پرش به محتوا

حدیث امان در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۸: خط ۴۸:
# [[سید بن طاووس]] در الطرائف این [[حدیث]] را چنین [[نقل]] کرده است: {{متن حدیث|النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ الْأَرْضِ‏}}<ref>الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج۱، ص۱۳۱.</ref>؛ ستارگان، [[امان]] برای [[اهل]] آسمانند، پس هنگامی که ستارگان از بین بروند، [[اهل آسمان]] نیز از بین خواهند رفت، و [[اهل بیت]] من، امان برای اهل زمین‌اند، پس هنگامی که اهل بیت من از [[دنیا]] بروند، اهل [[زمین]] از دنیا خواهند رفت.
# [[سید بن طاووس]] در الطرائف این [[حدیث]] را چنین [[نقل]] کرده است: {{متن حدیث|النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ ذَهَبَ‏ أَهْلُ‏ الْأَرْضِ‏}}<ref>الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج۱، ص۱۳۱.</ref>؛ ستارگان، [[امان]] برای [[اهل]] آسمانند، پس هنگامی که ستارگان از بین بروند، [[اهل آسمان]] نیز از بین خواهند رفت، و [[اهل بیت]] من، امان برای اهل زمین‌اند، پس هنگامی که اهل بیت من از [[دنیا]] بروند، اهل [[زمین]] از دنیا خواهند رفت.
# [[امین الاسلام طبرسی]] در [[مجمع البیان]] ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و نشانه‌هایی را (برای مردم نهاد) و آنان با ستاره راهیابی می‌کنند» سوره نحل، آیه ۱۶.</ref> این [[روایت]] را نقل کرده است<ref>مجمع البیان، ج۵- ۶، ص۳۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۲۲۴.</ref>
# [[امین الاسلام طبرسی]] در [[مجمع البیان]] ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ}}<ref>«و نشانه‌هایی را (برای مردم نهاد) و آنان با ستاره راهیابی می‌کنند» سوره نحل، آیه ۱۶.</ref> این [[روایت]] را نقل کرده است<ref>مجمع البیان، ج۵- ۶، ص۳۵۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۲۲۴.</ref>
== اعتبار حدیث ==
# با توجه به این که در برخی از این منابع، بیش از یک [[سند]] مستقل برای این [[حدیث]] ذکر شده، در مجموع، این [[روایت]] بیش از ۲۲ [[سند]] مستقل دارد. در نتیجه فارغ از بررسی اسناد، این حجم بیان‌گر [[اعتماد]] [[راویان]] به صدور این حدیث است.
# [[کثرت]] طرق [[نقل]]، جبران‌کننده [[ضعف سند]] است. بدین معنا که اگر یک روایت دارای اسناد متفاوتی باشد، حتی اگر همه آن اسناد [[ضعیف]] باشند، باعث نمی‌شود این روایت را ضعیف بدانیم، بلکه اسناد گوناگون، یکدیگر را تقویت می‌کنند<ref>عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج۳، ص۳۰۷.</ref> و در این حال، روایت [[حجّت]] خواهد بود<ref>ر. ک: فتح الباری، ج۸ ص۳۰۷؛ سبل السلام، ج۲، ص۱۱؛ نیل الأوطار، ج۱، ص۵۴؛ مجموع الفتاوی، ج۱۸، ص۲۶.</ref>؛ و اصطلاحا به این نوع حدیث، {{عربی|حسن لغیره}} می‌گویند<ref>معجم المصطلحات الحدیثیة، ص۱۹.</ref>. [[سیوطی]] در کتاب “الجامع الصغیر”، متن مختصر حدیث [[سلمه بن اکوع]] را نقل کرده و آن را [[حسن]] دانسته است<ref>الجامع الصغیر، با شرح مناوی، فیض القدیر، ج۶، ص۳۶۷.</ref>. [[عبدالرئوف مناوی]] نیز می‌گوید: همچنین [[طبرانی]] و مسدّد و [[ابن ابی شیبه]] با سندهایی ضعیف آن را روایت کرده‌اند، لکن تعدد طرق آن چه بسا سبب حسن بودن آن می‌باشد<ref>{{عربی|رواه عنه [سلمة بن اکوع] ایضا الطبرانی فی المعجم الکبیر و المسدد و ابن أبی شیبة بأسانید ضعیفه، لکن تعدد طرقه ربما یصیره حسنا}}.</ref>.
