ادله ختم نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۰۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۷: خط ۷۷:
[[اختلاف قرائت‌ها]] و تفاوت معنا و ماهیت آن طبق قرائت‌های یاد شده، هیچ‌گونه تأثیری بر این مطلب ندارد؛ زیرا اگر واژه «خاتم» به معنای پایان شیء یا پایان دهنده یا وسیله ختم و پایان یا متصف به صفت ختم و پایان باشد، ناگفته پیداست و نیاز به توضیح ندارد، اما اگر این واژه به معنای مُهر باشد یا گلی که به وسیله آن چیزی مهر می‌شود، باز هم مطلب آشکار است؛ زیرا همان‌گونه که گفته شد و دانشمندانی مانند ابن فارس و امثال او بیان داشته‌اند، اطلاق «خاتم» بر مُهر یا بر گِلی که با آن چیزی مهر می‌گردد، از این باب است که بعد از ختم و پایان چیزی بر آن مُهر می‌کنند و با آن، پایان و ختم آن را اعلام می‌کنند<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۲۴۵؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۱۲۹ (ضمن تفسیر آیه هفتم سوره بقره).</ref>؛ بنابراین مهر کردن بر چیزی، بیانگر ختم و پایان آن است.
[[اختلاف قرائت‌ها]] و تفاوت معنا و ماهیت آن طبق قرائت‌های یاد شده، هیچ‌گونه تأثیری بر این مطلب ندارد؛ زیرا اگر واژه «خاتم» به معنای پایان شیء یا پایان دهنده یا وسیله ختم و پایان یا متصف به صفت ختم و پایان باشد، ناگفته پیداست و نیاز به توضیح ندارد، اما اگر این واژه به معنای مُهر باشد یا گلی که به وسیله آن چیزی مهر می‌شود، باز هم مطلب آشکار است؛ زیرا همان‌گونه که گفته شد و دانشمندانی مانند ابن فارس و امثال او بیان داشته‌اند، اطلاق «خاتم» بر مُهر یا بر گِلی که با آن چیزی مهر می‌گردد، از این باب است که بعد از ختم و پایان چیزی بر آن مُهر می‌کنند و با آن، پایان و ختم آن را اعلام می‌کنند<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۲۴۵؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۱۲۹ (ضمن تفسیر آیه هفتم سوره بقره).</ref>؛ بنابراین مهر کردن بر چیزی، بیانگر ختم و پایان آن است.
پس بر اساس هر یک از معناهایی که برای «خاتم» ذکر شد، آیه مورد بحث به وضوح می‌فهماند که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آخرین پیامبر است؛ چون طبق هر یک از معانی مزبور، مفهوم آیه این است که سلسله انبیا و باب [[بعثت پیامبران]] به وسیله پیامبر اسلام{{صل}} مهر خورده و پایان یافته است.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۳۱.</ref>.
پس بر اساس هر یک از معناهایی که برای «خاتم» ذکر شد، آیه مورد بحث به وضوح می‌فهماند که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آخرین پیامبر است؛ چون طبق هر یک از معانی مزبور، مفهوم آیه این است که سلسله انبیا و باب [[بعثت پیامبران]] به وسیله پیامبر اسلام{{صل}} مهر خورده و پایان یافته است.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۳۱.</ref>.
====دیدگاه [[مفسران]]====
مفسران بزرگ [[اسلامی]] نیز از گذشته تا حال از [[آیه]] مورد بحث، تنها این معنا را استفاده کرده‌اند که {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} به معنای [[آخرین پیامبر]] است.
[[محمد بن جریر طبری]] در ذیل آیه مزبور می‌گوید: او [[خاتم پیامبران]] است؛ کسی که [[خداوند]] [[نبوت]] را به وسیله او پایان داده و بر آن [[مُهر]] نهاده و برای هیچ کس بعد از او تا [[قیامت]] گشوده نخواهد شد<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} الذي ختم النبوة، فطبع عليها، فلا تفتح لأحد بعده إلى قيام الساعة}} (محمد بن جریر طبری، تفسیر الطبری (جامع البیان فی تأویل القرآن)، ج۱۰، ص۳۰۵).</ref>.
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آخرین پیامبر است؛ زیرا هیچ [[پیامبری]] پس از او تا [[روز قیامت]] نیست<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} أي آخرهم؛ لأنه لا نبي بعده إلى يوم القيامة}}؛ (محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق و تصحیح احمد حبیب قصیر العامل، ج۸، ص۳۴۶).</ref>.
[[طبرسی]] نیز می‌گوید: او آخرین پیام‌آور است و دفتر [[رسالت]] با آمدن او مهر خورده و پایان یافته است؛ از این رو [[دین]] او تا [[روز رستاخیز]]، [[راه و رسم]] [[بشریت]] است<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} أي و آخر النبيين، ختمت النبوة به، فشريعته باقية إلى يوم الدين}}، (فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۵۶۷).</ref>.
[[ابوالفتوح رازی]] می‌گوید: «و بازپسین پیغامبران، تا پنداری که او [[مهر نبوت]] است، به نبوت او در [[بعثت انبیا]] را مهر کرده‌اند»<ref>حسین بن علی خُزاعی نیشابوری، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن (تفسیر ابوالفتوح رازی)، تصحیح دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر محمد مهدی ناصح، ج۱۵، ص۴۳۱.</ref>.
همچنین [[مفسر]] و [[متکلم]] مشهور، فخرالدین رازی در [[تفسیر]] خود می‌نویسد: هیچ پیامبری بعد از او نیست و [[شریعت]] او [[کامل‌ترین]] [[شرایع]] است<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۲۵، ص۱۸۵. </ref>.
[[ابن کثیر دمشقی]] نیز می‌گوید: آیه مزبور به صورت روشن و آشکارا می‌فهماند که بعد از پیامبر اسلام{{صل}} باب نبوت مسدود می‌گردد و [[نبی]] دیگری نخواهد آمد. وقتی [[بعثت]] [[نبی]] دیگر بعد از او منتفی بود، بعثت [[رسول]] دیگر به طریق اولی منتفی خواهد بود؛ زیرا [[نبوت]] اعم از [[رسالت]] است و با [[نفی]] اعم، اخص نیز منتفی می‌گردد<ref>اسماعیل بن عمر بن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۲۲۷.</ref>.
[[مفسران]] دیگری مانند [[بیضاوی]]<ref>عبدالله بن محمد بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref>، [[نسفی]]<ref>عبد الله بن احمد نسفی، مدارک التنزیل و حقائق التأویل، ج۲، ص۳۴۷.</ref>، [[محی الدین]] [[ابن عربی]]<ref>محی الدین ابن عربی، رحمة من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن، جمع و تألیف محمود محمود الغراب، ج۳، ص۳۹۸.</ref>، [[جلال الدین سیوطی]]<ref>عبدالرحمن جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، تصحیح الشیخ نجدت نجیب، مقدمه عبدالرزاق المهدی، ج۶، ص۵۴۴.</ref>، اسماعیل حقی<ref>اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۷، ص۲۲۴.</ref>، [[جمال الدین قاسمی<ref>محمد جمال الدین قاسمی]]، محاسن التأویل، تصحیح و تعلیق محمد فؤاد عبدالباقی، ج۱۳، ص۲۶۶.</ref>، [[کاشانی]]<ref>ملافتح الله کاشانی، تفسیر کبیر منهج الصادقین، مقدمه، پاورقی و تصحیح میرزا ابوالحسن شعرانی، ج۷، ص۳۳۳</ref>، [[شبر]]<ref>سید عبدالله شبر، تفسیر القرآن الکریم، ص۶۳۴.</ref>، [[محمد جواد مغنیه]]<ref>محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۶، ص۲۲۴-۲۲۵.</ref> و [[علامه طباطبایی]]<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۲۵.</ref> نیز به این معنا تصریح کرده‌اند.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۳۳.</ref>.
===[[آیه]] دوم. {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیم‌دهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref>.===
رکن [[استدلال]] در این آیه، واژه «العالمین» است که [[کشف]] معنای آن برای [[فهم]] دلالت یا عدم دلالت آیه بر «[[خاتمیت]]» تعیین کننده است، لکن از آنجا که فهم درست معنای آیه در گرو فهم واژگان آن است و از طرف دیگر، [[درک]] کامل از معنای آیه در موضوع مورد بحث نقش اساسی دارد، شایسته است که واژه «العالمین» با تفصیل بیشتر و سایر واژه‌ها به اختصار مورد بررسی قرار گیرد تا معنای آیه و دلالت یا عدم دلالت آن بر «خاتمیت» آشکار گردد.
{{متن قرآن|تَبَارَكَ}}: از ماده «بَرَکة» و به معنای بزرگ و [[بی‌همتا]]<ref>یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج۲، ص۲۶۲.</ref>، خیر کثیر<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۵۷.</ref>، خیر مستمر و دائم<ref>اسماعیل بن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۶۷.</ref>، پدیدآورنده [[نعمت‌ها]] و برکت‌ها<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۲۵۲.</ref> یا ثبوت خیر در هر چیز است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۷۳.</ref>.
موضوع له واژه مزبور می‌تواند هر کدام از معانی یاد شده باشد، اما مصداق آن در این [[آیه]] تنها [[خداوند]] است و اساساً در غیر خداوند به کار نمی‌رود<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref>.
«فرقان»: درباره معنای این واژه دیدگاه‌های گوناگونی بیان شده است:
#در اصل، مصدر و به معنای جدا ساختن است و در معنای «فارق» و جدا کننده به کار رفته است<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۲۳۵.</ref>.
#همانند واژه «فرق» به معنای جداسازی است، ولی بلیغ‌تر از آن است؛ زیرا این لفظ تنها درباره جداسازی [[حق]] از [[باطل]] به کار می‌رود، اما «فرق»، در مطلق جداسازی<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، تحقیق ندیم مرعشلی، ص۳۹۲.</ref>.
# [[خلیل]]<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۱۴۸.</ref> و ابن فارس<ref>احمد بن فارس، معجم معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۴.</ref> گفته‌اند: «فرقان» کتابی است که از سوی خداوند نازل می‌شود. آیه هشتم [[سوره مبارکه انبیاء]] دلیل این مطلب است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی برای پرهیزگاران دادیم؛» سوره انبیاء، آیه ۴۸.</ref>.
#برخی مانند [[زجاج]]<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۵۷.</ref> و فیروزآبادی<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ص۸۲۵.</ref> می‌گویند: «فرقان» همان «[[قرآن]]» است که بر [[پیامبر اسلام]] نازل شده است، اما نامیدن «قرآن» به «فرقان» بدین جهت است که قرآن جدا سازنده حق از باطل<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۵۷.</ref> یا جدا کننده [[حلال]] از [[حرام]] و [[هدایت]] از [[ضلالت]] است<ref>اسماعیل بن کثیر، دمشقی تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۶۷.</ref> یا اینکه چون جدا جدا بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده، فرقان نامیده شده است<ref>عبدالله بن محمد بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التاویل، ج۴، ص۲۰۵.</ref>. بنابراین، چه موضوع له این واژه نفس «[[قرآن]]» باشد یا امری دیگر، مصداق آن در این [[آیه]] جز قرآن چیز دیگری نیست.
«[[عبده]]»: درباره این لفظ باید به وجوه قرائت و معنا و مصداق آن اشاره کرد. دو قرائت برای این واژه ذکر شده است: بسیاری از [[قاریان]] آن را به صورت مفرد (عبده) قرائت کرده‌اند<ref>«الجمهور علی توحید «عبده»» (حسین بن ابی العز الهمدانی، الفرید فی اعراب القرآن المجید، ج۳، ص۶۱۹).</ref>، اما برخی مانند [[عبدالله بن زبیر]] آن را به صورت جمع (عباده) نیز قرائت کرده‌اند<ref>{{عربی|قرء ابن الزبير: «نزل الفرقان على عباده»}}؛ (عثمان بن جنی، المحتسب، تحقیق عبدالقادر عطا، ج۲، ص۱۶۰).</ref> به معنای کسی که در برابر [[خداوند]] کاملاً [[خاضع]] است و از [[دستورات]] او [[پیروی]] می‌کند.
اما مصداق «عبده» در این آیه به نحوه قرائت آن بستگی دارد. اگر به صورت مفرد قرائت شود، به اتفاق همه [[مفسران]] مراد از آن، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است. مفسرانی مانند [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۳۶۳. </ref>، [[سمرقندی]]<ref>محمد بن احمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۲، ص۴۵۳.</ref>، [[طبرسی]]<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۲۵۲.</ref>، [[نیشابوری]]<ref>علی بن احمد واحدی النیسابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳۳۳.</ref>، شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref>، طباطبایی<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۷۳.</ref> و مغنیه<ref>محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۵، ص۴۴۸.</ref> به صراحت بیان کرده‌اند که واژه مزبور به صورت مفرد قرائت شده است و مراد از آن تنها پیامبر اسلام{{صل}} است. اگر این واژه به صورت جمع قرائت شود، مراد از آن پیامبر اسلام{{صل}} و [[امت]] اوست<ref>عبدالله بن محمد بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۲۰۵.</ref>.
همان‌گونه که گذشت، قرائت درست، به صورت مفرد است و جمع آوردن آن قرائتی نادر<ref>{{عربی|و قرئ شاذاً: «على عباده»}}؛ (عبدالله بن حسین عکبری، التبیان فی اعراب القرآن، ج۲، ص۲۱۰).</ref> است که قابل توجه [[قاریان]] و [[مفسران]] نبوده است. بنابراین مراد از «[[عبده]]» [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است.
«العالمین»: درباره این واژه نیز پرسش‌های زیر مطرح است که بدون یافتن پاسخ آنها دستیابی به معنای درست آن میسور نیست.
#واژه «عالم» که «عالمین» از ماده آن است، از چه معنایی حکایت می‌کند؟
#واژه «عالمین» با قطع نظر از این [[آیه]] چه معنایی را می‌فهماند؟ آیا این واژه با واژه «عالم» از لحاظ معنا تفاوتی دارد؟
#واژه «العالمین» در آیه مورد بحث بیانگر چه معنایی است؟ آیا به همان معنای موضوع له [[حقیقی]] خود به کار رفته است؟
معنای «عالم»: در این باره دو دیدگاه وجود دارد: نخست آنکه بسیاری از لغت‌دانان آن را به مجموع [[آفرینش]] [[تفسیر]] کرده‌اند که [[خلیل]]<ref>خلیل فراهیدی، کتاب بن احمد العین، ج۲، ص۱۵۳.</ref>، فیومی<ref>احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص۴۲۷.</ref>، ابن [[سیده]]<ref>علی بن اسماعیل بن سیده، المحکم و المحیط الاعظم، تحقیق عبد الحمید هنداوی، ج۲، ص۱۷۷.</ref>، [[فیروز]] [[آبادی]]<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ص۱۰۲۸.</ref>، قرشی<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۵، ص۳۵.</ref> و مصطفوی<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۸، ص۲۱۱.</ref> از این معنا [[دفاع]] کرده‌اند.
رویکرد دوم که فیومی آن را یک دیدگاه [[ضعیف]] دانسته، این است که واژه «عالم» تنها به صاحبان [[عقل]] اختصاص دارد و غیر آنان را در برنمی‌گیرد<ref>احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص۴۲۷.</ref>.
معنای «عالمین»: در معنای این واژه سه دیدگاه وجود دارد:
# [[راغب]] [[اصفهانی]] [[معتقد]] است که واژه «عالمین» مانند «عالم» حاکی از مجموع [[جهان آفرینش]] است. درباره این دیدگاه دو [[پرسش]] مطرح است: نخست اینکه اگر مفهوم «عالمین» و «عالم» یکی است، چرا «عالمین» به صورت جمع ذکر می‌شود؟ پرسش دیگر اینکه چرا این جمع به صورت جمع سالم آمده، در حالی که جمع سالم ویژه صاحبان عقل است و مجموع جهان آفرینش به صاحبان عقل اختصاص ندارد؟ [[راغب]] در پاسخ [[پرسش]] نخست می‌گوید: علت اینکه واژه مزبور به صورت جمع ذکر می‌شود این است که هر نوعی از انواع [[جهان آفرینش]] برای خود عالمی است: عالم [[انسان]]، عالم آب، عالم [[آتش]] و.... وی در پاسخ سوال دوم یادآور می‌شود که عالم انسان بخشی از [[عالم آفرینش]] است و چون انسان از صاحبان [[عقل]] به شمار می‌آید، از باب [[غلبه]] [[عاقل]] بر غیر عاقل، جمعی که مناسب با انسان است آورده می‌شود<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص۳۵۷.</ref>.
#ازهری بر این [[باور]] است که واژه «عالمین» به [[آدمی]] و [[جنیان]] اختصاص دارد و دلیل بر این مدعا [[آیه]] مورد بحث است<ref>{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا}} «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیم‌دهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref>؛ زیرا در آن آیه پس از واژه «عالمین»، کلمه «[[نذیر]]» به کار رفته است تا دلیلی باشد بر اینکه منظور از «عالمین» کسانی‌اند که قابل [[بیم]] و [[انذار]] هستند و آنها فقط [[انسان‌ها]] و جنیان‌اند که به [[تکلیف الهی]] [[مکلف]] هستند<ref>محمد بن احمد، ازهری تهذیب اللغة، ج۲، ص۲۵۲.</ref>.
#مراد از «عالمین» تنها انسان‌ها هستند؛ زیرا هر [[انسانی]] را [[خداوند]] عالم جداگانه به حساب آورده است. این دیدگاه بر اساس آنچه راغب [[اصفهانی]] ذکر کرده، منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص۳۵۷.</ref>.
معنای «العالمین» در آیه مورد بحث: بیشتر [[مفسران]] نامدار پیشین و معاصر بر این نکته تأکید می‌کنند که «العالمین» در این آیه تنها خردمندانی‌اند که مکلف به [[تکلیف]] الهی‌اند؛ زیرا در آیه «انذار» [[غایت]] [[هدف]] «[[تنزیل]]» قرار گرفته است و این نشان می‌دهد که مراد از «العالمین» کسانی‌اند که [[شایستگی]] بیم و انذار را داشته باشند که همان دارندگان عقل‌اند که به تکلیف الهی مکلف‌اند. [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۳۶۲.</ref>، [[نیشابوری]]<ref>علی بن احمد واحدی النیسابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۳، ص۳۳۴.</ref>، [[طبرسی]]<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۲۵۲.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref>، [[زمخشری]]<ref>محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۶۲.</ref>، [[قرطبی]]<ref>محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۳، ص۴.</ref>، [[بیضاوی]]<ref>عبدالله بن عمر، بیضاوی انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۲۰۵.</ref>، [[خازن]]<ref>علی بن محمد خازن، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۳، ص۳۰۹.</ref>، [[ابن جوزی]]<ref>عبدالرحمن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص٣١١.</ref>، شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref> و طباطبایی<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۷۳.</ref> از کسانی‌اند که آشکارا این نکته را یادآور شده‌اند.
«[[نذیر]]»: درباره این واژه نیز دو احتمال یا دو دیدگاه وجود دارد:
#«نذیر» به معنای «مُنذِر» و بیم‌رسان است. [[دانشمندان]] مشهوری مانند [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۲۶۳.</ref>، [[زجاج]]<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۵۷.</ref>، [[نیشابوری]]<ref>علی بن احمد واحدی النیسابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۳، ص۳۳۳.</ref>، طبرسی<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۲۵۲.</ref>، بیضاوی<ref>محمد بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۲۰۵.</ref>، ابن جوزی<ref>عبدالرحمن بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص٣١١.</ref> و طباطبایی<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۷۳.</ref> این دیدگاه را پذیرفته و تأکید کرده‌اند که واژه «نذیر» در اینجا به معنای «منذر» و بیم‌رسان است.
#«نذیر» به معنای «[[انذار]]» و [[بیم]] دادن است. [[حلبی]]<ref>شهاب الدین سمین حلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۲۴۱.</ref>، زمخشری<ref>محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن غوامض التنزیل، ج۳، ص۲۶۲.</ref> و شوکانی<ref>محمد بن علی شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref> از کسانی هستند که به این احتمال یا دیدگاه اشاره کرده و آن را یک احتمال پذیرفتنی دانسته‌اند. شوکانی در توضیح آن می‌گوید: رواست که بگویم «نذیر» در این [[آیه]] به معنای «انذار» است؛ زیرا این مطلب از باب [[مبالغه]] است؛ یعنی می‌توان گفت که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[قرآن]] به قدری «منذر» و بیم‌رسان است که نفس «[[انذار]]» و [[بیم]] گردیده است<ref>محمد بن علی شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref>.
درباره اینکه مراد از «منذر» در این [[آیه]] کیست، سه احتمال وجود دارد: [[خداوند]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا قرآن<ref>ابو البقاء عبدالله بن الحسن العکبری، التبیان فی اعراب القرآن، ج۲، ص۲۱۰.</ref>. بسیاری از [[مفسران]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآن]] احتمال اول را مطرح نکرده‌اند و تنها به دو احتمال اخیر پرداخته‌اند.
[[فخر رازی]]<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref> پس از طرح دو احتمال اخیر می‌گویند: مراد از «منذر» در این آیه پیامبر{{صل}} است نه قرآن؛ زیرا نسبت انذار به پیامبر{{صل}} [[حقیقت]] است و به قرآن مجاز و در جایی که نسبت [[حقیقی]] امکان پذیر باشد، نوبت به مجاز نمی‌رسد.
[[حلبی]] که از دانشمندان علوم قرآن به شمار می‌آید، برای پذیرش دیدگاه فوق به این دلیل اشاره می‌کند که [[اختلاف]] در مصداق «منذر» بر این اساس [[استوار]] است که ضمیر «یکون» در این آیه به چه چیز برگردد. اگر [[مرجع]] آن «تبارک» باشد، منذر خداوند است، اگر مرجع «فرقان» باشد، منذر قرآن است و اگر مرجع «[[عبده]]» باشد، منذر پیامبر{{صل}} خواهد بود. از این سه احتمال، احتمال اخیر از لحاظ معنا و [[صنعت]] [[کلام]] بهترین احتمال به شمار می‌آید؛ زیرا واژه «عبده» به واژه «یکون» نزدیک‌تر است و در صورتی که ارجاع ضمیر به امر قریب امکان پذیر باشد، نوبت به امر بعید نمی‌رسد<ref>شهاب الدین سمین حلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۳۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش