←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
== حاکمان کوفه == | == حاکمان کوفه == | ||
{{اصلی|حکومت کوفه}} | {{اصلی|حکومت کوفه}} | ||
==[[بنای شهر کوفه]]== | |||
پس از پیروزیهای [[اعراب]] [[مسلمان]] در [[عراق]] (قلمرو [[ایران]] [[ساسانی]]) و به ویژه [[تصرف]] [[مداین]]، پایتخت [[ساسانیان]]، فتح کامل ایران قریبالوقوع به نظر میرسید. از اینرو، وجود پایگاهی برای استقرار [[نیروهای نظامی]] [[عرب]] ضروری مینمود. به روایتی، [[خلیفه دوم]] به [[سعد بن ابیوقاص]]، از [[فرماندهان]] ارشد خود در عراق، نوشت: «سرزمینی برای (اسکان قوای) عرب مناسب است که با شترهای آنان سازگار باشد. [[سلمان]] ([[فارسی]]) و [[حذیفة بن یمان]]<ref>حذیفة بن حُسیل معروف به حذیفة بن یمان حلیف انصار، صاحبسر رسول الله{{صل}} از اصحاب برگزیده پیغمبر اکرم{{صل}} است و در جنگ احد حضور داشت. وی در جنگ نهاوند پس از قتل نعمان بن مقرن فرمانده سپاه اسلام شد و همدان، ری و دینور را فتح کرد و در فتح جزیره (شمال عراق) حاضر بود. حذیفه در عهد عمر بن خطاب فرماندار مداین شد. وی چهل شب پس از قتل عثمان (سال ۳۶) درگذشت. هنگام قتل عثمان و بیعت مردم با امیرالمؤمنین{{ع}}، حذیفه در کوفه بود و هنگامی که این خبر به او رسید، گفت: «مرا به مسجد ببرید». بر منبر قرار گرفت و گفت: «ای مردم، همه با علی{{ع}} بیعت کردند... پس از پیغمبرتان، او برترین مردمان تا روز قیامت است». سپس دست راست خود را بر دست چپ نهاد و گفت: «خدایا شاهد باش که من با علی{{ع}} بیعت کردم. سپاس خدای را که من را تا این روز زنده نگاه داشت.»... (ر.ک: ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ج۱، ص۴۶۸؛ شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۳، ص۱۴۱)</ref> را [[مأمور]] کن مکانی مناسب بیابند که میان من و [[مسلمانان]] را با دریا فاصله نیندازد». سلمان و [[حذیفه]] که به عنوان کاشف و [[راهنما]] با [[سپاه]] سعد بن ابیوقاص همراه بودند، برای انجام دادن این [[مأموریت]] از غرب و شرق [[فرات]] گذشتند و جایی را مناسب نیافتند و هر دو به منطقه کوفه رسیدند و آنجا را پسندیدند و بدینسان، کوفه برای استقرار [[سپاه]] در نظر گرفته شد<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری (تاریخ الامم والرسل والملوک)، ج۳، ص۱۴۵. طبری قول دیگری در این زمینه نقل کرده که بر مبنای آن، حارث بن مسلمه یا عثمان بن حنیف انصاری، مکان کوفه را برای استقرار سپاه انتخاب کردند. (طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۸۰) به نقل بلاذری و مسعودی، کوفه با راهنمایی عبدالمسیح بن بقبله عُسانی (از بزرگان حیره) انتخاب شد. (بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۳۸۸؛ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۲۹)</ref>. | |||
نخستین کار در طراحی نقشه [[شهر کوفه]]، تعیین جای [[مسجد]] به عنوان مرکز [[شهر]] بود. از این رو، [[سعد بن ابیوقاص]] در محل بنای مسجد ایستاد و دستور داد تیری موافق با جهت وزش باد و تیری دیگر به جهت مخالف وزش باد رها کردند و جای فرو آمدن تیرها را نشانه گذاردند. آنگاه از همانجا که [[تیرانداز]] ایستاده بود، تا جای فرو آمدن تیرها، حدود [[مسجد جامع]] شد و مسجد و [[دارالاماره]] را نیز در همان محدوده بنا کردند<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۳۸۸؛ حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۱. طبری نیز روایتی به همین مضمون، با اختلافاتی در نقل آورده است. (تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۸)</ref>. | |||
[[خلیفه]] در نامهای [[ابوالهیاج]] [[عمرو بن مالک بن جناده]] را [[مأمور]] تعیین مکان اسکان قبیلههای [[عرب]] در کوفه کرد و نیز ویژگیهای معابر و خیابانهای اصلی و فرعی را مشخص ساخت و دستور داد گذرگاهها بنا بر نظر او ساخته شود. به دستور [[عمر]] قرار شد عرض خیابانهای اصلی ۴۰ ذراع<ref>ذراع: مقیاس طول و برابر با فاصله میان نوک انگشت میانی تا آرنج است. (لسان العرب، ج۵، ص۳۴) باید توجه داشت که ذراع عربی با ذرع ایرانی متفاوت است. ذرع، مقیاس طول معادل ۱۶ گره یا ۱/۰۴ متر است. (فرهنگ معین)</ref>، خیابانهای کماهمیتتر ۳۰ ذراع، خیابانهای فرعی ۲۰ ذراع، و کوچهها ۷ ذراع باشد و چون به زمینهای وسیع میرسند، عرض راه را ۶۰ ذراع قرار دهند. | |||
بدینسان، پنج خیابان بزرگ (اصلی) در شمال [[صحن]] [[مسجد]] و چهار خیابان در جهت [[قبله]] (جنوب) و در سمت شرق و غرب آن هر یک سه خیابان در نظر گرفته شد و محلهها را میان این خیابانها قرار دادند<ref>ر.ک: طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۸ - ۱۴۹.</ref>. | |||
به ظاهر، [[رزمندگان]] و [[قبایل عرب]] [[مسلمان]] در منطقه کوفه و [[بصره]] (که محل استقرار [[سپاه]] دوم [[مسلمانان]] در [[عراق]] شد)، تا مدتها چادرنشین بودهاند و سپس خانههایی از [[نی]] ساختند و آنگاه خانههایی در کوفه و بصره با آجر و خشت بنا کردند. [[طبری]] [[روایت]] میکند که چون [[مردم]] در کوفه و بصره اقامت گزیدند و با این دو جا انس گرفتند، از [[عمر]] [[اجازه]] خواستند که خانههای خود را از نی بسازند<ref>مردم مکه و مدینه خانههای خود را از سنگ میساختند و چون عراق (جنوبی) فاقد کوه و سنگ بود. و در کنارههای رودخانهها، نی فراوان یافت میشد. سادهترین و ارزانترین مصالح ساختمانی در آن موقعیت بوده است.</ref>. [[خلیفه]] پس از تحقیق درباره نی، اجازه داد و مردم این دو [[شهر]] خانههای خود را از نی ساختند. چندی بعد در کوفه و بصره آتشسوزی رخ داد. حریق کوفه شدیدتر از حریق بصره بود؛ به گونهای که هشتاد سایهبان سوخت و حتی یک نی باقی نماند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۸.</ref>. | |||
از [[ابن عباس]] روایت شده است که خانههای [[مردم کوفه]] در آغاز از نی بوده است و هنگامی که به [[جنگ]] میرفتند، [[خانه]] را برمیچیدند و به [[نیازمندان]] میدادند و چون بازمیگشتند، خانه را از نو بنا میکردند. رزمندگان مقیم کوفه هنگام اعزام به جنگ، [[زنان]] خود را همراه میبردند<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۱.</ref>. پس از حادثه آتشسوزی کوفه، [[سعد بن ابیوقاص]] از خلیفه خواست که اجازه دهد مردم [[خانهها]] را از خشت بسازند. عمر در پاسخ گفت: «از خشت بسازید، ولی هیچ کس نباید بیش از سه [[اتاق]] بسازد و در کار ساختمان [[زیادهروی]] مکنید و از [[سنت]] دور مشوید». همچنین سفارش کرد هیچ بنایی بیش از حد بلند ساخته نشود<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۸.</ref>. [[مردم]] با کسب [[اجازه]] برای ساختن بناهای خشتی، درهای خانههای [[مداین]] را به کوفه بردند و بر ساختمانهای خود [[نصب]] کردند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۵۳.</ref>. | |||
به نقل [[یاقوت حموی]] از آن هنگام تا پایان [[حکومت]] [[مغیرة بن شعبه]] بر کوفه (حدود سال ۵۰ و در [[دوران خلافت معاویه]]) [[قبایل]] مقیم این [[شهر]]، [[خانهها]] را از خشت خام، کوتاه و بدون پنجره میساختند. در [[زمان]] حکومت [[زیاد بن ابیه]] ([[حاکم کوفه]] پس از مغیرة بن شعبه) مردم برای خانهها درهایی از آجر ساختند<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۲.</ref>. یاقوت توضیح نمیدهد که «درِ آجری» چگونه بوده و چه ویژگیهایی داشته است. در دیگر منابع نیز اشارهای به درهای آجری نشده است. | |||
از آنجا که زمینهای کوفه میان قبیلههای مختلف تقسیم شد، محلههای پدید آمده را با نام قبیلهها میخواندند. در این میان محله کُناسه مشهورتر بود و با اینکه در آغاز متعلق به یکی از قبایل بود، نام [[قبیله]] بر خود نگرفت. علت [[شهرت]] این محله، حوادثی بود که در آن روی داد. [[کناسه]] در در لغت به معنای محل ریختن زباله است. این مکان ابتدا زبالهدانی [[قبیله بنیاسد]] بود، ولی چون [[شهر کوفه]] [[توسعه]] یافت، خانههایی بسیار در آن بنا کردند و دیری نگذشت که مکانهای [[تجاری]] نیز در آن ساختند. [[بازار]] کناسه از بزرگترین [[بازارهای کوفه]] بود و همچون بازار [[عکاظ]] پیش از [[اسلام]]، بازاری ادبی نیز بود که [[شاعران]] در آنجا [[مفاخره]] میکردند. کناسه [[مدفن]] گروهی پرشمار از [[علویان]] و نقیبان آنان بوده است. سالها بعد، [[کناسه کوفه]]، از آن رو که مردم سرشناس و انقلابی پرشماری را در آن [[دفن]] کردند و یا به دار آویختند، بیشتر به گورستان مانند شد؛ زیرا پس از [[زید شهید]]، [[فرزند امام سجاد]]{{ع}} دهها تن دیگر را در آنجا به دار آویختند<ref>طریحی، محمد سعید، العتبات المقدسة فی الکوفه، ص٢٣١.</ref>. | |||
[[مردم کوفه]] گورستان را جَبانه و [[اهل بصره]]، [[مقبره]] میخواندند. در کوفه محلههایی بود با نام جبانه که این کلمه را به نام قبیلهها اضافه میکردند؛ مانند جبانه کنده و جبانه سبیع<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۹۹.</ref>. هر [[قبیله]] ساکن در کوفه، جبانهای داشت که فضایی باز برای چرای شتر و نیز گورستان قبیله بود. این جبانهها در گسترش [[شهر]] اهمیتی بسیار داشتند؛ زیرا برای کسانی که به کوفه میآمدند و به [[خویشان]] خود میپیوستند و در آنجا ساکن میشدند، مکانهای مناسبی بودند<ref>محمد جعفری،سید حسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۳.</ref>. | |||
[[تاریخ]] [[بنای شهر کوفه]] به [[درستی]] معلوم نیست و روایاتی گوناگون در این باره در دست است. [[بلاذری]] [[بنای کوفه]] را [[سال ۱۷ ق]]. میداند<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۳۸۷.</ref>. [[یعقوبی]] بنای آن را همهنگام با [[بنای شهر بصره]] در سال ۱۷ ق. دانسته است<ref>احمد بن ابییعقوب، فتوح البلدان، ص۶.</ref>. ولی در تاریخ خود مینویسد که در [[سال ۲۰ ق]]. [[سعد بن ابیوقاص]] به کوفه بازگشت و در آنجا اقامت گزید و نقشهها طرح کرد و [[خانهها]] و محلهها ساخت<ref>احمد بن ابییعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۰۸.</ref>. [[طبری]] نیز [[محرم]] سال ۱۷ ق. را سال طراحی کوفه و [[اردو]] زدن [[مسلمانان]] در آن میداند، و در همان حال از [[واقدی]] نقل میکند که [[مردم]] در آخر سال ۱۷ ق. در کوفه فرود آمدند. به روایتی نیز در آغاز [[سال ۱۸ ق]]. کوفه محل اقامت شد<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۷.</ref>. [[مسعودی]] در مروج الذهب، [[سال ۱۵ ق]] را تاریخ بنای کوفه نوشته است<ref>مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۲۹.</ref>، ولی در التنبیه والاشراف در تاریخ آن [[شک]] میکند و مینویسد: | |||
کوفه دومین شهر بزرگ بود که مسلمانان بنا کردند. درباره بنیاد آن [[اختلاف]] است. برخی گفتهاند بنای آن نیز [مانند [[بصره]]] در [[سال ۱۷ ق]]. بوده است که [[واقدی]] و دیگران بر این رفتهاند. برخی دیگر گفتهاند بنیاد آن به [[سال ۱۵ ق]]. و به [[راهنمایی]] [[عبدالمسیح بن بقیله غسانی]] بوده است<ref>مسعودی، علی بن حسین، التنبیه والاشراف، ص۳۲۶.</ref>. | |||
یاقوت نیز مینویسد: | |||
کوفه را در سال ۱۷. ق بنا کردند؛ یعنی همان سالی که بصره [[شهر]] شد. برخی گفتهاند که کوفه دو سال پس از بصره ([[سال ۱۹ ق]].) شهر شد و [[سال ۱۸ ق]]. نیز گفتهاند. | |||
از مجموع آنچه نقل شد و نیز از [[روایات]] مربوط به [[فتوحات]] [[مسلمانان]] در [[عراق]] -اگرچه بسیار مغشوشاند- میتوان نتیجه گرفت که به احتمال [[زیاد]] [[تاریخ]] [[بنای کوفه]] سال ۱۷ ق. بوده است. | |||
در وجه [[تسمیه]] کوفه نیز نظریههایی پرشمار مطرح است. [[طبری]] مینویسد: «هر جا که ریگ و شن در هم آمیخته باشد، آنجا را کوفه گویند»<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۵۳.</ref>. به [[نقلی]] هنگامی که [[سعد بن ابیوقاص]] [[سپاه مسلمانان]] را به کوفه آورد، گفت: {{عربی|تكوفوا في هذا الموضع}}<ref>بکری اندلسی، معجم ما استعجم من اسماء البلاد والمواضع، ج۲، ص۱۱۴۱. بکری اندلسی مینویسد: به این شهر کوفان نیز گفتهاند. او به گفته سارقی به نام حَجْدَر استناد میکند که در زندان حجاج در کوفه سروده است: {{عربی|يا رب ابغض بيت أنت خالقه بيت بكوفان منه استعجلت سقر}}.</ref>؛ «در این مکان گرد آیید». یاقوت درباره واژه [[کوفان]] مینویسد: | |||
گفتهاند «کوفان» نام زمینی است که به اسم آن، [[شهر کوفه]] را «کوفه» نامیدند. من میگویم کوفان و کوفه یکی است. نیز گفتهاند به این سبب آن را کوفه خواندند که دایرهمانند بوده است و این را از قول [[مردم عرب]] گرفتهاند که میگویند: {{عربی|رأيت كوفاناً}} به ضم و نیز فتح کاف، که به معنای تپه شنی دایرهمانند است. همچنین گفتهاند که این [[سرزمین]] را به دلیل اینکه مردمی در آن گرد آمدهاند کوفه نامیدهاند؛ زیرا مردم عرب میگویند: {{عربی|قد تكوف الرمل}}؛ «شنها جمع شدهاند». قول دیگری حاکی از آن است که کوفه را از [[کوفان]] به معنای [[شر]] و [[بلا]] گرفتهاند؛ زیرا عربزبانان میگویند: {{عربی|هم في كوفان}}. نیز گفتهاند که به سبب [[کوه]] کوچکی به نام کوفان این [[شهر]] راکوفه نامیدهاند؛ کوهی که در میان آن است. کوه کوفان بر شهر مسلط است<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۸۹ – ۴۹۱.</ref>. | |||
فاصله کوفه از شهرهای مهم [[جهان اسلام]] از این قرار بوده است: از کوفه تا [[مدینه]] ۲۰ مرحله، از مدینه تا [[مکه]] از طریق جاده ۱۰ مرحله و از کوفه تا مکه به خط مستقیم نزدیک به ۳ مرحله کمتر از این راه بوده است (یعنی ۲۷ مرحله). همچنین از کوفه تا [[بصره]] ۱۲ مرحله و از کوفه تا [[بغداد]] (که بعدها توسط [[منصور عباسی]] ساخته شد) ۴ مرحله، و تا [[شهر واسط]] ۶ مرحله فاصله بوده است.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۳۶۸.</ref> | |||
==کوفه، [[سرزمین]] [[فضیلتها]]== | |||
کوفه سرزمینی [[مقدس]] است که با ورود [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و برگزیدهشدنش به مرکزیت [[خلافت]]، قداستی دوچندان یافت هر چند [[رفتار ناشایست]] [[مردم کوفه]] در برابر [[اهلبیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} نام و خاطرهای [[زشت]] و تلخ از آنان برجای گذاشته است، اما از [[قداست]] این سرزمین نکاسته است. در [[فضیلت]] کوفه روایاتی بسیار از [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان]] نقل شده است که اینک به گزیدهای از آنها مینگریم؛ [[ابن عباس]] گفتوگویی میان [[رسول خدا]]{{صل}} و امیر مؤمنان{{ع}} نقل کرده است که بر [[ارزش]] و [[شرافت]] کوفه تصریح دارد. [[پیامبر]] فرمود: | |||
«ای علی، [[خداوند]] [[محبت]] و [[دوستی]] ما [[اهل بیت]] را بر [[آسمان]] و [[زمین]] عرضه کرد. نخست آسمان هفتم [[اجابت]] کرد و از اینرو به [[عرش]] و [[کرسی]] [[زینت]] یافت. سپس آسمان چهارم اجابت کرد و به [[بیت]] معمور مزین شد. آنگاه آسمان [[دنیا]] اجابت کرد که به [[ستارگان]] آراسته گردید. پس از آن [[سرزمین حجاز]] بود که به [[بیت الله الحرام]] شرافت یافت. سپس [[شام]] بود که به [[بیت المقدس]] مفتخر شد. سپس [[سرزمین]] [[پاکی]] که به [[قبر]] من [[شرافت]] یافته است. آنگاه [[زمین]] [[کوفان]] (کوفه) [[اجابت]] کرد که به قبر تو، ای علی شرافت یافته است». علی{{ع}} گفت: «آیا من در کوفان [[عراق]] [[دفن]] خواهم شد؟» [[پیغمبر]] فرمود: «آری تو را در [[پشت کوفه]] به خاک میسپارند»<ref>ابو اسحاق ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۲، بخش تعلیقات، ص۸۴۴.</ref>. | |||
[[علامه مجلسی]] به سند خود از [[انس بن مالک]] روایتی نزدیک به همین مضمون نقل میکند که نام [[شهر قم]] نیز در آن آمده است. انس میگوید: | |||
روزی نزد پیغمبر نشسته بودم که [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} سر رسید. پیغمبر فرمود: «ای [[ابا الحسن]]، به سوی من بیا». سپس با او معانقه کرد و میان دیدگانش را بوسید و فرمود: «ای علی، [[خداوند]] - عزوجل - [[ولایت]] تو را به [[آسمانها]] عرضه کرد؛ [[آسمان]] هفتم پیشی گرفت و از اینرو به [[عرش]] مزین شد. آنگاه آسمان چهارم پیشی گرفت و به [[بیت]] معمور [[زینت]] یافت. سپس آسمان [[دنیا]] بود که به [[ستارگان]] آراسته گردید. پس از آن ولایت تو را به [[زمینها]] عرضه کرد که [[مکه]] [بر دیگر [[سرزمینها]] پیشی گرفت و به [[کعبه]] مزین شد. آنگاه [[مدینه]] بود و به من زینت یافت. سپس کوفه بود و به تو آراسته شد. سپس [[قم]] بود و به [[عرب]] زینت یافت و دری از درهای [[بهشت]] به سوی این [[شهر]] گشوده شد<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۱۲.</ref>. | |||
در [[مدح]] کوفه، علامه مجلسی [[روایت]] میکند که [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فرمود: «کوفه شهر ما و جای ما و [[آرامگاه]] [[شیعیان]] ما است». و از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: «کوفه سرزمینی است که ما را [[دوست]] دارد و ما نیز آن را دوست داریم»<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۱۰.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر امام صادق{{ع}} میفرماید: «خداوند ولایت ما [[اهل بیت]] را بر [[مردم]] [[شهرها]] عرضه کرد. کسی آن را نپذیرفت مگر [[مردم کوفه]]»<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۰۹.</ref>. علامه مجلسی حدیثی دیگر را از [[عبدالله بن ولید]] چنین [[روایت]] میکند: | |||
روزی نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتیم و به آن حضرت [[سلام]] گفتیم و در پیشگاهش نشستیم؛ فرمود: «شما کیستید؟» عرض کردیم: «از [[مردم کوفه]]». فرمود: «[[آگاه]] باشید که هیچ شهری از [[شهرها]] نیست که مردمش بیش از مردم کوفه به ما [[دوستی]] ورزند، به ویژه این گروه [[شیعه]]. [[خداوند]] شما را به امری راه نموده است که [[مردم]] [دیگر جاها] از آن ناآگاهند. شما به ما مهر ورزیدید و دیگر مردم [[دشمنی]] کردند. شما ما را [[تصدیق]] کردید و مردم ما را [[تکذیب]] کردند. شما از ما [[پیروی]] کردید و مردم [[نافرمانی]] کردند. خداوند [[زندگی]] شما را زندگی ما، و [[مرگ]] شما را مرگ ما قرار داده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۲۲.</ref>. | |||
در [[حدیث]] زیر، امام صادق{{ع}} کوفه را [[حرم]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[قم]] را حرم دیگر [[امامان]] خوانده است. آن حضرت خطاب به گروهی از [[مردم ری]] میفرماید: | |||
برای خداوند حرمی است و آن [[مکه]] است و برای [[پیغمبر]] حرمی است و آن [[مدینه]] است و برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن [[شهر قم]] است و...<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۳۷۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۳: | خط ۷۱: | ||
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | # [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
# [[پرونده:Meshkat.jpg|22px]] [[نعمت الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت الله]]، [[مردمشناسی کوفه (مقاله)|'''مردمشناسی کوفه''']] | # [[پرونده:Meshkat.jpg|22px]] [[نعمت الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت الله]]، [[مردمشناسی کوفه (مقاله)|'''مردمشناسی کوفه''']] | ||
# [[پرونده:1368107.jpg|22px]] [[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۹''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||