بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==گفتگو درباره لفظ ابلیس== ابلیس از لغت یونانی Diabolos مأخوذ است و کلمه Diable در زبان فرانسه و Devil در زبان انگلیسی از همین لفظ ریشه گرفتهاند. Diabolos در زبان یونانی به معنی نمام و مفتری است. فیروز آبادی در کتاب قاموس چنین مینویسد: بلس بال...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==عزازیل== | ==عزازیل== | ||
[[ابلیس]]، در زبان معمولی، عزازیل هم نامیده شده [[ولی در قرآن]]، این نام مذکور نیست. عزازیل لفط [[عبری]] است و به معنی [[عزیز]] خداست. در [[تورات]]، این لفظ با معنی مبهمی مسطور است و [[مفسرین]] [[تورات]] درباره آن معنی، [[اختلاف]] کردهاند. به [[عقیده]] بعضی، عزازیل نام بزی است که [[کفاره گناهان]] [[قوم]] را بر آن میگذارند و در [[وادی]] بایر رها میکنند تا کفاره گناهان قوم را به موضع نامعلومی ببرد. عدهای معتقدند که عزازیل نام همان نقطه نامعلوم است که منتهی الیه [[گناهان]] فرض شده است. بعضی هم عزازیل را نام ابلیس میدانند که همه گناهان به او منتهی میگردد. به هر حال در [[ادبیات]] ما عقیده سوم مورد قبول واقع شده و ادبای ما عزازیل را بر ابلیس اطلاق کردهاند، لکن از دقت در موارد استعمال، معلوم میشود که عزازیل آنگاه نام ابلیس بوده که در درگاه [[حق]]، تقربی داشته است.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص82.</ref> | [[ابلیس]]، در زبان معمولی، عزازیل هم نامیده شده [[ولی در قرآن]]، این نام مذکور نیست. عزازیل لفط [[عبری]] است و به معنی [[عزیز]] خداست. در [[تورات]]، این لفظ با معنی مبهمی مسطور است و [[مفسرین]] [[تورات]] درباره آن معنی، [[اختلاف]] کردهاند. به [[عقیده]] بعضی، عزازیل نام بزی است که [[کفاره گناهان]] [[قوم]] را بر آن میگذارند و در [[وادی]] بایر رها میکنند تا کفاره گناهان قوم را به موضع نامعلومی ببرد. عدهای معتقدند که عزازیل نام همان نقطه نامعلوم است که منتهی الیه [[گناهان]] فرض شده است. بعضی هم عزازیل را نام ابلیس میدانند که همه گناهان به او منتهی میگردد. به هر حال در [[ادبیات]] ما عقیده سوم مورد قبول واقع شده و ادبای ما عزازیل را بر ابلیس اطلاق کردهاند، لکن از دقت در موارد استعمال، معلوم میشود که عزازیل آنگاه نام ابلیس بوده که در درگاه [[حق]]، تقربی داشته است.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص82.</ref> | ||
== [[ابلیس]] در [[قرآن مجید]]== | |||
ابلیس، یازده بار در قرآن مجید ذکر گردیده و جز در یک مورد، همه جا از ابلیس ضمن [[داستان حضرت آدم]] یاد شده است. همه [[فرشتگان]]، جز ابلیس، به [[آدم]] [[سجده]] کردند اما ابلیس خودداری نمود و [[تکبر]] ورزید و گفت: آفرین من از [[آتش]] و [[آفرینش آدم]] از خاک است، من بر او [[فضیلت]] دارم و نباید با او سجده کنم. [[خداوند]] او را از درگاه راند و فرمود تا [[روز جزا]] [[لعنت]] من بر تو باد. ابلیس گفت: اینک که مرا از درگاه راندی و [[خوار]] و [[زبون]] ساختی، من در [[مقام]] [[گمراه کردن]] و اغوای [[بنی آدم]] بر خواهم آمد و از پیش و پس و [[چپ و راست]] بر ایشان [[حمله]] خواهم برد و جز [[بندگان]] مخلصت هیچکس از [[وسوسه]] من سالم نخواهد ماند. از مصدر [[عزت]] خطاب رسید که بر بندگان [[صالح]] من، [[تسلط]] نخواهی یافت و هر کس که تو را [[پیروی]] کند در [[جهنم]] ماوی خواهد گزید. | |||
ابلیس، به وسوسه آدم و [[حوا]] پرداخت و به شرحی که در گفتار مربوط به آدم گفته شد، وسیله بیرون راندن ایشان را از [[بهشت]] فراهم کرد. | |||
این قصه در [[سوره بقره]] و [[سوره اعراف]] و [[سوره حجر]] و [[سوره بنی اسرائیل]] و [[سوره کهف]] و [[سوره شعراء]] و [[سوره ص]] مسطور است. [[قصه]] [[شیطان]]، از آن جهت ضمن داستان آفرینش آدم مندرج است، تا [[آدمی]] دریابد که [[بدی]]، مقتضای ذات او نیست، بلکه از شیطان به او تلقین میشود. [[انسان]] برای [[نیکی]] [[آفریده]] شده و باید به [[مبارزه]] با بدی که ناشی از [[غریزه]] [[جاهطلبی]] و [[کبر]] و [[حسد]] است وهمه آنها به عنوان شیطان متجلی میشود [[قیام]] کند. ایجاد این [[فکر]] در [[انسان]]، تأثیری فراوان در [[تربیت اخلاقی]] و تقویت [[حس]] [[خیرخواهی]] و [[حق]] پرستی او دارد. در یک مورد ضمن قصه [[مردم]] [[سبا]]، قرآن مجید در [[سوره سبا]] از ابلیس به این مضمون یاد کرده که «ابلیس [[گمان]] خود را درباره ایشان یعنی [[مردم]] [[سبا]] محقق ساخت و او را جز عدهای از [[مؤمنان]] [[پیروی]] کردند!». | |||
[[قرآن شریف]]، از [[شیطان]] به لفظ نکره و هم به صورت الشیطان و [[شیاطین]] بسیار یاد کرده است. همه جا الشیطان مرادف با [[ابلیس]] است. در [[سوره تکویر]] و [[سورۀ نساء]] و [[سوره صافات]]، [[شیطان]] به لفظ نکره ذکر شده در مورد اول با وصف رجیم و در مورد دوم با وصف [[مرید]] و در مورد سوم با وصف مارد همراه است.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص83-84.</ref> | |||
== ابلیس پس از [[هبوط]]== | |||
ارباب [[تفسیر]]، در زمینه هبوط ابلیس که از [[آیه]] ۳۴ از [[سوره بقره]] {{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ}}<ref>«شیطان، آنان را از آن فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری، آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت» سوره بقره، آیه ۳۶.</ref> مستفاد است، تفصیلاتی دادهاند و گفتهاند که ابلیس هنگام هبوط، از [[خداوند]] خواست که چون به خاطر [[آدم]] از [[مقام]] خود فرود آمده، بر [[بنی آدم]] [[تسلط]] داشته باشد. با درخواست او موافقت شد، سپس درخواست کرد که [[قدرت]] بیشتری به او داده شود. سینه بنی آدم جایگاه او شد و چون نیروی فزونتری خواست، [[مأمور]] گردید که با [[لشکریان]] سواره و پیاده خود به بنی آدم حملهور گردد و با ایشان در [[مال]] و فرزند [[شریک]] شود. (مضمون اخیر در [[قرآن مجید]] موجود است). و در برابر هریک از [[فرزندان آدم]] او را دو فرزند باشد. | |||
[[حضرت آدم]] نیز در برابر ابلیس از خداوند نیرو خواست، به وی این [[موهبت]] ارزانی گردید که بر هر یک از فرزندانش موکلی گماشته شود تا او را از [[شر]] شیطان [[حفظ]] کند و در برابر هر [[حسنه]]، ده برابر [[پاداش]] یابد و در مقابل هر [[بدی]]، [[کیفر]] مساوی دریافت دارد و از [[رحمت خداوند]] [[ناامید]] نباشد و تا [[جان]] در بدن دارد، در [[توبه]] به روی او باز باشد، باز [[آدم]] درخواست [[موهبت]] بیشتری کرد، [[خداوند]] فرمود: «میآمرزم و باک ندارم». | |||
گفتهاند که [[ابلیس]] به [[سرزمین]] (ابله) فرود آمد و مار به [[اصفهان]] و طاووس به [[بابل]] [[هبوط]] کرد. میگویند در مقابل پیغمبرانی که خداوند برای [[هدایت مردم]] فرستاده، کهان که به قولی از گذشته خبر میدادهاند و به قولی از [[آینده]] با خبر بودهاند، [[پیامبران]] ابلیس به شمار میرفتهاند و نقشهای خال کوبان کتاب او، و [[نی]] [[مؤذن]] او، و [[بازار]] مسجدش، و حمام، خانهاش میباشد. [[خوراک]] او هر چیزی است که [[نام خدا]] بر آن، برده نشود و نوشابه او مسکرات است و [[زنان]] دام اویند.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص84.</ref> | |||
==[[اختلاف]] [[مفسرین]] درباره ماهیت ابلیس== | |||
راجع به ماهیت ابلیس، [[مفسران]] اختلافی دارند. عدهای او را [[فرشته]] میدانند؛ زیرا [[قرآن مجید]] او را از [[فرشتگان]] استثناء کرده است. عدهای معتقدند که ابلیس از [[جن]] بوده؛ زیرا [[آیه]] ۴۸ از [[سوره کهف]] تصریح دارد که ابلیس[[جن]] بوده و از [[فرمان]] [[پروردگار]] خود سر باز زده «کان من الجن ففسق عن امرر به». بعضی هم او را «[[جان]] با تشدید نون» پنداشتهاند که به [[زعم]] ایشان غیر از جن و فرشته است. گروهی هم در [[مقام]] تقریب مفاهیم برآمده و گفتهاند که [[فرشتگان مقرب]] که از دیدۀ فرشتگان دیگر مستورند، جن نامیده میشوند و جنهای [[کافر]] شیاطیناند و جنهائی که [[قدرت]] نقل و انتقال داشته باشند، عفاریت جمع [[عفریت]] نامیده میشوند. (گویا عفریت مأخوذ از آفرودیت ربة النوع [[یونانی]] باشد).<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص85.</ref> | |||
== تکثیر [[شیاطین]]== | |||
برای مرتبط ساختن شیاطین با ابلیس، افسانههائی ساخته شده. عدهای گفتهاند که ابلیس با زوجه خود تماس گرفت و از ایشان تخمههائی به وجود آمد. گروهی هم [[معتقد]] شدند که ابلیس خود سه یا چهار تخم گذاشته و از آن شیاطین به وجود آمدهاند. | |||
در کتاب «الاوائل» مسطور است که ابلیس اولین کسی است که لواط کرده؛ زیرا چون به [[زمین]] فرود آمد، [[زوجات]] او از او گریختند پس با خود لواط کرد و بیضههائی [[تولید]] شد و از آنها [[شیاطین]] تولد یافتند.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص85.</ref> | |||
== [[ابلیس]] در نظر [[ساحران]]== | |||
ابلیس، نزد ساحران مقامی ارجمند دارد: او را [[رئیس]] [[ارواح]] سفلیه میدانند و معتقدند که با [[توسل]] به او میتوانند بسیاری از [[مشکلات]] را حل کنند و در بسیاری از موجودات به واسطه او تصرفاتی معمول دارند. به [[زعم]] ایشان، [[شیطان]] ممکن است نر، یا ماده باشد و ابلیس به هر گونه [[صور]]؛ حتی به صورت هر [[انسانی]]، ممکن است خودنمائی کند ولی [[مسلمین]] معتقدند که ابلیس به صورت [[پیغمبر اکرم]] نمیتواند [[مصور]] گردد. برخی از شعرای [[عرب]] با خود، شیطان همراه میپنداشته و از [[شیطان]] خویش [[الهام]] میگرفتهاند. | |||
یزیدیه، ابلیس را میپرستند و معتقدند که با [[خدا]] بالاخره [[صلح]] خواهد کرد و اکنون هم بیش از [[پیغمبران]]، قابل توسل و [[اعتماد]] است. عده [[یزیدیان]] اندک است و در کردستان و دو [[قریه]] از [[قراء]] [[سوریه]] ساکن میباشند.<ref>[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص85-86.</ref> | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010214.jpg|22px]] [[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|'''اعلام قرآن''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||