حبیب بن مظاهر: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ سپتامبر ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - ':«' به ': «'
جز (جایگزینی متن - 'حنظله' به 'حنظله')
جز (جایگزینی متن - ':«' به ': «')
خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
به [[نقل]] [[طبری]]، [[مسلم بن عوسجه]] اولین [[شهید]] [[اصحاب]] [[ابا عبدالله]] الحسین {{ع}} در کربلاست، او در [[روز عاشورا]] به [[دست]] دو ناجوانمرد و [[غافل]] از [[خشم خدا]]؛ یعنی: [[مسلم بن عبدالله ضبابی]] و [[عبدالرحمان بن ابی شکاره بجلی]] به شدت مجروح شد و روی [[زمین]] افتاد، هنوز رمقی در [[جان]] داشت که [[امام]] {{ع}} و حبیب بن مظاهر به سرعت خود را بر بالین او رساندند و حضرت خطاب به او فرمود: «[[خداوند]] تو را [[رحمت]] کند ای [[مسلم بن عوسجه]]، گروهی به [[وظیفه]] سنگین خود خوب عمل کردند و رفتند و گروهی در انتظارند و هر دو گروه، تغییری در [[رأی]] خود ندادند»<ref>{{متن حدیث|رَحِمَكَ رَبُّكَ يَا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضىٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً}}</ref>.
به [[نقل]] [[طبری]]، [[مسلم بن عوسجه]] اولین [[شهید]] [[اصحاب]] [[ابا عبدالله]] الحسین {{ع}} در کربلاست، او در [[روز عاشورا]] به [[دست]] دو ناجوانمرد و [[غافل]] از [[خشم خدا]]؛ یعنی: [[مسلم بن عبدالله ضبابی]] و [[عبدالرحمان بن ابی شکاره بجلی]] به شدت مجروح شد و روی [[زمین]] افتاد، هنوز رمقی در [[جان]] داشت که [[امام]] {{ع}} و حبیب بن مظاهر به سرعت خود را بر بالین او رساندند و حضرت خطاب به او فرمود: «[[خداوند]] تو را [[رحمت]] کند ای [[مسلم بن عوسجه]]، گروهی به [[وظیفه]] سنگین خود خوب عمل کردند و رفتند و گروهی در انتظارند و هر دو گروه، تغییری در [[رأی]] خود ندادند»<ref>{{متن حدیث|رَحِمَكَ رَبُّكَ يَا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضىٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً}}</ref>.


چون [[سخن امام]] {{ع}} تمام شد حبیب بن مظاهر به نزدیک [[مسلم بن عوسجه]] آمد گفت:«ای [[مسلم بن عوسجه]] [[جان]] دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است ولی تو را [[بشارت]] باد به [[بهشت]]»<ref>{{عربی|«عَزَّ عَلَيَّ مَصْرَعُكَ يَا مُسْلِمُ أَبْشِرْ بِالْجَنَّةِ»}}</ref>. [[مسلم بن عوسجه]] با صدای بسیار ضعیفی گفت: «ای حبیب بن مظاهر، [[خدا]] تو را به خیر و [[نیکی]] [[بشارت]] دهد»<ref>{{عربی|«بَشَّرَكَ اللَّهُ بِخَيْرٍ»}}</ref>.  
چون [[سخن امام]] {{ع}} تمام شد حبیب بن مظاهر به نزدیک [[مسلم بن عوسجه]] آمد گفت: «ای [[مسلم بن عوسجه]] [[جان]] دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است ولی تو را [[بشارت]] باد به [[بهشت]]»<ref>{{عربی|«عَزَّ عَلَيَّ مَصْرَعُكَ يَا مُسْلِمُ أَبْشِرْ بِالْجَنَّةِ»}}</ref>. [[مسلم بن عوسجه]] با صدای بسیار ضعیفی گفت: «ای حبیب بن مظاهر، [[خدا]] تو را به خیر و [[نیکی]] [[بشارت]] دهد»<ref>{{عربی|«بَشَّرَكَ اللَّهُ بِخَيْرٍ»}}</ref>.  


باز حبیب بن مظاهر گفت: «اگر نمی‌دانستم که به دنبال تو خواهم بود (یعنی من هم به زودی به تو ملحق خواهم شد) اگر چنین اطلاعی نداشتم خیلی [[دوست]] می‌داشتم به من [[وصیت]] کنی و از هر چه در فکرت بود به من بگویی تا من بدان عمل نمایم؟» [[مسلم بن عوسجه]] در همین حالت نیمه جان گفت: آری من به تو [[وصیت]] می‌کنم که با این شخص ـ اشاره به [[امام حسین]] {{ع}} کرد ـ همراه باش و [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند و قبل از او جانت را فدای او کن و پیش [[مرگ]] او باش<ref>{{عربی|«بَلْ أَنَا أُوصِيكَ بِهَذَا رَحِمَكَ اللَّهُ - وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى الْحُسَيْنِ - أَنْ تَمُوتَ دُونَهُ»}}</ref>.
باز حبیب بن مظاهر گفت: «اگر نمی‌دانستم که به دنبال تو خواهم بود (یعنی من هم به زودی به تو ملحق خواهم شد) اگر چنین اطلاعی نداشتم خیلی [[دوست]] می‌داشتم به من [[وصیت]] کنی و از هر چه در فکرت بود به من بگویی تا من بدان عمل نمایم؟» [[مسلم بن عوسجه]] در همین حالت نیمه جان گفت: آری من به تو [[وصیت]] می‌کنم که با این شخص ـ اشاره به [[امام حسین]] {{ع}} کرد ـ همراه باش و [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند و قبل از او جانت را فدای او کن و پیش [[مرگ]] او باش<ref>{{عربی|«بَلْ أَنَا أُوصِيكَ بِهَذَا رَحِمَكَ اللَّهُ - وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى الْحُسَيْنِ - أَنْ تَمُوتَ دُونَهُ»}}</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش