بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
"[[اصحاب]]" جمع "صاحب" به معنای [[همراهی]] کردن است و صاحب، کسی یا چیزی است که ملازم و همراه کس یا چیز دیگر باشد<ref>المصباح، ج۲، ص۳۳۳؛ مفردات، ص۴۷۵،"صحب".</ref>. این ملازمت و همراهی باید عرفا فراوان باشد<ref>مفردات، ص ۴۷۵، "صحب".</ref>. "کهف" به معنای شکاف در [[دل]] [[کوه]] ([[غار]]) است؛ امّا برخی لغت دانان<ref>لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۷۶.</ref> "کهف" را بزرگتر از "غار" دانستهاند. | "[[اصحاب]]" جمع "صاحب" به معنای [[همراهی]] کردن است و صاحب، کسی یا چیزی است که ملازم و همراه کس یا چیز دیگر باشد<ref>المصباح، ج۲، ص۳۳۳؛ مفردات، ص۴۷۵،"صحب".</ref>. این ملازمت و همراهی باید عرفا فراوان باشد<ref>مفردات، ص ۴۷۵، "صحب".</ref>. "کهف" به معنای شکاف در [[دل]] [[کوه]] ([[غار]]) است؛ امّا برخی لغت دانان<ref>لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۷۶.</ref> "کهف" را بزرگتر از "غار" دانستهاند. اصحاب کهف به معنای "[[یاران]] و ملازمان غار" است<ref>[[منصور نصیری|نصیری، منصور]]، [[اصحاب کهف - نصیری (مقاله)|مقاله «اصحاب کهف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]]؛ [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۱۴.</ref>. | ||
== اصحاب کهف در آیات قرآن == | == اصحاب کهف در آیات قرآن == | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
== پس از [[بیداری]] == | == پس از [[بیداری]] == | ||
پس از ۳۰۹ سال، [[مؤمنان]] خفته در غار، از [[خواب]] گران برخاستند. در واقع خواب آنان شبیه به [[مرگ]] و بیداری آنها همچون [[رستاخیز]] بود و از همین رو [[قرآن کریم]] از بیدار کردن آنان به "برانگیختن و [[مبعوث]] کردن" تعبیر کرده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ}}<ref>«و بدینگونه ما آنان را (از خواب) برانگیختیم» سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>. | پس از ۳۰۹ سال، [[مؤمنان]] خفته در غار، از [[خواب]] گران برخاستند. در واقع خواب آنان شبیه به [[مرگ]] و بیداری آنها همچون [[رستاخیز]] بود و از همین رو [[قرآن کریم]] از بیدار کردن آنان به "برانگیختن و [[مبعوث]] کردن" تعبیر کرده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ}}<ref>«و بدینگونه ما آنان را (از خواب) برانگیختیم» سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>. اصحاب کهف پس از بیدار شدن درباره مدت درنگشان در [[غار]] به گفتوگو پرداختند. یکی از آنان پرسید: چه مدت درنگ کردید؟ گفتند: یک [[روز]] یا بخشی از یک روز<ref>سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>. به گفته برخی علت تردید آنها، این بوده که آنان در آغاز روز وارد غار شده و به [[خواب]] رفته بودند و در پایان روز بیدار شده بودند<ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص ۳۵۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۸۱؛ نمونه، ج ۱۲، ص ۳۷۳. </ref> و چون نتوانستند مدت درنگ خود را در غار، مشخص کنند، گفتند: [[خداوند]] به مدت درنگ ما آگاهتر است<ref> سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>. بلافاصله پس از این گفتوگو، پیشنهاد کردند که یکی از آنان به [[شهر]] رفته و با سکههایی که داشتند غذایی تهیه کند. آنان تأکید کردند کسی که به شهر میرود باید دقت کند که طعام پاکتری تهیه کند: {{متن قرآن|فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ}}<ref> سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>. اصحاب کهف افزون بر آن تأکید کردند کسی که به [[شهر]] میرود باید مراقب باشد کسی از اوضاع ما [[آگاه]] نشود، زیرا در این صورت به ما دست یافته و سنگس ارمان میکنند یا اینکه ما را به [[آیین]] خود باز میگردانند و در این صورت هرگز [[رستگار]] نخواهیم شد. | ||
[[قرآن]] مشخص نمیکند که [[مأمور]] تهیه غذا کدام یک از آنان بود و نیز چگونگی آشکار شدن راز آنان را توضیح نمیدهد. امّا طبق برخی [[روایات]] "یملیخا" یا "تملیخا" داوطلب این کار شد<ref>عرائس المجالس، ص ۳۷۵؛ روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۲۰؛ البرهان، ج ۳، ص ۶۲۴. </ref> و با [[لباس]] چوپانی روانه شهر شد؛ امّا چهره شهر را کاملاً دگرگون یافت، از جمله پرچمی را بر سر در شهر دید که بر آن نوشته شده بود: {{عربی|"لا اله الا اللّه عيسى رسول الله وروحه"}}، ازاینرو بسیار شگفت زده شد و [[شگفتی]] او هنگامی فزونی یافت که نانوای شهر با دیدن سکهای که متعلق به بیش از ۳۰۰ سال پیش بود، از وی پرسید: آیا گنجی یافتهای؟ به تدریج [[مردم]] از قراین حال فهمیدند که این مرد یکی از چند [[جوانی]] است که نامشان را در [[تاریخ]] ۳۰۰ سال پیش خوانده و شنیدهاند. پس وی را نزد [[پادشاه]] آوردند و او ماجرای خود را بیان داشت<ref>عرائسالمجالس، ص۳۷۵ـ۳۷۶؛ روضالجنان، ج۱۲، ص ۳۲۰ ـ ۳۲۳؛ البرهان، ج ۳، ص ۶۲۴ ـ ۶۲۵. </ref>.<ref>[[منصور نصیری|نصیری، منصور]]، [[اصحاب کهف - نصیری (مقاله)|مقاله «اصحاب کهف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | [[قرآن]] مشخص نمیکند که [[مأمور]] تهیه غذا کدام یک از آنان بود و نیز چگونگی آشکار شدن راز آنان را توضیح نمیدهد. امّا طبق برخی [[روایات]] "یملیخا" یا "تملیخا" داوطلب این کار شد<ref>عرائس المجالس، ص ۳۷۵؛ روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۲۰؛ البرهان، ج ۳، ص ۶۲۴. </ref> و با [[لباس]] چوپانی روانه شهر شد؛ امّا چهره شهر را کاملاً دگرگون یافت، از جمله پرچمی را بر سر در شهر دید که بر آن نوشته شده بود: {{عربی|"لا اله الا اللّه عيسى رسول الله وروحه"}}، ازاینرو بسیار شگفت زده شد و [[شگفتی]] او هنگامی فزونی یافت که نانوای شهر با دیدن سکهای که متعلق به بیش از ۳۰۰ سال پیش بود، از وی پرسید: آیا گنجی یافتهای؟ به تدریج [[مردم]] از قراین حال فهمیدند که این مرد یکی از چند [[جوانی]] است که نامشان را در [[تاریخ]] ۳۰۰ سال پیش خوانده و شنیدهاند. پس وی را نزد [[پادشاه]] آوردند و او ماجرای خود را بیان داشت<ref>عرائسالمجالس، ص۳۷۵ـ۳۷۶؛ روضالجنان، ج۱۲، ص ۳۲۰ ـ ۳۲۳؛ البرهان، ج ۳، ص ۶۲۴ ـ ۶۲۵. </ref>.<ref>[[منصور نصیری|نصیری، منصور]]، [[اصحاب کهف - نصیری (مقاله)|مقاله «اصحاب کهف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
== [[پادشاه]] عصر | == [[پادشاه]] عصر اصحاب کهف == | ||
در مورد پادشاه دوران اصحاب کهف [[اختلاف]] نظر است؛ امّا بیشتر مورخان [[پادشاه]] ظالمی را که | در مورد پادشاه دوران اصحاب کهف [[اختلاف]] نظر است؛ امّا بیشتر مورخان [[پادشاه]] ظالمی را که اصحاب کهف از [[ستم]] وی به [[غار]] پناه بردهاند "دقیانوس" دانستهاند؛ یعنی پادشاه و امپراتور [[روم]] که در [[تاریخ]] با نام "دکیوس" یا "دیکیانوس" شناخته میشود و بین سالهای ۲۴۹ ـ ۲۵۱ میلادی [[حکومت]] داشته است؛ نیز پادشاه صالحی را که اصحاب کهف در دوران وی از [[خواب]] برخاستند "تیذوسیوس دوم" (تاودوسیوس و به [[نقلی]] ثیودوسیوس دوم) دانستهاند؛ امپراتوری که در تاریخ به "تیدوسیوس دوم" معروف بود، و بین سالهای ۴۰۸ ـ ۴۵۰ میلادی حکومت کرده است<ref>اهل الکهف، ص ۸۹ ـ ۹۰. </ref>. منابع [[مسیحی]] نیز در این مورد با همین [[نقل]] هماهنگ است<ref> The Encyclopedia Britanica, Vol.۲۰, p.۲۷۰. </ref>.<ref>[[منصور نصیری|نصیری، منصور]]، [[اصحاب کهف - نصیری (مقاله)|مقاله «اصحاب کهف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | ||
== شمار و نامهای اصحاب کهف == | == شمار و نامهای اصحاب کهف == | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
# حادثه مزبور در [[شهر]] "اِفِسوس" واقع شده و غار مزبور نیز در همان جا قرار دارد و افسوس (افسیس) از شهرهای معروف آسیای صغیر (ترکیه کنونی و قسمتی از [[روم]] شرقی قدیم) است<ref>قاموس [[کتاب مقدس]]، ص ۸۷؛ نمونه، ج ۱۲، ص۴۰۰ ـ ۴۰۱، [[اهل]] الکهف، ص۹۱ ـ ۹۲. </ref>. | # حادثه مزبور در [[شهر]] "اِفِسوس" واقع شده و غار مزبور نیز در همان جا قرار دارد و افسوس (افسیس) از شهرهای معروف آسیای صغیر (ترکیه کنونی و قسمتی از [[روم]] شرقی قدیم) است<ref>قاموس [[کتاب مقدس]]، ص ۸۷؛ نمونه، ج ۱۲، ص۴۰۰ ـ ۴۰۱، [[اهل]] الکهف، ص۹۱ ـ ۹۲. </ref>. | ||
# غار مزبور در نزدیکی پایتخت [[اردن]]، یعنی [[شهر]] عمان و در نزدیکی روستای "رجیب" واقع است. بر بالای این غار صومعهای دیده میشود که براساس پارهای از قراین، مربوط به قرن پنجم میلادی است و پس از آنکه [[مسلمانان]] آنجا را [[فتح]] کردند، به مسجد تبدیل شد<ref>المیزان، ج۱۳، ص۲۹۷؛ نمونه، ج۱۲، ص ۴۰۱. </ref>. اطراف این غار از دو سمت شرقی و غربی باز است و [[آفتاب]] بر آن میتابد و ورودی غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار ۷ یا ۸ قبر به چشم میخورد. در سال ۱۹۶۳ میلادی هیئتی اکتشافی از اردن با حفّاری به [[کشف]] این غار متروک نایل شد<ref>المیزان، ج۱۳، ص۲۹۷؛ نمونه، ج۱۲، ص ۴۰۱. </ref>. | # غار مزبور در نزدیکی پایتخت [[اردن]]، یعنی [[شهر]] عمان و در نزدیکی روستای "رجیب" واقع است. بر بالای این غار صومعهای دیده میشود که براساس پارهای از قراین، مربوط به قرن پنجم میلادی است و پس از آنکه [[مسلمانان]] آنجا را [[فتح]] کردند، به مسجد تبدیل شد<ref>المیزان، ج۱۳، ص۲۹۷؛ نمونه، ج۱۲، ص ۴۰۱. </ref>. اطراف این غار از دو سمت شرقی و غربی باز است و [[آفتاب]] بر آن میتابد و ورودی غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار ۷ یا ۸ قبر به چشم میخورد. در سال ۱۹۶۳ میلادی هیئتی اکتشافی از اردن با حفّاری به [[کشف]] این غار متروک نایل شد<ref>المیزان، ج۱۳، ص۲۹۷؛ نمونه، ج۱۲، ص ۴۰۱. </ref>. | ||
# غار | # غار اصحاب کهف در بتراء از شهرهای [[فلسطین]] است<ref> نمونه، ج۱۲، ص ۲۹۹. </ref>. | ||
# در [[کوه]] قاسیون نزدیک [[دمشق]] [[سوریه]] واقع است<ref> نمونه، ج۱۲، ص ۲۹۹. </ref>. | # در [[کوه]] قاسیون نزدیک [[دمشق]] [[سوریه]] واقع است<ref> نمونه، ج۱۲، ص ۲۹۹. </ref>. | ||
# در شبه جزیره اسکاندیناوی، در اروپای شمالی قرار دارد<ref> نمونه، ج۱۲، ص ۲۹۹. </ref>. | # در شبه جزیره اسکاندیناوی، در اروپای شمالی قرار دارد<ref> نمونه، ج۱۲، ص ۲۹۹. </ref>. | ||