←حقگرایی و حقطلبی
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در معارف و سیره علوی]] - [[اصلاح در جامعهشناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]] - [[اصلاح در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در معارف و سیره علوی]] - [[اصلاح در جامعهشناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]] - [[اصلاح در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۴: | ||
کاربردهای اصلاح را - به لحاظ حوزه اجرایی این فرایند - میتوان در سه ردۀ رابطه [[انسان]] با [[خدا]]، انسانهای دیگر و [[جهان]] [[طبیعت]] دستهبندی کرد: | کاربردهای اصلاح را - به لحاظ حوزه اجرایی این فرایند - میتوان در سه ردۀ رابطه [[انسان]] با [[خدا]]، انسانهای دیگر و [[جهان]] [[طبیعت]] دستهبندی کرد: | ||
==== نخست: اصلاح فردی ==== | ==== نخست: اصلاح فردی ==== | ||
===== اصلاح رابطه | =====اصلاح رابطه انسان با خود===== | ||
{{اصلی|اصلاح نفس}} | {{اصلی|اصلاح نفس}} | ||
در [[جهانبینی اسلامی]] [[انسان]] و هستی بدون [[هدف]] [[آفریده]] نشده است<ref>{{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}} «آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.</ref> و انسان به عنوان عصاره [[خلقت]]<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۷.</ref> و [[خلیفه خدا]] در روی [[زمین]] دارای هدف والایی است که از آن به «[[قرب]] إلی [[الله]]» یاد میشود. [[قربی]] که امری وجودی است و به معنای نزدیکی وجودی انسان به کمال مطلق میباشد. به هر مقدار که انسان واجد [[صفات پسندیده]] گردد به کمال مطلق که همه صفات کمالیه را به نحو اطلاق دارا میباشد نزدیکتر خواهد بود. این نزدیکی بدون تهذیب نفس و تزکیۀ [[باطن]] و تخلق به اخلاق الهی غیرممکن خواهد بود؛ لذا تهذیب نفس و تخلق به اخلاق الهی مقصد همه مکتبهای [[توحیدی]] است<ref>صحیفه امام، ج۷، ص۵۳۱.</ref> و مقصد [[قرآن]] به عنوان آخرین و کاملترین [[کتاب آسمانی]] چیزی جز تصفیه [[عقول]] و [[تزکیه نفس]] برای رسیدن به [[قرب به خداوند]] و کلمه [[توحید]] نیست<ref>امام خمینی، کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۱.</ref>. | در [[جهانبینی اسلامی]] [[انسان]] و هستی بدون [[هدف]] [[آفریده]] نشده است<ref>{{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}} «آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.</ref> و انسان به عنوان عصاره [[خلقت]]<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۷.</ref> و [[خلیفه خدا]] در روی [[زمین]] دارای هدف والایی است که از آن به «[[قرب]] إلی [[الله]]» یاد میشود. [[قربی]] که امری وجودی است و به معنای نزدیکی وجودی انسان به کمال مطلق میباشد. به هر مقدار که انسان واجد [[صفات پسندیده]] گردد به کمال مطلق که همه صفات کمالیه را به نحو اطلاق دارا میباشد نزدیکتر خواهد بود. این نزدیکی بدون تهذیب نفس و تزکیۀ [[باطن]] و تخلق به اخلاق الهی غیرممکن خواهد بود؛ لذا تهذیب نفس و تخلق به اخلاق الهی مقصد همه مکتبهای [[توحیدی]] است<ref>صحیفه امام، ج۷، ص۵۳۱.</ref> و مقصد [[قرآن]] به عنوان آخرین و کاملترین [[کتاب آسمانی]] چیزی جز تصفیه [[عقول]] و [[تزکیه نفس]] برای رسیدن به [[قرب به خداوند]] و کلمه [[توحید]] نیست<ref>امام خمینی، کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۱.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۳: | ||
{{اصلی|اصلاح سبک زندگی}} | {{اصلی|اصلاح سبک زندگی}} | ||
===== اصلاح رابطه با خدا ===== | =====اصلاح رابطه با خدا===== | ||
{{اصلی|اصلاح رابطه خود و خدا}} | |||
در برخی [[آیات]] از [[نماز]] در نقش رابطهای عبادی میان [[خدا]] و [[انسان]] و از مصادیق اصلاحگری یاد شده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ}}<ref>«و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۰.</ref>. بین [[انسان]] و [[بازگشت به خدا]] ([[توبه]]) در ارتباط با اصلاح اعمال نیز رابطهای مستقیم برقرار است، زیرا [[توبه]] از سویی شرط اصلاح اعمال و از سوی دیگر از راههای برقراری ارتباط با [[خداوند]]، شمرده شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، «خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیدهها را) روشن بیان داشتند، که آنان را میآمرزم و من توبهپذیر بخشایندهام» سوره بقره، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>؛ همچنین از کاربردهای اصلاح در حوزه ارتباط انسان با خدا، درخواست اصلاح و [[نیکی]] برای ذریّه و [[نسل]]، از [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|...وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي...}}<ref>«...و برای من، در دودمانم شایستگی نه...» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | در برخی [[آیات]] از [[نماز]] در نقش رابطهای عبادی میان [[خدا]] و [[انسان]] و از مصادیق اصلاحگری یاد شده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ}}<ref>«و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۰.</ref>. بین [[انسان]] و [[بازگشت به خدا]] ([[توبه]]) در ارتباط با اصلاح اعمال نیز رابطهای مستقیم برقرار است، زیرا [[توبه]] از سویی شرط اصلاح اعمال و از سوی دیگر از راههای برقراری ارتباط با [[خداوند]]، شمرده شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، «خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیدهها را) روشن بیان داشتند، که آنان را میآمرزم و من توبهپذیر بخشایندهام» سوره بقره، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>؛ همچنین از کاربردهای اصلاح در حوزه ارتباط انسان با خدا، درخواست اصلاح و [[نیکی]] برای ذریّه و [[نسل]]، از [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|...وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي...}}<ref>«...و برای من، در دودمانم شایستگی نه...» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
==== دوم: اصلاح اجتماعی ==== | ==== دوم: اصلاح اجتماعی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح اجتماعی}} | {{اصلی|اصلاح اجتماعی}} | ||
===== رابطه | اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | ||
بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح | |||
# '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و | ===== اصلاح رابطه با دیگران ===== | ||
# '''اصلاح در [[وصیت]]:''' | بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح روابط اجتماعی به آن پرداخته میشود: | ||
# '''اصلاح در امور [[یتیم]]:''' [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ}}<ref>«در (کار) این جهان و جهان واپسین. و از تو، درباره یتیمان میپرسند، بگو سامانبخشی به کار آنان نیکوتر است و چون با آنان به سر برید (بدانید که) برادران شمایند و خداوند، تباهکار را از مصلح باز میشناسد» سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref> به سرپرستان [[یتیمان]] سفارش میکند که به اصلاح امورشان [[همت]] گمارده آن را نسبت به دیگر مسائل مانند [[استقلال اقتصادی]] آنان در | # '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و داوری از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این زن و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | ||
# '''اصلاح در [[وصیت]]:''' درباره [[وصیت]]، به محتضر سفارش شده که به [[معروف]] و [[نیکی]] [[وصیت]] کند و [[حق]] را در نظر بگیرد و بهگونهای [[وصیت]] نکند که موجب [[اختلاف]] و [[نزاع]] [[خانوادگی]] شود<ref>سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref> و اگر میت برخلاف وظیفه شرعی خود، بهگونهای اختلافانگیز وصیتی کرد، [[وصی]] میتواند آن را اصلاح کرده، به شیوه مناسب تغییر دهد و از این جهت گناهی بر او نیست<ref>سوره بقره، آیه ۱۸۲.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص۱۷۱-۱۷۲.</ref> | |||
# '''اصلاح در امور [[یتیم]]:''' [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ}}<ref>«در (کار) این جهان و جهان واپسین. و از تو، درباره یتیمان میپرسند، بگو سامانبخشی به کار آنان نیکوتر است و چون با آنان به سر برید (بدانید که) برادران شمایند و خداوند، تباهکار را از مصلح باز میشناسد» سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref> به سرپرستان [[یتیمان]] سفارش میکند که به اصلاح امورشان [[همت]] گمارده آن را نسبت به دیگر مسائل مانند [[استقلال اقتصادی]] آنان در اولویت قرار دهند و البته [[خداوند]] به روشنی قصد اصلاح [[حقیقی]] را از دیگر مقاصد باز میشناسد<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۹۷-۱۹۸.