علم امام: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
بنابراین، [[آگاهی]] [[ائمه]] از [[سرنوشت]] غیبیشان تکلیفآور نبود و از این جهت از آن [[علم]] استفاده نمیکردند، مگر در موارد خاص که از سوی [[خداوند متعال]] [[مأمور]] به استفاده از آن میشدند وگرنه معیار [[تکلیف]]، [[علم عادی]] بود، نه علم ناعادی. از این رو اگر از راههای عادی به نقشه [[دشمن]] پی میبردند و شرایطشان مانند [[شرایط امام]] حسین {{ع}} نمیبود، حتماً برای خنثاکردنش [[اقدام]] میکردند<ref>عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۵ و ۲۲۶؛ همو، نسیم اندیشه، دفتر اول، ص۸۶.</ref>.<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیتالله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیتالله جوادی آملی]]، ص ۱۴۷.</ref> | بنابراین، [[آگاهی]] [[ائمه]] از [[سرنوشت]] غیبیشان تکلیفآور نبود و از این جهت از آن [[علم]] استفاده نمیکردند، مگر در موارد خاص که از سوی [[خداوند متعال]] [[مأمور]] به استفاده از آن میشدند وگرنه معیار [[تکلیف]]، [[علم عادی]] بود، نه علم ناعادی. از این رو اگر از راههای عادی به نقشه [[دشمن]] پی میبردند و شرایطشان مانند [[شرایط امام]] حسین {{ع}} نمیبود، حتماً برای خنثاکردنش [[اقدام]] میکردند<ref>عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۲۵ و ۲۲۶؛ همو، نسیم اندیشه، دفتر اول، ص۸۶.</ref>.<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیتالله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیتالله جوادی آملی]]، ص ۱۴۷.</ref> | ||
== منابع علمی امامان == | |||
به [[طور]] کلی در منابع اسلامی سه یا چهار منبع برای علم امام ذکر شده است: | |||
=== [[ارتباط با فرشتگان]] === | |||
ارتباط امام با [[فرشتگان]] یا مبادی عالی وجود با رویکردی [[فلسفی]] و [[روایی]] قابل [[اثبات]] است. طبق [[هستیشناسی]] برخی از [[فلاسفه اسلامی]]، سراسر [[جهان]] سلسله به هم پیوستهای است و موجودات واقع در افق هر جهانی، [[استعداد]] تبدیل شدن به مجاور خود را دارند و این استعداد که در دو سوی هر افق جهان دیده میشود، عبارت است از اتصال و [[پیوستگی]] آنها به یکدیگر. طبق هستیشناسی مزبور، [[نفس انسان]] نیز دارای استعداد تجرد و انسلاخ از [[بشریت]] و پیوند با عالم فرشتگان است. | |||
نفس انسان دو جهت اتصال دارد: «اتصال به عالم فرشتگان» و «اتصال فرودین به عالم بدن و [[جسم]]». بنابراین اتصال برخی [[انسانها]] به عالم برین و فرشتگان، امری است معقول و ممکن و امام نیز همانند [[پیامبر]]{{صل}} میتواند به این عالم صعود کند و [[حقایق]] و [[علوم الهی]] از این طریق به [[قلب]] او [[افاضه]] گردد؛ با این تفاوت که ارتباطی که امام با فرشتگان برقرار میکند، هرگز به مرتبه ارتباط پیامبر{{صل}} با آنها نمیرسد. | |||
ارتباط و اتصالی که [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}} به آن نایل گردید و در اثر آن، [[وحی الهی]] را دریافت کرد، ویژه آن حضرت بود و دیگر هیچ کس به این مرتبه از اتصال و ارتباط با مبادی عالی وجود نمیرسد و بر هیچ کس [[وحی پیامبرانه]] نازل نمیشود، اما ارتباط و اتصال [[پایینتر]] از آن مرتبه با عالم فرشتگان، برای امام که [[جانشین پیامبر]]{{صل}} و عهدهدار [[وظایف]] آن حضرت است، معقول و امکانپذیر است و [[امام]] بر اثر این اتصال و از این طریق، [[علوم الهی]] را دریافت میکند و بسیاری از [[کرامات]] و [[الهامات]] از او ظاهر میگردد. | |||
آیاتی از [[قرآن کریم]] نیز به گونههایی از این ارتباط که [[پایینتر]] از ارتباط [[وحیانی]] است، برای برخی از [[بندگان خاص]] [[الهی]] تصریح دارد: | |||
#«زمانی که به [[حواریون]] [[وحی]] فرستادم که به من و فرستاده من [[ایمان]] آورید»<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}} «و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref>. | |||
#درباره [[حضرت مریم]]{{س}} میفرماید: «پس [[روح]] خود [[جبرئیل]] را به سویش فرستادیم، پس به صورت [[انسان]] تمام برایش [[تمثل]] یافت»<ref>{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}} «و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>. | |||
#راجع به [[مادر حضرت موسی]]{{ع}} فرموده است: «آنگاه که بر مادرت وحی کردیم آنچه وحی کردنی بود»<ref>{{متن قرآن|إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى}} «آن هنگام که به مادرت آنچه (بایست) وحی میشد وحی کردیم» سوره طه، آیه ۳۸.</ref>. | |||
#«و به [[مادر موسی]] وحی کردیم که شیرش ده و اگر بر او بیمناک شدی، به دریایش بینداز و مترس و [[غمگین]] مشو، او را به تو باز میگردانیم و در شمار پیامبرانش میآوریم»<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز میگردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.</ref>. | |||
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} میفرماید: من [[نور]] [[وحی]] و [[رسالت]] را میدیدم و بوی [[نبوت]] و [[پیغمبری]] را میبوییدم و هنگامی که وحی بر آن حضرت نازل شد، صدای [[شیطان]] را شنیدم. گفتم: ای [[رسول خدا]] این چه صدایی است؟ فرمود این شیطان است که از پرستیده شدن [[نومید]] گشته است. آنچه را که من میشنوم، تو نیز میشنوی و آنچه را که میبینم، میبینی جز اینکه تو [[پیغمبر]] نیستی، بلکه وزیری و تو بر خیر و نیکویی هستی<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۲۳۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است: «علی{{ع}} با [[فرشتگان]] سخن میگفت»<ref>آقا حسین الطباطبائی البروجردی، جامع الاحادیث، ج۱، ص۱۷.</ref>. | |||
برخی از [[روایات]] از [[امامان معصوم]] به «محدَّث» تعبیر شده است؛ یعنی کسانی که با فرشتگان همسخن میشوند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۳.</ref>. در پارهای از [[احادیث]]، از فرشتهای که [[امامان]] با آن ارتباط پیدا میکنند، به «[[روح القدس]]» تعبیر شده است. روح القدس [[روحی]] قدسی است که با [[پیامبران]] و [[معصومان]] همراه است و [[امدادهای غیبی]] را در موارد مختلف به آنها منتقل میکند. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «روح القدس وسیله [[شناخت]] اشیا قرار میگیرد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲.</ref>. از امام باقر{{ع}} رسیده است که آنچه در زیر [[عرش]] تا زیر [[زمین]] وجود دارد، به وسیله روح القدس شناخته میشود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۲۷۱.</ref>. | |||
از منابع روایی اهل سنت نیز استفاده میشود که هرگاه کارهای مهم یا سخنان نغزی از کسی صادر میشد، میفرمودند: «این به کمک روح القدس بوده است»<ref>جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۸۷؛ مسلم بن الحجاج القشیری، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره «[[حسان بن ثابت]]» فرمود: «پروردگارا [[حسان]] را با روح القدس مورد [[تأیید]] قرار ده؛ آن سان که او از پیامبرش [[دفاع]] کرد»<ref>جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۸۷.</ref>. | |||
امامان معصوم{{عم}} نیز از تأیید روح القدس نسبت به برخی از اصحابشان سخن گفتهاند. [[امام باقر]]{{ع}} درباره «[[کمیت بن زید اسدی]]» فرمود: «مادامی که از ما [[دفاع]] میکنی، همیشه [[روح القدس]] با تو خواهد بود»<ref>جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۸۷؛ مسلم بن الحجاج القشیری، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹.</ref>. هنگامی که «[[دعبل خزاعی]]» قصیده معروف «[[مدارس آیات]]» را خواند، [[امام رضا]]{{ع}} [[گریه]] شدیدی کرد و سپس فرمود: «این دو [[بیت]] را روح القدس بر زبانت جاری ساخته است»<ref>علی بن عیسی بن ابی الفتح الاربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۳، ص١١٨.</ref>. | |||
=== [[قرآن کریم]] === | |||
[[آگاهی]] از قرآن کریم یکی دیگر از [[منابع علمی امام]] است. [[امام]] به تمام [[حقایق قرآن]] (ظاهر و [[باطن]]، [[محکم و متشابه]]، [[تفسیر]] و [[تأویل]]) و همه [[معارف]] و [[علوم]] آن احاطه دارد. از سوی دیگر، [[قرآن]] به [[اتفاق مسلمانان]]، سرچشمه [[فیاض]] علوم و دانشهاست و آگاهی و [[فهم]] آن، راهگشای تمام امور است و هر کس قرآن را بداند و به ظاهر و باطن آن احاطه داشته باشد، به تمام معارف و [[احکام]] و ظاهر و [[باطن شریعت]] آگاهی دارد. مقدمه دوم این [[استدلال]]، روشن است. سخن عمده در مقدمه نخست است که آیا امام به تمام حقایق قرآن احاطه دارد؟ | |||
[[روایات]] متعددی از [[طرق شیعه]] و [[اهل سنت]] رسیده است که [[امامان]] و مخصوصاً [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} به همه [[معارف قرآن]] آگاهی دارند. «[[ابونعیم]]» روایتی را با اسنادش از «[[عبدالله بن مسعود]]» نقل میکند که «قرآن بر [[هفت حرف]] نازل شده است و هیچ حرفی نیست مگر اینکه ظاهر و باطن دارد و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} ظاهر و باطن آن را میداند»<ref>ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج۱، ص۶۵.</ref>. | |||
