←راههای کسب و صیانت عصمت اکتسابی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
== راههای کسب و صیانت عصمت اکتسابی == | == راههای کسب و صیانت عصمت اکتسابی == | ||
عصمت، تفضلی [[الهی]] است. بنابراین، کسب و اکتساب عصمت معنایی ندارد، مگر آنکه مراد آن باشد که | عصمت، تفضلی [[الهی]] است. بنابراین، کسب و اکتساب عصمت معنایی ندارد، مگر آنکه مراد آن باشد که شخص، خویش را در شرایطی قرار دهد که از تفضل الهی برخوردار گردد؛ زیرا خدا افزون بر تفضلات ذاتی مانند تفضل [[انسان]] بر سایر [[مخلوقات]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِىٓ ءَادَمَ}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>، یا تفضل پیامبران بر دیگر [[مردمان]]: {{متن قرآن|وَٱذْكُرْ عِبَـٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَـٰرِ إِنَّآ أَخْلَصْنَـٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۵ ـ ۴۷.</ref>. یا تفضل مردان بر [[زنان]]: {{متن قرآن|ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ}}<ref>«مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref>، تفضلاتی دیگر دارد که به نوعی از مصادیق رحمت رحیمی به افرادی است که مورد عنایت قرار میگیرند؛ چنان که [[مؤمنان]] در هنگامه [[دعا]] مورد تفضل خاص و عنایت الهی قرار میگیرند: {{متن قرآن|قُلْ مَا يَعْبَؤُا۟ بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢا}}<ref>«بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد که (حقّ را) دروغ شمردید پس به زودی (عذاب) گریبانگیر (شما) خواهد شد» سوره فرقان، آیه ۷۷.</ref>. | ||
بنابراین وقتی از کسب عصمت سخن گفته میشود، مراد ایجاد شرایط است تا مورد تفضل خاص الهی قرار گیرد. از جمله این شروط میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | بنابراین وقتی از کسب عصمت سخن گفته میشود، مراد ایجاد شرایط است تا مورد تفضل خاص الهی قرار گیرد. از جمله این شروط میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | ||
# '''[[ایمان به خدا]] و [[آخرت]]:''' به نظر میرسد افزون بر [[ایمان]]، چیزی که میتواند در کسب این [[عصمت الهی]] کمک کند، [[ایمان به آخرت]] و | # '''[[ایمان به خدا]] و [[آخرت]]:''' به نظر میرسد افزون بر [[ایمان]]، چیزی که میتواند در کسب این [[عصمت الهی]] کمک کند، [[ایمان به آخرت]] و آخرت اندیشی: {{متن قرآن|يَـٰٓأَبَتِ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَـٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَـٰنِ وَلِيًّۭا قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ ءَالِهَتِى يَـٰٓإِبْرَٰهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَٱهْجُرْنِى مَلِيًّۭا قَالَ سَلَـٰمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّىٓ إِنَّهُۥ كَانَ بِى حَفِيًّۭا}}<ref>«ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی، گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی میگردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو، گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است» سوره مریم، آیه ۴۵ ـ ۴۷.</ref> است؛ زیرا هر چند که این شرط یادآور [[عصمت پیامبران]] است، اما این شروط از شروط اساسی است که لازم است هر کسی که بخواهد به آن برسد، در خود ایجاد کند. | ||
# '''[[تقوای الهی]] و تعلیم الهی:''' از نظر [[قرآن]]، مهمترین و اساسیترین عامل برای دست یابی به [[عصمت]] اکتسابی، تقوای الهی است؛ زیرا تقوای الهی موجب [[علم]] تعلمی [[الهی]] میشود: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}<ref>«تقوای الهی پیشه کنید تا [[خدا]] افزون بر چیزهای دیگر شما را [[تعلیم]] دهد»، سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>. از آن جایی که بر اساس [[تفسیر]] [[علامه طباطبایی]] عصمت در [[حقیقت]] صورت علمیه رساخه و ملکه نفسانی است که در قرآن از آن به [[برهان]] یاد شده: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، میتوان گفت این علم تعلیمی الهی به شخص [[متقی]] کارکردهای بسیاری دارد که از جمله آنها ایجاد عصمت در شخص است؛ زیرا علم تعلیمی الهی [[علم لدنی]] یا [[علم حضوری]] و [[شهودی]] است که فراتر از [[علم حصولی]] ظاهری است. بنابراین، وقتی [[علمی]] در شخص به تقوای الهی ایجاد شود، همین علم موجب میشود تا از هر گونه [[سوء]] و فحشاء و مانند آنها نگه داشته شده و مانعیتی در آنان ایجاد شود که بدان [[گرایش]] نیابند. [[امام رضا]]{{ع}} درباره جمله {{متن قرآن|وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ}}<ref>«و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> فرمود: یوسف [[معصوم]] بود و قصد [[ارتکاب گناه]] نمیکند<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۱۷۹، حدیت ۱.