</ref>. | |||
# '''[[اصلاح ذاتبین]] ([[آشتی دادن بین مردم]]):''' از دیگر مصادیق اصلاح، [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] (اصلاح ذاتالبین) است، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفتوگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جستجوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> آمده است که [[نجوا]] را تنها در صورتی مُجاز میداند که قصد اصلاح و [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] در میان باشد. | # '''[[اصلاح ذاتبین]] ([[آشتی دادن بین مردم]]):''' از دیگر مصادیق اصلاح، [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] (اصلاح ذاتالبین) است، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«در بسیاری از گفتوگوهای زیرگوشی آنان خیری نیست مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جستجوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> آمده است که [[نجوا]] را تنها در صورتی مُجاز میداند که قصد اصلاح و [[آشتی]] دادن بین [[مردم]] در میان باشد. | ||
# '''اصلاحگری [[رهبران]]:''' [[حضرت موسی]] {{ع}} در ماجرای سفر به کوه طور پس از [[جانشینی]] [[هارون]] برای [[رهبری]] [[بنیاسرائیل]] به وی سفارش کرد که در این مسیر از [[پیروی]] آرای [[مفسدان]] پرهیز کرده، به اصلاح در میانشان برخیزد | # '''اصلاحگری [[رهبران]]:''' [[حضرت موسی]] {{ع}} در ماجرای سفر به کوه طور پس از [[جانشینی]] [[هارون]] برای [[رهبری]] [[بنیاسرائیل]] به وی سفارش کرد که در این مسیر از [[پیروی]] آرای [[مفسدان]] پرهیز کرده، به اصلاح در میانشان برخیزد<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}، «و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>.<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۱۲۱؛ المیزان، ج ۸، ص۲۳۶.</ref> | ||
# '''اصلاح در روابط [[اقتصادی]]:''' رعایت [[انصاف]] و [[عدالت]] در روابط [[اقتصادی]]، از جمله خرید و فروش از دیگر مصادیق اصلاح در [[قرآن]] است: {{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ... وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ...}}<ref>«و به سوی (قوم) مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم که به ایشان) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید... و در پیمانه و ترازو کم ننهید...» سوره هود، آیه ۸۴.</ref><ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] | # '''اصلاح در روابط [[اقتصادی]]:''' رعایت [[انصاف]] و [[عدالت]] در روابط [[اقتصادی]]، از جمله خرید و فروش از دیگر مصادیق اصلاح در [[قرآن]] است: {{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ... وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ...}}<ref>«و به سوی (قوم) مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم که به ایشان) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید... و در پیمانه و ترازو کم ننهید...» سوره هود، آیه ۸۴.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
===== ویژگیهای مصلح اجتماعی ===== | ===== ویژگیهای مصلح اجتماعی ===== | ||
====== [[اصلاح خویش]] ([[خودسازی]]) ====== | ====== [[اصلاح خویش]] ([[خودسازی]]) ====== | ||
نخستین گام در هر [[حرکت اصلاحی]]، از نگاه [[دین]]، اصلاح خویشتن یا [[جهاد با نفس]] است که به «[[جهاد اکبر]] | نخستین گام در هر [[حرکت اصلاحی]]، از نگاه [[دین]]، اصلاح خویشتن یا [[جهاد با نفس]] است که به «[[جهاد اکبر]] معروف است. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: «[[تعجب]] میکنم از کسی که متصدی اصلاح [[مردم]] میشود، در حالی که خودش [[فاسد]] است و خود را اصلاح ننموده و به دنبال اصلاح دیگران است»<ref>{{متن حدیث|عَجِبْتُ لِمَنْ يَتَصَدَّى لِإِصْلَاحِ النَّاسِ وَ نَفْسُهُ أَشَدُّ شَيْءٍ فَسَاداً فَلَا يُصْلِحُهَا وَ يَتَعَاطَى إِصْلَاحَ غَيْرِهِ}}، نهج البلاغه، ص۴۵؛ محمد رضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۱، ص۹۷.</ref>. شبیه به این [[حدیث]] از [[امام]] [[معصوم]] آمده است: «چطور کسی ادعای اصلاح دیگران را دارد، در حالی که هنوز خودش را اصلاح نکرده است». بههمین دلیل، [[مصلحان]] راستین، پیش از [[دعوت]] به اصلاح دیگران، باید به اصلاح خویش بپردازند. بنابراین هر حرکت اصلاحی، رهبری صالح و [[مصلح]] میخواهد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | ||
[[امام علی]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|عَجِبْتُ لِمَنْ يَتَصَدَّى لِإِصْلَاحِ النَّاسِ وَ نَفْسُهُ أَشَدُّ شَيْءٍ فَسَاداً فَلَا يُصْلِحُهَا وَ يَتَعَاطَى إِصْلَاحَ غَيْرِهِ}} | |||
«چطور کسی ادعای اصلاح دیگران را دارد، در حالی که هنوز خودش را اصلاح نکرده است». بههمین دلیل، [[مصلحان]] | |||
====== [[شناخت]] داشتن از [[اقدام اصلاحی]] خود ====== | ====== [[شناخت]] داشتن از [[اقدام اصلاحی]] خود ====== | ||
مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: | مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: «ده نفرند که خود و دیگران را به مشکل گرفتار میکنند: یکی از آنان [[اصلاحطلبی]] است که عالم و [[آگاه]] به اصلاح نیست»<ref>{{متن حدیث|عَشَرَةٌ يُفَتِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ غَيْرَهُمْ مُرِيدٌ لِلصَّلَاحِ وَ لَيْسَ بِعَالِمٍ}}، الحیاة، ج۱، ص۳۷.</ref>. یک مصلح باید مثل طبیب، اول درد را [[شناسایی]] و سپس درمان را ارائه دهد و باید بداند که هر دردی، درمان خاص خود را دارد و هر فسادی، اصلاح خاص خود را میطلبد، به قول مرحوم [[شرف الدین]]: «[[صلاح]] را از همان راهی وارد [[جامعه]] کنید که [[فساد]] را وارد کردهاند»<ref>{{عربی|لا یأتی الصلاح الّا من حیث یأتی الفساد}}؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج۱، ص۷۵.</ref>. بنابراین، کسی که در جایگاه اصلاحات سیاسی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[دینی]] قرار میگیرد، باید به [[احکام]] و [[قوانین الهی]] آشنا و عالم باشد و صلاح و فساد را کاملاً بشناسد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | ||
====== [[حقگرایی | ====== [[حقگرایی و حقطلبی]] ====== | ||
ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و | ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و حقمداری باشد و [[اسیر]] نفس، [[مال]] و دنیازدگی نشود. به تعبیر [[امام علی]] {{ع}}: «مبادا رعایت و [[بزرگداشت]] کسی مانع شما از [[اجرای حد]] گردد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَمْنَعَنَّكُمْ رِعَايَةُ الْحَقِّ لِأَحَدٍ عَنْ إِقَامَةِ الْحَقِّ عَلَيْهِ}}، غررالحکم، خ ۱۰۳۲۸.</ref>. علی {{ع}} که انگیزه خود را [[اصلاح امور جامعه]] مطرح میکند، این [[اصلاحطلبی]] را در محور احیاء [[حق]] میداند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هر آینه این کفش کهنه در نزد من از [[حکومت]] کردن بر شما محبوبتر است، مگر این که اقامه حقی بکنم یا باطلی را دفع کنم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}، نهج البلاغة.</ref>. حضرت حقمحوری را در [[حرکت اصلاحی]] خود اصلی مسلم میداند. | ||
[[امام حسین]] {{ع}} که انگیزه [[قیام]] خود را اصلاحطلبی بر اساس حقطلبی و [[حقگرایی]] میداند، میفرماید: «آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از [[باطل]] پیشگیری نمیشود؟ پس سزاوار است که [[مؤمن]] برای [[ملاقات]] خدا [[مشتاق]] باشد»<ref>{{متن حدیث|أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ، وَ أنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهِى عَنْهُ! لِيَرْغَبِ المُؤمِنُ فِي لِقَاءِ اللّهِ مُحِقَّاً}}، ابن طاووس، اللهوف، ص۳۵.</ref>. | |||
{{متن حدیث|وَ | |||
بنابراین، [[اصلاحات]] امام حسین {{ع}} در مسیر اجرا و [[اقامه حق]] در [[جامعه]] میباشد. و اگر چنین شد، آن [[اصلاح]]، یک اصلاح [[دینی]] و [[اسلامی]] میشود<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۵.</ref>. | |||
بنابراین، [[اصلاحات]] امام حسین {{ع}} در مسیر | |||
====== [[صداقت]] و [[اخلاص]] ====== | ====== [[صداقت]] و [[اخلاص]] ====== | ||
دیگر ویژگی [[مصلح]]، آن است که در کار خویش صداقت داشته باشد و با تمام اخلاص، در صدد کمک کردن به [[مردم]] و [[نجات]] جامعه از [[بدبختی]] و [[فساد]] باشد. رمز [[جاودانگی]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} که مرزهای زمانی و مکانی را در نوردید، صداقت و اخلاص او بود. که در آخرین لحظههای [[زندگی]] فرمود: | دیگر ویژگی [[مصلح]]، آن است که در کار خویش صداقت داشته باشد و با تمام اخلاص، در صدد کمک کردن به [[مردم]] و [[نجات]] جامعه از [[بدبختی]] و [[فساد]] باشد. رمز [[جاودانگی]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} که مرزهای زمانی و مکانی را در نوردید، صداقت و اخلاص او بود. که در آخرین لحظههای [[زندگی]] فرمود: {{متن حدیث|إِلَهِی رَضاً بِقَضَائِکَ وَ تَسْلِیمَاً لِاَمْرِکَ لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ}}؛ «خدایا [[راضی]] هستم به قضای تو و [[تسلیم]] هستم در مقابل [[اوامر]] تو و هیچ معبودی جز تو نیست». | ||
