←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دین | عنوان مدخل = دین | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==هدف دین در دنیا== نخستین روش برای شناخت ارتباط دین و دنیا و اینکه آیا دین درباره اداره امور دنیا سخن دارد یا نه، و در صورت نخست، چه مقدار به آن پرداخت...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
'''مبنای سوم از دید دیدگاه دوم''': در پاسخ مبنای نخست از دیدگاه دوم، این مسئله به تفصیل پاسخ داده شد. آنچه در اینجا تأکید میشود، این است که [[انسان]] در هر صورت، زندگی [[دنیایی]] خود را میگذراند. در طول [[تاریخ]] [[بعثت پیامبران]] نیز هیچگاه [[مردم]] در [[اداره امور]] دنیای خود معطل نبودهاند؛ اما [[دعوت]] [[پیامبران]] در تمام [[شئون زندگی]] پیروانشان بروز و ظهور داشته است؛ پس این [[اندیشه]] که پس [[بشر]] در [[ادارۀ امور]] دنیای خود به دین نیازی ندارد، مخصوص امروز که عصر [[علم]] نامیده میشود نیست و امروز نیز دین در تمام شئون زندگی [[پیروان راستین]] آن مؤثر است و هیچ حوزهای خارج از آن نیست. | '''مبنای سوم از دید دیدگاه دوم''': در پاسخ مبنای نخست از دیدگاه دوم، این مسئله به تفصیل پاسخ داده شد. آنچه در اینجا تأکید میشود، این است که [[انسان]] در هر صورت، زندگی [[دنیایی]] خود را میگذراند. در طول [[تاریخ]] [[بعثت پیامبران]] نیز هیچگاه [[مردم]] در [[اداره امور]] دنیای خود معطل نبودهاند؛ اما [[دعوت]] [[پیامبران]] در تمام [[شئون زندگی]] پیروانشان بروز و ظهور داشته است؛ پس این [[اندیشه]] که پس [[بشر]] در [[ادارۀ امور]] دنیای خود به دین نیازی ندارد، مخصوص امروز که عصر [[علم]] نامیده میشود نیست و امروز نیز دین در تمام شئون زندگی [[پیروان راستین]] آن مؤثر است و هیچ حوزهای خارج از آن نیست. | ||
[[تذکر]]: در دیدگاه دروندینی به [[قلمرو دین]] در دنیا، هرگز حوزهای که دین در آن سخن نگفته است بر دین [[تحمیل]] نمیشود یا اگر در یک حوزه از [[حیات]] دنیایی، فقط به برخی امور پرداخته است، هرگز سخنی در دیگر امور آن حوزه بر دین تحمیل نمیشود؛ بلکه فقط آنچه به واقع از منابع دین به دست میآید، به آن نسبت داده میشود. به عبارت دیگر، [[تأیید]] دیدگاه چهارم، فقط ثابت میکند که دین در همه حوزههای زندگی میتواند سخن بگوید، یا حداکثر، لزوم سخن دین در بخشی از حوزههای حیات دنیایی را اثبات میکند؛ اما در [[مقام]] [[شناخت]] سخن دین، باید به متن دین [[رجوع]] کرد، و برای [[فهم]] آن به [[قواعد]] مورد [[پذیرش دین]] در فهم الفاظ دین عمل کرد.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۲۳.</ref> | [[تذکر]]: در دیدگاه دروندینی به [[قلمرو دین]] در دنیا، هرگز حوزهای که دین در آن سخن نگفته است بر دین [[تحمیل]] نمیشود یا اگر در یک حوزه از [[حیات]] دنیایی، فقط به برخی امور پرداخته است، هرگز سخنی در دیگر امور آن حوزه بر دین تحمیل نمیشود؛ بلکه فقط آنچه به واقع از منابع دین به دست میآید، به آن نسبت داده میشود. به عبارت دیگر، [[تأیید]] دیدگاه چهارم، فقط ثابت میکند که دین در همه حوزههای زندگی میتواند سخن بگوید، یا حداکثر، لزوم سخن دین در بخشی از حوزههای حیات دنیایی را اثبات میکند؛ اما در [[مقام]] [[شناخت]] سخن دین، باید به متن دین [[رجوع]] کرد، و برای [[فهم]] آن به [[قواعد]] مورد [[پذیرش دین]] در فهم الفاظ دین عمل کرد.<ref>[[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]] ص ۴۲۳.</ref> | ||
