پرش به محتوا

اثبات ضرورت امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۷: خط ۵۷:
[[وجود امام]] مصداق [[لطف]] است؛ لطف بر [[خدا]] [[واجب]] است؛ نتیجه: [[جعل امامت]] بر خدا واجب است<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۹-۳۱.</ref>.
[[وجود امام]] مصداق [[لطف]] است؛ لطف بر [[خدا]] [[واجب]] است؛ نتیجه: [[جعل امامت]] بر خدا واجب است<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۹-۳۱.</ref>.


===== [[حفظ دین]] و [[شریعت]]، [[برهان]] [[حفظ]] و [[نقل شریعت]] =====
===== [[حفظ دین]] و [[شریعت]]، [[برهان]] [[حفظ]] و نقل شریعت =====
همه [[مردم]] از [[توانایی]] لازم برای [[فهم]] کامل و [[تفسیر]] صحیح [[آیات قرآن]] و [[روایات نبوی]] برخوردار نیستند. همچنین در برخی [[آیات الهی]] صرفاً کلیاتی آمده که نیازمند تفصیل است. پس ضرورتاً باید امامی باشد تا رفع این [[مشکلات]] نماید. [[شاهد]] بر این [[ضرورت]] نیز وجود اختلاف‌نظر در امور مهمی است که پس از [[رحلت پیامبر]] به وجود آمد. بر اساس سخن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[حدیث ثقلین]]، حفظ دین و رسیدن به [[رستگاری]] منوط به وجود امام است<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۲۰۳.</ref>.
همه [[مردم]] از [[توانایی]] لازم برای فهم کامل و [[تفسیر]] صحیح [[آیات قرآن]] و روایات نبوی برخوردار نیستند. همچنین در برخی [[آیات الهی]] صرفاً کلیاتی آمده که نیازمند تفصیل است. پس ضرورتاً باید امامی باشد تا رفع این [[مشکلات]] نماید. [[شاهد]] بر این [[ضرورت]] نیز وجود اختلاف‌نظر در امور مهمی است که پس از [[رحلت پیامبر]] به وجود آمد. بر اساس سخن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[حدیث ثقلین]]، حفظ دین و رسیدن به [[رستگاری]] منوط به وجود امام است<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۲۰۳.</ref>.
 
===== [[برقراری نظم]] و حفظ [[جامعه اسلامی]] =====
===== [[برقراری نظم]] و حفظ [[جامعه اسلامی]] =====
با توجه به [[اختلاف]] سلیقه‌ها میان عموم مردم و [[منفعت‌طلبی]] صاحبان [[زور]] و [[قدرت]]، دفع ضررهای [[اجتماعی]]، تنها از طریق [[امامت]] ممکن است. وجود [[رهبری]] که مردم از [[قاطعیت]] او هراسان و به [[عدل]] او [[امیدوار]] باشند، موجب دوری [[جامعه]] از [[فساد]] است. [[بدیهی]] است که وجود [[رهبر]] صاحب قدرت، دارای [[مصلحت]] بیشتری است تا نبود چنین رهبری و از آنجاکه دفع ضرر واجب است، باید امامی باشد تا مانع [[ظلم]] دیگران شود. مردم از سویی به دلیل برخورداری از [[قوه شهویه]] و غضبیه، ممکن است به اختلال در [[نظم اجتماعی]] [[اقدام]] کنند و از سوی دیگر به دلیل [[جهل]] برخی مردم نسبت به امور اجرایی جامعه، ممکن است برخی از مسئولیت‌های مهم بدون مجری بماند. اختلاف نظرات و [[تبعیت از هوای نفس]]، منجر به نابودی [[نظام]] خواهد شد، [[وحدت مسلمانان]] از بین می‌رود؛ لذا با وجود این چالش‌های اجتماعی، مردم نمی‌توانند [[وظایف]] اجتماعی‌شان را بشناسند تا به [[سعادت حقیقی]] دست یابند و این [[امامان]] معصومند که [[حقیقت]] [[معارف قرآن]] را به‌طور کامل و جامع می‌دانند. پس اولاً [[امام]] باید وضع [[قوانین]] بنماید، ثانیاً ساختار [[اجرای قوانین]] را طراحی کند، ثالثاً قوانین را عادلانه [[اجرا]] کند، رابعاً در صورت [[اختلاف]] میان [[مردم]] داور باشد<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۲۰۳ ـ ۲۰۵.</ref>.
با توجه به [[اختلاف]] سلیقه‌ها میان عموم مردم و [[منفعت‌طلبی]] صاحبان [[زور]] و [[قدرت]]، دفع ضررهای [[اجتماعی]]، تنها از طریق [[امامت]] ممکن است. وجود [[رهبری]] که مردم از [[قاطعیت]] او هراسان و به [[عدل]] او [[امیدوار]] باشند، موجب دوری [[جامعه]] از [[فساد]] است. [[بدیهی]] است که وجود [[رهبر]] صاحب قدرت، دارای [[مصلحت]] بیشتری است تا نبود چنین رهبری و از آنجاکه دفع ضرر واجب است، باید امامی باشد تا مانع [[ظلم]] دیگران شود. مردم از سویی به دلیل برخورداری از [[قوه شهویه]] و غضبیه، ممکن است به اختلال در [[نظم اجتماعی]] [[اقدام]] کنند و از سوی دیگر به دلیل [[جهل]] برخی مردم نسبت به امور اجرایی جامعه، ممکن است برخی از مسئولیت‌های مهم بدون مجری بماند. اختلاف نظرات و [[تبعیت از هوای نفس]]، منجر به نابودی [[نظام]] خواهد شد، [[وحدت مسلمانان]] از بین می‌رود؛ لذا با وجود این چالش‌های اجتماعی، مردم نمی‌توانند [[وظایف]] اجتماعی‌شان را بشناسند تا به [[سعادت حقیقی]] دست یابند و این [[امامان]] معصومند که [[حقیقت]] [[معارف قرآن]] را به‌طور کامل و جامع می‌دانند. پس اولاً [[امام]] باید وضع [[قوانین]] بنماید، ثانیاً ساختار [[اجرای قوانین]] را طراحی کند، ثالثاً قوانین را عادلانه [[اجرا]] کند، رابعاً در صورت [[اختلاف]] میان [[مردم]] داور باشد<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۲۰۳ ـ ۲۰۵.</ref>.
۱۳۳٬۹۱۵

ویرایش