|
|
| خط ۵۷: |
خط ۵۷: |
| در [[روایات]] آمده است: با افرادی که به امراض ساری مانند: جزام، پیسی و... مبتلایند، [[معاشرت]] نکنید و از آنها فاصله بگیرید<ref>شاید بتوان مرضهای ساری چون ایدز و امثال آن را که از پدیدههای قرن حاضر است، در این طبقه قرار داد.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «از کسی که [[مبتلا]] به [[مرض]] [[جذام]] است؛ همانگونه که از شیر درنده فرار میکنی، از وی نیز بگریز»<ref>{{متن حدیث|فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَكَ مِنَ الْأَسَدِ}}؛ الفقه الاجتماع، ص۴۵.</ref>. این یک نکته بهداشتی است که [[اسلام]] به آن توجه نموده و گرنه از لحاظ کمالهای [[معنوی]]، ممکن است همان افراد نزد [[خداوند]] مقام [[ارجمندی]] داشته باشند<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۲.</ref>. | | در [[روایات]] آمده است: با افرادی که به امراض ساری مانند: جزام، پیسی و... مبتلایند، [[معاشرت]] نکنید و از آنها فاصله بگیرید<ref>شاید بتوان مرضهای ساری چون ایدز و امثال آن را که از پدیدههای قرن حاضر است، در این طبقه قرار داد.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «از کسی که [[مبتلا]] به [[مرض]] [[جذام]] است؛ همانگونه که از شیر درنده فرار میکنی، از وی نیز بگریز»<ref>{{متن حدیث|فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَكَ مِنَ الْأَسَدِ}}؛ الفقه الاجتماع، ص۴۵.</ref>. این یک نکته بهداشتی است که [[اسلام]] به آن توجه نموده و گرنه از لحاظ کمالهای [[معنوی]]، ممکن است همان افراد نزد [[خداوند]] مقام [[ارجمندی]] داشته باشند<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۲.</ref>. |
|
| |
|
| ==[[دوستان]] ناباب== | | == [[دوستان]] ناباب == |
| در [[دین مبین اسلام]]، از ارتباط با دوستان ناباب [[نهی]] شده است. [[حضرت پیامبر]] فرمود: از [[دوست بد]] بپرهیز که [[مردم]] تو را با او میشناسند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ قَرِينَ السُّوءِ فَإِنَّكَ بِهِ تُعْرَفُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۱۲.</ref>. | | {{اصلی|دوستی}} |
| | در [[دین مبین اسلام]]، از ارتباط با دوستان ناباب [[نهی]] شده است. [[حضرت پیامبر]] فرمود: از دوست بد بپرهیز که [[مردم]] تو را با او میشناسند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ قَرِينَ السُّوءِ فَإِنَّكَ بِهِ تُعْرَفُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۱۲.</ref>. بیشک انسان از محیط، [[خانواده]]، [[مدرسه]] و همسالان خود به شدت متأثر میشود. اصولاً [[شخصیت]] فرد در کنار دیگران و محیط [[اجتماعی]] شکل میگیرد. همسالان پس از [[خانواده]] نقش مهمی در [[تکوین]] ساختار شخصیت فرد دارد. به همین دلیل است که اگر دوستان فرد انسانهایی [[وارسته]] و خوب باشند، او نیز بالتبع چنین به بار خواهد آمد و چنانچه افرادی [[فاسد]] و [[آلوده]] باشند، او نیز دیر یا زود در منجلاب فرو خواهد رفت و خلافکار خواهد گردید. از این رو بزرگان فرمودهاند: اگر میخواهید از شخصیت فردی [[آگاه]] شوید، سراغ دوستانش بروید. |
|
| |
|
| بیشک انسان از محیط، [[خانواده]]، [[مدرسه]] و همسالان خود به شدت متأثر میشود. اصولاً [[شخصیت]] فرد در کنار دیگران و محیط [[اجتماعی]] شکل میگیرد. همسالان پس از [[خانواده]] نقش مهمی در [[تکوین]] ساختار شخصیت فرد دارد. به همین دلیل است که اگر دوستان فرد انسانهایی [[وارسته]] و خوب باشند، او نیز بالتبع چنین به بار خواهد آمد و چنانچه افرادی [[فاسد]] و [[آلوده]] باشند، او نیز دیر یا زود در منجلاب فرو خواهد رفت و خلافکار خواهد گردید. از این رو بزرگان فرمودهاند: اگر میخواهید از [[شخصیت فردی]] [[آگاه]] شوید، سراغ دوستانش بروید.
| | روشن است، افراد در شرایط عادی با کسانی [[دوست]] میشوند که با آنها هم سلیقه و هم طیفاند. در روایات آمده است: مردم بر [[دین]] دوستان خود میباشند، پس باید مواظب باشد چه کسانی را به [[دوستی]] بر میگزیند <ref>{{متن حدیث|الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ}}؛ محمد ریشهری، میزان الحکمه، ماده صدیق.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۳-۱۷۸.</ref> |
| | |
| روشن است، افراد در شرایط عادی با کسانی [[دوست]] میشوند که با آنها هم سلیقه و هم طیفاند. در روایات آمده است: مردم بر [[دین]] دوستان خود میباشند، پس باید مواظب باشد چه کسانی را به [[دوستی]] بر میگزیند <ref>{{متن حدیث|الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ}}؛ محمد ریشهری، میزان الحکمه، ماده صدیق.</ref>. | |
| | |
| [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: هر شخص به کسی مانند خودش [[تمایل]] دارد<ref> {{متن حدیث|كُلُّ امْرِئٍ يَمِيلُ إِلَى مِثْلِهِ}}محمد ریشهری، میزان الحکمه، ماده صدیق (به نقل از غررالحکم).</ref>.
| |
| | |
| [[انسان]] اگر با افراد [[فرومایه]] همنشین شود به [[یقین]] از آنها متأثر میشود و اخلاقش [[فاسد]] میگردد؛ از این رو باید در [[انتخاب]] [[دوست]] نهایت دقت را داشته باشیم تا خدای نخواسته در منجلاب [[بدبختی]] گرفتار نگردیم و از افراد غیرصالح و خلافکار بپرهیزیم، تا دامنگیر [[آتش]] [[فساد]] اخلاقیشان نشویم.
| |
| | |
| افرادی که [[دوستان]] ناباب برگزیده و به انجام دادن [[گناه]] و گوش ندادن به سخنان [[پیشوایان دین]] [[عادت]] کردهاند، چه بسا به صورت گروهی به [[مقدسات دینی]] [[توهین]] کنند، اما پشیمان خواهند شد که پشیمانیشان سودی ندارد. آنها هنگامی که [[قیامت]] فرا میرسد، میگویند: وای بر من! کاش فلان شخص [[گمراه]] را دوست خود انتخاب نکرده بودم. او مرا از یادآوری [[حق]] [[گمراه]] ساخت، بعد از آنکه یاد [[حق]] به سراغ من آمده بود و [[شیطان]] همیشه خوارکننده انسان بوده است<ref>{{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}} «ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۸-۲۹.</ref>.
| |
| | |
| شاید حساسترین مرحله [[زندگی]] [[انسان]] [[جوانی]] باشد که در این دوره، تغییرهای جسمی و [[روحی]] در آنها پدید میآید که چه بسا درست [[هدایت]] نشوند، دچار نوعی سردرگمی و [[بحران]] میشوند. [[جوانان]] و [[نوجوانان]] [[فکر]] میکنند دیگران نمیتوانند آنان را [[درک]] کنند؛ لذا خودشان گروه کوچکی را تشکیل میدهند که [[فرهنگ]] خاص آنها را دارد و بیشتر اوقات را در کنار همدیگر سپری میکنند. [[جامعهشناسان]] در مورد گروه همسالان مینویسند:
| |
| «گروه همسالان به عنوان یکی از عوامل [[اجتماعی]] شدن، بیشترین نفوذش را در دوره [[نوجوانی]] [[اعمال]] میکند. در این دوره، مورد پسند قرارگرفتن، [[هدف]] اصلی نوجوانان میشود و پذیرش و نمایش ارزشهای گروه همسالان در پذیرش [[ارزشهای اجتماعی]] از سوی فرد، نقش تعیین کنندهای دارد. از آنجا که نوجوانان عموماً وقت زیادی را به گروه همسالان اختصاص میدهند، غالباً اصطلاحات و ارزشهای متفاوت از، [[جامعه]] بزرگسالان پیدا میکنند»<ref>بروس کوئن، درآمدی به جامعهشناسی، ترجمه محسن ثلاثی، ج۲، ص۷۹.</ref>.
