ام حبیبه همسر پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
←ازدواج با رسول خدا {{صل}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
[[امحبیبه]]، پسر عمویش [[خالد بن سعید بن عاص]] را در این امر، [[وکیل]] خود قرار داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. [[عمرو بن امیه]] به [[وکالت]] از [[رسول خدا]] {{صل}} از [[امحبیبه]] خواستگاری کرد. [[نجاشی]] در این مجلس، [[خطبه]] خواند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵.</ref>. سپس [[نجاشی]] و [[خالد بن سعید]] عهدهدار عقدشان شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و [[امحبیبه]] را با مهریه چهارصد [[دینار]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۸۹.</ref> و به [[نقلی]] صد [[دینار]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref> به [[عقد]] [[رسول الله]] {{صل}} در آوردند. پس [[نجاشی]] به [[سنت]] [[انبیای الهی]]، ولیمهای به حضار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref>. او پس از مدتی [[همسر]] آن حضرت {{صل}} را همراه دیگر [[مهاجران]] با هدایایی روانه [[مدینه]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷-۷۸.</ref>. آوردهاند که وقتی [[ابوسفیان]] از موضوع [[ازدواج]] دخترش [[امحبیبه]] با [[محمد]] با خبر شد گفت: "این مردی است که نمیتوان خواستش را برنیاورد"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۴.</ref>. کاروان [[مهاجران]]، همزمان با [[فتح خیبر]] به [[مدینه]] رسید. روزی که [[امحبیبه]] به [[مدینه]] آمد سی و چند ساله بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸؛ خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام حبیبه ۱ (مقاله)|ام حبیبه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> | [[امحبیبه]]، پسر عمویش [[خالد بن سعید بن عاص]] را در این امر، [[وکیل]] خود قرار داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. [[عمرو بن امیه]] به [[وکالت]] از [[رسول خدا]] {{صل}} از [[امحبیبه]] خواستگاری کرد. [[نجاشی]] در این مجلس، [[خطبه]] خواند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵.</ref>. سپس [[نجاشی]] و [[خالد بن سعید]] عهدهدار عقدشان شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و [[امحبیبه]] را با مهریه چهارصد [[دینار]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۸۹.</ref> و به [[نقلی]] صد [[دینار]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref> به [[عقد]] [[رسول الله]] {{صل}} در آوردند. پس [[نجاشی]] به [[سنت]] [[انبیای الهی]]، ولیمهای به حضار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref>. او پس از مدتی [[همسر]] آن حضرت {{صل}} را همراه دیگر [[مهاجران]] با هدایایی روانه [[مدینه]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷-۷۸.</ref>. آوردهاند که وقتی [[ابوسفیان]] از موضوع [[ازدواج]] دخترش [[امحبیبه]] با [[محمد]] با خبر شد گفت: "این مردی است که نمیتوان خواستش را برنیاورد"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۴.</ref>. کاروان [[مهاجران]]، همزمان با [[فتح خیبر]] به [[مدینه]] رسید. روزی که [[امحبیبه]] به [[مدینه]] آمد سی و چند ساله بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸؛ خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام حبیبه ۱ (مقاله)|ام حبیبه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> | ||
امّحبیبه در [[قیاس]] با دیگر همسران پیامبر، نزدیکترین فرد از لحاظ نسب و دورترین فرد از نظر مکان و بالاترین [[همسر]] از نظر دریافت مهریه بود. روشن است که [[ازدواج پیامبر]] با امّحبیبه جنبه [[دلجویی]] از این [[زن]] [[مسلمان]] داشت؛ زیرا او از پدر و اقوام [[بتپرست]] خویش برید، همراه شوهر مسلمانش رهسپار [[حبشه]] شد و در [[دیار]] [[غربت]] شوهر و [[شریک]] [[زندگی]] خود را از دست داد. پس چه افتخاری بهتر از این که به همسری [[پیامبر]] نایل گردد؟ بدینسان، پیامبر، هم از [[صبر]] و [[ایمان]] امّحبیبه [[تجلیل]] کردند و او و [[کودک]] بیپناهش را پناه دادند و هم از این طریق، [[ابوسفیان]]، [[رئیس]] [[کفّار]] و [[مشرکان مکه]]، را [[شکست]] دادند<ref>اسد الغابه، ابن اثیر، ج۵، ص۴۵۷؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۱۴۰؛ تاریخ الطبری، ج۲، ص۲۹۵.</ref>. | |||
امّحبیبه در [[سال هفتم هجرت]]، هنگام فتح «[[خیبر]]» همراه سایر [[مهاجران به مدینه]] بازگشت و [[رسول خدا]] از آمدن کاروان [[مهاجران]] بسیار [[خشنود]] شدند. امّحبیبه نیز گزارش [[سفر]] خود به حبشه و ماجرای [[عقد]] و ازدواج خود و لطفهایی را که [[نجاشی]] و کنیزش [[ابرهه]] درباره او کرده بودند، به پیامبر خاطرنشان کرد و به پیامبر عرض نمود که کنیز نجاشی به [[اسلام]] روی آورده و به شما [[سلام]] رسانده است. رسول خدا{{صل}} لبخندی زدند و درباره کنیز نجاشی فرمودند: {{متن حدیث|وَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ}}<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۹۸؛ تاریخ الطبری، ج۲، ص۲۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۲۷.</ref> | |||
== اوصاف [[اخلاقی]] == | == اوصاف [[اخلاقی]] == | ||