پرش به محتوا

بهداشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸٬۱۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ آوریل ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهداشت | عنوان مدخل  = بهداشت | مداخل مرتبط = [[بهداشت در معارف و سیره نبوی]] - [[بهداشت در معارف و سیره فاطمی]] - [[بهداشت در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| موضوع مرتبط = بهداشت
| پرسش مرتبط  = }}
| عنوان مدخل  = بهداشت
== واژه‌شناسی ==
| مداخل مرتبط = [[بهداشت در معارف و سیره نبوی]] - [[بهداشت در معارف و سیره فاطمی]] - [[بهداشت در جامعه‌شناسی اسلامی]]
این واژه، مصدر مرکب مرخّم و از دو کلمه [[فارسی]] «به» و «داشت» ساخته شده است.(۱)[[بهداشت]] به نگاهداشتن [[تندرستی]] و [[حفظ]] [[صحت]]، معنا شده است.(۲) به وسایل و ابزارهای نگاهداری [[سلامت]] نیز [[بهداشت]] گفته می‌‌شود.(۳) در اصطلاح [[علمی]] به مجموعه قابلیتهای فیزیکی، احساسی، روانی و [[اجتماعی]] که [[انسان]] را با محیط [[زندگی]] خود هماهنگ می‌‌سازد بهداشت گفته می‌‌شود که با مفهوم سلامت پیوند نزدیک معنایی دارد،(۴) از این رو بهداشت در‌‌دامنه‌‌ای بسیار گسترده، همه قلمروهای زندگی انسان را [[پوشش]] داده، به دو شاخه اصلی «[[زیست محیطی]]» و «[[انسانی]]» تقسیم می‌‌شود که در بخش نخست، بهداشت هوا و جوّ، آبها، گیاهان، جانوران و به [[طور]] کلی‌‌بهداشت محیط طبیعی زندگی[[بشر]] را شامل می‌‌شود و در بخش دوم، بهداشت محیط انسانی زندگی بشر در دو بخش فردی و اجتماعی و از سوی دیگر جسمی و روانی از قبیل [[نظافت]] بدن، [[پوشاک]] و [[مسکن]]، [[تغذیه]]،[[خانواده]]، محیط شهری، [[صنعت]] و فن‌‌آوری و بهداشت صوتی و تصویری و... را دربرمی‌‌گیرد.(۵) به این اصطلاح در [[قرآن]] تصریح نشده است؛ اما از واژگانی چون «طیّب»، «طهور» و مشتقات آن دو و نیز «[[شفاء]]» و در نقطه مقابل، «[[رجس]]»، «[[نجس]]»، «[[خبیث]]» و دیگر کلید واژه‌‌های مقاله [[پلیدی]] در کنار کلید واژه‌‌های مربوط به [[مقالات]] «[[آرامش]]» و «[[اضطراب]]» که به مبحث [[بهداشت روانی]] مربوط می‌‌شوند و نیز عموم [[آیات]] [[طبیعت]] در ارتباط با بهداشت [[محیط زیست]]، می‌‌توان دیدگاه قرآن را در این باره جست و جو کرد. [[طیب]] به معنای هر چیز خوشایند و [[پاک]] از [[آلودگی]]،(۶) خبیث به معنای هر چیز مادی و غیر مادی که [[پست]] و [[ناپسند]] شمرده شود،(۷) رجس و نجس به معنای هرچیز [[آلوده]] و کثیف به لحاظ طبیعی، [[عقلی]] یا [[دینی]]،(۸) طهور مصدر دیگر [[طهارت]] که گاه در نقش صفت مشبهه می‌‌آید، به معنای [[پاکیزگی]] جسمی و [[روحی]] (۹) و شفاء به معنای رفع [[بیماری]] و بازیافتن سلامت است.
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
در نگاهی کلی به [[آیات قرآن]]،[[بهداشت]] و [[پاکیزگی]] ارزشی [[دینی]] شمرده شده و نقطه مقابل آن [[خبیث]] و [[ناپسند]] نامیده شده است: «قُل لا یَستَوِی الخَبیثُ والطَّیِّب..».([[مائده]] / ۵، ۱۰۰ و نیز [[اعراف]] / ۷، ۱۵۷)، از این رو [[خداوند]] پاکیزگان را [[دوست]] دارد: «واللّهُ‌‌یُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) و در مواردی به آن سفارش کرده است: «و طَهِّر بَیتِیَ لِلطّائِفین..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۶) و در نقطه مقابل از انجام هر کار زیانباری [[نهی]] کرده است: «... و لا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَة..»..(بقره / ۲، ۱۹۵)(۱۰) [[تکالیف الهی]] و مسئولیتهای افراد، مشروط به عدم [[زیان]] جسمی و [[روحی]] گشته: «لاتُکَلَّفُ نَفسٌ اِلاّ وُسعَها لاتُضارَّ ولِدَةٌ بِوَلَدِها ولا مَولودٌ لَهُ بِوَلَدِه»(بقره / ۲، ۲۳۳)(۱۱) که با عنوان قاعده «[[لاضرر]] و لا [[ضرار]]» در [[فقه]] مورد بحث قرار می‌‌گیرد.(۱۲) مفهوم محسوس [[طهارت]]، در [[قرآن]] عمومیت یافته، شامل [[معنویات]] و معقولات شده و تعابیری چون [[قدس]] و سبحان به این بخش ارتباط دارند.
مراد آن دسته از آیاتی است که در شرایط [[عصر پیامبر]] و عدم توجه به [[نظافت]]، حداقل مسائل بهداشتی را از طریق [[احکام]] و [[عبادات]] از طریق [[وضو]]، [[غسل]]، [[تطهیر]] [[لباس]] و شستشوی آن و پرهیز از قذارت‌ها و رعایت مکان [[نمازگزار]] و [[تطهیر]] محل جماع و مسائل مختلفی که در [[احکام]] [[طهارت]] هم آمده، بیان کرده است. درقرآن براهمیت وحیاتی بودن [[آب]] تاکید شده {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«آیا کافران درنیافته‌اند که آسمان‌ها و زمین فرو بسته بود ما آنها را برگشودیم و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمی‌آورند؟» سوره انبیاء، آیه ۳۰.</ref> {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را» سوره حج، آیه ۵.</ref> {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی و چون بر آن آب فرو باریم می‌جنبد و می‌بالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگی‌بخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref> {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ}}<ref>«آیا آبی را که می‌نوشید، دیده‌اید؟» سوره واقعه، آیه ۶۸.</ref>» از سوی دیگر در [[تعالیم]] [[نبوی]]، [[آب]] دارای اهمیت می‌شود و خواه ناخواه برای رعایت بهداشت در منطقه‌ای بی‌آب و علف و خشک، تأکید به آن، نشان از توجه به مسأله را نشان می‌دهد. این [[احکام]] در [[واجبات]] و رعایت آن در ترک [[محرمات]] که در [[وضو]] و [[غسل]] و اجتناب از نجاسات تبلور یافته است، زمینه توجه به بهداشت را در حداقل مسائل بوجود آورده است. البته بخشی از این [[احکام]] و [[تعالیم]] در [[سنت]] و [[سیره نبوی]] آمده که آن نیز جالب توجه است، مانند [[مسواک]] و [[احکام]] اجتناب از قذرات‌ها و [[تحریم]] [[خون]] و میته و حیوانات، [[احکام]] حیض و اجتناب از [[حرام]] گوشت و [[احکام]] [[ذبح]] و پرهیز از برخی خوردنی‌ها و باز در [[سنن]] مانند شستن دست در پیش از [[غذا]] و بعد از [[غذا]] و ده‌ها [[تعلیم]] [[نبوی]] و یا [[سیره]] [[حضرت]] در [[ترویج]] غسل‌های مستحبی مانند [[غسل]] [[جمعه]] و جنابت و حیض نقش [[طهارت]] ظاهری را بیان کرده است
 
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ}}<ref>«ای جامه بر خود کشیده!» سوره مدثر، آیه ۱.</ref> {{متن قرآن|وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ}}<ref>«و جامه‌ات را پاکیزه گردان،» سوره مدثر، آیه ۴.</ref>
[[شریعت اسلام]] هر دو بخش طهارت را مد نظر قرار داده و در [[شرع]] [[قانونمند]] ساخته و به احکامی در ارتباط با اجتناب از نجاسات و ناپاکیها و بیان راههای [[پاکی]] مانند [[غسل]] و [[وضو]] اشاره کرده و در رأس همه طهارتها مفهوم [[توحید]] و طهارتهای [[اخلاقی]] قرار دارد.(۱۳) قرار گرفتن طهارت در کنار‌‌توبه: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ‌‌التَّوّ‌‌بینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین» ‌‌ (بقره / ۲، ۲۲۲) [[وحدت]] سیاقی ایجاد کرده است؛ زیرا توبه به معنای [[رجوع]] به سوی خداوند و طهارت به معنای جدا شدن از [[ناپاکی]] و بازیابی پاکی است و روشن است که این دو معنا در خصوص [[اوامر و نواهی الهی]] کاملا مطابق است، بنابراین تعبیر مطلق [[آیه]] نشان می‌‌دهد که خداوند تمام انواع پاکیزگی را‌‌دوست‌‌دارد، پس [[استغفار]] و پاکی [[اعتقادات]] و شست و شوی جسمی و بدنی و [[اعمال صالح]] و [[علوم]][[حق]] همگی در [[بهداشت]] [[زندگی]] [[انسان]] نقش ایفا می‌‌کنند.(۱۴) نکته قابل توجه آنکه تفکیک کامل بهداشت جسمی و [[روحی]] از یکدیگر بر اثر نگاه یکپارچه [[قرآن]] به [[انسان]] و [[غلبه]] رویکرد [[هدایتی]] بر آن چندان آسان نیست، با این [[حال]] امکان‌‌بازشناسی دو جنبه مذکور در [[آیات]] مربوط منتفی‌‌نیست.
#{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}<ref>«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.</ref>
۱. <ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸، «بهداشت».</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ ۚ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جُنُب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزه‌ای روی آرید و به آن خاک صورت و دستها را مسح کنید (تیمّم کنید). خدا نمی‌خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لکن می‌خواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>
۲. <ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۱، «بهداشت».</ref>
#{{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.</ref>
۳. <ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که خانه (کعبه) را برای مردم جای بازگشت و امن کردیم و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>
۴. <ref>Britannica: Health.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>
۵. <ref>قضایا البیئة من منظور اسلامی، ۱۲ ـ ۱۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>
۶. <ref>مفردات، ص۵۲۷، «طیب».</ref>
#{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا}}<ref>«و اوست که بادها را نویدبخشی پیشاپیش رحمت خویش فرستاد و از آسمان، آبی پاک فرو فرستادیم» سوره فرقان، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۳۷.</ref>
۷. <ref>مفردات، ص۲۷۲، «خبث».</ref>
۸. <ref>مفردات، ص۳۴۲، ۷۹۱؛ لسان العرب، ج ۵، ص۱۴۷؛ ج ۱۴، ص۵۳ ـ ۵۴.</ref>
۹. <ref>مفردات، ص۵۲۶.</ref>
۱۰. <ref>المبسوط، ج ۶، ص۲۸۵؛ التبیان، ج ۲، ص۱۵۱.</ref>
۱۱. <ref>مجمع‌‌البیان، ج ۲، ص۵۸۷؛ المیزان، ج ۲، ص۲۴۱.</ref>
۱۲. <ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص۲۱۱.</ref>
۱۳. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۹ ـ ۲۱۰.</ref>
۱۴. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲.</ref>
 
==[[بهداشت]] [[جسمانی]]==
در آیات متعددی به موضوعاتی مربوط به [[پاکیزگی]] و [[حفظ]] بهداشت جسمانی پرداخته شده است که در دو دسته [[نظافت]] بدن و بهداشت [[خوراک]] قابل تنظیم است.
