پرش به محتوا

سیاست‌های مالی امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۸: خط ۸:
خمس در صدر اسلام عمدتاً در خمس [[غنایم جنگی]] منحصر بود. در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، به علت فتوحات عظیم [[مسلمانان]] در [[جنگ]] با [[ایران]] و [[روم]] و دست‌یابی آنان به [[غنایم]] بسیار [[جنگی]]، منابع خمس به صورت بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. دامنه فتوحات اسلامی همچنان در زمان عثمان گسترش یافت و غنایم فراوانی نصیب مسلمانان گشت. [[یعقوبی]]، غنایم جنگ افریقا را بالغ بر دو میلیون و ۵۲۰ هزار دینار ذکر کرده است<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۶۵، ر. ک: تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۵۶.</ref>. به [[روایت]] [[ابن اثیر]]، در زمان عثمان مسلمانان تمام افریقا را در دو جنگ [[فتح]] کردند که [[عثمان]] خمس [[حمله اول]] را به [[عبدالله بن سعد بن ابی سرح]] و خمس جنگ دوم را به [[مروان بن حکم]] داد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۸۴.</ref>.
خمس در صدر اسلام عمدتاً در خمس [[غنایم جنگی]] منحصر بود. در [[زمان]] [[خلافت عمر]]، به علت فتوحات عظیم [[مسلمانان]] در [[جنگ]] با [[ایران]] و [[روم]] و دست‌یابی آنان به [[غنایم]] بسیار [[جنگی]]، منابع خمس به صورت بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. دامنه فتوحات اسلامی همچنان در زمان عثمان گسترش یافت و غنایم فراوانی نصیب مسلمانان گشت. [[یعقوبی]]، غنایم جنگ افریقا را بالغ بر دو میلیون و ۵۲۰ هزار دینار ذکر کرده است<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۶۵، ر. ک: تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۵۶.</ref>. به [[روایت]] [[ابن اثیر]]، در زمان عثمان مسلمانان تمام افریقا را در دو جنگ [[فتح]] کردند که [[عثمان]] خمس [[حمله اول]] را به [[عبدالله بن سعد بن ابی سرح]] و خمس جنگ دوم را به [[مروان بن حکم]] داد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۸۴.</ref>.


در دوران کوتاه [[خلافت امیرالمؤمنین]] {{ع}} سه جنگ عمده [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] روی داد که هر سه داخلی بود و غنیمتی گرفته نشد، یا قابل توجه نبود<ref>این امتنانی از سوی [[امام]] بر [[اهل بغی]] بوده است؛ چنان‌که [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: «هرگاه علی {{ع}} تمام اهالی [[بصره]] =حاضران در [[جنگ جمل]] را می‌کشتند و [[اموال]] آنها را می‌گرفتند، برای حضرت [[حلال]] بود؛ ولی حضرت بر آنان [[منت]] نهاد تا بر شیعیانش بعد از او [[امتنان]] کنند». ([[حر]] عاملی، [[وسائل الشیعه]]، ج۱۱، ص۵۸-۵۹).
در دوران کوتاه [[خلافت امیرالمؤمنین]] {{ع}} سه جنگ عمده [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] روی داد که هر سه داخلی بود و غنیمتی گرفته نشد، یا قابل توجه نبود<ref>این امتنانی از سوی [[امام]] بر [[اهل بغی]] بوده است؛ چنان‌که [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: «هرگاه علی {{ع}} تمام اهالی [[بصره]] =حاضران در [[جنگ جمل]] را می‌کشتند و [[اموال]] آنها را می‌گرفتند، برای حضرت [[حلال]] بود؛ ولی حضرت بر آنان [[منت]] نهاد تا بر شیعیانش بعد از او [[امتنان]] کنند». ([[حر]] عاملی، [[وسائل الشیعه]]، ج۱۱، ص۵۸-۵۹). البته اگرچه [[حکم]] [[عفو]] و منت یک [[حکم ولایی]] بوده است. حکم موسمی و در مورد خاص نیست؛ بلکه [[حکم حکومتی]] مستمر تا عصر [[ظهور حضرت قائم]] {{ع}} است که به خاطر [[حفظ]] [[شیعه]] و [[اتمام حجت]] بر [[دشمنان]] شیعه در مواجهه با شیعه است. ([[منتظری]]، [[حسین علی]]، دراسات فی [[ولایة]] الفقیه، ج۳، ص۲۹۵-۲۹۶ و ۳۵۱.</ref>. به همین جهت در عصر [[خلافت]] آن حضرت از [[غنایم]] سرشار دوران عمر و [[عثمان]] خبری نبود و در موارد نادری هم که وجوهی از [[خمس]] به دست می‌آمد، با [[رضایت]] اقربای [[پیامبر]] در [[مصالح]] اهم و برای رفع فتنه‌هایی که کیان اسلام را [[تهدید]] می‌کرد، صرف می‌شد. چنان‌که [[بیهقی]] در [[سنن]] کبری می‌نویسد: [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} و [[ابن عباس]] و [[عبدالله بن جعفر]] سهم خویش را از خمس از حضرت مطالبه نمودند؛ امام فرمودند: این [[حق]] شما است ولی من درگیر [[جنگ]] با [[معاویه]] هستم، اگر مایل هستید از این حق خود درگذرید<ref>بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج۶، ص۵۵۸، ح۱۲۹۶۰؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۴، ص۵۱۹.</ref>.
البته اگرچه [[حکم]] [[عفو]] و منت یک [[حکم ولایی]] بوده است. حکم موسمی و در مورد خاص نیست؛ بلکه [[حکم حکومتی]] مستمر تا عصر [[ظهور حضرت قائم]] {{ع}} است که به خاطر [[حفظ]] [[شیعه]] و [[اتمام حجت]] بر [[دشمنان]] شیعه در مواجهه با شیعه است. ([[منتظری]]، [[حسین علی]]، دراسات فی [[ولایة]] الفقیه، ج۳، ص۲۹۵-۲۹۶ و ۳۵۱.</ref>. به همین جهت در عصر [[خلافت]] آن حضرت از [[غنایم]] سرشار دوران عمر و [[عثمان]] خبری نبود و در موارد نادری هم که وجوهی از [[خمس]] به دست می‌آمد، با [[رضایت]] اقربای [[پیامبر]] در [[مصالح]] اهم و برای رفع فتنه‌هایی که کیان اسلام را [[تهدید]] می‌کرد، صرف می‌شد. چنان‌که [[بیهقی]] در [[سنن]] کبری می‌نویسد: [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} و [[ابن عباس]] و [[عبدالله بن جعفر]] سهم خویش را از خمس از حضرت مطالبه نمودند؛ امام فرمودند: این [[حق]] شما است ولی من درگیر [[جنگ]] با [[معاویه]] هستم، اگر مایل هستید از این حق خود درگذرید<ref>بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج۶، ص۵۵۸، ح۱۲۹۶۰؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۴، ص۵۱۹.</ref>.


بنابراین، [[زکات]] و [[خراج]] و [[جزیه]]، عمده‌ترین منابع [[مالی]] [[حکومت علوی]] را تشکیل می‌دادند و امام نیز در این باره، سخنان ارزنده‌ای دارند که سیاست‌های مالیاتی دولت علوی را روشن می‌سازد<ref>[[محمد تقی حکیم آبادی گیلک|حکیم آبادی گیلک، محمد تقی]]، [[دولت و سیاست‌های اقتصادی (مقاله)| مقاله «دولت و سیاست‌های اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۳۶۰.</ref>.
بنابراین، [[زکات]] و [[خراج]] و [[جزیه]]، عمده‌ترین منابع [[مالی]] [[حکومت علوی]] را تشکیل می‌دادند و امام نیز در این باره، سخنان ارزنده‌ای دارند که سیاست‌های مالیاتی دولت علوی را روشن می‌سازد<ref>[[محمد تقی حکیم آبادی گیلک|حکیم آبادی گیلک، محمد تقی]]، [[دولت و سیاست‌های اقتصادی (مقاله)| مقاله «دولت و سیاست‌های اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۳۶۰.</ref>.


== سیاست‌های [[امام علی]] {{ع}} درباره [[بیت المال]] ==
== سیاست‌های [[امام علی]] {{ع}} درباره [[بیت المال]] ==
خط ۱۷: خط ۱۶:


=== [[عدالت]] و [[مساوات]]، شرط‌های پذیرش بیعت ===
=== [[عدالت]] و [[مساوات]]، شرط‌های پذیرش بیعت ===
پس از کشته شدن عثمان، [[مهاجر]] و [[انصار]] که در جمع آنها [[طلحه]] و [[زبیر]] بودند نزد علی{{ع}} آمده و گفتند: [[ابوالحسن]] بیا تا با تو [[بیعت]] کنیم؟ ما غیر تو را بر نمی‌گزینیم؟ حضرت نمی‌پذیرفت. مکرر نزد حضرت آمدند و گفتند: [[مردم]] جز با [[حکومت]]، [[اصلاح]] نمی‌شوند. حضرت پذیرش خود را مشروط کرد. آنان نیز پذیرفتند. حضرت بالای [[منبر]] رفت و فرمود: «اما بعد، به تحقیق طولانی شد مراجعه شما به من در آنچه از من میخواهید و [[دوست]] نداشتم حکومت بر شما را، پس نپذیرفتید از من، جز آنچه از من میخواستید. [که حکومت بر شما باشد] و به تحقیق می‌‌دانم آنچه دربارۀ شما گذشته است. پس اگر حکومت بر شما را بپذیرم بر من است که با [[عدل]] در میان شما [[رفتار]] کنم و مساوات برقرار نمایم و اگر کلید بیت المال شما با من است برای من از آن نیست، جز مانند آنچه برای یکی از شماست و نه هم برای غیر من جز این نیست. آیا با این شرایط، حکومت شما را به عهده گیرم؟ گفتند: آری! فرمود: آیا به آن [[رضایت]] دادید؟ گفتند: [[راضی]] شدیم! فرمود: خداوندا بر آنان [[گواه]] باش!»<ref>{{متن حدیث| أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ طَالَ تَرْدَادُكُمْ إِلَيَّ فِيمَا أَرَدْتُمُوهُ مِنِّي وَ كَرِهْتُ أَمْرَكُمْ، فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِلاَّ مَا أَرَدْتُمْ مِنِّي، وَ قَدْ عَلِمْتُ مَا سَبَقَ فِيكُمْ فَإِنْ كُنْتُ أَتَوَلَّى أَمْرَكُمْ عَلَى اَلْعَدْلِ فِيكُمْ وَ اَلتَّسْوِيَةِ بَيْنَكُمْ وَ إِنْ تَكُنْ مَفَاتِيحُ بَيْتِ مَالِكُمْ مَعِي لَيْسَ لِي مِنْهُ إِلاَّ مِثْلُ مَا لِأَحَدِكُمْ وَ لاَ لِغَيْرِي إِلاَّ ذَلِكَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكُمْ. قَالُوا: نَعَمْ. قَالَ: أَ رَضِيتُمْ ذَلِكَ؟؟ قَالُوا: رَضِينَا. قَالَ: اَللَّهُمَّ اِشْهَدْ عَلَيْهِمْ}}؛ شرح الأخبار، ج۱، ص۳۷۷؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۵۱ و ۴۵۶.</ref>؛ پس از این، مردم با حضرت بیعت کردند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۰۴ - ۴۰۵.</ref>.
پس از کشته شدن عثمان، [[مهاجر]] و [[انصار]] که در جمع آنها [[طلحه]] و [[زبیر]] بودند نزد علی{{ع}} آمده و گفتند: [[ابوالحسن]] بیا تا با تو [[بیعت]] کنیم؟ ما غیر تو را بر نمی‌گزینیم؟ حضرت نمی‌پذیرفت. مکرر نزد حضرت آمدند و گفتند: [[مردم]] جز با [[حکومت]]، [[اصلاح]] نمی‌شوند. حضرت پذیرش خود را مشروط کرد. آنان نیز پذیرفتند. حضرت بالای [[منبر]] رفت و فرمود: «اما بعد، به تحقیق طولانی شد مراجعه شما به من در آنچه از من میخواهید و [[دوست]] نداشتم حکومت بر شما را، پس نپذیرفتید از من، جز آنچه از من میخواستید. [که حکومت بر شما باشد] و به تحقیق می‌‌دانم آنچه دربارۀ شما گذشته است. پس اگر حکومت بر شما را بپذیرم بر من است که با [[عدل]] در میان شما [[رفتار]] کنم و مساوات برقرار نمایم و اگر کلید بیت المال شما با من است برای من از آن نیست، جز مانند آنچه برای یکی از شماست و نه هم برای غیر من جز این نیست. آیا با این شرایط، حکومت شما را به عهده گیرم؟ گفتند: آری! فرمود: آیا به آن [[رضایت]] دادید؟ گفتند: [[راضی]] شدیم! فرمود: خداوندا بر آنان [[گواه]] باش!»<ref>{{متن حدیث| أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ طَالَ تَرْدَادُكُمْ إِلَيَّ فِيمَا أَرَدْتُمُوهُ مِنِّي وَ كَرِهْتُ أَمْرَكُمْ، فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِلاَّ مَا أَرَدْتُمْ مِنِّي، وَ قَدْ عَلِمْتُ مَا سَبَقَ فِيكُمْ فَإِنْ كُنْتُ أَتَوَلَّى أَمْرَكُمْ عَلَى اَلْعَدْلِ فِيكُمْ وَ اَلتَّسْوِيَةِ بَيْنَكُمْ وَ إِنْ تَكُنْ مَفَاتِيحُ بَيْتِ مَالِكُمْ مَعِي لَيْسَ لِي مِنْهُ إِلاَّ مِثْلُ مَا لِأَحَدِكُمْ وَ لاَ لِغَيْرِي إِلاَّ ذَلِكَ تَوَلَّيْتُ أَمْرَكُمْ. قَالُوا: نَعَمْ. قَالَ: أَ رَضِيتُمْ ذَلِكَ؟؟ قَالُوا: رَضِينَا. قَالَ: اَللَّهُمَّ اِشْهَدْ عَلَيْهِمْ}}؛ شرح الأخبار، ج۱، ص۳۷۷؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۵۱ و ۴۵۶.</ref>؛ پس از این، مردم با حضرت بیعت کردند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۰۴ - ۴۰۵.</ref>.


=== اعلام سیاست‌های مالی در آغاز [[خلافت]] ===
=== اعلام سیاست‌های مالی در آغاز [[خلافت]] ===
[[علی]]{{ع}} در روزهای اولیه خلافت خود، [[سیاست]] خویش را درباره [[بیت المال]] اعلام کرد. [[عثمان]] در [[روز جمعه]] [[هجدهم ذی‌حجه]] به دست [[مردم]] کشته شد و مردم در همان [[روز]] با علی{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۳۴۹؛ تذکرة الخواص، ص۵۶.</ref>. این که تا سه روز<ref>الأخبار الطوال، ص۱۴۰.</ref> یا پنج روز پس از قتل عثمان مردم هنوز با کسی [[بیعت]] نکرده و «غافقی» [[امیر]] بوده، ادعایی است که [[طبری]] از [[سیف بن عمر]] نقل کرده<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۵۴-۴۵۵.</ref> و درست نیست. حضرت در روز اول خلافتش و روزهای پس از آن، در جمع مردم به سخنرانی پرداخت و نظر خویش را دربارۀ بیت المال و شیوه تقسیم آن بیان نمود و به ایرادهای افرادی؛ مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] نیز پاسخ داد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۰۵.</ref>.
[[علی]]{{ع}} در روزهای اولیه خلافت خود، [[سیاست]] خویش را درباره [[بیت المال]] اعلام کرد. [[عثمان]] در [[روز جمعه]] [[هجدهم ذی‌حجه]] به دست [[مردم]] کشته شد و مردم در همان [[روز]] با علی{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۳۴۹؛ تذکرة الخواص، ص۵۶.</ref>. این که تا سه روز<ref>الأخبار الطوال، ص۱۴۰.</ref> یا پنج روز پس از قتل عثمان مردم هنوز با کسی [[بیعت]] نکرده و «غافقی» [[امیر]] بوده، ادعایی است که [[طبری]] از [[سیف بن عمر]] نقل کرده<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۴۵۴-۴۵۵.</ref> و درست نیست. حضرت در روز اول خلافتش و روزهای پس از آن، در جمع مردم به سخنرانی پرداخت و نظر خویش را دربارۀ بیت المال و شیوه تقسیم آن بیان نمود و به ایرادهای افرادی؛ مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] نیز پاسخ داد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۰۵.</ref>.


