پرش به محتوا

یحیی بن زید بن علی بن الحسین: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۴: خط ۴:
[[یحیی]] ابن [[زید بن علی بن الحسین]] {{ع}} معروف به [[امام]] [[طاهر]]<ref>هدایة الراغبین، ص۲۱۰.</ref> و امام [[ثائر]]<ref>معجم الرّواة، ج۱، ص۸۰.</ref> از اعاظم [[سادات]] [[زیدی]] و از [[پیشوایان]] زیدیّه است. [[مادر]] او رَیطَة دختر [[ابوهاشم عبدالله بن محمد بن الحنفیه]]<ref>الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۲۵.</ref> از [[سادات علوی]] است. مادرِ مادرِ او نیز با دخترِ [[ابونوفل بن حرث بن عبدالمطلب]] است<ref>الدر النظیم، ص۵۹۹.</ref>. مادرِ پدرِ وی نیز امّ‌ولدی است که او را مختار به [[امام سجاد]] {{ع}} بخشید<ref>التفسیر، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[محمد علی موحدی|موحدی، محمد علی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «یحیی بن زید»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۵۳۹.</ref>
[[یحیی]] ابن [[زید بن علی بن الحسین]] {{ع}} معروف به [[امام]] [[طاهر]]<ref>هدایة الراغبین، ص۲۱۰.</ref> و امام [[ثائر]]<ref>معجم الرّواة، ج۱، ص۸۰.</ref> از اعاظم [[سادات]] [[زیدی]] و از [[پیشوایان]] زیدیّه است. [[مادر]] او رَیطَة دختر [[ابوهاشم عبدالله بن محمد بن الحنفیه]]<ref>الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۲۵.</ref> از [[سادات علوی]] است. مادرِ مادرِ او نیز با دخترِ [[ابونوفل بن حرث بن عبدالمطلب]] است<ref>الدر النظیم، ص۵۹۹.</ref>. مادرِ پدرِ وی نیز امّ‌ولدی است که او را مختار به [[امام سجاد]] {{ع}} بخشید<ref>التفسیر، ص۴۰۰.</ref>.<ref>[[محمد علی موحدی|موحدی، محمد علی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «یحیی بن زید»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۵۳۹.</ref>


== حیاتِ او ==
== سرگذشت زندگی ==
یحیی به سال ۹۸ ق دیده به [[جهان]] گشود<ref>الاعلام، ج۸، ص۱۴۶.</ref>. از [[روزگار]] [[حیات]] او پیش از جریان [[استشهاد]] پدرش خبری در دست نیست، مگر آنکه بنابر پاره‌ای از گزارش‌ها، وی روایت‌هایی را از [[پدر]] شنیده و آثاری را از او اخذ کرده است.
یحیی به سال ۹۸ ق دیده به [[جهان]] گشود<ref>الاعلام، ج۸، ص۱۴۶.</ref>. از [[روزگار]] [[حیات]] او پیش از جریان [[استشهاد]] پدرش خبری در دست نیست، مگر آنکه بنابر پاره‌ای از گزارش‌ها، وی روایت‌هایی را از [[پدر]] شنیده و آثاری را از او اخذ کرده است.
پس از مجروح‌شدن [[زید بن علی]] در [[نبرد]] با بنی‌امیّه و انتقال او به [[منزل]] یکی از [[یاران]] خود، یحیی بر بالین پدر آمد و با چشمانی گریان، او را به [[دیدار]] اجداد طاهرینش [[بشارت]] داد<ref>مقاتل الطالبین، ج۱، ص۴۰.</ref>. پدر نیز فرزندش یحیی را به [[جهاد]] با بنی‌امیّه [[وصیّت]] نمود<ref>هدایة الراغبین، ص۲۱۰.</ref>. پس از [[شهادت]] [[زید]]، آن‌گاه که یاران او برای مخفی نگاه‌داشتن پیکرش از دستبرد بنی‌امیّه پیشنهادهایی چون فروانداختن وی به قعر [[فرات]] یا بریدن سرِ او را مطرح کردند، یحیی به [[مخالفت]] برخاست و در نتیجه پیکر زید را مخفیانه و شبانه در عباسیّه در میان جوی آبی [[دفن]] کردند، ولی غلامی که [[شاهد]] [[تدفین]] زید بود، محلّ دفن پیکرش را فاش نمود که سبب شد بنی‌امیّه پس از بریدن سر زید، تن برهنه او را به دار کشیدند<ref>مقاتل الطالبین، ج۱، ص۴۰.</ref>.
پس از مجروح‌شدن [[زید بن علی]] در [[نبرد]] با بنی‌امیّه و انتقال او به [[منزل]] یکی از [[یاران]] خود، یحیی بر بالین پدر آمد و با چشمانی گریان، او را به [[دیدار]] اجداد طاهرینش [[بشارت]] داد<ref>مقاتل الطالبین، ج۱، ص۴۰.</ref>. پدر نیز فرزندش یحیی را به [[جهاد]] با بنی‌امیّه [[وصیّت]] نمود<ref>هدایة الراغبین، ص۲۱۰.</ref>. پس از [[شهادت]] [[زید]]، آن‌گاه که یاران او برای مخفی نگاه‌داشتن پیکرش از دستبرد بنی‌امیّه پیشنهادهایی چون فروانداختن وی به قعر [[فرات]] یا بریدن سرِ او را مطرح کردند، یحیی به [[مخالفت]] برخاست و در نتیجه پیکر زید را مخفیانه و شبانه در عباسیّه در میان جوی آبی [[دفن]] کردند، ولی غلامی که [[شاهد]] [[تدفین]] زید بود، محلّ دفن پیکرش را فاش نمود که سبب شد بنی‌امیّه پس از بریدن سر زید، تن برهنه او را به دار کشیدند<ref>مقاتل الطالبین، ج۱، ص۴۰.</ref>.
۲۲۷٬۳۶۸

ویرایش