|
|
| خط ۸۴: |
خط ۸۴: |
|
| |
|
| او نه تنها از آسمانها، بلکه از هر موجود امکانی، حتی از [[فرشته]]، [[لوح]] و قلم نیز بزرگتر است. او هم [[اهل]] [[تسبیح]] و [[تقدیس]] است، هم اهل [[تحمید]] و [[تکبیر]]؛ یعنی دارای صفات تشبیهی است، هم دارای صفات تنزیهی. او در [[دنیا]] و در [[آخرت]] [[میزان اعمال]] است: {{متن حدیث|هُم الْمَوازِين الْقِسْط}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۲۶.</ref>. هر عملی که مطابق عمل او بود [[حق]] و هر کاری که مخالف کار او بود [[باطل]] است. او چون اولین صادر و نخستین [[فیض]] خداست واسطه [[نزول]] [[برکات الهی]] به [[عالم طبیعت]] است. حتی در فیض ظاهری که به وجود عنصری خودش میرسد، [[حقیقت]] و [[باطن]] خود او واسطه است؛ یعنی باطن خود اوست که برای ظاهرش جلوه میکند و [[فیض الهی]] از باطن او به [[ملائکه]] رسیده، از راه ملائک به افراد عادی و از جمله به وجود عنصری خود او میرسد و بالاخره چنین نیست که فرشتگان، نسبت به [[مقام]] شامخ وی که تعین اول است سمت تعلیمی داشته باشند، بلکه آنان نسبت به این مرحله برین و والا از خدمتگزاران [[انسان کامل]] به حساب میآیند و تنها مراحل نازله انسان کامل است که [[فرشتگان]] از مجاری و وسایط [[فیض]] آن محسوب میشوند<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۱۲۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۵۲-۵۶.</ref> | | او نه تنها از آسمانها، بلکه از هر موجود امکانی، حتی از [[فرشته]]، [[لوح]] و قلم نیز بزرگتر است. او هم [[اهل]] [[تسبیح]] و [[تقدیس]] است، هم اهل [[تحمید]] و [[تکبیر]]؛ یعنی دارای صفات تشبیهی است، هم دارای صفات تنزیهی. او در [[دنیا]] و در [[آخرت]] [[میزان اعمال]] است: {{متن حدیث|هُم الْمَوازِين الْقِسْط}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۲۶.</ref>. هر عملی که مطابق عمل او بود [[حق]] و هر کاری که مخالف کار او بود [[باطل]] است. او چون اولین صادر و نخستین [[فیض]] خداست واسطه [[نزول]] [[برکات الهی]] به [[عالم طبیعت]] است. حتی در فیض ظاهری که به وجود عنصری خودش میرسد، [[حقیقت]] و [[باطن]] خود او واسطه است؛ یعنی باطن خود اوست که برای ظاهرش جلوه میکند و [[فیض الهی]] از باطن او به [[ملائکه]] رسیده، از راه ملائک به افراد عادی و از جمله به وجود عنصری خود او میرسد و بالاخره چنین نیست که فرشتگان، نسبت به [[مقام]] شامخ وی که تعین اول است سمت تعلیمی داشته باشند، بلکه آنان نسبت به این مرحله برین و والا از خدمتگزاران [[انسان کامل]] به حساب میآیند و تنها مراحل نازله انسان کامل است که [[فرشتگان]] از مجاری و وسایط [[فیض]] آن محسوب میشوند<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۱۲۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۵۲-۵۶.</ref> |
|
| |
| == [[امامان معصوم]] {{عم}}؛ جانشینان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ==
| |
| در [[روایات]] فراوانی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[خلفا]] و [[جانشینان]] به [[حقّ]] خود را صراحتاً بیان فرموده که آنان [[دوازده]] نفرند<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنّه: ۷۶ - ۷۳.</ref>. این [[روایات]] گاه با تعبیر "[[دوازده امیر]]" آمده و گاه با تعبیر "[[دوازده خلیفه]]" و [[روایات]] تصریح دارند که: {{متن حدیث|كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش "}}<ref>تمامی آنان از قریشاند.</ref>؛ {{متن حدیث|كلهم من بني هاشم}} <ref>تمامی آنان از بنیهاشماند.</ref> همانگونه که [[امام علی]] {{ع}} فرمود: به [[یقین]] [[امامان]] از [[قریش]] هستند و درخت وجودشان در سرزمین این [[نسل]] از [[بنیهاشم]] غرس شده است، این [[مقام]] در خور دیگران نیست و [[زمامداران]] غیر از آنان [[شایستگی]] [[ولایت]] و [[امامت]] را ندارند<ref>{{متن حدیث|إِنَ الْأَئِمَّةَ مِنْ قُرَيْشٍ غُرِسُوا فِي هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَاهُمْ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ مِنْ غَيْرِهِم}}؛ نهج البلاغه: خطبه ۱۴۴.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۲۰۱.</ref>.
| |
|
| |
| در [[صحیح مسلم]] از [[جابر بن سمره]] [[نقل]] شده که میگوید از [[پیامبر خدا]] شنیدم که میفرمود: "[[اسلام]] همواره [[عزیز]] خواهد بود تا [[دوازده خلیفه]] بر [[مسلمانان]] [[حکومت]] کنند، سپس سخنی گفت که من نفهمیدم، از پدرم سؤال کردم: [[پیامبر]] {{صل}} چه فرمود؟ گفت: فرمود: تمام آنان از قریشاند"<ref>{{متن حدیث| لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزاً إِلَى اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً ثُمَّ قَالَ كَلِمَةً خَفِيفَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِي: مَا قَالَ: فَقَالَ: قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش}}؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۵۳، ح۷؛ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۶۴۶؛ سنن ابی داوود، ج۴، ص۸۶.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۲۰۱.</ref>.
| |
|
| |
| جالب اینجاست که در یکی از طرق این [[حدیث]]، در [[صحیح مسلم]] میخوانیم که [[جابر]] در ذیل [[حدیث]] میگوید: "[[پیامبر]] سخنی گفت که بر اثر سر و صدای [[مردم]] من آن را نفهمیدم، به پدرم گفتم: [[پیامبر]] چه فرمود؟ گفت: فرمود: همه آنان از قریشاند"<ref>{{عربی|" فَقَالَ كَلِمَةً صَمَّنَيِهَا النَّاسُ فَقُلْتُ لِأَبِي مَا قَالَ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ "}}؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۴۵۳، ح ۹.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۲۰۲.</ref>.
| |
|
| |
| در روایاتی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نامهای [[امامان معصوم]] {{عم}} هم آمده است<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۹۰؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲ - ۱، ص۲۵۳؛ مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۲۸۲؛ ینابیع المودّه، ج۳، ص۲۸۴ - ۲۸۲؛ فرائد السمطین، ج۲، ص۱۳۳.</ref>. شاید همان سر و صداها سبب شده که [[راوی]] نامهای آنان را نیاورد. به عبارت دیگر، [[دست]] [[سیاست]] عامل این [[پنهانکاری]] شده است. به هر حال، خلفایی که [[پیامبر]] بعد از خود قرار داده، همان [[دوازده]] نفرند که [[شیعه]] جعفریّه اثنیعشریه به آنان [[معتقد]] است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۲۰۲.</ref>.
| |
|
| |
|
| == خلافت الهی از نگاه قرآن == | | == خلافت الهی از نگاه قرآن == |