بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی| عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[آیه مسابقه در تفسیر و علوم قرآنی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار | |||
| نام آیه = آیه مسابقه | |||
| نام تصویر = آیه ۱۰-۱۴ سوره واقعه.jpg | |||
| توضیح تصویر = | |||
| متن آیه = | |||
| معنی آیه = و (سوم) پیشتازان پیشتاز آنانند که نزدیکان (به خداوند)اند ... | |||
| شماره آیه = ۱۰-۱۴ | |||
| نام سوره = واقعه | |||
| شماره جزء = ۲۷ | |||
| نامهای دیگر = | |||
| شأن نزول = | |||
| مصداق آیه = [[امیرالمؤمنین]] {{عم}} | |||
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه | دلالت بر سابقه [[حضرت علی]] {{ع}} در اسلام| }} | |||
| نتایج آیه = | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
در [[سوره واقعه]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ}}<ref>«و (سوم) پیشتازان پیشتاز آنانند که نزدیکان (به خداوند)اند در بهشتهای پر نعمتاند دستهای بسیار از پیشینیانند و اندکی از پسینیان» سوره واقعه، آیه ۱۰-۱۴.</ref>: | در [[سوره واقعه]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ}}<ref>«و (سوم) پیشتازان پیشتاز آنانند که نزدیکان (به خداوند)اند در بهشتهای پر نعمتاند دستهای بسیار از پیشینیانند و اندکی از پسینیان» سوره واقعه، آیه ۱۰-۱۴.</ref>: | ||
| خط ۱۵: | خط ۳۶: | ||
این نکته نیز قابل توجه است که [[قاضی]] [[روزبهان]] که در مسائل مربوط به [[امامت]] و [[خلافت]]، [[تعصّب]] خاصی دارد و کتابش به نام [[ابطال]] [[نهج الحق]] [[گواه]] بر این معنی است؛ هنگامی که در [[مقام]] [[پاسخ گویی]] از [[علامه حلّی]] در مورد این [[آیه]] بر میآید ـ زیرا [[علامه]] در کتاب خود از طریق [[اهل]] [[سنّت]] از [[ابن عباس]] نقل میکند: {{عربی|سابِقُ هذِهِ الاُمَّةِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب}}: «پیشگام این [[امت]] در [[ایمان]]، [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} است»)، چنین میگوید: «این [[حدیث]] در [[روایات]] اهل سنّت آمده است، ولی به این عبارت: {{عربی|سُبّاقُ الاُمَّةِ ثَلاثَة: مُؤمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ حَبیبُ النَّجّارِ وَ عَلِىُّ بنُ اَبى طالِب}} سپس میافزاید: [[شک]] نیست که علی{{ع}}پیش قدم در [[اسلام]] بود. و سابقه و [[فضائل]] بیشماری داشت، ولی اینها دلیل بر [[نص بر امامت]] ([[بلافصل]]) او نمیشود.<ref>احقاق الحق عبارت او را عینا در جلد سوم صفحه ۱۲۱ آورده است.</ref> | این نکته نیز قابل توجه است که [[قاضی]] [[روزبهان]] که در مسائل مربوط به [[امامت]] و [[خلافت]]، [[تعصّب]] خاصی دارد و کتابش به نام [[ابطال]] [[نهج الحق]] [[گواه]] بر این معنی است؛ هنگامی که در [[مقام]] [[پاسخ گویی]] از [[علامه حلّی]] در مورد این [[آیه]] بر میآید ـ زیرا [[علامه]] در کتاب خود از طریق [[اهل]] [[سنّت]] از [[ابن عباس]] نقل میکند: {{عربی|سابِقُ هذِهِ الاُمَّةِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب}}: «پیشگام این [[امت]] در [[ایمان]]، [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} است»)، چنین میگوید: «این [[حدیث]] در [[روایات]] اهل سنّت آمده است، ولی به این عبارت: {{عربی|سُبّاقُ الاُمَّةِ ثَلاثَة: مُؤمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ حَبیبُ النَّجّارِ وَ عَلِىُّ بنُ اَبى طالِب}} سپس میافزاید: [[شک]] نیست که علی{{ع}}پیش قدم در [[اسلام]] بود. و سابقه و [[فضائل]] بیشماری داشت، ولی اینها دلیل بر [[نص بر امامت]] ([[بلافصل]]) او نمیشود.<ref>احقاق الحق عبارت او را عینا در جلد سوم صفحه ۱۲۱ آورده است.</ref> | ||
ولی باید توجه داشت که هیچ کس نمیگوید این [[احادیث]] به [[تنهایی]] به معنی [[نص]] بر [[امامت بلافصل علی | ولی باید توجه داشت که هیچ کس نمیگوید این [[احادیث]] به [[تنهایی]] به معنی [[نص]] بر [[امامت بلافصل علی بن ابی طالب]]{{ع}} است؛ بلکه [[هدف]] این است هنگامی که این [[آیات]] و روایات را در کنار هم قرار دهیم میبینیم که علی{{ع}} شاخصترین و بارزترین فرد از [[امت اسلامی]] بود که لایق این مقام شد، و هیچ کس در این میدان به پای او نیز نمیرسد. | ||
آیا با این همه فضائل غیر قابل [[انکار]] سزاوار است دیگران را بر او مقدم کنیم، و با وجود او به سراغ دیگری برویم؟! | آیا با این همه فضائل غیر قابل [[انکار]] سزاوار است دیگران را بر او مقدم کنیم، و با وجود او به سراغ دیگری برویم؟! | ||
| خط ۴۹: | خط ۷۰: | ||
# [[ابن عباس]] میگوید علی{{ع}} چهار ویژگی دارد که برای احدی نیست: {{عربی|هُوَ اَوَّلُ عَرَبِىٍّ وَ عَجَمِىٍّ صَلّى مَعَ رَسُوْلِ اللهِ{{صل}}...}} «او نخستین فرد از [[عرب]] و [[عجم]] است که با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نماز]] گذارد».<ref>المختار فی مناقب الابرار، صفحه ۱۶ (مطابق نقل احقاق الحق، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۷).</ref> و در جای دیگر میگوید: {{عربی|اَوَّلُ مَنْ اَسْلَمَ بَعْدَ خَدیجَة عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب}}: «نخستین کسی که بعد از [[خدیجه]]{{ع}} [[ایمان]] آورد [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} بود».<ref>این حدیث از حسام الدین حنفی در کتاب آل محمّد{{صل}}، صفحه ۱۷۴ آمده است.</ref> | # [[ابن عباس]] میگوید علی{{ع}} چهار ویژگی دارد که برای احدی نیست: {{عربی|هُوَ اَوَّلُ عَرَبِىٍّ وَ عَجَمِىٍّ صَلّى مَعَ رَسُوْلِ اللهِ{{صل}}...}} «او نخستین فرد از [[عرب]] و [[عجم]] است که با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نماز]] گذارد».<ref>المختار فی مناقب الابرار، صفحه ۱۶ (مطابق نقل احقاق الحق، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۷).</ref> و در جای دیگر میگوید: {{عربی|اَوَّلُ مَنْ اَسْلَمَ بَعْدَ خَدیجَة عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب}}: «نخستین کسی که بعد از [[خدیجه]]{{ع}} [[ایمان]] آورد [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} بود».<ref>این حدیث از حسام الدین حنفی در کتاب آل محمّد{{صل}}، صفحه ۱۷۴ آمده است.</ref> | ||
# [[نسایی]] [[محدّث]] معروف در کتاب السنن، از [[زید بن ارقم]] نقل میکند که گفت: {{عربی|اَوَّلُ مَنْ اَسْلَمَ مَعَ رَسُوْلِ اللهِ{{صل}} عَلِىُّ بْن اَبى طالِبِ{{ع}}}}: «نخستین کسی که به [[پیامبر]] ایمان آورد علی بن ابی طالب{{ع}} بود».<ref>احقاق الحق، جلد ۲۰، صفحه ۴۷۵.</ref> | # [[نسایی]] [[محدّث]] معروف در کتاب السنن، از [[زید بن ارقم]] نقل میکند که گفت: {{عربی|اَوَّلُ مَنْ اَسْلَمَ مَعَ رَسُوْلِ اللهِ{{صل}} عَلِىُّ بْن اَبى طالِبِ{{ع}}}}: «نخستین کسی که به [[پیامبر]] ایمان آورد علی بن ابی طالب{{ع}} بود».<ref>احقاق الحق، جلد ۲۰، صفحه ۴۷۵.</ref> | ||
# [[ابواحمد جرجانی شافعی]]، در کتاب [[الکامل فی الرجال (کتاب)|الکامل فی الرجال]] از [[مالک بن الحوریث]] نقل میکند که میگوید: {{عربی|کانَ عَلِىٌّ اَوَّلَ مَنْ اَسْلَمَ مِنَ الرِّجالِ وَخَدیجَةُ اَوَّلَ مَنْ اَسْلَمَ مِنَ النِّساءِ}}: «علی{{ع}} نخستین کسی از مردان بود که اسلام آورد وخدیجه نخستین کسی از [[زنان]] بود که ایمان آورد».<ref>الکامل فی الرجال، جلد ۶، صفحه ۲۳۷۸ (طبع دارالفکر بیروت).</ref> | # [[ابواحمد جرجانی شافعی]]، در کتاب [[الکامل فی ضعفاء الرجال (کتاب)|الکامل فی ضعفاء الرجال]] از [[مالک بن الحوریث]] نقل میکند که میگوید: {{عربی|کانَ عَلِىٌّ اَوَّلَ مَنْ اَسْلَمَ مِنَ الرِّجالِ وَخَدیجَةُ اَوَّلَ مَنْ اَسْلَمَ مِنَ النِّساءِ}}: «علی{{ع}} نخستین کسی از مردان بود که اسلام آورد وخدیجه نخستین کسی از [[زنان]] بود که ایمان آورد».<ref>الکامل فی الرجال، جلد ۶، صفحه ۲۳۷۸ (طبع دارالفکر بیروت).</ref> | ||
# [[لیلی الغفاریه]]، (زنی که در [[عصر پیامبر]]{{صل}} مجروحان [[جنگی]] را مداوا و [[پرستاری]] میکرد) میگوید: من با علی{{ع}} به میدان [[جنگ]] [[بصره]] آمدم، هنگامی که [[عایشه]] را در برابر آن حضرت دیدم [[شک و تردید]] در من پیدا شد، نزد او آمدم، و از او پرسیدم از [[رسول خدا]]{{صل}} فضیلتی درباره علی{{ع}} شنیدهای؟ گفت: آری! سپس [[عایشه]] داستانی نقل کرد و در ضمن آن داستان، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل کرد که فرمود: {{متن حدیث|اِنَّهُ اَوَّلُ النّاسِ بى اِسْلاماً}}: «علی{{ع}} نخستین کسی است که به من [[ایمان]] آورده است».<ref>این حدیث را محمد بن مکرم انصاری در کتاب مختصر تاریخ دمشق (جلد ۱۷، صفحه ۱۱۹) نقل میکند.</ref> | # [[لیلی الغفاریه]]، (زنی که در [[عصر پیامبر]]{{صل}} مجروحان [[جنگی]] را مداوا و [[پرستاری]] میکرد) میگوید: من با علی{{ع}} به میدان [[جنگ]] [[بصره]] آمدم، هنگامی که [[عایشه]] را در برابر آن حضرت دیدم [[شک و تردید]] در من پیدا شد، نزد او آمدم، و از او پرسیدم از [[رسول خدا]]{{صل}} فضیلتی درباره علی{{ع}} شنیدهای؟ گفت: آری! سپس [[عایشه]] داستانی نقل کرد و در ضمن آن داستان، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل کرد که فرمود: {{متن حدیث|اِنَّهُ اَوَّلُ النّاسِ بى اِسْلاماً}}: «علی{{ع}} نخستین کسی است که به من [[ایمان]] آورده است».<ref>این حدیث را محمد بن مکرم انصاری در کتاب مختصر تاریخ دمشق (جلد ۱۷، صفحه ۱۱۹) نقل میکند.</ref> | ||
# [[احمد حنبل]] یکی از [[ائمه]] چهارگانه [[اهل سنت]] در کتاب مسندش در [[حدیثی]] نقل میکند که [[معقل بن یسار]] ([[صحابی]] معروف) میگوید روزی در [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}}بودم، پیامبر{{صل}} فرمود: «برویم از [[فاطمه]]{{ع}} (که [[بیمار]] است) [[عیادت]] کنیم؛ هنگامی که به [[خانه فاطمه]]{{ع}} رسیدیم پیامبر{{صل}} از او احوال پرسی کرد»، فاطمه{{ع}} عرض کرد: «[[اندوه]] من زیاد، و فقرم شدید، و بیماریم طولانی شده»... (پیامبر برای [[دلداری]] او در برابر این [[مشکلات]])، فرمود: {{متن حدیث|اَوَ ما تَرْضِیْنَ اَنّى زَوَّجْتُکِ اَقْدَمَ اُمَّتى سِلْماً وَ اَکْثَرَهُمْ عِلْماً وَ اَعْظَمَهُمْ حِلْماً}}.<ref>«آیا خشنود نمیشوی که من تو را به همسری مردی در آوردم، که از همه در امّتم در اسلام پیشگامتر، و علمش از همه بیشتر و حلمش عظیمتر است؟!»؛ مسند احمد، جلد ۵، صفحه ۲۶ (چاپ دارالصّادق).</ref> قابل توجه اینکه همین [[حدیث]] را [[ابن ابی الحدید]] در [[شرح نهج البلاغه]] <ref>شرح نهج البلاغه، جلد ۳، صفحه ۲۵۷.</ref>، و [[ابن عساکر]] در [[تاریخ دمشق]] <ref>تاریخ دمشق، جلد ۱، صفحه ۲۳۲.</ref>، و الهیثمی در مجمع الزوائد <ref>مجمع الزوائد، جلد ۹، صفحه ۱۰۱.</ref>، و [[متّقی هندی]] در کنز العمّال <ref>کنز العمال، جلد ۱۲، صفحه ۲۰۵.</ref>، و گروهی دیگر از [[دانشمندان]] [[اهل]] [[سنّت]] در کتابهای خود این بحث را به این ترتیب آوردهاند. | # [[احمد حنبل]] یکی از [[ائمه]] چهارگانه [[اهل سنت]] در کتاب مسندش در [[حدیثی]] نقل میکند که [[معقل بن یسار]] ([[صحابی]] معروف) میگوید روزی در [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}}بودم، پیامبر{{صل}} فرمود: «برویم از [[فاطمه]]{{ع}} (که [[بیمار]] است) [[عیادت]] کنیم؛ هنگامی که به [[خانه فاطمه]]{{ع}} رسیدیم پیامبر{{صل}} از او احوال پرسی کرد»، فاطمه{{ع}} عرض کرد: «[[اندوه]] من زیاد، و فقرم شدید، و بیماریم طولانی شده»... (پیامبر برای [[دلداری]] او در برابر این [[مشکلات]])، فرمود: {{متن حدیث|اَوَ ما تَرْضِیْنَ اَنّى زَوَّجْتُکِ اَقْدَمَ اُمَّتى سِلْماً وَ اَکْثَرَهُمْ عِلْماً وَ اَعْظَمَهُمْ حِلْماً}}.<ref>«آیا خشنود نمیشوی که من تو را به همسری مردی در آوردم، که از همه در امّتم در اسلام پیشگامتر، و علمش از همه بیشتر و حلمش عظیمتر است؟!»؛ مسند احمد، جلد ۵، صفحه ۲۶ (چاپ دارالصّادق).</ref> قابل توجه اینکه همین [[حدیث]] را [[ابن ابی الحدید]] در [[شرح نهج البلاغه]] <ref>شرح نهج البلاغه، جلد ۳، صفحه ۲۵۷.</ref>، و [[ابن عساکر]] در [[تاریخ دمشق]] <ref>تاریخ دمشق، جلد ۱، صفحه ۲۳۲.</ref>، و الهیثمی در مجمع الزوائد <ref>مجمع الزوائد، جلد ۹، صفحه ۱۰۱.</ref>، و [[متّقی هندی]] در کنز العمّال <ref>کنز العمال، جلد ۱۲، صفحه ۲۰۵.</ref>، و گروهی دیگر از [[دانشمندان]] [[اهل]] [[سنّت]] در کتابهای خود این بحث را به این ترتیب آوردهاند. | ||
| خط ۶۹: | خط ۹۰: | ||
یکی از آنان درباره او میگوید: {{عربی|اَلَیْسَ اَوَّلَ مَنْ صَلّى لِقِبْلَتِکُمْ ـ وَاَعْلَمَ النّاسِ بِالْقُرآنِ وَالسُّننِ؟}} «آیا او نخستین کسی نیست که به سوی [[قبله]] شما [[نماز]] گزارد و از همه [[مردم]] به [[قرآن]] و [[سنت]] آگاهتر بود؟!» | یکی از آنان درباره او میگوید: {{عربی|اَلَیْسَ اَوَّلَ مَنْ صَلّى لِقِبْلَتِکُمْ ـ وَاَعْلَمَ النّاسِ بِالْقُرآنِ وَالسُّننِ؟}} «آیا او نخستین کسی نیست که به سوی [[قبله]] شما [[نماز]] گزارد و از همه [[مردم]] به [[قرآن]] و [[سنت]] آگاهتر بود؟!» | ||
و دیگری میگوید: {{ | و دیگری میگوید: {{عربی|"فَهذا وَ فى الاِسْلامِ اَوَّلُ مُسْلِم ـ وَ اَوَّلُ مَنْ صَلّى وَ صامَ وَ هَلَّلا"}}: «او [[نخستین مسلمان]] در ([[جهان]]) [[اسلام]] است؛ و نخستین کسی است که نماز خواند و [[روزه]] گرفت و [[لا اله الا الله]] گفت»! | ||
[[ | مرحوم [[علامه امینی]] در [[الغدیر]] بیش از ده نفر از [[شعرا]] را نقل میکند که در لابه لای اشعارشان این معنی را سرودهاند.<ref>الغدیر، جلد ۳، صفحه ۲۳۱ تا ۲۳۳.</ref> | ||
و نیز شایان توجّه اینکه | و نیز شایان توجّه اینکه علامه امینی در همان کتاب بیش از یکصد [[حدیث]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[صحابه]] و [[تابعین]] و [[مورّخان]] و [[محدّثان]] دیگر نقل میکند، که همگی [[گواهی]] میدهد بر این که علی{{ع}} نخستین نفر از مردان بود که به پیامر اسلام{{صل}} [[ایمان]] آورد. | ||
تنها یک سؤال! در اینجا سؤال معروفی است که از همان قرون نخستین اسلام، در میان بعضی از بهانه جویان مطرح بوده است، و آن اینکه درست است علی{{ع}} نخستین مردی است که اسلام را پذیرفت؛ ولی آیا اسلام یک [[کودک]] ۱۰ ساله و نابالغ پذیرفته است؟ و اگر [[زمان]] [[بلوغ]] او را معیار بگیریم جمع دیگری اسلام را قبل از او پذیرا شده بودند! | تنها یک سؤال! در اینجا سؤال معروفی است که از همان قرون نخستین اسلام، در میان بعضی از بهانه جویان مطرح بوده است، و آن اینکه درست است علی{{ع}} نخستین مردی است که اسلام را پذیرفت؛ ولی آیا اسلام یک [[کودک]] ۱۰ ساله و نابالغ پذیرفته است؟ و اگر [[زمان]] [[بلوغ]] او را معیار بگیریم جمع دیگری اسلام را قبل از او پذیرا شده بودند! | ||
پاسخ: در اینجا مناسب است گفتگوئی که میان [[مأمون]] [[خلیفه | پاسخ: در اینجا مناسب است گفتگوئی که میان [[مأمون]] [[خلیفه عباسی]] با یکی از [[علماء]] معروف [[اهل]] [[سنّت]] در عصر او، به نام اسحاق صورت گرفت را بیاوریم (این حدیث را [[ابن عبد ربه]] در [[عقد الفرید]] آورده است). | ||
مأمون به او گفت: آن [[روز]] که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[مبعوث]] شده از تمام [[اعمال]] چه عملی [[افضل]] بود؟ | مأمون به او گفت: آن [[روز]] که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[مبعوث]] شده از تمام [[اعمال]] چه عملی [[افضل]] بود؟ | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۴۳: | ||
[[رده:آیات امامت]] | [[رده:آیات امامت]] | ||
[[رده:آیات نامدار]] | [[رده:آیات نامدار]] | ||
[[رده:فضائل امام علی]] | |||