←آثار بیتابی و جزع
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در کتب لغت [[عربی]]، صبر در برابر «[[جزع]]» و [[بیتابی]] به کار رفته است.<ref>معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر»</ref> پس برخلاف صابر، [[اهل]] جزع و بیتابی کسانی هستند که در تنگناها و فشارها به جای [[خویشتن داری]]، [[هیجان]] زده شده و رفتارهای غیر [[متعادل]] و غیر معقول و مقبول دارند. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} درباره صابر میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ يَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنُوبُهُ، وَ يـَكْظِمُ ما يَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او میرسد [[تحمّل]] کند و [[خشم]] خود را فرو برد.<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴</ref> پس اهل جزع نمیتواند مصیبتی را [[تحمل]] کند و خشم خود را فروبخورد. از این روست که رفتارهایش از حالت طبیعی و [[عقلانی]] خارج است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار جزع و بیصبری (مقاله)|عوامل و آثار جزع و بیصبری]].</ref>. | در کتب لغت [[عربی]]، صبر در برابر «[[جزع]]» و [[بیتابی]] به کار رفته است.<ref>معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر»</ref> پس برخلاف صابر، [[اهل]] جزع و بیتابی کسانی هستند که در تنگناها و فشارها به جای [[خویشتن داری]]، [[هیجان]] زده شده و رفتارهای غیر [[متعادل]] و غیر معقول و مقبول دارند. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} درباره صابر میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ يَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما يَنُوبُهُ، وَ يـَكْظِمُ ما يَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او میرسد [[تحمّل]] کند و [[خشم]] خود را فرو برد.<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴</ref> پس اهل جزع نمیتواند مصیبتی را [[تحمل]] کند و خشم خود را فروبخورد. از این روست که رفتارهایش از حالت طبیعی و [[عقلانی]] خارج است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار جزع و بیصبری (مقاله)|عوامل و آثار جزع و بیصبری]].</ref>. | ||
==آثار بیتابی و جزع== | ==عوامل بیتابی و جزع== | ||
در [[قرآن]]، اموری به عنوان علل ناقصه یا تامه یا عوامل و بسترهای جزع و فزع مطرح شده است. [[شناخت]] این عوامل میتواند عاملی باشد تا خود را از [[گرفتاری]] در بیتابی و جزع و آثار زیانبار آن در [[امان]] نگه داریم. از مهمترین این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | |||
#'''خردناورزی''': از نظر قرآن، کسانی گرفتار جزع و فزع میشوند که از [[عقل]] خویش بهره نمیبرند و با ترک [[تعقل]] و [[بیخردی]] در مسیر قرار میگیرند که موجب بیتابی و هیجانات شدید [[باطل]] میشوند. [[انسانی]] که [[هواهای نفسانی]] یا [[وسوسههای شیطانی]] بر او مسلط شده باشد و به جای [[امارت]] عقل و [[قلب]]، امارت هواهای نفسانی باشد، [[رفتاری]] را در پیش میگیرد که بدون تعقل و تامل در پیامدهای آن است. از نظر قرآن، اصولا رفتارهای [[متعادل]] از کسانی ظهور میکند که بر اساس [[خرد]] و [[تعقل]] عمل و [[رفتار]] میکنند، اما آنانی که گرفتار [[سفاهت]] و [[بیخردی]] و سبک مغزی هستند و یا تعقل را کنار و بر اساس هیجانات [[نفسانی]] عمل و رفتار میکنند، رفتارهایی بیرون از [[قواعد]] [[زندگی]] داشته و نه تنها به خود آسیب میرسانند بلکه دیگران را نیز به [[زحمت]] میافکنند. به عنوان نمونه ندا کردن [[پیامبر]]{{صل}} قبل از بیرون آمدن ایشان، [[رفتاری]] به دور از [[اخلاق]] و [[شئون]] آن است که تنها از انسانهای [[بیخرد]] صادر میشود.<ref>حجرات، آیات ۴ و ۵</ref> | |||
#'''[[جهل]] و [[جهالت]]''': از نظر [[قرآن]]، جهل و جهالت از دیگر عواملی است که [[انسان]] را گرفتار [[جزع]] و [[بیتابی]] میکند و [[صبر]] نمیورزد.<ref>کهف، آیات ۷۱ تا ۷۸</ref> قرآن در این [[آیات]] توضیح میدهد که جهل به معنای [[ناآگاهی]] و عدم [[علم]] نسبت چیزی میتواند موجب شود تا شخص گرفتار جزع و بیتابی شده و [[خواستهها]] و سخنان و رفتارهای اعتراضی و عجولانه احساسی از خود نشان دهد. گفتنی است که در [[آیات قرآنی]]، جهل گاه در برابر [[عقل]] به معنای بیخردی و گاه در برابر علم به معنای [[نادانی]] و ناآگاهی به کار رفته است. بر این اساس میتوان رفتار [[اصحاب]] با پیامبر{{صل}} را بر دو حالت بیعقلی و بیعلمی بار کرد؛ به این معنا که [[آگاه]] نبودن به [[آداب]] [[ملاقات]] با پیامبر{{صل}} از عوامل بیصبری نداکنندگان آن حضرت از پشت حجرههای وی بوده است.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}} «ای مؤمنان! از خداوند و پیامبرش پیش نیفتید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوایی داناست * ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد * «بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت * به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاقها صدا میزنند، بیشترشان خرد نمیورزند * و اگر آنها شکیبایی میورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر میبود و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱-۵.</ref> البته از آن جایی که در [[آیه]] ۴ [[سوره]] به صراحت از واژه {{متن قرآن|لاَ يعْقِلُونَ}} سخن به میان آمده است، میتوان گفت که مراد همان [[بیخردی]] و بیعقلی است نه نا [[آگاهی]] و عدم [[علم]]. در [[حقیقت]] چنین افرادی از [[خرد]] خویش بهره نمیبرند و [[رفتاری]] به دور از [[عقلانیت]] در برابر دیگران دارند که موجب [[آزار]] و [[اذیت]] دیگران میشود. | |||
#'''[[حرص]] شدید و [[آزمندی]]''': از نظر [[قرآن]]، حرص شدید و کم طاقتی از جمله عواملی است که [[انسان]] را دچار [[بیتابی]] و [[جزع]] میکند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا}} «بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند * چون شرّی بدو رسد بیتاب است» سوره معارج، آیه ۱۹-۲۰.</ref>حرص به معنای زیادی بر [[استحقاق]] است؛ یعنی انسان مستحق چیزی است ولی شخص [[گمان]] میکند که میبایست بیشتر از این نصیب او باشد که مستحق آن بیشتر نیست؛ چنان که [[طمع]]، نسبت به چیزی است که شخص اصلا استحقاق آن را ندارد، ولی خواهان داشتن آن میشود. از نظر قرآن، برخی از [[انسانها]] در اوج حرص شدید قرار دارند که از آن به «[[هلوع]]» تعبیر میشود. انسان هلوع به سبب حرص شدیدی که دارد انسان بیطاقتی نیز است و از همین روست که [[جزع]] و فزع او بیشتر از دیگران خواهد بود. به هر حال، [[هلوع]] و [[حرص]] شدید که موجب بیطاقتی است، از مهمترین عوامل جزع و [[بیتابی]] است که آثار زیانباری را به دنبال خواهد داشت. | |||
#'''[[شرور]]''': از نظر [[قرآن]]، کسی که با [[شر]] و شرور مواجه میشود، ممکن است بیطاقت شده و به جزع و فزع بیافتد.<ref>معارج، آیات ۱۹ و ۲۰</ref> البته از نظر قرآن، شرور بر هر [[انسانی]] تاثیر میگذارد که گرفتار هلوع و حرص شدید است؛ و گرنه دیگرانی که گرفتار چنین حالتی نیستند، ممکن است با شرور به گونه ای دیگر برخورد کنند؛ زیرا [[اهل]] [[ایمان]] میدانند که [[خدا]] با [[خیر و شر]] [[امتحان]] میکند.<ref>{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ}} «هر کسی (مزه) مرگ را میچشد و شما را با بد و نیک میآزماییم و به سوی ما بازگردانده میشوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵.</ref> بنابراین، سعی میکنند تا با [[مشیت]] و [[حکمت الهی]] کنار بیایند و جزع و بیتابی نکرده و [[صبر]] بر شرور کنند؛ چنان که در [[روایت]] است: [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} [[بیمار]] شده بود. جمعی از [[برادران]] و [[یاران]] [[ایمانی]] به عیادتش آمدند. عرض کردند: {{عربی|كيفَ نَجِدُكَ يا أميرَ المؤمنينَ؟}} گفتند: حالتان چطور است ای امیرمؤمنان؟ {{متن حدیث|قال: بالشر}}؛ فرمود: [[شرّ]] است. {{متن حدیث|قالوا: ما هذا كلام مثلك}}! گفتند: این سخن [[شایسته]] مثل شما نیست!. امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|ان الله تعالي يقول: وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَة؛ فالخير: الصحه و الشّرُ: المرض و الفقر}}؛ خدا در قرآن دارد که و ما شما را با [[بدیها]] و [[خوبیها]] [[آزمایش]] میکنیم. پس خیر [[صحت]] و [[عافیت]] است و شر همان [[مرض]] و [[فقر]] است.<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۰۵</ref> | |||
#'''تنوع جویی و یک نواختی و عادی شدن''': از نظر قرآن، اموری که به [[سادگی]] به دست میآید و به یک امر عادی و یک نواخت تبدیل میشود، موجب زدگی [[انسان]] است. از این روست که تنوع جویی از یک سو و یک نواختی و عادی شدن امور موجب میشود تا شخص نسبت به نعمتی زده شده و خواهان تغییراتی باشد که در صورت عدم تحقق آن دچار [[بیتابی]] و [[جزع]] و فزع میشود؛ چنان که [[یهودیان]] از خوردن من و سلوی خسته و خواهان خیار و پیاز و [[سیر]] و عدس و مانند آنها میشوند و جزع و بیتابی میکنند.<ref>بقره، آیه ۶۱</ref> | |||
#'''[[کفران نعمت]]''': به نظر میرسد که میتوان گفت که کفران نعمت و [[ناسپاسی]] نسبت به داشتهها و [[نعمتها]] خود عاملی است که [[انسان]] را گرفتار [[حرص]] شدید و [[هلوع]] کرده و شخص را برای دست یابی به بیشتر به جزع و فزع میافکند.<ref>معارج، آیات ۱۹ و ۲۰</ref> | |||
#'''عدم [[ایمان]] و توجه به [[حکمت]]، [[مشیت]] و مقدر''': چنان که گفته شد، [[باور]] به [[توحید کامل]] و مطلق موجب میشود تا انسان [[صبر]] کند؛ بنابراین، کسانی که [[ایمانی]] [[سست]] دارند یا [[اعتقادی]] به مشیت و [[مقدرات الهی]] نداشته یا بدان بیتوجه هستند. این گونه است که گرفتار جزع و فزع میشوند و صبر نمیورزند. کسی که [[اعتقاد]] به [[امتحان]] و [[آزمون الهی]] داشته باشد [[اهل صبر]] خواهد بود.<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> [[حضرت علی]]{{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|الجَزَعُ لا يَدْفعُ القَدَرَ، و لكنْ يُحْبِطُ الأجْرَ}}، جزع (دربرابر [[مصائب]])>، [[مقدرات]] را [[تغییر]] نمیدهد، ولی [[اجر]] و [[پاداش]] انسان را از بین میبرد.<ref>غرر الحکم،حدیث ۱۸۷۶</ref> | |||
#'''[[دنیادوستی]]''': از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]] دنیادوستان گرفتار جزع هستند همانهایی که هیچ [[خیرات]] نمیکنند و مانع خیر رسانی هستند.<ref>معارج، آیات ۱۹ تا ۲۲</ref> [[امام کاظم]]{{ع}} در بیان یکی از وصایای [[حضرت مسیح]]{{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|وَ لَا تَجْعَلُوا قُلُوبَكُمْ مَأْوی لِلشَّهَوَاتِ إنّ أجزَعَكُم علَى البَلاءِ لأَشَدُّكُم حُبّا للدُّنيا ، و إنّ أصبَرَكُم علَى البَلاءِ لَأزهَدُكُم في الدُّنيا}}، دلهای خود را [[پناهگاه]] [[شهوات]] قرار ندهید، آن کس که در [[بلا]]، بیشتر [[بیتابی]] میکند، علاقهاش به [[دنیا]] بیشتر است و آن کس که در بلا، شکیباتر است، نسبت به دنیا، بیاعتناتر است.<ref>بحار الانوار،ج ۱،ص۱۰۶.</ref> در [[حقیقت]] این [[دنیا دوستی]] است که شخص را به [[جزع]] و بیتابی نسبت به دنیا میاندازد. | |||
بر اساس [[آموزههای وحیانی اسلام]]، هر چند که [[صبر]] تلخ است ولی میوه شیرینی میدهد، اما جزع و بیتابی سختتر و بدتر از صبر است؛ زیرا از هر جهت آسیب زا است. از همین روست که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: الجزع اتعب من الصبر، بیتابی از صبر و [[شکیبایی]] ناراحت کنندهتر است»<ref>بحارالانوار، ص۱۳۱،حدیث۱۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار جزع و بیصبری (مقاله)|عوامل و آثار جزع و بیصبری]].</ref>. | |||
==آثار و پیامدها== | |||
در [[آیات قرآنی]] همان طوری که برای صابر عوامل و آثاری بیان شده، به عوامل و آثار جزع و بیتابی نیز توجه داده شده است. از جمله مهمترین آثاری که [[قرآن]] برای جزع بر میشمارد میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | در [[آیات قرآنی]] همان طوری که برای صابر عوامل و آثاری بیان شده، به عوامل و آثار جزع و بیتابی نیز توجه داده شده است. از جمله مهمترین آثاری که [[قرآن]] برای جزع بر میشمارد میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | ||
#'''[[حزن]]''': حزن و [[اندوه]] از جمله آثاری است که اهل جزع بدان گرفتار هستند.<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}} «پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.</ref>حزن بر خلاف [[خوف]] نسبت به گذشته و از دست دادن نعمتی است؛ از نظر قرآن کسانی که به [[توحید]] از جمله توحید فعل و [[مقدرات]] و [[مشیت الهی]] [[اعتقادی]] ندارند، گرفتار [[حزن]] و [[اندوه]] نسبت به از دست رفتهها میشوند؛ چنان که به سبب [[خیال]] بافی و [[فخرفروشی]] در هنگام [[بهرهمندی از نعمتهای الهی]]، فرحناک شده و [[رفتاری]] هیجانی در پیش میگیرند. به سخن دیگر، این دسته از [[انسانها]]، در هر دو حالت [[نعمت]] و نقمت گرفتار [[هیجان]] زدگی [[افراطی]] میشوند، به طوری که در برابر نقمت، گرفتار حزن و اندوه هیجانی شدید و در برابر نعمت نیز فرحناک شده و [[شادی]] و [[خوشحالی]] هیجانی دارند.<ref>{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref> این در حالی است که [[صابران]] به سبب [[اعتقاد به توحید]] و [[مشیت]] و [[مقدرات الهی]]، نسبت به گذشته حزن و نسبت به [[آینده]] خوفی ندارند؛ چنان که دادهها و گرفتههای [[الهی]] از نعمت و نقمت را در چارچوب [[حکمت]] و مشیت و مقدر الهی میدانند و گرفتار خیال بافی و [[تفاخر]] نسبت به دادهها و [[نعمتها]] نمیشوند. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در [[مذمت]] [[جزع]] میفرمایند: {{متن حدیث|إيّاكَ و الجَزَعَ؛ فإنّهُ يَقْطَعُ الأملَ، و يُضْعِفُ العملَ، و يُورِثُ الهَمَّ}}، از جزع و [[ناشکیبایی]] بپرهیز؛ زیرا [[امید]] [[انسان]] را قطع و [[کوشش]] و تلاش را [[ضعیف]] ساخته و [[غم]] و اندوه به بار میآورد.<ref>بحار الانوار،ج۷۹،ص ۱۴۴</ref> | #'''[[حزن]]''': حزن و [[اندوه]] از جمله آثاری است که اهل جزع بدان گرفتار هستند.<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}} «پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.</ref>حزن بر خلاف [[خوف]] نسبت به گذشته و از دست دادن نعمتی است؛ از نظر قرآن کسانی که به [[توحید]] از جمله توحید فعل و [[مقدرات]] و [[مشیت الهی]] [[اعتقادی]] ندارند، گرفتار [[حزن]] و [[اندوه]] نسبت به از دست رفتهها میشوند؛ چنان که به سبب [[خیال]] بافی و [[فخرفروشی]] در هنگام [[بهرهمندی از نعمتهای الهی]]، فرحناک شده و [[رفتاری]] هیجانی در پیش میگیرند. به سخن دیگر، این دسته از [[انسانها]]، در هر دو حالت [[نعمت]] و نقمت گرفتار [[هیجان]] زدگی [[افراطی]] میشوند، به طوری که در برابر نقمت، گرفتار حزن و اندوه هیجانی شدید و در برابر نعمت نیز فرحناک شده و [[شادی]] و [[خوشحالی]] هیجانی دارند.<ref>{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref> این در حالی است که [[صابران]] به سبب [[اعتقاد به توحید]] و [[مشیت]] و [[مقدرات الهی]]، نسبت به گذشته حزن و نسبت به [[آینده]] خوفی ندارند؛ چنان که دادهها و گرفتههای [[الهی]] از نعمت و نقمت را در چارچوب [[حکمت]] و مشیت و مقدر الهی میدانند و گرفتار خیال بافی و [[تفاخر]] نسبت به دادهها و [[نعمتها]] نمیشوند. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در [[مذمت]] [[جزع]] میفرمایند: {{متن حدیث|إيّاكَ و الجَزَعَ؛ فإنّهُ يَقْطَعُ الأملَ، و يُضْعِفُ العملَ، و يُورِثُ الهَمَّ}}، از جزع و [[ناشکیبایی]] بپرهیز؛ زیرا [[امید]] [[انسان]] را قطع و [[کوشش]] و تلاش را [[ضعیف]] ساخته و [[غم]] و اندوه به بار میآورد.<ref>بحار الانوار،ج۷۹،ص ۱۴۴</ref> | ||