 
آب در [[آیات قرآن]]، نعمتی [[الهی]] برای پاکیزگی[[انسان]] شمرده شده است: «و اَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طهوراً».([[فرقان]]/ ۲۵، ۴۸ و نیز [[انفال]] / ۸، ۱۱) ساختار صیغه [[مبالغه]] در واژه طهور، تأکیدی بر این کارکرد آب شمرده شده است،(۱) گرچه برخی آن را صفت مشبهه به معنای [[پاک]] یا اسم ابزار به معنای وسیله [[پاکی]] دانسته‌‌اند.(۲) کارکرد [[بهداشتی]] آب در [[تفاسیر]] [[علمی]] نیز مورد توجه قرار گرفته و آیات مربوط با کمک [[قوانین]] علمی تبیین و [[تفسیر]] شده‌‌اند،(۳) چنان که اشاره به نقش آب در [[زنده کردن]] [[طبیعت]] و [[سیراب کردن]] [[انسان‌ها]] و حیوانات در [[آیه]] بعدی: «لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتـًا و..».(فرقان / ۲۵، ۴۹) به خاصیت گندزدایی و پاکیزگی آب ارتباط داده شده است.(۴) در برخی آیات نیز به شست و شوی [[لباس]] و [[پوشاک]] [[فرمان]] داده شده است: «و ثیابَکَ فَطَهِّر».(مدثّر / ۷۴، ۴) در برخی [[روایات]] منظور از [[تطهیر]] لباس، کوتاه گرفتن آن برای [[پرهیز]] از [[آلودگی]] دانسته‌‌شده است.(۵) نقش آب در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به نوعی دیگر نشان از توجه به [[بهداشت]] دارد؛ در [[سوره مائده]] به [[مسلمانان]] [[فرمان]] داده شده است که پیش از هر [[نماز]] به شست و شوی دست و صورت خود و مسح سر و پا بپردازند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ فَاغسِلوا وُجوهَکُم واَیدِیَکُم اِلَی المَرافِقِ وامسَحوا بِرُءوسِکُم واَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَین»([[مائده]] / ۵، ۶) و در صورت جنابت، بدن خود را به [[طور]] کامل شست و شو دهند: «و اِن کُنتُم جُنُبـًا فَاطَّهَّروا»(مائده / ۵، ۶) و در صورت نبود آب، [[تیمم]] با خاک [[پاک]] جایگزین [[وضو]] و [[غسل]] می‌‌شود: «فَتَیَمَّموا صَعیدًا طَیِّبـًا..».. گرچه وضو و غسل دو [[واجب]] تعبدی به شمار رفته، اهداف [[تشریع]] آنها به طور کامل برای ما روشن نیست؛ اما احتمال توجه به [[پاکیزگی]] [[جسمانی]] در تشریع این گونه [[احکام]] منتفی نیست، چنان که برخی [[آیه]] «فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) را در [[ستایش]] گروهی دانسته‌‌اند که پس از [[قضای حاجت]] به شست و شوی خود با آب اهتمام میورزیدند.(۶) نظیر این [[شأن نزول]]، ذیل آیه «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّ‌‌بینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین»(بقره / ۲، ۲۲۲) نیز بیان شده‌‌است؛(۷) همچنین نزدیکی جنسی با [[زنان]] حایض تنها پس از [[پاکی]] آنها روا دانسته شده: «و‌‌لاتَقرَبوهُنَّ حَتّی یَطهُرن»(بقره / ۲، ۲۲۲) که برخی منظور از آن را افزون بر پایان یافتن دوره ماهانه، شست و شو و غسل دانسته‌‌اند.(۸) [[مفسران]] به زیانهای [[بهداشتی]] آمیزش در این دوره نیز توجه کرده و به بحث در این باره پرداخته‌‌اند.(۹) در برخی [[روایات]] [[تاریخی]] نیز آیه ۱۱ [[انفال]] / ۸ درباره [[نزول باران]] در [[جنگ بدر]] جهت شست و شوی [[یاران پیامبر]] برای رفع [[آلودگی]] جنابت دانسته شده است: «(۱۰) اِذ یُغَشّیکُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنهُ ویُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم بِهِ ویُذهِبَ عَنکُم رِجزَ‌‌الشَّیطـن..».. تأکید [[خداوند]] بر [[نزول]] آب از [[آسمان]] در آیاتی که از نقش تطهیری آب یاد شده، موجب طرح این [[پرسش]] شده که آیا آبهای دیگر نیز این نقش را دارند (۱۱) و در همین راستا [[پرهیز]] برخی [[صحابه]] از [[وضو]] با آب دریا گزارش شده است.(۱۲) در نقطه مقابل، در برخی [[روایات نبوی]] به «طهور» بودن آب دریا تصریح شده است.(۱۳) اختصاص این ویژگی به آب یا قابلیت تعمیم آن بر دیگر مایعات نیز مورد توجه [[فقیهان]] قرار گرفته است؛(۱۴) همچنین [[آلوده]] شدن آب و از دست رفتن ویژگی تطهیری آن نیز از مباحث مورد توجه فقیهان است.(۱۵) نقش درمانی برخی آبها نیز در شماری از [[آیات قرآن]] مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} ذیل [[آیه]] «و یُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ‌‌السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم..».([[انفال]] / ۸، ۱۱) نقل شده: [[نوشیدن آب]][[آسمان]] بدن را [[پاک]] و مرض‌‌ها را دفع می‌‌کند.(۱۶) در ماجرای ابتلای [[حضرت ایوب]]{{ع}} نیز از شفای وی با شست و شو و [[نوشیدن]] از آبی که [[خداوند]] برایش فراهم آورده یاد شده است: «اُرکُض بِرِجلِکَ هـذا مُغتَسَلٌ بارِدٌ و شَراب».(ص / ۳۸، ۴۲) در ذیل آیه‌‌۹۷‌‌آل [[عمران]] / ۳: «فیهِ ءایـتٌ بَیِّنـتٌ مَقامُ اِبرهیم‌‌..». آب [[زمزم]] از مصادیق «[[آیات بینات]]» دانسته شده (۱۷) و در برخی [[روایات]] به تأثیر درمانی و [[شفابخشی]] آب این [[چاه]] اشاره شده است.(۱۸) توجه به [[بهداشت]] در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به کارکرد تطهیری آب اختصاص ندارد. در [[اعمال]][[حج]] نیز از کوتاه کردن مو و ناخن با تعبیرِ «ثُمَّ لیَقضوا تَفَثَهُم..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۹) یاد شده که به معنای زدودن چرک و کثافت دانسته شده است.(۱۹) در ماجرای [[قابیل]] و [[هابیل]] نیز از [[دفن]] [[مردگان]] یاد شده‌‌است ([[مائده]] / ۵، ۳۱) که [[حکمت]] آن در برخی روایات، پنهان کردن [[آلودگی]] و [[فساد]] جسد و پرهیز از [[آزار]] [[مردمان]] دانسته شده است.(۲۰) در بخش [[تغذیه]] نیز افزون بر تأکید کلی [[قرآن]] بر استفاده از خوراکهای پاک و پرهیز از ناپاکیها: «یُحِلُّ‌‌لَهُمُ الطَّیِّبـتِ و یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبئِث..». ‌‌ ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷) از مواردی نیز به [[طور]] خاص یاد شده است. [[خداوند]] شیر [[چارپایان]] را در میان چرک و [[خون]] به طور [[خالص]] و [[پاک]] و تمیز خارج کرده و آن را گوارا و مناسب برای هضم بدن قرار داده است: «نُسقیکُم مِمّا فی بُطونِهِ مِن بَینِ فَرث ودَم لَبَنـًا خالِصـًا سائِغـًا لِلشّـرِبین».(نحل / ۱۶، ۶۶) عسل برون آمده از زنبورها را نیز شفای [[مردمان]] قرار داده است: «یَخرُجُ مِن بُطونِها شَرابٌ مُختَلِفٌ اَلونُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاس..»..(نحل / ۱۶، ۶۹) فرآورده‌‌های گیاهی نیز غذایی [[نیک]] شمرده شده‌‌اند: «و مِن ثَمَرتِ النَّخیلِ والاَعنـبِ تَتَّخِذونَ مِنهُ سَکَرًا و رِزقـًا حَسَنـًا..»..(نحل / ۱۶، ۶۷) یادکرد از میوه‌‌های گوناگون در [[قرآن]] با [[هدف]] [[امتنان]] یا [[سوگند]] که در هر دو صورت از اهمیت آنها در [[زندگی]] [[انسان]] خبر می‌‌دهد بی‌‌ارتباط با فواید [[بهداشتی]] هر کدام نیست. از سوی دیگر برخی خوردنیها و آشامیدنیها مانند مردار و شراب، [[پلید]] و [[ناپسند]] شمرده شده و به این سبب [[حرام]] شمرده شده‌‌اند: «اِنَّمَا الخَمرُ... رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ فَاجتَنِبوه»([[مائده]] / ۵، ۹۰)؛ «... مَیتَةً اَو دَمـًا مَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیر فَاِنَّهُ رِجسٌ..».. ‌‌ (انعام / ۶، ۱۴۵) در آیه‌‌ای دیگر پس از شمارش غذاهای حرام در پاسخ به این [[پرسش]] که چه چیزهایی [[حلال]] است، همه خوراکهای پاک،[[حلال]] شمرده شده‌‌اند که نشان دهنده [[ناپاک]] بودن غذاهای حرام است: «یَسـَلونَکَ ماذا اُحِلَّ لَهُم قُل اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبـت..»..(مائده / ۵، ۴) در [[روایات تفسیری]]،[[حکمت]] [[تحریم]] برخی خوراکیها زیانهای [[جسمانی]] آنها دانسته شده است.(۲۱) در ذیل [[آیه]] [[اسراف]]: «کُلوا واشرَبوا ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین»([[اعراف]] / ۷، ۳۱) نیز [[روایت]] شده که منظور از اسراف، [[مصرف]] هر چیزی است که به بدن آسیب و [[زیان]] رساند (۲۲) و نیز [[مفسران]] در ذیل آیه به زیانهای [[پرخوری]] اشاره کرده و درباره [[حکم شرعی]] آنکه [[کراهت]] یا [[حرمت]] است بحث کرده‌‌اند.(۲۳) در آیه دیگری در وصف [[حال]] [[بهشتیان]]، تنها دو [[وعده]] غذایی برای آنها یاد شده است: «... و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا»([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) و در برخی [[روایات]] به این [[سنت]] غذایی، سفارش و خوردن [[وعده]] سوم در بین دو وعده مذکور زیانبار وصف شده است.(۲۴) تأکید بر اینکه شیردهی کامل به [[فرزندان]]، دو سال است: «والولِدتُ یُرضِعنَ اَولـدَهُنَّ حَولَینِ کامِلَین..».(بقره / ۲، ۲۳۳) به جنبه‌‌ای دیگر از دستورهای [[بهداشتی]] [[قرآن]] اشاره دارد که در [[روایات تفسیری]] تبیین شده است.(۲۵) در برخی روایات، سفارشهای بهداشتی فراوان دیگری در بخشهای گوناگون [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] یاد شده است.(۲۶)
۱. <ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۹۲؛ احکام القرآن، ابن‌‌عربی، ج ۳، ص۱۴۱۶؛ البحر المحیط، ج ۸، ص‌‌۱۱۵.</ref>
۲. <ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹.</ref>
۳. <ref>من علوم الارض القرآنیه، ص۹۳.</ref>
۴. <ref>مطهرات در اسلام، ص۲۲ ـ ۲۵.</ref>
۵. <ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۵۴.</ref>
۶. <ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۴۰ ـ ۴۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱.</ref>
۷. <ref>البرهان، ج ۲، ص۸۴۹.</ref>
۸.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۵۹.</ref>
۹. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۷.</ref>
۱۰.<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۸۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۰۴؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص۴۱.</ref>
۱۱. <ref>التنقیح، ج ۱، ص۲۳.</ref>
۱۲. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.</ref>
۱۳. همان.
۱۴. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۳۶؛ ج ۲۴، ص۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌‌۱۳، ص۳۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۶۲.</ref>
۱۵. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۰؛ وسائل‌‌الشیعه، ج ۱، ص۱۳۷ ـ ۱۴۱.</ref>
۱۶. <ref>الخصال، ص۶۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۵۳.</ref>
۱۷. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷.</ref>
۱۸.<ref> بحارالانوار، ج ۵۷، ص۴۵؛ ج ۵۹، ص۲۸۶.</ref>
۱۹. <ref>مفردات، ص۱۶۵، «تفث».</ref>
۲۰. <ref>وسائل الشیعه، ج ۳، ص۱۴۱.</ref>
۲۱. <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۵۳.</ref>
۲۲. <ref>البرهان، ج ۲، ص۵۳۲.</ref>
۲۳. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۹.</ref>
۲۴. <ref>الکافی، ج ۶، ص۲۸۸.</ref>
۲۵. <ref>الصافی، ج ۱، ص۲۶۱.</ref>
۲۶. <ref>ر. ک: السنن الکبری، ج ۳، ص۳۹۰ ـ ۴۱۴، ۴۴۵ ـ ۴۵۰؛ ج ۴، ص۴۸۴ ـ ۵۳۴؛ الکافی، ج ۶، ص۲۴۲ ـ ۴۲۷.</ref>
 
==[[بهداشت روانی]] و [[اجتماعی]]==
[[نقش دین]] در دستیابی به [[سلامت روحی]] در مکاتب [[روانشناسی]] معاصر، غیر قابل [[انکار]] شمرده می‌‌شود.(۱) ویلیام جیمز، کارل یونگ، [[هنری]] لینک و بسیاری دیگر از روانشناسان معاصر درباره تأثیر [[ایمان]] در دستیابی به [[آرامش روانی]]، [[اعتماد]] نفس و [[قدرت روحی]] بحث کرده‌‌اند.(۲) [[خداوند]]، [[آدمی]] را [[تکریم]]: «و لَقَد کَرَّمنابَنی ءادَمَ»([[اسراء]] / ۱۷، ۷۰) و بر [[اختیار]] و [[اراده آزاد]] وی تأکید کرده: «لا‌‌اِکراهَ فِی الدِّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ..».(بقره / ۲، ۲۵۶)، [[حسّ]] [[مسئولیت‌پذیری]] را در او تقویت می‌‌کند: «مَن عَمِلَ صــلِحـًا فَلِنَفسِهِ ومَن اَساءَ فَعَلَیها..».(فصّلت / ۴۱، ۴۶) و [[زندگی]] او را هدفمند می‌‌سازد: «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا بـطِلاً سُبحـنَکَ فَقِنا عَذابَ النّار».([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۱) چنین [[انسانی]] همواره [[امید]] به زندگی را در خود یافته، [[احساس]] [[نومیدی]] به خود راه نمی‌‌دهد: «لا یایـَسُ مِن رَوحِ اللّهِ اِلاَّ القَومُ الکـفِرون»(یوسف / ۱۲، ۸۷) و فراز و فرودهای زندگی، [[تعادل]] شخصیتی او را بر هم نمی‌‌زند: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولا تَفرَحوا بِما ءاتـکُم..».([[حدید]] / ۵۷، ۲۳) و تعادل [[رفتاری]] خود را در هر [[حال]] [[حفظ]] می‌‌کند: «والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا و لَم یَقتُروا و کانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا».([[فرقان]]/ ۲۵، ۶۷)(۳) [[ایمان به خدا]] در [[قرآن]]، عامل [[آرامش]] و [[احساس امنیت]] شمرده شده: «اَلَّذینَ ءامَنوا ولَم یَلبِسوا ایمـنَهُم بِظُـلم اُولئِکَ لَهُمُ الاَمن»(انعام / ۶، ۸۲) و [[هدایت الهی]] به سوی راههای [[سلامت]] دانسته شده است: «یَهدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلـم».([[مائده]] / ۵، ۱۶) خداوند [[مؤمنان]] را [[یاری]] رسانده، آرامشی از سوی خویش بر دلهایشان فرو‌‌می‌‌فرستد: «هُوَ‌‌الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلُوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمـنـًا..».(فتح / ۴۸، ۴) و در موقعیتهای دشوار، دلهای مؤمنان را [[استوار]] ساخته، به آنان [[روحیه]] و [[معنویت]] می‌‌بخشد (نک: ‌‌آل‌‌عمران، / ۳، ۱۲۳ ـ ۱۲۶؛[[انفال]] / ۸، ۱۰ ـ ۱۱) و این تنها یاد خداست که [[روان آدمی]] را [[معتدل]] ساخته، به [[شخصیت]] وی [[ثبات]] می‌‌بخشد:(۴) «اَلَّذینَ‌‌ءامَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِکرِ اللّهِ اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلوب».(رعد / ۱۳، ۲۸) در نقطه مقابل، رویگردانی از [[خداوند]]، [[زندگی]] را بر [[انسان]] سخت و دشوار می‌‌سازد: «و مَن اَعرَضَ عَن ذِکری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنکـًا»(طه / ۲۰، ۱۲۴)، افزون بر این، نگاه کلی به مقوله [[سلامت روانی]]، سفارش به مجموعه‌‌ای وسیع از [[اصول اخلاقی]] مانند [[صبر]]،[[توکل]]،[[تقوا]]،[[توبه]]، [[مهرورزی]] و برخی تشریعات چون [[نماز]] و [[حج]] و نیز توجه به برخی عوامل طبیعی مانند [[آرامش]][[شب]] و کانون [[خانواده]] در [[قرآن]] به چشم می‌‌خورد که نقش آنها در دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است. (‌‌ <= ‌‌آرامش) در آیاتی دیگر از برخی عوامل یاد شده که [[بهداشت روانی]][[انسان]] را به خطر می‌‌اندازند؛ شراب و قمار، بین [[مردم]] [[دشمنی]] و [[کینه]] پدید آورده، آنها را از [[یاد خدا]] دور می‌‌سازند: «اِنَّما یُریدُ الشَّیطـنُ اَن یوقِعَ بَینَکُمُ العَدوةَ والبَغضاءَ فِی الخَمرِ و المَیسِرِ و یَصُدَّکُم عَن ذِکرِ اللّهِ وعَنِ الصَّلوة..».([[مائده]] / ۵، ۹۱)؛ همچنین [[نهی]] از [[صفات ناپسند]] [[اخلاقی]] مانند [[دروغ]]، [[غیبت]]، [[تهمت]]، [[تجسس]]، [[سخن‌‌چینی]] و [[تفاخر]] در راستای دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است. سفارش به [[اجرای عدالت]] ([[حدید]] / ۵۷، ۲۵)، [[نیکوکاری]] و روابط [[خویشاوندی]] (نحل / ۱۶، ۹۰)،[[امر به معروف]] ونهی ازمنکر ([[آل عمران]] / ۳، ۱۰۴)،[[تعاون]] و [[همیاری]] [[اجتماعی]] (مائده / ۵، ۲) و نهی از [[خیانت]] ([[نساء]] / ۴، ۵۸)، [[قتل]] و جنایت‌‌ (مائده / ۵، ۳۲)، [[آزار]] و [[اذیت]] ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۸) و شمردن [[جنگ]] از مصادیق [[فساد]] (مائده / ۵، ۶۴) به تقویت [[سلامت]] اجتماعی می‌‌انجامد.(۵)
۱. <ref>دین و روان، ۱۷۸؛ آرامش بیکران، ۸۷ ـ ۱۵۵.</ref>
۲.<ref> قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref>
۳.<ref> قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶؛ اسلام و بهداشت روانی، ج ۲، ص۱۰۵ ـ ۲۱۱.</ref>
۴.<ref> التوقیف، ص۲۲۸.</ref>
۵.<ref> قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۲۰۴ ـ ۲۴۲.</ref>
 
==[[بهداشت]] خانواده==
تنوع روابط بین افراد خانواده به هر دو بخش [[بهداشت]] جسمی و روانی امتداد می‌‌یابد؛ اما اهمیت ویژه آن در دنیای امروز موجب شده تا مستقلا مورد بحث قرار گیرد. [[قرآن]] با [[نهی]] از گونه‌‌های مختلف روابط [[نامشروع]] مانند [[زنا]]: «ولا تَقرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فـحِشَةً و ساءَ سَبیلا»([[اسراء]] / ۱۷، ۳۲) و [[همجنس بازی]]: «اَتَأتونَ الذُّکرانَ مِنَ العــلَمین»(شعراء / ۲۶، ۱۶۵) از [[ابتلا]] به بیماریهای مقاربتی و بحرانهای روانی [[پیشگیری]] کرده است. نهی از نگاه [[ناپاک]]: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـرِهِم ویَحفَظوا فُروجَهُم ذلِکَ اَزکی لَهُم..».([[نور]] / ۲۴، ۳۰) و سفارش به ایجاد فضایی [[اخلاقی]] در روابط[[زن]] و [[مرد]](نور / ۲۴، ۳۱) در همین راستا قابل [[شناخت]] است؛ همچنین در [[انتخاب همسر]] به [[گزینش]] [[همسران]] باایمان و [[پاک]] سفارش کرده: «ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَة... و لَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِک..».(بقره / ۲، ۲۲۱ و نیز نک: [[مائده]] / ۵، ۵) که در [[سلامت]] [[خانواده]] مؤثر است.
