←پیامدهای خلافت عثمان و نقش آن در تحکیم قدرت بنیامیه
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
[[راستی]] چه خدمتی از این بالاتر؟!<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۱۲۵.</ref>. | [[راستی]] چه خدمتی از این بالاتر؟!<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۱۲۵.</ref>. | ||
==پیامدهای [[خلافت عثمان]] و نقش آن در | ==پیامدهای [[خلافت عثمان]] و نقش آن در تحکیم [[قدرت]] [[بنیامیه]]== | ||
با | با انتخاب عثمان<ref>عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیه بن عبد شمس.</ref> به [[خلافت]]، بنیامیه که [[دشمنی]] آنان با [[اسلام]] و [[رسول خدا]]{{صل}} از همان آغاز آشکار بود، قدرت یافتند و زمینههای [[انتقام]] از [[آل]] [[رسول الله]]{{صل}} فراهم شد. | ||
قدرت در خاندانی قرار گرفت که در تمامی [[جنگها]] بر ضد رسول خدا{{صل}} به طور مستقیم یا غیرمستقیم مشارکت داشتند و قدرت و [[نفوذ]] رسول خدا{{صل}} را امری [[دنیوی]] و چیزی همانند [[سلطنت]] و [[حکومت]] میدانستند، نه ناشی از [[رسالت]] و [[نبوت]]. به همین خاطر، پس از قدرت یافتن [[عثمان]]، [[ابوسفیان]] روزی خطاب به عثمان گفت: | قدرت در خاندانی قرار گرفت که در تمامی [[جنگها]] بر ضد رسول خدا{{صل}} به طور مستقیم یا غیرمستقیم مشارکت داشتند و قدرت و [[نفوذ]] رسول خدا{{صل}} را امری [[دنیوی]] و چیزی همانند [[سلطنت]] و [[حکومت]] میدانستند، نه ناشی از [[رسالت]] و [[نبوت]]. به همین خاطر، پس از قدرت یافتن [[عثمان]]، [[ابوسفیان]] روزی خطاب به عثمان گفت: | ||
{{عربی|صَارَتْ إِلَیْکَ بَعْدَ تَیْمٍ وَ عَدِیٍّ فَأَدِرْهَا کَالْکُرَةِ، وَاجْعَلْ أَوْتَادَهَا بَنِي أُمَیَّةَ، فَإِنَّمَا هُوَ الْمُلْکُ وَ لَا أَدْرِي مَا جَنَّةٌ وَ لَا نَارٌ}}؛ «این خلافت پس از [[قبیله]] [[تیم]] ([[ابوبکر]]) و عدی ([[عمر]]) به تو رسیده است. اکنون آن را همچون توپ (میان قبیله خودت) بگردان و پایههای آن را بنیامیه قرار ده! (این نکته را بدان که) فقط مسأله، [[فرمانروایی]] است (نه [[خلافت اسلامی]]) من که [[بهشت]] و دوزخی را نمیشناسم!». | {{عربی|صَارَتْ إِلَیْکَ بَعْدَ تَیْمٍ وَ عَدِیٍّ فَأَدِرْهَا کَالْکُرَةِ، وَاجْعَلْ أَوْتَادَهَا بَنِي أُمَیَّةَ، فَإِنَّمَا هُوَ الْمُلْکُ وَ لَا أَدْرِي مَا جَنَّةٌ وَ لَا نَارٌ}}؛ «این خلافت پس از [[قبیله]] [[تیم]] ([[ابوبکر]]) و عدی ([[عمر]]) به تو رسیده است. اکنون آن را همچون توپ (میان قبیله خودت) بگردان و پایههای آن را بنیامیه قرار ده! (این نکته را بدان که) فقط مسأله، [[فرمانروایی]] است (نه [[خلافت اسلامی]]) من که [[بهشت]] و دوزخی را نمیشناسم!». | ||