</ref>. بنابراین، عصمت ایشان به سبب برهان پروردگارش است که نوعی تعلیم الهی است. پس کسی که به تعلیم الهی برسد از نوعی عصمت برخوردار خواهد بود. | # '''[[تقوای الهی]] و تعلیم الهی:''' از نظر [[قرآن]]، مهمترین و اساسیترین عامل برای دست یابی به [[عصمت]] اکتسابی، تقوای الهی است؛ زیرا تقوای الهی موجب [[علم]] تعلمی [[الهی]] میشود: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}<ref>«تقوای الهی پیشه کنید تا [[خدا]] افزون بر چیزهای دیگر شما را [[تعلیم]] دهد»، سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>. از آن جایی که بر اساس [[تفسیر]] [[علامه طباطبایی]] عصمت در [[حقیقت]] صورت علمیه رساخه و ملکه نفسانی است که در قرآن از آن به [[برهان]] یاد شده: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، میتوان گفت این علم تعلیمی الهی به شخص [[متقی]] کارکردهای بسیاری دارد که از جمله آنها ایجاد عصمت در شخص است؛ زیرا علم تعلیمی الهی [[علم لدنی]] یا [[علم حضوری]] و [[شهودی]] است که فراتر از [[علم حصولی]] ظاهری است. بنابراین، وقتی [[علمی]] در شخص به تقوای الهی ایجاد شود، همین علم موجب میشود تا از هر گونه [[سوء]] و فحشاء و مانند آنها نگه داشته شده و مانعیتی در آنان ایجاد شود که بدان [[گرایش]] نیابند. [[امام رضا]]{{ع}} درباره جمله {{متن قرآن|وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ}}<ref>«و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> فرمود: یوسف [[معصوم]] بود و قصد [[ارتکاب گناه]] نمیکند<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۱۷۹، حدیت ۱.</ref>. بنابراین، عصمت ایشان به سبب برهان پروردگارش است که نوعی تعلیم الهی است. پس کسی که به تعلیم الهی برسد از نوعی عصمت برخوردار خواهد بود. | ||
# '''[[ظالم]] نبودن:''' از دیگر شرایط میتوان به پرهیز از هر گونه [[ظلم]] خواه به خدا یا خویش یا دیگری پرهیز کند، و بیگمان [[شرک]] از مصادیق ظلم است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ لُقْمَـٰنُ لِٱبْنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَـٰبُنَىَّ لَا تُشْرِكْ بِٱللَّهِ إِنَّ ٱلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که لقمان به پسرش- در حالی که بدو اندرز میداد- گفت: پسرکم! به خداوند شرک مورز که شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref>. و کسی که ظالم باشد به [[عصمت]] نمیرسد. اما اگر کسی [[ظالم]] نباشد، یعنی [[ظلم]] برایش ملکه و مقوم ذاتی نشده باشد، چنین شخصی به سبب [[تقوای الهی]] میتواند به عصمت دست یابد و حتی در مقام امام المتقین قرار گیرد که خواسته و [[نیایش]] [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَإِذِ ٱبْتَلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَـٰتٍۢ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> و {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّـٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>. | # '''[[ظالم]] نبودن:''' از دیگر شرایط میتوان به پرهیز از هر گونه [[ظلم]] خواه به خدا یا خویش یا دیگری پرهیز کند، و بیگمان [[شرک]] از مصادیق ظلم است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ لُقْمَـٰنُ لِٱبْنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَـٰبُنَىَّ لَا تُشْرِكْ بِٱللَّهِ إِنَّ ٱلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که لقمان به پسرش- در حالی که بدو اندرز میداد- گفت: پسرکم! به خداوند شرک مورز که شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref>. و کسی که ظالم باشد به [[عصمت]] نمیرسد. اما اگر کسی [[ظالم]] نباشد، یعنی [[ظلم]] برایش ملکه و مقوم ذاتی نشده باشد، چنین شخصی به سبب [[تقوای الهی]] میتواند به عصمت دست یابد و حتی در مقام امام المتقین قرار گیرد که خواسته و [[نیایش]] [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|وَإِذِ ٱبْتَلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَـٰتٍۢ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> و {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّـٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>. | ||