شناخت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شناخت در لغت]] - [[شناخت در قرآن]] - [[شناخت در حدیث]] - [[شناخت در نهج البلاغه]] - [[شناخت در معارف دعا و زیارات]] - [[شناخت در کلام اسلامی]] - [[شناخت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شناخت در قرآن]] - [[شناخت در نهج البلاغه]] - [[شناخت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== واژه‌شناسی لغوی ==
== واژه‌شناسی لغوی ==
خط ۱۱۲: خط ۱۱۲:
[[عقل]] در برخی [[مسائل اعتقادی]] مانند وجود و [[وحدانیت]] [[باری تعالی]]، [[قدرت]] و علم[[حق]] وکلاً اتصاف به [[صفات جمال]] و [[تنزه]] از صفات [[نقص]] و جلال و مسائل فرعی از قبیل [[حسن عدل]] و [[احسان]] و [[قبح ظلم]] و اسائه... [[حاکمیت]] دارد و مستقلاً [[درک]] می‌کند و در این باره، [[راهنمایی]] [[پیامبران]] در [[حکم]] مؤید و مؤکد [[حکم عقل]] است؛ زیرا چه بسا افرادی که به [[ادراک عقلی]] صِرف قانع نباشند؛ ولی با بیان پیامبران[[تسلیم]] آن شوند و در برابر آن گردن نهند<ref>علی محمدی خراسانی، شرح کشف المراد، ص۳۳۸.</ref> و در این صورت، [[حجت]] بر [[بندگان]] تمام خواهد شد. پس به دیگر سخن، فایده [[بعثت انبیا]] در مستقلات عقلیه، تأیید آنها و [[اتمام حجت]] بر [[بندگان]] است<ref>عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص۴۰.</ref>.
[[عقل]] در برخی [[مسائل اعتقادی]] مانند وجود و [[وحدانیت]] [[باری تعالی]]، [[قدرت]] و علم[[حق]] وکلاً اتصاف به [[صفات جمال]] و [[تنزه]] از صفات [[نقص]] و جلال و مسائل فرعی از قبیل [[حسن عدل]] و [[احسان]] و [[قبح ظلم]] و اسائه... [[حاکمیت]] دارد و مستقلاً [[درک]] می‌کند و در این باره، [[راهنمایی]] [[پیامبران]] در [[حکم]] مؤید و مؤکد [[حکم عقل]] است؛ زیرا چه بسا افرادی که به [[ادراک عقلی]] صِرف قانع نباشند؛ ولی با بیان پیامبران[[تسلیم]] آن شوند و در برابر آن گردن نهند<ref>علی محمدی خراسانی، شرح کشف المراد، ص۳۳۸.</ref> و در این صورت، [[حجت]] بر [[بندگان]] تمام خواهد شد. پس به دیگر سخن، فایده [[بعثت انبیا]] در مستقلات عقلیه، تأیید آنها و [[اتمام حجت]] بر [[بندگان]] است<ref>عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص۴۰.</ref>.


[[جامعه‌شناسان]] و مردم‌شناسان نیز تا حد زیادی این مطلب را [[تأیید]] می‌کنند. برای مثال، کلیفورد گرتیز، انسان‌شناس امریکایی در [[قرن]] ۲۱ میلادی و از مهمترین و اثرگذارترین [[مردم]] شناسان معاصر، می‌گوید که [[دین]]، عبارت است از یک [[نظام]] نمادین، که به [[کردار]] [[انسان]] و رویدادها معنا میبخشد و پشتوانه اساسی [[اندیشه‌ها]]، [[ارزش‌ها]] و شیوه‌های [[زندگی]] یک [[جامعه]] است. گرتیز، از این هم فراتر می‌رود و کاربرد چنین نمادهایی را به [[نیاز انسان]] به «معنایابی از تجربه‌ها [[[تفکرات]]] [[عقلی]]» و «[[نظم]] و نسق بخشیدن به آنها» نسبت می‌دهد<ref>میرچا الیاده، دینپژوهی، ص۱۴۵.</ref>؛ نیازی که به اندازه هر نیاز [[زیستی]] دیگر، حیاتی است.
[[جامعه‌شناسان]] و مردم‌شناسان نیز تا حد زیادی این مطلب را [[تأیید]] می‌کنند. برای مثال، کلیفورد گرتیز، انسان‌شناس امریکایی در [[قرن]] ۲۱ میلادی و از مهمترین و اثرگذارترین [[مردم]] شناسان معاصر، می‌گوید که [[دین]]، عبارت است از یک [[نظام]] نمادین، که به [[کردار]] [[انسان]] و رویدادها معنا میبخشد و پشتوانه اساسی [[اندیشه‌ها]]، [[ارزش‌ها]] و شیوه‌های [[زندگی]] یک [[جامعه]] است. گرتیز، از این هم فراتر می‌رود و کاربرد چنین نمادهایی را به [[نیاز انسان]] به «معنایابی از تجربه‌ها [[تفکرات]] [[عقلی]]» و «[[نظم]] و نسق بخشیدن به آنها» نسبت می‌دهد<ref>میرچا الیاده، دینپژوهی، ص۱۴۵.</ref>؛ نیازی که به اندازه هر نیاز [[زیستی]] دیگر، حیاتی است.


==== توصیه دین به [[خداشناسی]] استدلالی====
==== توصیه دین به [[خداشناسی]] استدلالی====
خط ۲۰۷: خط ۲۰۷:


[[انسانی]] که می‌تواند به [[اعلی علیین]] برسد و به [[کرامت]] و تنعم در [[بهشت]] برین برسد، بر اثر غفلت از [[حیوان]] پستتر می‌شود. [[کلام]] [[وحیانی]] بهترین تبیین در این مورد است:
[[انسانی]] که می‌تواند به [[اعلی علیین]] برسد و به [[کرامت]] و تنعم در [[بهشت]] برین برسد، بر اثر غفلت از [[حیوان]] پستتر می‌شود. [[کلام]] [[وحیانی]] بهترین تبیین در این مورد است:
و مسلماً بسیاری از [[جنیان]] و [[آدمیان]] را برای [[دوزخ]] آفریده‌ایم [؛ زیرا] آنان را دل‌هایی است که به وسیله آن، [[[معارف الهی]] را] در نمی‌یابند و چشمانی است که توسط آن، [[[حقایق]] و [[نشانه‌های حق]] را] نمی‌بینند و گوش‌هایی است که به وسیله آن، [سخن [[خدا]] و [[پیامبران]] را] نمی‌شنوند. آنان مانند چهارپایان‌اند؛ بلکه گمراهترند. اینان‌اند که بی‌خبر و [[غافل]] [از [[معارف]] و [[آیات]] خدای‌اند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.
و مسلماً بسیاری از [[جنیان]] و [[آدمیان]] را برای [[دوزخ]] آفریده‌ایم [؛ زیرا] آنان را دل‌هایی است که به وسیله آن، [[معارف الهی]] را در نمی‌یابند و چشمانی است که توسط آن، [[حقایق]] و [[نشانه‌های حق]] را نمی‌بینند و گوش‌هایی است که به وسیله آن، [سخن [[خدا]] و [[پیامبران]] را] نمی‌شنوند. آنان مانند چهارپایان‌اند؛ بلکه گمراهترند. اینان‌اند که بی‌خبر و [[غافل]] [از [[معارف]] و [[آیات]] خدای‌اند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.


حتی تا [[مرز]] جمادات، که هیچگونه شعوری ندارند، پیش می‌رود. [[خداوند متعال]] می‌فرماید:
حتی تا [[مرز]] جمادات، که هیچگونه شعوری ندارند، پیش می‌رود. [[خداوند متعال]] می‌فرماید:
خط ۲۳۲: خط ۲۳۲:
[[سپاس]] خداوندی را که [[سخنوران]] از [[ستودن]] او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت‌های او [[ناتوان]] و تلاشگران از [[ادای حق]] او [[درمانده]]؛ خدایی که [[افکار]] ژرفاندیش، ذات او را درک نمی‌کنند و دست غواصان دریای [[علوم]] به او نخواهد رسید<ref>نهج البلاغه، خطبه اول، ص۳۳.</ref>.
[[سپاس]] خداوندی را که [[سخنوران]] از [[ستودن]] او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت‌های او [[ناتوان]] و تلاشگران از [[ادای حق]] او [[درمانده]]؛ خدایی که [[افکار]] ژرفاندیش، ذات او را درک نمی‌کنند و دست غواصان دریای [[علوم]] به او نخواهد رسید<ref>نهج البلاغه، خطبه اول، ص۳۳.</ref>.


همچنین در حیطه [[شرایع]] و فروعات [[فقهی]] مثل [[نماز]] با همه شرایط، اجزا، [[آداب]] [[واجب]] و مستحبیای که دارد و اینها مدرَک به درک عقل نیست؛ بلکه در این موارد، عقل [[بشر]] باید از [[شرع]] [[استعانت]] کند. [[نقش دین]] در اینگونه موارد، نقش تأسیسی است؛ زیرا [[سعادت واقعی]] در پرتو [[راهنمایی]] [[دینی]] است؛ در حالی که بدون [[نبوت]] این امور مصلحت‌آمیز و یا مفسده‌انگیز، هرگز شناخته نمی‌شد. [[امیر]] بیان و سخن{{ع}} در این باره می‌فرماید:
همچنین در حیطه [[شرایع]] و فروع [[فقهی]] مثل [[نماز]] با همه شرایط، اجزا، [[آداب]] [[واجب]] و مستحبیای که دارد و اینها مدرَک به درک عقل نیست؛ بلکه در این موارد، عقل [[بشر]] باید از [[شرع]] [[استعانت]] کند. [[نقش دین]] در اینگونه موارد، نقش تأسیسی است؛ زیرا [[سعادت واقعی]] در پرتو [[راهنمایی]] [[دینی]] است؛ در حالی که بدون [[نبوت]] این امور مصلحت‌آمیز و یا مفسده‌انگیز، هرگز شناخته نمی‌شد. [[امیر]] بیان و سخن{{ع}} در این باره می‌فرماید:


[[خداوند سبحان]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را در حالی فرستاد که [[مردم]] در [[وادی]] [[حیرت]]، [[گمراه]] و در [[آشوب]]، مشوش و [[منحرف]] بودند. [[هواهای نفسانی]] آنها را در خود غوطه‌ور ساخته و [[کبر]] و [[نخوت]] در لغزش‌گاه‌هایشان انداخته بود. [[جاهلیت]] تاریک، آنها را سبک سر و سبک [[روح]] (بی‌شخصیت) نموده بود؛ آنان در [[تزلزل]] و [[اضطراب]] (در [[واقعیات]] [[حیات]]) [[عمر]] خود را در حیرت میگذراندند و در [[گرفتاری]] ناشی از [[جهل]]، پیامبر اکرم{{صل}} [[خیرخواهی]] و [[پند]] و [[اندرز]] را درباره آنان به حد اعلا رساند و به طریقه [[الهی]] حرکت فرمود و مردم را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] [[دعوت]] فرمود<ref>نهج البلاغه، ترجمه علامه جعفری، خطبه ۹۵، ص۲۸۳.</ref>.
[[خداوند سبحان]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را در حالی فرستاد که [[مردم]] در [[وادی]] [[حیرت]]، [[گمراه]] و در [[آشوب]]، مشوش و [[منحرف]] بودند. [[هواهای نفسانی]] آنها را در خود غوطه‌ور ساخته و [[کبر]] و [[نخوت]] در لغزش‌گاه‌هایشان انداخته بود. [[جاهلیت]] تاریک، آنها را سبک سر و سبک [[روح]] (بی‌شخصیت) نموده بود؛ آنان در [[تزلزل]] و [[اضطراب]] (در [[واقعیات]] [[حیات]]) [[عمر]] خود را در حیرت میگذراندند و در [[گرفتاری]] ناشی از [[جهل]]، پیامبر اکرم{{صل}} [[خیرخواهی]] و [[پند]] و [[اندرز]] را درباره آنان به حد اعلا رساند و به طریقه [[الهی]] حرکت فرمود و مردم را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] [[دعوت]] فرمود<ref>نهج البلاغه، ترجمه علامه جعفری، خطبه ۹۵، ص۲۸۳.</ref>.
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش