نفرین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۱٬۸۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ سپتامبر ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۳: خط ۲۳:
# [[هشدار]] [[خداوند]] به [[پیامبر اسلام]] مبنی بر شتاب نکردن در [[نفرین]] بر [[قوم]] خویش، همانند [[یونس]]: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}} بنابراین فرض که مراد از این هشدار برای [[نفرین]] نکردن باشد و نه [[دعوت]] بر [[صبر]] بر [[مشکلات]] فقط؛
# [[هشدار]] [[خداوند]] به [[پیامبر اسلام]] مبنی بر شتاب نکردن در [[نفرین]] بر [[قوم]] خویش، همانند [[یونس]]: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}} بنابراین فرض که مراد از این هشدار برای [[نفرین]] نکردن باشد و نه [[دعوت]] بر [[صبر]] بر [[مشکلات]] فقط؛
# [[پیامبر]] را مسخره می‌کردند و [[دعا]] و عمل صالحی نداشتند و نمازشان در [[خانه]] [[خدا]] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً}} پس به سزای آن‌که [[کفر]] می‌ورزیدید، پس این [[عذاب]] را بچشید {{متن قرآن|فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۸۹۰.</ref>.
# [[پیامبر]] را مسخره می‌کردند و [[دعا]] و عمل صالحی نداشتند و نمازشان در [[خانه]] [[خدا]] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً}} پس به سزای آن‌که [[کفر]] می‌ورزیدید، پس این [[عذاب]] را بچشید {{متن قرآن|فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۸۹۰.</ref>.
==نفرین==
[[نفرین]] در قالب [[دعا]] و [[نیایش]] نوعی درخواست برای نابودی بدکارانی است که به هیچ وجه حاضر نیستند از عملکرد بد خویش دست بردارند و به [[راه راست]] بیایند و جاده [[حقیقت]] و [[تقوا]] در آیند. در حقیقت وقتی [[انسان]] از [[هدایت]] کسی [[ناامید]] شود و موعظه‌ها و نصیحت‌ها و حتی [[مجازات]] و کیفرها تاثیری در [[تغییر]] [[فکر]] و [[رفتار]] شخص نداشته باشد، به سبب [[ناتوانی]] در مجازات‌های بزرگ یا عدم جواز [[قتل]] و عدم امکان قتل، به نفرین رو می‌‌آورد تا این گونه او را به [[خدا]] واگذار کند و خدای [[منتقم]] [[جبار]] از او [[انتقام]] ستاند و به نقمت کشاند.
بنابراین، نفرین دربردارنده مفاهیم بسیاری چون نفرت و [[بیزاری]] از چیزی، ناتوانی در مجازات، واگذار کردن امر به خدا و نابودی [[بدکار]] به سبب عدم امکان تغییر در رفتار بدکار است. نفرین در قالب نیایش و دعا طرح می‌‌شود و مرده باد چیزی جز بیان درخواست [[مرگ]] برای [[بدکاری]] نیست که با [[کارهای زشت]] و بد خویش عرصه را بر دیگران تنگ کرده به طوری که جانشان به لب رسیده و راهی برای [[رهایی]] جز دست‌های انتقام خدا نیست. به عنوان نمونه «مرگ بر [[آمریکا]]» یا «مرگ بر [[مستکبر]]» یا «مرگ بر [[ظالم]]» چیزی جز یک دعا و نیایش برای نابودی مجموعه ای نیست که جز از آن [[ظلم]] و [[استکبار]] بر نمی‌خیزد و دستان [[مظلومان]] و [[مستضعفان]] از مجازات آمریکا به عنوان دارنده صفاتی چون ظلم و استکبار کوتاه است؛ از این رو، با درخواست مرگ نسبت به آمریکا خواهان نابودی ظلم و استکبار هستند. به سخن دیگر، آن چه را [[مردم]] درخواست دارند، مرگ [[زشتی‌ها]] و [[بدی‌ها]] است که در [[شیطان]] بزرگی چون آمریکا تجسم عینی یافته است. این نفرت از بدی‌ها و زشتی‌ها است که مردم را به منشاء و علت یا عامل زشتی‌ها و بدی‌ها سوق می‌‌دهد و خواهان نابودی آن منشاء و علت و عامل برای [[رهایی]] از [[زشتی]] و بدی‌هایی چون [[استکبار]] و [[ظلم]] می‌‌شوند.
به عبارت دیگر، [[مردمان]] به سبب [[حق‌طلبی]]، [[عدالت خواهی]]، [[قسط]] خواهی و [[گرایش]] به [[خوبی‌ها]] و گریزش و نفرت از [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]]، خواهان [[اجرای حق]]، [[عدالت]]، قسط، خوبی‌ها و مانند آنها هستند و نسبت به [[باطل]]، [[بدی]]، [[بی‌عدالتی]] و قسط خوری گریزش دارند. پس اگر آن منشاء و علت و عامل زشتی و بدی [[تغییر]] رویه دهد، هرگز خواهان [[مرگ]] او نیستند، اما با توجه به این که [[هویت]] و ماهیت شخصیتی فرد چنان شکل گرفته که زشتی و بدی جزو شاکله آن شده و از میان رفتن زشتی و بدی جز با نابودی آن شخص ممکن نیست، خواهان مرگ و نابودی آن می‌‌شوند. [[نفرین]] و نفرت نسبت به زشتی و بدی است که نفرت و نفرین [[نسب]] به شخص یا مجموعه ای یا دولتی یا نهادی را به دنبال دارد.
بر اساس این منظر و تحلیل باید گفت که نفرین، نگاهی رحمانی نسبت به بقای خوبی‌ها و [[نیکی‌ها]] و نیز [[نیکوکاران]] و نابودی بدی‌ها و زشتی‌ها و عوامل و علل ایجادی آن است؛ به طوری که بقای بدی و بدکاران چیزی جز نابودی خوبی و نیکوکاران نخواهد بود؛ زیرا رابطه و نسبت میان خوبی و بدی و نیز [[حق و باطل]]، رابطه ای تناقضی است که بقای یکی به معنا و مفهوم نابودی دیگری است؛ پس اگر کسی خواهان باقی بدی و بدکاران باشد، در [[حقیقت]] خواهان نابودی [[نیکی]] و نیکوکاران است؛ از همین روست که [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بی‌گمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>
به [[تفسیر]] [[حافظ]] شیرازی از [[تقابل]] میان حق و باطل، خوبی و بدی، نیکوکاران و بدکاران: «دیو چو بیرون رود، [[فرشته]] در آید»؛ زیرا با وجود دیو هرگز فرشته ای آنجا حضور نخواهد داشت؛ چنان که وقتی [[فرشته]] در آید، برای دیو جایی نیست. پس باید که هر [[انسانی]] نسبت به دیو نماد [[زشتی]] و زشتکاران و فرشته نماد [[نیکی]] و [[نیکوکاران]]، باید مواضع روشن داشته باشد و نمی‌توان در بستر خاکستری حرکت کرد؛ زیرا [[تقابل]] زشتی و نیکی همانند تقابل شب و [[روز]] است؛ و هر گاه این دو به هر شکلی بخواهند جمع شوند چیزی جز [[زمان]] [[فتنه]] نخواهد بود که [[انسان]] [[قدرت]] تشخیص [[حق و باطل]]، بد و خوب و [[زشت]] و [[زیبا]] را نخواهد یافت، و در فتنه [[غرق]] می‌‌شود و آسیب می‌‌بیند.
بنابراین، لازم است که هر انسانی به روشنی مواضع خود را نسبت به حق و باطل، زشت و زیبا، خوب و بد، [[خیر و شر]]، [[تقوا]] و [[فجور]] و مانند آنها بیان کند و در قالب «[[تولّی]]» به [[حق]] و خیر روآورده و [[ولایت]] آنها را بپذیرد و در قالب «[[تبری]]» به [[باطل]] و [[شر]] پشت کند و [[برائت]] بجوید و ولایت آنها را نپذیرد. پس در یک جمله، «زنده باد حق» و «مرده باد باطل» چیزی جز بیان و ابراز [[محبت]] و ولایت نسبت به حق و [[خیر و خوبی]] و [[زیبایی]] و [[دشمنی]] نسبت به باطل و شر و [[بدی]] و زشتی نیست.
