پرش به محتوا

مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۵۲: خط ۱۵۲:
[[قرآن]] دو بار از [[شب قدر]] سخن گفته است: یکی در [[سوره قدر]] و دیگری در [[سوره دخان]]. از [[آیات]] [[سوره قدر]] برمی‌آید که هر سال را شبی است که از هزار ماه بهتر است. در این شب، [[فرشتگان]] همراه بزرگ خویش، [[روح]]، به [[زمین]] می‌آیند و امر و [[فرمان]] و تقدیر [[خداوند]] را برای سال [[آینده]] فرود می‌آورند. از روایاتی که به [[تفسیر]] این سوره و [[سوره دخان]] پرداخته‌اند، می‌توان دریافت که [[فرشتگان]] در [[شب قدر]]، تقدیر یک سال را نزد ولی مطلق زمان می‌آورند و بدو عرضه می‌دارند. این رویداد همواره بوده است و خواهد بود. در روزگار [[پیامبر]] {{صل}} [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌شدند و پس از آن [[پیامبر]] {{صل}} نیز در هر روزگاری بر ولی و [[حجت خدا]] فرود می‌آیند. او [[صاحب]] [[شب قدر]] است. وجود [[شب قدر]] و فرود [[فرشتگان]] را همه [[مسلمانان]] پذیرفته‌اند و بدین روی، [[امامان معصوم]] {{عم}} به [[شیعیان]] فرموده‌اند، برای [[اثبات امامت]] [[امامان شیعه]] {{ع}} به این [[آیات]] تمسک جویید؛ زیرا چون همواره در هر سال، شبی با نام "[[شب قدر]]" وجود دارد، ناگزیر می‌باید همواره ولی و حجتی نیز در [[زمین]] باشد<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۹۳.</ref>. این [[آیات]] نشانگر [[وجود امام زمان]] {{ع}} و ولایت باطنی اویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 438.</ref>.
[[قرآن]] دو بار از [[شب قدر]] سخن گفته است: یکی در [[سوره قدر]] و دیگری در [[سوره دخان]]. از [[آیات]] [[سوره قدر]] برمی‌آید که هر سال را شبی است که از هزار ماه بهتر است. در این شب، [[فرشتگان]] همراه بزرگ خویش، [[روح]]، به [[زمین]] می‌آیند و امر و [[فرمان]] و تقدیر [[خداوند]] را برای سال [[آینده]] فرود می‌آورند. از روایاتی که به [[تفسیر]] این سوره و [[سوره دخان]] پرداخته‌اند، می‌توان دریافت که [[فرشتگان]] در [[شب قدر]]، تقدیر یک سال را نزد ولی مطلق زمان می‌آورند و بدو عرضه می‌دارند. این رویداد همواره بوده است و خواهد بود. در روزگار [[پیامبر]] {{صل}} [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌شدند و پس از آن [[پیامبر]] {{صل}} نیز در هر روزگاری بر ولی و [[حجت خدا]] فرود می‌آیند. او [[صاحب]] [[شب قدر]] است. وجود [[شب قدر]] و فرود [[فرشتگان]] را همه [[مسلمانان]] پذیرفته‌اند و بدین روی، [[امامان معصوم]] {{عم}} به [[شیعیان]] فرموده‌اند، برای [[اثبات امامت]] [[امامان شیعه]] {{ع}} به این [[آیات]] تمسک جویید؛ زیرا چون همواره در هر سال، شبی با نام "[[شب قدر]]" وجود دارد، ناگزیر می‌باید همواره ولی و حجتی نیز در [[زمین]] باشد<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۹۳.</ref>. این [[آیات]] نشانگر [[وجود امام زمان]] {{ع}} و ولایت باطنی اویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 438.</ref>.


==[[شبهه]] [[وهابیان]] در [[مهدویت]]==
== [[شبهه]] [[وهابیان]] در [[مهدویت]] ==
وهابیان ادعا می‌کنند: هیچ [[دلیل قرآنی]] بر آمدن [[مهدی]] یا وجود شخصی به نام مهدی نیست. اگر چنین مسئله مهمی [[واقعیت]] داشت، چگونه [[قرآن]] که {{متن حدیث|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْء}} است از آن یادی نکرده و نام مهدی{{ع}} در قرآن نیامده است؟!
وهابیان ادعا می‌کنند: هیچ دلیل قرآنی بر آمدن [[مهدی]] یا وجود شخصی به نام مهدی نیست. اگر چنین مسئله مهمی واقعیت داشت، چگونه [[قرآن]] که {{متن حدیث|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْء}} است از آن یادی نکرده و نام مهدی{{ع}} در قرآن نیامده است؟!
===پاسخ===
 
=== پاسخ ===
در پاسخ به چند نکته اشاره می‌شود:
در پاسخ به چند نکته اشاره می‌شود:


'''نکته نخست''': مسئله مهدویت از مسائل مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است و اختصاصی به [[شیعیان]] ندارد. اصرار برخی از وهابیان بر انتساب این [[اعتقاد]] به شیعیان، اصرار [[بیهوده]] است و با واقعیت هماهنگ نیست، بلکه آمدن [[مصلح جهانی]] در [[آخرالزمان]] از اصول مشترک همه [[ادیان ابراهیمی]] است و حتی به [[مسلمانان]] هم، اختصاص ندارد.
'''نکته نخست''': مسئله مهدویت از مسائل مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است و اختصاصی به [[شیعیان]] ندارد. اصرار برخی از وهابیان بر انتساب این [[اعتقاد]] به شیعیان، اصرار [[بیهوده]] است و با واقعیت هماهنگ نیست، بلکه آمدن مصلح جهانی در [[آخرالزمان]] از اصول مشترک همه [[ادیان ابراهیمی]] است و حتی به [[مسلمانان]] هم، اختصاص ندارد.
 
'''نکته دوم''': شیوه قرآن در بیان مسائل [[سیاسی]]، گزارش توصیفی است؛ زیرا در بیان توصیفی، گزاره‌ها و نشانه‌هایی در [[کلام]] گفته می‌شود که امکان مشابه‌سازی را به حداقل می‌رساند، در حالی که اگر اسم امام زمان{{ع}} و اسم پدرش مثلاً در قرآن می‌آمد، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کرد، بلکه هزاران نفر می‌توانستند با ایجاد تشابه اسمی، [[ادعای مهدویت]] کنند. [[گواه]] روشن این مسئله این است که چون در [[احادیث]] و [[روایات]]، نام [[امام عصر]]{{ع}} و نام پدرش آمده است، ده‌ها نفر در طول [[تاریخ]] با همین نام ادعای مهدویت کرده‌اند.


'''نکته دوم''': [[شیوه]] قرآن در بیان مسائل [[سیاسی]]، گزارش توصیفی است؛ زیرا در بیان توصیفی، گزاره‌ها و نشانه‌هایی در [[کلام]] گفته می‌شود که امکان مشابه‌سازی را به حداقل می‌رساند، در حالی که اگر [[اسم امام زمان]]{{ع}} و اسم پدرش مثلاً در قرآن می‌آمد، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کرد، بلکه هزاران نفر می‌توانستند با ایجاد تشابه اسمی، [[ادعای مهدویت]] کنند. [[گواه]] روشن این مسئله این است که چون در [[احادیث]] و [[روایات]]، نام [[امام عصر]]{{ع}} و نام پدرش آمده است، ده‌ها نفر در طول [[تاریخ]] با همین نام ادعای مهدویت کرده‌اند.
قرآن با دادن کدهایی چون [[تسلط]] بر کل [[زمین]]، سرنگونی همه [[طواغیت]] در آن [[زمان]] و گسترده شدن [[امنیت]] و [[عدالت]]، از هرگونه مشابه‌سازی اسمی جلوگیری کرده است؛ زیرا این کدها چیزی نیست که [[بشر]] عادی بتواند آن را ایجاد کند.
قرآن با دادن کدهایی چون [[تسلط]] بر کل [[زمین]]، سرنگونی همه [[طواغیت]] در آن [[زمان]] و گسترده شدن [[امنیت]] و [[عدالت]]، از هرگونه مشابه‌سازی اسمی جلوگیری کرده است؛ زیرا این کدها چیزی نیست که [[بشر]] عادی بتواند آن را ایجاد کند.


'''نکته سوم''': [[آیات]] بسیاری در قرآن به مسئله مهدویت پرداخته است که می‌توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد:
'''نکته سوم''': [[آیات]] بسیاری در قرآن به مسئله مهدویت پرداخته است که می‌توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد:


*آیاتی که به صورت کلی اصل [[وجود امام]] در هر زمان را [[تأیید]] می‌کند:
'''آیاتی که به صورت کلی اصل [[وجود امام]] در هر زمان را [[تأیید]] می‌کند:'''


۱. [[آیه انذار]]: [[خداوند]] در [[آیه]] ۷ [[سوره رعد]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>.
۱. [[آیه انذار]]: [[خداوند]] در [[آیه]] ۷ [[سوره رعد]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. این [[آیه]] درصدد تقسیم [[دعوت]] کننده به سوی [[حق]] است: یک دعوت کننده، کسی که اساس کارش [[انذار]] است و افراد [[گمراه]] را به راه روشن [[راهنمایی]] می‌کند و دیگر دعوت کننده که کارش [[هدایت]] و [[رهبری]] کسانی است که پس از آمدن به طریق مستقیم، نیاز به راهنمایی و هدایت دارند. برابر نقل روایات، منظور از منذر، [[رسول اکرم]] و منظور از [[هادی]]، [[امام]] هر عصر است. از آنجا که در این آیه، جمله {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}} با واو [[عاطفه]] از جمله {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ}}جدا شده، می‌رساند که [[شأن]] اصلی [[پیامبر]] همان انذار است تا [[بیراهه]] رفتگان را به راه آورد؛ ولی پس از آن، نوبت پیشوایانی است که در هر [[زمان]] و عصر، [[مردم]] را پس از آمدن به راه به پیش می‌برند.
این [[آیه]] درصدد تقسیم [[دعوت]] کننده به سوی [[حق]] است: یک دعوت کننده، کسی که اساس کارش [[انذار]] است و افراد [[گمراه]] را به راه روشن [[راهنمایی]] می‌کند و دیگر دعوت کننده که کارش [[هدایت]] و [[رهبری]] کسانی است که پس از آمدن به طریق مستقیم، نیاز به راهنمایی و هدایت دارند. برابر [[نقل روایات]]، منظور از منذر، [[رسول اکرم]] و منظور از [[هادی]]، [[امام]] هر عصر است. از آنجا که در این آیه، جمله {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}} با واو [[عاطفه]] از جمله {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ}}جدا شده، می‌رساند که [[شأن]] اصلی [[پیامبر]] همان انذار است تا [[بیراهه]] رفتگان را به راه آورد؛ ولی پس از آن، نوبت پیشوایانی است که در هر [[زمان]] و عصر، [[مردم]] را پس از آمدن به راه به پیش می‌برند.


تصریح به {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} نشان می‌دهد در هر زمان لازم است چنین راهبرانی وجود داشته باشند؛ در غیر این صورت برای {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} معنی محصلی نخواهد بود. در [[روایات]] [[فریقین]] جمله «هادی» به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[تفسیر]] شده است. از جمله [[طبری]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که چون این آیه نازل شد، پیامبر{{صل}} دستش را بر شانه علی{{ع}} نهاد و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ «ای علی! هادی تویی به دست تو هدایت یافتگان هدایت می‌شوند»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۷۲.</ref>. و همین معنی در [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز وارد شده است. برابر [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}} آن حضرت در [[تفسیر آیه]] فوق فرموده‌اند: {{متن حدیث|أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِينَا إِلَى السَّاعَةِ}}؛ «[[آگاه]] باش! به [[خدا]] [[سوگند]] این آیه از ما بیرون نخواهد رفت و دائماً بین ما تا [[روز قیامت]] باقی است»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۲. </ref>.
تصریح به {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} نشان می‌دهد در هر زمان لازم است چنین راهبرانی وجود داشته باشند؛ در غیر این صورت برای {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} معنی محصلی نخواهد بود. در [[روایات]] [[فریقین]] جمله «هادی» به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[تفسیر]] شده است. از جمله [[طبری]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که چون این آیه نازل شد، پیامبر{{صل}} دستش را بر شانه علی{{ع}} نهاد و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ «ای علی! هادی تویی به دست تو هدایت یافتگان هدایت می‌شوند»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۷۲.</ref>. و همین معنی در روایات اهل بیت{{عم}} نیز وارد شده است. برابر [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}} آن حضرت در [[تفسیر آیه]] فوق فرموده‌اند: {{متن حدیث|أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِينَا إِلَى السَّاعَةِ}}؛ «[[آگاه]] باش! به [[خدا]] [[سوگند]] این آیه از ما بیرون نخواهد رفت و دائماً بین ما تا [[روز قیامت]] باقی است»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۲. </ref>.
از آنجا که در این آیه به «[[هدایتگری]]» برای هر قومی تصریح کرده، لازمه این سخن آن است که هیچ زمانی خالی از امام [[هدایت‌گر]] نیست.
 
از این رو از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ{{صل}}}}؛ «[[رسول الله]]{{صل}} منذر است و برای هر [[زمان]]، [[هادی]] است که [[مردم]] را به آنچه [[پیامبر]] آورده است [[هدایت]] می‌کند»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>.
از آنجا که در این آیه به «[[هدایتگری]]» برای هر قومی تصریح کرده، لازمه این سخن آن است که هیچ زمانی خالی از امام [[هدایت‌گر]] نیست. از این رو از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ{{صل}}}}؛ «[[رسول الله]]{{صل}} منذر است و برای هر [[زمان]]، [[هادی]] است که [[مردم]] را به آنچه [[پیامبر]] آورده است [[هدایت]] می‌کند»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>.


۲. [[آیه صادقین]]: در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>.
۲. [[آیه صادقین]]: در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>.
چنانچه ملاحظه می‌شود در این آیه به سه [[تکلیف]] اشاره شده است: الف) [[ایمان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}، ب) [[تقوا]]: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}}، ج) بودن با [[صادقان]]: {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}}.
چنانچه ملاحظه می‌شود در این آیه به سه [[تکلیف]] اشاره شده است: الف) [[ایمان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}، ب) [[تقوا]]: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}}، ج) بودن با [[صادقان]]: {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}}.
جالب آن‌که در این آیه به [[مؤمنان]] [[اهل تقوا]]، امر شده است که همراه صادقان باشند.
روشن است که صادقان در اینجا نمی‌توانند به معنای [[راستگویان]] باشند؛ زیرا اگر چنین بود باید می‌فرمود: {{عربی|كونوا من الصادقين}}، در حالی که در این جا تعبیر به «مع» شده است و این می‌رساند که صادقان افرادی هستند که موقعیت آنان از مؤمنان با تقوا بالاتر است، به گونه‌ای که بر مؤمنان با تقوا [[واجب]] است تا با آنان [[همراهی]] کنند و با آنان باشند؛ در واقع معنی این سخن، [[اطاعت]] مؤمنان با تقوا از گروه صادقان است.


حال اگر [[مؤمنین]] در طول [[تاریخ]] به چنین امری، [[مأمور]] شده باشند، اجرای این دستور فرع بر وجود صادقان در هر زمان است، اگر صادقی در هر زمان نباشد، چگونه می‌توان از چنین امری [[پیروی]] کرد؟ چنانچه [[فخر رازی]] در [[تفسیر]] این آیه به خوبی به این نکته اشاره کرده است، وی در این زمینه می‌نویسد:
جالب آنکه در این آیه به [[مؤمنان]] [[اهل تقوا]]، امر شده است که همراه صادقان باشند. روشن است که صادقان در اینجا نمی‌توانند به معنای [[راستگویان]] باشند؛ زیرا اگر چنین بود باید می‌فرمود: {{عربی|كونوا من الصادقين}}، در حالی که در این جا تعبیر به «مع» شده است و این می‌رساند که صادقان افرادی هستند که موقعیت آنان از مؤمنان با تقوا بالاتر است، به گونه‌ای که بر مؤمنان با تقوا [[واجب]] است تا با آنان [[همراهی]] کنند و با آنان باشند؛ در واقع معنی این سخن، [[اطاعت]] مؤمنان با تقوا از گروه صادقان است.
{{عربی|إنه تعالى أمر المؤمنين بالكون مع الصادقين، و متى وجب الكون مع الصادقين فلا بد من وجود الصادقين في كل وقت}}؛ «[[خداوند]] در این آیه مؤمنان را به [[همراهی با صادقان]] [[فرمان]] داده است، وقتی همراهی با صادقان واجب باشد، پس باید در هر [[زمان]] «صادقانی» وجود داشته باشند».
آن‌گاه [[فخر رازی]] در بخش دیگری می‌گوید: «ما به این نکته اعتراف داریم که در هر زمان باید معصومی باشد جز این که ما آن [[معصوم]] را همان مجموع [[امت]] می‌دانیم»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۱۶۶.</ref>.
هر چند فخر رازی در قسمت اخیر کلامش نتیجه خوبی نگرفت، اصل سخنش که این [[آیه]] به روشنی بر وجود صادقی معصوم در هر زمان دلالت دارد، قابل توجه است.


۳. [[آیه اولی الامر]]: در [[آیه ۵۹ سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
حال اگر [[مؤمنین]] در طول [[تاریخ]] به چنین امری، [[مأمور]] شده باشند، اجرای این دستور فرع بر وجود صادقان در هر زمان است، اگر صادقی در هر زمان نباشد، چگونه می‌توان از چنین امری [[پیروی]] کرد؟ چنانچه [[فخر رازی]] در [[تفسیر]] این آیه به خوبی به این نکته اشاره کرده است، وی در این زمینه می‌نویسد: {{عربی|إنه تعالى أمر المؤمنين بالكون مع الصادقين، و متى وجب الكون مع الصادقين فلا بد من وجود الصادقين في كل وقت}}؛ «[[خداوند]] در این آیه مؤمنان را به همراهی با صادقان [[فرمان]] داده است، وقتی همراهی با صادقان واجب باشد، پس باید در هر [[زمان]] «صادقانی» وجود داشته باشند».
روشن است که [[اطاعت]] بدون قید از [[اولی الامر]] از جانب [[خداوند]] در زمانی صحیح است که آنان میان امت باشند و از [[خطا]] و [[اشتباه]] نیز در [[امان]] باشند، در غیر این صورت جمله {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}، با توجه به قرینه {{متن قرآن|مِنْكُمْ}} معنی نخواهد داشت.


فخر رازی در [[تفسیر]] این آیه نیز تا حدودی به این نکته نزدیک شده است. وی می‌نویسد:
آن‌گاه [[فخر رازی]] در بخش دیگری می‌گوید: «ما به این نکته اعتراف داریم که در هر زمان باید معصومی باشد جز این که ما آن [[معصوم]] را همان مجموع [[امت]] می‌دانیم»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۱۶۶.</ref>. هر چند فخر رازی در قسمت اخیر کلامش نتیجه خوبی نگرفت، اصل سخنش که این [[آیه]] به روشنی بر وجود صادقی معصوم در هر زمان دلالت دارد، قابل توجه است.
{{عربی|إن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم، و ثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعاً أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد و أن يكون معصوما}}؛ خداوند به صورت [[قطعی]] و بدون قید بر [[طاعت]] اولی الامر [[فرمان]] داده است، روشن است کسی که [[خدا]] به صورت قطعی به اطاعتش دستور داده باشد، [[واجب]] است که معصوم باشد؛ بنابراین اولی الامر مذکور در این آیه باید معصوم باشند.
سپس می‌افزاید: «البته ما چون در این زمان از [[شناخت امام]] معصوم عاجزیم، بنابراین منظور همان [[اطاعت]] از [[اجماع امت]] است»<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص١١٣.</ref>.
به هر حال فعلاً درصدد تحلیل این سخن [[فخر رازی]] نیستیم؛ ولی مهم این است که این [[آیه]] و امثال آن بیانگر وجود [[انسانی]] [[معصوم]] در هر عصر و [[زمان]] است. مسئله [[مهدویت]] یعنی [[اعتقاد]] به وجود [[انسان کامل]] معصوم [[حی]] که اطاعت از آن [[بزرگوار]] [[واجب]] است.


*آیاتی که بیانگر وعده‌های [[قطعی]] [[الهی]] مبنی بر [[پیروزی]] مطلق [[حق]] بر [[باطل]] است: این دسته از [[آیات]] نیز حکایت از آینده‌ای می‌کند که این [[وعده‌های الهی]] محقق خواهد شد. پیوند این آیات با ظهور [[مصلح جهانی]] و مهدویت، جدای از بیانات [[تفسیری]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان، امری انکارناپذیر است.
۳. [[آیه اولی الامر]]: در [[آیه ۵۹ سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. روشن است که [[اطاعت]] بدون قید از [[اولی الامر]] از جانب [[خداوند]] در زمانی صحیح است که آنان میان امت باشند و از [[خطا]] و [[اشتباه]] نیز در [[امان]] باشند، در غیر این صورت جمله {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}، با توجه به قرینه {{متن قرآن|مِنْكُمْ}} معنی نخواهد داشت.
به تعدادی از این آیات اشاره می‌شود:
 
فخر رازی در [[تفسیر]] این آیه نیز تا حدودی به این نکته نزدیک شده است. وی می‌نویسد: {{عربی|إن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم، و ثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعاً أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد و أن يكون معصوما}}؛ خداوند به صورت [[قطعی]] و بدون قید بر [[طاعت]] اولی الامر [[فرمان]] داده است، روشن است کسی که [[خدا]] به صورت قطعی به اطاعتش دستور داده باشد، [[واجب]] است که معصوم باشد؛ بنابراین اولی الامر مذکور در این آیه باید معصوم باشند. سپس می‌افزاید: «البته ما چون در این زمان از [[شناخت امام]] معصوم عاجزیم، بنابراین منظور همان [[اطاعت]] از اجماع امت است»<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص١١٣.</ref>.
 
به هر حال فعلاً درصدد تحلیل این سخن [[فخر رازی]] نیستیم؛ ولی مهم این است که این [[آیه]] و امثال آن بیانگر وجود [[انسانی]] [[معصوم]] در هر عصر و [[زمان]] است. مسئله [[مهدویت]] یعنی [[اعتقاد]] به وجود [[انسان کامل]] معصوم [[حی]] که اطاعت از آن بزرگوار [[واجب]] است.
 
'''آیاتی که بیانگر وعده‌های [[قطعی]] [[الهی]] مبنی بر [[پیروزی]] مطلق [[حق]] بر [[باطل]] است:'''
 
این دسته از [[آیات]] نیز حکایت از آینده‌ای می‌کند که این وعده‌های الهی محقق خواهد شد. پیوند این آیات با ظهور مصلح جهانی و مهدویت، جدای از بیانات [[تفسیری]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان، امری انکارناپذیر است. به تعدادی از این آیات اشاره می‌شود:


۱. آیه ۱۰۵ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>.
۱. آیه ۱۰۵ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>.
روشن است تا به امروز چنین وعده‌ای محقق نشده است؛ از سوی دیگر [[خداوند]] هرگز در وعده‌هایش [[تخلف]] نخواهد کرد. بنابراین، این آیه خبر از آینده‌ای می‌دهد که [[صالحان]] در آن زمان [[فرمانروایان]] [[زمین]] خواهند شد. تعبیر به «یرث» می‌رساند که حکومت‌های غیر [[صالح]] در آن زمان همه نابود خواهند شد و پس از نابودی آنها، صالحان [[وارثان]] آنان خواهند بود؛ زیرا واژه «[[ارث]]» در جایی به کار می‌رود که فرد قبلی، طعم [[مرگ]] را چشده باشد.
روشن است تا به امروز چنین وعده‌ای محقق نشده است؛ از سوی دیگر [[خداوند]] هرگز در وعده‌هایش تخلف نخواهد کرد. بنابراین، این آیه خبر از آینده‌ای می‌دهد که [[صالحان]] در آن زمان [[فرمانروایان]] [[زمین]] خواهند شد. تعبیر به «یرث» می‌رساند که حکومت‌های غیر [[صالح]] در آن زمان همه نابود خواهند شد و پس از نابودی آنها، صالحان [[وارثان]] آنان خواهند بود؛ زیرا واژه «[[ارث]]» در جایی به کار می‌رود که فرد قبلی، طعم [[مرگ]] را چشده باشد.
 
۲. آیه ۵۵ [[سوره نور]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. از آنجا که این [[آیه]] در خطاب به [[مسلمانان]] آمده است، می‌رساند که برای این [[امت]] چنین آینده‌ای مقرر شده است؛ چیزی که تا کنون محقق نشده است.


۲. آیه ۵۵ [[سوره نور]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>.
۳. [[آیات]] ۳۳ [[توبه]] و ۹ صف و همچنین آیه ۲۸ فتح: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[وعده]] استیلا و حاکمیت اسلام بر تمام [[دین‌ها]] چیزی است که با صراحت در [[قرآن]] آمده؛ ولی تا کنون اتفاق نیفتاده است. از سوی دیگر، [[وعده خداوند]] نمی‌تواند خلاف واقع باشد؛ بنابراین همان‌گونه که در [[روایات]] آمده است این آیات، اشاره به مسئله [[مهدویت]] دارد که در [[آینده]] این وعده الهی محقق خواهد شد.
از آنجا که این [[آیه]] در خطاب به [[مسلمانان]] آمده است، می‌رساند که برای این [[امت]] چنین آینده‌ای مقرر شده است؛ چیزی که تا کنون محقق نشده است.


۳. [[آیات]] ۳۳ [[توبه]] و ۹ صف و همچنین آیه ۲۸ فتح: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>.
'''آیاتی که بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق شده است:'''
[[وعده]] [[استیلا]] و [[حاکمیت اسلام]] بر تمام [[دین‌ها]] چیزی است که با [[صراحت]] در [[قرآن]] آمده؛ ولی تا کنون اتفاق نیفتاده است. از سوی دیگر، [[وعده خداوند]] نمی‌تواند خلاف واقع باشد؛ بنابراین همان‌گونه که در [[روایات]] آمده است این آیات، اشاره به مسئله [[مهدویت]] دارد که در [[آینده]] این [[وعده الهی]] محقق خواهد شد.


*آیاتی که بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق شده است: این دسته از آیات نیز بسیارند که در این جا به نمونه‌ای از آن بسنده می‌شود. قرآن در ارتباط با [[قوم بنی اسرائیل]] و [[پیروزی]] [[پیروان]] [[موسی]] بر [[فرعونیان]] به صورت یک قاعده کلی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. روشن است که این آیه به حسب [[سیاق]] و [[نزول آیات]]، در ارتباط با قوم بنی اسرائیل است؛ ولی بر اساس روایات، نمونه گسترده‌ترش مربوط به دوره امام عصر{{ع}} است. علی{{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: {{متن حدیث|‌لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>}}؛ «[[دنیا]] پس از چموشی همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده‌اش خودداری می‌کند و برای بچه‌اش نگه می‌دارد، به ما روی می‌آورد، سپس [[آیه]] فوق را [[تلاوت]] فرمود»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۹.</ref>.
این دسته از آیات نیز بسیارند که در این جا به نمونه‌ای از آن بسنده می‌شود. قرآن در ارتباط با [[قوم بنی اسرائیل]] و [[پیروزی]] [[پیروان]] [[موسی]] بر [[فرعونیان]] به صورت یک قاعده کلی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. روشن است که این آیه به حسب سیاق و [[نزول آیات]]، در ارتباط با قوم بنی اسرائیل است؛ ولی بر اساس روایات، نمونه گسترده‌ترش مربوط به دوره امام عصر{{ع}} است. علی{{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: {{متن حدیث|‌لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>}}؛ «[[دنیا]] پس از چموشی همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده‌اش خودداری می‌کند و برای بچه‌اش نگه می‌دارد، به ما روی می‌آورد، سپس [[آیه]] فوق را [[تلاوت]] فرمود»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۹.</ref>. از اینکه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به دنبال مطلب فوق، آیه {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ...}} را تلاوت می‌کند، به این معنی است که [[امام]] آیه فوق را به عنوان یک قاعده کلی بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق کرده است.
از اینکه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به دنبال مطلب فوق، آیه {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ...}} را تلاوت می‌کند، به این معنی است که [[امام]] آیه فوق را به عنوان یک قاعده کلی بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق کرده است.


* [[آیات]] تأویلی و [[باطنی]]: آیات تاویلی و بطنی، آیاتی هستند که بر اساس [[روایات اهل بیت]]{{عم}} صرف نظر از ظاهر آنها، معنی باطنی آن مربوط به مسئله [[مهدویت]] است. این آیات حجم گسترده‌ای از آیات مربوط به مهدویت را به خود اختصاص داده است.
'''[[آیات]] تأویلی و [[باطنی]]:'''
چند نمونه از این آیات:
 
آیات تاویلی و بطنی، آیاتی هستند که بر اساس روایات اهل بیت{{عم}} صرف نظر از ظاهر آنها، معنی باطنی آن مربوط به مسئله [[مهدویت]] است. این آیات حجم گسترده‌ای از آیات مربوط به مهدویت را به خود اختصاص داده است. چند نمونه از این آیات:
 
۱. آیه ۳۰ [[سوره ملک]]: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان می‌آورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref>. ظاهر آیه مربوط به آب است که مایه [[حیات]] [[زمین]] و [[آبادانی]] است؛ ولی برابر [[روایات]]، گذشته از این ظاهر، معنای باطنی آیه مربوط به [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} است که مایه حیات [[دل‌ها]] و [[جان‌ها]] است<ref>ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۴۸.</ref>.


۱. آیه ۳۰ [[سوره ملک]]: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان می‌آورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref>.
[[ظاهر آیه]] مربوط به آب است که مایه [[حیات]] [[زمین]] و [[آبادانی]] است؛ ولی برابر [[روایات]]، گذشته از این ظاهر، معنای باطنی آیه مربوط به [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} است که مایه حیات [[دل‌ها]] و [[جان‌ها]] است<ref>ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۴۸.</ref>.
از این رو درباره این آیه [[روایت]] شده است که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ يَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُكُمْ غَائِباً عَنْكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيْنَ هُوَ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ}}؛ «این آیه درباره امام [[قائم]] نازل شده است، می‌گوید: اگر امام شما پنهان گردد و نمی‌دانید کجاست چه کسی برای شما امام را می‌فرستد.»..؟
از این رو درباره این آیه [[روایت]] شده است که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ يَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُكُمْ غَائِباً عَنْكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيْنَ هُوَ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ}}؛ «این آیه درباره امام [[قائم]] نازل شده است، می‌گوید: اگر امام شما پنهان گردد و نمی‌دانید کجاست چه کسی برای شما امام را می‌فرستد.»..؟
آن‌گاه امام افزود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ يَجِي‌ءَ تَأْوِيلُهَا}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[تأویل]] این آیه هنوز نیامده و بالأخره روزی خواهد آمد»<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۶.</ref>.
آن‌گاه امام افزود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ يَجِي‌ءَ تَأْوِيلُهَا}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[تأویل]] این آیه هنوز نیامده و بالأخره روزی خواهد آمد»<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۶.</ref>.


۲. آیاتی که مربوط به «[[احیاء]] [[ارض]]» یعنی [[زنده شدن زمین]] پس از مردن غاز آنهاست که به زنده شدن [[جامعه انسانی]] به [[دست امام]] عصر{{ع}} [[تفسیر]] شده است. روشن است که منظور از این تفسیر، [[نفی]] معنی ظاهری این [[آیات]] نیست، بلکه بیان معنای [[باطنی]] آنها است.
۲. آیاتی که مربوط به «احیاء [[ارض]]» یعنی زنده شدن زمین پس از مردن غاز آنهاست که به زنده شدن [[جامعه انسانی]] به [[دست امام]] عصر{{ع}} [[تفسیر]] شده است. روشن است که منظور از این تفسیر، [[نفی]] معنی ظاهری این [[آیات]] نیست، بلکه بیان معنای [[باطنی]] آنها است.
 
از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> قَالَ يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ{{ع}}بَعْدَ مَوْتِهَا. يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۶۸.</ref>؛ [[امام]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}} فرمود: [[خداوند]] به وسیله [[قائم]] [[زمین]] را پس از آن‌که اهلش به [[کفر]] دچار شد، زنده می‌کند (آنان را به [[اسلام]] برمی‌گرداند)؛ بنابر این مراد از [[مرگ]] زمین، مرگ [[اهل]] آن است و شخص [[کافر]] در واقع مرده است.
از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> قَالَ يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ{{ع}}بَعْدَ مَوْتِهَا. يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۶۸.</ref>؛ [[امام]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}} فرمود: [[خداوند]] به وسیله [[قائم]] [[زمین]] را پس از آن‌که اهلش به [[کفر]] دچار شد، زنده می‌کند (آنان را به [[اسلام]] برمی‌گرداند)؛ بنابر این مراد از [[مرگ]] زمین، مرگ [[اهل]] آن است و شخص [[کافر]] در واقع مرده است.
افزون بر این موارد، آیات دیگری در [[قرآن]] است که به مسئله [[مهدویت]] اشاره می‌کند؛ از جمله [[آیه]] ۵۴ [[سوره مائده]] که به [[ویژگی‌های یاران امام زمان]]{{ع}} پرداخته است. در آن آیه آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.
 
این آیه با لحنی تهدیدآمیز [[مسلمانان]] [[عصر پیامبر]]{{صل}} را مخاطب قرار داده، می‌گوید: اگر شما از دین‌تان برگردید، [[خداوند]] [[قوم]] دیگری را به جای شما می‌آورد که [[خدا]] آنان را [[دوست]] دارد، آنان نیز خدا را دوست دارند، در برابر [[مؤمنان]] [[متواضع]] و در برابر [[کافران]] سرسخت‌اند، در [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] هیچ ملامتگری [[هراس]] ندارند.
افزون بر این موارد، آیات دیگری در [[قرآن]] است که به مسئله [[مهدویت]] اشاره می‌کند؛ از جمله [[آیه]] ۵۴ [[سوره مائده]] که به ویژگی‌های یاران امام زمان{{ع}} پرداخته است. در آن آیه آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.
 
این آیه با لحنی تهدیدآمیز [[مسلمانان]] عصر پیامبر{{صل}} را مخاطب قرار داده، می‌گوید: اگر شما از دین‌تان برگردید، [[خداوند]] [[قوم]] دیگری را به جای شما می‌آورد که [[خدا]] آنان را [[دوست]] دارد، آنان نیز خدا را دوست دارند، در برابر [[مؤمنان]] [[متواضع]] و در برابر [[کافران]] سرسخت‌اند، در [[راه خدا]] [[جهاد]] می‌کنند و از [[سرزنش]] هیچ ملامتگری [[هراس]] ندارند.


چنانچه ملاحظه می‌شود از جمله {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ}} استفاده می‌شود اینان کسانی‌اند که در [[آینده]] می‌آیند و دارای این شش ویژگی هستند.
چنانچه ملاحظه می‌شود از جمله {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ}} استفاده می‌شود اینان کسانی‌اند که در [[آینده]] می‌آیند و دارای این شش ویژگی هستند.
در [[آیه]] ۲۸ [[سوره محمد]] نیز شبیه همین سخن آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>.
در [[آیه]] ۲۸ [[سوره محمد]] نیز شبیه همین سخن آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده می‌شوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگ‌چشمی می‌ورزند و هر که تنگ‌چشمی بورزد به زیان خود تنگ‌چشمی ورزیده است و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین می‌گرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>.
قرائن داخلی آیه نشان می‌دهد این ویژگی‌ها مربوط به قومی است که تا کنون نیامده‌اند؛ قومی که بر اساس تصریح [[قرآن]] حتی [[صحابه پیامبر]]{{صل}} به آنها نخواهند رسید. این ویژگی‌ها تنها بر اساس [[روایات اهل بیت]]{{عم}} با [[ویژگی‌های امام عصر]]{{ع}} و [[اصحاب]] [[بزرگوار]] ایشان همخوانی دارد.
نعمائی در [[کتاب الغیبه]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: این آیه مربوط به اصحاب و [[یاران امام]] عصر{{ع}} است؛ آنانی که خداوند درباره ایشان فرمود: {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ...}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref><ref>الغیبة، ص۳۱۶.</ref>.
[[قندوزی حنفی]] در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} می‌نویسد:
{{متن حدیث|سیأتی الله بقوم یحبهم الله و یحبونه، و یملک من هو بینهم غریب و هو المهدی، أحمر الوجه...، یملأ الأرض عدلاً بلا صعوبة... و یملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا}}؛ «به زودی [[خداوند]] قومی را می‌آورد که [[خدا]] دوستشان دارد و آنان نیز خدا را [[دوست]] دارند؛ کسی که بر آنان [[فرمانروایی]] می‌کند [[مهدی]] است. مردی سرخ‌گونه که [[زمین]] را به [[راحتی]] پر از [[عدل]] می‌کند، او زمین را پس از آن‌که از [[جور]] و [[ستم]] پر شد، از [[عدل و داد]] پر خواهد کرد»<ref>ینابیع الموده، ج۳، ص۳۳۸.</ref>.


[[انکار]] مسئله [[مهدویت]] یا استعجاب از چنین موضوعی، درخور [[شأن]] [[مسلمان]] نیست، آنجا که حتی بی‌دینان عالم به آمدن [[مصلح جهانی]] در [[آخر الزمان]] [[اعتقاد]] دارند، چرا مسلمان از پذیرش آن [[امتناع]] بورزد؟ [[وهابیان]] در تلاش برای ایجاد تشکیک در این مسئله، سنگ به هاون می‌کوبند؛ وقتی همه مذاهب اسلامی بدان اعتقاد دارند و صدها [[روایت]] و [[آیه]] در این موضوع وارد شده است<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]]، ص ۳۴۳-۳۵۲.</ref>.
قرائن داخلی آیه نشان می‌دهد این ویژگی‌ها مربوط به قومی است که تا کنون نیامده‌اند؛ قومی که بر اساس تصریح [[قرآن]] حتی [[صحابه پیامبر]]{{صل}} به آنها نخواهند رسید. این ویژگی‌ها تنها بر اساس روایات اهل بیت{{عم}} با ویژگی‌های امام عصر{{ع}} و [[اصحاب]] بزرگوار ایشان همخوانی دارد.
 
نعمائی در [[کتاب الغیبه]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: این آیه مربوط به اصحاب و یاران امام عصر{{ع}} است؛ آنانی که خداوند درباره ایشان فرمود: {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ...}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.<ref>الغیبة، ص۳۱۶.</ref>
 
[[قندوزی حنفی]] در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} می‌نویسد: {{متن حدیث|سیأتی الله بقوم یحبهم الله و یحبونه، و یملک من هو بینهم غریب و هو المهدی، أحمر الوجه...، یملأ الأرض عدلاً بلا صعوبة... و یملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا}}؛ «به زودی [[خداوند]] قومی را می‌آورد که [[خدا]] دوستشان دارد و آنان نیز خدا را [[دوست]] دارند؛ کسی که بر آنان [[فرمانروایی]] می‌کند [[مهدی]] است. مردی سرخ‌گونه که [[زمین]] را به راحتی پر از [[عدل]] می‌کند، او زمین را پس از آن‌که از [[جور]] و [[ستم]] پر شد، از [[عدل و داد]] پر خواهد کرد»<ref>ینابیع الموده، ج۳، ص۳۳۸.</ref>.
 
[[انکار]] مسئله [[مهدویت]] یا استعجاب از چنین موضوعی، درخور [[شأن]] [[مسلمان]] نیست، آنجا که حتی بی‌دینان عالم به آمدن مصلح جهانی در [[آخر الزمان]] [[اعتقاد]] دارند، چرا مسلمان از پذیرش آن [[امتناع]] بورزد؟ [[وهابیان]] در تلاش برای ایجاد تشکیک در این مسئله، سنگ به هاون می‌کوبند؛ وقتی همه مذاهب اسلامی بدان اعتقاد دارند و صدها [[روایت]] و [[آیه]] در این موضوع وارد شده است<ref>[[مهدی رستم‌نژاد|رستم‌نژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]]، ص ۳۴۳-۳۵۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش