←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
به دیگر سخن، وحی از طریق نوم را مثلاً هیچ توجیهی نیست که آن را از {{متن قرآن|مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}} خارج و تحت «وحیاً» داخل کند. | به دیگر سخن، وحی از طریق نوم را مثلاً هیچ توجیهی نیست که آن را از {{متن قرآن|مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}} خارج و تحت «وحیاً» داخل کند. | ||
نکته قابل [[تأمل]] در نظریه علامه این که ایشان «وحیاً» را به وحی مستقیم اختصاص داد و [[وحی الهامی]] را از آن خارج کرد؛ اگر وحی الهامی از سنخ وحی [[قلبی]] الهی باشد که خداوند ناگهان بر [[دل]] بعضی میافکند، این قسم از وحی و [[الهام]] بدون واسطه است و باید داخل قسم اول باشد. مگر این که گفته شود این قسم از [[وحی]] نیز توسط [[فرشتگان]] و [[عقول]] مانند [[عقل فعال]] انجام میگیرد که داخل دو قسم دیگر میشود.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۵۹.</ref>. | نکته قابل [[تأمل]] در نظریه علامه این که ایشان «وحیاً» را به وحی مستقیم اختصاص داد و [[وحی الهامی]] را از آن خارج کرد؛ اگر وحی الهامی از سنخ وحی [[قلبی]] الهی باشد که خداوند ناگهان بر [[دل]] بعضی میافکند، این قسم از وحی و [[الهام]] بدون واسطه است و باید داخل قسم اول باشد. مگر این که گفته شود این قسم از [[وحی]] نیز توسط [[فرشتگان]] و [[عقول]] مانند [[عقل فعال]] انجام میگیرد که داخل دو قسم دیگر میشود.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۵۹.</ref>. | ||
===[[وحی]] گفتاری=== | |||
سومین قسم از وحی از سنخ گفتار و گزاره است که از طریق [[گفتگو]] محاوره انجام میگیرد. این قسم از وحی خود به سه قسم دیگر تقسیم میشود که اشاره میشود: | |||
==={{متن قرآن|مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}}=== | |||
دومین قسم از وحی در [[آیه مبارکه]]، وحیای است که طبق تعبیر [[آیه شریفه]]، از پشت [[حجاب]] و پرده است که شخص مخاطب آن را [[حس]] و یا میشنود، اما نمیتواند رو در رو با آن باشد. مثال بارز آن، تکلم [[خداوند]] با [[حضرت موسی]] بوده است که خداوند خودش با حضرت موسی سخن میگفت. البته به این معنا که خودش الفاظ و امواج صوتی را مستقیماً و به اصطلاح [[روز]] زنده [[خلق]] کرده و حضرت موسی را خطاب قرار میداد و حضرت نیز صدا را شنیده اما گوینده آن را در نمییافت. صدا از همه جوانب میآمد اما بیشتر از یک شیء خاص مانند درخت و [[آتش]] ظاهر میشد. در این وحی واسطهای مانند [[فرشته]] در بین نیست، بلکه مخاطب وحی به صورت زنده ندای [[غیبی]] الوهی را شنیده و چه بسا سوال و پاسخی نیز از هر دو ناحیه رد و بدل شود. | |||
از [[ظواهر]] برخی [[آیات]] چنین استظهار میشود که [[حقیقت وحی]] یا حداقل بعضی از [[اقسام وحی]] از سنخ گزاره و لفظ و به اصطلاح «فعل گفتاری» است که در این جا به این آیات اشاره میشود. | |||
'''وحی حضرت موسی''': نخست از وحی حضرت موسی شروع میکنیم که به [[پیامبر]] «[[کلیم الله]]» معروف است. داستان وحی آن حضرت در چند جای [[قرآن]] آمده است. در همه این موارد، قرآن از برپایی یک گفتمان بین خداوند و حضرت موسی خبر میدهد که از سوی خداوند خطاب لفظی و گفتاری به [[موسی]] میرسید و آن حضرت نه تنها آن را میشنید، بلکه شروع به [[پرسش]] و گفتگو با خداوند کرد که متقابلاً جواب شنید و از ناحیه خداوند نیز سؤالهایی از موسی شد. | |||
{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَا مُوسَى * إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى * وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى * إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي * إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى * فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى * وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى * قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى * قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى * فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى * قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى * وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى * لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى * اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى* قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا * وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا * إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا * قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى}}<ref>«و چون به آن رسید ندا داده شد: ای موسی! * بیگمان این منم پروردگار تو، پایپوشهای خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی * و من تو را برگزیدهام پس به آنچه وحی میشود گوش فرا ده * بیگمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار * که رستخیز آمدنی است؛ برآنم که آن را پنهان دارم تا هر کس بدانچه میکوشد پاداش داده شود * پس آن کس که بدان ایمان ندارد و از هوای نفس خویش پیروی کرده است نباید تو را از آن باز دارد که نابود میشوی * و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟ * گفت: چوبهدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است * فرمود: آن را بیفکن، ای موسی! * و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبهدست) ماری شد که میشتافت * فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز میگردانیم * و دست خویش (از گریبان به) زیر بازو بر تا بیهیچ بیماری درخشان برآید به نشانه ای دیگر * تا به تو برخی از نشانههای بزرگ خویش را نشان دهیم * به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است * (موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند *و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز * تا تو را بسیار به پاکی بستاییم * و بسیار تو را به یاد آوریم * که بیگمان تو، به (کار) ما بینایی * فرمود: ای موسی! خواستهات برآورده شد» سوره طه، آیه ۱۱-۳۶.</ref>. | |||
[[آیات]] فوق حکایت صریح از نحوه [[وحی]] [[موسی]] بیان میدارد. در این آیات واژه (قال) پنج مرتبه و واژگان «نودی» و «فاستمع» یک بار از رد و بدل شدن [[کلام]] و سخن در این وحی به صورت یک گفتگویی چندین گزارهای و دقیقهای خبر میدهند. | |||
نخستین واژه، «نودی» است که وقتی موسی بر [[آتش]] نزدیک شد، ناگهان ندا و صدایی را شنید. [[علامه طباطبائی]] استعمال نودی به صورت مجهول و نه معلوم مثل «نادی ربه» را دلیل بر ناگهانی بودن ندای فوق میداند<ref>ر.ک: المیزان، ج١۴، ص١٣٩.</ref>. | |||
محتوای ندا و [[پیام]] [[غیبی]] نیز آیات بعدی است. تکرار [[خداوند]] مبنی بر [[استماع]] ندای غیبی، حکایت دیگری از سنخ وحی میکند و همین [[طور]] سؤال و پاسخهای متعدد که با واژگان «قال» آمده است همگی بر فعل گفتاری بودن وحی موسی دلالت میکند. در جاهای دیگر [[قرآن]] که [[وحی]] [[موسی]] را حکایت میکند برای بیان داستان وحی، از واژه «نداء» استفاده شده است. مانند: | |||
{{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ}}<ref>«و او را از سوی راست (کوه) طور ندا دادیم و او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم» سوره مریم، آیه ۵۲.</ref>. | |||
{{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا}}<ref>«و چون نزد آن آمد، بانگی برآمد که خجسته باد آن کس که در (کنار این) آتش و آنکه پیرامون آن است و پاکا خداوندی که پروردگار جهانیان است» سوره نمل، آیه ۸.</ref>. | |||
{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سوی قوم ستمکار برو!» سوره شعراء، آیه ۱۰.</ref>. | |||
[[آیات]] فوق [[بینیاز]] از توضیح است، اما نکته دیگر این که در بعضی آیات وحی [[حضرت موسی]] نه با واژه «نداء» بلکه به صورت {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى}} آمده است. آیات ندا [[مفسر]] آیات فوق میشوند. | |||
'''وحی [[حضرت مریم]]''': مورد دوم وحی، وحی بر حضرت مریم است. آن حضرت هنگام [[تولد حضرت عیسی]] پریشان خاطر بود و آرزوی حذف نام خود را از صفحه وجود میکرد. برای [[تسلی]] خاطر حضرت مریم ندای [[غیبی]] - بنا به دیدگاهی که منادی را [[فرشته]] و نه [[عیسی]] میداند - آمد و او را تسلی داده و از جوشش یک چشمه در زیر پای [[مریم]] خبر داد. | |||
{{متن قرآن|قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا * فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي}}<ref>«آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند؛ گفت: کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم ۸ پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است» سوره مریم، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. | |||
'''[[وحی]] [[پیامبر اسلام]]''': اما درباره [[وحی بر پیامبر]] [[اسلام]] باید گفت که [[آیات قرآن]] با عناوین مختلف، [[وحیانی]] و آسمانی بودن [[قرآن]] را تأکید کرده است که تفصیل آن در صفحات پیشین گذشت. | |||
از عناوین پیشین آیاتی که دلالت بر [[تلاوت]] یا [[قرائت قرآن]] از سوی [[خداوند]] یا [[فرشتگان]] میکند، در [[اثبات]] نظریه فعل گفتاری بودن وحی، دلالت روشن و شفاف دارند،؛ چراکه آن دو وحی را از سنخ تلاوت و قرائت معرفی میکند که همان فعل گفتاری است. | |||
علاوه بر [[آیات]] با عناوین تلاوت و قرائت، آیات دیگری هستند که صریحاً از القای «قول» به [[پیامبر]] خبر میدهد. مانند: {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}}<ref>«ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو میفرستیم» سوره مزمل، آیه ۵.</ref>. | |||
خداوند در [[آیه شریفه]] صریحاً از القای [[قول و فعل]] گفتاری - که طبق [[تفسیر]] همه [[مفسران]] قرآن است - به پیامبر خبر میدهد و از آن برمیآید که وحی و انزال قرآن بر پیامبر در قالب قول و گفتار بوده است. | |||
[[آیه]] دیگر نیز وحی ارسالی از [[فرشته]] به پیامبر را «قول» و گفتار توصیف میکند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ}}<ref>«که این (قرآن) بازخوانده فرستادهای گرامی است» سوره حاقه، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ}}<ref>«که آن (قرآن) گفتاری جدّی و قاطع است،» سوره طارق، آیه ۱۳.</ref>. | |||
'''وحی گفتاری در [[روایات]]''': در روایات نیز بر گفتاری بودن وحی تأکید شده است که به بعضی اشاره میشود: | |||
اولین [[روایت]] و گزارش را از صاحب وحی یعنی پیامبر اسلام{{صل}} نقل میکنیم که در پاسخ از چگونگی آمدن وحی فرمود: | |||
{{متن حدیث|أَحْيَاناً يَأْتِينِي مِثْلَ صَلْصَلَةِ الْجَرَسِ وَ هُوَ أَشَدُّهُ عَلَيَّ فَيْفْصِمُ عَنِّي فَقَدْ وَعَيْتُ مَا قَالَ}}<ref>بحار، ج۱۸، ص٢۶٠.</ref>. | |||
«گاهی وحی بر من فرود میآید مثل صدای آهن زنگ، این حالت برای من بسیار شدید و دهشتزاست به گونهای که عرق پیشانی به صورت مداوم مانند آب میریزد، من آن چه را [[فرشته وحی]] گوید را [[حفظ]] میکردم». آن حضرت نیز در پاسخ [[عبدالله بن عمر]] از [[حس]] [[وحی]] فرمود: | |||
{{متن حدیث|أسمع صلاصل ثم أسكت عند ذلك فما من مرة يوحى الي الا ظننت ان نفسي تقبض}}<ref>الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص١٢۴.</ref>. | |||
«صدایی مانند صدای آهن زنگ میشنوم، پس [[سکوت]] [[اختیار]] میکنم. بر من وحیای نازل نمیشود مگر این که [[گمان]] میکنم [[قبض روح]] میشوم». | |||
در دو [[روایت]] ذیل وحی [[امام]] و به تعبیر دقیق [[الهام]] و [[علم غیبی]] امام به دو منبع [[غیبی]] یعنی الهام و [[فرشته]] مستند شده است. از آنجا که [[حقیقت]] و [[ماهیت علم امام]]{{ع}} با [[پیامبر]] تفاوت ندارد، از آن میتوان به [[شناخت]] وحی نظری افکند. | |||
[[امام صادق]] در پاسخ از [[منبع علم امام]] از امور [[آینده]] فرمود: | |||
{{متن حدیث|فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا}}<ref>بحار، ج۲۶، ص۵۹.</ref>. | |||
در این روایت منبع علم امام افکندن معنایی در [[قلب]] و صدای آهسته و در گوشی ([[نقر]]) توصیف شده است. اما این که این در گوشی از کیست؟ [[امام رضا]]{{ع}} در [[حدیث]] ذیل آن را به [[فرشتگان]] نسبت میدهد. {{متن حدیث|وَ أَمَّا النَّكْتُ فِي الْقُلُوبِ فَهُوَ الْإِلْهَامُ وَ أَمَّا النَّقْرُ فِي الْأَسْمَاعِ فَحَدِيثُ الْمَلَائِكَةِ نَسْمَعُ كَلَامَهُمْ وَ لَا نَرَى شَخْصَهُمْ}}<ref>بحار، ج۲۶، ص۱۸.</ref>. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} [[پیامبران]] را به پنج گروه تقسیم میکند که گروهی از آنان در [[بیداری]] صدای وحی را میشنوند: {{متن حدیث|الْأَنْبِيَاءُ عَلَى خَمْسَةِ أَنْوَاعٍ مِنْهُمْ مَنْ يَسْمَعُ الصَّوْتَ مِثْلَ صَوْتِ السِّلْسِلَةِ فَيَعْلَمُ مَا عُنِيَ بِهِ}}<ref>بحار، ج۱۱، ص۵۳.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۶۱.</ref>. | |||
===شنیدن و [[مشاهده]] فرشته در بیداری=== | |||
[[راهبرد]] پیشین تنها به سنخ گفتاری بودن وحی تأکید میکرد که هاتف غیبی پیامبر را خطاب قرار داده و [[مأموریت]] [[نبوت]] را به وی میسپارد. اما طریق دیگر وحی، [[تمثل]] فرشته وی به صورت بشری است، در این طریق مخاطب وحی فرشته وحی را مشاهده کرده و [[پیام]] وحی را از او و نه از هاتف غیبی، دریافت میکند. | |||
وحی [[حضرت مریم]] از طریق [[تمثل]] [[فرشته وحی]] بود. چنان که [[آیه]] ذیل میفرماید: | |||
{{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>. | |||
[[وحی]] [[پیامبر اسلام]] نیز گاهی از طریق [[جبرئیل]] میشد، چنان که خود حضرت میفرماید: | |||
{{متن حدیث|... وَ أَحْيَاناً يَتَمَثَّلُ لِيَ الْمَلَكُ رَجُلًا فَيُكَلِّمُنِي فَأَعِي مَا يَقُولُ}}. | |||
در این [[حدیث پیامبر]]{{صل}} ضمن توصیف گفتار جبرئیل به مکالمه دو [[طرفه]] {{متن حدیث|فَيُكَلِّمُنِي}} خاطر نشان میسازد که من آن چه او میگفت را [[حفظ]] میکردم. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} نیز یکی از اقسام پنجگانه [[نبوت]] را [[مشاهده]] [[فرشته]] در خارج ذکر میکند: {{متن حدیث|الْأَنْبِيَاءُ عَلَى خَمْسَةِ أَنْوَاعٍ... وَ مِنْهُمْ مَنْ يُعَايِنُ}}<ref>بحار، ج۱۱، ص۵۳.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۶۵.</ref>. | |||
===مشاهده فرشته در رویا=== | |||
[[خواب]] و [[رؤیای صادق]] در [[احادیث]] یک هفتادم نبوت توصیف شده است<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الرُّؤْيَا الصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ}}؛ (بحار، ج١۴، ص۶٣۵).</ref>. بعضی وحیها از طریق خواب به [[پیامبر]] [[ابلاغ]] میشود. در این وحی، از طریق شنیدن گفتار هاتف [[غیبی]] یا شنیدن توأم با مشاهده تمثال فرشته بر پیامبر وحی میشود. باز این قسم از وحی داخل وحی گفتاری است. | |||
امام باقر{{ع}} وحی از طریق [[رؤیا]] را یکی از اقسام پنجگانه [[پیامبران]] بر میشمارد: | |||
{{متن حدیث|الْأَنْبِيَاءُ عَلَى خَمْسَةِ أَنْوَاعٍ... وَ مِنْهُمْ مَنْ يُنَبَّأُ فِي مَنَامِهِ مِثْلُ يُوسُفَ وَ إِبْرَاهِيمَ{{عم}}}}<ref>بحار، ج۱۱، ص۵۳.</ref>. | |||
این قسم از وحی در شروع نبوت اتفاق میافتد یا بر پیامبرانی واقع میشود که از مراتب پایین نبوت برخوردارند که در لسان [[روایات]] از چنین [[پیغمبری]] به «[[نبی]]» تعبیر میشود، در مقابل «[[رسول]]» که وحی آن از طریق مشاهده فرشته در [[بیداری]] است. [[زراره]] از امام باقر{{ع}} درباره تفاوت رسول و نبی سؤال کرد و حضرت فرمود: | |||
{{متن حدیث|النَّبِيُّ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يُعَايِنُ الْمَلَكَ وَ الرَّسُولُ الَّذِي يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يُعَايِنُ الْمَلَكَ}}<ref>الاصول من الکافی، ج۱، ص١٧۶، کتاب الحجة، باب الفرق بین الرسول و النبی، حدیث ۱.</ref>. | |||
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیش از بعثت]] گاهی از طریق [[رؤیا]] به [[امور غیبی]] [[آگاه]] میشد و در واقع این خوابها به عنوان مقدمه [[وحی]] بودند<ref>ر.ک: السیرة الحلبیة، ج١، ص٢۵۶.</ref>. | |||
از [[امام علی]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: | |||
{{متن حدیث|رُؤْيَا الْأَنْبِيَاءِ وَحْيٌ}}<ref>بحار، ج۶١، ص۱۸۱.</ref>. | |||
'''دلیل عدم [[مشاهده]] [[جبرئیل]] و نشنیدن صدای وی برای دیگران''': در صفحات پیشین تأکید شد که [[فرشته وحی]] به شکل متمثل پیش [[پیامبر]] در حاضر میشده و با آن حضرت [[گفتگو]] میکرد یا [[خداوند]] با [[پیغمبر]] خویش مخاطبه میکرد. سؤال این است که اگر این مشاهده جبرئیل و شنیدن صدای وی در عالم واقع بود، پس چرا این مسأله به شخص پیغمبر اختصاص داشت و دیگران نمیتوانستند صورت متمثل جبرئیل را مشاهده و یا حداقل صدای وحی را [[استماع]] کنند؟ | |||
در پاسخ سؤال فوق باید به این نکته اشاره کرد که وجود جبرئیل وجود بسیط و [[عقلی]] است؛ لذا مشاهده و مکالمه [[نبی]] با وی نخست در عالم [[عقل]] اتفاق میافتد، سپس وجود عقلی جبرئیل به [[عالم مثال]] و وجود مثالی تنزل پیدا میکند و به اصطلاح متمثل میشود. پیغمبر میتواند صورت مثالی وی را مشاهده و صدای او را متناسب با عالم مثال استماع کند. روشن است این مشاهده در عالم عقل یا مثال اختصاص به انسانهایی خواهد داشت که [[نفوس]] خود را جلا داده و [[قادر]] به اتصال با عالم [[عقول]] و مثال هستند و در صورت عدم [[استعداد]] نفس برای این ارتباط و اتصال از مشاهده صورت جبرئیل و صدای وی [[محروم]] خواهند شد. دلیل بر امکان مشاهده صورت عقلی یا مثالی جبرئیل و شنیدن صدای وی، وقوع آن بر [[حضرت علی]]{{ع}} است. آن حضرت مطابق [[روایات]] معروف صدای جبرئیل را میشنید و همچنین برحسب بعضی روایات نیز میتوانست صورت جبرئیل را مشاهده کند. چنان که پیامبر اسلام{{صل}} در این باره به حضرت علی{{ع}} فرمود: | |||
{{متن حدیث|إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ}}<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، خطبه ۱۹۰.</ref>. | |||
دلیل ملموستر برای امکان [[مشاهده]] صورت مثالی و شنیدن صدای وی برای شخص خاص و عدم تحقق آن بر [[انسان]] دیگر، [[خواب]] است که در خواب انسان با چندین شخص سخن میگوید و صورت آنها را میبیند، اما کسی که کنارش نشسته، اصلاً توجهی به این نکته ندارد. | |||
بنابراین برای توجیه عدم مشاهده [[جبرئیل]] و نشنیدن صدای وی برای دیگران لازم نیست که به مشاهده جبرئیل در [[قوه مخیله]] [[پیغمبر]] متمسک شویم، چنان که [[فلاسفه]] مانند [[صدرا]] مرتکب شدند که عبارتش گذشت. | |||
باری اگر جبرئیل به صورت مادی تنزل و متمثل شود، چنان که گاهی به صورت [[دحیه]] کلبی نازل میشد، حاضران میتوانستند او را مشاهده کنند، اما تشخیص این که صاحب این صورت آیا دحیه است یا جبرئیل برای آنان مقدور نبود؛ لذا از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده است که فرمود هنگام مشاهده دحیه نزد من حضور من نیایید. | |||
'''جمعبندی''': | |||
#صورت اول [[وحی]]، [[الهام]] [[قلبی]] و افکندن معنا و پیامی در [[قلب]] پیامبر یا [[انسان کامل]] است. وحی [[مادر حضرت موسی]] مصداق آن است. اکثر [[متکلمان]] و [[مفسران]] {{متن قرآن|إِلَّا وَحْيًا}} را بر آن [[تفسیر]] کردند. | |||
#صورت دوم وحی از طریق [[فرشته]] انجام میگیرد. در این وحی پیامبر صدا یا صورت متمثل [[فرشته وحی]] را در خواب یا [[بیداری]] [[استماع]] و مشاهده میکند. | |||
#گاهی [[پیامبران]] صورت متمثل فرشته وحی را نشناخته و چه بسا از آن خوفناک میشدند. | |||
# [[نزول]] و صعود فرشته وحی در [[اختیار]] [[نبی]] نبوده و لذا مسأله قطع یا تأخیر [[نزول وحی]] پیش میآمد. | |||
# نزول وحی ([[قرآن]]) با لفظ و معنی صورت گرفته است و پیامبر{{صل}} نقش واسطه را داشته است. | |||
# پیامبر پیش از نزول وحی از محتوای آن اطلاعی نداشته است. | |||
#در قرآن به وجود عالمی پیش از [[عالم طبیعت]] تأکید شده و عالم طبیعت و حوادث آن صورت متنزل آن توصیف شده است. | |||
#در قرآن به وجود پیشینه قرآن در نشأه ماقبل [[دنیا]] تصریح شده است. | |||
#در قرآن به [[دریافت وحی]] از طریق ارتقای نفس [[نبوی]] اشاره نشده است، اما در [[روایت]] [[روح]] نبوی به عنوان [[اولین پیامبر]] و هستی ممکن توصیف شده است. | |||
#صورت سوم [[وحی]] از طریق محاوره و مکالمه زنده از سوی [[خداوند]] و [[پیامبر]] است که در این وحی به جای [[نزول]] [[فرشته]]، خداوند با [[خلق]] الفاظ و گفتار و ظهور آن در مظهری مانند درخت و [[آتش]] با پیامبر خویش [[گفتگو]] کرده و وحی را مستقیماً [[ابلاغ]] میکند که مصداق بارز آن [[حضرت موسی]] بود. | |||
#صورت چهارم و [[تکامل]] یافته وحی حذف واسطهها کلاً و دریافت وحی مستقیماً از [[حق تعالی]] است. در این وحی یا واسطه و فرشتهای در بین نیست و یا اگر هست توجهی بدان نیست. [[علامه طباطبائی]] {{متن قرآن|إِلَّا وَحْيًا}} را بر آن [[تفسیر]] میکرد. علاوه این که در بعضی [[روایات]] به حذف [[جبرئیل]] در وحی و دریافت وحی مستقیماً از خداوند تأکید شده است که از آن به «تجلی» تعبیر شده که موجب ثقل وحی و [[اضطراب]] نفس نبوی میشود. | |||
# وحی شماره دو و سه ([[فرشتگان]] و محاورهای) از سنخ وحی فعل گفتاری و گزارهای خواهد بود که [[متکلمان]] بر آن [[اصرار]] داشتند. اما وحی قسم اول (الهامی) و قسم آخر (حذف واسطه و تجلی الوهی) متفاوت با سنخ گفتاری است. به نظر نگارنده [[وحی الهامی]] از سنخ خلق ابداعات خواهد بود که خداوند معنا و پیامی را در نفس نبوی بالفور خلق و حک میکند. شبیه آن [[حدس]] [[ذهن]] [[انسان]] است که گاهی معنایی را که مدتها روی آن [[تأمل]] کرده نمیتوانسته آن را بیابد، ناگهان به حل آن پی میبرد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۶۶.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||