اخلاق در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۶۳۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۴: خط ۲۴:


سخن آخر اینکه بین دو واژه «اخلاق» و «[[تربیت]]» تفاوتی وجود دارد: در مفهوم تربیت، [[قداست]] نیست؛ بدین بیان که تربیت یک فرد جانی در جهت [[جنایت]] را تربیت، و به تربیت حیوانات نیز تربیت گویند. اما در مفهوم اخلاق، نوعی قداست نهاده شده و به همین رو این کلمه را درباره حیوانات به کار نمی‌برند؛ چنان که معمولاً [[حرکت]] به سوی [[بدی]] و [[زشتی]] و جنایت را نیز عمل اخلاقی نمی‌نامند، هرچند در مفهوم لغوی [[اخلاق]]، نوعی اطلاق نسبت به [[صفات نیک]] و بد نهفته است<ref>بنگرید به: مطهری تعلیم و تربیت در اسلام، ص۹۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۴۰.</ref>.
سخن آخر اینکه بین دو واژه «اخلاق» و «[[تربیت]]» تفاوتی وجود دارد: در مفهوم تربیت، [[قداست]] نیست؛ بدین بیان که تربیت یک فرد جانی در جهت [[جنایت]] را تربیت، و به تربیت حیوانات نیز تربیت گویند. اما در مفهوم اخلاق، نوعی قداست نهاده شده و به همین رو این کلمه را درباره حیوانات به کار نمی‌برند؛ چنان که معمولاً [[حرکت]] به سوی [[بدی]] و [[زشتی]] و جنایت را نیز عمل اخلاقی نمی‌نامند، هرچند در مفهوم لغوی [[اخلاق]]، نوعی اطلاق نسبت به [[صفات نیک]] و بد نهفته است<ref>بنگرید به: مطهری تعلیم و تربیت در اسلام، ص۹۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۴۰.</ref>.
==اخلاق==
واژه «اخلاق» در اصل [[عربی]] و جمع «[[خُلق]]» و «خُلُق» است و در لغت به معانی گوناگونی آمده است؛ همچون: ویژگی ذاتی، حالت طبیعی، [[خوی]]، [[فطرت]]، جوهره<ref>آذرتاش آذر نوش، فرهنگ معاصر، واژه «خلق».</ref> و [[طبیعت]]<ref>لسان العرب، ج۱۰، ص۳۷۳؛. مجمع البحرین، ج۵، ص۱۵۶.</ref> و نیز به معنای [[سرشت]] و [[سجیه]]، اعم از سجیه و سرشت [[نیکو]] و [[پسندیده]] - مانند جوان‎مردی و [[شجاعت]] - یا [[زشت]] و [[ناپسند]] - مانند [[بُخل]] و [[فرومایگی]] آمده است.
عموم لغت‎شناسان، «خُلق» را با واژه «خَلق» هم‎ریشه دانسته‌اند. وقتی گفته می‌شود: «فلان کس خُلق [[زیبایی]] دارد»، بدین معناست که سرشت یا صفت [[معنوی]] و درونی زیبایی دارد؛ همچنان که وقتی می‌گویند: «فلان کس خَلق زیبایی دارد»، اشاره به ظاهر [[زیبا]] و اندام متناسب و هماهنگ او است<ref>تاج العروس من جواهر القاموس، ج۶، ص۳۳۷؛ لسان العرب، ج۴، ص۱۹۴.</ref>.
به گفته «[[راغب]] [[اصفهانی]]»، واژه «[[خلق]]» (به فتح یا ضم خ) در اصل به یک ریشه باز می‌گردد؛ با این تفاوت که «خَلق» به معنای هیأت، شکل و صورت ظاهری است که [[انسان]] با [[چشم سر]] می‎بیند و «خُلق» به معنای قوا، [[سجایا]] و صفات درونی که با چشم [[دل]] دیده می‌شود و آثار آن در گفتار و [[رفتار]] فرد بروز می‌کند<ref>مفردات الفاظ القرآن، واژه «خلق».</ref>.