| |
| | |
| [[دوست]] در زندگی انسان نقش مؤثری ایفا میکند. در [[زمان]] [[پیامبران]] گروهی دور هم جمع میشدند و وقتی پیامبران را میدیدند، آنان را مسخره میکردند؛ یکی حرف ناروا میگفت و دیگران گفتهاش را [[تأیید]] مینمودند. بدین طریق چون [[احساس]] [[تنهایی]] نمیکردند و [[دوستان]] ناباب به آنها [[قوت قلب]] میدادند، از [[جسارت]] به پیامبران هیچگونه هراسی نداشتند. در پایان این فصل ذکر این نکته لازم است که بدون [[شک]] شرایط اجتماعی، [[خرافات]]، [[مفاسد اجتماعی]] و دوستان ناباب در تعیین مسیر حرکت انسان نقش مهمی دارد، اما هیچگاه او را وادار نمیسازد تا مرتکب عمل [[زشتی]] شود و عذری برای خطایش نیست. [[اجتماع]] بر روی [[عقاید]] انسان، تأثیری غیرمستقیم دارد؛ به این معنا که جامعهای [[فاسد]]، [[روح انسان]] را فاسد کرده، در او [[دینگریزی]] به وجود میآورد و سرانجام زمینه [[سقوط]] وی را فراهم میکند.
| |
| | |
| [[استاد مطهری]] در این باره میفرماید: «جو فاسد اجتماعی، جو روحی را [[فاسد]] میکند و جو فاسد [[روحی]] زمینه [[رشد]] اندیشههای متعالی را [[ضعیف]] و زمینه رشد اندیشههای [[پست]] را تقویت میکند.
| |
| | |
| به همین جهت است که در [[اسلام]] به [[اصلاح]] محیط [[اجتماعی]]، اهتمام زیادی شده است. و باز به همین جهت است که سیاستهایی که میخواهند اندیشههای متعالی را در مردمی بکشند، زمینه [[فساد اخلاقی]] و عملی آنها را فراهم میکنند و برای فراهم کردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسایلی که در [[اختیار]] دارند فاسد مینمایند»<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱، علل گرایش به مادیگری، ص۵۶۸.</ref>.
| |
| | |
| امروز، [[دشمنان اسلام]] برای این که [[جوانان]] [[مسلمان]] و [[جامعه اسلامی]] را به [[فساد]] بکشانند از راههای مختلفی وارد شدهاند که خطرناکتر از همه [[تهاجم فرهنگی]] است. این [[شبیخون]] [[فرهنگی]] در قالب نوارهای ویدیویی، سیدیها و سایتهای اینترنیتی مبتذل، با قیمت ارزان در اختیار [[مسلمانان]] قرار میگیرد تا جو [[دینی]] [[حاکم]] را به غیردینی تبدیل نموده و [[مردم]] را ضد [[دین]] و [[مذهب]] [[جسور]] کند. دشمنان اسلام تا اندازهای [[جسارت]] یافتهاند که حتی در [[کشورهای اسلامی]]، آشکارا به [[مقدسات دینی]]، [[پیامبران]] و [[ائمه هدی]]{{عم}} [[توهین]] میکنند و درصدداند با [[ترویج]] بیبندوباری و [[فحشا]] [[جوامع اسلامی]] را به سمت [[بیدینی]] سوق دهند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۳-۱۷۸.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |