بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
گرچه در جملههای فوق، [[قرآن]] با [[صراحت]] تعداد آنها را بیان نکرده است، ولی از اشاراتی که در آن وجود دارد میتوان فهمید که قول سوم همان قول صحیح و [[مطابق واقع]] است،؛ چراکه به دنبال قول اول و دوم کلمه (تیر در [[تاریکی]]) که اشاره به بیاساس بودن آنها است آمده، ولی در مورد قول سوم نه تنها چنین تعبیری نیست، بلکه تعبیر «بگو پروردگارم از تعداد آنها آگاهتر است» و همچنین «تعداد آنها را تنها گروه کمی میدانند» ذکر شده است که این خود دلیلی است بر [[تأیید]] این قول و در هر حال در پایان اضافه میکند «در مورد آنها بحث مکن جز بحث مستدل و توأم با دلیل و [[منطق]]»<ref>{{متن قرآن|سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} «خواهند گفت: سه تن بودند چهارمین آنان سگشان بود و میگویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی میافکنند- و میگویند: هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم از شمار آنان آگاهتر است، جز اندکی (شمار) آنها را نمیدانند پس درباره ایشان جز با گفت و گویی سرسری بگومگو مکن و در مورد آنان از هیچ یک از آنها چیزی مپرس» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>. که تو باید به اتکاء [[وحی الهی]] با آنها سخن بگویی زیرا محکمترین دلیل در این زمینه همین دلیل است، «و بنابراین از احدی از آنها که بدون دلیل سخن میگویند درباره تعداد اصحاب کهف سؤال نکن».<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۴۶۹.</ref> | گرچه در جملههای فوق، [[قرآن]] با [[صراحت]] تعداد آنها را بیان نکرده است، ولی از اشاراتی که در آن وجود دارد میتوان فهمید که قول سوم همان قول صحیح و [[مطابق واقع]] است،؛ چراکه به دنبال قول اول و دوم کلمه (تیر در [[تاریکی]]) که اشاره به بیاساس بودن آنها است آمده، ولی در مورد قول سوم نه تنها چنین تعبیری نیست، بلکه تعبیر «بگو پروردگارم از تعداد آنها آگاهتر است» و همچنین «تعداد آنها را تنها گروه کمی میدانند» ذکر شده است که این خود دلیلی است بر [[تأیید]] این قول و در هر حال در پایان اضافه میکند «در مورد آنها بحث مکن جز بحث مستدل و توأم با دلیل و [[منطق]]»<ref>{{متن قرآن|سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} «خواهند گفت: سه تن بودند چهارمین آنان سگشان بود و میگویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی میافکنند- و میگویند: هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم از شمار آنان آگاهتر است، جز اندکی (شمار) آنها را نمیدانند پس درباره ایشان جز با گفت و گویی سرسری بگومگو مکن و در مورد آنان از هیچ یک از آنها چیزی مپرس» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>. که تو باید به اتکاء [[وحی الهی]] با آنها سخن بگویی زیرا محکمترین دلیل در این زمینه همین دلیل است، «و بنابراین از احدی از آنها که بدون دلیل سخن میگویند درباره تعداد اصحاب کهف سؤال نکن».<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۴۶۹.</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||