آن‎چه از دیدگاه [[اهل لغت]] در باب [[شناخت]] معنای «اخلاق» در خور [[تأمل]] و دقت است این است که به نظر آنان [[خُلق و خوی]]، مانند ویژگی‌های فیزیکی و جسمی ریشه در اعماق وجود انسان دارد و به آسانی قابل [[تغییر]] و زوال نیستند؛ مگر با برنامه‌ریزی‎های درست و دقیق [[تربیتی]] و پرورشی که مربی اخلاق بتواند با نهادینه کردن [[فضایل اخلاقی]] در درون فرد، [[رفتارهای زشت]] را به کلی از وی ریشه‎کن کند. بنابراین، اخلاق در نزد لغویان به معنای صفت یا ملکه‌ای است در [[نفس انسان]] که منشأ صدور [[افعال خیر]] و [[شر]] از وی می‌شود، بدون [[تفکر]] و تأمل<ref>المعجم الوسیط، واژه «خلق».</ref>.
علمای [[علم اخلاق]] نیز معنایی نزدیک به گفتار [[اهل لغت]]، برای «[[اخلاق]]» بیان کرده‌اند همه آنها بر این امر تأکید دارند که [[خُلق]] عبارت است از [[ملکه]]<ref>تهذیب الاخلاق، ص۳۶.</ref> و هیئت خاصی که در [[نفس انسان]] [[رسوخ]] دارد<ref>اخلاق حسنه، ص۹.</ref> و مبدأ صدور رفتارهایی است که بدون [[تفکر]] و [[تأمل]] و به آسانی از او صادر می‌شود<ref>دو رساله در اخلاق، باب ۲، ص۲۰.</ref>. [[ملکات نفسانی]] دو دسته‌اند: [[فطری]] و ذاتی که جزو [[سرشت آدمی]] است و اکتسابی که با تلاش و تمرین و [[عادت]] به دست می‌آید؛ چنان که [[بخیل]] در ابتدا با [[سختی]] چیزی را می‌بخشد، اما [[بخشندگی]] در اثر تکرار، به صورت [[خوی]] و عادت او در می‌آید و به تدریج تبدیل به ملکه می‌شود<ref>بحار الانوار، ج۶۷، باب ۵۹، ص۳۷۲ (ذیل حدیث ۱۸).</ref>.
نکات برگرفته از تعریف اخلاق: اولاً، تأکید بر [[ثبات]] و [[پایداری]] [[ملکات اخلاقی]] و صفات [[نفسانی]] است که نسبتاً پایدارند و به آسانی قابل [[تغییر]] نیستند<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۲۶.</ref>؛ ثانیاً، رفتارهای [[اخلاقی]]، اعم از خوب و بد ریشه در ملکات نفسانی دارد و همانند آن، به ندرت تغییر پذیر است؛ ثالثاً، کلمه «اخلاق» دو کاربرد دارد: گاه به خود آن ملکات نفسانی اطلاق می‌شود و گاه بر نفس [[رفتار]] اخلاقی صادر شده از [[انسان]]، ولو با [[فکر]] و [[اندیشه]] در عرف عام کاربرد دوم بیشتر رایج است؛ وقتی گفته می‌شود فلان کس [[اخلاق نیکو]] دارد، برداشت عمومی آن است که رفتارش نیکوست<ref>دروس فلسفه، اخلاق، ص۹.</ref>.<ref>[[محمد احسانی|احسانی، محمد]]، [[سیره اخلاقی و تربیتی معصومین (کتاب)|سیره اخلاقی و تربیتی معصومین]]، ص ۲۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۱: خط ۴۱:
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[اخلاق - جوادی (مقاله)|مقاله «اخلاق»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[اخلاق - جوادی (مقاله)|مقاله «اخلاق»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:10109419.jpg|22px]] [[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|'''سیره اخلاقی پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:10109419.jpg|22px]] [[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|'''سیره اخلاقی پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:IM010671.jpg|22px]] [[محمد احسانی|احسانی، محمد]]، [[سیره اخلاقی و تربیتی معصومین (کتاب)|'''سیره اخلاقی و تربیتی معصومین''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۳۵

ویرایش