# [[حاکم نیشابوری]] این حدیث را به دو طریق نقل کرده و هر دو را صحیح دانسته است<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۹، ح۷۱۴۳.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۲۲۶.</ref>
=== سخن [[ذهبی]] درباره حدیث و نقد آن ===
ذهبی در “تلخیص المستدرک” درباره [[حدیث امان]] می‌گوید: من [[گمان]] می‌کنم این حدیث مجعول باشد، و [[عبید بن کثیر]] متروک است و اشکال روایت از سوی او است<ref>{{عربی|أظنه موضوعا و عبید متروک و الآفة منه}}.</ref>.
اما [[عبید بن کثیر]] کیست؟ درباره وی مطالبی بیان شده است:
ابن عَدی از رجالیون به‌نام [[اهل]] [[سنّت]]، ادعا کرده که عبید [[راوی]] [[حدیث منکر]] است<ref>الکامل فی الضعفاء، ج۵، ص۳۵۱.</ref>. اما دیگران درباره وی [[سکوت]] کرده و یا سخن [[ابن عدی]] را نقل کرده‌اند. ابن عدی بر مدعای خود شاهدی نیاورده است و لذا سخن وی ادعایی بیش نبوده، و قابل قبول نیست. توضیح این که قدح [[راوی]] دو گونه است: گاه خصوصیتی برای فرد بیان شده که باعث می‌شود همه [[روایات]] او با مشکل مواجه شود، مانند این که گفته شود و [[راستگو]] نیست و متهم به [[کذب]] است، یا حافظه‌اش دچار مشکل است و یا [[انسان]] امینی نیست. چنین قدحی، هر روایتی را از سوی این راوی با مشکل مواجه می‌کند. حال اگر شخص معتبری [[شهادت]] دهد که وی چنین صفتی دارد، این امر قدح او شمرده می‌شود.
اما گاه خصوصیتی کلی برای او گفته شده، مانند این که وی [[ضعیف]] است یا راوی منکر است، و بر این مدعا شاهدی اقامه نشده است، در این صورت قدح وی پذیرفته نیست، خصوصاً اگر این راوی از سوی دیگری مورد توثیق قرار گرفته باشد. وجه آن نیز این است که قدحی که نسبت به [[راویان]] صورت می‌گیرد گاه از جهت [[مخالفت]] [[اعتقادی]] و مانند آن است، مثلاً به فردی که [[معتقد]] است [[اهل بیت]] {{عم}} دارای [[علم غیب]] هستند، [[اتهام]] [[غلوّ]] زده می‌شود. آنچه [[ابن عدی]] در مورد [[عبید]] بن کثیر به عنوان قدح بیان کرده از گونه دوم است و شاهدی نیز برای آن بیان نکرده است. چه بسا ابن عدی [[حدیثی]] را منکر می‌داند که دیگر رجالیون آن را منکر نمی‌دانند. از طرف دیگر، [[حاکم نیشابوری]] [[روایت]] وی را صحیح دانسته است که وجه آن دو امر است: یا روایت منکر داشتن وی را مخلّ به [[نقل]] مابقی [[احادیث]] وی نمی‌داند<ref>صحیح هم همین است که اگر راوی احادیثی را نقل کرده و فردی برخی از آنها را منکر بداند، این امر دلیل بر منکر بودن احادیث او نمی‌شود و لذا باید به محتوای حدیث وی مراجعه کرد. اگر آن روایت نقل‌های فراوان دیگری داشته که مورد قبول است، منکر نخواهد بود.</ref>، و یا برای وی محرز نبوده که احادیث [[نقل]] شده توسط عبید بن کثیر منکر است.
[[نسائی]] نیز در [[سنن]] خود از عبید بن کثیر [[روایت]] نقل کرده<ref>تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۳۱۶.</ref> و این امر نشان دهنده آن است که وی متروک نیست.
'''جمع‌بندی:''' با کنار هم قرار دادن مجموعه احادیثی که در کتب [[اهل]] [[سنّت]] و [[شیعه]] نقل شده، [[صدور حدیث]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} مورد [[اطمینان]] است.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۲۶-۳۳.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۲۲۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش