم]] در دنیا فرمود: «یکی آن کس است که در دنیا برای دنیا کار میکند و دنیایش او را از آخرتش باز میدارد»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۹، ص۶۹۴.</ref> و در [[نصیحت]] به [[عمروعاص]] فرمود: | |||
اما بعد، بیگمان دنیا [[انسان]] را از توجه به سرای آخرت باز میدارد و برای دنیا خواه با دست یافتن به هر چیز از دنیا، دری تازه از [[آزمندی]] و [[وابستگی به دنیا]] گشوده میشود<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۹ ص۵۶۰. سید رضی این نامه را در نهج البلاغه خطاب به معاویه دانسته است؛ در حالی که محمدباقر محمودی در نهج السعاده، ج۴، ص۲۵۱ آن را برای عمرو عاص میداند: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْيَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِهَا وَ صَاحِبُهَا مَقْهُورٌ فِيهَا لَمْ يُصِبْ...}} انتهای این نامه در نهج البلاغه، یعنی عبارت {{متن حدیث|وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَى حَفِظْتَ مَا بَقِيَ}} نیز در نامه دیگری به عمرو عاص آمده است. (همان، ۲۵۴) در غررالحکم، ج۲، ص۶۵۸، ح۳۶۹۵ آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ الدُّنْيَا لَمَشْغَلَةٌ عَنِ الْآخِرَةِ...}} که کلمه «الآخرة» عبارت «غیرها» در نهج البلاغه را تفسیر میکند.</ref>. | |||
روشن است که [[دنیا]] [[انسان]] را به خود مشغول نمیکند و از [[آخرت]] باز نمیدارد؛ بلکه این [[انسانها]] هستند که خود را به دنیا مشغول میکنند و از غیر آن باز میمانند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۶.</ref> | |||
===ترجیح دنیا بر آخرت=== | |||
ترجیح دنیا بر آخرت از معیارهای دنیاداری غیر [[دینی]] است، و به صورتهای گوناگون تجلی مییابد. این تجلیات در سخنان [[حضرت امیر]]{{ع}} چنین آمده است: | |||
الف. انگیزههای [[دنیایی]] برای آنان محرکیت بیشتری در مقایسه با انگیزههای [[آخرتی]] دارد. [[امام]] در [[نکوهش]] [[دنیاگرایان]] [[غافل]] از [[مرگ]] میفرماید: «دنیا بیش از آخرت شما را تصاحب کرده و متاع زودرس دنیا بیش از متاع جاویدان آخرت شما را به حرکت واداشته است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>. | |||
ب. در آباد کردن دنیا با [[نشاط]]، و در ساختن آخرت کسلند. در شناساندن مبغوضترین [[مردم]] نزد [[خدا]] فرمود: «اگر به [[آبادانی]] دنیا [[دعوت]] شود، با نشاط کار میکند و آنگاه که به ساختن آخرت خوانده میشود، کسل است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳، ص۱۹۰؛ غرر الحکم، ج۳، ص۱۳، ح۳۷۳۱.</ref>. | |||
ج [[دین]] و آخرت را به دنیا میفروشد. امام پس از [[خیانت]] یکی از [[فرمانداران]]<ref>منذر بن جارود عبدی.</ref> خود به او فرمود: «دنیایت را به بهای ویرانی آخرتت [[آبادان]] میکنی و با [[گسستن]] از دین، فقط به [[خویشاوندان]] خویش میرسی»<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۱، ص۶۱۴؛ نهج السعاده، ج۵، ص۲۴.</ref>. او در حالی که فروش آخرت به دنیا را از صفات [[دنیا پرستان]] میداند، خرید آخرت به دنیا را از اوصاف [[یاران]] خود میخواند و در [[ستایش]] [[شهیدان]] [[جنگ صفین]] و [[توبیخ]] اطرافیانش میگوید: | |||
... و [[بندگان]] [[نیکوکار]] خدا آماده کوچ کردن شدند، و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.... کجایند [[برادران]] من که بر راه [[حق]] رفتند و با حق درگذشتند؟ کجا است [[عمار]]....؟<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲، ص۳۵۰.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۷.</ref> | |||
===استفاده از دین برای رسیدن به دنیا=== | |||
[[دنیاداران]] غیر دینی، اگر از دین سخن میگویند یا به مظاهر دینی [[تظاهر]] میکنند، برای کسب دنیا و توجیه دنیاگراییشان است؛ چراکه غرض اصلی آنان دنیا است و [[دین]] را راه رسیدن به آن میدانند. [[حضرت علی]]{{ع}} هنگامی که [[عمار یاسر]] با [[مغیره]] بحث میکرد، به [[عمار]] فرمود: | |||
ای عمار! مغیره را رها کن؛ زیرا او از دین به مقداری که به [[دنیا]] نزدیکش کند، برگرفته و به عمد [[حقایق]] را بر خود پوشیده داشته تا [[شبهات]] را بهانه لغزشهای خود قرار دهد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰۵، ص۷۲۶.</ref>. | |||
او در شمارش چهار گروه [[منحرف]] [[دنیاگرا]] پس از [[رحلت]] [[حضرت رسول]]{{صل}} فرمود: | |||
گروهی دیگر، با [[اعمال]] [[آخرت]]، دنیا را میطلبند، و با اعمال دنیا، در پی کسب آخرت نیستند. خود را کوچک و [[متواضع]] جلوه میدهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر میدارند. دامن خود را جمع کرده، خود را همانند [[مؤمنان واقعی]] میآرایند، و [[پوشش الهی]] را وسیله دو رویی و [[دنیاطلبی]] خود قرار میدهند و برخی دیگر، با [[پستی]] و [[ذلت]] و فقدان امکانات، از به دست آوردن [[قدرت]] [[دنیایی]] [[محروم]] ماندهاند که خود را به [[زیور]] [[قناعت]] آراسته و [[لباس]] زاهدان را پوشیدهاند. اینان هرگز در هیچ زمانی از شب و [[روز]]، از زاهدان [[راستین]] نبودهاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۲، ص۸۲.</ref>. | |||
از مجموع این چهار گروه که دو گروه آن در اینجا ذکر شد، به دست میآید که [[انحراف]] [[حقیقی]] آنان در تصاحب دنیا نیست؛ بلکه در میل و [[گرایش]] به تصاحب آن است؛ زیرا گروه آخر که به دلیل بیلیاقتی خود در مسابقه تصاحب دنیا، عقب و محروم ماندهاند- گرچه دنیا را ندارند - میل و گرایش به آن را دارند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۸.</ref> | |||
===[[جدال]] برای تصاحب دنیا=== | |||
در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[طلب دنیا]] برای خود دنیا است<ref>ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ص۶۹۴؛ نامه ۴۹، ص۵۶۰.</ref>. از سوی دیگر، دنیا ظرف [[تزاحم]] است؛ لذا در دنیاداری غیر دینی که دنیا مطلوب بالذات است، و دنیا برای دنیا [[طلب]] میشود، مسابقهای جدی برای تصاحب آن در میگیرد؛ مسابقهای که هر کس در آن [[پیروز]] شود، بهرهمند، و آنکه عقب ماند، محروم خواهد شد. در این مسابقه، [[قدرتمندان]]، [[ضعیفان]] را نابود میکنند یا از آنان بهره میکشند. [[حضرت امیر]]{{ع}} در وصف [[اهل]] [[دنیا]] فرمود: | |||
مبادا [[دل]] بستگی فراوان [[دنیاپرستان]] و [[تهاجم]] حریصانه آنان بر سر دنیا، تو را بفریبد.... همانا اهل دنیا چونان سگهای درنده، برای دریدن صید در شتابند. برخی به برخی دیگر [[هجوم]] میآورند، و نیرومندشان [[ناتوان]] را و بزرگترها کوچکترها را میخورند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰؛ تحف العقول، ص۵۷. {{متن حدیث|فَإِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِهَا إِلَيْهَا... وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ}}.</ref>. | |||
وی در [[نکوهش]] [[دنیاگرایی]] اطرافیانش فرمود: | |||
آنان در به دست آوردن دنیای [[پست]] بر هم [[سبقت]] میگیرند، و چونان سگهای گرسنه، این مردار گندیده را از دست یکدیگر میربایند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۱، ص۲۷۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۹.</ref> | |||
===[[حاکم]] نبودن [[فداکاری]] و [[عشق]] و خیراندیشی در روابط=== | |||
گفته شد که در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[طلب دنیا]] برای خود دنیا است و دنیا نیز ظرف [[تزاحم]] است؛ یعنی بهرههای [[دنیایی]] به گونهای است که نمیتواند از آن دو نفر باشد. اگر یکی از آن بهرهمند شود، دیگری از آن [[محروم]] میماند؛ پس، [[کوشش]] دنیادار غیر دینی، همواره در جهت جلب [[منافع مادی]] است. در چنین اندیشهای، فداکاری، خیر اندیشی و عشق به دیگران واژههایی بیمعنا خواهند بود. حضرت امیر{{ع}} پس از اینکه دنیاگرایی اطرافیانش را نکوهش میکند، در وصف آنان میفرماید: | |||
نه به یکدیگر [[یاری]] میدهید، نه [[خیرخواه]] یکدیگرید، و نه چیزی به یکدیگر میبخشید، و نه با یکدیگر [[دوستی]] میکنید و عشق میورزید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>. | |||
اگر در بین [[دنیاداران]] غیر دینی، نوعی دوستی و [[الفت]] برقرار شود، بر اساس [[سود]] دنیایی آنها است. حضرت در ادامه همین سخن میفرماید: «بر محور [[دنیادوستی]] و [[آخرت]] گریزی یکدل و همدل شدهاید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۵۹.</ref> | |||
===[[خشنودی]] و [[اندوه]] از دنیا=== | |||
دنیاداری دینی، دنیاداری زاهدانه است<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا إِلَى الدُّنْيَا نَظَرَ الزَّاهِدِينَ فِيهَا}}؛ (نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳، ص۱۹۰؛ الفروع من الکافی، ج۸، ص۱۷؛ نهج السعاده، ج۷، ص۵۳).</ref> و [[حضرت علی]]{{ع}} [[زهد]] را در این میداند که [[آدمی]] به آنچه به دست میآید، [[خشنود]] نشود و بر آنچه از دست میرود، [[اندوه]] نخورد<ref>{{متن حدیث|الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ}} «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳}}؛ (نهج البلاغه، حکمت ۴۳۹، ص۷۳۴).</ref>. در مقابل آن، دنیاداری غیر [[دینی]] است که به اندکی از [[دنیا]] شاد، و با محرومیتی ناچیز [[غمگین]] میشود؛ اما درباره [[آخرت]]، هرگز برای از دست دادن آن اندوهی او را فرا نمیگیرد. | |||
[[حضرت امیر]]{{ع}} در ادامه سخن فرمود: | |||
شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان میگردید و از متاع بسیار آخرت که از دست میدهید، [[اندوهگین]] نمیشوید؛ در حالی که با از دست دادن چیزی اندک از دنیا چنان مضطرب شده، از درون بر میآشوبید که آثار [[پریشانی]] در چهرههایتان و بیتابیتان آشکار میشود که گویا این دنیا [[محل زندگی]] جاودان شما و وسایل آن برای همیشه از آن شما است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۲۱۸.</ref>. | |||
[[آگاه]] باشید، همانا این دنیا که آرزوی آن را میکنید و بدان روی میآورید، و شما را به [[خشم]] میآورد یا خشنود میسازد [[خانه]] ماندگار شما نیست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۳، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۰.</ref> | |||
===[[غفلت]] و [[سرگردانی]]=== | |||
از آنجا که دنیا داری غیر دینی، با گم کردن [[هدف از آفرینش انسان]] در دنیا همراه است<ref>حضرت علی{{ع}} پیش از آنکه اهل دنیا را غافل و سرگردان بشناساند، هدف از آفرینش انسان در دنیا را بیان میکند: {{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا...}}؛ (نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰).</ref>، سرگردانی را در این دنیا به دنبال دارد یا آدمی مانند [[چارپایان]] به آغل بسته، به دنیا مشغول یا [[سرگردان]] میشود. حضرت امیر{{ع}} در وصف [[دنیاپرستان]] میفرماید: | |||
[[اهل]] دنیا چونان چارپایانی هستند که برخی از آنها پای بسته، و برخی دیگر در بیابان رها شده که راه گم کرده و در جادههای [[تاریکی]] در حرکتند و در [[وادی]] پر از آفتها، و در شنزاری که حرکت در آن با کندی صورت میگیرد گرفتارند؛ نه [[چوپانی]] دارند که به کارشان برسد، و نه چرانندهای که به چراگاهشان ببرد. [[دنیا]] آنها را به راه [[کوری]] کشاند، و دیدگانشان را از [[چراغ هدایت]] بپوشاند. در [[بیراهه]] [[سرگردان]] و در [[نعمتها]] [[غرق]] شدند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۵۳۰؛ تحف العقول، ص۵۸ – ۵۷.... {{متن حدیث|لَيْسَ لَهَا رَاعٍ يُقِيمُهَا، رُوَيْداً حَتَّى يُسْفِرَ الظَّلَامُ، كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الظَّعِينَةُ يُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ يَئُوبَ}}.</ref>. | |||
[[دنیاطلبان]] در این سخن، به [[چارپایان]] [[تشبیه]] شدهاند و چارپا استعاره از [[غفلت]] درباره مقصود است<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. و این چارپایان به دو دسته تقسیم شدهاند: چارپایان بسته، و رها. برخی چارپایان بسته را کنایه از [[ضعیفان]]<ref>ر.ک: مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۳، ص۵۱۱.</ref> و برخی آن را کنایه از کسانی دانستهاند که به ظاهر [[شریعت]] [[تمسک]] کرده، و [[امام]] عادلی را نیز قبول دارند؛ اما از [[حقیقت]] شریعت [[غافل]] ماندهاند<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. چارپایان رها کسانیاند که به شریعت و [[امام عادل]] پایبند نیستند<ref>ر.ک: بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴۰.</ref>. اینان بدون [[دین]] و [[رهبر]] در دنیا سرگردانند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۱.</ref> | |||
===[[ضعف]] در برخورد با [[مشکلات]] و ناگواریهای دنیا=== | |||
در دنیاداری [[دینی]]، دنیا وسیله [[آزمایش]] است<ref>{{متن حدیث|ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۳ ص۱۱۲) نیز فرمود: {{متن حدیث|ابْتَلَى فِيهَا أَهْلَهَا لِيَعْلَمَ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا}}؛ (نهج البلاغه، نامه ۵۵، ص۵۹۲؛ غرر الحکم، ج۲، ص۶۵۹، ح۳۶۹۶).</ref> و [[متدین]] هر لحظه آماده است تا با برخورد درست با دنیا و اتخاذ بهترین موضعها در برابر خوشیها و ناخوشیهای دنیا، [[راه رشد]] و [[تکامل]] را بپوید. [[شکست]] و [[پیروزی]] در نظر او، به موضعی مربوط است که در برابر این [[خوشی]] و [[ناخوشی]] میگیرد؛ اما در دنیاداری غیر [[دینی]]، [[هدف]] اصلی از [[دنیا]]، بهرهمندی از آن است؛ پس هرگاه [[آدمی]] از دنیا بهرهمند شود، [[پیروز]] است و هرگاه از آن [[محروم]] ماند، [[شکست]] خورده است؛ لذا موضعی که در برابر [[ناگواریها]] اتخاذ میکند، موضع شکست خورده عقب مانده است. چنین کسی همواره میکوشد تا [[تحمل]] ناراحتیهای ناشی از [[محرومیت]] مادی را با [[امور مادی]] دیگر برخود آسان کند یا به مواد مخدر روی میآورد و یا خود را با [[خوشی]] مادی دیگری سرگرم میکند تا درد محرومیت را نچشد. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[مرگ]] [[دنیاگرایان]] میفرماید: | |||
[[زمین]] چه اجساد [[عزیز]] و خوش سیمایی را که با غذاهای لذیذ و رنگین [[زندگی]] میکردند، و در آغوش [[نعمتها]] پرورانده شده بودند، به کام خویش فرو برد؛ آنان که لحظههای [[اندوه]] را با [[تفریح]] و [[شادی]] درمان میکردند و در بارش [[مصیبت]]، به آنچه سرگرمشان میکرد و غمشان را میزدود [[پناه]] میبردند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱، ص۴۵۲.</ref>. | |||
این بدان معنا نیست که ناگواریها و [[مصیبتها]] فقط بر اینان میبارد. [[مؤمنان]] نیز در ناگواریهای مادی با آنان شریکند<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج۶۹، ص۹.</ref>. این سخن، نوع نگرش آنان را به ناگواریها بیان میکند که چگونه از آن در [[راه تکامل]] خویش بهره نمیبرند و با آرزوی خوشی مادی جاودان از آن گریزانند.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۶۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||