استثمار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۴۲۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ مارس ۲۰۲۴
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = استثمار | عنوان مدخل = استثمار | مداخل مرتبط = استثمار در قرآن | پرسش مرتبط = }} ==بهره‌کشی به ناحق از دیگران== این واژه از ریشه «ث ـ م ـ ر» به معنای میوه و حاصل هر شی‌ء است<ref>ترتیب‌العین، ص۱۲۱؛ لسان‌العرب، ج ۲، ص۱۲...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱: خط ۱۱:
==منشا استثمار==
==منشا استثمار==
[[خداوند]] [[انسان‌ها]] را جهت پیمودن مسیر تکاملی و عدم [[طغیان]] و [[سرکشی]]، محتاج همدیگر<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۰۰.</ref> و دارای قوا و استعدادهای گوناگون [[آفریده]] است؛ زیرا یکسانی، ویرانی و رکود<ref>الفرقان، ج ۲۵، ص۳۱۱.</ref> و نابودی [[زندگی]] را در پی دارد<ref>فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۳۱۸۷.</ref>. این امر [[ضرورت]] بهره‌گیری و [[استخدام]] متقابل انسان‌ها را [[قطعی]] و اجتناب‌ناپذیر می‌سازد: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍۢ دَرَجَـٰتٍۢ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًۭا سُخْرِيًّۭا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌۭ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند بهتر است» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> بنابراین، [[تسخیر]] و [[بهره‌کشی]] متقابل و عادلانه و در جهت [[صلاح]] و [[نظم جامعه]]<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۷۲.</ref> و ساختن [[تمدن بشری]] امری [[فطری]] است<ref>المیزان، ج ۲، ص۴۰۹ ـ ۴۱۱.</ref> و مزایای همگانی [[تسخیر]] همگانی را ضروری می‌سازد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۰۰.</ref>. از نظر [[علامه طباطبایی]]، اصل [[استخدام]] و [[بهره‌کشی]] متقابل به تشکیل [[اجتماع]] تعاونی و [[عدالت اجتماعی]] و رسیدن هر صاحب حقی به [[حق]] خود منتهی می‌شود<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. و این [[مصالحه]] دائمی که ضامن [[حفظ]] و [[ترقی جامعه]] و عدم [[تباهی]] آن است از [[فضل خدا]] ناشی می‌شود: {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>؛ ولی چون اصل استخدام و بهره‌کشی، ریشه در [[طبیعت]] بشری دارد و [[اضطرار]] او را به عدالت اجتماعی سوق داده است<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۶ ـ ۱۱۷؛ ج ۶، ص۳۴۱.</ref> هرگاه اضطرار منتفی شود و او بتواند بدون بهره‌دهی به دیگران، آنان را به [[خدمت]] گیرد چنین خواهد کرد و پدیده [[برده‌داری]] و نظایر آن [[گواه]] وجود چنین طبع [[سرکشی]] است و همین [[روحیه]] استثماری موجب بهره‌کشی [[زورمندان]] از [[ضعیفان]] و پیدایش [[منازعه]] در میان [[انسان‌ها]] می‌شود<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۵۰.</ref>، از همین روی [[انسان]] در [[کلام الهی]] بسیار [[ستمکار]] و [[نادان]]: {{متن قرآن|إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭا}}<ref> سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، [[ناسپاس]]: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَظَلُومٌۭ كَفَّارٌۭ}}<ref>«بی‌گمان انسان ستمکاره‌ای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>، [[طغیانگر]] و [[سرکش]]: {{متن قرآن|كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ * أَن رَّءَاهُ ٱسْتَغْنَىٰٓ}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> و بسیار [[حریص]]: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref> خوانده شده است<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. از سوی دیگر امکانات و [[ثروت]] فراوان نیز زمینه [[استثمار]] و [[بهره‌کشی]] و [[ستم]] را فراهم می‌سازد<ref>التحریروالتنویر، ج ۲۵ ص۹۲؛ المیزان، ج ۱۸، ص۵۶، ۶۹.</ref>: {{متن قرآن|وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ}}<ref>«و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ می‌داشت در زمین سرکشی می‌ورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازه‌ای فرو می‌فرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref>.<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[استثمار (مقاله)|مقاله «استثمار»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۳، ص ۲۹.</ref>.
[[خداوند]] [[انسان‌ها]] را جهت پیمودن مسیر تکاملی و عدم [[طغیان]] و [[سرکشی]]، محتاج همدیگر<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۰۰.</ref> و دارای قوا و استعدادهای گوناگون [[آفریده]] است؛ زیرا یکسانی، ویرانی و رکود<ref>الفرقان، ج ۲۵، ص۳۱۱.</ref> و نابودی [[زندگی]] را در پی دارد<ref>فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۳۱۸۷.</ref>. این امر [[ضرورت]] بهره‌گیری و [[استخدام]] متقابل انسان‌ها را [[قطعی]] و اجتناب‌ناپذیر می‌سازد: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍۢ دَرَجَـٰتٍۢ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًۭا سُخْرِيًّۭا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌۭ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند بهتر است» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> بنابراین، [[تسخیر]] و [[بهره‌کشی]] متقابل و عادلانه و در جهت [[صلاح]] و [[نظم جامعه]]<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۷۲.</ref> و ساختن [[تمدن بشری]] امری [[فطری]] است<ref>المیزان، ج ۲، ص۴۰۹ ـ ۴۱۱.</ref> و مزایای همگانی [[تسخیر]] همگانی را ضروری می‌سازد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۰۰.</ref>. از نظر [[علامه طباطبایی]]، اصل [[استخدام]] و [[بهره‌کشی]] متقابل به تشکیل [[اجتماع]] تعاونی و [[عدالت اجتماعی]] و رسیدن هر صاحب حقی به [[حق]] خود منتهی می‌شود<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. و این [[مصالحه]] دائمی که ضامن [[حفظ]] و [[ترقی جامعه]] و عدم [[تباهی]] آن است از [[فضل خدا]] ناشی می‌شود: {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داوود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>؛ ولی چون اصل استخدام و بهره‌کشی، ریشه در [[طبیعت]] بشری دارد و [[اضطرار]] او را به عدالت اجتماعی سوق داده است<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۶ ـ ۱۱۷؛ ج ۶، ص۳۴۱.</ref> هرگاه اضطرار منتفی شود و او بتواند بدون بهره‌دهی به دیگران، آنان را به [[خدمت]] گیرد چنین خواهد کرد و پدیده [[برده‌داری]] و نظایر آن [[گواه]] وجود چنین طبع [[سرکشی]] است و همین [[روحیه]] استثماری موجب بهره‌کشی [[زورمندان]] از [[ضعیفان]] و پیدایش [[منازعه]] در میان [[انسان‌ها]] می‌شود<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۵۰.</ref>، از همین روی [[انسان]] در [[کلام الهی]] بسیار [[ستمکار]] و [[نادان]]: {{متن قرآن|إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭا}}<ref> سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، [[ناسپاس]]: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَظَلُومٌۭ كَفَّارٌۭ}}<ref>«بی‌گمان انسان ستمکاره‌ای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>، [[طغیانگر]] و [[سرکش]]: {{متن قرآن|كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ * أَن رَّءَاهُ ٱسْتَغْنَىٰٓ}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> و بسیار [[حریص]]: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref> خوانده شده است<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. از سوی دیگر امکانات و [[ثروت]] فراوان نیز زمینه [[استثمار]] و [[بهره‌کشی]] و [[ستم]] را فراهم می‌سازد<ref>التحریروالتنویر، ج ۲۵ ص۹۲؛ المیزان، ج ۱۸، ص۵۶، ۶۹.</ref>: {{متن قرآن|وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ}}<ref>«و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ می‌داشت در زمین سرکشی می‌ورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازه‌ای فرو می‌فرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref>.<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[استثمار (مقاله)|مقاله «استثمار»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۳، ص ۲۹.</ref>.
==مبانی عدم [[مشروعیت]] [[استثمار]]==
===[[توحید]]===
[[قرآن]] با [[دعوت به توحید]] در همه ابعاد آن<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸.</ref>، [[انسان‌ها]] را نظیر یکدیگر و از همدیگر و دارای [[حقوق مساوی]] می‌شمارد و [[ربوبیت]] را فقط‌برای [[خدا]] می‌داند<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸؛ ج ۱۰، ص۳۷۰.</ref> و از تجزیه [[جامعه]] به [[ربّ]] و مربوب، و استثمارگر و استثمار شده [[نهی]] می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ يَـٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَـٰبِ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ كَلِمَةٍۢ سَوَآءٍۭ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُولُوا۟ ٱشْهَدُوا۟ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل‌عمران، آیه ۶۴.</ref> و بر تشکیل [[جامعه انسانی]] به دور از [[تبعیض]] و [[بهره‌کشی]] تأکید می‌کند، ازاین‌رو استثمارگران [[مشرک]] که بر پایه [[نظام]] شرک‌آلوده از دیگران بهره‌کشی می‌کردند، از توحید و [[نفی شرک]] که [[نفی]] طبقات (استثمارکننده و استثمارشده) را در پی داشت به شدّت [[وحشت]] داشتند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًۭا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِى ٱلْقُرْءَانِ وَحْدَهُۥ وَلَّوْا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَـٰرِهِمْ نُفُورًۭا}}<ref>«و بر دل‌های آنان پرده‌هایی افکنده‌ایم تا آن (آیات قرآنی) را درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی (نهاده‌ایم) و هنگامی که در قرآن پروردگارت را به تنهایی یاد کنی با رمیدگی واپس می‌گریزند» سوره اسراء، آیه ۴۶.</ref>.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص۱۵۰.</ref>. از سوی دیگر [[فطرت توحیدی]] [[انسان]] اقتضای مطابقت [[اعمال]] فردی و [[اجتماعی]] وی با [[دستورات الهی]] و گسترش [[قسط و عدل]] و [[تساوی]] انسان‌ها در [[حقوق فردی]] و اجتماعی و [[آزادی اراده]] را دارد و این جز با قطع ریشه‌های تبعیض و [[تجاوز به حقوق دیگران]] واستثمارگری [[زورمندان]] نسبت به [[ضعیفان]] میسّر نمی‌شود<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸.</ref>. این همان حقیقتی است که [[خدای سبحان]] از زبان یوسف{{ع}} حکایت می‌کند<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰصَـٰحِبَىِ ٱلسِّجْنِ ءَأَرْبَابٌۭ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ * مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسْمَآءًۭ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَـٰنٍ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّآ إِيَّاهُ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟ * شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۳۹-۴۰.</ref> و [[اهل‌کتاب]] را بر پذیرش [[سلطه]] و [[استثمار]] [[احبار]] و [[رهبان]] [[سرزنش]] می‌کند: {{متن قرآن|ٱتَّخَذُوٓا۟ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَـٰنَهُمْ أَرْبَابًۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ...}}<ref>«آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref> و [[پیامبران پیشین]] به [[رهایی]] از آن [[دعوت]] کرده‌اند<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹.</ref>، بنابراین، [[قرآن]] که قوانینش براساس [[فطرت]] است [[تجاوز]] و استثمار را [[نفی]] و آن را موجب نابودی اساس [[سعادت]]، ویران‌کننده [[حق]] و [[حقیقت]]<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹، ۲۸۷.</ref>، باطل‌کننده فطرت و منهدم‌کننده اساس [[انسانیت]]<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۵۰.</ref> می‌شمارد.<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[استثمار (مقاله)|مقاله «استثمار»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۳، ص ۳۰.</ref>.
===[[قسط]]===
قرآن قسط را [[هدف انبیا]] دانسته، بر [[لزوم]] اجرای آن در [[جامعه]] تأکید می‌کند: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَيِّنَـٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا ٱلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَنَـٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می‌کند؛ بی‌گمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> در این [[آیه]] با کلمه «[[قسط]]» [[نفی]] [[استثمار]] و [[بهره‌کشی]] و با کلمه «[[الناس]]» [[جامعه بشری]] را منظور داشته است و بلافاصله از آهن سخن به میان آورده که به [[ضرورت]] [[اجرا]] و الزامی‌بودن قسط اشاره دارد، بر این اساس، روابط [[جامعه دینی]] از نظر داخلی و خارجی بر [[نفی ظلم]] واستثمار [[استوار]] شده است. [[قرآن کریم]] درباره روابط داخلی می‌گوید: {{متن قرآن|فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا۟ فَأْذَنُوا۟ بِحَرْبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَٰلِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و اگر (رها) نکردید پس، از پیکاری از سوی خداوند و فرستاده وی (با خویش) آگاه باشید و اگر توبه کنید سرمایه‌هایتان از آن شماست، نه ستم می‌ورزید و نه بر شما ستم می‌رود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.</ref> و این [[ظلم]] است که [[انسانیت]] را از [[برکات]] [[زندگی]] و [[خیرات]] آن [[محروم]] ساخته است<ref>اقتصادنا، ص۳۶۴.</ref> و استثمار از غیرانسانی‌ترین روشهای [[ستمگران]] و از مصادیق بارز ظلم است و [[حاکمیّت]] [[عدالت]] در جامعه بشری در گرو نابودی آن است، بنابراین، [[ادیان الهی]] و به ویژه [[اسلام]] در راستای ماهیّت ظلم‌ستیزشان، مبارزه‌ای آشتی‌ناپذیر با استثمار دارند: {{متن قرآن|وَيَـٰقَوْمِ أَوْفُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref>، به این جهت [[پیامبران]] پس از [[دعوت به توحید]]، از سالم‌سازی [[روابط اقتصادی]] در [[جامعه]] سخن گفته و با [[ستم]] و استثمار و کم بها دادن به کار و کالای [[مردم]] و تصاحب ثمره کار دیگران یا به اندازه پرداخت نکردن دستمزد آنان<ref>غررالحکم، ص۲۵۶.</ref> به [[مبارزه]] برخاسته‌اند: {{متن قرآن|وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref> [[پیامبراسلام]]{{صل}} در [[پیمان]] با [[نصارای نجران]] برنفی [[ظلم]] و [[استثمار]] تأکید کرد و یکی از وظایف‌مهم خود را مبارزه با دوگانگی [[جامعه]] که گروهی [[ثروتمند]] و اکثریتی [[محروم]] باشند دانست و [[قرآن]] با تعبیر {{متن قرآن|...كَىْ لَا يَكُونَ دُولَةًۢ بَيْنَ ٱلْأَغْنِيَآءِ مِنكُمْ...}}<ref> سوره حشر، آیه ۷.</ref> بر [[ضرورت]] [[انفاق]] و جلوگیری از دست به دست شدن [[اموال]] در میان [[ثروتمندان]] تأکید کرده و با این مشکل [[اجتماعی]] به مبارزه برخاسته و درصدد [[نفی]] زمینه‌های استثمار برآمده است.<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[استثمار (مقاله)|مقاله «استثمار»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۳، ص ۳۱.</ref>.
===[[حرمت]] [[اکل مال به باطل]] و اکل [[سحت]]===
قرآن با [[پسندیده]] خواندن [[نیک‌رفتاری]] در [[روابط اجتماعی]] و [[انسانی]] حتی با [[کافران]] و [[مشرکان]]: {{متن قرآن|لَّا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمْ يُقَـٰتِلُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَـٰرِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوٓا۟ إِلَيْهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref> از [[بهره‌کشی]] و استثمار دیگران و [[تصرف]] اموال آنان به [[باطل]] و از بین بردن [[حقوق انسانی]] [[مردم]] به عنوان یک [[قانون]] عام<ref>مجمع‌البیان، ج ۱، ص۵۰۶؛ المیزان، ج ۲، ص۵۱؛ الفرقان، ج ۲، ص۸۴.</ref> و فراگیر [[نهی]] کرده و هرگونه [[استثمار]] و [[بهره‌کشی]] و [[تصرف]] [[اموال]] دیگران از راههای [[نامشروع]] را مردود دانسته است<ref>جامع‌البیان، مج ۲، ج ۲، ص۲۵۱؛ من وحی القرآن، ج ۴، ص۵۵؛ نمونه، ج ۲، ص۴.</ref> و افزون بر [[نفی]] [[مالکیت]] استثمارگران نسبت به این‌گونه اموال در [[دنیا]]، [[گرفتاری]] به عذاب‌اُخروی را نیز [[نتیجه اعمال]] آنان می‌داند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَكُم بَيْنَكُم بِٱلْبَـٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَـٰرَةً عَن تَرَاضٍۢ مِّنكُمْ وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًۭا}}<ref>«ای مؤمنان! دارایی‌های یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بی‌گمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> و نیز بقره<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَكُم بَيْنَكُم بِٱلْبَـٰطِلِ وَتُدْلُوا۟ بِهَآ إِلَى ٱلْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا۟ فَرِيقًۭا مِّنْ أَمْوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلْإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}«و دارایی‌های همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید و آنها را (با رشوه) به سوی داوران سرازیر نکنید تا بخشی از دارایی‌های مردم را آگاهانه به حرام بخورید» سوره نیزبقره، آیه ۱۸۸.</ref>؛ [[توبه]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}} «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.</ref> اگرچه موارد [[آیات]] و [[شأن نزول]] آنها یکسان نیست و [[آیه]] اوّل اشاره به [[رباخواری]] و [[معاملات حرام]] و [[فاسد]] و آیه دوم ناظر به [[حرمت]] [[رشوه‌خواری]] و آیه سوم در ارتباط با [[زورگویی]] و [[غصب]] و [[تزویر]] [[راهبان]] و [[احبار]] است؛ امّا این آیات همگی عمومیت داشته، منحصر به مصداقهای یاد شده نیست<ref>المیزان، ج ۴، ص۳۲۲، ۵۱۲.</ref>. در همه موارد، «[[باطل]]» به معنای ناپایداری<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۲۵۸.</ref> و ضد [[حق]] به کار رفته<ref>مفردات، ص۴۸.</ref> که گرفتار آمدن به آن، [[نابودی جامعه]] را در پی دارد. [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: آمدن جمله {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ}} در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|لَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَكُم بَيْنَكُم بِٱلْبَـٰطِلِ}}<ref> سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> اشاره‌ای گویا به همین [[واقعیت]] است<ref>المیزان، ج ۴، ص۳۲۰.</ref>. در بسیاری موارد در [[منابع اسلامی]] «اکل [[سُحت]]» مرادف با «[[اکل مال به باطل]]» به کار رفته است و «سُحت» همچون «[[باطل]]» به هر درآمد و [[بهره‌کشی]] [[نامشروع]]<ref>کشف‌الاسرار، ج ۳، ص۱۱۹.</ref> که خلاف [[دین]] و مروّت و مایه [[ننگ و عار]] باشد، اطلاق شده است<ref>مفردات، ص۴۰۰، «سحت»؛ من وحی القرآن، ج ۸، ص۲۴۳.</ref>، اگرچه در پاره‌ای از [[آیات]] و [[روایات]] بر مصادیقی خاص تطبیق شده و پیداست که به آن موارد اختصاص ندارد<ref>نمونه، ج ۴، ص۳۸۶.</ref> و هرنوع بهره‌کشی و حرامخواری و درآمد نامشروع را شامل می‌شود. [[قطب‌الدین راوندی]] در ذیل آیه {{متن قرآن|أَكَّـٰلُونَ لِلسُّحْتِ}}<ref> سوره مائده، آیه ۴۲.</ref> با اشاره به موارد متعدد «سُحت» در روایات می‌نویسد: آیه عمومیت دارد و همه موارد را شامل می‌شود<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۲۷ ـ ۲۸.</ref>.<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[استثمار (مقاله)|مقاله «استثمار»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۳، ص ۳۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۴۹

ویرایش