پرش به محتوا

ایثار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۸٬۷۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ مارس ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
# در [[آیات]] سوم و چهارم به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکه]] نازل شده، معیار ایثار، یعنی تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب، آن‌چنان حاصل شده که محقّق بودن راه صواب با تأکید و [[سوگند]] بیان شده است؛ چنان‌که در [[آیه]] ذکر شده در [[سوره طه]]، ساحران پس از [[درک]] [[معجزه]] [[حضرت موسی]] {{ع}} و تشخیص بیهوده‌بودن سحر که کار برخی از انسان‌های مفسده‌جوست، از اعجازی که به [[مشیت]] خدای متعال و بر اساس [[حق]] به وقوع پیوسته، آن‌چنان راه صواب را تشخیص دادند که به عنوان معیار ایثار، آن را با تأکید [[برگزیده]] و حاضر شدند در راه این [[گزینش]]، [[جان]] خود را هم نثار کنند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهان‌هایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر می‌آید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری می‌توانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. در [[آیه]] چهارم به ترتیب [[نزول]] هم [[برادران یوسف]] {{ع}} چون به خطای خود در مورد برادرشان، [[یوسف]]، و به [[راه]] صوابی که او طی کرده بود؛ یعنی همان راه [[تقوا]] و [[صبر]] پی بردند، [[فضل]] و [[برتری]] یوسف‌{{ع}} را بر خود، از جانب [[خدا]] دانسته و با [[سوگند]] آن را مورد تأکید قرار می‌دهد و بدان [[اقرار]] می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بی‌گمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>.
# در [[آیات]] سوم و چهارم به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکه]] نازل شده، معیار ایثار، یعنی تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب، آن‌چنان حاصل شده که محقّق بودن راه صواب با تأکید و [[سوگند]] بیان شده است؛ چنان‌که در [[آیه]] ذکر شده در [[سوره طه]]، ساحران پس از [[درک]] [[معجزه]] [[حضرت موسی]] {{ع}} و تشخیص بیهوده‌بودن سحر که کار برخی از انسان‌های مفسده‌جوست، از اعجازی که به [[مشیت]] خدای متعال و بر اساس [[حق]] به وقوع پیوسته، آن‌چنان راه صواب را تشخیص دادند که به عنوان معیار ایثار، آن را با تأکید [[برگزیده]] و حاضر شدند در راه این [[گزینش]]، [[جان]] خود را هم نثار کنند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهان‌هایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر می‌آید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری می‌توانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. در [[آیه]] چهارم به ترتیب [[نزول]] هم [[برادران یوسف]] {{ع}} چون به خطای خود در مورد برادرشان، [[یوسف]]، و به [[راه]] صوابی که او طی کرده بود؛ یعنی همان راه [[تقوا]] و [[صبر]] پی بردند، [[فضل]] و [[برتری]] یوسف‌{{ع}} را بر خود، از جانب [[خدا]] دانسته و با [[سوگند]] آن را مورد تأکید قرار می‌دهد و بدان [[اقرار]] می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بی‌گمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>.
# از [[آیات]] پنجم و ششم که اولی در [[مکه]]، و دومی در [[مدینه]] نازل شده، فرجام دو نوع [[گزینش]] را می‌توان در آنها [[تدبّر]] نمود، بدین معنا که آنانی که در تشخیص معیار ایثار، راه [[خطا]] رفتند و [[زندگی دنیا]] را برگزیدند و آن را بر [[حیات اخروی]] برتری دادند، مأوا و پناهگاهشان، [[دوزخ]] است: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}. و آنان که در تشخیص معیار ایثار، راه صواب رفتند و [[اعمال]] و رفتارشان، نشانگر [[انتخاب]] راه صواب است؛ یعنی [[زندگی اخروی]] را بر [[حیات دنیوی]] برتری دادند، فرجام کارشان [[فلاح]] و [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref>
# از [[آیات]] پنجم و ششم که اولی در [[مکه]]، و دومی در [[مدینه]] نازل شده، فرجام دو نوع [[گزینش]] را می‌توان در آنها [[تدبّر]] نمود، بدین معنا که آنانی که در تشخیص معیار ایثار، راه [[خطا]] رفتند و [[زندگی دنیا]] را برگزیدند و آن را بر [[حیات اخروی]] برتری دادند، مأوا و پناهگاهشان، [[دوزخ]] است: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}. و آنان که در تشخیص معیار ایثار، راه صواب رفتند و [[اعمال]] و رفتارشان، نشانگر [[انتخاب]] راه صواب است؛ یعنی [[زندگی اخروی]] را بر [[حیات دنیوی]] برتری دادند، فرجام کارشان [[فلاح]] و [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref>
==[[از خودگذشتگی]] و مقدّم داشتن دیگران بر خود==
واژه [[ایثار]] بر وزن اِفعال از ریشه «ا ـ ث ـ ر» و به معنای مقدّم داشتن دیگری بر خود است<ref>الصحاح، ج ۲، ص۵۷۵، «اثر».</ref>؛ اما گاه در معنایی وسیع‌تر به هرگونه ترجیح بین دو طرف گفته می‌شود.<ref>{{متن قرآن|قَالُوا۟ تَٱللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَـٰطِـِٔينَ}} «گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بی‌گمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>.<ref>الفروق‌اللغویه، ص۸۷ ـ ۸۸؛ لسان العرب، ج ۱، ص۷۰، «اثر».</ref>. این مفهوم در اصطلاح به معنای مقدم شمردن دیگری بر خود در کسب [[سود]] و منفعتی یا [[پرهیز]] از ضرر و زیانی است که نهایت [[برادری]] و [[دوستی]] بین دو نفر را نشان می‌دهد<ref>التعریفات، ص۵۹.</ref>. نقطه مقابل این [[خصلت]] [[انسانی]] را [[بخل]] دانسته‌اند که به معنای پرهیز از رساندن هرگونه سودی به دیگران است<ref>التعریفات، ص۶۲.</ref>، گرچه [[مساوات]] به معنای قرار دادن خویش در مرتبه‌ای همسان دیگران نیز مفهومی مقابل بخل به شمار می‌رود که البته در مقایسه با ایثار در رتبه‌ای [[پایین‌تر]] از آن قرار داشته و در نقطه وسط میان بخل و ایثار قرار دارد<ref>التعریفات، ص۳۰۴.</ref>. واژه ایثار در [[قرآن]] نیامده؛ اما همخانواده‌های آن از همین باب، ۵ بار در قرآن به‌کار رفته است.<ref>سوره یوسف آیه ۹۱؛ سوره طه آیه ۷۲؛ سوره حشر آیه ۹؛ سوره نازعات آیه ۳۸؛ سوره اعلی آیه ۱۶.</ref> ایثار در آیه نخست در مورد برگزیده شدن یوسف از میان برادرانش و در آیه دوم درباره بی‌توجهی ساحران به فرعون در برابر آیات الهی و در سومین آیه در مورد انصار که مهاجران را در نیازمندیها بر خود مقدم می‌شمرند و در آیات چهارم و پنجم درباره مذمت ترجیح دنیا بر آخرت آمده است. کاربردهای گوناگون این واژه نشان می‌دهد که چنین اصطلاحی در عصر نزول شکل نگرفته بود و در قرآن تنها معنای لغوی آن به‌کار رفته، گرچه در آیه ۹ حشر<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلْإِيمَـٰنَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَةًۭ مِّمَّآ أُوتُوا۟ وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌۭ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}} «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref> معنای لغوی مطابق با معنای اصطلاحی در آمده است، ازاین‌رو برای بررسی موضوع [[ایثار]] در [[قرآن]] باید به جست‌وجوی کلید واژه‌های دیگری باشیم که به نوعی در ارتباط معنایی با این اصطلاح است. در این بررسی به مفاهیمی همچون: [[بِرّ]]<ref>{{متن قرآن|لَّيْسَ ٱلْبِرَّ أَن تُوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ وَءَاتَى ٱلْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَـٰهَدُوا۟ وَٱلصَّـٰبِرِينَ فِى ٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلْبَأْسِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ}} «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷. {{متن قرآن|لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌۭ}} «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آلعمران، آیه ۹۲.</ref>، [[احسان]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَـٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَانًۭا وَذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَقُولُوا۟ لِلنَّاسِ حُسْنًۭا وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنكُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>، اِطعام<ref>{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسْكِينًۭا وَيَتِيمًۭا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءًۭ وَلَا شُكُورًا}} «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.</ref>، [[انفاق]]<ref>{{متن قرآن|لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌۭ}} «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آلعمران، آیه ۹۲.</ref> یا عناوینی نظیر فروش [[جان]] و [[مال]] به [[خداوند]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ ٱشْتَرَىٰ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلْجَنَّةَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّۭا فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ وَٱلْقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِ فَٱسْتَبْشِرُوا۟ بِبَيْعِكُمُ ٱلَّذِى بَايَعْتُم بِهِۦ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ}} «همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> و در نقطه مقابل به مفاهیم [[بخل]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ هُوَ خَيْرًۭا لَّهُم بَلْ هُوَ شَرٌّۭ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا۟ بِهِۦ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ}} «و آنان که در آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است تنگ‌چشمی می‌ورزند گمان نبرند که این (کار) برای آنها نیک است بلکه برای آنان بد است؛ به زودی در رستخیز آنچه تنگ‌چشمی کرده‌اند چون طوقی گردنگیرشان می‌گردد و میراث آسمان و زمین از آن خداوند است و خداوند» سوره آلعمران، آیه ۱۸۰.</ref>، [[شحّ]]<ref>{{متن قرآن|فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ مَا ٱسْتَطَعْتُمْ وَٱسْمَعُوا۟ وَأَطِيعُوا۟ وَأَنفِقُوا۟ خَيْرًۭا لِّأَنفُسِكُمْ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}} «هر چه می‌توانید از خداوند پروا کنید و سخن نیوش باشید و فرمان برید و (در راه خداوند) هزینه کنید که برای خودتان بهتر است؛ و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref> یا عناوینی نظیر مقدّم داشتن خود بر [[پیامبر]]<ref>{{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا۟ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا۟ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِۦ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌۭ وَلَا نَصَبٌۭ وَلَا مَخْمَصَةٌۭ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَـُٔونَ مَوْطِئًۭا يَغِيظُ ٱلْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّۢ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٌۭ صَـٰلِحٌ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ}} «مردم مدینه و تازیان بیابان‌نشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جان‌های خودشان را از جان او دوست‌تر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمی‌رسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمی‌نهند و هیچ زیانی به دشمنی نمی‌زنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته می‌شود؛ بی‌گمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref> برمی‌خوریم.
مفهوم [[ایثار]] بر اثر وجود پاره‌ای صفات اخلاقیِ مرتبط با آن مانند [[بخشش]] و [[مهمان‌نوازی]] و گذشت در [[نظام اخلاقی]] [[عرب قبل از اسلام]] برای [[مردم]] شبه جزیره مفهومی شناخته شده بود<ref>المفصل، ج ۴، ص۵۷۵ ـ ۵۸۴.</ref>. [[آیات قرآن]] با امضای این [[رفتار نیک]] آن را در [[خدمت]] [[اهداف دین]] جدید قرار داده و گاه با ایجاد تغییراتی به [[اصلاح]] و تکمیل آن پرداخته است<ref>مفاهیم اخلاقی، ص۹۲ ـ ۹۳.</ref>. مهم‌ترین [[آیه ایثار]] که به صراحت از آن یاد شده، درباه میزبانی صمیمانه [[انصار]] از [[مهاجران]] پس از [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] [[مکّه]] به [[مدینه]] است: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلْإِيمَـٰنَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَةًۭ مِّمَّآ أُوتُوا۟ وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌۭ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref> در این [[آیه]] از [[خصلت]] مهمان [[دوستی]] و [[جود]] و بخشش خالصانه مسلمانان مدینه نسبت به مهاجران مکّه یاد شده و ایثار آنان به رغم نیاز شدید خویش [[ستایش]] شده است. سپس با گذر از این ماجرای [[تاریخی]] به بیان این گزاره [[اخلاقی]] عام پرداخته شده که هرکس بتواند با [[پرهیز]] از [[بخل]]، صفت [[خویشتن دوستی]] [[افراطی]] خود را مهار کند همو [[رستگار]] شده است: {{متن قرآن|وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}}<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص۵۵ ـ ۵۶؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۴۹۳؛ روض الجنان، ج ۱۹، ص۱۲۶ ـ ۱۲۷.</ref>. در [[آیه]] قبل از این آیه نیز [[خداوند]] از [[مهاجران]] یاد می‌کند که برای [[یاری]] خداوند و پیامبرش از [[ثروت]] و [[وطن]] خویش چشم پوشیده، در پی [[فضل الهی]] [[هجرت]] گزیدند: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَآءِ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِمْ وَأَمْوَٰلِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًۭا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.</ref> [[همنشینی]] این دو گروه با تکیه بر وجود [[خصلت]] مشترکی میانشان ما را به عنصر اساسی مفهوم [[ایثار]] رهنمون می‌سازد. این دو گروه هر دو با گذر از خویشتن به آرمانی والاتر اندیشیده، در مسیر آن از هرگونه گذشتی دریغ نکردند. با مبنا قرار دادن این مؤلفه معنایی به [[آیات]] دیگری دست می‌یابیم که از [[جانبازی]] [[مؤمنان]] در راه [[دین جدید]] یاد می‌کند. در نمونه‌ای از این آیات از ایثار جانی با وصف تجارتی با خداوند که بهای آن کسب [[رضایت الهی]] است یاد شده: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> این آیه در [[روایات]] متعددی از [[شیعه]] و [[سنی]] به رخداد [[مهاجرت پیامبر]] از [[مکه]] در شب موسوم به [[لیلة المبیت]] مربوط دانسته شده است<ref>شواهد التنزیل، ج ۱، ص۱۲۳ ـ ۱۳۱؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۳۵؛ التفسیرالکبیر، ج۵، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.</ref>. در این شب [[امیر مؤمنان]]، علی{{ع}} برای [[حفظ جان پیامبر]] در بستر وی خوابید و آن حضرت شبانه مکه را ترک گفت و بدین ترتیب خطر [[مرگ]] را برای یاری دین جدید به [[جان]] خرید.
در آیه دیگری خداوند از وجود تجارتی همیشگی بین خداوند و مؤمنان پرده برمی‌دارد که در آن [[مؤمنان]] [[جان]] و [[مال]] خویش را به [[طور]] کامل در [[اختیار]] [[خداوند]] قرار داده، در برابر، [[بهشت]] برین را نصیب خویش می‌سازند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ ٱشْتَرَىٰ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلْجَنَّةَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّۭا فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ وَٱلْقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِ فَٱسْتَبْشِرُوا۟ بِبَيْعِكُمُ ٱلَّذِى بَايَعْتُم بِهِۦ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> در نقطه مقابل، [[بخل]] [[مالی]] و جانی برخی [[صحرانشینان]] [[عرب]] [[مذمت]] شده است.<ref>المفصل، ج ۵، ص۷۹؛ ج ۷، ص۴۳۹.</ref>. آنان [[واجبات مالی]] مانند [[زکات]] را در [[آیین جدید]] نوعی باجگیری تلقی کرده، در ادای آن کوتاهی می‌کردند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلْأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًۭا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ ٱلسَّوْءِ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ * وَمِنَ ٱلْأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَـٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ أَلَآ إِنَّهَا قُرْبَةٌۭ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«و برخی از تازیان بیابان‌نشین آنچه هزینه می‌کنند غرامت می‌شمارند و برای شما انتظار پیشامدها را می‌کشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست * و برخی از تازیان بیابان‌نشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه می‌کنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر می‌شمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در می‌آورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۸-۹۹.</ref> رابطه [[تقابل]] میان این دو گروه از [[اعراب]] نشان می‌دهد که درونی نشدن [[انفاق]] در قالب صفت [[ایثار]] از نبود [[ایمان واقعی]] به [[خداوند]] و [[جهان آخرت]] پرده برمی‌دارد. در [[آیه]] دیگری از همین [[سوره]] این [[حقّ]] از [[مؤمنان]] سلب شده که به هنگام تخییر بین خواسته خویش و [[اهداف]] [[آیین جدید]] از [[دستورات]] [[پیامبر]] سر باز زده، به ارضای خواسته خویش [[همت]] گمارند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا۟ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا۟ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِۦ...}}<ref>«مردم مدینه و تازیان بیابان‌نشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جان‌های خودشان را از جان او دوست‌تر بدارند؛.».. سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref> در ادامه آیه در [[مقام]] توجیه سلب این حقّ چنین آمده که هرگونه [[از خودگذشتگی]] در [[راه خدا]] کاری [[نیک]] به شمار می‌رود که بدون تردید نزد خداوند بی‌پاداش نخواهد ماند، بلکه [[پاداش]] والاتر از آن را در پی خواهد داشت: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا۟ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا۟ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِۦ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌۭ وَلَا نَصَبٌۭ وَلَا مَخْمَصَةٌۭ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَـُٔونَ مَوْطِئًۭا يَغِيظُ ٱلْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّۢ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٌۭ صَـٰلِحٌ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ * وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةًۭ صَغِيرَةًۭ وَلَا كَبِيرَةًۭ وَلَا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}<ref>«مردم مدینه و تازیان بیابان‌نشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جان‌های خودشان را از جان او دوست‌تر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمی‌رسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمی‌نهند و هیچ زیانی به دشمنی نمی‌زنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته می‌شود؛ بی‌گمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد * و هیچ هزینه‌ای چه خرد چه کلان نمی‌کنند و هیچ درّه‌ای را نمی‌پیمایند مگر آنکه برای آنان نوشته می‌شود تا خداوند نیکوتر از آنچه می‌کرده‌اند به آنان پاداش دهد» سوره توبه، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج ۵، ص۱۲۴.</ref> در نگاهی دیگر به مفهوم [[ایثار]] به برخی شروط و [[ضوابط اخلاقی]] در رفتارهای ایثارگرانه سفارش شده که مهم‌ترین آنها در تناسب با محور معنایی این مفهوم، [[پرهیز]] از [[منّت‌گذاری]] و بیان سخنان [[آزار دهنده]] یا ابراز برخی درخواستهای متقابل است: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَآ أَنفَقُوا۟ مَنًّۭا وَلَآ أَذًۭى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که دارایی‌های خود را در راه خداوند می‌بخشند و از پی آنچه بخشیده‌اند منّتی نمی‌نهند و آزاری نمی‌دهند، پاداش آنها نزد پروردگار آنان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۲۶۲.</ref> درهمین راستا در [[سوره دهر]] به الگویی عملی از ایثار خالصانه برمی‌خوریم که بنابر [[روایات]] متعدد [[شیعه]]<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۱۱.</ref> و [[سنی]]<ref>الکشاف، ج ۴، ص۶۷۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۲۴۳ ـ ۲۴۴؛ روح‌المعانی، مج ۱۶، ج ۲۹، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰.</ref> [[شأن نزول]] آن مربوط به [[از خودگذشتگی]] [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} و همسرش [[فاطمه]] و دو فرزندشان حسن و حسین{{عم}} در [[انفاق]] تنها [[خوراک]] شب خود به [[نیازمندان]] در سه شب متوالی است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍۢ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا... * يُوفُونَ بِٱلنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًۭا كَانَ شَرُّهُۥ مُسْتَطِيرًۭا * وَيُطْعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسْكِينًۭا وَيَتِيمًۭا وَأَسِيرًا... * إِنَّ هَـٰذَا كَانَ لَكُمْ جَزَآءًۭ وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا}}<ref>«بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند» سوره انسان، آیه ۵-۲۲.</ref> در [[آیات]] دیگر در ادامه این نگاه [[اخلاقی]] از آفت [[ریا]] و خودنمایی به هنگام انجام دادن [[کارهای نیک]] [[اجتماعی]] یاد شده که باز با مفهوم از خودگذشتگی در نقش محور معنایی ایثار در تضاد است: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُبْطِلُوا۟ صَدَقَـٰتِكُم بِٱلْمَنِّ وَٱلْأَذَىٰ كَٱلَّذِى يُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ...}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد،.».. سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> در اینجا نیز [[اخلاص]] پشتوانه اصلی رفتارهای [[نیک]] دانسته شده که بدون آن هر [[رفتار]] [[نیکی]] بی‌فایده بوده، از نبود [[ایمان واقعی]] به [[خدا]] و [[جهان آخرت]] پرده برمی‌دارد، بنابراین صفت اخلاص در نقش نقطه مقابل [[ریا]]، رابطه [[همنشینی]] با [[ایثار]] یافته، مفهوم [[از خودگذشتگی]] بدون اخلاص قابل تصور نخواهد بود. اهمیت این موضوع آنگاه بیشتر آشکار خواهد شد که به وجود [[اخلاق]] [[فخرفروشی]] و خودنمایی با [[تظاهر]] به [[صفات نیک]] [[اخلاقی]] در [[جامعه]] [[عرب قبل از اسلام]] پی بریم<ref>المفصل، ج ۴، ص۲۹۴؛ مفاهیم اخلاقی، ص۹۵.</ref>. در همین راستا [[خداوند]] از [[زیاده روی]] در رفتارهای ایثارگرانه و فراموش کردن [[واقعیات]] [[زندگی]] روزمره [[پرهیز]] داده، به [[ضرورت]] ملاحظه [[مصالح]] معیشتی توجه می‌دهد: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُوا۟ لَمْ يُسْرِفُوا۟ وَلَمْ يَقْتُرُوا۟ وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًۭا}}<ref>«و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» سوره فرقان، آیه ۶۷.</ref> و در آیه‌ای دیگر به [[پیامبر]] سفارش می‌شود که نه دست خویش را از شدت [[بخل]] به گردن ببند و نه به [[سخاوت]] یکباره هرچه داری یکجا از دست بده که آنگاه به [[حال]] ملامت و [[حسرت]] قرارگیری: {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ ٱلْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًۭا مَّحْسُورًا}}<ref>«و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که نکوهیده دریغ خورده فرو مانی» سوره اسراء، آیه ۲۹.</ref> و باز در [[آیه]] دیگری از [[زیاده‌روی]] در ایثار [[مال]] به عنوان [[تبذیر]] یاد شده و این [[خصلت]] [[نکوهش]] شده است: {{متن قرآن|وَءَاتِ ذَا ٱلْقُرْبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلْمِسْكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا * إِنَّ ٱلْمُبَذِّرِينَ كَانُوٓا۟ إِخْوَٰنَ ٱلشَّيَـٰطِينِ وَكَانَ ٱلشَّيْطَـٰنُ لِرَبِّهِۦ كَفُورًۭا}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان و نیز (حقّ) مستمند و در راه مانده را و هیچ‌گونه فراخ‌رفتاری مورز * که فراخ رفتاران یاران شیطانند و شیطان به پروردگارش ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۲۶-۲۷.</ref> ([[اسراف]]) منابع [[اخلاق]] و تصوّف با تکیه بر [[آیات]] [[ایثار]] به بررسی ابعاد گوناگونی از آن پرداخته‌اند. [[ابونعیم]] در تعریف تصوّف، ایثار را عنصر اساسی آن دانسته<ref>حلیة الاولیاء، ج ۲، ص۴۳۰.</ref>، آن را منبع آبیاری درخت [[محبت]] می‌داند که در کنار درخت [[معرفت]] و [[توبه]] و... ارکان [[ایمان]] را تشکیل می‌دهد<ref>حلیة الاولیاء، ج ۱۰، ص۲۱۴.</ref>. غزالی با اختصاص فصلی به «ایثار» در [[دائرة المعارف]] [[اخلاقی]] خویش از آن به عنوان [[برترین]] مرتبه «[[جود]]» در برابر پایین‌ترین مرتبه «[[بخل]]» که بخل بر خویشتن است یاد می‌کند. او نمونه‌های گوناگونی از ایثار را از [[زندگی پیامبران]] و [[اولیا]] [[شاهد]] آورده و در این میان به ماجرای [[لیلة المبیت]] و برخی ماجراهای [[قرآنی]] دیگر نیز می‌پردازد<ref>احیاء علوم‌الدین، ج ۴، ص۱۸۰۳ ـ ۱۸۰۶.</ref>. وی در کتاب دیگرش از [[کم خوری]]، کنترل [[شهوت]] و ریاضتهای [[دینی]] به عنوان راهکار نهادینه ساختن ایثار و تبدیل آن به [[ملکه نفسانی]] یاد می‌کند<ref>معارج القدس، ص۸۱.</ref>. در آثار دیگر اخلاقی به روابط معنایی بخل و [[شحّ]] و [[حسد]] و ایثار در [[آیات قرآنی]] توجه شده<ref>الزهد والورع والعباده، ص۲۹.</ref> و با استناد به [[آیه]] {{متن قرآن|ٱلنَّبِىُّ أَوْلَىٰ بِٱلْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> به تعمیم مفهوم ایثار در قالب ترجیح همیشگی [[اراده خداوند]] بر [[اراده]] خویش پرداخته شده<ref>زادالمهاجر، ص۲۹.</ref> و نمونه‌هایی قرآنی مانند ابراهیم در ماجرای [[ذبح اسماعیل]] معرفی شده است<ref>الجواب الکافی، ص۱۳۵.</ref>. بدین‌سان مفهوم ایثار در این دستگاه اخلاقی با مفاهیم بنیادی [[قرآن]] مانند ایمان، [[تسلیم]]، [[انقیاد]]، [[طاعت]] و [[رضا]] پیوند یافته، شبکه معنایی گسترده‌ای تشکیل می‌دهد<ref>زادالمهاجر، ص۲۹.</ref>. در منابع [[عرفانی]] نیز با توجه به آیاتی نظیر «لَن تَنالوا البِرَّ حَتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ» برترین مرتبه [[انفاق]]، بذل [[محبوب]] معرفی شده و بالاترین مرتبه ایثار، انفاق در [[حال]] نیاز دانسته شده<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص۳۵۶.</ref> و در این باره به [[تأویل]] [[عرفانی]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌۭ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}} پرداخته شده<ref>تفسیر ابن‌عربی، ج ۲، ص۶۲۲.</ref>؛ همچنین مراتبی برای [[ایثار]] معرفی شده<ref>کشف المحجوب، ص۲۳۶ ـ ۲۳۷.</ref> است.<ref>[[ایثار - دائرة المعارف قرآن کریم (مقاله)|مقاله «ایثار»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۱۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۶۷

ویرایش