برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۳۷۹: |
خط ۳۷۹: |
| خداوند درآیات ۴۲ و ۴۳ [[سوره قلم]] نیز برلزوم استفاده به موقع از [[نعمت]] قدرت در راه [[بندگی]] خداوند تاکید میکند و در آیه ۴۱سوره حج، [[ضرورت]] استفاده از قدرت [[خدادادی]] برای [[احقاق حقوق]] [[نیازمندان]] و [[گرفتن زکات]] و پرداخت آن را مطرح مینماید. | | خداوند درآیات ۴۲ و ۴۳ [[سوره قلم]] نیز برلزوم استفاده به موقع از [[نعمت]] قدرت در راه [[بندگی]] خداوند تاکید میکند و در آیه ۴۱سوره حج، [[ضرورت]] استفاده از قدرت [[خدادادی]] برای [[احقاق حقوق]] [[نیازمندان]] و [[گرفتن زکات]] و پرداخت آن را مطرح مینماید. |
| از نظر [[قرآن]]،استفاده از قدرت در راه [[خدمت به خلق]] و [[دفع فساد]] و [[دفاع از مظلومان]] و ایجاد [[زندگی]] سالم برای خود و دیگران، نه تنها امری [[شایسته]] بلکه بایسته و ضروری است.<ref>کهف، آیات ۸۳ تا ۹۵ و نیز اعراف، آیه ۱۰</ref> از این رو [[قدرت]] را شرط لازم برای [[مبارزه]] با طغیانگران و [[رهبر سیاسی]] و [[اجتماعی]] میداند<ref>طه، آیات ۲۴ تا ۳۱ و نیز بقره، ۲۴۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدرت قارونی و فساد اجتماعی (مقاله)|قدرت قارونی و فساد اجتماعی]].</ref>. | | از نظر [[قرآن]]،استفاده از قدرت در راه [[خدمت به خلق]] و [[دفع فساد]] و [[دفاع از مظلومان]] و ایجاد [[زندگی]] سالم برای خود و دیگران، نه تنها امری [[شایسته]] بلکه بایسته و ضروری است.<ref>کهف، آیات ۸۳ تا ۹۵ و نیز اعراف، آیه ۱۰</ref> از این رو [[قدرت]] را شرط لازم برای [[مبارزه]] با طغیانگران و [[رهبر سیاسی]] و [[اجتماعی]] میداند<ref>طه، آیات ۲۴ تا ۳۱ و نیز بقره، ۲۴۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدرت قارونی و فساد اجتماعی (مقاله)|قدرت قارونی و فساد اجتماعی]].</ref>. |
|
| |
| ==[[بیهودگی]] ارزشهای [[ثروتمندان]] اشرافی==
| |
| به سخن دیگر، زندگی اشرافی که همراه با خودنمایی، [[تفاخر]] و [[تجمل]] و مانند آن است، عامل مهمی در [[گرایش]] تودههای مردم به این نوع زندگی است که از نظر [[اسلام]] فسادآمیز میباشد. بنابراین [[قرآن]] میکوشد تا با بیان [[غایت]] این گونه زندگی نشان دهد که چنین زندگیای در خور [[انسان]] نیست، بلکه یک زندگی حیوانی است که سزاوار نیست کسی درباره آن حسرت بخورد و آرزوی داشتن چنین زندگی را داشته باشد.
| |
| بیگمان [[فرورفتن]] قارون همراه همه زندگی و کاخ و ثروتش در [[زمین]]، به معنای آن است که چنین زندگی را نمیتوان زندگی [[سعادتمندی]] ارزیابی کرد؛ زیرا نهایت چنین زندگی چیزی جز [[هلاکت]] و نابودی در [[دنیا]] نیست. به این معنا که اگر کسی چنین زندگی را میخواهد میبایست [[منتظر]] پیامدهای بد و شوم آن یعنی هلاکت نیز باشد. فرورفتن در زمین به معنای بلعیده شدن با چیزی است که شخص آن را همه چیز ارزیابی میکرد.
| |
| بنابراین، فرورفتن و بلعیده شدن با همه [[ثروت]] یعنی همه ارزشهای یک شخص، به معنای بیهودگی همه ارزشهایی است که ثروتمندان و [[قدرتمندان]] برای خود تعریف کردهاند.
| |
|
| |
| [[شهرت]] قارون موجب شد تا تودههای مردم خواهان رسیدن به [[مقام]] ثروت و [[قدرت]] او شوند و او را [[الگو]] و [[سرمشق]] در زندگی خویش قرار دهند و همان [[رفتارها]] و اندیشههای قارونی را ملاک ارزشی در زندگی بشمارند. این همان مشکلی است که [[حضرت موسی]]{{ع}} با [[قوم]] خویش داشت؛ زیرا آن حضرت{{ع}} به [[زکات]] و [[انفاق]] و [[زهد]] و [[آخرتی]] [[دعوت]] میکرد که قارون برخلاف آن جریان حرکت میکرد. مردم میدیدند که قارون در برابر [[اندیشهها]] و رفتارهای حضرت موسی{{ع}} میایستد و در زندگی موفقتر و شادتر از همه [[زندگی]] میکند. بنابراین به جای آنکه از [[اندیشهها]] و رفتارهای [[حضرت موسی]]{{ع}} [[پیروی]] کنند به سمت و سوی [[قدرت]] و [[ثروت]] قارونی کشیده شده و آن را [[الگو]] و [[سرمشق]] زندگی خویش قرار میدادند. این گونه بود که همه زحمات حضرت موسی{{ع}} به [[شکست]] میانجامید و تودههای [[مردم]] [[قارون]] را سرمشق خویش قرار میدادند. این همان [[تباهی]] است که قارون آن را در پیش گرفته بود و با حرکت خویش تودههای مردم را به سمت [[فساد]] و تباهی و [[شادی]] و [[فرح]] و [[زشتیها]] میبرد.
| |
|
| |
| هنگامی که قارون و ثروت وی به درخواست حضرت موسی{{ع}} در [[زمین]] فرو رفت، تودههای مردم دریافتند که چنین قدرت و ثروتی برای کسی [[آینده]] خوبی را رقم نمیزند. اینجاست که مردم [[حقیقت]] ثروت و قدرت فساد را دریافتند و دیگر [[آرزو]] نداشتند که قارون باشند.<ref>قصص، آیات ۷۶ تا۸۲</ref>
| |
| [[تفکر]] قارونی بر این بود که هر آنچه دارد از [[علم]] و [[دانش]]، [[مدیریت]] [[اقتصاد]] خود اوست. چنین خودبزرگ بینی است که وی را به سوی تباهی و [[مبارزه]] با [[خدا]] و [[قوانین الهی]] و [[عقلانی]] سوق داد و زمینه فساد و تباهی را در [[جامعه]] فراهم آورد؛ ولی هنگامی که [[خداوند]] به دعای حضرت موسی{{ع}} او را از بین برد تا دیگر سرمشق [[گمراهان]] نشود، تازه مردم دریافتند که تفکر و [[رفتار]] قارونی نمیتواند [[سعادت ابدی]] را تضمین کند. بنابراین قدرت و ثروت دو [[روزه]] [[دنیا]]، [[ارزش]] آن را ندارد تا به [[جنگ]] خدا و [[پیامبر]] و [[احکام]] آن رفت. این جاست که حتی [[دنیاطلبان]] نیز بیدارشده و مسیر خود را [[تغییر]] میدهند و خواهان بازگشت به مسیر سعادت ابدی میشوند.
| |
| به هرحال، در گزارش [[قرآن]] بر این تأکید شده است که قدرت و ثروت یکی از مهمترین علل و عوامل تباهی [[جوامع بشری]] است مگر آنکه در دست [[اهل]] آن قرار داشته و اهل آن نیز همواره مواظبت و [[مراقبت]] نمایند تا در دام وسوسههای [[قدرت]] و [[ثروت]] نیفتند و همواره [[تقوای الهی]] را مدنظر داشته باشند زیرا این دو [[نعمت]] میتواند عامل [[تباهی]] شخص و [[جامعه]] باشد و [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] را تباه سازد.
| |
| بنابراین ما نیز باید هوشیار باشیم که قدرت و ثروت حتی [[حلال]] و [[مشروع]] آن میتواند بسیار خطرناک برای شخص و جامعه باشد و زمینه [[فساد اجتماعی]] و [[هلاکت]] آن را فراهم آورد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدرت قارونی و فساد اجتماعی (مقاله)|قدرت قارونی و فساد اجتماعی]].</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[فساد]] در [[پوشش]] [[خیرخواهی]]== | | ==[[فساد]] در [[پوشش]] [[خیرخواهی]]== |