نامبرده روایتی دیگر از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} نقل کرده که حضرت فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]] هیچ آیهای نازل نشده مگر اینکه میدانم در کجا و کی نازل شده است. پروردگارم به من [[قلب]] صاحب [[درک]] و زبان گویا [[عنایت]] فرموده است»<ref>ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج۱، ص۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۰۱؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۶، ص۳۹۶.</ref>. | |||
«[[ابن سعد]]» در طبقات [[روایت]] دیگری از [[امام علی]]{{ع}} آورده است که آن حضرت فرمود: «از [[کتاب خدا]] از من بپرسید! هیچ آیهای نیست مگر اینکه میدانم در شب نازل شده است یا در [[روز]]؛ در [[کوه]] نازل شده است یا پهنههای دشت»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۰۱؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۷.</ref>. | |||
روایت ذکر شده را «[[ابن حجر]]» نیز آورده است؛ با این تفاوت که در ابتدای آن جمله ذیل را اضافه دارد: «از من بپرسید! به [[خدا]] [[سوگند]] هیچ چیزی از من نمیپرسید مگر اینکه از آن به شما خبر میدهم»<ref>ابن جریر، تفسیر، ج۲۶، ص۱۱۶.</ref>. | |||
در [[روایات]] متعدد دیگری نیز صفات بسیاری برای [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} ذکر شده که از آن جمله است: [[علم به قرآن]]، [[دانش]] [[تأویل]] و [[یقین]]<ref>متقی هندی، کنزالعمال ص۳۹۳؛ هیثمی، مجمع الهیثمی، ج۹، ص۱۵۸.</ref>. | |||
=== [[وراثت از پیامبر]]{{صل}} === | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} تمام [[معارف]] و [[شریعت اسلام]] را به علی{{ع}} آموخت و این [[دانش الهی]]، [[نسل]] به نسل به [[امامان معصوم]]{{عم}} رسید. اگر در [[کتاب الهی]] نظر ژرفی داشته باشیم، به روشنی مییابیم که بر اساس [[سنت الهی]]، همان [[طور]] که اقامه [[قسط و عدل]] بر عهده [[پاکترین]] [[ذریه]] [[پیامبران]] قرار میگیرد، [[علوم]] ربانی و آسمانی نیز به آنان انتقال مییابد. | |||
[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] فرموده است: «آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود؛ از [[فرزندان آدم]] و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم و از [[دودمان]] ابراهیم و [[یعقوب]] و از کسانی که [[هدایت]] کردیم و برگزیدیم»<ref>{{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا}} «آنان کسانی از پیامبرانند از فرزندان آدم که خداوند به آنان نعمت بخشیده است و از (فرزندان) آن کسانند که با نوح (در کشتی) برداشتیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیلاند و از آنانند که رهیاب کردیم و برگزیدیم؛ چون بر آنان آیات (خداوند) بخشنده خوانده میشد سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند» سوره مریم، آیه ۵۸.</ref>. | |||
«[[خداوند]]، [[آدم]] و نوح و [[آل ابراهیم]] و [[آل عمران]] را بر جهانیان [[برتری]] داده است»<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}} «خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref>. «خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم را بر جهانیان برتری داده است»<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}} «خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref>. | |||
این [[سنت الهی]] در دوره ختمیه نیز جاری است و خداوند [[ذریه]] [[پاک]] [[پیامبر خاتم]]{{صل}} را برای [[اقامه حق]] و [[عدل]]، [[جانشین]] و [[وصی]] آن حضرت قرار داده است و لازمه این [[قیادت]] ربانی آن است که [[علوم]] [[نبوت]] و [[اسرار]] [[کتاب الهی]] نیز به آنان انتقال یابد؛ چنان که سنت الهی در [[انبیای سلف]] و ذریه پاک آنها معین بوده است. [[روایت]] دیگری از [[طریق عامه]] و [[خاصه]] رسیده است که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: «[[رسول]] گرامی{{صل}} هنگام رحلتش مرا نزد خود خواند و [[هزار باب]] به من آموخت که از هر یک هزار باب دیگر باز میشد»<ref>حسن بن سلیمان حلی، بصائر الدرجات، ص۳۰۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۳۹ و ۲۹۶.</ref>. | |||
از [[روایات]] فوق و بسیاری از روایات دیگر که تعداد آن بسیار زیاد و در منابع [[فریقین]] آمده است، به خوبی معلوم میشود که [[رسول اکرم]]{{صل}} اسرار و [[معارف دین]] و همه [[علوم الهی]] را به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} از طریق ویژهای انتقال داد. بنابراین [[علم]] [[امامان معصوم]]{{عم}} از علی{{ع}} و علم او از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مأخوذ است<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]]، ص ۷۵-۸۰.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||