جنگ صفین در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
←سخنان امیرمؤمنان درباره شهدای صفین
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
==سخنان [[امیرمؤمنان]] درباره شهدای [[صفین]]== | ==سخنان [[امیرمؤمنان]] درباره شهدای [[صفین]]== | ||
حضرت در یک [[سخنرانی]] هنگامی که برای بار دوم تصمیم داشت به [[جنگ]] [[معاویه]] برود، از شهدای صفین یاد کرد و در فراقشان [[اشک]] ریخت و فرمود: [[بندگان]] [[برگزیده خدا]] [[دل]] بر رفتن بستند و اندکی [[دنیا]] را که [[پایدار]] نیست به بسیاری [[آخرت]] که نابود نمیگردد، فروختند. [[زیان]] نکردند [[برادران]] ما که خونهایشان در [[جنگ صفین]] ریخته شد از این که امروز زنده باشند تا غصهها بخورند و آب تیره بیاشامند | حضرت در یک [[سخنرانی]] هنگامی که برای بار دوم تصمیم داشت به [[جنگ]] [[معاویه]] برود، از شهدای صفین یاد کرد و در فراقشان [[اشک]] ریخت و فرمود: [[بندگان]] [[برگزیده خدا]] [[دل]] بر رفتن بستند و اندکی [[دنیا]] را که [[پایدار]] نیست به بسیاری [[آخرت]] که نابود نمیگردد، فروختند. [[زیان]] نکردند [[برادران]] ما که خونهایشان در [[جنگ صفین]] ریخته شد از این که امروز زنده باشند تا غصهها بخورند و آب تیره بیاشامند که ما دچار آنیم! به خداسوگند، [[خدا]] را دیدار کردند و مزد آنان را به کمال پرداخت و پس از آنکه نگران بودند، در خانۀ امانشان ساکن ساخت. در ادامه فرمود: کجایند برادران من که راه [[حق]] را پیمودند، و در [[مسیر حق]] رخت به خانۀ آخرت رفتند؟ کجاست [[عمار]]؟ کجاست پسر تیهان؟ و کجاست [[ذوالشهادتین]]؟ و کجایند همانندان آنان از برادرانشان که با یکدیگر به ره [[مرگ]] [[پیمان]] بستند و سرهای آنان را به [[فاجران]] [[هدیه]] کردند؟<ref>{{متن حدیث|أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ}}</ref> | ||
پس دست به ریش [[مبارک]] خود گرفت و زمانی دراز گریست؛ سپس فرمود: دریغا! از برادرانم که [[قرآن]] را خواندند، و در [[حفظ]] آن کوشیدند. [[واجب]] آن را شناختند و برپا کردند. [[سنت]] را زنده کردند و [[بدعت]] را میراندند. به [[جهاد]] خوانده شدند و پذیرفتند. به پیشوای خود [[اعتماد]] کردند و در پی او رفتند.<ref>{{متن حدیث|أَوِّهْ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ! وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ! وَ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ، دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوا!}}؛ نهج البلاغه، ص۲۶۳-۲۶۴، خطبه ۱۸۲.</ref> | پس دست به ریش [[مبارک]] خود گرفت و زمانی دراز گریست؛ سپس فرمود: دریغا! از برادرانم که [[قرآن]] را خواندند، و در [[حفظ]] آن کوشیدند. [[واجب]] آن را شناختند و برپا کردند. [[سنت]] را زنده کردند و [[بدعت]] را میراندند. به [[جهاد]] خوانده شدند و پذیرفتند. به پیشوای خود [[اعتماد]] کردند و در پی او رفتند.<ref>{{متن حدیث|أَوِّهْ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ! وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ! وَ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ، دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا، وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوا!}}؛ نهج البلاغه، ص۲۶۳-۲۶۴، خطبه ۱۸۲.</ref> | ||