==== [[خطبه]] روز اول ====
==== [[خطبه]] روز اول ====
خط ۴۱: خط ۴۰:
علی نه تنها اموال بیت المال را که در دست [[خلیفه]] بود گرفت، بلکه اموالی را نیز که [[کارگزاران]] وی برده بودند از آنها گرفت. [[قاضی نعمان]] می‌نویسد: علی پی جوی کارگزاران عثمان شد و از آنان گرفت آنچه در دست‌های ایشان بود و ضامن قرار داد که آنچه تلف کرده‌اند بپردازند. برای نمونه، [[اشعث بن قیس]] را که [[کارگزار عثمان]] بر آذربیجان بود احضار کرد. وی که صد هزار درهم برده بود دستور داد آن را بازگرداند. اشعث گفت: ای [[امیر مؤمنان]] در دوران [[حکومت]] تو به آن دست نیافتم. [[امام]] به او فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر آنها را به [[بیت المال]] [[مسلمانان]] نیاوری با این [[شمشیر]] به تو [[حمله]] میکنم به هر جای تو که بر خورد کرد و آسیب دیدی»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَئِنْ أَنْتَ لَمْ تُحْضِرْهَا بَيْتَ مَالِ الْمُسْلِمِينَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي هَذَا أَصَابَ مِنْكَ مَا أَصَابَ}}؛ دعائم الاسلام، ج۱، ۳۹۶.</ref>.
علی نه تنها اموال بیت المال را که در دست [[خلیفه]] بود گرفت، بلکه اموالی را نیز که [[کارگزاران]] وی برده بودند از آنها گرفت. [[قاضی نعمان]] می‌نویسد: علی پی جوی کارگزاران عثمان شد و از آنان گرفت آنچه در دست‌های ایشان بود و ضامن قرار داد که آنچه تلف کرده‌اند بپردازند. برای نمونه، [[اشعث بن قیس]] را که [[کارگزار عثمان]] بر آذربیجان بود احضار کرد. وی که صد هزار درهم برده بود دستور داد آن را بازگرداند. اشعث گفت: ای [[امیر مؤمنان]] در دوران [[حکومت]] تو به آن دست نیافتم. [[امام]] به او فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر آنها را به [[بیت المال]] [[مسلمانان]] نیاوری با این [[شمشیر]] به تو [[حمله]] میکنم به هر جای تو که بر خورد کرد و آسیب دیدی»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَئِنْ أَنْتَ لَمْ تُحْضِرْهَا بَيْتَ مَالِ الْمُسْلِمِينَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي هَذَا أَصَابَ مِنْكَ مَا أَصَابَ}}؛ دعائم الاسلام، ج۱، ۳۹۶.</ref>.


حضرت، دربارۀ [[یعلی بن منیه]] [[کارگزار عثمان]] بر [[یمن]] که [[اموال]] آنجا را [[غارت]] و از آن در [[جنگ جمل]] علیه ایشان استفاده کرده بود می‌فرماید: «به [[خدا]] سوگند اگر این [[حکومت]] استقرار یابد، هر آینه [[مال]] و [[فرزندان]] وی را (که با خرید [[کنیز]] از [[پول]] بیت المال به آنها دست یافته) جزو فیء و بیت المال مسلمانان قرار می‌دهم.<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَئِنِ اسْتَقَامَ هَذَا الْأَمْرُ لَأَجْعَلَنَّ مَالَهُ وَ وُلْدَهُ فَيْئاً لِلْمُسْلِمِينَ}}؛ المسترشد، ص۴۲۰.</ref> سوگند حضرت در هر دو مورد نشانه اهتمام حضرت در [[حفظ]] و [[حراست]] از بیت المال مسلمانان است که به هیچ وجه قابل گذشت نمی‌باشد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۰۶ - ۴۱۰.</ref>.
حضرت، دربارۀ [[یعلی بن منیه]] [[کارگزار عثمان]] بر [[یمن]] که [[اموال]] آنجا را [[غارت]] و از آن در [[جنگ جمل]] علیه ایشان استفاده کرده بود می‌فرماید: «به [[خدا]] سوگند اگر این [[حکومت]] استقرار یابد، هر آینه [[مال]] و [[فرزندان]] وی را (که با خرید [[کنیز]] از [[پول]] بیت المال به آنها دست یافته) جزو فیء و بیت المال مسلمانان قرار می‌دهم.<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَئِنِ اسْتَقَامَ هَذَا الْأَمْرُ لَأَجْعَلَنَّ مَالَهُ وَ وُلْدَهُ فَيْئاً لِلْمُسْلِمِينَ}}؛ المسترشد، ص۴۲۰.</ref> سوگند حضرت در هر دو مورد نشانه اهتمام حضرت در [[حفظ]] و [[حراست]] از بیت المال مسلمانان است که به هیچ وجه قابل گذشت نمی‌باشد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۰۶ - ۴۱۰.</ref>.


==== [[خطبه]] [[روز]] دوم ====
==== [[خطبه]] [[روز]] دوم ====
خط ۶۴: خط ۶۳:
# افراد [[رفاه]] زده و خو گرفته به [[زندگی]] اشرافی در [[آینده]] با [[خلیفه]] جدید [[مخالفت]] خواهند کرد.
# افراد [[رفاه]] زده و خو گرفته به [[زندگی]] اشرافی در [[آینده]] با [[خلیفه]] جدید [[مخالفت]] خواهند کرد.
# [[فضیلت]] [[تقوا]]، در [[دنیا]] [[پاداش]] ندارد و پاداش آن نزد خدا در [[آخرت]] است.
# [[فضیلت]] [[تقوا]]، در [[دنیا]] [[پاداش]] ندارد و پاداش آن نزد خدا در [[آخرت]] است.
# همه کسانی که مسلمان آزاد هستند از [[بیت المال]] سهم می‌برند: عرب، عجم، سهم بر و بی‌سهم<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۱۰ - ۴۱۴.</ref>.
# همه کسانی که مسلمان آزاد هستند از [[بیت المال]] سهم می‌برند: عرب، عجم، سهم بر و بی‌سهم<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۱۰ - ۴۱۴.</ref>.


==== دستور العمل [[روز]] سوم ====
==== دستور العمل [[روز]] سوم ====
خط ۷۱: خط ۷۰:
علی{{ع}} [[مسئولیت]] بیت المال [[مدینه]] را بر عهدۀ [[عمار یاسر]] و [[ابو الهیثم بن تیهان]] و [[عبیدالله بن ابی رافع]] نهاد<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۸۴؛ مستدرک الوسائل (چاپ سنگی)، ج۲، ص۲۶.</ref>.
علی{{ع}} [[مسئولیت]] بیت المال [[مدینه]] را بر عهدۀ [[عمار یاسر]] و [[ابو الهیثم بن تیهان]] و [[عبیدالله بن ابی رافع]] نهاد<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۸۴؛ مستدرک الوسائل (چاپ سنگی)، ج۲، ص۲۶.</ref>.


برابر نقل [[ابن دأب]]، دستور العملی برای تقسیم مساوی بیت المال نوشت: «عربی، قرشی، [[انصاری]]، عجمی و هر کس که جزو [[مسلمانان]] باشد از قبیله‌های عربی و نژادهای عجمی و [[غیر عرب]] در سهم از بیت المال مساوی هستند»<ref>{{متن حدیث|الْعَرَبِيُّ وَ الْقُرَشِيُّ وَ الْأَنْصَارِيُّ وَ الْعَجَمِيُّ وَ كُلُّ مَنْ كَانَ فِي الْإِسْلَامِ مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَبِ وَ أَجْنَاسِ الْعَجَمِ سَوَاءٌ}}اختصاص، ص۱۵۲.</ref>.
برابر نقل [[ابن دأب]]، دستور العملی برای تقسیم مساوی بیت المال نوشت: «عربی، قرشی، [[انصاری]]، عجمی و هر کس که جزو [[مسلمانان]] باشد از قبیله‌های عربی و نژادهای عجمی و [[غیر عرب]] در سهم از بیت المال مساوی هستند»<ref>{{متن حدیث|الْعَرَبِيُّ وَ الْقُرَشِيُّ وَ الْأَنْصَارِيُّ وَ الْعَجَمِيُّ وَ كُلُّ مَنْ كَانَ فِي الْإِسْلَامِ مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَبِ وَ أَجْنَاسِ الْعَجَمِ سَوَاءٌ}}، اختصاص، ص۱۵۲.</ref>.


[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} افزون بر این دستور العمل کتبی، در سخنانی فرمود: «ای مردم! [[آدم]] کسی را [[بنده]] و [[کنیز]] نزاده است. همۀ مردم آزادند؛ ولی [[خداوند]] برخی از شما را بر برخی [[برتری]] داده، پس کسی که دارای سابقه و [[سختی]] است، در راه خیر و [[حق]] [[صبر]] کرده با آن بر خداوند [[منت]] ننهد. و اکنون مقداری [[مال]] آماده است که ما در تقسیم آن [[مساوات]] را میان سیاه و سرخ مراعات می‌کنیم»<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ وَ لَكِنَّ اللَّهَ خَوَّلَ بَعْضَكُمْ بَعْضاً فَمَنْ كَانَ لَهُ بَلَاءٌ فَصَبَرَ فِي الْخَيْرِ فَلَا يَمُنَّ بِهِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلَا وَ قَدْ حَضَرَ شَيْءٌ وَ نَحْنُ مُسَوُّونَ فِيهِ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ}}؛ کافی، ج۸، ص۶۹؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۳۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۸۲، «حاشیه»؛ نهج السعاده، ج۱، ص۲۱۰.</ref> [[مروان]] که سخن حضرت را شنید به [[طلحه]] و [[زبیر]] گفت: مقصود از این سخنان، شما دو نفر هستید<ref>کافی، ج۸، ص۶۹.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} افزون بر این دستور العمل کتبی، در سخنانی فرمود: «ای مردم! [[آدم]] کسی را [[بنده]] و [[کنیز]] نزاده است. همۀ مردم آزادند؛ ولی [[خداوند]] برخی از شما را بر برخی [[برتری]] داده، پس کسی که دارای سابقه و [[سختی]] است، در راه خیر و [[حق]] [[صبر]] کرده با آن بر خداوند [[منت]] ننهد. و اکنون مقداری [[مال]] آماده است که ما در تقسیم آن [[مساوات]] را میان سیاه و سرخ مراعات می‌کنیم»<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ وَ لَكِنَّ اللَّهَ خَوَّلَ بَعْضَكُمْ بَعْضاً فَمَنْ كَانَ لَهُ بَلَاءٌ فَصَبَرَ فِي الْخَيْرِ فَلَا يَمُنَّ بِهِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلَا وَ قَدْ حَضَرَ شَيْءٌ وَ نَحْنُ مُسَوُّونَ فِيهِ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ}}؛ کافی، ج۸، ص۶۹؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۳۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۸۲، «حاشیه»؛ نهج السعاده، ج۱، ص۲۱۰.</ref> [[مروان]] که سخن حضرت را شنید به [[طلحه]] و [[زبیر]] گفت: مقصود از این سخنان، شما دو نفر هستید<ref>کافی، ج۸، ص۶۹.</ref>.
خط ۸۳: خط ۸۲:
[[عمار یاسر]] که جمع آنها را زیر نظر داشت و دید درصدد [[مخالفت]] و [[طعن]] بر [[امام]] [[مسلمانان]] هستند، همراه [[ابوالهیثم]]، [[ابو ایوب]]، [[سهل بن حنیف]] و جماعتی نزد علی{{ع}} رفتند و گفتند: ای امیرالمؤمنین! در کار خود بنگر و [[قوم]] خود را [[عتاب]] نما (این گروه از [[قریش]] را)؛ زیرا آنها [[عهد]] تو را نقض کرده و خلاف [[وعده]] تو عمل کردند و در [[نهان]]، ما را به ترک تو [[دعوت]] کردند...؛ زیرا آنها [[مساوات]] را [[دوست]] ندارند و [[گزینش]] و [[برتری]] خود را از دست داده‌اند. هنگامی که تو میان آنها و [[مردم]] [[غیر عرب]] مساوات بر قرار کردی آن را [[انکار]] کرده و با دشمنت [[مشورت]] کرده و این کار را بزرگ دانسته و اظهار [[خون خواهی]] [[عثمان]] نموده‌اند و از [[جماعت]] جدا شده و با مردم [[گمراه]] هماهنگ شدند. [[رأی]]، رأی توست. علی{{ع}} از [[منزل]] خارج شد و بالای [[منبر]] رفت در حالی که برد قطری پوشیده بود و [[شمشیر]] خود را به همراه داشت. بر نیزه تکیه کرد و [[خطبه]] خواند<ref>شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۷، ص۳۹؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۸-۲۰.</ref>.
[[عمار یاسر]] که جمع آنها را زیر نظر داشت و دید درصدد [[مخالفت]] و [[طعن]] بر [[امام]] [[مسلمانان]] هستند، همراه [[ابوالهیثم]]، [[ابو ایوب]]، [[سهل بن حنیف]] و جماعتی نزد علی{{ع}} رفتند و گفتند: ای امیرالمؤمنین! در کار خود بنگر و [[قوم]] خود را [[عتاب]] نما (این گروه از [[قریش]] را)؛ زیرا آنها [[عهد]] تو را نقض کرده و خلاف [[وعده]] تو عمل کردند و در [[نهان]]، ما را به ترک تو [[دعوت]] کردند...؛ زیرا آنها [[مساوات]] را [[دوست]] ندارند و [[گزینش]] و [[برتری]] خود را از دست داده‌اند. هنگامی که تو میان آنها و [[مردم]] [[غیر عرب]] مساوات بر قرار کردی آن را [[انکار]] کرده و با دشمنت [[مشورت]] کرده و این کار را بزرگ دانسته و اظهار [[خون خواهی]] [[عثمان]] نموده‌اند و از [[جماعت]] جدا شده و با مردم [[گمراه]] هماهنگ شدند. [[رأی]]، رأی توست. علی{{ع}} از [[منزل]] خارج شد و بالای [[منبر]] رفت در حالی که برد قطری پوشیده بود و [[شمشیر]] خود را به همراه داشت. بر نیزه تکیه کرد و [[خطبه]] خواند<ref>شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۷، ص۳۹؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۸-۲۰.</ref>.


سخنرانی حضرت را [[ابن ابی الحدید]] نقل کرده است. در [[تحف العقول]] همین سخنرانی مفصل‌تر آمده و در آغاز آن می‌نویسد: آن را زمانی ایراد کرد که گروهی از مردم، تقسیم مساوی [[بیت المال]] را در میان مردم انکار کردند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۱۴ - ۴۱۷.</ref>.
سخنرانی حضرت را [[ابن ابی الحدید]] نقل کرده است. در [[تحف العقول]] همین سخنرانی مفصل‌تر آمده و در آغاز آن می‌نویسد: آن را زمانی ایراد کرد که گروهی از مردم، تقسیم مساوی [[بیت المال]] را در میان مردم انکار کردند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۱۴ - ۴۱۷.</ref>.


==== خطبه مفصل [[روز]] سوم ====
==== خطبه مفصل [[روز]] سوم ====
خط ۱۰۰: خط ۹۹:
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این [[خطبه]] با [[زیبایی]] تلاش کرد علت [[مساوات]] و [[ارزش]] آن را در [[تقسیم بیت المال]] توضیح دهد. پس ا از اشاره به [[نعمت‌های الهی]] و [[رحمت محمدی]] به این نکته اشاره می‌کند که عمل به [[طاعت خدا]] و [[پیروی]] از رسولش باعث [[برتری]] است و [[خداوند]] ملاک برتری را [[تقوا]] قرار داده؛ بنابراین کسی که [[مسلمان]] باشد و به سوی [[قبله]] [[نماز]] بخواند، از هر [[قوم]] و [[نژادی]] باشد، [[حکم]] [[قرآن]] درباره وی جاری است. آنگاه به تشریح و توضیح دربارۀ [[دنیا]] و عدم بقای آن پرداخته، [[مردم]] را به آباد کردن [[آخرت]] خویش [[دعوت]] می‌کند و بیان می‌فرماید که برتری و [[فضیلت]] به [[حسب و نسب]] نیست و نتیجه می‌گیرد که [[بیت المال]] از آن خداست و [[مسلمانان]] همه [[بنده]] اویند و هیچ کس در آن سهم ویژه‌ای ندارد؛ یعنی تقوای [[متقین]] باعث [[آبادی]] آخرت آنها می‌شود که جای همیشگی آنهاست. [[روش پیامبر]] و [[عهد]] او نیز تقسیم عادلانه بوده است.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این [[خطبه]] با [[زیبایی]] تلاش کرد علت [[مساوات]] و [[ارزش]] آن را در [[تقسیم بیت المال]] توضیح دهد. پس ا از اشاره به [[نعمت‌های الهی]] و [[رحمت محمدی]] به این نکته اشاره می‌کند که عمل به [[طاعت خدا]] و [[پیروی]] از رسولش باعث [[برتری]] است و [[خداوند]] ملاک برتری را [[تقوا]] قرار داده؛ بنابراین کسی که [[مسلمان]] باشد و به سوی [[قبله]] [[نماز]] بخواند، از هر [[قوم]] و [[نژادی]] باشد، [[حکم]] [[قرآن]] درباره وی جاری است. آنگاه به تشریح و توضیح دربارۀ [[دنیا]] و عدم بقای آن پرداخته، [[مردم]] را به آباد کردن [[آخرت]] خویش [[دعوت]] می‌کند و بیان می‌فرماید که برتری و [[فضیلت]] به [[حسب و نسب]] نیست و نتیجه می‌گیرد که [[بیت المال]] از آن خداست و [[مسلمانان]] همه [[بنده]] اویند و هیچ کس در آن سهم ویژه‌ای ندارد؛ یعنی تقوای [[متقین]] باعث [[آبادی]] آخرت آنها می‌شود که جای همیشگی آنهاست. [[روش پیامبر]] و [[عهد]] او نیز تقسیم عادلانه بوده است.


در پایان به این نکته اشاره می‌فرماید که اجرا کننده [[حق]]، [[ترس]] و وحشتی ندارد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۱۷ - ۴۲۲.</ref>.
در پایان به این نکته اشاره می‌فرماید که اجرا کننده [[حق]]، [[ترس]] و وحشتی ندارد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۱۷ - ۴۲۲.</ref>.


==== چگونگی [[برابری]] در پاسخ به [[طلحه]] و [[زبیر]] ====
==== چگونگی [[برابری]] در پاسخ به [[طلحه]] و [[زبیر]] ====
خط ۱۱۱: خط ۱۱۰:
آن دو هنگامی که نزد حضرت رفتند گفتند: این گونه عمر به ما از [[بیت المال]] سهم نمی‌داد. فرمود: رسول خدا{{صل}} چگونه به شما از بیت المال می‌داد؟ آن دو ساکت شدند. فرمود: آیا چنین نبود که رسول خدا{{صل}} به گونه مساوی بیت المال را تقسیم میکرد؟ گفتند: آری. فرمود: [[سنت]] و روش [[رسول خدا]]{{صل}} شایسته‌تر به [[پیروی]] است نزد شما یا روش [[عمر]]؟ گفتند: روش رسول خدا{{صل}} ای [[امیرالمؤمنین]]! ما دارای سابقه در [[اسلام]] و [[سختی]] در آن و [[خویشاوندی]] با رسول خدا هستیم. فرمود: سابقه شما بیشتر است یا سابقۀ من؟ گفتند: سابقه تو. فرمود: [[خویشاوندی]] شما بیشتر است یا خویشاوندی من؟ گفتند: خویشاوندی تو. فرمود: سختی‌های شما در راه اسلام بزرگ‌تر است یا سختی‌هایی که من کشیده ام؟ گفتند: سختی‌های تو. فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]] من و اجیرم نیستیم جز مانند هم»<ref>{{متن حدیث|فَوَ اللَّهِ مَا أَنَا وَ أَجِيرِي هَذَا إِلَّا بِمَنْزِلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۱۰؛ بحار الأنوار، ج۴۱، ص۱۱۶.</ref> و به [[اجیر]] خود که در مزرعه کار می‌کرد اشاره نمود. به هر حال علی{{ع}} تلاش کرد [[طلحه]] و [[زبیر]] را برابر ضوابط اسلامی قانع کند؛ اما آنان درصدد [[فتنه]] بر آمدند و [[مدینه]] را ترک کردند.
آن دو هنگامی که نزد حضرت رفتند گفتند: این گونه عمر به ما از [[بیت المال]] سهم نمی‌داد. فرمود: رسول خدا{{صل}} چگونه به شما از بیت المال می‌داد؟ آن دو ساکت شدند. فرمود: آیا چنین نبود که رسول خدا{{صل}} به گونه مساوی بیت المال را تقسیم میکرد؟ گفتند: آری. فرمود: [[سنت]] و روش [[رسول خدا]]{{صل}} شایسته‌تر به [[پیروی]] است نزد شما یا روش [[عمر]]؟ گفتند: روش رسول خدا{{صل}} ای [[امیرالمؤمنین]]! ما دارای سابقه در [[اسلام]] و [[سختی]] در آن و [[خویشاوندی]] با رسول خدا هستیم. فرمود: سابقه شما بیشتر است یا سابقۀ من؟ گفتند: سابقه تو. فرمود: [[خویشاوندی]] شما بیشتر است یا خویشاوندی من؟ گفتند: خویشاوندی تو. فرمود: سختی‌های شما در راه اسلام بزرگ‌تر است یا سختی‌هایی که من کشیده ام؟ گفتند: سختی‌های تو. فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]] من و اجیرم نیستیم جز مانند هم»<ref>{{متن حدیث|فَوَ اللَّهِ مَا أَنَا وَ أَجِيرِي هَذَا إِلَّا بِمَنْزِلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۱۰؛ بحار الأنوار، ج۴۱، ص۱۱۶.</ref> و به [[اجیر]] خود که در مزرعه کار می‌کرد اشاره نمود. به هر حال علی{{ع}} تلاش کرد [[طلحه]] و [[زبیر]] را برابر ضوابط اسلامی قانع کند؛ اما آنان درصدد [[فتنه]] بر آمدند و [[مدینه]] را ترک کردند.


از این گزارش استفاده می‌شود که علی{{ع}}، پس از بیعت مردم، کارهای روزمره گذشته خود را دنبال می‌کرد و [[خلافت]]، او را از تلاش و کار در مزرعه که برخی نام آنجا را<ref>طوسی، الأمالی، ص۷۳۱؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۲۹ و ۱۱۰. در این جا محل کار حضرت «بئر ملک» معرفی شده است. برابر نقل ابن شبه (تاریخ المدینة المنوره، ج۱، ص۲۲۳) بئر ملک، جزو قنات است.</ref> قنات دانسته‌اند مانع نشده است<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۲۲ - ۴۲۵.</ref>.
از این گزارش استفاده می‌شود که علی{{ع}}، پس از بیعت مردم، کارهای روزمره گذشته خود را دنبال می‌کرد و [[خلافت]]، او را از تلاش و کار در مزرعه که برخی نام آنجا را<ref>طوسی، الأمالی، ص۷۳۱؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۲۹ و ۱۱۰. در این جا محل کار حضرت «بئر ملک» معرفی شده است. برابر نقل ابن شبه (تاریخ المدینة المنوره، ج۱، ص۲۲۳) بئر ملک، جزو قنات است.</ref> قنات دانسته‌اند مانع نشده است<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۲۲ - ۴۲۵.</ref>.


=== استفاده نکردن از [[بیت المال]] ===
=== استفاده نکردن از [[بیت المال]] ===
خط ۱۱۸: خط ۱۱۷:
علی{{ع}} در یکی از سخنرانی‌های خود پس از [[خلافت]] که [[روز]] آن به طور دقیق مشخص نیست و تنها نوشته‌اند: پس از خلافت ایراد کرده، به این سؤال پاسخ داد که تا هنگامی که درخت خرمایی داشته باشد از بیت المال بهره نخواهد برد و [[حق]] ویژه‌ای نیز برای [[فرزندان]] خود در نظر نمی‌گیرد. در نتیجه دیگران نباید توقع زیاده خواهی داشته باشند. آن گاه که به خلافت رسید در جمع [[مردم]] فرمود: «ای گروه [[مهاجر]] و [[انصار]]! ای گروه [[قریش]]! به [[خدا]] [[سوگند]]: بدانید که من چیزی از فیء و بیت المال شما بر نمی‌دارم. تا هنگامی که برای من درخت خرمایی در یثرب باشد. آیا این گونه مرا می‌‌بینید که خود و فرزندانم را از بیت المال [[محروم]] کنم و آن را به شما بدهم؟ و براستی [[بیت المال]] را به گونه مساوی میان سیاه و سرخ تقسیم خواهم کرد»<ref>{{متن حدیث|يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ اعْلَمُوا وَ اللَّهِ أَنِّي لَا أَرْزَؤُكُمْ مِنْ فَيْئِكُمْ شَيْئاً مَا قَامَ لِي عِذْقٌ بِيَثْرِبَ أَ فَتَرَوْنِّي مَانِعاً نَفْسِي وَ وُلْدِي وَ مُعْطِيَكُمْ وَ لَأُسَوِّيَنَّ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ}}؛ اختصاص، ص۱۵۱؛ بحار الأنوار، ج۴۰، ص۱۰۷ و ج۴۱، ص۱۳۱؛ نهج السعاده، ج۱، ص۲۲۴؛ کافی، ج۸، ص۱۸۲. در این منبع و منابعی که از کافی نقل کرده‌اند کلمۀ «ولدی» نیامده؛ مانند: بحار، ج۴۱، ص۱۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۹۴؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۹۲.</ref>؛
علی{{ع}} در یکی از سخنرانی‌های خود پس از [[خلافت]] که [[روز]] آن به طور دقیق مشخص نیست و تنها نوشته‌اند: پس از خلافت ایراد کرده، به این سؤال پاسخ داد که تا هنگامی که درخت خرمایی داشته باشد از بیت المال بهره نخواهد برد و [[حق]] ویژه‌ای نیز برای [[فرزندان]] خود در نظر نمی‌گیرد. در نتیجه دیگران نباید توقع زیاده خواهی داشته باشند. آن گاه که به خلافت رسید در جمع [[مردم]] فرمود: «ای گروه [[مهاجر]] و [[انصار]]! ای گروه [[قریش]]! به [[خدا]] [[سوگند]]: بدانید که من چیزی از فیء و بیت المال شما بر نمی‌دارم. تا هنگامی که برای من درخت خرمایی در یثرب باشد. آیا این گونه مرا می‌‌بینید که خود و فرزندانم را از بیت المال [[محروم]] کنم و آن را به شما بدهم؟ و براستی [[بیت المال]] را به گونه مساوی میان سیاه و سرخ تقسیم خواهم کرد»<ref>{{متن حدیث|يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ اعْلَمُوا وَ اللَّهِ أَنِّي لَا أَرْزَؤُكُمْ مِنْ فَيْئِكُمْ شَيْئاً مَا قَامَ لِي عِذْقٌ بِيَثْرِبَ أَ فَتَرَوْنِّي مَانِعاً نَفْسِي وَ وُلْدِي وَ مُعْطِيَكُمْ وَ لَأُسَوِّيَنَّ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ}}؛ اختصاص، ص۱۵۱؛ بحار الأنوار، ج۴۰، ص۱۰۷ و ج۴۱، ص۱۳۱؛ نهج السعاده، ج۱، ص۲۲۴؛ کافی، ج۸، ص۱۸۲. در این منبع و منابعی که از کافی نقل کرده‌اند کلمۀ «ولدی» نیامده؛ مانند: بحار، ج۴۱، ص۱۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۹۴؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۹۲.</ref>؛


[[عقیل بن ابی طالب]] [[برادر]] حضرت گفت: مرا و مرد سیاهی از سیاهان [[شهر مدینه]] را یکی قرار می‌دهی فرمود: بنشین [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند. آیا جز تو کسی نبود که سخن بگوید! تو بر آنان [[برتری]] نداری جز سبقت در ایمان یا [[تقوا]]<ref>إختصاص، ص۱۵۱.</ref>. در این سخنرانی به روشنی بیان می‌کند تا هنگامی که درخت خرمایی در یثرب داشته باشم از بیت المال استفاده نخواهم کرد. این نشان می‌دهد که [[خلیفه]] جدید از [[مال]] خود استفاده می‌کند و سهمی از بیت المال دریافت نخواهد کرد. این جا مناسب می‌‌دانم تأملی در وضعیت [[اقتصادی]] امیرالمؤمنین‌{{ع}} داشته باشیم تا بدانیم که [[زهد علی]]{{ع}} در دوران [[خلافت]] به جهت [[فقر]] نبوده است، بلکه آن را سیره‌ای لازم و روشی مفید برای مسئولان حکومتی می‌شناخته است. [[قدرت]] نه تنها باعث گرد آوری [[ثروت]] برای وی نشده، بلکه وی مال خود را در راه‌های خیر به [[مصرف]] رسانده است. علی{{ع}} به عنوان یک [[مجاهد]] خوش سابقه به تلاش اقتصادی وسیعی پرداخته، اما آن را برای [[زندگی]] [[مرفه]] و اشرافی به کار نگرفته است<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۴۲۵ - ۴۲۷.</ref>.
[[عقیل بن ابی طالب]] [[برادر]] حضرت گفت: مرا و مرد سیاهی از سیاهان [[شهر مدینه]] را یکی قرار می‌دهی فرمود: بنشین [[خدا]] تو را [[رحمت]] کند. آیا جز تو کسی نبود که سخن بگوید! تو بر آنان [[برتری]] نداری جز سبقت در ایمان یا [[تقوا]]<ref>إختصاص، ص۱۵۱.</ref>. در این سخنرانی به روشنی بیان می‌کند تا هنگامی که درخت خرمایی در یثرب داشته باشم از بیت المال استفاده نخواهم کرد. این نشان می‌دهد که [[خلیفه]] جدید از [[مال]] خود استفاده می‌کند و سهمی از بیت المال دریافت نخواهد کرد. این جا مناسب می‌‌دانم تأملی در وضعیت [[اقتصادی]] امیرالمؤمنین‌{{ع}} داشته باشیم تا بدانیم که [[زهد علی]]{{ع}} در دوران [[خلافت]] به جهت [[فقر]] نبوده است، بلکه آن را سیره‌ای لازم و روشی مفید برای مسئولان حکومتی می‌شناخته است. [[قدرت]] نه تنها باعث گرد آوری [[ثروت]] برای وی نشده، بلکه وی مال خود را در راه‌های خیر به [[مصرف]] رسانده است. علی{{ع}} به عنوان یک [[مجاهد]] خوش سابقه به تلاش اقتصادی وسیعی پرداخته، اما آن را برای [[زندگی]] [[مرفه]] و اشرافی به کار نگرفته است<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۴۲۵ - ۴۲۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۳۱

ویرایش