پرش به محتوا

جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۰۳: خط ۲۰۳:
با توجه به آنکه خصائص و ویژگی‌های یاد شده به شکل مطلق در حضرات [[معصومین]] یافت می‌شود، نمونه بارز و برجسته [[حاکمیت]] بر [[جامعه مطلوب]]، حاکم [[معصوم]] است و بعد از [[معصومین]]، نزدیکترین کسانی که ضمن دارا بودن شرایط لازم، نسبت به انجام [[قوانین الهی]] و [[سنت معصومین]] [[اصرار]] داشته باشند. چنین کسی در [[نظام فکری]] [[امام خمینی]]، [[فقیه]] جامع‌الشرائط است. در این دستگاه [[فکری]]، فقیه می‌بایست همانند معصومین با اجرای [[دستورات اخلاقی]]، [[قوانین]] و مقررات [[جامعه اسلامی]] هرچه بیشتر خود را به معصومین نزدیک کند. چنین شخصی همان [[ولایتی]] را بهره‌مند خواهند بود که معصومین داشته‌اند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۵۰.</ref>. در نگاه امام خمینی به دلیل جایگاه ویژه [[مردم]] در [[جامعه مطلوب]]، [[حاکمیت]] می‌بایست نسبت به خواست و [[خدمت به مردم]] دل‌مشغولی داشته باشد و [[ارزش]] هریک از مسئولین به [[میزان]] خدمتی که به مردم ارائه می‌دهد بستگی دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۴۴۵؛ ج۱۷، ص۱۶۶.</ref>. هرچند [[حاکمان]] موظف‌اند به مردم [[خدمت]] کنند و با آنان در [[ارتباط]] دائمی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که هر نوع خواسته‌ای از ناحیه مردم [[مشروع]] باشد و حاکمان می‌بایست بدان [[خواسته‌ها]] عمل کنند؛ بلکه میزان، عمل [[کارگزاران]] و حاکمان [[اسلام]] است و در جامعه مطلوب مورد نظر امام خمینی می‌بایست همواره تطابق با دستورات اسلامی سرلوحه کار [[مسئولان]] باشد و می‌بایست در هر کاری «محتوای آن هم از هر جهت [[اسلامی]]»<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref> باشد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>.
با توجه به آنکه خصائص و ویژگی‌های یاد شده به شکل مطلق در حضرات [[معصومین]] یافت می‌شود، نمونه بارز و برجسته [[حاکمیت]] بر [[جامعه مطلوب]]، حاکم [[معصوم]] است و بعد از [[معصومین]]، نزدیکترین کسانی که ضمن دارا بودن شرایط لازم، نسبت به انجام [[قوانین الهی]] و [[سنت معصومین]] [[اصرار]] داشته باشند. چنین کسی در [[نظام فکری]] [[امام خمینی]]، [[فقیه]] جامع‌الشرائط است. در این دستگاه [[فکری]]، فقیه می‌بایست همانند معصومین با اجرای [[دستورات اخلاقی]]، [[قوانین]] و مقررات [[جامعه اسلامی]] هرچه بیشتر خود را به معصومین نزدیک کند. چنین شخصی همان [[ولایتی]] را بهره‌مند خواهند بود که معصومین داشته‌اند<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۵۰.</ref>. در نگاه امام خمینی به دلیل جایگاه ویژه [[مردم]] در [[جامعه مطلوب]]، [[حاکمیت]] می‌بایست نسبت به خواست و [[خدمت به مردم]] دل‌مشغولی داشته باشد و [[ارزش]] هریک از مسئولین به [[میزان]] خدمتی که به مردم ارائه می‌دهد بستگی دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۴۴۵؛ ج۱۷، ص۱۶۶.</ref>. هرچند [[حاکمان]] موظف‌اند به مردم [[خدمت]] کنند و با آنان در [[ارتباط]] دائمی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که هر نوع خواسته‌ای از ناحیه مردم [[مشروع]] باشد و حاکمان می‌بایست بدان [[خواسته‌ها]] عمل کنند؛ بلکه میزان، عمل [[کارگزاران]] و حاکمان [[اسلام]] است و در جامعه مطلوب مورد نظر امام خمینی می‌بایست همواره تطابق با دستورات اسلامی سرلوحه کار [[مسئولان]] باشد و می‌بایست در هر کاری «محتوای آن هم از هر جهت [[اسلامی]]»<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref> باشد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۷۸.</ref>.


== [[خانواده]] در جامعه مطلوب ==
== [[خانواده]] در جامعه مطلوب اسلامی ==
خانواده در منظومه فکری و [[اجتماعی]] امام خمینی از جایگاه ویژه و برجسته‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۰.</ref>. اولین سلول اجتماعی هر جامعه‌ای را خانواده تشکیل می‌دهد. این واحد اجتماعی از یک‌سو عهده‌دار [[تولید]] جمعیت و [[نسل]] آن [[جامعه]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷.</ref> و از سوی دیگر عهده‌دار پشتیبانی‌های دیگر از اعضاء می‌باشد. در طول فرآیند اجتماعی کردن و تربیت فرزندان، خانواده مؤثرترین نقش را ایفاء می‌کند. چنانکه [[گرایش]] و [[تمایل]] به [[انحراف]] و [[گناه]] نیز از خانواده آغاز می‌شود و می‌تواند سرمنشأ [[خانوادگی]] داشته باشد<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۵.</ref>. در میان اعضاء [[خانواده]] با توجه به [[نظام]] تقسیم کار [[خانوادگی]]، [[سرپرستی]] کلان و [[مدیریت]] خانواده بر عهده مرد و [[پدر]] خانواده و مدیریت داخلی خانواده و خصوصاً تربیت فرزندان بیشتر بر عهده مادران و [[زنان]] می‌باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۱۶۲؛ ج۸، ص۳۶۳.</ref>.
خانواده در منظومه فکری و [[اجتماعی]] امام خمینی از جایگاه ویژه و برجسته‌ای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۸۰.</ref>. اولین سلول اجتماعی هر جامعه‌ای را خانواده تشکیل می‌دهد. این واحد اجتماعی از یک‌سو عهده‌دار [[تولید]] جمعیت و [[نسل]] آن [[جامعه]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷.</ref> و از سوی دیگر عهده‌دار پشتیبانی‌های دیگر از اعضاء می‌باشد. در طول فرآیند اجتماعی کردن و تربیت فرزندان، خانواده مؤثرترین نقش را ایفاء می‌کند. چنانکه [[گرایش]] و [[تمایل]] به [[انحراف]] و [[گناه]] نیز از خانواده آغاز می‌شود و می‌تواند سرمنشأ [[خانوادگی]] داشته باشد<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۵.</ref>. در میان اعضاء [[خانواده]] با توجه به [[نظام]] تقسیم کار [[خانوادگی]]، [[سرپرستی]] کلان و [[مدیریت]] خانواده بر عهده مرد و [[پدر]] خانواده و مدیریت داخلی خانواده و خصوصاً تربیت فرزندان بیشتر بر عهده مادران و [[زنان]] می‌باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۱۶۲؛ ج۸، ص۳۶۳.</ref>.


۲۲۷٬۳۶۲

ویرایش