بهداشت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهداشت | عنوان مدخل = بهداشت | مداخل مرتبط = [[بهداشت در معارف و سیره نبوی]] - [[بهداشت در معارف و سیره فاطمی]] - [[بهداشت در جامعهشناسی اسلامی]] | ||
| موضوع مرتبط = بهداشت | | پرسش مرتبط = }} | ||
| عنوان مدخل = بهداشت | == واژهشناسی == | ||
| مداخل مرتبط = [[بهداشت در معارف و سیره نبوی]] - [[بهداشت در معارف و سیره فاطمی]] - [[بهداشت در جامعهشناسی اسلامی]] | این واژه، مصدر مرکب مرخّم و از دو کلمه [[فارسی]] «به» و «داشت» ساخته شده است.(۱)[[بهداشت]] به نگاهداشتن [[تندرستی]] و [[حفظ]] [[صحت]]، معنا شده است.(۲) به وسایل و ابزارهای نگاهداری [[سلامت]] نیز [[بهداشت]] گفته میشود.(۳) در اصطلاح [[علمی]] به مجموعه قابلیتهای فیزیکی، احساسی، روانی و [[اجتماعی]] که [[انسان]] را با محیط [[زندگی]] خود هماهنگ میسازد بهداشت گفته میشود که با مفهوم سلامت پیوند نزدیک معنایی دارد،(۴) از این رو بهداشت دردامنهای بسیار گسترده، همه قلمروهای زندگی انسان را [[پوشش]] داده، به دو شاخه اصلی «[[زیست محیطی]]» و «[[انسانی]]» تقسیم میشود که در بخش نخست، بهداشت هوا و جوّ، آبها، گیاهان، جانوران و به [[طور]] کلیبهداشت محیط طبیعی زندگی[[بشر]] را شامل میشود و در بخش دوم، بهداشت محیط انسانی زندگی بشر در دو بخش فردی و اجتماعی و از سوی دیگر جسمی و روانی از قبیل [[نظافت]] بدن، [[پوشاک]] و [[مسکن]]، [[تغذیه]]،[[خانواده]]، محیط شهری، [[صنعت]] و فنآوری و بهداشت صوتی و تصویری و... را دربرمیگیرد.(۵) به این اصطلاح در [[قرآن]] تصریح نشده است؛ اما از واژگانی چون «طیّب»، «طهور» و مشتقات آن دو و نیز «[[شفاء]]» و در نقطه مقابل، «[[رجس]]»، «[[نجس]]»، «[[خبیث]]» و دیگر کلید واژههای مقاله [[پلیدی]] در کنار کلید واژههای مربوط به [[مقالات]] «[[آرامش]]» و «[[اضطراب]]» که به مبحث [[بهداشت روانی]] مربوط میشوند و نیز عموم [[آیات]] [[طبیعت]] در ارتباط با بهداشت [[محیط زیست]]، میتوان دیدگاه قرآن را در این باره جست و جو کرد. [[طیب]] به معنای هر چیز خوشایند و [[پاک]] از [[آلودگی]]،(۶) خبیث به معنای هر چیز مادی و غیر مادی که [[پست]] و [[ناپسند]] شمرده شود،(۷) رجس و نجس به معنای هرچیز [[آلوده]] و کثیف به لحاظ طبیعی، [[عقلی]] یا [[دینی]]،(۸) طهور مصدر دیگر [[طهارت]] که گاه در نقش صفت مشبهه میآید، به معنای [[پاکیزگی]] جسمی و [[روحی]] (۹) و شفاء به معنای رفع [[بیماری]] و بازیافتن سلامت است. | ||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
در نگاهی کلی به [[آیات قرآن]]،[[بهداشت]] و [[پاکیزگی]] ارزشی [[دینی]] شمرده شده و نقطه مقابل آن [[خبیث]] و [[ناپسند]] نامیده شده است: «قُل لا یَستَوِی الخَبیثُ والطَّیِّب..».([[مائده]] / ۵، ۱۰۰ و نیز [[اعراف]] / ۷، ۱۵۷)، از این رو [[خداوند]] پاکیزگان را [[دوست]] دارد: «واللّهُیُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) و در مواردی به آن سفارش کرده است: «و طَهِّر بَیتِیَ لِلطّائِفین..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۶) و در نقطه مقابل از انجام هر کار زیانباری [[نهی]] کرده است: «... و لا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَة..»..(بقره / ۲، ۱۹۵)(۱۰) [[تکالیف الهی]] و مسئولیتهای افراد، مشروط به عدم [[زیان]] جسمی و [[روحی]] گشته: «لاتُکَلَّفُ نَفسٌ اِلاّ وُسعَها لاتُضارَّ ولِدَةٌ بِوَلَدِها ولا مَولودٌ لَهُ بِوَلَدِه»(بقره / ۲، ۲۳۳)(۱۱) که با عنوان قاعده «[[لاضرر]] و لا [[ضرار]]» در [[فقه]] مورد بحث قرار میگیرد.(۱۲) مفهوم محسوس [[طهارت]]، در [[قرآن]] عمومیت یافته، شامل [[معنویات]] و معقولات شده و تعابیری چون [[قدس]] و سبحان به این بخش ارتباط دارند. | |||
[[شریعت اسلام]] هر دو بخش طهارت را مد نظر قرار داده و در [[شرع]] [[قانونمند]] ساخته و به احکامی در ارتباط با اجتناب از نجاسات و ناپاکیها و بیان راههای [[پاکی]] مانند [[غسل]] و [[وضو]] اشاره کرده و در رأس همه طهارتها مفهوم [[توحید]] و طهارتهای [[اخلاقی]] قرار دارد.(۱۳) قرار گرفتن طهارت در کنارتوبه: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّالتَّوّبینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین» (بقره / ۲، ۲۲۲) [[وحدت]] سیاقی ایجاد کرده است؛ زیرا توبه به معنای [[رجوع]] به سوی خداوند و طهارت به معنای جدا شدن از [[ناپاکی]] و بازیابی پاکی است و روشن است که این دو معنا در خصوص [[اوامر و نواهی الهی]] کاملا مطابق است، بنابراین تعبیر مطلق [[آیه]] نشان میدهد که خداوند تمام انواع پاکیزگی رادوستدارد، پس [[استغفار]] و پاکی [[اعتقادات]] و شست و شوی جسمی و بدنی و [[اعمال صالح]] و [[علوم]][[حق]] همگی در [[بهداشت]] [[زندگی]] [[انسان]] نقش ایفا میکنند.(۱۴) نکته قابل توجه آنکه تفکیک کامل بهداشت جسمی و [[روحی]] از یکدیگر بر اثر نگاه یکپارچه [[قرآن]] به [[انسان]] و [[غلبه]] رویکرد [[هدایتی]] بر آن چندان آسان نیست، با این [[حال]] امکانبازشناسی دو جنبه مذکور در [[آیات]] مربوط منتفینیست. | |||
۱. <ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸، «بهداشت».</ref> | |||
۲. <ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۱، «بهداشت».</ref> | |||
۳. <ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸.</ref> | |||
۴. <ref>Britannica: Health.</ref> | |||
۵. <ref>قضایا البیئة من منظور اسلامی، ۱۲ ـ ۱۹.</ref> | |||
۶. <ref>مفردات، ص۵۲۷، «طیب».</ref> | |||
۷. <ref>مفردات، ص۲۷۲، «خبث».</ref> | |||
۸. <ref>مفردات، ص۳۴۲، ۷۹۱؛ لسان العرب، ج ۵، ص۱۴۷؛ ج ۱۴، ص۵۳ ـ ۵۴.</ref> | |||
۹. <ref>مفردات، ص۵۲۶.</ref> | |||
۱۰. <ref>المبسوط، ج ۶، ص۲۸۵؛ التبیان، ج ۲، ص۱۵۱.</ref> | |||
۱۱. <ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۵۸۷؛ المیزان، ج ۲، ص۲۴۱.</ref> | |||
۱۲. <ref>القواعد الفقهیه، ج ۱، ص۲۱۱.</ref> | |||
۱۳. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۹ ـ ۲۱۰.</ref> | |||
۱۴. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲.</ref> | |||
==[[بهداشت]] [[جسمانی]]== | |||
در آیات متعددی به موضوعاتی مربوط به [[پاکیزگی]] و [[حفظ]] بهداشت جسمانی پرداخته شده است که در دو دسته [[نظافت]] بدن و بهداشت [[خوراک]] قابل تنظیم است. | |||
آب در [[آیات قرآن]]، نعمتی [[الهی]] برای پاکیزگی[[انسان]] شمرده شده است: «و اَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طهوراً».([[فرقان]]/ ۲۵، ۴۸ و نیز [[انفال]] / ۸، ۱۱) ساختار صیغه [[مبالغه]] در واژه طهور، تأکیدی بر این کارکرد آب شمرده شده است،(۱) گرچه برخی آن را صفت مشبهه به معنای [[پاک]] یا اسم ابزار به معنای وسیله [[پاکی]] دانستهاند.(۲) کارکرد [[بهداشتی]] آب در [[تفاسیر]] [[علمی]] نیز مورد توجه قرار گرفته و آیات مربوط با کمک [[قوانین]] علمی تبیین و [[تفسیر]] شدهاند،(۳) چنان که اشاره به نقش آب در [[زنده کردن]] [[طبیعت]] و [[سیراب کردن]] [[انسانها]] و حیوانات در [[آیه]] بعدی: «لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتـًا و..».(فرقان / ۲۵، ۴۹) به خاصیت گندزدایی و پاکیزگی آب ارتباط داده شده است.(۴) در برخی آیات نیز به شست و شوی [[لباس]] و [[پوشاک]] [[فرمان]] داده شده است: «و ثیابَکَ فَطَهِّر».(مدثّر / ۷۴، ۴) در برخی [[روایات]] منظور از [[تطهیر]] لباس، کوتاه گرفتن آن برای [[پرهیز]] از [[آلودگی]] دانستهشده است.(۵) نقش آب در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به نوعی دیگر نشان از توجه به [[بهداشت]] دارد؛ در [[سوره مائده]] به [[مسلمانان]] [[فرمان]] داده شده است که پیش از هر [[نماز]] به شست و شوی دست و صورت خود و مسح سر و پا بپردازند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ فَاغسِلوا وُجوهَکُم واَیدِیَکُم اِلَی المَرافِقِ وامسَحوا بِرُءوسِکُم واَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَین»([[مائده]] / ۵، ۶) و در صورت جنابت، بدن خود را به [[طور]] کامل شست و شو دهند: «و اِن کُنتُم جُنُبـًا فَاطَّهَّروا»(مائده / ۵، ۶) و در صورت نبود آب، [[تیمم]] با خاک [[پاک]] جایگزین [[وضو]] و [[غسل]] میشود: «فَتَیَمَّموا صَعیدًا طَیِّبـًا..».. گرچه وضو و غسل دو [[واجب]] تعبدی به شمار رفته، اهداف [[تشریع]] آنها به طور کامل برای ما روشن نیست؛ اما احتمال توجه به [[پاکیزگی]] [[جسمانی]] در تشریع این گونه [[احکام]] منتفی نیست، چنان که برخی [[آیه]] «فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) را در [[ستایش]] گروهی دانستهاند که پس از [[قضای حاجت]] به شست و شوی خود با آب اهتمام میورزیدند.(۶) نظیر این [[شأن نزول]]، ذیل آیه «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّبینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین»(بقره / ۲، ۲۲۲) نیز بیان شدهاست؛(۷) همچنین نزدیکی جنسی با [[زنان]] حایض تنها پس از [[پاکی]] آنها روا دانسته شده: «ولاتَقرَبوهُنَّ حَتّی یَطهُرن»(بقره / ۲، ۲۲۲) که برخی منظور از آن را افزون بر پایان یافتن دوره ماهانه، شست و شو و غسل دانستهاند.(۸) [[مفسران]] به زیانهای [[بهداشتی]] آمیزش در این دوره نیز توجه کرده و به بحث در این باره پرداختهاند.(۹) در برخی [[روایات]] [[تاریخی]] نیز آیه ۱۱ [[انفال]] / ۸ درباره [[نزول باران]] در [[جنگ بدر]] جهت شست و شوی [[یاران پیامبر]] برای رفع [[آلودگی]] جنابت دانسته شده است: «(۱۰) اِذ یُغَشّیکُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنهُ ویُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم بِهِ ویُذهِبَ عَنکُم رِجزَالشَّیطـن..».. تأکید [[خداوند]] بر [[نزول]] آب از [[آسمان]] در آیاتی که از نقش تطهیری آب یاد شده، موجب طرح این [[پرسش]] شده که آیا آبهای دیگر نیز این نقش را دارند (۱۱) و در همین راستا [[پرهیز]] برخی [[صحابه]] از [[وضو]] با آب دریا گزارش شده است.(۱۲) در نقطه مقابل، در برخی [[روایات نبوی]] به «طهور» بودن آب دریا تصریح شده است.(۱۳) اختصاص این ویژگی به آب یا قابلیت تعمیم آن بر دیگر مایعات نیز مورد توجه [[فقیهان]] قرار گرفته است؛(۱۴) همچنین [[آلوده]] شدن آب و از دست رفتن ویژگی تطهیری آن نیز از مباحث مورد توجه فقیهان است.(۱۵) نقش درمانی برخی آبها نیز در شماری از [[آیات قرآن]] مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} ذیل [[آیه]] «و یُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَالسَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم..».([[انفال]] / ۸، ۱۱) نقل شده: [[نوشیدن آب]][[آسمان]] بدن را [[پاک]] و مرضها را دفع میکند.(۱۶) در ماجرای ابتلای [[حضرت ایوب]]{{ع}} نیز از شفای وی با شست و شو و [[نوشیدن]] از آبی که [[خداوند]] برایش فراهم آورده یاد شده است: «اُرکُض بِرِجلِکَ هـذا مُغتَسَلٌ بارِدٌ و شَراب».(ص / ۳۸، ۴۲) در ذیل آیه۹۷آل [[عمران]] / ۳: «فیهِ ءایـتٌ بَیِّنـتٌ مَقامُ اِبرهیم..». آب [[زمزم]] از مصادیق «[[آیات بینات]]» دانسته شده (۱۷) و در برخی [[روایات]] به تأثیر درمانی و [[شفابخشی]] آب این [[چاه]] اشاره شده است.(۱۸) توجه به [[بهداشت]] در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به کارکرد تطهیری آب اختصاص ندارد. در [[اعمال]][[حج]] نیز از کوتاه کردن مو و ناخن با تعبیرِ «ثُمَّ لیَقضوا تَفَثَهُم..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۹) یاد شده که به معنای زدودن چرک و کثافت دانسته شده است.(۱۹) در ماجرای [[قابیل]] و [[هابیل]] نیز از [[دفن]] [[مردگان]] یاد شدهاست ([[مائده]] / ۵، ۳۱) که [[حکمت]] آن در برخی روایات، پنهان کردن [[آلودگی]] و [[فساد]] جسد و پرهیز از [[آزار]] [[مردمان]] دانسته شده است.(۲۰) در بخش [[تغذیه]] نیز افزون بر تأکید کلی [[قرآن]] بر استفاده از خوراکهای پاک و پرهیز از ناپاکیها: «یُحِلُّلَهُمُ الطَّیِّبـتِ و یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبئِث..». ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷) از مواردی نیز به [[طور]] خاص یاد شده است. [[خداوند]] شیر [[چارپایان]] را در میان چرک و [[خون]] به طور [[خالص]] و [[پاک]] و تمیز خارج کرده و آن را گوارا و مناسب برای هضم بدن قرار داده است: «نُسقیکُم مِمّا فی بُطونِهِ مِن بَینِ فَرث ودَم لَبَنـًا خالِصـًا سائِغـًا لِلشّـرِبین».(نحل / ۱۶، ۶۶) عسل برون آمده از زنبورها را نیز شفای [[مردمان]] قرار داده است: «یَخرُجُ مِن بُطونِها شَرابٌ مُختَلِفٌ اَلونُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاس..»..(نحل / ۱۶، ۶۹) فرآوردههای گیاهی نیز غذایی [[نیک]] شمرده شدهاند: «و مِن ثَمَرتِ النَّخیلِ والاَعنـبِ تَتَّخِذونَ مِنهُ سَکَرًا و رِزقـًا حَسَنـًا..»..(نحل / ۱۶، ۶۷) یادکرد از میوههای گوناگون در [[قرآن]] با [[هدف]] [[امتنان]] یا [[سوگند]] که در هر دو صورت از اهمیت آنها در [[زندگی]] [[انسان]] خبر میدهد بیارتباط با فواید [[بهداشتی]] هر کدام نیست. از سوی دیگر برخی خوردنیها و آشامیدنیها مانند مردار و شراب، [[پلید]] و [[ناپسند]] شمرده شده و به این سبب [[حرام]] شمرده شدهاند: «اِنَّمَا الخَمرُ... رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ فَاجتَنِبوه»([[مائده]] / ۵، ۹۰)؛ «... مَیتَةً اَو دَمـًا مَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیر فَاِنَّهُ رِجسٌ..».. (انعام / ۶، ۱۴۵) در آیهای دیگر پس از شمارش غذاهای حرام در پاسخ به این [[پرسش]] که چه چیزهایی [[حلال]] است، همه خوراکهای پاک،[[حلال]] شمرده شدهاند که نشان دهنده [[ناپاک]] بودن غذاهای حرام است: «یَسـَلونَکَ ماذا اُحِلَّ لَهُم قُل اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبـت..»..(مائده / ۵، ۴) در [[روایات تفسیری]]،[[حکمت]] [[تحریم]] برخی خوراکیها زیانهای [[جسمانی]] آنها دانسته شده است.(۲۱) در ذیل [[آیه]] [[اسراف]]: «کُلوا واشرَبوا ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین»([[اعراف]] / ۷، ۳۱) نیز [[روایت]] شده که منظور از اسراف، [[مصرف]] هر چیزی است که به بدن آسیب و [[زیان]] رساند (۲۲) و نیز [[مفسران]] در ذیل آیه به زیانهای [[پرخوری]] اشاره کرده و درباره [[حکم شرعی]] آنکه [[کراهت]] یا [[حرمت]] است بحث کردهاند.(۲۳) در آیه دیگری در وصف [[حال]] [[بهشتیان]]، تنها دو [[وعده]] غذایی برای آنها یاد شده است: «... و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا»([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) و در برخی [[روایات]] به این [[سنت]] غذایی، سفارش و خوردن [[وعده]] سوم در بین دو وعده مذکور زیانبار وصف شده است.(۲۴) تأکید بر اینکه شیردهی کامل به [[فرزندان]]، دو سال است: «والولِدتُ یُرضِعنَ اَولـدَهُنَّ حَولَینِ کامِلَین..».(بقره / ۲، ۲۳۳) به جنبهای دیگر از دستورهای [[بهداشتی]] [[قرآن]] اشاره دارد که در [[روایات تفسیری]] تبیین شده است.(۲۵) در برخی روایات، سفارشهای بهداشتی فراوان دیگری در بخشهای گوناگون [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] یاد شده است.(۲۶) | |||
۱. <ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۹۲؛ احکام القرآن، ابنعربی، ج ۳، ص۱۴۱۶؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۱۱۵.</ref> | |||
۲. <ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹.</ref> | |||
۳. <ref>من علوم الارض القرآنیه، ص۹۳.</ref> | |||
۴. <ref>مطهرات در اسلام، ص۲۲ ـ ۲۵.</ref> | |||
۵. <ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> | |||
۶. <ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۴۰ ـ ۴۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱.</ref> | |||
۷. <ref>البرهان، ج ۲، ص۸۴۹.</ref> | |||
۸.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۵۹.</ref> | |||
۹. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۷.</ref> | |||
۱۰.<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۸۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۰۴؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص۴۱.</ref> | |||
۱۱. <ref>التنقیح، ج ۱، ص۲۳.</ref> | |||
۱۲. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.</ref> | |||
۱۳. همان. | |||
۱۴. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۳۶؛ ج ۲۴، ص۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج۱۳، ص۳۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۶۲.</ref> | |||
۱۵. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۰؛ وسائلالشیعه، ج ۱، ص۱۳۷ ـ ۱۴۱.</ref> | |||
۱۶. <ref>الخصال، ص۶۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۵۳.</ref> | |||
۱۷. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷.</ref> | |||
۱۸.<ref> بحارالانوار، ج ۵۷، ص۴۵؛ ج ۵۹، ص۲۸۶.</ref> | |||
۱۹. <ref>مفردات، ص۱۶۵، «تفث».</ref> | |||
۲۰. <ref>وسائل الشیعه، ج ۳، ص۱۴۱.</ref> | |||
۲۱. <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۵۳.</ref> | |||
۲۲. <ref>البرهان، ج ۲، ص۵۳۲.</ref> | |||
۲۳. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۹.</ref> | |||
۲۴. <ref>الکافی، ج ۶، ص۲۸۸.</ref> | |||
۲۵. <ref>الصافی، ج ۱، ص۲۶۱.</ref> | |||
۲۶. <ref>ر. ک: السنن الکبری، ج ۳، ص۳۹۰ ـ ۴۱۴، ۴۴۵ ـ ۴۵۰؛ ج ۴، ص۴۸۴ ـ ۵۳۴؛ الکافی، ج ۶، ص۲۴۲ ـ ۴۲۷.</ref> | |||
==[[بهداشت روانی]] و [[اجتماعی]]== | |||
[[نقش دین]] در دستیابی به [[سلامت روحی]] در مکاتب [[روانشناسی]] معاصر، غیر قابل [[انکار]] شمرده میشود.(۱) ویلیام جیمز، کارل یونگ، [[هنری]] لینک و بسیاری دیگر از روانشناسان معاصر درباره تأثیر [[ایمان]] در دستیابی به [[آرامش روانی]]، [[اعتماد]] نفس و [[قدرت روحی]] بحث کردهاند.(۲) [[خداوند]]، [[آدمی]] را [[تکریم]]: «و لَقَد کَرَّمنابَنی ءادَمَ»([[اسراء]] / ۱۷، ۷۰) و بر [[اختیار]] و [[اراده آزاد]] وی تأکید کرده: «لااِکراهَ فِی الدِّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ..».(بقره / ۲، ۲۵۶)، [[حسّ]] [[مسئولیتپذیری]] را در او تقویت میکند: «مَن عَمِلَ صــلِحـًا فَلِنَفسِهِ ومَن اَساءَ فَعَلَیها..».(فصّلت / ۴۱، ۴۶) و [[زندگی]] او را هدفمند میسازد: «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا بـطِلاً سُبحـنَکَ فَقِنا عَذابَ النّار».([[آل عمران]] / ۳، ۱۹۱) چنین [[انسانی]] همواره [[امید]] به زندگی را در خود یافته، [[احساس]] [[نومیدی]] به خود راه نمیدهد: «لا یایـَسُ مِن رَوحِ اللّهِ اِلاَّ القَومُ الکـفِرون»(یوسف / ۱۲، ۸۷) و فراز و فرودهای زندگی، [[تعادل]] شخصیتی او را بر هم نمیزند: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولا تَفرَحوا بِما ءاتـکُم..».([[حدید]] / ۵۷، ۲۳) و تعادل [[رفتاری]] خود را در هر [[حال]] [[حفظ]] میکند: «والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا و لَم یَقتُروا و کانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا».([[فرقان]]/ ۲۵، ۶۷)(۳) [[ایمان به خدا]] در [[قرآن]]، عامل [[آرامش]] و [[احساس امنیت]] شمرده شده: «اَلَّذینَ ءامَنوا ولَم یَلبِسوا ایمـنَهُم بِظُـلم اُولئِکَ لَهُمُ الاَمن»(انعام / ۶، ۸۲) و [[هدایت الهی]] به سوی راههای [[سلامت]] دانسته شده است: «یَهدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلـم».([[مائده]] / ۵، ۱۶) خداوند [[مؤمنان]] را [[یاری]] رسانده، آرامشی از سوی خویش بر دلهایشان فرومیفرستد: «هُوَالَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلُوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمـنـًا..».(فتح / ۴۸، ۴) و در موقعیتهای دشوار، دلهای مؤمنان را [[استوار]] ساخته، به آنان [[روحیه]] و [[معنویت]] میبخشد (نک: آلعمران، / ۳، ۱۲۳ ـ ۱۲۶؛[[انفال]] / ۸، ۱۰ ـ ۱۱) و این تنها یاد خداست که [[روان آدمی]] را [[معتدل]] ساخته، به [[شخصیت]] وی [[ثبات]] میبخشد:(۴) «اَلَّذینَءامَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِکرِ اللّهِ اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلوب».(رعد / ۱۳، ۲۸) در نقطه مقابل، رویگردانی از [[خداوند]]، [[زندگی]] را بر [[انسان]] سخت و دشوار میسازد: «و مَن اَعرَضَ عَن ذِکری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنکـًا»(طه / ۲۰، ۱۲۴)، افزون بر این، نگاه کلی به مقوله [[سلامت روانی]]، سفارش به مجموعهای وسیع از [[اصول اخلاقی]] مانند [[صبر]]،[[توکل]]،[[تقوا]]،[[توبه]]، [[مهرورزی]] و برخی تشریعات چون [[نماز]] و [[حج]] و نیز توجه به برخی عوامل طبیعی مانند [[آرامش]][[شب]] و کانون [[خانواده]] در [[قرآن]] به چشم میخورد که نقش آنها در دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است. ( <= آرامش) در آیاتی دیگر از برخی عوامل یاد شده که [[بهداشت روانی]][[انسان]] را به خطر میاندازند؛ شراب و قمار، بین [[مردم]] [[دشمنی]] و [[کینه]] پدید آورده، آنها را از [[یاد خدا]] دور میسازند: «اِنَّما یُریدُ الشَّیطـنُ اَن یوقِعَ بَینَکُمُ العَدوةَ والبَغضاءَ فِی الخَمرِ و المَیسِرِ و یَصُدَّکُم عَن ذِکرِ اللّهِ وعَنِ الصَّلوة..».([[مائده]] / ۵، ۹۱)؛ همچنین [[نهی]] از [[صفات ناپسند]] [[اخلاقی]] مانند [[دروغ]]، [[غیبت]]، [[تهمت]]، [[تجسس]]، [[سخنچینی]] و [[تفاخر]] در راستای دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است. سفارش به [[اجرای عدالت]] ([[حدید]] / ۵۷، ۲۵)، [[نیکوکاری]] و روابط [[خویشاوندی]] (نحل / ۱۶، ۹۰)،[[امر به معروف]] ونهی ازمنکر ([[آل عمران]] / ۳، ۱۰۴)،[[تعاون]] و [[همیاری]] [[اجتماعی]] (مائده / ۵، ۲) و نهی از [[خیانت]] ([[نساء]] / ۴، ۵۸)، [[قتل]] و جنایت (مائده / ۵، ۳۲)، [[آزار]] و [[اذیت]] ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۸) و شمردن [[جنگ]] از مصادیق [[فساد]] (مائده / ۵، ۶۴) به تقویت [[سلامت]] اجتماعی میانجامد.(۵) | |||
۱. <ref>دین و روان، ۱۷۸؛ آرامش بیکران، ۸۷ ـ ۱۵۵.</ref> | |||
۲.<ref> قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref> | |||
۳.<ref> قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶؛ اسلام و بهداشت روانی، ج ۲، ص۱۰۵ ـ ۲۱۱.</ref> | |||
۴.<ref> التوقیف، ص۲۲۸.</ref> | |||
۵.<ref> قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۲۰۴ ـ ۲۴۲.</ref> | |||
==[[بهداشت]] خانواده== | |||
تنوع روابط بین افراد خانواده به هر دو بخش [[بهداشت]] جسمی و روانی امتداد مییابد؛ اما اهمیت ویژه آن در دنیای امروز موجب شده تا مستقلا مورد بحث قرار گیرد. [[قرآن]] با [[نهی]] از گونههای مختلف روابط [[نامشروع]] مانند [[زنا]]: «ولا تَقرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فـحِشَةً و ساءَ سَبیلا»([[اسراء]] / ۱۷، ۳۲) و [[همجنس بازی]]: «اَتَأتونَ الذُّکرانَ مِنَ العــلَمین»(شعراء / ۲۶، ۱۶۵) از [[ابتلا]] به بیماریهای مقاربتی و بحرانهای روانی [[پیشگیری]] کرده است. نهی از نگاه [[ناپاک]]: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـرِهِم ویَحفَظوا فُروجَهُم ذلِکَ اَزکی لَهُم..».([[نور]] / ۲۴، ۳۰) و سفارش به ایجاد فضایی [[اخلاقی]] در روابط[[زن]] و [[مرد]](نور / ۲۴، ۳۱) در همین راستا قابل [[شناخت]] است؛ همچنین در [[انتخاب همسر]] به [[گزینش]] [[همسران]] باایمان و [[پاک]] سفارش کرده: «ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَة... و لَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِک..».(بقره / ۲، ۲۲۱ و نیز نک: [[مائده]] / ۵، ۵) که در [[سلامت]] [[خانواده]] مؤثر است. | |||
[[برقراری عدالت]] در روابط [[حقوقی]] بین [[زن]] و شوهر نیز مورد تصریح [[آیات قرآن]] قرار گرفته ([[نساء]] / ۴، ۳ ـ ۴ قس: ۱۲۵) و در مواقع بروز [[اختلاف]] به تلاش جهت [[آشتی]] و بازیابی مهر [[زناشویی]] سفارش شده است. (نساء / ۴، ۱۲۸) در ارتباط با [[فرزندان]] نیز به پنهان ساختن [[روابط زناشویی]] از مقابل دید آنان دستور داده شده است: «واِذا بَلَغَ الاَطفـلُ مِنکُمُ الحُلُمَ فَلیَستَـذِنوا..».(نور / ۲۴، ۵۹)؛ همچنین سفارش فراوان به [[لزوم]] [[احترام به پدر و مادر]] و [[احسان]] به آنها: «و بالوالدین احسانا» و [[اطاعت]] و [[شکرگزاری]] از آنها: «اَنِ اشکُر لی ولِولِدَیکَ * و اِن جـهَداکَ عَلی..».([[لقمان]] / ۳۱، ۱۴ـ۱۵) [[حریم]] خانواده را از درگیری و تشنجهای روانی مصون نگه میدارد. | |||
بهداشت [[محیط زیست]] | |||
قرآن از دو زاویه به مسئله بهداشت زیستمحیطی توجه کرده است: پارهای [[آیات]] با ترسیم [[جهانبینی]] [[قرآنی]]، گونهای خاص از روابط را میان [[انسان]] و [[طبیعت]] تنظیم میکنند و دستهای دیگر از آیات با بیان مجموعهای از گزارههای اخلاقی، رفتارهای زیستمحیطی [[بشر]] را به کنترل درمیآورند. | |||
[[قرآن]]، ملکیت [[جهان]] را از آنِ [[خداوند]] دانسته: «لِلَّهِ ما فِیالسَّمـوتِ و ما فِی الاَرض» و بشر را [[جانشین]] او در [[زمین]] معرفی کرده: «هُوَ الَّذی جَعَلَکُم خَلـئِفَ فِی الاَرض..».([[فاطر]] / ۳۵، ۳۹) و [[اختیار]] [[تصرف]] و بهرهبرداری از آن را به او سپرده: «اَلَمتَرَوا اَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السَّمـوتِ وما فِی الاَرضِ واَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَه..».([[لقمان]] / ۳۱، ۲۰) و او را آبادگر زمین میشناساند: «هُوَ اَنشَاَکُم مِنَ الاَرضِ واستَعمَرَکُم فیها..».([[هود]] / ۱۱، ۶۱) و همه این [[اختیارات]] را امانتی [[الهی]] میشمرد: «اِنّاعَرَضنَا الاَمانَة... و حَمَلَهَا الاِنسـن..»..([[احزاب]] / ۳۳، ۷۲) از سوی دیگر خداوند [[آفرینش جهان]] را [[حکیمانه]] و هدفمند وصف کرده: «و ما خَلَقنَا السَّمـوتِ والاَرضَ و ما بَینَهُما اِلاّ بِالحَقِّ..».([[حجر]] / ۱۵، ۸۵) و هر پدیده را در جهان به اندازه و شایسته شمرده: «... و خَلَقَ کُلَّ شَیء فَقَدَّرَهُ تَقدیرا»([[فرقان]]/ ۲۵، ۲)، هر [[عبث]] و خللی را از آن [[نفی]] میکند: «وماخَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما بـطِلاً».(ص / ۳۸، ۲۷) همه پدیدههای این جهان، مدلول و معنایی نشانه [[شناختی]] داشته، گیاهان و باد و خاک و آب و... پدیدههایی مفید برای [[حیات]] معرفی میشوند: «اِنَّفی خَلقِ السَّمـوتِ والاَرضِ واختِلـفِ الَّیلِ والنَّهارِ والفُلکِ الَّتی تَجری فِی البَحرِ بِما یَنفَعُ النّاسَ و ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن [[ماء]] فَاَحیا بِهِ الاَرضَ بَعدَ مَوتِهاوبَثَّ فیها مِن کُلِّ دابَّة و تَصریفِ الرِّیـح... لاَیـت لِقَوم یَعقِلون».(بقره / ۲، ۱۶۴) حیوانات نیز امتهایی همانند [[آدمیان]] شمرده شده: «و ما مِن دابَّة فِیالاَرضِ ولا طئِر یَطیرُ بِجَناحَیهِ اِلاّ اُمَمٌ اَمثالُکُم»(انعام / ۶، ۳۸) و حتی نوح{{ع}} نیز در کنار [[نجات]] [[مؤمنان]]، موظف به [[حفظ نسل]] گونههای مختلف حیوانات میشود: «قُلنَا احمِل فیها مِن کُلّ زَوجَینِ اثنَین».(هود / ۱۱، ۴۰) خداوند،[[زمین]] را برای [[زندگی]] [[انسان]] مهیا ساخته: «ولَکُم فِی الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلی حین»(بقره / ۲، ۳۶) و همه نیازمندیهایش را از [[خوراک]] و [[پوشاک]] و آب و... برای او در [[زمین]] نهاده است: «والاَرضَ مَدَدنـها واَلقَینا فیها رَوسِیَ واَنبَتنا فیها مِن کُلِّ شَیء مَوزون * و جَعَلنا لَکُم فیها مَعـیِش».([[حجر]] / ۱۵، ۱۹ ـ ۲۰) این [[جهانبینی]] به [[انسان]] [[اجازه]] هرگونه [[تصرف]] و ایجاد خلل در [[نظام آفرینش]] را نداده، به جای [[تغییر]] روند آن ـ که [[زندگی]] خود او را نیز به خطر میاندازد ـ به [[همراهی]] با آن و [[آبادانی]] و [[حفظ]] و بقای آن برای بهرهبرداری بیشتر [[دعوت]] میکند.(۱) [[قرآن]] در ادامه این نگاه جهانشمول، چارهجویی [[اخلاقی]] را برای [[زندگی دنیوی]][[انسان]] ترسیم میکند. او باید [[شکرگزار]] [[نعمتهای خدا]] باشد و دست به [[اسراف]] و [[تبذیر]] نزده، به نابودی و خرابی زمین اقدام نورزد، با این [[حال]] گاه انسان در برابر این [[نعمتها]] از در [[ناسپاسی]] درآمده، به تخریب [[محیط زیست]] خود و نابود ساختن جانداران میپردازد: «سَعیفِیالاَرضِ لِیُفسِدَ فیها و یُهلِکَ الحَرثَ والنَّسلَ واللّهُ لایُحِبُّ الفَساد».(بقره / ۲، ۲۰۵)(۲) این [[آیه]] بر این نکته دلالت داردکه یکی از مصادیق مفهوم [[قرآنی]] [[فساد]] که در [[آیات]] فراوانی به عنوان مفهوم جامع ارزشهای منفی از آن یاد شده، تخریب محیط زیست است:(۳) «ظَهَرَ الفَسادُ فِیالبَرِّ والبَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی النّاس..»..([[روم]] / ۳۰، ۴۱)(۴) از سوی دیگر این [[شیطان]] است که به دخل و تصرف در [[آفرینش]] و برهم زدن [[نظام طبیعی]] آن دعوت میکند: «ولاَُضِلَّنَّهُم و لاَُمَنِّیَنَّهُم ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِّکُنَّ ءاذانَ الاَنعـمِ ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلقَ اللّهِ و مَن یَتَّخِذِ الشَّیطـنَ ولِیـًّا مِن دونِ اللّهِ فَقَد خَسِرَ خُسرانـًا مُبینـا».([[نساء]] / ۴، ۱۱۹) [[مفسران]] یکی از مصادیق تغییر [[آفرینش الهی]] را اَخْته کردن حیوانات دانسته،(۵) آن را قابل تعمیم بر هرگونه تغییر در آفرینش طبیعی حیوانات و [[انسانها]] و هرگونه [[شکنجه]] و [[آزار]] جانوران شمردهاند؛(۶) همچنین [[نهی]] از کشتن هر جانداری در منطقه [[حرم مکه]] و نیز در دوره [[حج]] در کنار مقاصد تعبدی میتواند ناظر به [[آموزش]][[بشر]] برای [[همزیستی]] با [[حیات]] پیرامون خود در قالب ایجاد نوعی منطقه [[حفاظت]] شده باشد.(۷) در کنار این دو دسته [[آیات]]، [[قرآن]] در موارد بسیاری از تنوع [[زیستی]] [[جهان]] از وجود گیاهان گوناگون (رعد / ۱۳، ۳ ـ ۴) و کوههای رنگارنگ ([[فاطر]] / ۳۵، ۲۷ ـ ۲۸)، آبهای [[شور]] و شیرین (فاطر / ۳۵، ۱۲) و آبهای زیرزمینی (مؤمنون / ۲۳، ۱۸)، درختان و جنگلها (نمل / ۲۷، ۶۰)، باد و [[باران]] ([[اعراف]] / ۷، ۵۷)، چرخه [[زندگی]] و [[مرگ]] (انعام / ۶، ۹۵) و... در [[مقام]] [[امتنان]] بر [[بندگان]] خبر داده که نشان از اهمیت و [[لزوم]] [[حفظ]] آن دارد.(۸) توجه به نگهداری [[محیط زیست]] در [[روایات]] نیز در قالب سفارش به [[آبادانی]] زمینهای لمیزرع (۹) و [[پرهیز]] از بریدن بیدلیل درختان و کشتن بیدلیل حیوانات (۱۰) و توجه به عمومی بودن منابع آب و مراتع و جنگلها (۱۱) و... به چشم میخورد. | |||
۱. <ref>ر. ک: مبانی حفاظت محیط زیست در اسلام.</ref> | |||
۲. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص۶۱۷؛ جامعالبیان، مج۲، ج ۲، ص۴۳۲ ـ ۴۳۴؛ الصافی، ج ۱، ص۲۴۰.</ref> | |||
۳. <ref>معانی القرآن، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref> | |||
۴. <ref>المیزان، ج ۸، ص۱۹۶ ـ ۱۹۷؛ البیئة مشاکلها و قضایاها رویة اسلامیه، ص۳۱.</ref> | |||
۵. <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۱، ص۱۷۳؛ جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۸۷ ـ ۳۸۸؛ التبیان، ج ۳، ص۳۳۴.</ref> | |||
۶. <ref>الصافی، ج ۱، ص۵۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۵۰.</ref> | |||
۷. <ref>قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۴۸.</ref> | |||
۸.<ref> ر. ک. النظام البیئی فی الاسلام.</ref> | |||
۹. <ref>مسند احمد، ج ۱، ص۴۷۲.</ref> | |||
۱۰.<ref> السنن الکبری، ج ۹، ص۸۵ ـ ۸۶.</ref> | |||
۱۱. <ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص۱۱۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:000057.jpg|22px]] بخش معارف و مفاهیم، [[بهداشت (مقاله)|مقاله «بهداشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||