←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== جانفشانی امام علی{{ع}} در لیله المبیت == نخستین اقدام پیامبر خدا{{صل}} برای اجرای فرمان هجرت، انتخاب امام علی{{ع}} به عنوان جانشین خود برای انجام اموری مانند پرداخت دیون و تحویل امانتهای مردم مکه بود. شبی که مشرکان، خانه پیا...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
بدینسان، پیامبر{{صل}} پس از سیزده سال تلاش بیوقفه در [[مکه]] رهسپار مدینه شد و اصول [[رفتاری]] مهمی را در [[رویارویی]] با [[مخالفان]] و [[لجاجت]] [[قریش]] به نمایش گذاشت، تا نمونهای برای همگان باشد<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۱۴۵.</ref>. | بدینسان، پیامبر{{صل}} پس از سیزده سال تلاش بیوقفه در [[مکه]] رهسپار مدینه شد و اصول [[رفتاری]] مهمی را در [[رویارویی]] با [[مخالفان]] و [[لجاجت]] [[قریش]] به نمایش گذاشت، تا نمونهای برای همگان باشد<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۱۴۵.</ref>. | ||
==[[ایثار]] در [[لیلة المبیت]]== | |||
پس از [[شکست]] توطئههای [[قریش]] برای جلوگیری از گسترش [[دعوت]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}}، به ویژه پس از [[پذیرش اسلام]] از سوی [[مردم یثرب]] و [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] به آن [[شهر]]، [[سران قریش]] به این نتیجه رسیدند که اگر [[پیغمبر]] [[مکه]] را ترک گوید و به یثرب [[هجرت]] کند، کارش بالا خواهد گرفت. از سوی دیگر چون یثرب بر سر راه مهم تجارتی آنان بود، [[منافع اقتصادی]] قریش با هجرت پیغمبر به آن شهر به شدت مورد [[تهدید]] قرار میگرفت. بنابراین، سران [[مشرک]] قریش تصمیم گرفتند پیش از خروج آن حضرت از مکه، کار آن حضرت و [[اسلام]] را یکسره کنند؛ [[بزرگان قریش]] گرد آمدند و پس از [[مشاوره]] به این نتیجه رسیدند که [[اخراج]] و [[حبس]] پیغمبر بیفایده است و از این رو، بر [[قتل]] آن حضرت توافق کردند. قرار شد از هر تیره قریش یک تن برای اجرای [[توطئه]] قتل [[رسول خدا]]{{صل}} حاضر شود. رسول خدا{{صل}} از [[طریق وحی]] از قصد شوم آنان [[آگاه]] گشت و [[مأمور]] شد که همان شب مکه را ترک گوید. پیغمبر موضوع را با علی{{ع}} در میان گذاشت و از او خواست که برای [[فریب]] [[مشرکان]] در بسترش بخوابد. آنگاه به علی{{ع}} فرمود: «[[یا علی]]! چه میگویی و چه خواهی کرد؟» علی{{ع}} گفت: «یا [[رسول الله]]، اگر من در جایت بخوابم، سالم خواهی ماند؟» پیغمبر فرمود: «آری، این را [[جبرئیل]] خبر داده است». علی{{ع}} لبخندی زد و بر [[زمین]] نشست و [[سجده]] کرد و [[شکر خدا]] را به جا آورد. [[شکر]] علی{{ع}} از این رو بود که او فدای رسول خدا{{صل}} میشود و اگر خطری او را تهدید میکند، در برابر پیغمبر [[خدا]] سالم میماند. سپس سر از سجده برداشت و گفت: «یا رسول الله، هر آنچه را بایسته است، انجام ده که گوش و چشم و دلم فدایت باد. به هر کاری میخواهی، [[فرمان]] ده که برای انجامش آمادهام و جز از [[خدا]] [[توفیق]] نمیجویم». و این نخستین بار بود که [[مسلمانی]] [[سجده شکر]] به جای میآورد و علی{{ع}} نخستین کسی است که پس از [[سجده]]، صورت بر خاک نهاد. | |||
[[پیغمبر]] از [[خانه]] خارج شد و به [[اعجاز الهی]] از حلقه [[محاصره]] [[مشرکان قریش]] گذشت. [[ابوبکر]] حضرت را دید و از قصدش باخبر شد و با او همراه گردید. آنگاه [[پیامبر]] از [[مکه]] بیرون رفت و راه جنوب در پیش گرفت و به [[غار ثور]] درآمد در پی خروج [[رسول خدا]]{{صل}} از خانه، علی{{ع}} ردای آن حضرت را بر خود انداخت و در جای پیغمبر آرامید. [[مشرکان]] به این [[گمان]] که پیغمبر در زیر ردا است، تا نزدیکی صبح، چندین بار به سوی بستر آن حضرت سنگ انداختند. علی{{ع}} سر را در ردا فرو میبرد تا سنگها به سرش نخورد و مشرکان در نیابند که پیغمبر در آنجا نیست و به جستوجویش بپردازند و بر او دست یابند. نزدیک صبح، [[کفار]] به بستر پیغمبر حملهور شدند. علی{{ع}}، که تا این لحظه سر را پوشانده بود، برخاست و به آنان [[هجوم]] آورد. | |||
کفار گفتند: «تو علی هستی! پس محمد کجا است؟» علی{{ع}} فرمود: «شما تصمیم به قتلش گرفتید و او نیز از [[شهر]] شما رفت». به [[نقلی]] دیگر فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که اینک از من میخواهید؟!» در این هنگام کفار از روی [[خشم]] بر علی{{ع}} [[حمله]] بردند و او را گرفتند و به سوی [[مسجدالحرام]] بردند، ولی پس از اندکی رهایش کردند<ref>ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۳۷۴؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۴۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۹۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۱۸۲.</ref>. | |||
به نوشته [[یعقوبی]]، [[خداوند]] در آن شب به [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] فرمود: «من برای یکی از شما [[مرگ]] را برگزیدهام. کدام یک حاضرید در راه [[رفیق]] خود، از خویش بگذرید؟» هر دو [[زندگی]] را برگزیدند. خدا فرمود: «چرا شما همچون [[علی بن ابیطالب]] نیستید؟ من میان او و محمد [[برادری]] برقرار کردم و [[عمر]] یکی از آنان را بیشتر قرار دادم. علی [[مرگ]] را برای خویش برگزید و [[زندگی]] را برای محمد و بر جای او آرامید. اکنون به [[زمین]] فرود آیید و از او در برابر [[دشمن]] [[پاسداری]] کنید». [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] فرود آمدند. یکی بالای سر و دیگری در پایین پای علی{{ع}} نشست تا او را از دشمن [[حفظ]] کنند و سنگها را از او دور بدارند. در آن حال جبرئیل میگفت: «به! به! ای پسر [[ابوطالب]]! چه کسی مانند تو است؟ [[خدا]] با تو بر [[فرشتگان]] [[هفت آسمان]] [[مباهات]] میکند»<ref>احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۹.</ref>. در [[احادیث معتبر]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است که در آن شب این [[آیه شریفه]] در [[بزرگداشت]] علی{{ع}} بر [[پیغمبر]] نازل شد: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[امام علی در عهد پیامبر (مقاله)| مقاله «امام علی در عهد پیامبر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۱۵۷.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1368106.jpg|22px]] [[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[امام علی در عهد پیامبر (مقاله)| مقاله «امام علی در عهد پیامبر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۸''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||