پرش به محتوا

بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴٬۲۰۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۴
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهشت| عنوان مدخل  = بهشت| مداخل مرتبط = [[بهشت در قرآن]] - [[بهشت در نهج البلاغه]] - [[بهشت در کلام اسلامی]] - [[بهشت در معارف دعا و زیارات]] - [[بهشت در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهشت| عنوان مدخل  = بهشت| مداخل مرتبط = [[بهشت در قرآن]] - [[بهشت در نهج البلاغه]] - [[بهشت در کلام اسلامی]] - [[بهشت در معارف دعا و زیارات]] - [[بهشت در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط  = }}
== واژه‌شناسی ==
== واژه‌شناسی ==
[[بهشت]] واژه [[فارسی]] اوستایی واهیشت = (vahishta) به معنای [[جهان]] [[برتر]]، عالم نیکوتر ـ ضد «دژنگهو» به معنای [[دوزخ]] ـ است. واهیشت مرکب از «واهو» (Vahu) به معنای خوب و «ایشت» (Esht) علامت [[تفضیل]] و صفت برای موصوف محذوف «انگهو» یعنی جهان است (۱) و آن‌‌جایی است خوش آب و هوا و فراخ [[نعمت]] و آراسته که [[نیکوکاران]] پس از [[مرگ]] در آن مخلدند.(۲) در فارسی به بهشت، [[فردوس]] و مینو نیز گفته می‌‌شود.(۳) بهشت در لغت [[عرب]] با واژه‌‌هایی گوناگون به کار رفته که مهم‌‌ترین آنها «جَنّت» است.
[[بهشت]] واژه [[فارسی]] اوستایی واهیشت = (vahishta) به معنای [[جهان]] [[برتر]]، عالم نیکوتر ـ ضد «دژنگهو» به معنای [[دوزخ]] ـ است. واهیشت مرکب از «واهو» (Vahu) به معنای خوب و «ایشت» (Esht) علامت [[تفضیل]] و صفت برای موصوف محذوف «انگهو» یعنی جهان است<ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۴۷؛برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> و آن‌‌جایی است خوش آب و هوا و فراخ [[نعمت]] و آراسته که [[نیکوکاران]] پس از [[مرگ]] در آن مخلدند.<ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۳؛ برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> در فارسی به بهشت، [[فردوس]] و مینو نیز گفته می‌‌شود.<ref>لغت‌‌نامه، ج ۱۰، ص۱۵۰۴۳، «فردوس»؛ ج ۱۳، ص۱۹۴۵۳، «مینو».</ref> بهشت در لغت [[عرب]] با واژه‌‌هایی گوناگون به کار رفته که مهم‌‌ترین آنها «جَنّت» است.


[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،(۴) چنان‌‌که «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در [[پناه]] آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون می‌‌ماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «[[مجنون]]» و [[ظلمت]][[شب]] که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفته‌‌اند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،(۵) بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را می‌‌پوشاند.(۶) البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کرده‌‌اند، چنان‌‌که برخی آن را ثوابی دانسته‌‌اند که در [[دنیا]] بر‌‌انسان پوشیده است.(۷) برخی دیگر گفته‌‌اند: اطلاق جنت بر بهشت بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمی‌‌یابد.(۸) به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و [[مقام]] مکنونی که دارد نزد عقل [[صاحب نظر]] یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،(۹) از این‌‌رو بعضی از مفسران بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری [[حکیم]] یا [[بصری]] [[عارف]] است؛ لیکن بسیاری از ویژگی‌های آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمی‌‌شود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود [[بهشتی]] مشهود شده و در کنار او قرار می‌‌گیرد؛ اما برای غیر او که پایین‌‌تر از درجه وجودی وی قرار‌‌دارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری [[مستتر]] و پنهان است.(۱۰) بدون تردید در همه [[ادیان]]، [[مذاهب]] و مسالک [[اعتقاد]] به جهانی بهتر و مطلوب‌‌تر وجود داشته و همه آنها رسیدن به آن را به [[پیروان]] خویش [[وعده]] داده‌‌اند.(۱۱) در [[اوستا]] برای هر یک از [[تعالیم]] سه گانه عالیه «[[پندار]] [[نیک]]، [[گفتار نیک]]، [[کردار نیک]]» در [[بهشت]] [[مقام]] و مرتبه‌‌ای ویژه معین شده است؛ اولی که جای [[اندیشه]] است در کره [[ستارگان]]، دومی در [[فلک]] ماه و سومی در فضای بلندترین [[روشنایی]] واقع است. روان [[نیکوکار]] پس از طی این سه مرحله به فضای فروغ بی‌‌پایان می‌‌رسد که «انیران» نام دارد و در آنجا بارگاه جلال اهورا یا [[عرش]] اعظم (گروثمان = خان [[ستایش]]) است.(۱۲) در جای دیگر همین کتاب آمده که روان مرده تا سه [[روز]] پس از [[مرگ]] بالای سر اوست و صبح روز چهارم [[روح]] از تن او جدا شده، اگر نیکوکار باشد [[وجدان]] ([[دین]]) وی به صورت دختر [[زیبایی]] نمودار گشته، او را به سوی [[فردوس]] [[راهنمایی]] می‌‌کند.(۱۳) روان نیکوکار از روی [[پل صراط]] (چِنونَت پِرِتو = پل تشخیص و [[قضاوت]]) که بالای نهری از فلز گداخته قرار دارد و برای او پهن به نظر می‌‌رسد، به سرعت می‌‌گذرد و پس از پیمودن مراحل سه‌‌گانه یاد شده، به بهشت برین و بارگاه [[قدس]] [[اهورامزدا]] می‌‌رود. در آنجا برای او‌‌کَره فصل [[بهار]] و سایر [[نعمت‌ها]] را می‌‌آورند و همواره در نهایت [[خوشی]] و خرمی به سر‌‌می‌‌برد.(۱۴) در [[عهدین]] نیز با عبارتهایی گوناگون [[بشارت]] به بهشت [[موعود]] داده شده است. بنی‌‌اسرائیل در عصر [[موسی]]{{ع}} قومی مادی بودند، چنان‌‌که بسیاری از بشارتهای [[عهد قدیم]] به نعمت‌های [[دنیوی]]،[[زمین]] و [[حکومت]] و [[سلطنت]] اشاره دارد، حتی آنها مسئله [[جاودانگی]][[روح]] را نمی‌‌دانستند و منکر [[روحی]] در بدن بودند که بعد از [[مرگ]] [[جاودانه]] بماند؛ ولی نمونه‌‌هایی وجود دارد که آنان نیز [[بهشت]] را قبول داشته‌‌اند. عده‌‌ای از آنها قائل به بهشت بسیار گسترده‌‌ای بودند که از آن با عنوان «بهشت عَدْن آسمانی» یاد کرده و دارای دو در بوده که ۱۰۰۰۰۰ [[فرشته]] از آن [[محافظت]] می‌‌کنند.(۱۵) در [[عهد جدید]] نیز با اوصافی گوناگون نظیر [[حیات]] جاودانه از بهشت[[سخن]] به میان آمده است. حتی در برخی موارد اوصافی را شبیه اوصاف [[بهشتی]] که در [[قرآن]] آمده است بیان می‌‌کند. (یوحناـ۷) از نظر [[مسیحیان]]، بهشتْ آسمانی است محل [[سعادت]] که از هرگونه کدورت تهی و شامل همه [[لذات]] [[نفسانی]] است. البته نعمت‌های این بهشت از قبیل لذات و شادیهای آسمانی و تنها مفاهیمی روحی و [[عقلی]] است؛ زیرا به [[اعتقاد]] آنها بهشت جایگاهی [[روحانی]] است که نفسِ [[انسان]] پس از جدا شدن از بدن و صعود به [[آسمان]] از حالتی [[حسی]] و طبیعی به حالت روحانی آسمانی تبدیل شده، در آن قرار می‌‌گیرد.(۱۶) پروتستانها نیز قائل به نوعی [[بهشت روحانی]] هستند که مهم‌‌ترین [[لذت]] آن نظر کردن به [[وجه الله]] است.(۱۷) حتی در مسالک [[بت پرستی]] مانند یونانیها محل [[خدایان]] و پایان [[نیکان]] را گلزارهایی زبده به نام شانزلیزه (Champs elyses) می‌‌دانستند.(۱۸) [[هندوها]] نیز بهشت را [[باور]] داشتند و کسانی که با انواع عذابهای دنیوی مانند [[قتل]]، سوختن و غیره خود را نابود می‌‌کردند می‌‌پنداشتند که قبل از بیرون رفتن جانهایشان [[همسایگان]] بهشت به سرعت آن را می‌‌گیرند.(۱۹) [[مدینه فاضله]] [[افلاطون]] و جامعه‌‌ای که کمونیستها به طبقات [[محروم]] [[وعده]] می‌‌دادند نیز نوعی بهشت دنیوی محسوب می‌‌شود. این بهشتها به رغم [[اختلافات]] زیاد در ۴ چیز مشترک است:[[امنیت]]، [[سلامت]]، [[برکت]] و [[لذت]].(۲۰) قرآن‌‌کریم که بر همه کتابهای آسمانی مُهَیْمِن است ([[مائده]] / ۵، ۴۸) افزون بر اینکه وعده‌‌های موجود در [[تورات]] و [[انجیل]] درباره [[بهشت]] را نقل کرده ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) به تفصیل درباره بهشت[[سخن]] رانده و آن را آخرین مرحله مدار عمومی [[خلقت]] برای [[برگزیدگان]] و نزدیک‌‌ترین جایگاه به [[خداوند]] معرفی می‌‌کند. (ص / ۳۸، ۲۵) گفتنی است اولین [[اختلاف]] بهشت [[قرآن]] با بهشت دیگران در [[میزان]] [[کوشش]] و تلاش لازم و در مدت وصول آن است؛ قرآن راه بهشت را طولانی و پرمشقت (انشقاق / ۸۴، ۶) و آن را محصول اکتساب خود [[انسان]] معرفی می‌‌کند. (بقره / ۲، ۲۸۶ و...)(۲۱) گرچه در [[قرآن کریم]] واژه «[[جنت]]» به معانی گوناگونی نظیر [[توحید]] ([[یونس]] / ۱۰، ۲۶؛(۲۲) بقره / ۲، ۲۲۱)،(۲۳) [[بستانی]] در [[یمن]] (قلم / ۶۸، ۱۷)(۲۴) به کار رفته یا بر اینها تطبیق شده است؛ اما در این مقاله تنها آن‌‌دسته از معانی این واژه که بر بهشت اطلاق شده مورد نظر است. افزون بر واژه‌‌های «جنت» (بقره / ‌‌۲، ۳۵) و «جنات» (بقره / ۲، ۲۵) در [[آیات]] فراوانی از بهشت با واژه‌هایی نظیر [[فردوس]] (مؤمنون / ۲۳، ۱۱)، [[دارالسلام]](انعام / ۶، ۱۲۷)، دارالقرار ([[غافر]] / ۴۰، ۳۹)، دارالمقامه ([[فاطر]] / ۳۵، ‌‌۳۵)، [[جنة الماوی]] ([[نجم]] / ۵۳، ۱۳ ـ ۱۵) و... یاد شده است. در این آیات مباحثی همچون [[حقیقت]] (واقعه / ۵۶، ۸۸ - ۸۹؛ [[آل عمران]] / ۳، ۱۶۳)، گستره و جایگاه (آل عمران / ۳، ۱۳۳؛ نجم / ۵۳، ۱۳ - ۱۵)، درها (ص / ۳۸، ۵۰؛ زمر / ۳۹، ۷۳)، [[مخلوق بودن]] ([[حدید]] /، ۵۷، ۲۱؛ شعراء / ۲۶، ۶۴)، موروث بودن ([[اعراف]] / ۷، ۴۳؛ [[مریم]] / ۱۹، ۶۳)، مراتب ودرجات بهشت ([[انفال]] / ۸، ۴؛ [[نساء]] / ۴، ۹۵ - ۹۶؛ طه / ۲۰، ۷۵)، [[نعمت‌های بهشتی]] (بقره / ۲، ۲۵؛ زخرف / ۴۳، ۷۱؛ [[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) و [[بهشتیان]] ([[مائده]] / ۵، ۱۱۹؛ [[حجر]] / ۱۵، ۴۷) مطرح شده‌‌اند.
[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنان‌‌که «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در [[پناه]] آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون می‌‌ماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «[[مجنون]]» و [[ظلمت]] [[شب]] که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفته‌‌اند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را می‌‌پوشاند.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>


