پرش به محتوا

مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹۷: خط ۹۷:
در [[حدیث]] دیگری می‌فرماید: "هم [[آل محمد]] یبعث [[الله]] مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهم"<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این گروه [[آل محمد]] {{صل}} هستند، [[خداوند]] [[مهدی]] آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می‌شود، برمی‌انگیزد و به ایشان [[عزت]] می‌دهد و دشمنانشان را ذلیل و [[خوار]] می‌کند"<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۶، ۳۷.</ref>.
در [[حدیث]] دیگری می‌فرماید: "هم [[آل محمد]] یبعث [[الله]] مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهم"<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این گروه [[آل محمد]] {{صل}} هستند، [[خداوند]] [[مهدی]] آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می‌شود، برمی‌انگیزد و به ایشان [[عزت]] می‌دهد و دشمنانشان را ذلیل و [[خوار]] می‌کند"<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۶، ۳۷.</ref>.


== آیه سوم ==
=== آیه سوم ===
{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>.
{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>.
در [[آیات]] پیش از این [[آیه]]، سخن از [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمان خدا]] و [[پیامبر]] {{صل}} است و در این [[آیه]]، بحث ادامه یافته و نتیجه این اطاعت- که همان [[حکومت جهانی]] است- بیان شده است. براساس آن، [[خداوند]] به کسانی که از شما [[ایمان]] آورده و [[اعمال صالح]] انجام داده‌اند، [[وعده]] می‌دهد که آنان را قطعا [[خلیفه]] روی [[زمین]] خواهد کرد؛ همان‌گونه که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و [[دین]] و آیینی را که برای آنان [[پسندیده]]، به‌طور ریشه‌دار و پابرجا در صفحه [[زمین]] مستقر خواهد ساخت و [[خوف]] و [[ترس]] آنها را، به [[امنیت]] و [[آرامش]] مبدل خواهد کرد. [[مردم]] تنها [[خدا]] را پرستیده و چیزی را شریک او قرار نخواهند داد.
بعد از این [[برتری]] و فراگیری [[حکومت]] [[توحید]] و استقرار [[آیین الهی]] و از میان رفتن هرگونه [[اضطراب]]، [[ناامنی]] و [[شرک]]، کسانی که بعد از آن [[کفر]] بورزند، به [[یقین]] [[فاسق]] واقعی خواهند بود! به‌هرحال مجموع [[آیه]] نشانگر این است که [[خداوند]] به گروهی از [[مسلمانان]] [[صالح]] و [[مؤمن]]، سه نوید داده است:


در [[آیات]] پیش از این [[آیه]]، سخن از [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمان خدا]] و [[پیامبر]] {{صل}} است و در این [[آیه]]، بحث ادامه یافته و نتیجه این اطاعت- که همان [[حکومت جهانی]] است- بیان شده است. براساس آن، [[خداوند]] به کسانی که از شما [[ایمان]] آورده و [[اعمال صالح]] انجام داده‌اند، [[وعده]] می‌دهد که آنان را قطعا [[خلیفه]] روی [[زمین]] خواهد کرد؛ همان‌گونه که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و [[دین]] و آیینی را که برای آنان پسندیده، به‌طور ریشه‌دار و پابرجا در صفحه [[زمین]] مستقر خواهد ساخت و [[خوف]] و [[ترس]] آنها را، به [[امنیت]] و [[آرامش]] مبدل خواهد کرد. [[مردم]] تنها [[خدا]] را پرستیده و چیزی را شریک او قرار نخواهند داد.
بعد از این [[برتری]] و فراگیری [[حکومت]] [[توحید]] و استقرار [[آیین الهی]] و از میان رفتن هرگونه [[اضطراب]]، ناامنی و [[شرک]]، کسانی که بعد از آن [[کفر]] بورزند، به [[یقین]] [[فاسق]] واقعی خواهند بود! به‌هرحال مجموع [[آیه]] نشانگر این است که [[خداوند]] به گروهی از [[مسلمانان]] [[صالح]] و [[مؤمن]]، سه نوید داده است:
# [[جانشینی]] و [[حکومت]] روی [[زمین]]؛
# [[جانشینی]] و [[حکومت]] روی [[زمین]]؛
# نشر [[آیین حق]] به‌طور اساسی و ریشه‌ای در [[جهان]]؛
# نشر [[آیین حق]] به‌طور اساسی و ریشه‌ای در [[جهان]]؛
# از میان رفتن اسباب [[ترس]] و [[ناامنی]].
# از میان رفتن اسباب [[ترس]] و ناامنی.
نتیجه آنکه [[مردم]] در این دوران با نهایت [[آزادی]]، [[خدا]] را می‌پرستند، فرمان‌های او را گردن می‌نهند، هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نمی‌شوند و [[توحید]] [[خالص]] را در همه‌جا می‌گسترانند.
نتیجه آنکه [[مردم]] در این دوران با نهایت [[آزادی]]، [[خدا]] را می‌پرستند، فرمان‌های او را گردن می‌نهند، هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نمی‌شوند و [[توحید]] [[خالص]] را در همه‌جا می‌گسترانند.


نکته‌ها:
نکته‌ها:
# براساس این [[آیه]]، افرادی قبل از [[مسلمانان]] دارای [[خلافت]] روی [[زمین]] بودند؛ حال اینان چه کسانی‌اند؟ برخی از [[مفسران]] آن را اشاره به [[آدم]] و [[داود]] و [[سلیمان]] دانسته‌اند؛ چرا که [[قرآن]] درباره [[آدم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. درباره [[داود]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>. [[سلیمان]] نیز به مقتضای آیه‌ شانزده سوره "نمل" [[وارث]] [[حکومت]] [[داود]] بود و [[خلیفه]] در روی [[زمین]] شد. اما برخی دیگر- مانند علامه طباطبائی- این معنا را بعید شمرده‌اند؛ زیرا تعبیر {{متن قرآن|الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}} را متناسب [[انبیا]] ندانسته‌اند. به نظر ایشان در [[قرآن]]، این تعبیر در مورد [[پیامبران]] به کار نرفته است؛ ازاین‌رو اشاره به امت‌های پیشین است که دارای [[ایمان]] و [[عمل صالح]] بوده، در روی [[زمین]] [[حکومت]] یافتند. جمعی دیگر معتقدند: این [[آیه]] اشاره به "[[بنی اسرائیل]]" است؛ زیرا آنها با [[ظهور]] [[موسی]] {{ع}} و درهم شکسته شدن [[قدرت]] [[فرعون]]، مالک [[حکومت]] روی [[زمین]] شدند؛ چنان‌که در آیه‌ای آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا}}<ref>«و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> و نیز درباره همان‌ها می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ}}؛ "ما [[اراده]] کرده‌ایم که [[قوم]] [[مستضعف]] ([[مؤمنان]] [[بنی اسرائیل]]) را در روی [[زمین]] تمکین دهیم (و [[صاحب]] نفوذ و مسلط سازیم)".
# این وعده الهی از آن کیست؟ در این [[آیه]] [[خداوند]] [[وعده]] [[حکومت]] روی [[زمین]]، [[برتری]] [[دین]] و [[آیین]] و [[امنیت]] کامل را به گروهی از [[مؤمنان]] و [[صالحان]] داده است. اما در اینکه منظور از این گروه چه کسانی‌اند؛ میان [[مفسران]] گفت‌وگو است.


# براساس این [[آیه]]، افرادی قبل از [[مسلمانان]] دارای [[خلافت]] روی [[زمین]] بودند؛ حال اینان چه کسانی‌اند؟ برخی از [[مفسران]] آن را اشاره به [[آدم]] و [[داود]] و [[سلیمان]] دانسته‌اند؛ چرا که [[قرآن]] درباره [[آدم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. درباره [[داود]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>. [[سلیمان]] نیز به مقتضای آیه‌ شانزده سوره "نمل" [[وارث]] [[حکومت]] [[داود]] بود و [[خلیفه]] در روی [[زمین]] شد.
برخی آن را اشاره به [[حکومت]] [[مهدی]] {{ع}} می‌دانند که شرق و غرب [[جهان]]، در زیر لوای [[حکومت]] آن حضرت قرار می‌گیرد، [[آیین حق]] در همه‌جا نفوذ می‌کند، ناامنی و [[خوف]] و [[جنگ]] از صفحه [[زمین]] برچیده می‌شود و [[عبادت]] خالی از [[شرک]]، برای جهانیان تحقق می‌یابد<ref>ر.ک: محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸.</ref>. بدون [[شک]] [[آیه]]، هم شامل [[مسلمانان]] نخستین و هم [[حکومت حضرت مهدی]] {{ع}} می‌شود. طبق [[عقیده]] عموم مسلمانان- اعم از [[شیعه]] و اهل تسنن- آن حضرت سراسر [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند و او مصداق کامل این [[آیه]] است؛ ولی با این حال منعی از عمومیت و گستردگی مفهوم آن نیست. اینکه برخی می‌گویند: کلمه "ارض" مطلق است و تمام روی [[زمین]] را شامل می‌شود و این منحصرا مربوط به [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} است، با جمله "کما استخلف..." سازگار نیست؛ زیرا [[خلافت]] و [[حکومت]] پیشینیان به [[یقین]] در تمام پهنه [[زمین]] نبود. به علاوه [[شأن نزول]] [[آیه]] نیز نشان می‌دهد که حداقل نمونه‌ای از این [[حکومت]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}} برای [[مسلمانان]] (هرچند در اواخر [[عمر]] آن حضرت)، حاصل شده است. گفتنی است ثمره تمامی کوشش‌های [[پیامبران]] و تبلیغات مستمر و پی‌گیر آنان و نمونه کامل [[حاکمیت]] [[توحید]] و [[امنیت]] کامل و [[عبادت]]، در زمانی تحقق می‌یابد که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۵۳۰- ۵۳۲.</ref>. همان‌گونه که گفته شد این تفسیرها، به معنای انحصار مصداق [[آیه]] نیست؛ بلکه بیان مصداق کامل است. [[ابو بصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: آن حضرت ذیل [[آیه شریفه]] چنین فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۳؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۰، ح ۳۵.</ref>؛ " [این آیه‌] درباره [[قائم]] {{ع}} و [[اصحاب]] ایشان نازل شده است". [[علامه طباطبایی]] در این‌باره می‌نویسد: "... این مجتمع طیب و [[طاهر]] با صفاتی که از [[فضیلت]] و [[قداست]] دارد، هرگز تاکنون در [[دنیا]] منعقد نشده و [[دنیا]] از روزی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] به [[رسالت]] گشته، تاکنون، چنین جامعه‌ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار [[حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود؛ چون [[اخبار]] متواتری که از [[رسول خدا]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در خصوصیات آن حضرت وارد شده، از تشکیل چنین جامعه‌ای خبر می‌دهد. البته این در صورتی است که روی سخن در [[آیه]] را متوجه مجتمع [[صالح]] بدانیم، نه تنها [[حضرت مهدی]] {{ع}}".
 
اما برخی دیگر- مانند [[علامه]] طباطبائی- این معنا را بعید شمرده‌اند؛ زیرا تعبیر {{متن قرآن|الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}} را متناسب [[انبیا]] ندانسته‌اند. به نظر ایشان در [[قرآن]]، این تعبیر در مورد [[پیامبران]] به کار نرفته است؛ ازاین‌رو اشاره به امت‌های پیشین است که دارای [[ایمان]] و [[عمل صالح]] بوده، در روی [[زمین]] [[حکومت]] یافتند. جمعی دیگر معتقدند: این [[آیه]] اشاره به "[[بنی اسرائیل]]" است؛ زیرا آنها با [[ظهور]] [[موسی]] {{ع}} و درهم شکسته شدن [[قدرت]] [[فرعون]]، مالک [[حکومت]] روی [[زمین]] شدند؛ چنان‌که در آیه‌ای آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا}}<ref>«و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref>.
 
و نیز درباره همان‌ها می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ}}؛ "ما [[اراده]] کرده‌ایم که [[قوم]] [[مستضعف]] ([[مؤمنان]] [[بنی اسرائیل]]) را در روی [[زمین]] تمکین دهیم (و [[صاحب]] نفوذ و مسلط سازیم)".


# این [[وعده الهی]] از آن کیست؟ در این [[آیه]] [[خداوند]] [[وعده]] [[حکومت]] روی [[زمین]]، [[برتری]] [[دین]] و [[آیین]] و [[امنیت]] کامل را به گروهی از [[مؤمنان]] و [[صالحان]] داده است. اما در اینکه منظور از این گروه چه کسانی‌اند؛ میان [[مفسران]] [[گفت‌وگو]] است.
برخی آن را اشاره به [[حکومت]] [[مهدی]] {{ع}} می‌دانند که شرق و غرب [[جهان]]، در زیر لوای [[حکومت]] آن [[حضرت]] قرار می‌گیرد، [[آیین حق]] در همه‌جا نفوذ می‌کند، [[ناامنی]] و [[خوف]] و [[جنگ]] از صفحه [[زمین]] برچیده می‌شود و [[عبادت]] خالی از [[شرک]]، برای جهانیان تحقق می‌یابد<ref>ر. ک: محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸.</ref>. بدون [[شک]] [[آیه]]، هم شامل [[مسلمانان]] نخستین و هم [[حکومت حضرت مهدی]] {{ع}} می‌شود. طبق [[عقیده]] عموم مسلمانان- اعم از [[شیعه]] و اهل تسنن- آن [[حضرت]] سراسر [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند و او مصداق کامل این [[آیه]] است؛ ولی با این حال منعی از عمومیت و گستردگی مفهوم آن نیست. اینکه برخی می‌گویند: کلمه "ارض" مطلق است و تمام روی [[زمین]] را شامل می‌شود و این منحصرا مربوط به [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} است، با جمله "کما استخلف..." سازگار نیست؛ زیرا [[خلافت]] و [[حکومت]] پیشینیان به [[یقین]] در تمام پهنه [[زمین]] نبود. به علاوه [[شأن نزول]] [[آیه]] نیز نشان می‌دهد که حداقل نمونه‌ای از این [[حکومت]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}} برای [[مسلمانان]] (هرچند در اواخر [[عمر]] آن [[حضرت]])، حاصل شده است. گفتنی است ثمره تمامی کوشش‌های [[پیامبران]] و تبلیغات مستمر و پی‌گیر آنان و نمونه کامل [[حاکمیت]] [[توحید]] و [[امنیت]] کامل و [[عبادت]]، در زمانی تحقق می‌یابد که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] می‌کند<ref>ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۵۳۰- ۵۳۲.</ref>. همان‌گونه که گفته شد این تفسیرها، به معنای انحصار مصداق [[آیه]] نیست؛ بلکه بیان مصداق کامل است. [[ابو بصیر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: آن [[حضرت]] ذیل [[آیه شریفه]] چنین فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۳؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۰، ح ۳۵.</ref>؛ " [این آیه‌] درباره [[قائم]] {{ع}} و [[اصحاب]] ایشان نازل شده است". [[علامه طباطبایی]] در این‌باره می‌نویسد: "... این مجتمع طیب و [[طاهر]] با صفاتی که از [[فضیلت]] و [[قداست]] دارد، هرگز تاکنون در [[دنیا]] منعقد نشده و [[دنیا]] از روزی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] به [[رسالت]] گشته، تاکنون، چنین جامعه‌ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار [[حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود؛ چون [[اخبار]] متواتری که از [[رسول خدا]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در خصوصیات آن [[حضرت]] وارد شده، از تشکیل چنین جامعه‌ای خبر می‌دهد. البته این در صورتی است که روی سخن در [[آیه]] را متوجه مجتمع [[صالح]] بدانیم، نه تنها [[حضرت مهدی]] {{ع}}".
آن‌گاه ایشان ادامه می‌دهد: "خواهید گفت: طبق این نظریه چه معنا دارد که روی سخن را در زمان [[نزول]] [[آیه]] به‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}} کند، در حالی‌که [[مهدی]] {{ع}} آن روز نبود (نه خودش بود و نه یکی از اهل زمانش)؟ در پاسخ می‌گوییم: این سؤال ناشی از این است که پرسش کننده، میان خطاب‌های فردی با خطاب‌های [[اجتماعی]] خلط کرده است؛ چون خطاب ممکن است دو [[جور]] متوجه اشخاص شود: یکی اینکه اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدین جهت که خصوصیات خود آنان موردنظر است. به‌طور دیگر اینکه همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند- نه از این جهت که شخص خود آنان موردنظر باشد، بلکه- از این جهت که جمعیتی هستند دارای صفاتی معین. در صورت اول، خطاب از مخاطبان به غیر مخاطبان متوجه نمی‌شود و شامل آنها نمی گردد- نه وعده‌اش، نه وعیدش و نه هیچ‌چیز دیگرش- و در قسم دوم اصلا اشخاص دخالتی ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذایی است که در این صورت به دیگران نیز متوجه می‌شود.
آن‌گاه ایشان ادامه می‌دهد: "خواهید گفت: طبق این نظریه چه معنا دارد که روی سخن را در زمان [[نزول]] [[آیه]] به‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}} کند، در حالی‌که [[مهدی]] {{ع}} آن روز نبود (نه خودش بود و نه یکی از اهل زمانش)؟ در پاسخ می‌گوییم: این سؤال ناشی از این است که پرسش کننده، میان خطاب‌های فردی با خطاب‌های [[اجتماعی]] خلط کرده است؛ چون خطاب ممکن است دو [[جور]] متوجه اشخاص شود: یکی اینکه اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدین جهت که خصوصیات خود آنان موردنظر است. به‌طور دیگر اینکه همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند- نه از این جهت که شخص خود آنان موردنظر باشد، بلکه- از این جهت که جمعیتی هستند دارای صفاتی معین. در صورت اول، خطاب از مخاطبان به غیر مخاطبان متوجه نمی‌شود و شامل آنها نمی گردد- نه وعده‌اش، نه وعیدش و نه هیچ‌چیز دیگرش- و در قسم دوم اصلا اشخاص دخالتی ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذایی است که در این صورت به دیگران نیز متوجه می‌شود.


در [[آیه شریفه]]، خطاب از قبیل خطاب‌های دوم است که بیانش گذشت و اغلب خطاب‌های قرآنی- که یا [[مؤمنان]] را مخاطب کرده و یا [[کفار]] را- از این قبیل است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۰.</ref>. در [[مجمع البیان]] در ذیل آیه‌ {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ...}} آمده است: [[مفسران]] در اینکه‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}} چه کسانی‌اند، [[اختلاف]] دارند و از [[اهل بیت]] {{ع}} [[روایت]] شده که منظور، [[مهدی]] از [[آل محمد]] {{صل}} است.
در [[آیه شریفه]]، خطاب از قبیل خطاب‌های دوم است که بیانش گذشت و اغلب خطاب‌های قرآنی- که یا [[مؤمنان]] را مخاطب کرده و یا [[کفار]] را- از این قبیل است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۰.</ref>. در [[مجمع البیان]] در ذیل آیه‌ {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ...}} آمده است: [[مفسران]] در اینکه‌ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}} چه کسانی‌اند، [[اختلاف]] دارند و از [[اهل بیت]] {{ع}} [[روایت]] شده که منظور، [[مهدی]] از [[آل محمد]] {{صل}} است.


عیاشی به [[سند]] خود از [[علی بن الحسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: وقتی این [[آیه]] را [[تلاوت]] کرد، فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! ایشان [[شیعیان]] ما اهل بیت‌اند که [[خدا]] این [[وعده]] خود را در [[حق]] ایشان، به وسیله مردی از ما تحقق می‌بخشد و او [[مهدی این امت]] است. او کسی است که رسول- [[خدا]] {{صل}} درباره‌اش فرمود: اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز، [[خدا]] آن روز را آن‌قدر طولانی می‌کند تا مردی از عترتم [[قیام]] کند که هم‌نام من است. او [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، آن‌چنان‌که از [[ظلم و جور]] آکنده شده باشد. نظیر این [[روایت]] از [[ابی جعفر]] و ابی [[عبد الله]] {{عم}}‌ [[نقل]] شده است.
عیاشی به سند خود از [[علی بن الحسین]] {{ع}} [[روایت]] کرده است: وقتی این [[آیه]] را [[تلاوت]] کرد، فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! ایشان [[شیعیان]] ما اهل بیت‌اند که [[خدا]] این [[وعده]] خود را در [[حق]] ایشان، به وسیله مردی از ما تحقق می‌بخشد و او [[مهدی این امت]] است. او کسی است که رسول- [[خدا]] {{صل}} درباره‌اش فرمود: اگر از [[دنیا]] نماند مگر یک روز، [[خدا]] آن روز را آن‌قدر طولانی می‌کند تا مردی از عترتم [[قیام]] کند که هم‌نام من است. او [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، آن‌چنان‌که از [[ظلم و جور]] آکنده شده باشد. نظیر این [[روایت]] از ابی جعفر و ابی [[عبد الله]] {{عم}}‌ [[نقل]] شده است.


[[علامه طباطبایی]] در جمع‌بندی مباحث می‌نویسد: "از [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در این‌باره اخباری [[روایت]] شده است. در گذشته هم بیان انطباق [[آیه]] بر مضمون این [[روایات]] گذشت و نیز در [[مجمع البیان]] بعد از [[نقل]] [[روایت]] بالا آمده است: بنابراین مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}‌ [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] او {{عم}} است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۵.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۷-۴۲.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در جمع‌بندی مباحث می‌نویسد: "از [[ائمه اهل بیت]] {{عم}} در این‌باره اخباری [[روایت]] شده است. در گذشته هم بیان انطباق [[آیه]] بر مضمون این [[روایات]] گذشت و نیز در [[مجمع البیان]] بعد از [[نقل]] [[روایت]] بالا آمده است: بنابراین مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}‌ [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] او {{عم}} است"<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۵.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۳۷-۴۲.</ref>


== آیه چهارم ==
== آیه چهارم ==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش