بدعت‌های معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:
# قرار دادن پانزده پله برای منبر رسول خدا {{صل}}<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۴۲۰؛ امتاع الاسماع، مقریزی، ج۱۲، ص۱۱۲.</ref> و فرستادن [[بت]] به [[سرزمین]] [[هندوستان]]<ref>امتاع الاسماع، مقریزی، ج۵، ص۱۳۰.</ref>؛
# قرار دادن پانزده پله برای منبر رسول خدا {{صل}}<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۴۲۰؛ امتاع الاسماع، مقریزی، ج۱۲، ص۱۱۲.</ref> و فرستادن [[بت]] به [[سرزمین]] [[هندوستان]]<ref>امتاع الاسماع، مقریزی، ج۵، ص۱۳۰.</ref>؛
# او اولین کسی است که داخل [[محراب]]، اتاقکی بنا کرد که به آن داخل می‌شد و برای [[مردم]] [[نماز]] می‌خواند<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۱۰، ص۳۳۳.</ref>.<ref>[[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، [[معاویة بن ابی‌سفیان اموی (مقاله)|مقاله «معاویة بن ابی‌سفیان اموی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷]]، ج۷، ص ۳۴۸-۳۴۹.</ref>
# او اولین کسی است که داخل [[محراب]]، اتاقکی بنا کرد که به آن داخل می‌شد و برای [[مردم]] [[نماز]] می‌خواند<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۱۰، ص۳۳۳.</ref>.<ref>[[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، [[معاویة بن ابی‌سفیان اموی (مقاله)|مقاله «معاویة بن ابی‌سفیان اموی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷]]، ج۷، ص ۳۴۸-۳۴۹.</ref>
# از [[بدعت‌های معاویه]]، [[بیعت گرفتن]] اجباری از [[مردم]] و شخصیت‌ها برای [[ولایت‌عهدی]] [[فرزند]] شراب‌خوار و نالایقش "[[یزید]]" بود. قوی‌ترین گروه [[مخالف]] با آن [[بیعت]]، [[بنی‌هاشم]] و در رأس آنان [[حسین بن علی]] {{ع}} بود که [[مخالفت]] خویش را آشکارا اعلام کرد. اغلب چهره‌های سرشناس یا با [[تهدید]] یا با [[تطمیع]]، پذیرفته بودند ولی [[امام حسین]] {{ع}} حتی در برابر معاویه که به [[ستایش]] [[یزید]] پرداخت، به بیان زشتی‌های [[یزید]] اشاره کرد و از کار معاویه [[نکوهش]] نمود و رسوایش ساخت<ref>مع الحسین فی نهضته، ص۵۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۶۰.</ref>
# از بدعت‌های معاویه، [[بیعت گرفتن]] اجباری از [[مردم]] و شخصیت‌ها برای [[ولایت‌عهدی]] [[فرزند]] شراب‌خوار و نالایقش "[[یزید]]" بود. قوی‌ترین گروه [[مخالف]] با آن [[بیعت]]، [[بنی‌هاشم]] و در رأس آنان [[حسین بن علی]] {{ع}} بود که [[مخالفت]] خویش را آشکارا اعلام کرد. اغلب چهره‌های سرشناس یا با [[تهدید]] یا با [[تطمیع]]، پذیرفته بودند ولی [[امام حسین]] {{ع}} حتی در برابر معاویه که به [[ستایش]] [[یزید]] پرداخت، به بیان زشتی‌های [[یزید]] اشاره کرد و از کار معاویه [[نکوهش]] نمود و رسوایش ساخت<ref>مع الحسین فی نهضته، ص۵۴.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۶۰.</ref>


==دست‌اندازی به احکام دین==
==دست‌اندازی به احکام دین==
خط ۴۰: خط ۴۰:
#ظهور [[تعصبات نژادی]] و قومی.
#ظهور [[تعصبات نژادی]] و قومی.
#نابودی [[برتری]] [[قانون]]، بر خواسته‌های شخصی<ref>خلافت و ملوکیت، ص۱۸۸- ۲۰۷؛ به نقل از تاریخ سیاسی اسلام، ج۲، ص۴۰۷- ۴۰۸. (رجوع شود به: پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ج۳، ص۲۵۰- ۲۵۱).</ref>.
#نابودی [[برتری]] [[قانون]]، بر خواسته‌های شخصی<ref>خلافت و ملوکیت، ص۱۸۸- ۲۰۷؛ به نقل از تاریخ سیاسی اسلام، ج۲، ص۴۰۷- ۴۰۸. (رجوع شود به: پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ج۳، ص۲۵۰- ۲۵۱).</ref>.
«[[ابن ابی الحدید]]» پس از نقل سخنانی در مورد خلاف‌کاری‌ها و [[بدعت‌های معاویه]]، می‌گوید:
«[[ابن ابی الحدید]]» پس از نقل سخنانی در مورد خلاف‌کاری‌ها و بدعت‌های معاویه، می‌گوید:
«[[اعمال]] خلاف و آشکارای «[[معاویه]]» از قبیل: [[پوشیدن]] حریر، استعمال ظروف طلا و [[نقره]]، جمع‌آوری [[غنایم]] برای خود، [[اجرا]] نکردن [[حدود الهی]] و [[مقررات اسلام]] درباره اطرافیان و کسانی که مورد علاقه‌اش بودند، ملحق کردن «زیاد» به خود و او را [[برادر]] خود خواندن، با این که [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} فرموده بود: {{متن حدیث|أَلْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ}}؛ «فرزند به [[همسر]] ملحق می‌شود و سهم زناکار سنگسار شدن است». کشتن «حُجربن عدی» و [[یاران]] [[پاک]] او، [[توهین]] به [[ابوذر]] و او را سوار بر شتر برهنه کردن و فرستادنش به [[مدینه]]، [[ناسزا]] گفتن به «[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}» و «[[امام حسن]]{{ع}}» و «[[ابن عباس]]» بر روی [[منابر]]، [[ولی‌عهد]] قراردادن «یزید» شراب‌خوار و قمارباز و... همه و همه دلیل بر [[کفر]] و [[الحاد]] او است»<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۵، ص۱۳۰- ۱۳۱.</ref>.
«[[اعمال]] خلاف و آشکارای «[[معاویه]]» از قبیل: [[پوشیدن]] حریر، استعمال ظروف طلا و [[نقره]]، جمع‌آوری [[غنایم]] برای خود، [[اجرا]] نکردن [[حدود الهی]] و [[مقررات اسلام]] درباره اطرافیان و کسانی که مورد علاقه‌اش بودند، ملحق کردن «زیاد» به خود و او را [[برادر]] خود خواندن، با این که [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} فرموده بود: {{متن حدیث|أَلْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ}}؛ «فرزند به [[همسر]] ملحق می‌شود و سهم زناکار سنگسار شدن است». کشتن «حُجربن عدی» و [[یاران]] [[پاک]] او، [[توهین]] به [[ابوذر]] و او را سوار بر شتر برهنه کردن و فرستادنش به [[مدینه]]، [[ناسزا]] گفتن به «[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}» و «[[امام حسن]]{{ع}}» و «[[ابن عباس]]» بر روی [[منابر]]، [[ولی‌عهد]] قراردادن «یزید» شراب‌خوار و قمارباز و... همه و همه دلیل بر [[کفر]] و [[الحاد]] او است»<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۵، ص۱۳۰- ۱۳۱.</ref>.
معاویه در بدعت‌گزاری هیچ حد و مرزی قائل نبود و به [[اعتراض]] دیگران نیز وقعی نمی‌نهاد.
معاویه در بدعت‌گزاری هیچ حد و مرزی قائل نبود و به [[اعتراض]] دیگران نیز وقعی نمی‌نهاد.
۱۳۰٬۱۷۵

ویرایش