تصویر و تعریف [[بهشت]] در [[قرآن]] یکپارچه نیست، بلکه به صورت اوصاف کوتاه، متعدد و گاه مکرر در بسیاری از سوره‌‌ها به ویژه سوره‌‌های مکی آمده است و در سه [[سوره الرحمن]]، واقعه و [[انسان]] (دهر) بیشتر و پیوسته‌‌تر از سایر سوره‌‌هاست. برای به دست آوردن تصویری اجمالی از بهشت آن‌‌چنان که در [[قرآن کریم]] بیان شده لازم است که [[آیات]] سوره‌‌های مختلف کنار هم گذاشته شود.(۲۵)
البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کرده‌‌اند، چنان‌‌که برخی آن را ثوابی دانسته‌‌اند که در [[دنیا]] بر‌‌انسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: اطلاق جنت بر بهشت بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمی‌‌یابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و [[مقام]] مکنونی که دارد نزد عقل [[صاحب نظر]] یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست، <ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از این‌‌رو بعضی از مفسران بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری [[حکیم]] یا [[بصری]] [[عارف]] است؛ لیکن بسیاری از ویژگی‌های آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمی‌‌شود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود [[بهشتی]] مشهود شده و در کنار او قرار می‌‌گیرد؛ اما برای غیر او که پایین‌‌تر از درجه وجودی وی قرار‌‌دارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری [[مستتر]] و پنهان است.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 360.</ref>
۱. <ref>لغت [[نامه]]، ج ۳، ص۴۴۴۷؛[[برهان]] [[قاطع]]، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref>
 
۲. <ref>[[فرهنگ فارسی]]، ج ۱، ص۶۱۳؛ برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref>
==بهشت در [[ادیان]]==
۳. <ref>لغت‌‌نامه، ج ۱۰، ص۱۵۰۴۳، «[[فردوس]]»؛ ج ۱۳، ص۱۹۴۵۳، «مینو».</ref>
بدون تردید در همه ادیان، [[مذاهب]] و مسالک [[اعتقاد]] به جهانی بهتر و مطلوب‌‌تر وجود داشته و همه آنها رسیدن به آن را به [[پیروان]] خویش [[وعده]] داده‌‌اند. <ref>مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
۴. <ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «[[جن]]».</ref>
 
۵. <ref>[[مفردات]]، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref>
در [[اوستا]] برای هر یک از [[تعالیم]] سه گانه عالیه «[[پندار نیک]]، [[گفتار نیک]]، [[کردار نیک]]» در [[بهشت]] [[مقام]] و مرتبه‌‌ای ویژه معین شده است؛ اولی که جای [[اندیشه]] است در کره [[ستارگان]]، دومی در [[فلک]] ماه و سومی در فضای بلندترین [[روشنایی]] واقع است. روان [[نیکوکار]] پس از طی این سه مرحله به فضای فروغ بی‌‌پایان می‌‌رسد که «انیران» نام دارد و در آنجا بارگاه جلال اهورا یا [[عرش]] اعظم (گروثمان = خان [[ستایش]]) است.<ref> ر. ک: اوستا، ص۵۴۶ ـ ۵۵۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref> در جای دیگر همین کتاب آمده که روان مرده تا سه [[روز]] پس از [[مرگ]] بالای سر اوست و صبح روز چهارم [[روح]] از تن او جدا شده، اگر نیکوکار باشد [[وجدان]] ([[دین]]) وی به صورت دختر [[زیبایی]] نمودار گشته، او را به سوی [[فردوس]] [[راهنمایی]] می‌‌کند.<ref>اوستا، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref> روان نیکوکار از روی [[پل صراط]] (چِنونَت پِرِتو = پل تشخیص و [[قضاوت]]) که بالای نهری از فلز گداخته قرار دارد و برای او پهن به نظر می‌‌رسد، به سرعت می‌‌گذرد و پس از پیمودن مراحل سه‌‌گانه یاد شده، به بهشت برین و بارگاه [[قدس]] [[اهورامزدا]] می‌‌رود. در آنجا برای او‌‌کَره فصل [[بهار]] و سایر [[نعمت‌ها]] را می‌‌آورند و همواره در نهایت [[خوشی]] و خرمی به سر‌‌می‌‌برد.<ref> ر. ک: اوستا، ص۷۸ ـ ۷۹؛ ۴۷۸ ـ ۴۸۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref>
۶. <ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸؛ [[انوار درخشان]]، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>
 
۷. <ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref>
در [[عهدین]] نیز با عبارت‌هایی گوناگون [[بشارت]] به بهشت [[موعود]] داده شده است. بنی‌‌اسرائیل در عصر [[موسی]]{{ع}} قومی مادی بودند، چنان‌‌که بسیاری از بشارتهای [[عهد قدیم]] به نعمت‌های [[دنیوی]]،[[زمین]] و [[حکومت]] و [[سلطنت]] اشاره دارد، حتی آنها مسئله [[جاودانگی]][[روح]] را نمی‌‌دانستند و منکر [[روحی]] در بدن بودند که بعد از [[مرگ]] [[جاودانه]] بماند؛ ولی نمونه‌‌هایی وجود دارد که آنان نیز [[بهشت]] را قبول داشته‌‌اند. عده‌‌ای از آنها قائل به بهشت بسیار گسترده‌‌ای بودند که از آن با عنوان «بهشت عَدْن آسمانی» یاد کرده و دارای دو در بوده که ۱۰۰۰۰۰ [[فرشته]] از آن [[محافظت]] می‌‌کنند.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۲؛ مباحث بنیادین، ج‌‌۱، ص۱۸۵ ـ ۱۹۰.</ref> در [[عهد جدید]] نیز با اوصافی گوناگون نظیر [[حیات]] جاودانه از بهشت[[سخن]] به میان آمده است. حتی در برخی موارد اوصافی را شبیه اوصاف [[بهشتی]] که در [[قرآن]] آمده است بیان می‌‌کند.
۸. <ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref>
 
۹. <ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>
از نظر [[مسیحیان]]، بهشت آسمانی است محل [[سعادت]] که از هرگونه کدورت تهی و شامل همه [[لذات]] [[نفسانی]] است. البته نعمت‌های این بهشت از قبیل لذات و شادیهای آسمانی و تنها مفاهیمی روحی و [[عقلی]] است؛ زیرا به [[اعتقاد]] آنها بهشت جایگاهی [[روحانی]] است که نفسِ [[انسان]] پس از جدا شدن از بدن و صعود به [[آسمان]] از حالتی [[حسی]] و طبیعی به حالت روحانی آسمانی تبدیل شده، در آن قرار می‌‌گیرد.<ref>دائرة‌‌المعارف بستانی، ج ۶، ص۵۵۹.</ref> پروتستان‌ها نیز قائل به نوعی [[بهشت روحانی]] هستند که مهم‌‌ترین [[لذت]] آن نظر کردن به [[وجه الله]] است.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۳.</ref> حتی در مسالک [[بت پرستی]] مانند یونانیها محل [[خدایان]] و پایان [[نیکان]] را گلزارهایی زبده به نام شانزلیزه (Champs elyses) می‌‌دانستند.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
۱۰. <ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>
 
۱۱. <ref>مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
[[هندوها]] نیز بهشت را [[باور]] داشتند و کسانی که با انواع عذاب‌های دنیوی مانند [[قتل]]، سوختن و غیره خود را نابود می‌‌کردند می‌‌پنداشتند که قبل از بیرون رفتن جان‌هایشان [[همسایگان]] بهشت به سرعت آن را می‌‌گیرند.<ref> البدء والتاریخ، ج ۱، ص۱۸۶.</ref> [[مدینه فاضله]] [[افلاطون]] و جامعه‌‌ای که کمونیست‌ها به طبقات [[محروم]] [[وعده]] می‌‌دادند نیز نوعی بهشت دنیوی محسوب می‌‌شود. این بهشت‌ها به رغم [[اختلافات]] زیاد در ۴ چیز مشترک است: [[امنیت]]، [[سلامت]]، [[برکت]] و [[لذت]].<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 361.</ref>
۱۲.<ref> ر. ک: [[اوستا]]، ص۵۴۶ ـ ۵۵۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref>
 
۱۳. <ref>اوستا، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref>
==بهشت در [[قرآن کریم]]==
۱۴.<ref> ر. ک: اوستا، ص۷۸ ـ ۷۹؛ ۴۷۸ ـ ۴۸۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref>
قرآن‌‌ کریم که بر همه کتاب‌های آسمانی مُهَیْمِن است {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> افزون بر اینکه وعده‌‌های موجود در [[تورات]] و [[انجیل]] درباره [[بهشت]] را نقل کرده {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> به تفصیل درباره بهشت [[سخن]] رانده و آن را آخرین مرحله مدار عمومی [[خلقت]] برای [[برگزیدگان]] و نزدیک‌‌ترین جایگاه به [[خداوند]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref>«آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۵.</ref> گفتنی است اولین [[اختلاف]] بهشت [[قرآن]] با بهشت دیگران در [[میزان]] [[کوشش]] و تلاش لازم و در مدت وصول آن است؛ قرآن راه بهشت را طولانی و پرمشقت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref> و آن را محصول اکتساب خود [[انسان]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند: هر کس آنچه نیکی ورزیده به سود خود و آنچه بدی کرده است به زیان خویش است؛ پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا لغزیدیم بر ما مگیر، پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار چنان که بر دوش پیشینیان ما نهادی؛ پروردگارا! چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه و از ما درگذر و ما را بیامرز و بر ما ببخشای؛ تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵.</ref>
۱۵.<ref> دائرة [[معارف]] القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۲؛ مباحث بنیادین، ج‌‌۱، ص۱۸۵ ـ ۱۹۰.</ref>
 
۱۶. <ref>دائرة‌‌المعارف [[بستانی]]، ج ۶، ص۵۵۹.</ref>
گرچه در [[قرآن کریم]] واژه «[[جنت]]» به معانی گوناگونی نظیر [[توحید]] {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهره‌های آنان را نه غباری می‌پوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref>الوجوه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۰.</ref> {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[بستانی]] در [[یمن]] {{متن قرآن|إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ}}<ref>«ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید» سوره قلم، آیه ۱۷.</ref>.<ref>الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۲۲۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲،ص ۳۵۲.</ref> به کار رفته یا بر اینها تطبیق شده است؛ اما در این مقاله تنها آن‌‌دسته از معانی این واژه که بر بهشت اطلاق شده مورد نظر است.
۱۷.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۳.</ref>
 
۱۸.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
افزون بر واژه‌‌های «جنت» {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> و «جنات» {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref> در [[آیات]] فراوانی از بهشت با واژه‌هایی نظیر [[فردوس]] {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref>، [[دارالسلام]] {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش  نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>، دارالمقامه {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار  جای داد که در آن نه رنجی به ما می‌رسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref>، [[جنة الماوی]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref> و... یاد شده است.
۱۹.<ref> البدء والتاریخ، ج ۱، ص۱۸۶.</ref>
 
۲۰.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
در این آیات مباحثی همچون [[حقیقت]] {{متن قرآن|فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ}}<ref>«اگر شما کیفر شدنی نیستید،» سوره واقعه، آیه ۸۶.</ref>، {{متن قرآن|تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>،  {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون) اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref>، گستره و جایگاه {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، درها {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref>،  {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>، [[مخلوق بودن]] {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید  که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>،  {{متن قرآن|وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ}}<ref>«و دیگران را به آنجا نزدیک گرداندیم» سوره شعراء، آیه ۶۴.</ref>، موروث بودن {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى}}<ref>«گفتند: بی‌گمان این دو جادوگرند؛ بر آنند تا شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون برانند و آیین برتر شما را (از میان) ببرند» سوره طه، آیه ۶۳.</ref>، مراتب و درجات بهشت {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها  و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>، ل{{متن قرآن|ا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش  و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>،  {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref>، [[نعمت‌های بهشتی]] {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>،  {{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بر گرد آنان قدح  های زرین و جام  هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref> و [[بهشتیان]] {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>،  {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«و آنچه کینه است از دل آنان می‌زداییم و برادروار بر اورنگ‌هایی روبه‌رو می‌نشینند» سوره حجر، آیه ۴۷.</ref> مطرح شده‌‌اند.
۲۱.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵.</ref>
 
۲۲. <ref>الوجوه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۰.</ref>
تصویر و تعریف [[بهشت]] در [[قرآن]] یکپارچه نیست، بلکه به صورت اوصاف کوتاه، متعدد و گاه مکرر در بسیاری از سوره‌‌ها به ویژه سوره‌‌های مکی آمده است و در سه [[سوره الرحمن]]، [[سوره واقعه]] و [[سوره انسان]] ([[سوره دهر]]) بیشتر و پیوسته‌‌تر از سایر سوره‌‌هاست. برای به دست آوردن تصویری اجمالی از بهشت آن‌‌چنان که در [[قرآن کریم]] بیان شده لازم است که [[آیات]] سوره‌‌های مختلف کنار هم گذاشته شود.<ref>دانشنامه قرآن‌‌پژوهی، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 362.</ref>
۲۳.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>
۲۴. <ref>الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۲۲۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲،ص ۳۵۲.</ref>
۲۵. <ref>دانشنامه قرآن‌‌پژوهی، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>


==[[حقیقت]] بهشت==
==[[حقیقت]] بهشت==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش