پرش به محتوا

بحث:فساد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۷۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ اکتبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۴۸: خط ۴۴۸:
در حقیقت در هر زمانی [[دشمنان]] عدالت از اشرافیتی [[تغذیه]] می‌‌شود که تفکر [[تفاوت طبقاتی]] نه تنها در [[امور مادی]] بلکه در [[امور معنوی]] و [[فرهنگی]] در آنان ریشه داونیده است و بر این باورند که هر که داراتر است بر حق‌تر و راستگو‌تر و به حق و حقیقت نزدیک‌تر می‌‌باشد و هر که فقیرتر و بینواتر می‌‌باشد از اصول [[حق]] و [[حقانیت]] بی‌بهره می‌‌باشد. پس توده‌های بینوای [[مردم]] و طبقات [[فرومایه]] و [[پست]] [[اجتماعی]] به معنای توده‌های بی‌پول می‌‌بایست، پیرو اندیشه‌های روشنگرانه و خیرخواهانه و مصحلت گرایانه‌ای این طبقات خاص و [[برتر]] [[اقتصادی]] [[جامعه]] باشند.
در حقیقت در هر زمانی [[دشمنان]] عدالت از اشرافیتی [[تغذیه]] می‌‌شود که تفکر [[تفاوت طبقاتی]] نه تنها در [[امور مادی]] بلکه در [[امور معنوی]] و [[فرهنگی]] در آنان ریشه داونیده است و بر این باورند که هر که داراتر است بر حق‌تر و راستگو‌تر و به حق و حقیقت نزدیک‌تر می‌‌باشد و هر که فقیرتر و بینواتر می‌‌باشد از اصول [[حق]] و [[حقانیت]] بی‌بهره می‌‌باشد. پس توده‌های بینوای [[مردم]] و طبقات [[فرومایه]] و [[پست]] [[اجتماعی]] به معنای توده‌های بی‌پول می‌‌بایست، پیرو اندیشه‌های روشنگرانه و خیرخواهانه و مصحلت گرایانه‌ای این طبقات خاص و [[برتر]] [[اقتصادی]] [[جامعه]] باشند.
این تفکری است که در نهایت موجبات [[فروپاشی]] و نیستی جامعه [[عاد]] را فراهم آورد و جامعه به سبب چنین [[تفکر]] ظالمانه‌ای از درون فروپاشید و از میان رفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد در پوشش خیرخواهی (مقاله)|فساد در پوشش خیرخواهی]].</ref>.
این تفکری است که در نهایت موجبات [[فروپاشی]] و نیستی جامعه [[عاد]] را فراهم آورد و جامعه به سبب چنین [[تفکر]] ظالمانه‌ای از درون فروپاشید و از میان رفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد در پوشش خیرخواهی (مقاله)|فساد در پوشش خیرخواهی]].</ref>.
==چرایی و چگونگی [[فساد اقتصادی از نظر قرآن]]==
[[خدا]] درباره علت تحقق [[فساد]] از جمله [[فساد اقتصادی]] به نکاتی توجه می‌دهد که می‌تواند بیانگر چرایی این پدیده شوم و [[پلید]] در [[جوامع انسانی]] باشد. همچنین [[قرآن]] به شیوه‌ها و رویه‌های آنان در فساد اقتصادی نیز توجه می‌دهد تا [[مردم]] افزون بر [[شناخت]] علل، به چگونگی رفتارهای فساد انگیز [[مفسدان اقتصادی]] توجه پیدا کنند. از نظر قرآن برخی از علل و عواملی که مفسدان اقتصادی را پدید می‌آورد و فساد اقتصادی را موجب می‌شود، اموری چند است که به آنها اشاره می‌شود:
#'''[[اعراض]] از [[توحید]] محض''': [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به توحید یکی از مهم‌ترین عوامل [[اصلاح]] [[رفتار]] [[انسانی]] است؛ در مقابل، هر کسی که فاقد ایمان به توحید باشد و [[گرایش]] به [[شرک]] و [[کفر]] داشته باشد، نه تنها [[رفتاری]] [[صالح]] در [[زندگی]] نخواهد داشت، بلکه دنبال انواع و اقسام [[فسادها]] از جمله فساد اقتصادی می‌رود و بی‌توجه به [[اخلاق]] و اصول [[فطری]] [[عدالت‌خواهی]]، به [[ظلم]] و فساد می‌پردازد. خدا بصراحت در قرآن بیان می‌کند کسانی که به جای توحید و گرایش به «[[الله]]» از آن روی می‌گردانند و دچار کفر و شرک می‌شوند، به انواع فساد و [[افساد]] دچار شده و به افراد [[مفسد]] تبدیل می‌شوند<ref>آل عمران، آیات ۶۲ و ۶۳</ref>؛ زیرا [[مشرکان]] و [[کافران]] هیچ [[اعتقادی]] به [[خالق]] و حکمت‌های [[خلق]] ندارند. بنابراین، [[کافر]] به گونه‌ای عمل می‌کند که بیشترین [[لذت]] را به دست آورد و [[مشرک]] نیز بر این [[باور]] است که خدا آنان را مستقل [[آفریده]] و آنان در هر کاری می‌توانند به شکلی عمل کنند که خواسته‌هایشان تأمین شود. بنابراین، بر این باورند که هر عملی که آنان را به خواسته‌هایشان برساند صحیح و سالم و درست و [[عقلانی]] است. پس آنچه به ظاهر فساد است، در [[حقیقت]] [[صلاح]] و صحیح است؛ زیرا خواسته‌های آنان بدان تأمین می‌شود. همین امر موجب می‌شود که برای تأمین نیازهای خویش دست به [[دزدی]] و [[سرقت]]<ref>یوسف، آیه ۷۳</ref> و [[تجاوزگری]] زده و از [[مال]] شخصی یا عمومی به نفع خویش بهره برند. این رویه محدود به تعامل با نوع [[بشر]] و همنوعان نیست، بلکه از آنجا که همه [[زمین]] و [[زمان]] را برای خود می‌دانند، هیچ ملاحظاتی را برای [[محیط زیست]] در نظر نمی‌گیرند و با [[شرک]]، [[گناه]]، [[رفتارهای زشت]] خویش، محیط زیست از دریا و خشکی را به [[فساد]] می‌کشانند و [[آلوده]] می‌سازند.<ref>روم، آیه ۴۱؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۹۶، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج ۳، ص۳۹۲</ref>
#'''[[اعراض]] از [[قوانین الهی]] و [[شریعت]]''': [[قوانین]] [[فطری]] و [[تشریعی]] که با [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] [[کشف]] می‌شود، مجموعه‌ای مهم است که در راستای ایجاد شرایط مناسب برای زیست [[اجتماعی]] وضع شده است. بنابراین، [[عدالت]]، [[صداقت]]، [[وفا]]، [[امانت]] و مانند آنها موجب می‌شود تا هر چیزی در جایی مناسب و [[حق]] خود قرار گیرد و صاحبان حق به حق خویش برسند، بی‌آنکه [[ظلم]] و ستمی به آنان شود. این قوانین در راستای [[تأمین سعادت]] فردی و جمعی و شخصی و اجتماعی وضع شده است و می‌بایست به شکل کامل مراعات شود تا نتایج و آثار مثبت خود را به جا گذارد. اما کسانی که به هر دلیل از جمله [[کفر]] و شرک و [[نفاق]] و [[سست ایمانی]]، به این قوانین شریعت بی‌توجهی کنند، عامل [[فساد در زمین]] و [[اجتماع]] بوده و [[رفتاری]] مفسدانه در حوزه‌های گوناگون از جمله [[اقتصادی]] خواهند داشت<ref>محمد، آیه ۲۲</ref>؛ زیرا مراد از پشت کردن و اعراض نمودن، همان اعراض از [[دین]] و [[شرایع]] و قوانین آن است که به دو شیوه نقل وحیانی یعنی [[کتب آسمانی]] و [[قرآن کریم]] و عقل سلیم کشف شده و در دسترس [[مردم]] قرار می‌گیرد.<ref>الکشاف، ج ۴، ص۳۲۵؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص۱۳۴</ref> در [[حقیقت]] کسانی که نقل وحیانی و [[شرایع آسمانی]] را نادیده می‌گیرند و به وضع و [[تشریع قوانین]] می‌پردازند، به جای ایجاد [[عدالت]] و [[سلامت]] [[اجتماعی]]، [[ظلم]] و [[فساد]] را در [[اجتماع]] گسترش می‌دهند؛ زیرا این افراد [[ناتوان]] از [[درک]] ملاکات و مناطات [[حقیقی]] [[احکام]] هستند و به سبب عدم [[شناخت کامل]] از [[حقیقت]] هر چیزی و [[علم]] ناقص و ظنی خویش، قوانینی را وضع می‌کنند که اگر از وجهی مفید باشد، از جهات بسیار دیگر زیانبار و فسادانگیز است. امروز جوامعی که به جای [[قوانین الهی]] به [[قوانین موضوعه]] [[انسانی]] رو آورده‌اند، نه تنها [[عدالت اقتصادی]] را تحقق نبخشیدند، بلکه به ظلم نهادینه شده رسیده‌اند تا جایی که [[اکثریت]] [[مردم]] [[توانایی]] مقابله با [[قوانین]] [[ظالمانه]] و نهادینه شده آنان را ندارند که فشار مضاعف [[اقتصادی]] بر [[مردمان]] [[تحمیل]] می‌کند.
#'''ترک [[فرایض الهی]]''': همان طور که نادیده گرفتن اصل [[شرایع]] و قوانین الهی می‌تواند فساد‌انگیز باشد و [[مفسدان]] را به وجود آورد، ترک [[فرائض]] مهم همچون فرائض [[جهاد]] که [[ظالمان]] و [[متجاوزان]] را دفع می‌کند<ref>محمد، آیات ۲۰ تا ۲۲</ref> و ترک [[نصرت]] [[مظلومان]] و [[مستضعفان]] در برابر ظالمان و [[مستکبران]]<ref>انفال، آیات ۷۲ و ۷۳</ref> و ترک [[فریضه]] مهم [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>هود، آیه ۱۱۶</ref> و مانند آنها موجب می‌شود تا حتی در [[جوامع اسلامی]] به دلیل عمل نیم بند به شرایع و قوانین الهی، انواع فساد و ظلم گسترش یابد و [[مفسدان اقتصادی]] و غیر اقتصادی پدیدار شوند و [[جامعه]] را به [[تباهی]] و فساد کشانند و با رفتارهای [[ضد ارزشی]] و ضد هنجاری [[فسق]] و [[فجور]] و [[بی‌حیایی]] و [[فحشاء]] را گسترش دهند و [[اقتصاد]] را به چالش بکشند. [[خدا]] در [[قرآن]] بیان می‌کند که وقتی ظالمان و مستکبران بر اجتماع مسلط شوند و مردمان در برابر متجاوزان به [[ارزش‌های انسانی]] و [[اخلاقی]] و قوانین الهی بی‌توجه باشند و آنان را [[سرکوب]] نکنند و یا علیه [[مترفان]] اقتصادی و [[مسرفان]] [[قیام]] نکنند و [[اجازه]] دهند تا آنان هر گونه که خواهند عمل کنند، می‌بایست [[منتظر]] عواقب [[زشت]] این [[اعمال]] خود باشند که همان قدرت‌یابی [[مفسدان]] و گسترش دایره [[ظلم]] و [[فساد]] آنان خواهد بود. بنابراین، این [[امت]] به جای آنکه دیگران را [[سرزنش]] کنند، می‌بایست خودشان را سرزنش کنند که به [[فرائض]] اصلی که مدافع [[حق]] و [[حقیقت]] و [[عدالت]] بود [[قیام]] نکرده‌اند و [[اجازه]] دادند تا مفسدان [[قدرت]] یابند و بر [[اجتماع]] [[سلطه]] پیدا کنند. پس باید گفت که ظلم، فساد، [[جرم]] و جنایتی که [[مفسدان اقتصادی]] و غیر [[اقتصادی]] انجام می‌دهند، نتیجه بی‌توجهی یا کم توجهی دیگران به [[فرائض الهی]] است؛ زیرا اگر آنان [[مجازات]] می‌شدند، این گونه نمی‌توانستند بر گرده [[مردم]] سوار شوند و [[تباهی]] و فساد و ظلم و [[بی‌عدالتی]] را نهادینه سازند.
#'''[[تسلط]] و قدرت‌اشرار''': هرگاه‌ [[اشرار]] و ناصالحان مردمی بر آنان مسلط شوند، انواع و اقسام ظلم و فساد ایجاد و گسترش می‌یابد. این نیز پیامد [[انتخاب]] غلط مردم و کوتاهی در [[اجرا]] و اقامه فرائض الهی در قالب [[جهاد]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] است. وقتی مردمی اجازه می‌دهند که مفسدان بزرگ به نام [[مصلحان]] بر آنان [[حاکم]] شوند و با شعارهای زینتی خویش آنان را [[فریب]] دهند و بر گرده آنان همچون [[شیطان]] سوار شده و افسار انداخته و به هر سو بکشند، می‌بایست این مردم [[منتظر]] انواع و اقسام فساد و ظلم نهادینه شده و حتی قانونی باشند که بر آنان اعمال می‌شود و خونشان را در شیشه کرده و بمکند؛ زیرا از نظر [[قرآن]] حکومت‌اشرار که به سبب پشت کردن مردم به [[صالحان]] [[مصلح]] [[واقعی]] است، موجب می‌شود تا [[اقتصاد]]، کشاوزی، [[حرث]] و [[نسل]] [[فاسد]] شود و مفسدان، انواع فساد را در این حوزه‌ها نهادینه کنند. وقتی مردم خود به دست خویش ‌اشرار و ناصالحان مدعی را بر گرده خویش و [[ملت]] سوار می‌کنند باید چوب این انتخاب نادرست و غلط خویش را بخورند؛ زیرا کسی از بیرون به این گروه فاسد و [[مفسد]] قدرت نداده است، بلکه [[قدرت]] و [[حکومت]] و [[ولایت]] را همین [[مردم]] خود به این گروه [[فاسد]] و [[مفسد]] و [[ظالم]] داده است که با [[استکبار]] خویش مردم را به [[استضعاف]] بکشانند<ref>بقره، آیه ۲۰۵؛ نمل، آیه ۳۴؛ محمد، آیه ۲۲</ref>؛ مقصود از «ولّی» و «تولّیتم» در این [[آیات]] به معنای ولایت بخشی، [[سرپرستی]] امور مردم و [[امارت]] بر آنان است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۵۱، ج ۴، ص۳۲۵</ref> از نظر [[قرآن]]، قدرت جبارانه و زورگویانه این [[حاکمان]] از [[خدا]] بی‌خبر موجب می‌شود که انواع و اقسام [[فساد در زمین]] گسترش یابد و نهادینه شود.<ref>فجر، آیات ۱۰ تا ۱۲</ref>
#'''[[رفاه زدگی]]''': [[اشرافیت]] و [[ثروت]]، [[انسان‌ها]] را [[تغییر]] می‌دهد، تا جایی که [[جرم]] و [[فساد]] برای آنان امری طبیعی می‌شود؛ از همین رو خدا می‌فرماید بزرگ‌ترین [[مجرمان]] همان [[مترفان]] هستند که از نظر [[اقتصادی]] به سبب زیادت در ثروت، آن را به شکل درست به کار نمی‌گیرند و با [[فحشاء]] و [[زشتکاری]] و [[اسراف]] و [[تبذیر]] و مانند آنها به خود و [[اجتماع]] ضربه می‌زنند، تا جایی که نابودی و [[تباهی]] اجتماع را به دنبال دارد.<ref>اعراف، آیه ۷۴؛ اسراء، آیات ۴ و ۶ و ۷؛ هود، آیه ۱۱۶</ref>
#'''[[زراندوزی]] و [[عُجب]]''': دو [[روحیه]] خطرناک برای فرد و اجتماع آن است که [[اموال]] به جای [[تولید]] در [[کنزاندوزی]] به کار رود و افراد [[ثروتمند]] [[گمان]] کنند که تافته جدا بافته‌ای از دیگران هستند. این دو روحیه می‌تواند ارزش‌های [[فرهنگی]] و اقتصادی یک [[جامعه]] را تباه سازد؛ زیرا [[فرهنگ]] و [[اقتصاد]] دو مولفه اصلی هر جامعه است که قوام اجتماع و بنیاد آن بر این دو عنصر است. این روحیه خطرناک می‌تواند [[مفسدان]] [[اجتماعی]] – اقتصادی را ایجاد کند و آنان اجتماع را به تباهی بکشانند.<ref>قصص، آیات ۷۶ و ۷۷</ref>
#'''[[ظلم]]''': خاستگاه ظلم از نظر قرآن می‌تواند اموری چند باشد؛ با این همه کسی که گرفتار روحیه ظلم باشد، هیچ [[گرایش]] به [[عدالت]] [[عقلی]] و [[نقلی]] نخواهد داشت. بنابراین، بر خلاف [[اصول اخلاقی]] دنبال فتنه‌گری، [[جاسوسی]]، ایجاد [[یاس]] و [[نومیدی]] در دیگران و مانند آن می‌رود؛ زیرا این گونه می‌تواند [[سلطه]] خویش را [[حفظ]] نماید و اهداف مادی و [[دنیوی]] خویش را تأمین کند. جاسوسی [[اقتصادی]] و ایجاد فضایی که در آب گل‌آلود بتواند ماهی‌گیری کند و ایجاد جو روانی در قالب [[جنگ روانی]] و مانند آنها برای دستیابی به مقاصد مادی و دنیوی از جلوه‌های چنین افراد ظالمی است که باید مواظب و مراقب آنان در هر [[اجتماعی]] بود.<ref>توبه، آیه ۴۷</ref> امروز در [[جهان]] می‌توان مصادیق بسیاری از این گروه یافت که با جنگ روانی و [[شایعات]] و مانند آنها، [[بی‌عدالتی]] نهادینه‌ای را موجب می‌شوند و [[اقتصاد]] را به حالتی می‌کشانند که خود بتوانند بیشترین [[سود]] و بهره را در یک مدت زمانی اندک به دست آورند. این در حالی است که در همین مدت [[اکثریت]] [[مردم]] دچار فشار سهمگین اقتصادی می‌شوند تا جایی که از برآوردن نیازهای ابتدایی [[زندگی]] خود باز می‌مانند.
#'''[[فسق]]''': [[فاسق]] کسی است که به ظاهر [[اعتقاد]] به چیزی دارد ولی در عمل از آن فاصله می‌گیرد و به گونه‌ای دیگر عمل می‌کند. بسیاری از [[مفسدان]] [[اجتماع]] را همین گروه [[فاسقان]] تشکیل می‌دهند که به ظاهر با مردم و در [[باطن]] علیه آنان هستند. [[رفتارهای زشت]] و [[پلید]] خودشان را در لباسی [[زیبا]] و کلمات شیوا [[نهان]] می‌کنند. و با [[فریب افکار عمومی]] [[مفاسد اقتصادی]] و غیر اقتصادی خویش را پنهان می‌کنند. به هیچ [[عهد]] و [[پیمان]] و قول و قراری پایبند نیستند و [[پیمان شکنی]] و [[دروغگویی]] در [[خون]] آنان جاری و ساری است.‌ [[اشرار]] مردم هستند و با [[دروغ]] بر آنان [[حاکم]] می‌شوند و با [[وعده]] آب آنان را به سراب می‌کشانند. این گونه اقتصاد مردم را به [[غارت]] می‌برند و لقمه نان را از دهان [[مظلومان]] بیرون می‌کشند. به امور [[حق]] [[آگاهی]] و [[بصیرت]] و [[یقین]] کامل دارند، ولی در [[مقام عمل]] بر ضد آن بوده و [[انکار عملی]] دارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ نمل، آیات ۱۲ تا ۱۴؛ عنکبوت، آیات ۳۰ و ۳۴</ref>
#'''[[گناه]] [[حاکمان]] و [[معصیت]] [[مردمان]]''': یک [[اجتماع]] زمانی گرفتار [[مفسدان]] و [[فساد]] نهادینه و قانونی می‌شود که [[مردم]] [[اهل معصیت]] باشند و برای دستیابی به [[شهوت]] و [[آزادی جنسی]] و مانند آنها، دست حاکمان را باز گذارند تا هر گونه که خواهند فساد و [[شرارت]] کنند. این گونه است که ترکیبی از گناه و شرارت حاکمان در کنار معصیت مرد می‌تواند یک [[جامعه]] را به [[تباهی]] کشاند. اصولا [[اشرار]] زمانی [[حاکم]] بر مردم می‌شوند که خود مردم بستری برای [[حاکمیت]] آنان فراهم آورند. اگر توده‌های مردم [[عاقل]] و عالم باشند و از [[تقوای الهی]] برخوردار، به طور طبیعی [[اجازه]] نمی‌دهند تا افراد [[شرور]] با شعارهای [[فریبنده]] بر آنان حاکم شوند؛ اما وقتی خود مردم برای [[شهوت جنسی]] وآزادی [[دروغین]] به دنبال‌اشرار می‌روند و حاکمان شرور بر سر کار می‌آیند و به طور طبیعی آن حاکمان با [[قوانین]] خاص فساد را نهادینه می‌کنند. این گونه است که [[مصلحان]] دروغین در [[جامه]] مفسدان [[حقیقی]] ظهور می‌یابند و اجتماع را به تباهی می‌کشانند و [[اقتصاد]] و [[دین]] و دنیای آنان را [[غارت]] می‌کنند.<ref>بقره، آیات ۲۰۵ و ۲۰۶؛ روم، آیه ۴۱</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به واسطه نیآمدن [[باران]]، در دریا و خشکی فساد به وجود می‌آید و [[زندگی]] جانوران دریایی به علت عدم باران به مخاطره می‌‌افتد و این به جهت [[گناهان]] مردم است.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص۱۹۰، ح ۸۱</ref> این‌اشرار که [[حکومت]] و حاکمیت را به نام مردم در دست می‌گیرند، تا جایی به [[افساد]] خویش ادامه می‌دهند که عزیزان [[امت]] به ذلیلان تبدیل شوند و مردمان [[پست]] و شرور در پست‌ها و [[مقامات]] و [[مناصب]] قرارگیرند و به فساد و تباهی چند لایه ادامه دهند.<ref>نمل، آیه ۳۴</ref> امروز در [[جهان]] می‌توان مردمان شرور و [[پستی]] را یافت که به نام [[وزیر]] و [[نماینده]] و [[شورا]] و مانند آنها در حال کار هستند و عزیزان و [[مؤمنان]] را کنار زده‌اند و [[اجازه]] نمی‌دهند تا کاری برای [[مردم]] کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد اقتصادی و علل پیدایش آن (مقاله)|فساد اقتصادی و علل پیدایش آن]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۳

ویرایش