{{متن حدیث|إِلَهِی رَضاً بِقَضَائِکَ وَ تَسْلِیمَاً لِاَمْرِکَ لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ}}؛ «خدایا [[راضی]] هستم به قضای تو و [[تسلیم]] هستم در مقابل [[اوامر]] تو و هیچ معبودی جز تو نیست». | |||
این ویژگیها، برای کسی که ادعای [[اصلاح جامعه]] را دارد [[ضرورت]] دارد. همچنین | این ویژگیها، برای کسی که ادعای [[اصلاح جامعه]] را دارد [[ضرورت]] دارد. همچنین پرهیز از بهکارگیری ابزار [[نامشروع]] برای رسیدن به اهداف [[مشروع]]، پرهیز از [[سازشکاری]] و ملاحظه، [[قاطعیت]] و صراحت و [[شجاعت]]، برنامه عملی داشتن، واقعبینی و وسعت [[فکر]] و [[اندیشه]] از ویژگیهایی است که برای [[مصلح]] لازم و ضروری است<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۷.</ref>. | ||
==== سوم: اصلاح محیط زیست ==== | ==== سوم: اصلاح محیط زیست ==== | ||
===== رابطه [[انسان]] با | ===== رابطه [[انسان]] با طبیعت ===== | ||
در آیاتی از [[قرآن]] با پرهیز از خرابی و [[افساد]] در | در آیاتی از [[قرآن]] با پرهیز از خرابی و [[افساد]] در طبیعت به [[لزوم]] اصلاح و [[آبادانی]] آن توجه داده شده است<ref>{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ}}، «و از مردم کسی است که گفتارش درباره زندگی این جهان تو را به شگفتی وا میدارد و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد و همو کینهتوزترین دشمنان است و چون به سرپرستی در کاری دسترسی یابد میکوشد که در زمین تبهکاری ورزد و کشت و پشت را نابود کند و خداوند تباهی را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۲۰۴-۲۰۵.</ref>. در آیاتی دیگر از [[اسراف]] و [[تبذیر]] نیز به عنوان مصداق [[فساد]] یاد شده است<ref>{{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}، «از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref> که به قرینه تقابل میان [[افساد]] و اصلاح، نشاندهنده [[ضرورت]] محافظت از طبیعت است<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref>. | ||
=== به لحاظ زمینهها === | === به لحاظ زمینهها === | ||
==== اصلاح فکری و اعتقادی ==== | ==== اصلاح فکری و اعتقادی ==== | ||
==== اصلاح روحی و روانی ==== | ==== اصلاح روحی و روانی ==== | ||
==== اصلاح فرهنگی ==== | ==== اصلاح فرهنگی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح فرهنگی}} | |||
==== اصلاح اقتصادی ==== | ==== اصلاح اقتصادی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح اقتصادی}} | |||
==== اصلاح سیاسی ==== | ==== اصلاح سیاسی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح سیاسی}} | |||
==== اصلاح قضایی ==== | ==== اصلاح قضایی ==== | ||
== نتایج و آثار == | == نتایج و آثار == | ||
یکی از نتایج و آثار اصلاح، جلوگیری از | یکی از نتایج و آثار اصلاح، جلوگیری از نزول [[عذاب الهی]] است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ}}<ref>«و پروردگارت بر آن نیست شهری را که مردم آن مصلحند به ستم نابود کند» سوره هود، آیه ۱۱۷.</ref>. تعبیر "[[مصلح]]" نشان میدهد که [[صالح]] بودن افراد کافی نیست، بلکه باید اصلاحگر نیز باشند؛ همچنین از [[آیه]] استظهار میشود که تنها زمانی [[عذاب الهی]] نازل میشود که [[فساد]] همگانی شود<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref> و بر گروه [[مصلح]] غیر [[ظالم]]، [[بلا]] و [[عذاب]] نازل نمیشود، هرچند [[مشرک]] باشند<ref>کشف الحقائق، ج ۲، ص ۱۰۸.</ref>. در آیاتی، [[ایمان]]، [[تقوا]] و اصلاحگری عامل سعادتمندی و موجب [[اطمینان]] از [[آینده]] شمرده شده است: {{متن قرآن|فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
در آیاتی، [[ایمان]]، [[تقوا]] و اصلاحگری عامل سعادتمندی و موجب [[اطمینان]] از [[آینده]] شمرده شده است: {{متن قرآن|فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref><ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||