 
[[برقراری عدالت]] در روابط [[حقوقی]] بین [[زن]] و شوهر نیز مورد تصریح [[آیات قرآن]] قرار گرفته ([[نساء]] / ۴، ۳ ـ ۴ قس: ۱۲۵) و در مواقع بروز [[اختلاف]] به تلاش جهت [[آشتی]] و بازیابی مهر [[زناشویی]] سفارش شده است. (نساء / ۴، ۱۲۸) در ارتباط با [[فرزندان]] نیز به پنهان ساختن [[روابط زناشویی]] از مقابل دید آنان دستور داده شده است: «واِذا بَلَغَ الاَطفـلُ مِنکُمُ الحُلُمَ فَلیَستَـذِنوا..».(نور / ۲۴، ۵۹)؛ همچنین سفارش فراوان به [[لزوم]] [[احترام به پدر و مادر]] و [[احسان]] به آنها: «و بالوالدین احسانا» و [[اطاعت]] و [[شکرگزاری]] از آنها: «اَنِ اشکُر لی ولِولِدَیکَ * و اِن جـهَداکَ عَلی..».([[لقمان]] / ۳۱، ۱۴‌‌ـ‌‌۱۵) [[حریم]] خانواده را از درگیری و تشنجهای روانی مصون نگه می‌‌دارد.
بهداشت [[محیط زیست]]
قرآن از دو زاویه به مسئله بهداشت زیست‌‌محیطی توجه کرده است: پاره‌‌ای [[آیات]] با ترسیم [[جهانبینی]] [[قرآنی]]، گونه‌‌ای خاص از روابط را میان [[انسان]] و [[طبیعت]] تنظیم می‌‌کنند و دسته‌‌ای دیگر از آیات با بیان مجموعه‌‌ای از گزاره‌‌های اخلاقی، رفتارهای زیست‌‌محیطی [[بشر]] را به کنترل درمی‌‌آورند.
 
[[قرآن]]، ملکیت [[جهان]] را از آنِ [[خداوند]] دانسته: «لِلَّهِ ما فِی‌‌السَّمـوتِ و ما فِی الاَرض» و بشر را [[جانشین]] او در [[زمین]] معرفی کرده: «هُوَ الَّذی جَعَلَکُم خَلـئِفَ فِی الاَرض..».([[فاطر]] / ۳۵، ۳۹) و [[اختیار]] [[تصرف]] و بهره‌‌برداری از آن را به او سپرده: «اَلَم‌‌تَرَوا اَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السَّمـوتِ وما فِی الاَرضِ واَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَه..».([[لقمان]] / ۳۱، ۲۰) و او را آبادگر زمین می‌‌شناساند: «هُوَ اَنشَاَکُم مِنَ الاَرضِ واستَعمَرَکُم فیها‌‌..».([[هود]] / ۱۱، ۶۱) و همه این [[اختیارات]] را امانتی [[الهی]] می‌‌شمرد: «اِنّا‌‌عَرَضنَا الاَمانَة... و حَمَلَهَا الاِنسـن..»..([[احزاب]] / ۳۳، ۷۲) از سوی دیگر خداوند [[آفرینش جهان]] را [[حکیمانه]] و هدفمند وصف کرده: «و ما خَلَقنَا السَّمـوتِ والاَرضَ و ما بَینَهُما اِلاّ بِالحَقِّ..».([[حجر]] / ۱۵، ۸۵) و هر پدیده را در جهان به اندازه و شایسته شمرده: «... و خَلَقَ کُلَّ شَیء فَقَدَّرَهُ تَقدیرا»([[فرقان]]/ ۲۵، ۲)، هر [[عبث]] و خللی را از آن [[نفی]] می‌‌کند: «و‌‌ما‌‌خَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما بـطِلاً».(ص / ۳۸، ۲۷) همه پدیده‌‌های این جهان، مدلول و معنایی نشانه [[شناختی]] داشته، گیاهان و باد و خاک و آب و... پدیده‌‌هایی مفید برای [[حیات]] معرفی می‌‌شوند: «اِنَّ‌‌فی خَلقِ السَّمـوتِ والاَرضِ واختِلـفِ الَّیلِ والنَّهارِ والفُلکِ الَّتی تَجری فِی البَحرِ بِما یَنفَعُ النّاسَ و ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن [[ماء]] فَاَحیا بِهِ الاَرضَ بَعدَ مَوتِها‌‌وبَثَّ فیها مِن کُلِّ دابَّة و تَصریفِ الرِّیـح... لاَیـت لِقَوم یَعقِلون».(بقره / ۲، ۱۶۴) حیوانات نیز امت‌هایی همانند [[آدمیان]] شمرده شده: «و ما مِن دابَّة فِی‌‌الاَرضِ ولا طئِر یَطیرُ بِجَناحَیهِ اِلاّ اُمَمٌ اَمثالُکُم»(انعام / ۶، ۳۸) و حتی نوح{{ع}} نیز در کنار [[نجات]] [[مؤمنان]]، موظف به [[حفظ نسل]] گونه‌‌های مختلف حیوانات می‌‌شود: «قُلنَا احمِل فیها مِن کُلّ زَوجَینِ اثنَین».(هود / ۱۱، ۴۰) خداوند،[[زمین]] را برای [[زندگی]] [[انسان]] مهیا ساخته: «ولَکُم فِی الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلی حین»(بقره / ۲، ۳۶) و همه نیازمندیهایش را از [[خوراک]] و [[پوشاک]] و آب و... برای او در [[زمین]] نهاده است: «والاَرضَ مَدَدنـها واَلقَینا فیها رَوسِیَ واَنبَتنا فیها مِن کُلِّ شَیء مَوزون * و جَعَلنا لَکُم فیها مَعـیِش».([[حجر]] / ۱۵، ۱۹ ـ ۲۰) این [[جهانبینی]] به [[انسان]] [[اجازه]] هرگونه [[تصرف]] و ایجاد خلل در [[نظام آفرینش]] را نداده، به جای [[تغییر]] روند آن ـ که [[زندگی]] خود او را نیز به خطر می‌‌اندازد ـ به [[همراهی]] با آن و [[آبادانی]] و [[حفظ]] و بقای آن برای بهره‌‌برداری بیشتر [[دعوت]] می‌‌کند.(۱) [[قرآن]] در ادامه این نگاه جهان‌‌شمول، چاره‌‌جویی [[اخلاقی]] را برای [[زندگی دنیوی]][[انسان]] ترسیم می‌‌کند. او باید [[شکرگزار]] [[نعمت‌های خدا]] باشد و دست به [[اسراف]] و [[تبذیر]] نزده، به نابودی و خرابی زمین اقدام نورزد، با این [[حال]] گاه انسان در برابر این [[نعمت‌ها]] از در [[ناسپاسی]] درآمده، به تخریب [[محیط زیست]] خود و نابود ساختن جانداران می‌‌پردازد: «سَعی‌‌فِی‌‌الاَرضِ لِیُفسِدَ فیها و یُهلِکَ الحَرثَ والنَّسلَ واللّهُ لایُحِبُّ الفَساد».(بقره / ۲، ۲۰۵)(۲) این [[آیه]] بر این نکته دلالت دارد‌‌که یکی از مصادیق مفهوم [[قرآنی]] [[فساد]] که در [[آیات]] فراوانی به عنوان مفهوم جامع ارزشهای منفی از آن یاد شده، تخریب محیط زیست است:(۳) «ظَهَرَ الفَسادُ فِی‌‌البَرِّ والبَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی النّاس..»..([[روم]] / ۳۰، ۴۱)(۴) از سوی دیگر این [[شیطان]] است که به دخل و تصرف در [[آفرینش]] و برهم زدن [[نظام طبیعی]] آن دعوت می‌‌کند: «ولاَُضِلَّنَّهُم و لاَُمَنِّیَنَّهُم ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِّکُنَّ ءاذانَ الاَنعـمِ ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلقَ اللّهِ و مَن یَتَّخِذِ الشَّیطـنَ ولِیـًّا مِن دونِ اللّهِ فَقَد خَسِرَ خُسرانـًا مُبینـا».([[نساء]] / ۴، ۱۱۹) [[مفسران]] یکی از مصادیق تغییر [[آفرینش الهی]] را اَخْته کردن حیوانات دانسته،(۵) آن را قابل تعمیم بر هرگونه تغییر در آفرینش طبیعی حیوانات و [[انسان‌ها]] و هرگونه [[شکنجه]] و [[آزار]] جانوران شمرده‌‌اند؛(۶) همچنین [[نهی]] از کشتن هر جانداری در منطقه [[حرم مکه]] و نیز در دوره [[حج]] در کنار مقاصد تعبدی می‌‌تواند ناظر به [[آموزش]][[بشر]] برای [[همزیستی]] با [[حیات]] پیرامون خود در قالب ایجاد نوعی منطقه [[حفاظت]] شده باشد.(۷) در کنار این دو دسته [[آیات]]، [[قرآن]] در موارد بسیاری از تنوع [[زیستی]] [[جهان]] از وجود گیاهان گوناگون (رعد / ۱۳، ۳ ـ ۴) و کوههای رنگارنگ ([[فاطر]] / ۳۵، ۲۷ ـ ۲۸)، آبهای [[شور]] و شیرین (فاطر / ۳۵، ۱۲) و آبهای زیرزمینی (مؤمنون / ۲۳، ۱۸)، درختان و جنگلها (نمل / ۲۷، ۶۰)، باد و [[باران]] ([[اعراف]] / ۷، ۵۷)، چرخه [[زندگی]] و [[مرگ]] (انعام / ۶، ۹۵) و... در [[مقام]] [[امتنان]] بر [[بندگان]] خبر داده که نشان از اهمیت و [[لزوم]] [[حفظ]] آن دارد.(۸) توجه به نگهداری [[محیط زیست]] در [[روایات]] نیز در قالب سفارش به [[آبادانی]] زمینهای لم‌‌یزرع (۹) و [[پرهیز]] از بریدن بی‌‌دلیل درختان و کشتن بی‌‌دلیل حیوانات (۱۰) و توجه به عمومی بودن منابع آب و مراتع و جنگلها (۱۱) و... به چشم می‌‌خورد.
۱. <ref>ر. ک: مبانی حفاظت محیط زیست در اسلام.</ref>
۲. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص۶۱۷؛ جامع‌‌البیان، مج۲، ج ۲، ص۴۳۲ ـ ۴۳۴؛ الصافی، ج ۱، ص۲۴۰.</ref>
۳. <ref>معانی القرآن، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref>
۴. <ref>المیزان، ج ۸، ص۱۹۶ ـ ۱۹۷؛ البیئة مشاکلها و قضایاها رویة اسلامیه، ص۳۱.</ref>
۵. <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۱، ص۱۷۳؛ جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۸۷ ـ ۳۸۸؛ التبیان، ج ۳، ص۳۳۴.</ref>
۶. <ref>الصافی، ج ۱، ص۵۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۵۰.</ref>
۷. <ref>قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۴۸.</ref>
۸.<ref> ر. ک. النظام البیئی فی الاسلام.</ref>
۹. <ref>مسند احمد، ج ۱، ص۴۷۲.</ref>
۱۰.<ref> السنن الکبری، ج ۹، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref>
۱۱. <ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص۱۱۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] بخش معارف و مفاهیم، [[بهداشت (مقاله)|مقاله «بهداشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:سیره پیامبر خاتم]]
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش