←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== نکاتی پیرامون لغت «تأویل» == در یک نگاه کلی، تأویل به حقایق بیرونی گفته میشود که امری دیگر را در قالب مثال یا کلمات و عبارات بیان میکند. چنان که تأویل خواب حضرت یوسف {{ع}} در سجده خورشید و ماه و یازده ستاره، خضوع والدین و ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
#«[[تفسیر]]» قرآن با تأویل آن تفاوت دارد. تفسیر در لغت به معنای تبیین و تشریح یک امر مشکل است<ref>الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۲، ص۷۸۱.</ref> و در اصطلاح متداول، به معنای بحث از مدلول لفظ است، به گونهای که [[کلام]] به لحاظ ادبی یا [[عقلی]] یا التزامی بر آن دلالت میکند<ref>لسان العرب، ج۵، ص۵۵.</ref>. بنابراین، تفسیر کلام از طریق تحصیل مبادی [[علمی]] آن قابل اکتساب است و هرکس [[قواعد تفسیر]] کلام را بداند، میتواند تفسیرکند؛ همان طور که برای توضیح یک [[بیت]] [[شعر]] مشکل از [[دیوان]] [[حافظ]]، به ادیب مراجعه میکنیم و او با توضیح واژهها و ظرایف ادبی، مراد از شعر را بیان میکند. چنین روشی در [[تفسیر قرآن]] میان اغلب [[مفسرین]] (با توجه به آرای مفسرین متقدم)، با [[استمداد]] از [[آیات]] دیگرقرآن و کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، در حد توان و [[احاطه علمی]] [[مفسر]]، صورت گرفته است. در [[تاریخ]] تفسیر قرآن و طبقات مفسرین، روشهای گوناگونی برای تفسیر [[مشاهده]] میشود. اما از آنجا که مفسرین [[معصوم]] نیستند، تفسیر آنان [[قطعی]] نیست و احتمال [[خطا]] در آن وجود دارد؛ که [[اختلاف]] نظر میان مفسرین در [[تعیین]] مدلول آیات از همین جا ناشی میشود. اما در تأویل، مراد رسیدن به حقیقت قرآن و [[لوح محفوظ]] است و این [[آگاهی]] از سنخ [[علوم]] [[لدنّی]] و حضوری است و انحصاراً در [[اختیار]] [[راسخین در علم]]، یعنی [[رسول اکرم]] {{صل}} و [[ائمه هدی]] {{عم}} است؛ هرچند هر کس - بنابر طهارتی که دارد- میتواند [[استعداد]] [[درک]] مراتبی از آن را پیدا کند. | #«[[تفسیر]]» قرآن با تأویل آن تفاوت دارد. تفسیر در لغت به معنای تبیین و تشریح یک امر مشکل است<ref>الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۲، ص۷۸۱.</ref> و در اصطلاح متداول، به معنای بحث از مدلول لفظ است، به گونهای که [[کلام]] به لحاظ ادبی یا [[عقلی]] یا التزامی بر آن دلالت میکند<ref>لسان العرب، ج۵، ص۵۵.</ref>. بنابراین، تفسیر کلام از طریق تحصیل مبادی [[علمی]] آن قابل اکتساب است و هرکس [[قواعد تفسیر]] کلام را بداند، میتواند تفسیرکند؛ همان طور که برای توضیح یک [[بیت]] [[شعر]] مشکل از [[دیوان]] [[حافظ]]، به ادیب مراجعه میکنیم و او با توضیح واژهها و ظرایف ادبی، مراد از شعر را بیان میکند. چنین روشی در [[تفسیر قرآن]] میان اغلب [[مفسرین]] (با توجه به آرای مفسرین متقدم)، با [[استمداد]] از [[آیات]] دیگرقرآن و کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، در حد توان و [[احاطه علمی]] [[مفسر]]، صورت گرفته است. در [[تاریخ]] تفسیر قرآن و طبقات مفسرین، روشهای گوناگونی برای تفسیر [[مشاهده]] میشود. اما از آنجا که مفسرین [[معصوم]] نیستند، تفسیر آنان [[قطعی]] نیست و احتمال [[خطا]] در آن وجود دارد؛ که [[اختلاف]] نظر میان مفسرین در [[تعیین]] مدلول آیات از همین جا ناشی میشود. اما در تأویل، مراد رسیدن به حقیقت قرآن و [[لوح محفوظ]] است و این [[آگاهی]] از سنخ [[علوم]] [[لدنّی]] و حضوری است و انحصاراً در [[اختیار]] [[راسخین در علم]]، یعنی [[رسول اکرم]] {{صل}} و [[ائمه هدی]] {{عم}} است؛ هرچند هر کس - بنابر طهارتی که دارد- میتواند [[استعداد]] [[درک]] مراتبی از آن را پیدا کند. | ||
# گاهی کلمه [[تأویل]] به معنای «مخالف ظاهر لفظ» استعمال میشود<ref>تاج العروس من جواهر القاموس (ط. دارالفکر، ۱۴۱۴ﻫ.ق)، ج۱۴، ص۳۲.</ref>. مراد از آن در [[قرآن]]، [[تفسیری]] است که به [[سادگی]] از ظاهر [[کلام]] استفاده نشود؛ مثلاً در محاورات [[اصحاب]] با حضرات [[ائمه]] {{عم}} میبینیم که از ایشان درباره [[تأویل قرآن]] سؤال میکردند. از آنجا که [[حقیقت قرآن]] مثل [[ولایت]] ذومراتب است و مراتب اعلای آن در اختیار [[اهل بیت]] {{عم}} است و مراتب نازله آن را دیگران - به تناسب [[طهارت]] خود - دریافت میکنند، بنابراین، سؤال از تأویل، سؤال از معنایی بوده که با اکتسابات عرفی و [[تدبر]] عادی برای عموم [[مردم]] قابل [[فهم]] نبوده است. چنان که رسول اکرم {{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخِي وَ وَصِيِّي يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ}}<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد (ط. کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۸۰.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۲۴۲.</ref> | # گاهی کلمه [[تأویل]] به معنای «مخالف ظاهر لفظ» استعمال میشود<ref>تاج العروس من جواهر القاموس (ط. دارالفکر، ۱۴۱۴ﻫ.ق)، ج۱۴، ص۳۲.</ref>. مراد از آن در [[قرآن]]، [[تفسیری]] است که به [[سادگی]] از ظاهر [[کلام]] استفاده نشود؛ مثلاً در محاورات [[اصحاب]] با حضرات [[ائمه]] {{عم}} میبینیم که از ایشان درباره [[تأویل قرآن]] سؤال میکردند. از آنجا که [[حقیقت قرآن]] مثل [[ولایت]] ذومراتب است و مراتب اعلای آن در اختیار [[اهل بیت]] {{عم}} است و مراتب نازله آن را دیگران - به تناسب [[طهارت]] خود - دریافت میکنند، بنابراین، سؤال از تأویل، سؤال از معنایی بوده که با اکتسابات عرفی و [[تدبر]] عادی برای عموم [[مردم]] قابل [[فهم]] نبوده است. چنان که رسول اکرم {{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخِي وَ وَصِيِّي يُقَاتِلُ بَعْدِي عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ}}<ref>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد (ط. کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۸۰.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۲۴۲.</ref> | ||
== مقدمه == | |||
کلمه «[[تأویل]]» در هفت [[سوره]] [[قرآن]] و هفده بار به کار رفته است. «تأویل» - از ریشه «أ - و - ل» بهمعنای [[رجوع]] و ارجاع- در قرآن هم در معنای لازم و هم متعدی، و گاهی نیز به معنای اسم مفعول به کار رفته است؛ یعنی مآل شیء و چیزی که بازگشت شیء به آن است. | |||
«تأویل» واقع و خارج یک عمل و یک خبر است که گاهی بهصورت علت غایی و نتیجه و گاهی به صورت وقوع خارجی متجلی میشود و به عمل و خبر برمیگردد؛ مثلاً [[حضرت یوسف]] {{ع}} در [[خواب]] دید یازده [[ستاره]] و [[خورشید و ماه]] بر او [[سجده]] میکنند. پس از سالها [[رنج]] و [[زحمت]] که در [[مصر]] به [[مقام]] بزرگ رسید، چون خانوادهاش به مصر منتقل شدند، یازده [[برادر]] و [[پدر]] و مادرش بر او [[خضوع]] کردند، و گفت: {{متن قرآن|وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ}}<ref>«و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است» سوره یوسف، آیه ۱۰۰.</ref>. در اینجا خواب دیدن به صورت یک خبر، و تأویل، وقوع خارجی آن است. | |||
در داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[خضر]] [[نبی]] {{ع}} که کشتی را سوراخ کرد و طفلی را کشت و دیواری را مرمت کرد، [[موسی]] {{ع}} به هر سه [[عمل]] [[اعتراض]] کرد؛ خضر {{ع}} پس از توضیح گفت: {{متن قرآن|ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا}}<ref>«این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.</ref>. در اینجا قضیه برعکس ماجرای حضرت یوسف است؛ آنجا اول خبر بود، بعد وقوع خارجی، و در اینجا اول وقوع است، بعد خبر و توضیح علل. در اینجا تأویل بهمعنای علت غایی و غرض است. | |||
در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«و چون پیمانه میکنید تمام بپیمایید و با ترازوی درست وزن کنید؛ این بهتر و نیکفرجامتر است» سوره اسراء، آیه ۳۵.</ref> تأویل بهمعنای نتیجه و [[عاقبت]] [[امر]] است. پس «تأویل»، ناظر به یک [[واقعیت]] و امر خارجی است که به اصل خود برمیگردد؛ خواه به صورت نتیجه باشد یا علت یا وقوع خارجی. | |||
در [[آیه]] {{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ}}<ref>«آیا جز فرجام آن را چشم میدارند، روزی که فرجام آن برسد آنان که پیشتر آن را فراموش کرده بودند میگویند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند؛ آیا ما میانجیهایی داریم تا برای ما میانجیگری کنند یا باز گردانده میشویم تا جز آن کنیم که پیشتر میکردیم؟ بیگمان (اینان) به خود زیان رساندند و آنچه دروغ میبافتند از (چشم) آنان ناپدید شده است» سوره اعراف، آیه ۵۳.</ref>. در این آیه، سخنان [[قرآن]] اکنون به صورت خبر، و [[تأویل]] آن، وقوع در [[آخرت]] و حسرتخوردن [[مردم]] است. | |||
در آیه {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ}}<ref>«بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند؛ پیشینیان اینان نیز همینگونه (کتاب آسمانی را) دروغ شمردند و بنگر که سرانجام ستمگران چگونه بود» سوره یونس، آیه ۳۹.</ref> تأویل فقط راجع به [[قیامت]] نیست، بلکه اعم از آن، و واقعیتهای [[دنیوی]] است؛ که قرآن خبر داده است؛ یعنی آنچه را که احاطه به [[دانش]] آن ندارند، [[تکذیب]] کردند و هنوز وقوع خارجی آنها نیامده است. شاید مراد از آیه {{متن قرآن|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«تأویل آن را جز خداوند نمیداند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> تأویل تفصیلی و کامل [[متشابهات]] است که جز [[خدا]] کسی نمیداند. | |||
[[رسول اکرم]] {{صل}} در حق [[ابنعباس]] فرمود: {{متن حدیث| اَللَّهُمَّ فَقِّهْهُ فِي اَلدِّينِ وَ عَلِّمْهُ اَلتَّأْوِيلَ }}؛ «خداوندا! به او دانش [[درک]] [[دین]] عطا کن و به او [[تأویل قرآن]] بیاموز!». | |||
[[فیروزآبادی]] در بیان فرق میان [[تفسیر]] و تأویل میگوید: تفسیر، بحث از [[سبب نزول آیه]] و [[تأمل]] در معنای لغوی کلمه است، اما تأویل، تفحّص از [[اسرار]] [[آیات]] و کلمات، و تعیین یکی از احتمالات -در آیات دارای وجوه و احتمالات مختلف- است<ref>ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، جلد۱،صفحه ۱۵۹؛ طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، جلد۱،صفحه ۹۷؛ طباطبایی، محمد حسین، قرآن دراسلام، صفحه ۵۴؛ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، جلد۴،صفحه ۱۹۳؛ زرقانی، محمد عبد العظیم، مناهل العرفان فی علوم القرآن، جلد۲، صفحه ۶؛ معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، جلد۳،صفحه (۲۵-۴۲)؛ عمیدزنجانی، عباسعلی، مبانی وروشهای تفسیرقرآن، صفحه (۱۰۰-۱۲۶)؛ جمعی از محققان، علوم القرآن عندالمفسرین، جلد۳،صفحه ۱۸۷؛ زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن(باحاشیه)، جلد۲،صفحه (۱۴۸-۱۴۹)؛ فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائرذوی التمییزفی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱،صفحه (۷۹-۸۰)</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص۱۳۳۱.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||