==هدف دین== | |||
هدف دین، به ویژه [[اسلام]]، چیست؟ آیا هدف آن، حل مسائل [[دنیوی]] است یا دین صرفاً هدف [[اخروی]] دارد و تنها به رابطه [[انسان]] با [[خدا]] توجه کرده است و یا هم به [[امور دنیوی]] توجه دارد و هم به [[سعادت اخروی]]؟ در این باره دیدگاههای گوناگونی آمده است که در جلد اول این کتاب به تفصیل بررسی شد. تنها مطلب قابل یادآوری این است که با توجه به [[تعریف دین]]<ref>مقصود تعریفی است که در صفحه قبل به آن اشاره شد.</ref> و [[ادله]] مختلفی که در این رابطه وجود دارد<ref>ر.ک: محمداسحاق عارفی شیرداغی، خاتمیت و پرسشهای نو، ص۱۸۵ – ۲۶۱.</ref>، [[دین اسلام]] [[دین خاتم]] بوده، [[قوانین]] و دستورهای جامع و کاملی دارد که همه [[شئون]] [[حیات انسان]] را اعم از [[زندگی دنیوی]] و اخروی دربر میگیرد. این دین، [[سعادت بشر]] را در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواسته و رهنمودهایی در این باره به وی ارزانی داشته است. پس هدف دین اسلام [[سعادت]] و [[کمال انسان]] در [[زندگی دنیا]] و آخرت است<ref>ر.ک: محمداسحاق عارفی شیرداغی، خاتمیت و پرسشهای نو، ص۲۰۸ – ۲۶۱.</ref>. | |||
بسیاری از [[دانشمندان اسلامی]] به مناسبتهای گوناگون به این مطلب اشاره کردهاند که از جمله میتوان [[ابن میثم بحرانی]]<ref>{{عربی|وجود النبي ضروري في بقاء نوع الإنسان و إصلاح أحواله في معاشه و معاده}}؛ (میثم بن علی بحرانی، قواعد المرام، ص۱۲۲).</ref>، سیوری حلی<ref>{{عربی|النبي هو الإنسان المأمور من السماء بإصلاح الناس في معاشهم و معادهم}}؛ (مقداد بن عبدالله فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۱۶۵).</ref>، [[شهید]] اول<ref>محمد بن مکی شهید اول، القواعد و الفوائد، ص۴.</ref>، [[وحید]] [[بهبهانی]]<ref>محمدباقر وحید بهبهانی، الفوائد الحائریة، ص۱۰۶.</ref>، ملاصدرای شیرازی<ref>محمد صدرالدین شیرازی، الشواهد الربوبیة، ص۳۶۴.</ref>، [[طبری]] نوری<ref>اسماعیل نوری طبرسی، کفایة الموحدین، ج۱، ص۵۰۹.</ref>، [[مصطفی]] [[مراغی]]<ref>احمد مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج۱۳، ص۵۷.</ref>، [[علامه طباطبایی]]<ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۹۶ و ج۲، ص۱۴۰.</ref>، [[محمود شهابی خراسانی]]<ref>محمود شهابی خراسانی، مقدمه فوائد الاصول، ج۱، ص۴.</ref>، [[امام خمینی]]<ref>روح الله خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۰۲ – ۴۰۳.</ref>، [[آیة الله]] [[منتظری]]<ref>حسینعلی منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۹۱.</ref> و [[شهید مطهری]]<ref>مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص۳۲.</ref> را نام برد.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]] ص ۲۵۸.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:136899.jpg|22px]] [[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۱''']] | # [[پرونده:136899.jpg|22px]] [[حسنعلی علی اکبریان|علی اکبریان، حسنعلی]]، [[دین و دنیا (مقاله)|مقاله «دین و دنیا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:1379348.jpg|22px]] [[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|'''خاتمیت و پرسشهای نو ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||