حدیث یوم‌الدار در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۴: خط ۳۴:


==[[بررسی سند]]==
==[[بررسی سند]]==
#ابوالبرکات، [[عمر بن ابراهیم]] (م ۵۳۹) ﻫ.ق)؛ [[ذهبی]] و [[سمعانی]] او را استاد، [[علامه]]، [[قاری]]، نحوی و عالم [[کوفه]] دانسته‌اند<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۲۰، صص ۱۴۵ و ۱۴۶.</ref> و بر پیکر او سی‌هزار نفر [[نماز]] خوانده‌اند<ref>میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۳، ص۱۸۱.</ref>. [[ابن عساکر]] گفته است: «او [[با ورع‌ترین]] [[علوی]] مذهبی بود که من دیده بودم»<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۳، ص۵۴۳.</ref>.
#[[ابوالبرکات عمر بن ابراهیم]]؛ [[ذهبی]] و [[سمعانی]] او را استاد، [[علامه]]، [[قاری]]، نحوی و عالم [[کوفه]] دانسته‌اند<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۲۰، صص ۱۴۵ و ۱۴۶.</ref> و بر پیکر او سی‌هزار نفر [[نماز]] خوانده‌اند<ref>میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۳، ص۱۸۱.</ref>. [[ابن عساکر]] گفته است: «او [[با ورع‌ترین]] [[علوی]] مذهبی بود که من دیده بودم»<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۳، ص۵۴۳.</ref>.
# [[ابوالفرج محمد بن احمد]] (م ۴۴۶ ﻫ.ق)؛ ذهبی درباره او گفته است: «او شیخ و [[محدث]] مُعمّر بوده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۵، ص۷۳. «استاد، قابل استناد و اعتماد است».</ref>.
# [[ابوالفرج محمد بن احمد]]؛ ذهبی درباره او گفته است: «او شیخ و [[محدث]] مُعمّر بوده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۵، ص۷۳. «استاد، قابل استناد و اعتماد است».</ref>.
# [[محمد بن جعفر بن محمد]] (متوفای ۴۰۲ ﻫ.ق)؛ ذهبی گفته است: «او [[امام]]، [[اهل]] قرائت،... و مستند و ثقة بوده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>.
# [[محمد بن جعفر بن محمد]]؛ ذهبی گفته است: «او [[امام]]، [[اهل]] قرائت،... و مستند و ثقة بوده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>.
# [[ابوعبدالله محمد بن قاسم محاربی]] (م ۳۲۰ ﻫ.ق)؛ ذهبی او را استاد، محدث<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۵، ص۷۳.</ref> و [[کلام]] او را مستند دانسته... و عتیقی، او را [[توثیق]] کرده است<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. [[ذهبی]] می‌گوید:... نام او در زمره [[ضعفا]] و تضعیف‌شدگان هیچ توجیهی ندارد؛ زیرا سبب [[ضعف]] او را بیان نکرده‌اند و نهایت چیزی که درباره او گفته شده، حرف‌هایی پیرامون [[عقیده]] وی بوده است و چنان که بارها گفته‌ایم این نمی‌تواند در او تأثیر سوئی داشته باشد<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>.
# [[ابوعبدالله محمد بن قاسم محاربی]]؛ ذهبی او را استاد، محدث<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۵، ص۷۳.</ref> و [[کلام]] او را مستند دانسته... و عتیقی، او را [[توثیق]] کرده است<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. [[ذهبی]] می‌گوید:... نام او در زمره [[ضعفا]] و تضعیف‌شدگان هیچ توجیهی ندارد؛ زیرا سبب [[ضعف]] او را بیان نکرده‌اند و نهایت چیزی که درباره او گفته شده، حرف‌هایی پیرامون [[عقیده]] وی بوده است و چنان که بارها گفته‌ایم این نمی‌تواند در او تأثیر سوئی داشته باشد<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۷، صص ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>.
# [[عباد بن یعقوب رواجنی]] (م ۲۵۰ ﻫ.ق)؛ ذهبی گفته است: «... او را [[ابوحاتم]] [[توثیق]] نموده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱، صص ۵۳۲ و ۵۳۳؛ ج۱۱، صص ۵۳۶ و ۵۳۸.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است: «[[بخاری]] روایاتی را از او نقل، و بدین شیوه او را [[تأیید]] کرده و [[ترمذی]] نیز از او [[روایت]] کرده است». [[محمد بن عیسی]] گفته او [[ثقه]] بوده و بخاری گفته او راست‌گو بوده اما از افراد [[ضعیف]] روایت نقل می‌کرده و [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده است. [[یحیی بن مغیره]] گفته است: «[[جریر]] به من امر کرد که از او [[حدیثی]] بنویسم»<ref>تهذیب التهذیب، ج۵، ص۲۶۵.</ref>. او راست‌گو و متهم به رفض و [[تشیع]] بوده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. [[هیثمی]] گفته است: «بخاری و ابن حبان او را توثیق کرده‌اند<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ابوالحسن علی بن أبی‌بکر الهیثمی، ج۱، ص۱۲۰.</ref> و در مورد او سخنانی گفته شده است، اما او توثیق شده است»<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۳، ص۱۵.</ref>. ذهبی او را استاد، عالم و راست‌گو می‌داند و ابوحاتم گفته است: او استاد و ثقه بوده و [[حاکم]] گفته است: [[ابن خزیمه]] می‌گفت: «کسی که در روایتش ثقه است، برای ما روایت کرد»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، صص ۵۳۶ و ۵۳۸.</ref>.
# [[عباد بن یعقوب رواجنی]]؛ ذهبی گفته است: «... او را [[ابوحاتم]] [[توثیق]] نموده است»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱، صص ۵۳۲ و ۵۳۳؛ ج۱۱، صص ۵۳۶ و ۵۳۸.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است: «[[بخاری]] روایاتی را از او نقل، و بدین شیوه او را [[تأیید]] کرده و [[ترمذی]] نیز از او [[روایت]] کرده است». [[محمد بن عیسی]] گفته او [[ثقه]] بوده و بخاری گفته او راست‌گو بوده اما از افراد [[ضعیف]] روایت نقل می‌کرده و [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده است. [[یحیی بن مغیره]] گفته است: «[[جریر]] به من امر کرد که از او [[حدیثی]] بنویسم»<ref>تهذیب التهذیب، ج۵، ص۲۶۵.</ref>. او راست‌گو و متهم به رفض و [[تشیع]] بوده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. [[هیثمی]] گفته است: «بخاری و ابن حبان او را توثیق کرده‌اند<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ابوالحسن علی بن أبی‌بکر الهیثمی، ج۱، ص۱۲۰.</ref> و در مورد او سخنانی گفته شده است، اما او توثیق شده است»<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۳، ص۱۵.</ref>. ذهبی او را استاد، عالم و راست‌گو می‌داند و ابوحاتم گفته است: او استاد و ثقه بوده و [[حاکم]] گفته است: [[ابن خزیمه]] می‌گفت: «کسی که در روایتش ثقه است، برای ما روایت کرد»<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، صص ۵۳۶ و ۵۳۸.</ref>.
# [[عبدالله بن عبد القدوس]]؛ ابن حجر می‌گوید: «بخاری روایاتی را از او نقل، و بدین شیوه او را تأیید کرده و ترمذی نیز از او روایت کرده است». محمد بن عیسی گفته او ثقه بوده و بخاری گفته او راست‌گو بوده اما از افراد ضعیف روایت نقل می‌کرده و [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده و [[ابن حجر]] گفته است: «او راست‌گو و متهم به رفض و [[تشیع]] بوده است»<ref>تقریب التهذیب، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. [[هیثمی]] گفته است: «[[بخاری]] و ابن حبان او را [[توثیق]] کرده و ابن معین او را [[تضعیف]] نموده است»<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۱، ص۱۲۰.</ref>. در جای دیگری گفته است: «در مورد او سخنانی گفته شده است، اما او را توثیق نموده‌اند». [[محمد بن عیسی]] او را [[معتمد]] دانسته و بخاری نیز اصل [[صداقت]] و [[راستگویی]] وی را پذیرفته است و ابن حبان او را در ثقات آورده است<ref>تقریب التهذیب، ج۵، ص۲۶۵.</ref>.
# [[عبدالله بن عبد القدوس]]؛ ابن حجر می‌گوید: «بخاری روایاتی را از او نقل، و بدین شیوه او را تأیید کرده و ترمذی نیز از او روایت کرده است». محمد بن عیسی گفته او ثقه بوده و بخاری گفته او راست‌گو بوده اما از افراد ضعیف روایت نقل می‌کرده و [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده و [[ابن حجر]] گفته است: «او راست‌گو و متهم به رفض و [[تشیع]] بوده است»<ref>تقریب التهذیب، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. [[هیثمی]] گفته است: «[[بخاری]] و ابن حبان او را [[توثیق]] کرده و ابن معین او را [[تضعیف]] نموده است»<ref>مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۱، ص۱۲۰.</ref>. در جای دیگری گفته است: «در مورد او سخنانی گفته شده است، اما او را توثیق نموده‌اند». [[محمد بن عیسی]] او را [[معتمد]] دانسته و بخاری نیز اصل [[صداقت]] و [[راستگویی]] وی را پذیرفته است و ابن حبان او را در ثقات آورده است<ref>تقریب التهذیب، ج۵، ص۲۶۵.</ref>.
# [[سلیمان بن مهران اعمش اسدی]] (م ۱۴۸ ﻫ.ق)؛ [[صاحبان صحاح]] سته از او [[روایت]] نقل کرده‌اند. ابن معین گفته است: «او [[ثقه]] و مورد [[اعتماد]] است» و [[نسایی]] گفته است: «او مورد اعتماد و [[روایات]] او محکم و دقیق است»<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. ابن حجر گفته است: «[[اعمش]] ثقه و مورد اعتماد [[حافظ]] و آشنای به [[علم قرائت]] و با [[ورع]] بوده، اما او در روایات [[تدلیس]] می‌نموده است»<ref>تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۹۲.</ref>. [[ذهبی]] گفته است: «اعمش یکی از علمای بزرگ است»<ref>الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، ج۱، ص۴۶۴</ref>. [[عجلی]] نیز او را معتمد دانسته است<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، أبی الحسن أحمد بن عبد الله العجلی، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. ابن حبان او را در ثقات آورده است<ref>الثقات، ج۴، ص۳۰۲.</ref>. ابن معین او را معتمد دانسته و [[نسائی]] نیز گفته است: «او ثقه و روایات او محکم و دقیق بوده<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و ابن حجر نیز گفته است: «او ثقه و حافظ است»<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و عجلی او را توثیق نموده است<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۱، ص۶۷۶، رقم ۶۷۶. {{عربی|سليمان بن مهران الأعمش يكني أبا محمد ثقة كوفي و كان محدث أهل الكوفة في زمانه}}.</ref>.
# [[سلیمان بن مهران اعمش اسدی]]؛ [[صاحبان صحاح]] سته از او [[روایت]] نقل کرده‌اند. ابن معین گفته است: «او [[ثقه]] و مورد [[اعتماد]] است» و [[نسایی]] گفته است: «او مورد اعتماد و [[روایات]] او محکم و دقیق است»<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. ابن حجر گفته است: «[[اعمش]] ثقه و مورد اعتماد [[حافظ]] و آشنای به [[علم قرائت]] و با [[ورع]] بوده، اما او در روایات [[تدلیس]] می‌نموده است»<ref>تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۹۲.</ref>. [[ذهبی]] گفته است: «اعمش یکی از علمای بزرگ است»<ref>الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، ج۱، ص۴۶۴</ref>. [[عجلی]] نیز او را معتمد دانسته است<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، أبی الحسن أحمد بن عبد الله العجلی، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. ابن حبان او را در ثقات آورده است<ref>الثقات، ج۴، ص۳۰۲.</ref>. ابن معین او را معتمد دانسته و [[نسائی]] نیز گفته است: «او ثقه و روایات او محکم و دقیق بوده<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و ابن حجر نیز گفته است: «او ثقه و حافظ است»<ref>تقریب التهذیب، ج۴، ص۱۹۶.</ref> و عجلی او را توثیق نموده است<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۱، ص۶۷۶، رقم ۶۷۶. {{عربی|سليمان بن مهران الأعمش يكني أبا محمد ثقة كوفي و كان محدث أهل الكوفة في زمانه}}.</ref>.
# [[منهال بن عمرو]]<ref>پیش از این بررسی شد.</ref>.
# [[منهال بن عمرو]]<ref>پیش از این بررسی شد.</ref>.
# [[عباد بن عبدالله اسدی]]؛ [[عجلی]] گفته است: «او [[کوفی]]، [[تابعی]] و [[ثقه]] بوده است»<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۲، ص۱۷.</ref>. [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده است. [[حاکم]] دو [[حدیث]] از او درباره [[امام علی]]{{ع}} تصحیح کرده<ref>المستدرک و بذیله التلخیص للذهبی، ج۳، ص۱۱۲. {{عربی|هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه}}.</ref> و عجلی او را در ثقات آورده و گفته است: «او کوفی و ثقه است»<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۲، ص۱۷.</ref>. ابن حبان او را در ثقات خود آورده است<ref>الثقات، ج۵، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۵۰.</ref>
# [[عباد بن عبدالله اسدی]]؛ [[عجلی]] گفته است: «او [[کوفی]]، [[تابعی]] و [[ثقه]] بوده است»<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۲، ص۱۷.</ref>. [[ابن حبان]] او را در [[ثقات]] آورده است. [[حاکم]] دو [[حدیث]] از او درباره [[امام علی]]{{ع}} تصحیح کرده<ref>المستدرک و بذیله التلخیص للذهبی، ج۳، ص۱۱۲. {{عربی|هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه}}.</ref> و عجلی او را در ثقات آورده و گفته است: «او کوفی و ثقه است»<ref>معرفة الثقات من رجال أهل العلم و الحدیث و من الضعفاء و ذکر مذاهبهم و أخبارهم، ج۲، ص۱۷.</ref>. ابن حبان او را در ثقات خود آورده است<ref>الثقات، ج۵، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۵۰.</ref>
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش