|
|
| خط ۱۳: |
خط ۱۳: |
| === روشها و شیوهها === | | === روشها و شیوهها === |
| === روش مبارزه === | | === روش مبارزه === |
| ==از [[اتهام]] به [[فساد]] تا [[مبارزه]] با آن==
| |
| هر چند که [[طبیعت]] [[آدمی]] به سبب ویژگیهای خاص آن، ظرفیت آن را دارا میباشد تا از [[عدالت]] و [[اعتدال]] و [[تعادل]] خارج شود، ولی فساد را به [[سادگی]] بر نمیتابد؛ چراکه [[انسان]] به طور [[فطری]] به گونهای [[آفریده]] شده تا به کمال و امورکمالی [[گرایش]] و از هر امر ضد کمالی اجتناب کند. از آن جایی که [[نظام]] نیکوی [[آفرینش]] بر پایه عدالت است، به طور طبیعی و فطری انسان نیز بدان گرایش دارد.
| |
|
| |
| همین مسأله [[گرایش فطری]] به عدالت موجب میشود تا هر [[انسانی]] به طور طبیعی نسبت به هر گونه فساد واکنش منفی نشان دهد؛ چراکه فساد به معنای خروج از نظام کمالی تلقی میشود. [[بیزاری]] و [[انزجار]] فطری آدمی نسبت به فساد همچنین موجب شده تا خود را از هر گونه اتهام فساد و فسادگری مبرا و [[پاک]] دارد. این گونه است که اتهام فساد و یا فسادگری از سوی همگان به شدت رد میشود و هر کسی نه تنها خود را انسانی [[عادل]] بلکه [[مصلح]] بر میشمارد که با هر گونه فساد و [[تباهی]] مبارزه کرده و میکوشد تا عدالت و اعتدال را جایگزین فساد نماید.
| |
| یکی از حربههای [[انسانها]] در جنگهای روانی علیه یک دیگر آن است که دیگری را متهم به فساد و فسادگری نماید و خود را نه تنها انسانی عادل بلکه مصلح بر شمارد تا این گونه نشان دهد تا چه اندازه نسبت به فساد حساسیت دارد؛ چراکه اتهام فساد و فسادگری به معنای اتهام سخت و سهمگین، خروج از [[فطرت]] و [[سلامت جسم]] و روان و [[روح]] است.
| |
|
| |
| [[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۱۱ [[سوره بقره]] گزارش میکند که حتی [[منافقان]] که گاه آگاهانه و گاه [[ناآگاهانه]] دست به فساد میزنند، خود را نه تنها عادل بلکه مصلح میدانند که [[فسادها]] را [[اصلاح]] میکنند. این نشان میدهد که از نظر تودههای [[مردم]] فساد امری [[ناپسند]] [[عقلانی]] و عقلایی است و [[عقل]] و [[عرف]] [[جوامع بشری]] نه تنها [[فساد]] را نمیپسندد بلکه با آن [[مبارزه]] نیز میکند. همین واکنش [[فطری]] تودههای [[مردم]] نسبت به فساد است که [[منافقان]] و حتی [[مفسدان]] را بر آن داشته است تا به هر شکلی شده خود را از [[اتهام]] فساد و فسادگری [[پاک]] و مبرا کنند.
| |
| در برابر، همین شدت [[انزجار]] فطری مردم از فساد و فسادگری موجب میشود تا اتهام زنی خود به یکی از حربههای مهم در [[جنگ روانی]] تبدیل شود؛ چراکه شخص متهم به فساد یا فسادگری، از سوی تودههای مردم مطرود میشود و هیچ جاذبهای بر مردم نخواهد داشت. طرد [[اجتماعی]] نسبت به فسادگران و متهمان به آن، مهمترین دلیل بر فطری بودن انزجار [[آدمی]] از فساد و فسادگری میکند؛ چنان که همین مسأله، خود عاملی است تا از سوی مخالفان در جنگ روانی و نرم به کار گرفته شود.
| |
|
| |
| [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۲۷ [[سوره اعراف]] گزارش میکند که اشراف و درباریان [[دولت]] [[استبدادی]] و استکباری [[فرعون]]، [[حضرت موسی]]{{ع}} و قومش را به فساد و فسادگری متهم میکردند، تا این گونه جلوی اقدامات [[عدالت]] خواهانه [[موسی]] و پیروانش را بگیرند. همین اتهامات که انزجار عمومی و طرد اجتماعی را سبب میشود، ابزاری کارآمد در دست فرعون و [[فرعونیان]] بود. شرایط اجتماعی با این اتهامات به گونهای فراهم آمد تا فرعون به [[سادگی]] و آسانی دستور [[قتل]] حضرت موسی{{ع}} را فراهم آورد. وی از نظر فرعونیان [[مستکبر]] و [[مفسد]]، متهم میشود که [[نظم عمومی]] و [[عدالت اجتماعی]] را مختل کرده و فساد و [[تباهی]] را در [[جامعه]] به شکل پدیدهای اجتماعی در آورده است.<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ}} «و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که میترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>
| |
| این اتهامات و ظرفیت تاثیرگذاری آن نشان میدهد که تودههای مردمی نسبت به [[فساد]] و فسادگری تا چه اندازه [[انزجار]] دارند، به گونهای که خود [[مفسدان]] [[واقعی]] و [[مستکبران]] [[جامعه]] [[فرعونی]]، برای [[اعمال]] فشار علیه [[موسی]]{{ع}} و پیروانش، از حربه [[اتهام]] فساد بهره میگیرند.
| |
|
| |
| در [[حقیقت]] مستکبران و مفسدان جامعه، با ادعای قرار گرفتن در جای [[مصلحان اجتماعی]] میکوشند تا [[مصلحان]] واقعی و [[عدالت خواهان]] را به عنوان متهمان فساد و فسادگری معرفی کنند و تودههای [[مردم]] [[عدالت]] خواه و فسادگریز را با خود همراه سازند. [[خداوند]] در [[آیات]] ۲۶ و ۲۷ [[فاطر]] با اشاره به پلشتی [[فرعون]] و [[فرعونیان]] روشن میسازد که [[منکران]] [[قیامت]] و [[متکبران]] و مستکبران واقعی که عامل هر گونه فساد و فسادگری هستند، چگونه در [[مقام]] مدعیان عدالت و [[اصلاحات]] قرار میگیرند و با [[تبلیغات]] [[دروغین]] عدالت جویان و مصلحان واقعی را متهم به فساد و فسادگری میکنند.
| |
| فرعون و فرعونیان مدعی این هستند که اگر [[حضرت موسی]]{{ع}} و پیروانش را به حال خود واگذار کنیم، آنان به سبب [[خوی]] [[فاسد]] و فسادگری، همه جامعه را به فساد و [[تباهی]] میکشانند، بنابراین به عنوان یک [[رفتار]] و عمل پیشگیرانه لازم و ضروری است که حضرت موسی{{ع}} را به [[قتل]] برسانیم. <ref>غافر، آیه ۲۶</ref>
| |
|
| |
| به سخن دیگر، فرعون از این موضوع [[آگاه]] بود که [[مردمان]] به طور [[فطری]] و طبیعی از فساد [[پرهیز]] دارند و به [[مبارزه]] با فسادگری میروند. ایجاد [[ترس]] از آیندهای تاریک که فساد به عنوان یک [[پدیده اجتماعی]] فراگیر تبدیل شود، سازوکاری است که فرعون برای [[سرکوب]] [[عدالتخواهی]] حضرت موسی{{ع}} به کار میبرد تا این گونه مجوز [[اقدام]] به ظاهر پیشگیرانه قتل حضرت موسی{{ع}} را بگیرد و [[افکار عمومی]] را با خود همراه سازد.
| |
| در [[جهان]] امروز، [[آمریکا]] و دیگر قدرتهای استکباری و [[مفسد]] و [[متکبر]] نیز از همین شیوه در سرکوب عدالت خواهان و مصلحان واقعی بهره میگیرند. [[اتهام]] زنی به دیگران با ابزارهای [[قوی]] [[تبلیغاتی]] و افکارسازی و ایجاد [[همراهی]] و [[همدلی]] [[افکار عمومی]] با خود موجب میشود تا جنگهای پیشگیرانهای را علیه ملتهای [[آزاده]] و عدالتخواه سامان دهند.
| |
|
| |
| به هر حال، همواره [[مفسدان]] [[واقعی]] و [[مستکبران]] در قالب [[اجرای عدالت]] و [[مبارزه با فساد]] و فسادگری پا به میدان میگذارند و با اتهام زنی به [[مصلحان]] واقعی و [[عدالت خواهان]]، آنان را [[سرکوب]] و به [[قتل]] میرسانند. این شیوه [[فرعونی]] و استکباری هم اکنون از طریق [[جنگ نرم]] و [[دیپلماسی]] عمومی در [[جهان]] در جریان است تا با عنوان منادیان [[صلح]]، [[آزادی]]، [[دمکراسی]]، [[عدالتخواهی]]، فسادگری خود را توجیه و عدالت خواهان و مصلحان واقعی را متهم و در نهایت از گردونه معادلات [[سیاسی]] بیرون کنند.
| |
| [[خداوند]] در [[آیات]] ۸۱ و ۸۲ [[سوره یونس]] در تحلیل طرفداران فسادگران و مفسدان، به [[مجرمان]] اشاره میکند که به سبب [[مخالفت]] با [[حق]] در جرگه مفسدان قرار میگیرند و هم نوا و همصدا با آنان علیه حق و [[عدالت]] عمل میکنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری (مقاله)|نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری]].</ref>.
| |
|
| |
| ==مفسدان چه کسانی هستند؟== | | ==مفسدان چه کسانی هستند؟== |
| از آیات پیشین، برخی از مصادیق مفسدان معلوم و دانسته شده است. افزون بر [[متکبران]]، مستکبران، میتوان به [[فساد]] انگیزی [[شیطان]] اشاره داشت. شیطان و اولیایاش همواره در کمین [[مردمان]] هستند تا ایشان را [[گمراه]] و با خود به [[دوزخ]] ببرند. [[ابلیس]] و دیگر [[شیاطین]] برای دست یابی به این منظور با وسوسهها و دسیسههای خویش میکوشند تا میان [[مؤمنان]]، برداران و [[خویشان]] [[اختلاف]] و فساد بیاندازند.<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ * وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «و چون نزد یوسف درآمدند پدر و مادرش را در آغوش کشید و گفت: اگر خداوند بخواهد بیبیم به مصر در آیید * و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref> | | از آیات پیشین، برخی از مصادیق مفسدان معلوم و دانسته شده است. افزون بر [[متکبران]]، مستکبران، میتوان به [[فساد]] انگیزی [[شیطان]] اشاره داشت. شیطان و اولیایاش همواره در کمین [[مردمان]] هستند تا ایشان را [[گمراه]] و با خود به [[دوزخ]] ببرند. [[ابلیس]] و دیگر [[شیاطین]] برای دست یابی به این منظور با وسوسهها و دسیسههای خویش میکوشند تا میان [[مؤمنان]]، برداران و [[خویشان]] [[اختلاف]] و فساد بیاندازند.<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ * وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «و چون نزد یوسف درآمدند پدر و مادرش را در آغوش کشید و گفت: اگر خداوند بخواهد بیبیم به مصر در آیید * و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref> |