با نگاهی به [[احکام]] [[نفرین]] در [[قرآن]] و [[آموزه‌های وحیانی اسلام]] به [[سادگی]] می‌‌توان دریافت که از نظر قرآن، نفرین چیزی جز تبری و [[اعلان بیزاری]] از باطل و زشتی و بدی و عاملان آنها نیست. کسی که نفرین می‌‌کند، نه تنها به نوعی آن صفات و [[اعمال زشت]] را از خود دور می‌‌کند، بلکه در [[مقام]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] بر آن است تا محیط هنجاری ایجاد شود و با [[تولی و تبری]] بر آن است تا [[گرایش‌ها]] و گریزش‌های خویش را روشن و صیانت کند و در مدار فتنه قرار نگیرد؛ افزون بر این که نوعی واگذار و [[تفویض]] امور به خدایی است که بر اساس [[حق]] [[قضاوت]] و عمل می‌‌کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>.
==موجبات [[نفرین]]==
نفرین اصطلاح [[قرآنی]] نیست. ریشه این لغت از نفر به معنای [[تنفر]] و [[بیزاری]] است. اما در اصطلاح [[فارسی]] زبانان نفرین به معنای دعای بد برای [[مرگ]]، ناکامی و [[بدبختی]] کسی یا چیزی است. <ref>انوری،ج۸، ص۷۸۸۸</ref> و همینطور به معنای [[لعن]]، [[لعنت]] و [[نکوهش]] نیز آمده است. <ref>لغت نامه دهخدا،ج۴۳،ص۶۶۰</ref>
معادل نفرین اصطلاحی فارسی زبانان در [[قرآن کریم]] همان «لعن» است. لعن از ناحیه [[خداوند متعال]] به معنای دور ساختن کسی از [[رحمت]] خویش در [[دنیا]] و در [[آخرت]] [[عذاب]] و [[عقوبت]] و از ناحیه [[بندگان]] نیز لعن و نفرین در واقع همان [[دعا]] به ضرر و بر ضد دیگران است.<ref>مفردات راغب اصفهانی، ص۴۷۱</ref>
برای این که [[درک]] درست تری از [[حقیقت]] نفرین داشته باشیم، بهتر آن است تا نگاهی به موجبات نفرین از منظر [[قرآن]] داشته باشیم؛ زیرا بیان موجبات نفرین روشن می‌‌کند که چرا و چگونه نفرین مجاز دانسته شده و [[اسلام]] و قرآن مجوز نفرین را صادر کرده و آن را به عنوان امری مقبول و صحیح جایز و روا دانسته است. از مهم‌ترین موجبات نفرین که جواز نفرین را صادر می‌‌کند می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
#'''[[استکبار]] [[غرور]] آمیز''': از نظر قرآن کسانی که در [[رفتار اجتماعی]] با دیگران با غرور تمام استکبار می‌‌ورزند و دیگران را به [[استضعاف]] می‌‌کشانند، سزاوار نفرین هستند؛ چنان که [[خدا]] نسبت به [[توطئه]] غرورآمیز و توأم با استکبار [[ولید بن مغیره]] ضد قرآن، از ابزار نفرین بهره برده است تا نشان دهد که از این گونه [[رفتارها]] به شدت نفرت و بیزار است و [[مؤمنان]] نیز باید این گونه باشند؛ یعنی نه تنها خودشان استکبار نورزند، بلکه باید نسبت به چنین افرادی ابراز تنفر داشته و از آنان دوری و [[پرهیز]] کنند.<ref>مدثر، آیات ۱۸ تا ۲۵</ref> [[شأن نزول آیات]] مذکور، ولید بن مغیره است. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۶۴۷</ref> حرف «ثمّ» در این [[آیات]] برای تراخی رتبی و نه زمانی بوده و جمله «[[قتل]] …» برای [[نفرین]] و معترضه است. <ref>تفسیر التحریر والتنویر، ج ۱۴، جزء ۲۹، ص۳۰۸ – ۳۰۹</ref>
#'''[[ظلم]]''': از مهم‌ترین موجبات [[خشم]] و نفرین [[الهی]] ظلم در انواع و اقسام آن از جمله [[ظلم به دیگران]] است.<ref>مؤمنون، آیه ۴۱؛ زخرف، آیه ۶۵</ref>
#'''[[افتراء]] به [[خدا]]''': از دیگر موجبات نفرین می‌‌بایست به افتراء به خدا یاد کرد.<ref>مائده، آیه ۶۴؛ توبه، آیه ۳۰</ref> البته بیش‌تر کسانی که [[مبتلا]] به این عمل می‌‌شوند، [[عالمان دینی]] هستند که بیان کننده [[احکام الهی]] هستند؛ زیرا اینان هستند که امری را نفیا یا اثباتا به خدا نسبت می‌‌دهند و می‌‌گویند خدا این را نگفته یا خدا این را گفته است.
#'''افتراء به [[قرآن]]''': کسانی که به قرآن [[افترا]] می‌‌زنند و آن را [[کلام الهی]] نمی‌دانند یا [[سحر]] و [[شعر]] و مانند آنها می‌‌شمارند، گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند.<ref>مدثر، آیات ۱۱ تا ۲۵</ref> چنان که [[ولید بن مغیره]] این گونه مورد خشم و نفرین الهی قرار گرفت؛ زیرا فاعل «فکّر و قدّر» ولیدبن [[مغیره]] است که به قرآن افترا بست و گفت: [[پیامبر]]{{صل}}ساحر و قرآن سحر است. <ref>مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص۵۸۳</ref>
#'''بازداشتن از [[راه خدا]]''': بازداشتن از راه خدا، موجب نفرین خدا است.<ref>ابراهیم، آیات ۲ و ۳</ref> بنابراین، [[مردم]] باید از هر گونه [[رفتاری]] که به مفهوم بازداشتن از راه خدا است، اجتناب ورزند و همچنین [[مؤمنان]] باید از این دسته از افراد [[اجتماع]] اجتناب کرده و از آنان [[تبری]] و [[برائت]] بجویند.
#'''[[تحریف]]''': از نظر قرآن هر گونه تحریف [[حقایق دین]]، سبب نفرین خدا می‌‌شود.<ref>همان؛ بقره، آیات ۷۹</ref> البته ناگفته نماند کسانی به تحریف لفظی یا [[تحریف معنوی]] رو می‌‌آورند که [[مسئولیت]] [[ابلاغ دین]] را در دست دارند، بنابراین، [[تحریف گران]] [[دینی]] از عالمان دینی خواهند بود؛ زیرا اینان بیش‌تر در معرض این خطر و نفرین الهی هستند.
#'''[[ترک نماز]] و [[سهو]] در آن''': کسانی که [[نماز]] را ترک می‌‌کنند و به آن اهمیت نمی‌دهند، گرفتار [[نفرین]] [[الهی]] هستند.<ref>قیامت، آیات ۳۱ تا ۳۵؛ ماعون، آیات ۴ و ۵</ref> واژه [[سهو]] و ساهی به معنای [[ترک نماز]] نیز آمده است.
#'''[[توطئه]] علیه [[دین]] و [[رهبران دینی]]''': هر گونه توطئه علیه دین و رهبران دینی عامل نفرت است.<ref>مدثر، آیه ۱۱</ref>
#'''[[تکذیب]] [[قیامت]]''': از دیگر موجبات نفرین الهی، تکذیب قیامت از سوی افراد است.<ref>طور، آیه ۱۱؛ قیامت، آیات ۳۲ تا ۳۵؛ مرسلات، آیه ۱۵</ref>
#'''تکذیب [[پیامبران]]''': تکذیب پیامبران موجب [[خشم]] و نفرین الهی<ref>منافقون، آیات ۱ تا ۴</ref> و نیز گرفتاری‌های متعدد و متنوع در [[دنیا]] و [[عذاب]] دنیا و [[آخرت]] است.<ref>مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۶؛ قمر، آیات ۹ و ۱۰</ref>
#'''تکذیب [[معارف الهی]]''': کسانی که به تکذیب [[معارف وحیانی]] می‌‌پردازند گرفتار نفرین [[خدا]] در دنیا و آخرت و عذاب‌های متعدد خواهند شد.<ref>مؤمنون، آیه ۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۳۶۵</ref>
#'''[[دروغ پردازی]]''': دروغ پردازی و [[افک]] و [[افتراء]] از موجبات نفرین الهی است<ref>جاثیه، آیه ۷؛ ذاریات، آیه ۱۰</ref>
#'''[[دنیاطلبی]]''': هر گونه [[گرایش به دنیا]] و [[محبت]] به آن به طوری که [[انسان]] را از آخرت باز دارد، موجب خشم و نفرین الهی است.<ref>بقره، آیه ۷۹؛ ابراهیم، آیات ۲ و ۳</ref>
#'''دین فروشی''': دین فروشی [[عالمان]]، سبب نفرین خدا بر آنان است.<ref>بقره، آیه ۷۹</ref>
#'''[[ریاکاری]]''': هر گونه ریاکاری به ویژه در [[اعمال عبادی]] چون [[نماز]] از موجبات خشم و نفرین الهی است.<ref>ماعون، آیات ۴ تا ۶</ref>
#'''[[کفر]] و [[شرک]]''': از موجبات نفرین الهی، کفر و شرک افراد است که باید از آن اجتناب کرد.<ref>انبیاء، آیات ۱۸ و ۲۱ و ۶۷؛ فصلت، آیه ۶؛ بقره، آیه ۱۶۱</ref>
#'''[[شکنجه]] [[مؤمنان]]''': کسانی که به [[اذیت]] و [[آزار مؤمنان]] دست می‌‌یازند و آنان را شکنجه می‌‌کنند گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند.
#'''[[عیب جویی]]''': عیب جویی نسبت به دیگران موجب نفرین است؛ البته در این میان کسانی که با [[ثروت]] خویش و رفتارهای [[تفاخر]] آمیز [[مردم]] را به [[تمسخر]] و [[استهزاء]] می‌‌گیرند، بیش‌تر در معرض نفرین الهی هستند.<ref>همزه، آیات ۱ و ۲</ref>
#'''[[غفلت]] از [[نماز]]''': کسانی که از نماز [[غافل]] هستند از سوی [[خدا]] [[نفرین]] شده‌اند.<ref>ماعون، آیات ۴ و ۵</ref>
#'''[[فساد]]''': هر گونه فساد در روی [[زمین]] عامل [[خشم الهی]] و نفرین اوست.<ref>عنکبوت، آیه ۳۰</ref> در این میان [[مفسدان]] در مسایل [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] باید مواظب باشند که [[خشم خدا]] آنان را به نیستی و نابودی نکشاند؛ البته باید [[مؤمنان]] نیز نسبت به مفسدان و فسادگران موضع منفی اتخاذ کرده و از آنان [[اعلان برائت]] و نفرت کنند.
#'''غافلان [[سنگدل]]''': کسانی که گرفتار [[سنگدلی]] و [[قساوت قلب]] هستند و از [[یاد خدا]] غافل می‌‌شوند، گرفتار نفرین [[الهی]] هستند.<ref>زمر، آیه ۲۲</ref>
#'''اغواگری و [[گمراه]] گری''': کسانی که دیگران را [[اغوا]] کرده و به [[گمراهی]] می‌‌کشاند، گرفتار نفرین الهی هستند.<ref>یونس، آیه ۸۸؛ نوح، آیات ۲۶ و ۲۷</ref>
#'''[[گناه]] و [[فسق]]''': هر گونه گناه و فسق و فجوری موجب خشم الهی و نفرین اوست.<ref>مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ دخان، آیه ۲۲؛ جاثیه، آیه ۷؛ محمد، آیه ۸؛ عبس، آیات ۱۷ و ۲۳</ref>
#'''لواط و هم جنس [[بازی]]''': هر گونه ارضای [[شهوات]] از طریق نادرست به ویژه لواط و هم جنس بازی موجب [[خشم]] و نفرت الهی است.<ref>عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۰</ref>
#'''عدم [[پرداخت زکات]]''': اجتناب از [[ادای حقوق]] [[مالی]] و [[زکات]] موجب خشم الهی و نفرت اوست که باید از آن اجتناب کرد.<ref>ماعون، آیات ۴ تا ۷</ref>
#'''عدم [[رضایت]] نسبت به [[احکام]] [[وحی]]''': هر کسی نسبت به احکام وحی و [[معارف]] آن ابراز [[ناخشنودی]] و عدم رضایت کند، گرفتار خشم و نفرین الهی می‌‌شود.<ref>محمد، آیات ۸ و ۹</ref>
#'''[[کراهت]] از [[حق]]''': هر گونه کراهت و نفرت نسبت به حق موجب می‌‌شود که خدا از چنین شخصی نفرت داشته و او را گرفتار [[لعن]] و نفرین خویش سازد.<ref>همان</ref>
#'''[[کفران]]''': هر گونه کفران [[نعمت‌های الهی]] به جای [[شکر]] ورزی موجب نفرین است. [[شکر نعمت]] به زبان و [[قلب]] و عمل موجب [[جلب رضایت الهی]] است.
#'''[[کم‌فروشی]] و [[خیانت]] در [[امانت]] و [[معامله]]''': از دیگر موجبات نفرین [[الهی]] می‌‌توان به این [[کم‌فروشی]] و [[خیانت]] اشاره کرد.<ref>مطففین، آیات ۱ تا ۳</ref>
#'''رباخواران''': کاری بدتر از [[رباخواری]] نیست که [[اعلان]] [[جنگ]] رسمی علیه [[خدا]] است<ref>بقره، آیه ۲۷۹</ref> از نظر [[اسلام]] رباخواران گرفتار [[نفرین]] الهی هستند. <ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏۳، ص۲۷۴</ref>
#'''شراب خواران و [[تولید]] کنندگان مشروبات الکلی''': این عمل [[زشت]] موجب می‌‌شود که [[عقل]] و [[عقلانیت]] از [[اجتماع]] رخت بربندد و [[مردم]] دچار [[رفتاری]] نابهنجار شوند، از همین روست که این افراد مورد [[لعن]] و نفرین قرار گرفته‌اند. <ref>همان، ج ۶، ص۴۲۹</ref>
#'''چشم چران‌ها''': مردانی که به عورت نامحرم نگاه می‌‌کنند مورد لعن و نفرین هستند.<ref>کافی، ج ۵، ص۵۵۹</ref>
#'''[[رشوه]] گیران''': کسانی که در [[مناصب]] دولتی و [[قضایی]] و اجرایی و مانند آنها قرار دارند، باید مواظب باشند رشوه نگیرند که گرفتار نفرین و [[خشم الهی]] می‌‌شوند.
#'''[[آدم]] کشان''': [[قاتلین]] و آدم کشان که بی‌دلیل جانی مردم بی‌گناه را می‌‌گیرند، گرفتار [[خشم]] و نفرین الهی هستند. <ref>وسایل الشعیه، ج ۱۳، ص۱۷۳</ref>
#'''تشبه [[زن]] به مرد و بر عکس''': مردانی که خود را به صورت [[زنان]] در می‌‌آورند و بالعکس گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند. <ref>برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏۱، ص۱۱۳</ref>
#'''زناکاران و واسطه‌های آنان''': از نظر اسلام زناکاران و واسطه گران که واسطه [[زنا]] میان دو نفر می‌‌شوند؛ گرفتار نفرین الهی می‌‌شوند.
البته باید توجه داشت که نفرین اختصاص به خدا ندارد بلکه چنان که [[قرآن]] بیان کرده است، [[پیامبران]] نیز کسانی را نفرین کرده‌اند که از جمله این پیامبران می‌‌توان به [[حضرت ابراهیم]]<ref>انبیاء، آیه ۶۷؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸، ص۸۶</ref>، [[صالح]]<ref>مؤمنون، آیه ۳۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸، ص۱۶۶ و ۱۷۰</ref>، [[لوط]]<ref>عنکبوت، ایات ۲۸ تا ۳؛ انوارالتنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص۳۲۷</ref>، [[پیامبر اکرم]]<ref>آل عمران، آیه ۱۱۹</ref>، [[موسی]] <ref>یونس، آیه ۸۸؛ مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ طه، آیات ۹۵ تا ۹۷؛ دخان، آیات ۱۷ تا ۲۲</ref>، نوح<ref>قمر، آیات ۹ تا ۱۶؛ نوح، آیات ۲۴ تا ۲۷؛ مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۶۴</ref>، [[هود]]<ref>مؤمنون، آیات ۳۱ تا ۳۹</ref> و مانند آنها اشاره کرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>.
==آثار [[نفرین]]==
از نظر [[قرآن]]، نفرین دارای آثار زیانباری نسبت به کسانی است که مورد نفرین قرار می‌‌گیرند، به ویژه این که این نفرین از سوی [[خدا]] و [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] باشد.
از جمله آثاری که بر نفرین مترتب می‌‌شود می‌‌توان به [[هلاکت]] و نابودی <ref>مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۷؛ قمر، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۱</ref>، [[قساوت قلب]] و [[سنگدلی]]<ref>یونس، ایات ۸۸ و ۸۹</ref>، [[سرگردانی]] <ref>مائده، آیات۲۴ تا ۲۶</ref> و [[تباهی]] [[اموال]] و عدم استفاده از آن ها<ref>دخان، آیات ۲۱ و۲۲</ref> اشاره کرد.
البته اینها [[عذاب‌های دنیوی]] است و گرنه [[عذاب‌های اخروی]] نیز به دنبال آن خواهد بود که از جمله بدترین آنها عذاب‌های [[دوزخ]] است.
حضرت علی‌می‌فرماید: از نفرین [[مظلوم]] بترسید که وی [[حق]] خویش را از خدا درخواست می‌کند و [[خداوند]] کسی را از حقش باز نمی‌دارد.
البته [[لعن]] یا نفرین بر [[برادران]] و [[خواهران]] [[مؤمن]] و به طور کلی زبان گشودن به نفرین و لعن‌، امری [[مذموم]] است و جز در موارد استثنا از این امر به شدت [[پرهیز]] داده شده است‌. [[حضرت امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: کسی که چیزی را [[لعنت]] می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مؤمن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید.<ref>ر. ک‌:میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج ۵، ص۶۱۶</ref>
نفرین زمانی انجام می‌‌شود که کارد به استخوان رسیده است و هیچ چاره ای جز [[تفویض]] امر به خدا نیست<ref>غافر، آیه ۴۴</ref> وگرنه اگر [[انسان]] بتواند [[اصلاح]] امر دیگری کند و [[رفتار]] شخص را [[تغییر]] دهد، هرگز تفویض امر به خدا نمی‌کند؛ زیرا چنین تفویضی چیز جز [[خشم خدا]] و نابودی شخص نخواهد بود؛ زیرا خدا نسبت مظلوم [[ناتوان]] دستگیر بوده و [[ظالم]] رابه [[سختی]] [[مجازات]] می‌‌کند. [[پیامبر اکرم]] <ref>صلی الله و علیه وآله</ref> از [[پروردگار متعال]] حکایت می‌‌‏کند: و از کسی که بر تو [[ستم]] کرده در گذر، و آن کسی را که تو را [[محروم]] کرده است [[بخشش]] کن، و کسی را که به تو [[بدی]] کرده است [[نیکی]] و خوبی کن؛ چراکه [[خدای متعال]] می‌‌‏فرماید: آنها باید [[عفو]] کنند و چشم بپوشند، آیا [[دوست]] نمی‌‏دارید [[خداوند]] شما را ببخشد؟! و خداوند [[آمرزنده]] و [[مهربان]] است! <ref>نور، آیه</ref>
از [[امام محمد باقر]]{{ع}} منقول است که فرمود:چون [[لعنت]] از دهان شخص بیرون بیاید، میان او و آن شخص که به او لعنت شده، تردد می‌‌کند، و اگر آن شخص سزاوار [[لعن]] باشد، به او تعلق می‌‌گیرد، و اگر نباشد، به صاحبش بر می‌‌گردد. <ref>اصول کافی، ج۵، ص۳۴۱</ref>
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود:هرگاه مردی مورد [[ظلم و ستم]] واقع شد و شروع کند به [[نفرین]] کردن بر [[ظالم]] و [[ستمکار]] خود، [[خداوند عزوجل]] به او می‌‌گوید:همان طوری که تو به ظالم خود نفرین می‌‌کنی، کسی دیگر هم از دست ظلم و ستم تو نفرین می‌‌کند. اگر می‌‌خواهی، نفرینت را درباره ی ظالم تو بپذیرم و نفرین مظلومت را هم درباره ی تو، و اگر خواستی، نفرین هر دو شما را به تاخیر بیندازم، تا شاید [[رحمت]] و عفو من شما را فرا گیرد!
امام صادق{{ع}} می‌‌فرماید: «از نفرین [[مظلوم]] بترسید که نفرین مظلوم به [[آسمان]] می‌‌رود». آن حضرت در [[روایت]] دیگر فرمود: «بترسید از نفرین مظلوم، همانا او [[حقّ]] خود را از [[خدا]] می‌‌خواهد و [[خداوند سبحان]] گرامی‌تر از این است که حقی خواسته شود، مگر این که آن را [[اجابت]] کند».
[[رسول خدا]] {{صل}} فرمود:از نفرین پدر خود، سخت بپرهیزید؛ زیرا چنین نفرینی «[[ابر]]» را هم می‌‌شکافد و بالاتر می‌‌رود، و مورد توجه خدا قرار می‌‌گیرد، تا جایی که [[خداوند متعال]] می‌‌فرماید:آن نفرین را نزد من آورید تا [[مستجاب]] گردانم. بنابراین، از نفرین پدر علیه خود، سخت [[پرهیز]] داشته باشید؛ زیرا از [[شمشیر]] برنده‌تر است! <ref>کتاب نوادر راوندی</ref>
[[زمخشری]] صاحب [[تفسیر کشاف]]، در حادثه ای یک پایش را از دست داد. او می‌‌گوید در [[زمان]] [[کودکی]]، گنجشکی را گرفته و پایش را به نخی بسته بودم. گنجشک از دستم پرید و داخل سوراخی شد نخ را آن قدر کشیدم که یک پای [[حیوان]] از جا کنده شد. مادرم از جریان با خبر شد و فوق العاده متأثّر گردید و در حقّم [[نفرین]] کرد و گفت: «[[خدا]] پای چپت را قطع کند، همچنان که پای چپ این حیوان بیچاره را قطع کردی». هنگامی که به سنّ [[رشد]] رسیدم و برای [[کسب دانش]] به بخارا می‌‌رفتم، از اسب به [[زمین]] افتادم و پایم [[شکست]]. پزشکان چاره ای جز این ندیدند که پایم را قطع نمایند. این است که می‌‌بینی از پای چپ، عاجز مانده‌ام. <ref>وفیات الأعیان، ج۴،ص۲۲۵</ref>
همچنین در [[روایت]] آمده است: فردی گاهی مورد [[ستم]] قرار می‌‌گیرد، اما در نفرین بر [[ظالم]] تا حدی [[زیاده روی]] می‌‌کند که [[پروردگار]] خود او را نیز از [[ستمکاران]] به شمار می‌‌آورد». <ref>کافی، ج ۲، ص۳۳۳، ح ۱۷؛ نراقی، احمد، معراج السعادة، ص۱۹۷، چاپ قدیم، انتشارات امین و رشیدی، تهران؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج ۱، ص۳۰۵، اسماعیلیان، قم، ۱۳۸۶ش.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران (مقاله)|'''نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۴۴۹

ویرایش