←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
آن چه بیان شد تنها گوشهای از آثار و نتایج فساد در شخص و جامعه و نیز [[دنیا]] و [[آخرت]] است. بررسی همه ابعاد و آثار فساد که در قرآن و [[روایات]] بیان شده است نیازمند حوصله بیش تری است. از این رو به همین مقدار در این جا بسنده میشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد و آثار و نتایج آن (مقاله)|فساد و آثار و نتایج آن]].</ref>. | آن چه بیان شد تنها گوشهای از آثار و نتایج فساد در شخص و جامعه و نیز [[دنیا]] و [[آخرت]] است. بررسی همه ابعاد و آثار فساد که در قرآن و [[روایات]] بیان شده است نیازمند حوصله بیش تری است. از این رو به همین مقدار در این جا بسنده میشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد و آثار و نتایج آن (مقاله)|فساد و آثار و نتایج آن]].</ref>. | ||
==[[فساد]]، خروج از حد [[اعتدال]] و [[تعادل]]== | |||
یکی از بیماریهای [[اجتماعی]] که گریبانگیر همه [[جوامع بشری]] میشود، مسأله فساد است. فساد که نقیض [[صلاح]] است به معنای خروج هر چیزی از حد اعتدال و تعادل است؛<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶ ذیل واژه فسد</ref> زیرا صلاح هر چیزی، همان حالت طبیعی است که بر اساس [[نظام احسن]] [[الهی]] بر اصول [[عدالت]] و اعتدال [[آفریده]] شده است. | |||
خروج از اعتدال به دو شکل [[افراطی]] و [[تفریطی]] صورت میگیرد. بنابراین اگر کم یا زیادی در چیزی تحقق یابد و همین افزایش و کاهش، آن چیز را از اصل [[خلقت]] و [[آفرینش]] آن بیرون کند، در [[حقیقت]] در آن چیز فساد راه یافته است. پس میتوان گفت هر گونه تغییرات در چیزی که موجب شود تا آن چیز از اصل خود خارج و کاربرد خود را از دست دهد، [[تغییر]] فاسدی است؛ چراکه صلاح هر چیزی، همان بقای بر خلقت اصلی و اهداف و کاربردهای آن است. بر این اساس اگر تغییر در خلقت اصلی چیزی موجب دست یابی به کمالی شود و در راستای اهداف آن چیز باشد، تغییر مثبت ارزیابی میشود و فساد بر آن اطلاق نمیشود. | |||
به سخن دیگر، اگر خروج از اعتدال و تغییر در کمیت و کیفیت هر چیزی موجب [[نقص]] و خروج از کمال و اهداف چیزی شود، آن چیز فساد شده است. | |||
از این روست که در [[قرآن]] اموری چون [[انحراف]] در [[راه خدا]]<ref>اعراف، آیه ۸۶</ref>، تخریب آبادانیهای [[زمین]] و به هدر دادن امکانات طبیعی آن<ref>اعراف، آیه ۵۶</ref>، نابودی [[کشاورزی]] <ref>بقره، آیه ۲۰۵</ref>[[خونریزی]] و [[کشتار]]<ref>بقره، آیه ۳۰</ref>، [[نسل کشی]] <ref>بقره، آیه ۲۰۵</ref>، [[ظلم و ستم]]<ref>اعراف، ایه ۱۰۳</ref>، [[کفر]] به [[خداوند]]<ref>بقره، آیات ۸ و ۱۲</ref>، [[شرک]] و رویگردانی از [[توحید]]<ref>آل عمران، آیه ۶۳</ref>، [[ذلیل]] کردن عزیزان [[شهر]] به هنگام [[جنگ]]<ref>نمل،ایه ۳۴</ref>، [[سرقت]] <ref>یوسف، آیه ۷۳</ref> جلوگیری از رواج [[دین توحیدی]] والهی در [[جامعه]]<ref>نحل، آیه ۸۸</ref>، [[قطع صله رحم]]<ref>محمد، ایه ۲۲</ref> [[برتر جویی]] و [[خود بزرگ بینی]] [[نژادی]]<ref>اسراء، آیه ۴</ref>، [[کمفروشی]]<ref>هود، آیات ۸۴ و ۸۵ و نیز شعراء، آیات ۱۸۱ و ۱۸۳</ref> به عنوان مصادیقی از [[فساد]] مطرح شده است. | |||
در این مصادیق میتوان اموری مختلفی یافت که به حوزه [[باورها]] و [[رفتارها]] تعلق دارد. این بدان معناست که فساد تنها در حوزه [[رفتاری]] مطرح نیست، از این روست که [[کفر]] و [[شرک]] نیز به عنوان مصادیقی از فساد بیان شده است. | |||
اما با نگاهی گذرا به همین مصادیق بیان شده میتوان این نکته را نیز دریافت که بیشترین مصادیق فساد را میبایست در حوزه رفتارها و آن هم در حوزه رفتارهای [[اجتماعی]] یافت. بر این اساس میتوان گفت که بیشترین نمود فساد و خروج از مرزهای [[صلاح]] و [[اعتدال]] و [[تعادل]] در [[امور اجتماعی]] اتفاق میافتد، هر چند که ریشه و خاستگاه آن را میبایست در همان حوزه بینشها و نگرشها یعنی [[امور اعتقادی]] و باورها جست؛ زیرا نوع [[تفکر]] و [[بینش]] و نگرش [[آدمی]] به خود و [[خدا]] و هستی است که رفتارهای او را ساماندهی و جهت بخشی میکند. از این روست که در [[قرآن]] اموری چون [[ایمان به خدا]]<ref>مائده، آیات ۶۴ و ۶۵</ref>، تفکر درباره [[آیات الهی]] و سرگذشت [[مفسدان]]<ref>اعراف،آیات ۸۶ و ۱۰۳</ref>، [[توجه به آخرت]]<ref>قصص، آیات ۷۷ و ۸۳</ref>[[توحید]]<ref>روم، آیات ۴۱ تا ۴۳</ref>، توجه به [[علم خدا]]<ref>بقره، آیه ۲۲۰</ref>، [[خوف از خدا]]<ref>اعراف، آیات ۵۵ و ۵۶</ref> [[اطاعت از خدا]]<ref>مؤمنون، آیه ۷۱</ref>، [[تقوای الهی]]<ref>بقره، آیات ۲۰۵ و ۲۰۶</ref> و [[عبادت خدا]]<ref>هود،آیات ۸۴ و ۸۵</ref> به عنوان موانع فساد در [[انسان]] بیان شده است. | |||
به سخن دیگر، میان بینشها و باورها از سوی با نگرشها و رفتارها از سوی دیگر ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. بنابراین اگر بخواهیم رفتارها را [[اصلاح]] کنیم میبایست به اصلاح باورها بپردازیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شیوههای مبارزه با فساد (مقاله)|شیوههای مبارزه با فساد]].</ref>. | |||
==چرایی اصلاح گری== | |||
بر اساس [[آموزههای قرآنی]] هستی بر مدار و محور [[عدالت]] است. بر این اساس میبایست گفت که [[جهان هستی]] به طور طبیعی بر مدار [[صلاح]] میگردد و [[فساد]] امری عارضی بر برخی از چیزهاست. پس هنگامی که در چیزی فسادی راه یابد، ریشه آن را میبایست در تصرفات و تغییراتی جست که خروج از [[اعتدال]] و [[عدالت]] را سبب شده است،؛ چراکه هر چیزی به خودی خود در مسیر عدالت باقی میماند و [[گرایش]] به [[حفظ]] حالت نخست خود دارد که همان عدالت و صلاح است. | |||
البته [[انسانها]] به عنوان [[خلیفه الهی]] [[مأموریت]] دارند تا در زمینه اصلاحاتی را انجام دهند که موجب تقویت مسیر کمالی میشود که بر مدار عدالت و صلاح شکل گرفته است. بر همین پایه است که مأموریت [[آبادانی زمین]] به عنوان ظهور نقش [[خلافت الهی]] بر عهده [[آدمی]] گذاشته شده است تا آدمی با تلاش و [[کوشش]] در [[مقام]] [[مظهر]] [[ربوبیت الهی]]، به پرورش کمالی چیزهای [[زمین]] [[اقدام]] کند.<ref>هود، آیه ۶۱</ref> | |||
اما آدمی به علل درونی چون [[خواستههای نفسانی]] و یا بیرونی چون [[وسوسههای شیطانی]]، گاه بر خلاف [[خلافت]] و مأموریت خویش عمل میکند و هر آن چه را ساخته و [[اصلاح]] کرده است [[فاسد]] میکند<ref>اعراف،آیه ۵۶</ref> و یا آنکه از همان ابتدا به گونهای [[رفتار]] و عمل میکند که فساد را در چیزی پدید میآورد. بنابراین لازم است تا دوباره با اصلاح [[تفکر]] و [[بینش]] و نگرش خود، به اصلاح چیزها اقدام کند؛ چراکه اگر به [[اصلاحات]] نپردازد نه تنها به زمین و [[محیط زیست]] خود <ref>روم،آیه ۴۱ و بقره، آیه ۲۷</ref> ضربه میزند و کار را بر خود سخت میکند، بلکه موجب میشود دچار [[محرومیت]] از [[خلافت خدا]]<ref>بقره، آیه ۳۰</ref>، محرومیت از [[محبت خدا]] و [[لطف]] او<ref>بقره، آیه ۲۰۵</ref>، [[کوردلی]] و [[درک]] نکردن [[حقایق]] و از دست دادن [[بصیرت]]<ref>محمد، آیات ۲۲ و ۲۳</ref>، [[لعنت]] و [[نفرین]] [[الهی]] <ref>همان</ref> [[گرفتاری]] در [[فتنه]] <ref>آل عمران، آیه ۷</ref> و [[خسران]] و [[زیان]] [[واقعی]]<ref>اعراف، آیه ۱۰۳</ref> و مانند آن میشود. بنابراین برای [[رهایی]] از چنین آثار و پیامدهایی لازم است تا آدمی در [[اندیشه]] [[اصلاحات]] باشد و به [[مبارزه با فساد]] و [[افساد]] [[اقدام]] کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شیوههای مبارزه با فساد (مقاله)|شیوههای مبارزه با فساد]].</ref>. | |||
==اصلاحات، [[رسالت الهی]]== | |||
از [[آموزههای قرآنی]] این معنا به دست میآید که مبارزه با فساد و اقدام به اصلاحات نه تنها یک [[وظیفه]] [[انسانی]] بلکه رسالت الهی است که حتی [[پیامبران الهی]] نیز [[مأموریت]] داشتند تا در این راستا فعالیت و تلاش کنند. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۶ [[سوره هود]]، اصلاحات و [[پاک]] کردن [[زمین]] از [[فساد]] [[انسانها]] را [[مسئولیت]] [[عقلانی]] و وظیفهای [[دینی]] بر میشمارد و در [[آیات]] ۲۰ و ۲۲ [[سوره محمد]]{{صل}} به [[مؤمنان]] هشدار میدهد که درصورت رویگردانی از اصلاحات و مبارزه با فساد از طریق [[جهاد]] میبایست خود را آماده کنند تا گرفتار فساد شوند و خود در دام آن در آیند. به سخن دیگر، اگر جامعهای با فساد [[مبارزه]] نکند خود کسانی که با فساد مخالف هستند در یک فرآیند گرفتار فساد میشوند و در دام آن میافتند. بنابراین، مبارزه با فساد و اقدام به اصلاحات یک [[رفتار]] پیشگیرانه است تا خود گرفتار فساد و تبعات آن نشود. | |||
از آیات ۲۴۶ و ۲۵۱ [[سوره بقره]] این معنا را میتوان [[استنباط]] کرد که [[دفع فساد]] از زمین، پیامد طبیعی مبارزه با آن میباشد و اصولا چنین مبارزهای همان [[پیکار]] [[حق]] علیه [[باطل]] است؛ زیرا [[صلاح]] و اصلاحات امری حق است که هستی بر آن مدار و محور آن میباشد و فساد و [[تباهی]] امری باطل است که تحقق آن در جامعه یک امر خلاف حق میباشد. | |||
بنابراین، کسانی که در جست و جوی حق میباشند و به حق [[گرایش]] دارند، نسبت به باطل [[کراهت]] داشته و با آن [[مخالفت]] میورزند. نتیجه این مخالفت مبارزه با فساد و [[حمایت]] از صلاح و اصلاحات است. | |||
با نگاهی گذرا به گزارشهای [[قرآنی]] نسبت به مأموریت و اهداف رسالتی [[پیامبران]]{{ع}} این معنا [[اثبات]] میشود که [[جلوگیری از فساد]] در هر شکل و نوعی، از اهداف رسالتی پیامبران بوده است.<ref>مائده،آیه ۳۲</ref> خداوند در [[آیات]] ۷۳ و ۷۴ [[سوره اعراف]] و نیز ۱۴۱ تا ۱۵۲ [[سوره شعراء]]، [[مبارزه با فساد]] و [[اصلاح جامعه]] [[ثمود]] را از اهداف رسالتی [[حضرت صالح]] [[پیامبر]]{{ع}} بر میشمارد و در آیات ۸۴ و ۸۵ [[سوره هود]] مبارزه با فساد را مهمترین اهداف رسالتی [[حضرت شعیب]]{{ع}} بیان میکند. | |||
[[مبارزه]] با [[فسق]] و [[فساد]] [[فرعونیان]] از اهداف رسالتی [[حضرت موسی]]{{ع}} است که در آیات ۱۲ و ۱۴ [[سوره نمل]] بیان شده است. با نگاهی به درخواست و [[استمداد]] [[حضرت لوط]]{{ع}} از [[خداوند]] این معنا به دست میآید که آن حضرت{{ع}} نیز [[مأموریت]] داشته است تا با فساد [[قوم]] خود مبارزه کند و چون آن حضرت{{ع}} خود را در برابر پافشاری قوم بر فساد [[ناتوان]] مییابد، از خداوند برای مبارزه [[مفسدان]] و اجرای [[اصلاحات]] [[یاری]] میجوید.<ref>عنکبوت،آیات ۲۸ و ۳۰</ref> | |||
البته مبارزه با فساد با همه [[ارزش]] و اهمیت آن بسیار دشوار است؛ زیرا [[انسانها]] به طور طبیعی تحت تاثیر محیط و نیز [[هواهای نفسانی]] و [[وسوسههای شیطانی]] به سوی فساد و [[تجاوزگری]] [[گرایش]] دارند و کم هستند که [[تقوای الهی]] در پیش گیرند و به مبارزه با هواهای نفسانی [[اقدام]] کنند. بدتر از این، آن است که عوامل [[نهی]] کننده از فساد و [[منکرات]] بسیار اندک هستند<ref>هود،آیه ۱۱۶</ref> از این روست که خداوند در [[آیه]] ۳۰ [[سوره عنکبوت]]، [[دعا]] و استمدادطلبی از خداوند برای [[مبارزه با مفاسد اجتماعی]] و مفسدان را امری [[شایسته]] میداند تا این گونه با [[توکل به خداوند]] و [[استعانت]] و یاری او، بتوان در برابر فشارهای فساد و مفسدان ایستاد و کاری از پیش برد. | |||
با آنکه [[انسان]] میدانند که فساد امری [[باطل]] است و [[آدمی]] را به [[سقوط]] میکشاند و [[جامعه]] سالم را نابود میکند، با این همه یا گرایش به فساد پیدا میکند و یا نسبت به فساد دیگران [[سکوت]] میکند. خداوند در آیه ۱۱۶ سوره هود به انسانها هشدار میدهد که [[نهی از منکر]] و بازداشت [[مردمان]] از [[فساد]]، میتواند مایه [[نجات]] و [[رهایی]] ایشان از [[عذابهای الهی]] شود تا این گونه به [[اصلاحات]] رو آورده و به [[مبارزه با فساد]] [[اقدام]] کنند. با این همه چنان که گفته شد، [[اصلاح]] گران و جهادگران علیه فساد بسیار اندک هستند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شیوههای مبارزه با فساد (مقاله)|شیوههای مبارزه با فساد]].</ref>. | |||
==شیوههای مبارزه با فساد== | |||
از آن چه تاکنون گفته شد میتوان این معنا را به دست آورد که نمیتوان از یک شیوه برای مبارزه با فساد و انجام اصلاحات [[سود]] جست و برای همه آنها یک نسخه پیچید، چنان که با توجه به [[اختلاف]] [[مفسدان]] میبایست شیوههای اختصاصی را نیز مد نظر قرار داد؛ زیرا برخی از مفسدان دانسته و خواسته، اقدام به فساد حتی تحت نام اصلاحات میکنند. بنابراین نمیتوان تنها با هشدار و یا آگاهسازی نسبت به آثار وتبعات فساد، ایشان را به سوی اصلاحات رهنمون ساخت و از فساد و [[تباهی]] باز داشت. | |||
[[مبارزه]] بنیادی، شاید نسبت به برخی از افراد و [[جوامع]] کار ساز باشد ولی نسبت به برخی دیگر، این مبارزه میبایست به صورت حذفی انجام گیرد که همان حذف فیزیکی مفسدان است که گاه به شکل [[اعدام]] و گاه عذابهای استعجالی و استیصالی یعنی نابودی [[امتها]] وملتها انجام میگیرد. [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره بقره]] و ۳۳ [[سوره مائده]] از مجازاتهای [[کیفری]] [[دنیا]]، به عنوان یک راهکار [[دفع فساد]] از [[جامعه]] یاد میکند. بر این اساس میبایست گفت که [[مجازات]] کیفری اشخاص [[مفسد]] نیز در همین چارچوب معنا مییابد؛ زیرا زمانی که راههای بازسازی و اصلاح شخص یا اشخاص جامعه به بن بست میرسد حذف فیزیکی مفسد یا مفسدان تنها راه درمان است تا این گونه غده سرطانی از جامعه برداشته شود؛ چراکه بقای این غده سرطانی موجب [[آلودگی]] دیگر افراد جامعه میشود. از این روست که میبایست شخص به صورت فیزیکی حذف شود و اگر جامعه دچار فساد است میبایست همان جامعه حذف شود تا دیگر [[جوامع بشری]] [[آلوده]] نشود. | |||
از آن جایی که بینشها و [[باورها]] تاثیر اساسی در رفتارهای [[آدمی]] دارد، یکی از شیوههای [[مبارزه با فساد]] آن است که [[بینش]] و نگرش [[مردمان]] را [[تغییر]] داده و با بیان [[زشتی]] [[فساد]] و اثار آن در [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[مفسدان]] را از انجام آن باز داشت. [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۰۵ [[سوره بقره]] و نیز ۶۴ [[سوره مائده]] و ۱۱۶ [[سوره هود]] و ۷۷ [[سوره قصص]] به این راهکار اشاره میکند و آن را شیوهای برای جلوگیری از [[مفاسد]] بر میشمارد. | |||
اصولا اشاره به آثار فساد که در همین مقاله نیز به برخی از آن اشاره شده است، از آن رو مورد توجه و اهتمام [[قرآن]] است تا شخص با [[تفکر]] و [[اندیشه]] در آنها به تاثیرات بد فساد پی برد و در مسیر [[اصلاحات]] و مبارزه با فساد گام بردارد. | |||
از دیگر شیوههای مبارزه با فساد و [[اقدام]] به [[اصلاح]] گری، [[تشویق]] و [[برانگیختن عواطف]] و [[احساسات]] است تا این گونه اشخاص به [[اعمال نیک]] و اهداف عالی در برابر مفسدان پای بند شوند. این روشی است که در [[آیات]] ۳۲ سوره مائده و ۷۷ و ۸۸ سوره قصص و ۲۸ [[سوره]] صمطرح شده است. | |||
در برابر گاهی لازم است که افراد [[انسانی]] [[تهدید]] شوند؛ زیرا برخی تنها با تشویق به راه نمیآیند و لازم است تا به مجازاتهای سخت [[دنیوی]] و [[اخروی]] تهدید شوند. خداوند این شیوه را در آیه ۳۳ سوره مائده و ۲۵ [[سوره رعد]] و ۸۸ [[سوره نحل]] مورد توجه قرار داده است. | |||
از دیگر شیوههای مبارزه با فساد در [[جامعه]]، [[ترک اطاعت]] [[شهروندان]] جامعه از [[حاکمان]] [[فاسد]] و [[مفسد]] است. اگر [[اطاعت از حاکمان]] یک اصل برای [[حفظ]] [[نظم اجتماعی]] است؛ [[سرکشی]] و [[طغیان]] نسبت به حاکمان فاسد و مفسد میتواند آنان را به راه آورد. بنابراین در برخی از موارد طغیان [[اجتماعی]] و [[شورش]] برای به راه آوردن [[حکام]] مفسد لازم و ضروری است.<ref>شعراء، آیات ۱۵۱ و۱۵۲</ref> | |||
[[نهی]] از فساد از دیگر شیوههایی است که [[قرآن]] خود بدان عمل کرده و [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] را بدان انگیخته است. این روش [[مبارزه با فساد]] از سوی همه پیامبران به کار رفته ا ست و گزارشهای [[قرآنی]] از [[شعیب]]{{ع}} در آیاتی از جمله ۸۵ [[سوره اعراف]] و ۳۶ [[سوره عنکبوت]] و نیز [[صالح]]{{ع}} در [[آیات]] ۷۳ و ۷۴ سوره اعراف و ۱۴۲ و۱۵۰ و ۱۵۲ [[سوره شعراء]] نمونههای از این [[اقدام]] پیامبران است. | |||
اصولا یکی از پایه [[رستگاری]] و [[رهایی]] از [[خسران]] و زیانی که همه [[انسانها]] بدان گرفتارند، سفارش دیگران به [[کارهای نیک]] و بازداشت از [[کارهای زشت]] و [[فاسد]] است. مؤمنان و [[معتقدان]] به [[لقای الهی]] از مبارزان اصلی با [[فساد]] میباشند که [[خداوند]] در آیاتی از جمله آیات ۲۴۶ تا ۲۵۱ [[سوره بقره]] از ایشان سخن به میان آورده است. | |||
از دیگر شیوههای [[مبارزه]] [[برانگیختن عواطف]] و [[احساسات]] با اشاره به حساسیتهای بشری نسبت به بعضی امور از جمله [[نسل]] و [[فرزندان]] میباشد. هنگامی که آثار زیانبار ذکر میشود به آثار توجه داد که ارتباط تنگاتنگی با مخاطب دارد تا احساسات وی برانگیخته شود و خود به عنوان مانع فساد و عامل مبارزه اقدام کند. خداوند این شیوه را در آیاتی از جمله ۲۰۵ سوره بقره و ۳۲ [[سوره مائده]] در پیش گرفته است. | |||
[[احسان]] و [[نیکوکاری]] به [[نیازمندان]] [[جامعه]]، خود موجب [[دفع فساد]] میباشد. این معنا را میتوان از [[آیه]] ۷۷ [[سوره قصص]] به دست آورد و آن را به عنوان یک شیوهای قرآنی در مبارزه با فساد مطرح کرد. | |||
آن چه بیان شد بخشی از شیوههای مهم مبارزه با فساد و جلوگیری از آن میباشد که در این آیات بدان اشاره شده بود. بیگمان [[تفکر]] و [[تدبر در آیات]] دیگر قرآنی میتواند شیوههای دیگری را به [[آدمی]] بیاموزد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شیوههای مبارزه با فساد (مقاله)|شیوههای مبارزه با فساد]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۱۸: | خط ۱۷۰: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری (مقاله)|'''نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری (مقاله)|'''نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد و آثار و نتایج آن (مقاله)|'''فساد و آثار و نتایج آن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد و آثار و نتایج آن (مقاله)|'''فساد و آثار و نتایج آن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شیوههای مبارزه با فساد (مقاله)|'''شیوههای مبارزه با فساد''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||