زیارت در حقوق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
حالتِ [[تضرّع]] و [[نیاز]]، شکسته دلی، [[پشیمانی]]، [[ندامت]] و انابت، [[خوف و رجاء]] و [[بیم و امید]] لازم است. انکسار [[قلب]] در پیشگاه [[خداوند]] [[قادر]] [[قاهر]] میسّر است و [[دل]] شکستگی و [[شرمندگی]] در برابر «عظمتِ» [[خدا]] و «[[عصمت]]» [[رسول]] فراهم میگردد. با واسطه قرار دادن چهرهای چون [[پیامبر]] و [[اولیای خدا]] در برابر [[پروردگار]]، دریای [[رحمت]] و [[کرم]]، زودتر [[گنهکار]] را در موج خویش فرا میگیرد و [[استحقاق]] غفران و [[توبه]] پذیری فراهم میآید. این رهنمودِ [[خداوند]] است که فرموده: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً}}<ref>نساء، ۶۴</ref>. «آنان که به خود، بد کرده و [[ستم]] نمودهاند اگر پیش تو آیند و از [[خداوند]] [[مغفرت]] بخواهند و [[پیامبر]] هم برای آنان از [[خداوند]] [[آمرزش]] بطلبد، [[خدا]] را [[توبه]] پذیر و [[مهربان]] خواهند یافت»<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۶.</ref>. | حالتِ [[تضرّع]] و [[نیاز]]، شکسته دلی، [[پشیمانی]]، [[ندامت]] و انابت، [[خوف و رجاء]] و [[بیم و امید]] لازم است. انکسار [[قلب]] در پیشگاه [[خداوند]] [[قادر]] [[قاهر]] میسّر است و [[دل]] شکستگی و [[شرمندگی]] در برابر «عظمتِ» [[خدا]] و «[[عصمت]]» [[رسول]] فراهم میگردد. با واسطه قرار دادن چهرهای چون [[پیامبر]] و [[اولیای خدا]] در برابر [[پروردگار]]، دریای [[رحمت]] و [[کرم]]، زودتر [[گنهکار]] را در موج خویش فرا میگیرد و [[استحقاق]] غفران و [[توبه]] پذیری فراهم میآید. این رهنمودِ [[خداوند]] است که فرموده: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً}}<ref>نساء، ۶۴</ref>. «آنان که به خود، بد کرده و [[ستم]] نمودهاند اگر پیش تو آیند و از [[خداوند]] [[مغفرت]] بخواهند و [[پیامبر]] هم برای آنان از [[خداوند]] [[آمرزش]] بطلبد، [[خدا]] را [[توبه]] پذیر و [[مهربان]] خواهند یافت»<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۳۶.</ref>. | ||
== رابطه [[زیارت]] با توجه به خدا == | |||
اساس [[تربیت]] [[روحی]] [[مسلمان]]، «[[ذکر خدا]]» است، ذکر، بازدارنده از بدیهاست. و ریشه [[تباهی]] [[اخلاق]]، «[[غفلت]]» و «دوری» و «[[نسیان]]» است، نسیانِ [[خدا]] و [[قیامت]] و رابطه [[بندگی]] ما با [[خدا]]. اگر از «[[سازندگی]]» [[زیارت]] [[سخن]] میگوییم، باید آن را در [[ارتباط]] با «[[یاد خدا]]» بشناسیم که در [[مزار]] [[معصومین]] {{عم}} و [[شهیدان]] پدید میآید. | |||
اگر [[ائمه]] [[معصوم]] {{عم}}، [[مقرب]] درگاه پروردگارند، به خاطر آن است که «[[عبودیت]] [[خدا]]» را در اوج متعالیاش دارا هستند. اگر [[اسوه]] و الگوی مایند، برای آن است که در «[[تقوا]]» و «[[طاعت]]» [[خدا]]، سرآمد [[اهل]] روزگارند. اگر سخن و عملشان، برای ما [[سند]] و ملاک است، از آن روست که حجتهای خدایند. اگر نزد [[خداوند]]، [[مقام]] و مرتبه ای والا دارند، رازش در [[ارتباط]] عمیق و همواره و عاشقانه آنان با [[خدای عالم]] است. زائری که در [[مرقد]] پاکشان، آستانه [[ادب]] میبوسد و به [[تکریم]] و [[احترام]] میپردازد، باید به [[یاد خدا]] افتد. چرا که [[ائمه]]، واسطه [[خالق]] و خلقند، راهِ منتهی به خدایند، آینه [[حق]] نمایند، زیارتشان، یادآور [[خداوند]] است. چون [[بنده]] [[صالح]] خدایند، مقرباند و چون [[مطیع]] پروردگارند، برای ما اسوهاند. | |||
وقتی توجه به خدا، نقش [[تربیتی]] و سازنده و بازدارنده از [[گناه]] دارد، این توجه، در کنار [[مزار]] [[اولیای خدا]] بیشتر و شدیدتر است. پس، [[زیارت]]، باید بازدارنده از [[گناه]] باشد. چراکه در «[[زیارتگاه]]»، به ادای احترامِ امامی میایستیم که [[عظمت]] و قداستش را مدیون [[بندگی]] خداست. مگر میشود کسی مدّعی [[عشق]] و [[محبت]] [[دوستان]] [[خدا]] باشد، ولی راه و روشی و عمل و زندگیای، بر خلاف [[رضا]] و خواستِ آنان داشته باشد؟ ویژگی [[زیارت]]، رنگ [[الهی]] داشتن آن است. چه بسا که به [[دیدار]] کسانی برویم، ولی به [[یاد خدا]] نیفتیم. چه بسیار جاهای دیدنی و اماکن باستانی و آثار هنری و موزهها و بناها که دیدارش یادآور [[خداوند]] نیست، چون جلوه [[الهی]] در آنها نیست. اما [[زیارت]] [[معصومین]] {{عم}} و [[مزار]] [[ائمه]] و [[قبور]] [[اولیای خدا]] و امامزادگان، جدا از [[یاد خدا]] و منفصل از [[معنویت]] و [[روحانیت]] نیست. به همین جهت است که [[آرامش روحی]] و صفای [[باطن]] میآورد. مزارها، جلوههای [[ربوبی]] دارند و «[[صبغه]] [[الله]]» در آنها مشهود است؛ زیرا «آن» که به دیدارش آمدهایم، با «او» پیوند داشته است. | |||
در [[زیارتنامهها]]، از [[معصومین]] {{عم}}: با عنوانِ [[عبدالله]]، [[حبیب]] [[الله]]، [[صفی]] [[الله]]، [[ولیّ]] [[الله]]، [[خلیل الله]]، [[باب الله]]، حجهالله و... یاد میکنیم. [[زائر]] هم، از این رهگذر، غنچه فطرتش را میشکوفاند و با [[یاد خدا]] و توجه به [[معبود]]، [[دل]] را [[صفا]] میبخشد. [[احساس]] کشش به سوی مبدأ میکند، [[پاک]] و زلال میشود و از [[گناه]]، دور میگردد. و [[دوری از گناه]]، یعنی [[نزدیکی به خدا]]. [[زائر]] اگر بخواهد بهره [[تربیتی]] ببرد، باید [[حرمها]] را جلوه گاه [[الهی]] ببیند و زیارتش را گامی برای [[الهی]] شدن بشناسد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۴۹، ۵۰.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||